سامسونگ بیش از صد هزارمتر مربع زمین را در شمال ایران درختکاری میکند
با شعار: یادگاری تو به زمین به نام خودت
سامسونگ بیش از صد هزارمتر مربع زمین را در شمال ایران درختکاری میکند


با شعار: یادگاری تو به زمین به نام خودت
سامسونگ بیش از صد هزارمتر مربع زمین را در شمال ایران درختکاری میکند


خیز دنیا برای تغییر غذا :
گونه مهاجم (invasive species) :
گونه مهاجم گیاه یا حیوانی است که بومی منطقه خاصی نیست و لذا به آن وارد شده و تمایل به گسترش در آن دارد و اغلب به محیط، اقتصاد و حتی سلامت انسانها لطمه میزند. محققین از عبارات مختلفی چون گونه مهاجم، گونه واردشده، گونه غیربومی و ... برای بیان این پدیده استفاده میکنند. گونه واردشده اساساً توسط انسان و بشیوه اتفاقی یا عمدی منتقل میگردد و لزوماً خسارت نمیزند ولی گونههایی که اثر بد بر اکوسیستم جدید دارند گونه مهاجم نامیده میشوند. اتحادیه بینالمللی حفظ محیط (IUCN )، گونه مهاجم را به نام گونه مهاجم خارجی (invasive exotics ) و اتحادیه اروپا آن را گونه مهاجم غریبه (Invasive Alien Species ) مینامند.
عامل خسارت
عوامل «متکی به گونه» و «متکی به اکوسیستم» و ترکیبی از این دو باعث تهاجم گونه تازهوارد در محیط جدید میشود. همه گونهها برای بقای خود رقابت میکنند ولی گونه مهاجم دارای صفات یا ترکیبی از صفات است که باعث میشود بر گونههای بومی غلبه یابد. گاه رقابت بصورت سرعت رشد و تولید مثل است و گاه تعامل با یکدیگر. این صفات لزوماً بعنوان شاخصی برای تعیین مهاجم بودن گونه نیستند بطوری که فقط 86 درصد گونههای مهاجم را میتوان از روی این صفات شناسایی کرد. مهمترین صفات مشترک گونههای مهاجم عبارتند از:
الف- رشد سریع
ب- تولید مثل سریع
پ- توانایی توزیع و پراکنش سریع
ت- انعطافپذیری فنوتیپی بطوری که قادر است برای وفق دادن خود با شرایط موجود، رشدش را تغییر دهد.
ث- تحمل نسبت به محدوده وسیعی از شرایط محیطی (دارای صلاحیت اکولوژیکی بالا)
ج- توانایی زندگی روی طیف وسیعی از مواد غذایی باین معنی که عامخار (generalist ) است.
چ- در کنار انسان به حیات و رشد خود ادامه میدهد.
ح- در پیشینه خود تهاجمهای موفق دارد.
گونههای تازهوارد قبل از شروع تهاجم در محل جدید، لازم است در جمعیت پایین به بقای خود ادامه دهند. در جمعیتهای پایین، تولید مثل و حفظ خود در محیط جدید برای آنها مشکل است بنابرین باید به موقعیتی برسند که تعداد آنها چند برابر زمان استقرارشان در محیط جدید شود. گونه تازهوارد اگر در برابر گونههای بومی بر سر غذا، نور، مکان فیزیکی و آب رقابت کرده و آنها را شکست دهد، به گونه مهاجم تبدیل میشود. در صورتی که این گونه زیر فشار رقابت یا شکار شدید باشد، محیط جدید تعداد کمتری از رقیبها را تحمل کرده و به مهاجم امکان آن را میدهد که بسرعت تکثیر شود. اکوسیستمهایی را که در آن گیاهان بومی در حداکثر ظرفیت مورد استفاده قرار میگیرند را میتوان بصورت سیستمهای «با جمع صفر» نام داد زیرا هر سودی که گونه تازهوارد ببرد بمعنی یک ضرر برای گونه بومی است. بهر حال این برتری رقابتی یکجانبه (و انقراض گونههای بومی در نتیجه افزایش گونه مهاجم) یک قانون عام نیست. گونههای مهاجم اغلب بمدت طولانی کنار گونه بومی میمانند و بتدریج توان رقابت خود را نشان میدهند و از نظر تعداد افزایش مییابند و متراکمتر میشوند و با محیط جدید سازگار میشوند.

گونه مهاجم باید توان استفاده از منابعی را داشته باشد که قبلاً برای گونههای بومی غیر قابل استفاده است و در مورد گونههای گیاهی باید توانایی زندگی در خاکهای غیر مسکون را داشته باشند. گیاه ریشبزی در کالیفرنیا ابتدا روی خاکهای با ظرفیت نگهداری آب اندک، مواد مغذی پایین و نسبت منیزیم به کلسیم بالا و نیز فلزات سنگین مستقر شد و توده نسبتاً محکمی تشکیل داد و بتدریج گونههای بومی را کنار زد.
تسهیل اکولوژیکی زمانی است که یک گونه، محیط را از طریق مواد شیمیایی و یا عوامل زیستی تغییر میدهد و گونههای موجود در آن را کنترل میکند و محیط را به ضرر گیاه رقیب پیش میبرد. آللوپاتی یکی از این شرایط تسهیلکننده است که بصورت شیمیایی رخ میدهد و گیاه مواد شیمیایی ترشح و محیط را برای سایر گونهها غیر قابل زیست میکند. علف هرزی بنام گل کندم (سنتورآ) در ایالات و سواحل غربی ایالات متحده گسترش یافت زیرا مادهای بنام «8 هیدروکسیکینولین» از ریشه آن ترشح میگردید که اثر منفی بر سایر گیاهان داشت .
در اکوسیستم، مقدار منابع موجود و کیفیت استفاده از منابع توسط موجودات بر گونههای تازه وارد اثر میگذارند. در اکوسیستمهای پایدار، استفاده از منابع موجود بحالت تعادل قرار دارد. مکانیسمهایی که موجب بهم خوردن این وضعیت شود منجر به تقویت گونههای مهاجم میشوند.

تهاجم بیشتر در اکوسیستمهایی رخ میدهد که شبیه محل زندگی گونه مهاجم است. اکوسیستمهای جزیرهای بیشتر مستعد تهاجم هستند زیرا گونههای آن با رقیبها و شکارچیان اندکی مواجه بوده و فاصله آنها از گونههای ایجادکننده کلنی باعث میشود بهتر بتوانند نیچهای باز داشته باشند. نمونه این پدیده از بین رفتن پرندگان بومی در گوام توسط مار قهوهای مهاجم است. بر عکس چه بسا اکوسیستم در معرض تهاجم فاقد رقبای طبیعی و شکارچیانی باشد که رشد مهاجمین را در اکوسیستم بومی خود چک میکنند. گاه اکوسیستمهای در معرض تهاجم در معرض بهم خوردگی ناشی از دخالت انسان هستند. این بهم خوردگی اوضاع به گونههای مهاجم فرصت میدهد تا خود را با رقابت کمتری مستقر سازند.
ناقلها
گونههای غیر بومی اغلب ناقل هستند ولی اغلب تهاجمها توسط فعالیت انسانی شکل میگیرد. انسان نیز در گسترش حوزه حضور گونهها نقش بازی میکند و نقش آن بمراتب گستردهتر از عوامل طبیعی است و آنها را به فواصل طولانیتری منتقل میسازند .انسان ماقبل تاریخ موش را به پلینزی برد. گیاهان و بذرها و تجارت حیوانات خانگی موجب انتقال گونهها از مرزها میشود. کشتیها محل حمل گونهها توسط انسان میباشند و هر ساله حجم قابل توجهی از موجودات بویژه گونههای دریایی به این شیوه انتقال مییابند. گاه انسان بصورت عمدی گونهها را انتقال میدهد. یکی از جریانهای برجسته آن انتقال گونههای مختلف حیوانی از اروپا به آمریکا در جریان کشف و استقرار اروپاییان در قاره جدید آمریکا است. در سال 2008 جعبه محتوی دهها سوسک زنده در یک پست مرزی در ایالات متحده کشف شد که از تایوان به آمریکا وارد میگردید. سوسک کرگدنی، سوسک هرگولس و کینگ استگ بومی آمریکا نیستد و لذا ورود آنها به کشور تهدید محسوب میگردید. بهمین دلیل هر گونه نقل و انتقال موجودات زنده از مرزهای کشوری به داخل مستلزم مجوز کتبی است. گاه اقتصاد نقش مهمی در ورود گونههای غیر بومی دارد. مثلاً تقاضای بالا برای نوعی خرچنگ چینی دلیل مناسبی برای رهاسازی عمدی آن در آبهای کشورهای دیگر بوده است.
اسکان و پاکسازی زمینها توسط بشر فشار زیادی بر گونههای بومی میآورد. بهمریختگی سکونتگاهها آنها را مستعد ورود گونههای مهاجم میکند که بر اکوسیستم منطقه اثر بدی خواهند داشت. ورود متوالی گونههای غیربومی به یک منطقه اثرات تعاملی بدتری دارد. ورود دومین گونه باعث شکوفایی گونه مهاجم اول میشود.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
حیوانات و خرافات :
علاوه بر تهدیدهای دائمی که نسل حیوانات مختلف را در کشورهای مختلف جهان تهدید میکند، متأسفانه در ایران شرایط آب و هوایی و اکولوژیکی به نفع حیوانات و در جهت تسهیل تغذیه و تولید مثل آنها نیست. بعلاوه گونههای اندکی که در ایران وجود دارند بعضاَ در معرض تهدیدهای ناشی از باورهای خرافی قرار دارند و قاچاقچیان برای پر کردن جیب خود با دامن زدن به این خرافات بهرهبرداری میکنند. خرافاتی که برای خود حیوانات نتوانسته کاری بکند و آنها را در معرض انهدام قرار داده است، آیا برای انسانهای باورمند به این خرافات بهرهای دارد؟
گوشت خرس. گوشت خرس گرم و تقویتکننده قوه باه است. در استانهای آذربایجان و شهرهای شمالی کشور خرس را همچون حیوان حلال گوشت ذبح میکنند و علاوه بر فروش گوشت، پوست آن را نیز برای دوری جستن از طلسم و افزایش قدرت بفروش میرسانند. در فرهنگ مردم آسیای شرقی سوپ پنجه خرس باعث طول عمر و سلامتی میشود و شانس میآورد. طرفداران پوست و سر خرس آن را تاکسیدرمی کرده و تزیین خانه خود میکنند.
دستگاه تناسل کفتار ماده. تجارت اندامهای حیوانات در بازار معمولی و دنیای مجازی گرم است. در خرافات منتشره در خراسان شمالی، آلت تناسلی کفتار ماده خوشبختی میآورد و زناشویی را گرم میکند و باطلالسحر است. قاچاقچیان حیوان و قصابان طبیعت این حیوان را با وحشیگری میکشند و بعد از جداسازی اندام مزبور لاشه را به چاه انداخته و آن را چند صد هزار تومان میفروشند تا زینتبخش گردن دختری شود که تازه به خانه بخت میرود. در این استان گزارشات متعددی مبنی بر شکار عمدی کفتار مشاهده شده است. دعای خواندهشده به آن قیمتش را بالاتر میبرد. در این فیلم، مرگ وحشیانه یک کفتار توسط افرادی دیده میشود.
خوشخبری هدهد. برخی معتقدند اگر هدهد (شانه بسر) زنده یا خشکشده در خانه نگهداری شود هر روز خبرهای خوش به دارنده آن میرسد. برخی افراد در روز لحظاتی را به نگاه کردن به هدهد خشکشده میپردازند و یا روزشان را با آن آغاز میکنند تا به زندگیشان برکت دهد. هدهد زنده یا خشکشده بین 50 تا 150 هزار تومان بفروش میرسد. داستان پیام آوری هدهد در عصر سلیمان نبی و خبر یافتن او از بلقیس ملکه صبا در قرآن ذکر شده است.
رسم کلهگرگی. با آمدن زمستان گرگها چارهای جز نزدیک شدن به روستاها و شکار گوسفندان ندارند. در برخی مناطق پیش از شروع زمستان و سردی هوا چند گرگ توسط روستاییان کشته و سر آنها را در روستا میچرخانند تا جلوی حمله آنها به روستا گرفته شود. شکارچیان با چرخاندن سر گرگ از مردم روستا پول و بره هدیه میگیرند. این رسم را «کلهگرگی» مینامند که نوعی زهر چشم گرفتن از گرگها و دور کردن آنها از روستا و گوسپندان آن است.
هوبره و قوای جنسی. اکثر عربهای ساکن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شیفته مبارزه بالابان (نوعی مرغ شکاری) و هوبره هستند و برایش پول خوبی میپردازند تا تفریحی کرده باشند. برخی ساکنان مناطق جنوبی ایران با هدف شکار هوبره به استانهای دیگر کشور میروند و هوبرههای شکارشده را به کشورهای عربی قاچاق میکنند. عربان علاوه بر تفریح از شکار هوبره توسط بالابان، خوردن آن را نیز مقوی باه و داروی بواسیر و سردرد میدانند. هوبره از نظر اتحادیه بینالمللی حفظ محیط، گونه آسیبپذیر (VU) شناخته میشود. ظاهراَ هر قطعه هوبره از چند صدهزار تا رقمهای میلیون تومانی بفروش میرسند. هوبره پرنده زیبا و باشوه کویر است با طولی برابر 65 سانتیمتر است.
مهره مار. مهره مار هم در ضربالمثل ایرانی جایگاه دارد و هم افرادی که از آن سوء استفاده کرده و مهرههای تقلبی را به مردم قالب میزنند. مهره مار در میان ادوات جادو و جنبل و حتی ویترین برخی مغازهها با قیمت 20 تا 500 هزار تومان بفروش میرسد. در یک بسته، دو مهره، دو دندان و یک نیش مار (جمعاَ پنج قطعه) بهمراه نوشتهای ناخوانا گذاشته میشود. کاغذ طلسم آن است. کنار هم قرار گرفتن این 5 قطعه، نیروی ماورائی به آن میدهد و باعث محبوبیت فردی میشود که آن را همراه دارد. در فروش اینترنتی مهره مار فروشندگان نگهداری 40 روزه این مجموعه را برای اثربخشی آن لازم میدانند. به گفته برخی مطلعین مهرههای مار عرضه شده در بازار از جنس پلیاستر هستند و لذا با قیمت ارزان (20 هزار تومان) بفروش میرسند و الا قیمت آن بالاتر (تا 40 میلیون تومان!) است. در خیابان منوچهری تهران در میان مغازههای فروش بدلیجات و عتیقه میتوان نمونههای مهره مار تقلبی را یافت. مهره مار در ایران طرفداران زیادی دارد و اثر مغناطیسی آن را واقعی میدانند. به گفته باورمندان، هر مار دو مهره مار به اندازه برنج و رنگ سفید دارد و چون دو مار جفت شوند، از پس گردن هر یک مهرهای به زمین میافتد. اگر این دو مهره را زیر پوست دست چپ و راست قرار دهند فرد مورد نظر را دارای مهره مار میدانند. بعد از عفونت اولیه و جذب بعدی آن بتدریج مهرهها آب میشوند و عفونت دست برطرف میگردد و شخص مانند گذشته میشود با این تفاوت که اکنون همه او را دوست دارند، به او احترام میگذارند و هر چه بخواهد برایش فراهم میسازند. زنان و مردانی که مهره مار دارند توان اسیر کردن هر دلی را دارند. فقط کافی است دهان باز کرده و آن را بر زبان جاری کنند. مهره مار به تنهایی کاری نمیکند و باید ذکری به آن خوانده شود.
شومی و بدقدمی. علاوه بر خرافات بالا که حیات وحش کشور را در معرض خطر قرار داده و در برخی نقاط کشتار حیوانات ارزش تلقی میشود، گاه حیوانات را شوم و بدقدم نیز میدانند و آنها را به انحاء مختلف مورد اذیت و آزار قرار میدهند. در برخی نقاط خواندن جغد در بالای خانه را شوم میدانند و او را میزنند تا بمیرد یا به پرواز در آید. بهر حال خرافات بلای جان حیوانات شده و معلوم نیست وقتی این جادو برای صاحبش رخ نداده چطور موجب خوشبختی انسان میشود.
منبع :
روزنامه شهروند
گلوکوس :
گلوکوس آبی، فرشته آبی و اژدهای آبی نام نوعی حلزون دریایی و در واقع نوعی نودیبرنچ متعلق به خانواده گلوسیده (Glaucidae) است. طول این جانور حدود 3 سانتیمتر با رنگ خاکستری متمایل به نقرهای در پشت و آبی تیره در ناحیه شکم است. روی سر آنها نوارهای آبی وجود دارد. شش زایده به بدن نسبتاَ مسطح آنها متصل است که به سراتهای (Cerata) انگشتمانند آنها ختم میشود. شکل ظاهری و رنگ گلوکوس نه تنها باعث محافظت از آنها در برابر شکارچیان میشود بلکه آبی سیر بدن آنها روشی برای محاظفت در برابر اشعه ماوراء بنفش است.
گلوکوس در همه اقیانوسها بویژه آبهای منطقه معتدله و حاره وجود دارد و در حالی که قسمت بالای بدنش بسمت پایین است، بکمک کشش سطحی روی آب معلق میماند و توسط باد و جریانات دریایی منتقل میشود. این حلزون به ذخیره هوا در معده خود میپردازد و لذا شنای آهستهای دارد. شنای آهسته عامل موفقیت او در نزدیک شدن ماهرانه به جفت یا شکار است. استتار آنها به کمک نوارهای آبی و سفید بالای بدن است بطوری که وقتی پرندگان از بالا میبینند، آنها را با آب یکی میبینند. قسمت خاکستری پایین بدن نیز باعث میشود که وقتی ماهیها از پایین به آنها مینگرند آنها را مثل آب ببینند. این نوع استتار را «سایهافکنی از روبرو» (Countershading) مینامند.
تاریخچه و رفتار
گلوکوس برای تغذیه خود حباب هوایی را بلعیده و آن را در محوطه معده انبار میکند و به سمت شکار یا جفت میرود در حالی که با سراتها به آهستگی به سمت آنها حرکت میکند. آنها از هیدروزوآها شامل نیداریان و مرد جنگی پرتقالی که حیوانات سمی موجود در راسته ژلهماهی هستند و دیگر جانوران دریایی تغذیه میکنند و در برابر سم آنها ایمن هستند. گاه رفتار کانیبالیستی در آنها دیده میشود. گلوکوس در نواحی ساحلی دیده نمیشود زیرا اساساَ در منطقه میانی دریا و در حد واسط سطح و کف دریا (منطقه پلاژیک) زندگی میکند ولی اغلب میتوان آنها را به حالت شناور در آبهای ساحلی نز دید. چه بسا آنها به سمت ساحل نیز کشیده شوند.
گفته شد که گلوکوس از مرد جنگی پرتقالی سمی تغذیه میکند. آنها به بلعیدن درسته این جانور میپردازند و بنظر میرسد که نماتوسیستهای سمی آنها را برای مصارف خود در بدن نگه میدارند. زهرها در یک کیسه اختصاصی (نیدوساک) در قسمت نوک سراتها ذخیره میشوند که انگشتهای پرمانندی روی بدنه خود دارند. بنابرین اگر انسان در معرض نیش این حیوان قرار گیرد درست مثل آن است که در برابر مرد جنگی قرار گرفته و نیش او را خورده باشد. وقتی یک گوشتخوار از بدن شکار برای سیستم دفاعی خود استفاده میکند آن را «Oplophagy» مینامند. بنبارین رفتار مصرف شکار و ذخیره سم مرد جنگی در بدن گلوکوس یک عمل اوپلوفاژی است.
گلوکوس با استفاده از کیسه مملو از گاز در معده خود روی آب شناور میماند و بدلیل موقعیت قرار گرفتن کیسه گاز، شکم آنها بنوعی شناور میشود که قسمت بالایی بدن آنها پایین قرار میگیرد. سطح بالای بدن آنها و در واقع پاهای آنها دارای رنگ آبی یا آبی سفید است. سطح پشتی واقعی آنها که به سمت پایین قرار میگیرد خاکستری است.
از نظر جنسی گلوکوسها، «هرمافرویت» هستند یعنی هم اندام جنسی ماده و هم نر را دارند. بر خلاف نودیبرنچها که در حال چهره به چهره جفت میشوند در گلوکوس شکم آنها در برابر هم قرار میگیرد. بعد از جفت شدن، هر دو تولید نوارهایی از تخم با طول 17 سانتیمتر میکنند در حالی که تخمها دارای ابعاد 70 در 90 میکرومتر است. در دمای 19 درجه سانتیگراد تقسیم تخم آغاز میشود و پس از 48 تا 60 ساعت لارو از تخم بیرون میآید.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
مرده نمایی :
مردهنمایی یا خود را به مرگ زدن رفتاری است که در آن موجود زنده ظاهر حیوان مرده را به خود میگیرد. این شیوه اغواگری حیوانات یک استراتژی انطباقی است و در طیف وسیعی از حیوانات دیده میشود و از آن هم به عنوان یک مکانیسم دفاعی و هم شکلی از گرتهگری تهاجمی بکار میرود. بهترین نمونه رفتار مردهنمایی دفاعی در صاریغ دیده میشود. کوسه، عنکبوت پرستار، مورچه آتشی، سوسک سلافید، روباه، ماهی سیکلید، مار دماغخوکی، سوسک آبی و مرغ کیلدیر نیز این رفتار را با اهداف متفاوتی نشان میدهند.

بیتحرکی کنشی
عبارات مختلفی چون «مردهنمایی» (Feigning death)، «بیتحرکی کنشی» (Tonic immobility)، «تاناتوزیس» (Thanatosis) و امثال آن برای بیان این رفتار در حیوانات بکار برده شده است. این رفتار در انسان را «هیپنوز حیوانی» مینامند.
بیتحرکی کنشی رفتاری است که در آن برخی حیوانات بطور موقت فلج میشوند و در برابر محرک خارجی عکسالعمل نشان نمیدهند. اغلب این رفتار در پاسخ به یک تهدید جدی مثل شکار شدن توسط شکارچی رخ میدهد، گرچه در کوسهها این رفتار با جفتگیری آنها ارتباط دارد زیرا گاز گرفته شدن جنس ماده توسط نر، آن را از حرکت وا میدارد و آمیزش را آسان میسازد.
در کوسهها. برخی کوسهها مثل کوسه سگماهی، کوسه لمون و کوسه ریف وقتی را اگر به پشت بر گردانیم و با دست بکشیم، از حرکت باز میمانند. در کوسه ببری وقتی به آهستگی دو طرف پوزه حیوان و اطراف چشمها را دست بکشیم، حیوان بیحرکت میشود. در دوره بیحرکتی کوسه، بالههای پشتی سیخ میشوند و انقباضات تنفسی و عضلانی استوار و رلاکس میگردند. این حالت حدود 15 دقیقه دوام میآورد. دانشمندان از این عکسالعمل برای مطالعه رفتار کوسهها استفاده میکنند. مواد دفعکننده شیمیایی برای بررسی اثربخشی آنها و نیز مواردی از قبیل دوز مناسب، انقباضات و زمان بازیابی بررسی شده است. بیحرکتی را میتوان به عنوان شکلی از بیهوشی ملایم در دستورزی آزمایشی کوسهها مورد بهرهبرداری قرار داد. چه بسا بیحرکتی تجربه تنشآوری برای کوسهها باشد. اندازهگیری مواد شیمیایی خون کوسههای بیحرکت نشان میدهد که این عمل واقعاً تنش به آنها وارد میکند و کارایی تنفسی آنها را کاهش میدهد.
گفته میشود کوسهها یک سری مکانیسمهای جبرانی برای افزایش تنفس و کاهش استرس خود دارند.
در ماهیهای استخوانی. ماهی قرمز، قزلآلا، رود، ماهی بهشتی و... وقتی به پشت گرفته و مهار شوند حالت شل و ولی پیدا میکنند. ماهی اسکار وقتی در معرض تنش قرار میگیرد (مثلاً وقتی آکواریوم آنها تمیز می شود) وارد شوک میشوند. آنها در این وضعیت به یک طرف میافتند، حرکت بالههای خود را متوقف میسازند و آهسته و عمیق نفس میکشند و رنگ خود را از دست میدهند.
در پستانداران دریایی. در سال 1997 در اطراف جزایر فارالون در اطراف سواحل کالیفرنیا نهنگ قاتل (ارکا) مادهای موجب بیتحرکی یک کوسه سفید بزرگ شد. نهنگ قاتل کوسه را واژگون کرد تا آن را از تحرک بیاندازد. نهنگ حدود 15 دقیقه کوسه را در همین حالت نگه داشت تا در اثر خفگی بمیرد. برای اولین بار بود که شکار یک کوسه سفید بزرگ در شرایط وحش توسط گونهای به جز انسان انجام میشد. در یک مورد دیگر نهنگ قاتل موجب بیتحرکی سفرهماهی در نیوزیلند شد. نهنگ قاتل قبل از حمله خود را معکوس کرده و سفرهماهیها را در دهان خود به دام انداخت و بلافاصله خود را راست کرد. این کار باعث واژگون شدن سفره ماهی میشود و در نتیجه آن را از حرکت میاندازد و ماهی درمانده خوراک آسانی برای نهنگ میشود.
در خزندگان. بیتحرکی را میتوان از طریق ترکیبی از معکوس کردن، گرفتن و فشار ملایم در «مارمولک ایگوانا» ایجاد کرد. در دوره بیتحرکی تغییرات قابل توجهی در تنفس آنها رخ میدهد از جمله سرعت تنفس آنها کاهش مییابد و ریتم آن پراکندهتر میشود و عمق تنفسی آنها نامنظم میگردد. دورههای طولانی بیتحرکی ظاهراً منطبق با فرضیه ترس نیست و ظاهراً نتیجه یک دوره فشار کورتیکال ناشی از افزایش فعالیت ساقه مغز است. بیتحرکی را میتوان در مارمولک «آنول کارولینا» نیز ایجاد کرد. شدت و خصوصیات بیتحرکی در آنها تابع طول دوره و شرایط اسارت آنها میباشد.
در خرگوش. در خرگوش، عکسالعملهای فیزیولوژیک و رفتاری منجر به بیتحرکی نشانهای از حالت استرس ناشی از ترس است. بیتحرکی خرگوش، آخرین کوشش برای فرار از دست شکارچی است. یک مطالعه سال 2006 نشان داد که خرگوشها وقتی در حال بیتحرکی قرار میگیرند علایم شبیه تنش همچون افزایش ضربان قلب و افزایش سرعت تنفس از خود بروز میدهند. این نشان میدهد که بیحرکت کردن خرگوشها برای افزایش ارتباط بین خرگوش و صاحبان آنها (که خرگوش را به پشت میگیرند و فکر میکنند خرگوش از آن لذت میبرد) کاری غلط و در واقع منبع تنش برای خرگوش است. البته اگر بخواهند عملیات دامپزشکی روی خرگوش انجام دهند بیتحرکی بهتر از بیهوشی است.
در انسان. بیحرکتی در انسان را اغلب در افرادی مشاهده میکنیم که دچار آسیب و از جمله تجاوز جنسی شدهاند. گرچه منجمد شدن و از حرکت باز ایستادن در پاسخ به شرایط تهدیدکننده حیات را به خوبی میشناسیم، ولی عکسالعمل فریز شدن در قربانیان تجاوز را که اغلب نشانه رضایت منفعل آنها میشناسند، ناشی از ترس و تجاوز به آنها است و لذا فرضیه راضی بودن آنها کاملاً غلط است. مردهنمایی انسان را «هیپنوز حیوانی» مینامند. تحقیقات مربوط به چنین رفتاری در انسان به سال 1646 و گزارش «آتاناسیوس کیرچر» بر میگردد. در پرندگان. وقتی شکارچی به سمت لانه پر از جوجه پرندهای بنام کیلدیر (Killdeer) میرود، او بجای مردن خود را مجروح نشان میدهد. پرنده به محض دیدن شکارچی از لانه خود فاصله میگیرد در حالی که خود را به زار و زمین میزند و وانمود میکند زخمی است. شکارچی که گمان میبرد با شکار آسانی روبرو شده به سمت آن میرود و به اندازه کافی از لانه دور میشود. پرنده با نزدیک شدن شکارچی پرواز میکند و با این رفتار جوجههایش را نجات میدهد.
به عنوان ابزار علمی
بیحرکتی را یک عکسالعمل ناشی از ترس میدانند که توسط محدودیت فیزیکی ایجاد شده و نشانه آن کاهش عکسالعمل فرد در برابر محرکهای خارجی است. از سال 1970 به این سو از بیتحرکی به عنوان اقدامی برای ارزیابی آسایش حیوانات بخصوص مرغها استفاده میشود. منطق آزمونهای بیتحرکی کنشی آن است که آزمایشگر یک شکارچی را تحریک کرده و یک عکسالعمل ضدشکارچی در شکار ایجاد میکند. حیوان شکار در چنین مواردی وانمود میکند مرده است تا بتواند در زمان پرت شدن حواس شکارچی فرار کند. مردهنمایی پرندگان فرصت مناسبی برای فرار آنها ایجاد میکند. بیحرکتی در بلدرچین احتمال گرفتهشدن آنها توسط گربه را کاهش میدهد.
برای ایحاد بیحرکتی لازم است حیوان را مدتی مثلاً 15 ثانیه به آرامی روی یک طرف بدن یا در حالت قفا نگه داریم. این کار را میتوان روی سطح صاف یا روی یک ناودان محدودکننده V یا U شکل انجام داد. در جوندگان این پاسخ را میتوان از طریق نیشگون گرفتن یا بستن یک گیره به پوست قسمت پشت گردن آنها ایجاد کرد. محققین تعداد القائات مورد نیاز (دورههای 15 ثانیهای محدود کردن) برای ساکت ماندن حیوانات، بیتفاوتی در برابر حرکات عمده (اغلب حرکات دوار پا)، زمان اولین حرکت سر یا چشم و دوره بیتحرکی را مورد بررسی قرار میدهند.
آزمایشات بیحرکتی کنشی نشان داده است که مرغهای قفس در مقایسه با مرغهایی که در جایگاههای باز به سر میبرند در حال ترس هستند. مرغهایی که در طبقات بالای قفس باطری چند طبقه نگهداری میشوند در مقایسه با مرغهای طبقات پایینتر ترس بیشتری نشان میدهد و مرغهایی که با دست حمل میشوند در مقایسه با ابزار مکانیکی بیشتر میترسند. همچنین مرغهایی که زمان طولانیتری حمل میشوند بیش از حمل در دورههای کوتاه میترسند. بیتحرکی بعنوان یک ابزار عملی در موش، جربیل، خوکچه هندی، موش بزرگ، خرگوش و خوک مورد استفاده بوده است.
تاناتوزیس
در رفتارشناسی حیوانات، «تاناتوزیس» (Thanatosis) فرایندی است که یک حیوان به منظور منصرف کردن توجه دیگری وانمود میکند مرده است. این عمل به دلایل مختلف انجام میشود مثلاً در فرار شکار از دست شکارچی؛ نری که سعی در جفت شدن با ماده دارد و یا شکارچی که سعی دارد شکار بالقوه را گول بزند و به آن نزدیک شود، از این ترفند استفاده میشود. یک زیستشناس فرانسوی تاناتوزیس را نوعی «خودتقلیدی» (Self-mimesis) یا شکلی از استتار یا گرتهگری میداند که فرد از خود تقلید میکند تا به حالت مرده در آید.
برای دفاع. تاناتوزیس برای اهداف دفاعی با این هدف انجام میشود که تعقیبکننده نسبت به قربانی بیتفاوت و بیپاسخ شود زیرا اغلب شکارچیان شکار زنده را میپسندند. آزمایشات انتخاب مصنوعی در سوسکها نشان داد که صفت طول دوره مردهنمایی تنوع ژنتیکی دارد. سوسکهای انتخاب شده برای دورههای طولانیتر مردهنمایی وقتی با شکارچی روبرو میشدند در برابر دورهای کوتاهتر امتیاز انتخابی داشتند. این نشان میدهد که مردهنمایی در واقع یک عمل مبتنی بر سازگاری است.
مار بینیخوکی در معرض تهدید، به پشت بر میگردد و به نظر میرسد مرده است. همزمان مایع بدبویی از بدن خود خارج میسازد. شکارچیانی مثل گربه در چنین احوالی تمایل به خوردن مار را از دست میدهند زیرا هم ظاهر آنها و هم بوی آنها به مردهها میماند. یک دلیل کاهش علاقه به حیوانات با بوی گندیدگی اجتناب از بیماریهای عفونی است بنابرین مار در این مثال از این واکنش به سود خود بهرهبرداری میکند. وقتی موش برای خوردن مارهای تازه ازتخم درآمده میرود، مارها بصورت غریزی این رفتار را نشان میدهند.
در پستانداران، «صاریغ ویرجینا» (Virginia opossum) بهترین نمونه رفتار مردهنمایی دفاعی را دارد. این حیوان وقتی در معرض تهدید قرار میگیرد فورا خودش را به مرگ میزند و دراز به دراز روی زمین میافتد. این غریزه همیشه در دنیای مدرن برآمد مناسبی ندارد برای مثال صاریغها معمولا به خوردن لاشه حیوانات کشتهشده در جادهها میپردازند و ممکن است از این عکسالعمل در برابر تهدید ایجادشده توسط ترافیک اتوموبیلها سود ببرند ولی خود آنها نیز مثل حیوانات کشتهشده قربانی جاده شوند. مردهنمایی در برخی بیمهرهها مثل زنبور (Nasonia vitripennis) و جیرجیرک (Gryllus bimaculatus) نیز دیده میشود.
برای تولید مثل. در گونهای از عنکبوت (Pisaura mirabilis)، جنس نر اغلب بصورت ماهرانه آیین دادن هدیه را اجرا میکند تا در حین نمایش از خورده شدن خودش توسط جنس ماده جلوگیری به عمل آورد. نرهایی که رفتار مردهنمایی بیشتری به خرج میدهند شانس تولید مثلی و جفت شدن آنها با مادهها بیشتر است.
برای شکار. نوعی ماهی سیکلید (Nimbochromis) بومی دریاچه مالاوی در آفریقای شرقی را «سیکلید خواب» مینامند زیرا رفتار شکار منحصر بفردی دارد. در این ماهی شکارچی بزرگ، مردهنمایی در قالب گرتهگری تهاجمی رخ میدهد. ماهی به یک طرف خود در کف رودخانه دراز میکشد و رنگ لکهداری به خود میدهد. حیوانات مردهخوار به چیزی که شبیه ماهی مرده است نزدیک میشوند تا آن را واکاوی کنند. ماهی تظاهر خود را کنار میگذارد و خودش را دوباره سیخ میگیرد و به سرعت حیوانی را که به فاصله نزدیک آنها رسیده میگیرد. استراتژی مشابهی در سیکلید آفریقایی دریاچه تانگانیکا و نیز «سیکلید جاکتزرد» آمریکای مرکزی دیده میشود.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
https://en.wikipedia.org/wiki/Apparent_death
ده نقطه مرطوب جهان :
نقاط مختلف جهان از نظر میزان بارندگی و دما تفاوت قابل توجهی دارند و شامل سردترین تا گرمترین نقاط و نیز خشکترین تا مرطوبترین نقاط میشوند. تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین تا حدودی بر تغییر و تنوع این دو عامل مهم اقلیمی اثر داشتهاند. در ادامه ده نقطه مرطوب جهان اشاره شده است. این مناطق رکورد بارندگیها را دارند.

1- «ماوسیرنارم» (Mawsynram) در ایالت مگالایا در هند (11871 میلیمتر). بین ماوسنرام و چراپونجی بر سر مقام مرطوبترین نقطه دنیا رقابت است. روستاییان این منطقه از علفها برای عایق کردن کلبههای خود در برابر بارانهای کرکننده استفاده میکنند. هواشناسها معتقدند که این منطقه به دلیل اینکه در نزدیکی بنگلادش و خلیج بنگال است، این قدر باران دارد. رطوبتهایی که روی خلیج بنگال جمع میشوند موجب بارندگی روی ماوسینرام میگردند و در نتیجه فصلهای بارانهای موسمی سنگین و طولانی دارند.
2- «چراپونجی» (Cherrapunji) در ایالت مگالایا هند (11777 میلیمتر ). این شهر علیرغم اینکه دومین شهر مرطوب جهان است ولی ساکنین این شهر گاه به دلیل چند ماه نباریدن باران با کمبود آب مواجه میشوند. در طول فصل مرطوب باران لاینقطع منطقه را به تازیانه میبندد که اغلب 15 تا 21 روز طول میکشد. این منطقه آبشارها و تپههای زیبایی دارد و مردم برای عبور و مرور از رودخانهها از پلهایی استفاده میکنند که از ریشه گیاهان ساخته شده است.
3- «توتندو» (Tutendo) کلمبیا (11770میلیمتر). دو فصل بارانی در این منطقه وجود دارد بنابرین هر سال دو بار جمعیت به آن میرود. شهر نزدیک آن کوئیبیدو عنوان مرطوبترین شهر جهان را دارد.
4- «رودخانه کراپ» (Cropp River) در نیوزیلند (11516 میلیمتر). این رودخانه فقط 9 کیلومتر طول دارد.
5- «سن آنتونیو دورکا» (San Antonio de Ureca) در گینه استوایی (10450 میلیمتر). این منطقه مرطوبترین جای قاره آفریقا است. در فصل خشک از نوامبر تا مارس است و بقیه ماههای سال بارانهای سنگینی میبارد. در حین فصل خشک کوتاه آن، توریستها قادر به دیدن لاکپشتهایی هستند که به ساحل میآیند تا تخم بگذارند.
6- روستای «دبوندشا» (Debundscha) کامرون در آفریقا (10299 میلیمتر). این دهکده در پای کوه کامرون قرار دارد که بلندترین قله افریقا محسوب میشود. دلیل بارندگی زیاد این است که این کوه ابرها را مسدود میکند.
7- «بیگ باگ» (Big bog) هاوایی (10272 میلیمتر). این منطقه علیرغم اینکه در معرض بارانهای ثابت و دائمی است، یکی از مناطق توریستی مهم در کوههای مائویی میباشد زیرا چشماندازهای سرسبزی دارد. بارندگیهای خارقالعاده آن در نتیجه بادهای شرقی است که رطوبت اقیانوس آرام را به سمت شیب کوههای مزبور میبرند.
8- «مونت وایلال» (Mt. Waialeale) هاوایی (9763 میلیمتر). معنی آن «سرریز آب» است. بارندگی در این آتشفشان خاموش به قدری است که دسترسی به آن سخت است. محققین معتقدند شکل مخروطی آن باعث میشود که این قدر بارانی باشد. در سال 1912 کوه مزبور رکورد 17348 میلیمتر باران را به خود دیده است.
9- «کاکویی» (Kakui) هاوایی (9293 میلیمتر)
10- «ایمیشان» (Emei Shan) در استان سیچوان چین (8169 میلیمتر). کوه ایمی بلندترین کوه مقدس بودیسم است و قسمت عمده بارندگیهای کشور چین متعلق به آن است. پدیدهای بنام دریا ابر در منطقه وجود دارد که در فصل بارانهای موسمی دو لایه ابر را در خود جا میدهد و این منجر به بارانهای وحشتناکی میگردد.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
http://www.dailytelegraph.com.au/travel/the-top-10-wettest-places-on-earth/news-story/993eaffca1d3d5fabc0c9d73bef06b96?sv=b62a1c413b978c441a13c1fafa65efa9
تغذیه مدیریت شده سفرههای زیرزمینی, در برابر خشکسالی :
کالیفرنیا در سالهای اخیر درگیر خشکسالی است و به منابع آب انعطافپذیری نیاز دارد. در مطالعهای که اخیراً از نظر هزینه و فایده و موانع موجود انجام شده است، راه حل مناسبی به دست آمده است: «تغذیه مدیریتشده آب»

در این مطالعه هزینهها و فواید استفاده از تغذیه سفرههای زیرزمینی و ذخیره آن در کل ایالت کالیفرنیا بررسی شده است. این فرایند را که به عنوان «تغذیه مدیریتشده سفرههای زیرزمینی» (Managed aquifer recharge) مینامند مزایای دیگری از قبیل کنترل سیلاب، بهبود کیفیت آب و محافظت از سکونتگاههای تالابی را نیز در بر دارد. در این بررسی معلوم شد که «میانه» (شاخص آماری نزدیک به میانگین) هزینه این نوع تغذیه 410 دلار به ازای هر ایکر-فوت (مقدار آب مورد نیاز برای پوشاندن یک ایکر زمین به عمق 1 فوت) در سال است در حالی که میانه هزینه پروژههای آبهای سطحی 5 برابر یعنی بالغ بر 2100 دلار به ازای هر ایکر-فوت میباشد.
محققین متوجه شدند که روش تغذیه مدیریتشده آب روش مؤثر و قابل اجرایی برای متوازن کردن تصمیمگیریها در زمینه آبهای زیرزمینی منطقه با توجه به مدیریت منطقهای و ایالتی میباشد.
بسیاری از جماعتهای محلی برای تکمیل منابع آب خود بر زیرساختهای ایالتی تکیه دارند. این آب هزینهبردار و عرضه آن محدود است و لذا لازم است روش مناسب و مقرونبه صرفهای برای ذخیره آب پیدا شود.
در مقایسه با خزانه کردن آبهای سطحی در مقیاس بزرگ که توسط مقامات ایالتی و دولت فدرال انجام میشود، تغذیه مدیریتشده آب، امکان ذخیره، دسترسی و مدیریت آب در محل را به میزان بالاتری فراهم میسازد. گرچه آبهای سطحی اضافی در برخی نقاط کالیفرنیا محدود است، با این وجود فاضلابهای تصفیهشده و سیلابهای شهری منابع قابل توجهی برای تغذیه مدیریتشده آب محسوب میشوند که بطور کامل در زیرساختهای ذخیره آبهای سطحی مورد استفاده قرار نمیگیرند.
تغذیه مدیریتشده آب بخصوص برای مناطق پرجمعیت و توسعهیافته مناسب است که میتوانند از امتیاز مقدار زیاد فاضلاب تصفیهشده و روانآبهای ناشی از سیل از طریق زیرساختهای تغذیه آب بهرهمند شوند. در مناطق روستایی، تغذیه مدیریتشده از آبهای سطحی اضافی استفاده میکند و همچنان میتواند نقش مهمی در جبران سفرههای زیرزمینی و حفاظت از منطقه در برابر خشکسالیها فراهم سازد.
در کالیفرنیا هر سال یک میلیون ایکر-فوت فاضلاب تصفیهشده به اقیانوس میریزد. حدود 870 میلیون دلار هزینه برای ساخت تسهیلات تغذیه مدیریتشده مورد نیاز است تا این آبها بازیابی و ذخیره شوند. این هزینه در برابر هزینه و انرژی مورد نیاز برای انتقال آب از طریق پروژههای بزرگ آب سطحی و یا نمکزدایی آب دریا اندک است.
یک معما آبهای زیرزمینی تا حدود 60 درصد از عرضه آب کالیفرنیا را در سالهای خشک تشکیل میدهند. آبهای زیرزمینی علیرغم آنکه نقش اساسی در فرو نشاندن عطش این ایالت طلایی دارد، ولی تا سال 2014 و تصویب قانون مدیریت پایدار آبهای زیرزمینی، بدون قانون معینی اداره میشد. بنابرین دادههای کل ایالت در مورد مدیریت آبهای زیرزمینی عموماً و پروژههای تغذیه مدیریتشده آبها خصوصاً، پراکنده و شخصی است و در دسترس عموم قرار ندارد.
این فقدان اطلاعات زمانی برجسته میشود که به بزرگترین طرح مرتبط با آب در کالیفرنیا یعنی طرح شماره 1 با 5/7 میلیارد دلار بودجه توجه کنیم. دولت قول 3 میلیارد دلار را برای پروژههای ذخیره آب داده است. بدون در دست داشتن هزینهها و فواید نسبی، دولتها و مدیران محلی آب به سختی میتوانند تصمیم مناسبی در مورد پروژههای تغذیه مدیریتشده سفرههای آب بگیرند.
قانون 2014 علاوه بر ایجاد فرصتهای تازه، از نظر مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی بار اصلی مسئله را بر دوش نهادهای محلی میگذارد. بنابرین جوامع محلی بیش از هر زمان دیگری دلیل دارند که به لحاظ پولی بصورت پایدار آب را ساماندهی کنند. تغذیه مدیریتشده سفرههای آب به آژانسهای محلی امکان آن را میدهد که این گونه نیازها را با روشهای ماهرانه و منطبق بر منابع موجود اجرا نمایند.
محققین این پروژه در صدد تعیین هزینهها و فواید پروژههای تغذیه مدیریتشده آب میباشند. آنها ابتدا هزینههای اقتصادی پیشنهادشده را تعیین کرده و سپس منافع چنین پروژهای را برآورد میکنند. سپس براوردهای اولیه را با هزینههای واقعی مقایسه میکنند تا امتیازات و محدودیتهای آن معلوم گردد.
نگاهی به آینده
با توجه به تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و عوامل دیگر و فشار آنها بر منابع آب، نیاز به انعطافپذیری درازمدت کالیفرنیا همچنان بیشتر میشود. تنها راهی که میماند راه حفاظتی است. یک گزینه انعطافپذیر برای ذخیره آب که بتواند شرایط رو به تغییر را در نظر بگیرد از اهمیت اساسی برخوردار است. بنابرین احتمال میرود که نهادهای آب بیشتری پروژههایی از قبیل تغذیه مدیریتشده آب را بعنوان یک ابزار مدیریتی در مقیاس محلی بکار ببرند.
Perrone, Debra; & Merri Rohde, Melissa. Benefits and economic costs of managed aquifer recharge in california. San Francisco Estuary and Watershed Science, July 2016.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
روز جهانی بهداشت محیط :
26 سپتامبر (5 مهر) روز جهانی بهداشت محیط زیست است. «فدراسیون بینالمللی بهداشت محیط زیست» این روز را بنیاد نهاده و امورات آن را هماهنگ میکند و مطالبی در مورد بهداشت محیط بویژه انواع و اثرات آلودگیهایی نظیر آلودگی صدا، هوا، آب، زمین و امثال آن نشر میدهد و همکاری کشورهای مختلف را ترغیب میکند تا وضعیت محیط زیست سیاره بهبود یابد. این فدراسیون هر سال تم خاصی را برای فعالیتهای این روز اعلام میدارد. تم سال 2016، «کنترل سیگار... پاسخ به شیوع آن در جهان» است.

آلودگی به معنی ورود آلایندهها به محیط زیست طبیعی است که موجب تغییرات نامناسب شود. آلودگی ناشی از مواد شیمیایی مختلف و نیز آلودگیهای فیزیکی از قبیل صدا، گرما، نور و امثال آن است. آلایندهها ممکن است ماده/انرژی خارجی یا آلاینده طبیعی باشند.
«روز جهانی بهداشت محیط» (World Environmental Health Day) به همت «فدراسیون بینالمللی بهداشت محیط زیست» (International Federation of Environmental Health- IFEH) راهاندازی شده و هر سال امورات آن را در سراسر جهان هماهنگ میکند. در این روز از مردم و نیز کلیه اعضاء فدراسیون و نیز افراد مشغول در حوزه بهداشت محیط زیست و دانشآموزان خواسته میشود توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و سخت درباره آن کار کنند. هدف آن است که مردم کشورهای مختلف با بیماریهای مرتبط با غذا درگیر نشوند و بدانند که شرایطی از قبیل مسمومیت غذایی تهدید مستقیم برای حیات انسان است. باید مردم در معرض آلودگیهایی از قبیل آلودگی صدا، هوا، آب و زمین قرار نگیرند. همه اینها سلامت انسان را در معرض خطر قرار میدهند. لازم است تمام ناقلین و حاملین محیطی که منشأ تهدید سلامت انسان هستند کاهش یابند.
در سالهای مختلف و در کشورهای متفاوت رخدادهای گوناگونی در این روز شکل میگیرد تا بر اهمیت این روز تأکید شود. فدراسیون بینالمللی بهداشت محیط زیست هر سال تم خاصی را اعلام و فعالیتهای آنرا هماهنگ و سازماندهی میکند تا توجه مردم را به مشکلات محیط زیست جلب نماید و از همه مردم میخواهد در رخدادهای این روز مسئولانه شرکت کنند.
تمها
سال 2016. «کنترل سیگار... پاسخ به شیوع آن در جهان». کشیدن سیگار و مصرف تنباکو علت بسیاری از بیماریها و مرگهای قابل پیشگیری است. هر سال در سطح جهان 6 میلیون نفر در نتیجه مصرف دخانیات جان میدهند. از این تعداد، 600 هزار نفر تلفات دست دوم مصرف سیگار هستند. سیگار عامل 20 درصد مرگهای ناشی از سرطان در جهان است. انتظار میرود در سال 2020 موارد مرگ ناشی از مصرف دخانیات به 10 میلیون برسد. شواهد به وضوح ارتباط بین دخانیات و سرطان شش را نشان میدهند. بعلاوه شواهدی دال بر ارتباط بین دخانیات و انواع سرطان از جمله سرطان کلیه، حلق، سر و گردن، سینه، مثانه، مری، لوزالمعده و معده وجود دارد. حدود نیمی از سیگاریها قبل از موعد واقعی سنشان جان میدهند. به طور متوسط سیگاریها 10 سال زودتر از غیرسیگاریها میمیرند. بنابرین کشیدن سیگار عامل مهمی در بهداشت عمومی و بهداشت محیط زیست جهان است. دفتر «فدراسیون بینالمللی بهداشت محیط زیست» تمام سازمانهای عضو را تشویق میکند که در سال جاری سهم خود را در روز جهانی بهداشت محیط زیست به خوبی ایفا کنند. این فدراسیون درخواست دارد که حوادث بزرگی رخ دهد و همه افراد تا آنجا که امکان دارد در این روز هر چه از دستشان بر میآید انجام دهند.
تم 2015. «کودکان آینده ما هستند؛ محیط و سلامت آنها را حفاظت کنیم». سلامت و ایمنی کودکان و حفاظت از محیط زندگی آنها یکی از مهمترین موضوعات مورد علاقه مردم جهان است. فدراسیون بهداشت محیط زیست قصد دارد این موضوع را برجسته سازد و بر این موضوع تمرکز نماید که با اعلام این تم در سال 2015 بتواند قرار گرفتن کودکان در معرض آلودگیهای محیطی را کاهش دهد. کودکان بخش آسیبپذیرتر جامعه هستند. آنها در مقایسه با افراد بالغ مقاومت کمتری در برابر عفونتها، تغذیه نامناسب، آلایندههای شیمیایی، آلودگی هوای ناشی از ترافیک و نیز آلودگی کلی هوا دارند. همچنین کودکان در معرض آسیب بیشتر ناشی از حوادث خانه و رخدادهای ترافیکی میباشند.
سال 2014. «توجه به نابرابری بهداشت محیط زیست». در حالی که سلامت محیط زیستی ارتباط نزدیکی با عوامل تنش محیطی بر سلامت انسان دارد، این مسئله به نوبه خود به شدت تحت تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی و بازتابدهنده آن است. برای مثال افراد با توان مالی بیشتر میتوانند آب سالم بخرند، دسترسی به مواد غذایی مناسب داشته باشند یا در خانهای زندگی کنند که از مراکز تولید آلودگیهای صنعتی فاصله دارد. بدون توجه به اینکه تغییرات اقلیمی در جهان هر سال تشدید میشود، اگر کاری انجام ندهیم کل جهان تحت تأثیر قرار میگیرد و این بر نابرابری بهداشتی محیط زیستی افراد اثر میگذارد. چالشها در رابطه با نابرابریهای بهداشتی محیط زیستی در کشورهای مختلف جهان تفاوت اساسی دارند. با این حال میتوان نابرابری بهداشت محیطی را در همه کشورها از فقیر و غنی یافت. بنابرین باید کار بیشتری در این زمینه صورت گیرد. فدراسیون بینالمللی بهداشت محیط زیست این تم را برای سال 2015 در نظر گرفت تا بر اهمیت این موضوع پا فشارد در حالی که قبلا در سند «سیاستگذاری شماره 10» خود تحت عنوان «اعلامیه نابرابری بهداشتی» به آن اشاره کرده بود.
سال 2013. «بروز خطرات و چالشهای بهداشت محیط زیست برای فردا»
سال 2012. «ساختن آینده»
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
روز جهانی رودخانهها :
آخرین یکشنبه سپتامبر (25 سپتامبر یا 4 مهر 2016) «روز جهانی رودخانهها» نامیده میشود. در دهههای گذشته رودخانهها در اغلب کشورها با انواع تهدیدها روبرو بودهاند. تنها از طریق دخالت فعالانه میتوان از سلامت رودخانهها در سالهای آینده مطمئن شد. روز رودخانه روزی برای ترغیب شهروندان جهان برای مشارکت فعالانه در سلامت رودخانهها در سالهای آینده است. رخدادهای این روز متنوع است و شامل تمیزکاری سواحل رودخانهها، بازسازی سکونتگاهها، قدم زدن در طبیعت، پاروزنی، فعالیت در مدارس، نمایشات، فستیوالها و برنامههای آموزشی میباشد.

«روز جهانی رودخانهها» (World Rivers Day) روز جشن برای تمام آبراهههای جهان است. در این روز با تأکید بر ارزش رودخانهها سعی میشود آگاهی مردم در این زمینه افزایش یابد.
تاریخ مختصر
در سال 2005 سازمان ملل دهه آب برای زندگی را آغاز کرد تا آگاهی مردم در مورد نیاز بیشتر به مراقبت از منابع آب افزایش یابد. به دنبال آن تأسیس روز جهان رودخانه در پاسخ به پیشنهادی بود که توسط «مارک آنجلو» (Mark Angelo) پیشتاز احیاء بینالمللی رودخانهها آغاز شده بود.
پیشنهاد برای در نظر گرفتن یک رخداد جهانی برای جشن گرفتن مسئله بر اساس موفقیت روز رودخانهها پیشنهادی آنجلو بود که از سال 1980 در کانادای غربی هدایت میشد. روز جهانی رودخانه از طرفی به عنوان یک فرصت مناسب در راستای اهداف «دهه آب برای زندگی» سازمان ملل مورد توجه آژانس های این سازمان قرار گرفت و پیشنهاد مربوطه پذیرفته شد. هواداران رودخانهها در سراسر دنیا کنار هم گرد آمدند تا این روز را افتتاح کنند. اولین رخداد این روز موفقیت بزرگی در بر داشت زیرا روز رودخانه در دهها کشور برگزار شد. از آن زمان رخدادهای روز رودخانه هر سال رشد بیشتری کرده است. این روز هر سال در آخرین یکشنبه سپتامبر برگزار میشود. در سال 2016 این روز مصادف با 25 سپتامبر (4 مهر) است.
رخدادهای این روز شامل طیف وسیعی از فعالیتها از تمیزکاری سواحل رودخانهها و نهرها، بازسازی سکونتگاهها، قدم زدن در طبیعت، سفرهای پاروزنی، پروژههای مدرسهای، نمایشات هنری، فستیوالهای موسیقی و رژه تا برنامههای آموزشی و جشن کنار رودخانه به همراه جوامع نزدیک آن میباشد. شهروندان تشویق میشوند در یکی از این حوزهها فعال شوند و یا خود رخدادی را در همین حوزه دامن بزنند. این روز مورد توجه و تأیید آژانسهای مختلف سازمان ملل میباشد و مکمل کوششهای وسیعتر این سازمان تحت عنوان دهه آب برای زندگی میباشد.
رودخانه
رودخانه به معنی یک جریان آب طبیعی و معمولا از نوع آب شیرین میباشد که به سمت اقیانوس، دریا، دریاچه و یا دیگر رودخانهها جریان دارد. برخی موارد جریان یک رودخانه در انتهای مسیر به یک منبع آب نمیرسد بلکه در زمین خشک میشود. رودخانههای کوچک را میتوان با نامهای مختلفی از قبیل نهر، جوی و امثال آن نامید. بدان گونه که برای پدیدههای جغرافیایی مرسوم است، تعریف رسمی برای نام ژنریک رودخانه وجود ندارد، گرچه برخی کشورها یا جوامع نهر را بر اساس اندازه آنها نامگذاری میکنند. بسیاری از نامها برای رودخانههای کوچک از موقعیت جغرافیایی آن گرفته میشود. بهر حال در زمینه تفاوت رودخانه، نهر، جوی، جویبار و امثال آن تعریف دقیقی وجود ندارد.
رودخانهها بخشی از چرخه هیدرولوژیک میباشند. آب آنها از نزولات آسمانی و نیز حوزه زهکش ناشی از روانآبهای سطحی و دیگر منابع از قبیل تجدید آبهای زیرزمینی، چشمهها و رها شدن آب ذخیرهشده از یخچالهای طبیعی است. علم مطالعه رودخانهها را «پاتومولوژی» (Potamology) و علم مطالعه آبهای درونی را بطور کلی «لیمنولوژی» (Limnology) مینامند.
مارک آنجلو
مارک آنجلو متولد بریتیش کلمبیا کانادا و از هواداران رودخانهها در مقیاس بینالمللی است. او بنیانگذار و میزبان روز رودخانه و نیز میزبان افتخاری انستیتو رودخانهها در «انستیتو تکنولوژی بریتیش کلمبیا» است. مارک همچنین مدتها در برنامه ماهیان و حیات وحش و تفریحات انستیتو تکنولوژی بریتیش کلمیبا فعال بوده است. او در بریتیش کلمبیا و کانادا به دلیل کوششهای حفاظتی در مورد رودخانهها در 4 دهه گذشته مشهور است. او در این رابطه جوایزی را برده است. او به عنوان یک پاروزن مشتاق در امتداد حدود 1000 رودخانه در جهان سفر کرده و از این نظر رکورددار است. از سال 2003 تا 2006 برنامه ادعایی و در مورد رودخانه جهان در آمریکای شمالی مخاطبین زیادی یافت و وبسایت این برنامه بیش از 40 میلیون بازدیدکننده داشت. مارک به کار در زمینه موضوعات حافظتی به فعالیت در استان محل زندگی خود و نیز کانادا و جاهای دیگر جهان ادامه داد. او بیش از 300 مقاله و نوشته در مورد تجارب و موضوعات حفاظتی نوشته است. او اخیراً به دلیل کوششهای حفاظتی در زمینه رودخانهها، دکترای افتخاری از دانشگاه «سیمون فریزر» دریافت کرده است.
منبع :
http://worldriversday.com/about
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
روز جهانی بدون خودرو :
از زمان راه افتادن اولین خودروها در خیابانهای اروپا در دهه 1880، همواره نوعی رابطه عشق و نفرت با خودروها در میان مردم وجود داشته است. در 22 سپتامبر (31 شهریور) هر سال، مردم جهان در خیابانها، چهارراهها یا جاهای دیگر شهر یا محل زندگی خود جمع میشوند تا خاطرنشان سازند که میتوان مغلوب خودرو نبود بلکه میتوان آن را بصورت «روز جهانی بدون خودرو» تغییر داد و بجای استفاده از خودرو، از وسایط نقلیه عمومی، راهپیمایی و بویژه دوچرخهسواری برای حمل و نقل در مسیرهای درون شهری بهره برد. دوچرخه علاوه بر کاهش ترافیک و ازدحام، در کاهش آلودگی و حفاظت محیط زیست نقش دارد. بعلاوه ورزش مفیدی نیز برای همه است. قابل توجه که روز قبل (21 سپتامبر) نیز «روز بدون کربن» بوده است.

امروز با وجود بیش از یک میلیارد خورو در جادههای مختلف جهان، به نظر میرسد دیگر نتوان از آلودگی، سر و صدا و خطرات ناشی از خودروها خود را به شکل اساسی نجات داد. ولی میتوان یک روز در سال خودرو را کنار گذاشت. در این روز، دوچرخه و دوچرخهسواری از اهمیت ویژهای برخوردار است بویژه اینکه طی فواصل کوتاه با دوچرخه حتی سریعتر از خودرو انجام میپذیرد. شهر باید به گونهای توسعه یابد که محل کار افراد نزدیک محل زندگیشان باشد و در فاصله راه رفتن مردم، فروشگاههای مورد نیاز آنها وجود داشته باشد.
عدم استفاده از خودرو را نباید محدود به این روز کرد و فردای آن به حالت عادی برگشت. چه خوب اگر از اتومبیل فاصله میگیریم، واقعاً فاصله بگیریم. این به نفع ما، به نفع شهر ما و به نفع کشور ما و به نفع جهان است که کمک کنیم تغییراتی در جهت رواج دائمی راهپیمایی و دوچرخهسواری صورت گیرد. از آنجا که گرمای زمین رو به افزایش است، روز جهانی بدون خودرو فرصت مناسبی برای کاهش این گرما نیز هست. پس بر برنامهریزان شهری و سیاستمداران کشور است که به دوچرخهسواری، راهپیمایی و حمل و نقل عمومی بهای بیشتری بدهند و آن را جایگزین استفاده از خودرو شخصی کنند. برخی سازماندهندگان این روز، خودروسواران را معتاد میدانند که باید درمان شوند. بنظر آنها لازم است این افراد گزینه انتخاب خودرو را برای حمل و نقل روزانه در اختیار نداشته باشند و مدتی بدون اتوموبیل سر کنند. در چنین مواردی باید درمان لازم برای این افراد یافت و پاسخی برای سؤالات زیر و در سه محور اساسی زیر بدست آورد:
● آیا میتوان رانندهها را در این یا آن شهر جهان از ماشینهاشان بیرون کشید؟
● آیا این روش در دموکراسی پلورالیستی قابل تحمل است؟
● حداقل برای یک مدت طولانی نشان داده شود که برای اینکه پارادایم حمل و نقل شهری بدون اتومبیل بخواهد بطور واقعی عمل کند، باید چه الزاماتی در نظر گرفته شود؟
تاریخچه مختصر
مراسم این روز در کشورها و شهرهای مختلف جهان، به شکل متفاوتی رقم میخورد. هدف کلی اما آن است که به صاحبان خودرو و افراد فاقد آن این ایده داده شود که در محله و شهرشان میتوانند تعداد کمتری اتومبیل نگه دارند. این مراسم و پروژهها از زمان شروع بحران نفت در سال 1973 گاهبگاه و بصورت مناسبتی دیده میشد ولی در کنفرانس بینالمللی شهرداری سال 1994 در «تولدو» اسپانیا، یکی از سخنرانها بنام «اریک بریتون» فراخوانی برای این گونه پروژهها داد. در این روز چالش جدیدی مطرح شد که مفاد اصلی آن به شرح زیر بود:
الف- سر کردن یک روز بدون اتومبیل
ب- مطالعه و مشاهده دقیق حوادث این روز و اینکه واقعاً در این روز چه میگذرد.
ج- انعکاس درسهای آن برای مردم و اینکه در سالهای بعد چه اقدامات خلاقانهتری را میتوان بکار گرفت تا خودرو کمتری روانه خیابانها شود.
در دو سال اول بعد از این حادثه، این روز در چند شهر در ایسلند، انگلیس و فرانسه سازماندهی شد و «کنسرسیوم جهانی روز بدون خودرو» در سال 1995 سازماندهی گردید تا از این روز در سراسر جهان پشتیبانی بعمل آید. اولین کمپین ملی آن در انگلیس و توسط انجمن حمل و نقل محیطی در سال 1997 برگزار شد. بدنبال آن در سال 1998 کمپین «در شهر؛ بدون اتومبیل» در فرانسه اجرا شد. این مراسم در سال 2000 انگیزه و ابتکار وسیعتری در سطح اروپا و توسط کمیسیون اروپایی ایجاد کرد. این کمیسیون مسئله را بزرگنمایی کرد و «هفته تحرک اروپایی» را ایجاد نمود که اکنون تمرکز اصلی کمیسیون بر آن است و روز بدون خودرو جزئی از یک کل وسیعتر بنام «تحرک جدید» میباشد.
با وجودی که توجه به این روز در رسانهها شتاب قابل توجهی دارد ولی به موفقیت واقعی نمیرسد زیرا اجرای مناسب آن نیاز به سازماندهی مجدد سیستم حمل و نقل شهری دارد. یک دهه بعد از آن حوادث هنوز عدم اطمینان قابل توجهی در فایدهمندی این روش مطرح است. در سال 2005 بیش از 1000 شهر در سطح جهان به سازماندهی این روز پرداختند. «بوگوتا» پایتخت کلمبیا بزرگترین روز بدون اتومبیل را به اجرا در آورد و کل شهر را پوشش داد. اولین روز بدون اتومبیل این شهر در فوریه 2000 بود که از طریق یک رفراندوم عمومی، نهادینه و تبدیل به قانون شد.

در سپتامبر 2007، «جاکارتا» پایتخت کشور اندونزی اولین روز بدون اتومبیل خود را جشن گرفت. در این روز خیابانهای اصلی شهر مسدود و از راهپیمایان خواسته شد برای ورزش به خیابان بیایند و در خیابانهایی که در روزهای معمولی مملو از اتومبیل و ترافیک است به رفت و آمد و تمرینات ورزشی بپردازند. در این روز بخش وسیعی از شهر برای دوچرخهسوارها اختصاص یافت و از سال 2012 روز بدون اتومبیل هر هفته یک بار اجرا میشود و خیابانهای اصلی شهر خالی از ماشین میگردد.
در کشورها و شهرهای مختلف روز بدون خودرو به طرق مختلف اجرا میشود. در سال 2013 دوچرخهسواران کشور لتونی دوچرخههای خود را در پوشش میلههایی به شکل اتومبیل در آورند تا به شهروندان نشان دهند که دوچرخه نسبت به خودرو چه مقدار فضای خیابان را اشغال میکند. آنها نشان دادند که چقدر نامعقول و مضحک است که یک نفر برای جابجایی خود این همه فضا را اشغال کند. بنابرین دوچرخه علاوه بر کاهش ترافیک و ازدحام، در کاهش آلودگی و حفاظت از محیط زیست نیز نقش بسزا دارد و ورزشی مفید برای افرادی است که همه روز پشت میزهای اداری لم میدهند.
منبع :
https://en.wikipedia.org/wiki/Car-Free_Days
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
روز جهانی پایش آب :
18 سپتامبر (27 شهریور) روز جهانی پایش آب است. این روز در سال 2003 توسط «بنیاد آب تمیز آمریکا» بعنوان یک برنامه آموزشی معاضدتی تأسیس شد و هدف آن آگاهی افکار عمومی و مشارکت آحاد مردم در حفاظت از منابع آب سراسر جهان از طریق توانمندسازی شهروندان در جهت پایش منابع آب محلی خود آنها میباشد. امورات این روز توسط «بینالملل ارثاکو» دنبال میشود که توسط فرزندان ژاک کوستو کاشف معروف بنیاد نهاده شده است. این نهاد از جوانان سراسر جهان میخواهد تا اطلاعات کیفیت آب منطقه خود را با آزمایش سادهای اندازهگیری کرده و در سایت آنها قرار دهند و از اطلاعات متقابل آنها بهرهمند شوند.

روز جهانی پایش آب، 18 سپتامبر است. قبلاً این مناسبت یک ماه بعدتر یعنی 18 اکتبر یا سالروز «قانون آب تمیز آمریکا» بود که در سال 1972 توسط کنگره این کشور به تصویب رسیده و هدفش حفاظت از منابع آب کشور بود. در سال 2007، تاریخ آن تغییر کرد تا افراد بیشتری بویژه در مناطقی که در 18 اکتبر دما به یخبندان میرسد بتوانند در آن شرکت کنند.
در سال 2006 «بنیاد آب تمیز آمریکا» هماهنگیهای این حادثه را به «فدراسیون محیط زیستی آب» و «انجمن بینالمللی آب» واگذار کرد. هدف آنها توسعه همکاریها در جهت مشارکت یک میلیون انسان در 100 کشور جهان در سال 2012 بود. در ژانویه 2015 مدیریت روز جهانی پایش آب مجدداً منتقل شد و این بار به نهاد غیرانتفاعی آموزشی «فیلیپ کوستو» به نام «بینالملل ارث اکو» (EarthEcho International) واگذار گردید.
بینالملل «ارث اکو»
به نظر این نهاد آموزشی چالش پایش آب جهان هر سال از 22 مارس تا ماه دسامبر ادامه مییابد و همه افراد مجهز میشوند از منابع آب خود در مقیاس روزانه دفاع کنند. در این چالش همه شهروندان پایشهای اساسی را در مورد آبهای منطقه خود انجام میدهند:
آزمایش آب. همه چیز با درک حالت کیفی آب در هر جامعه آغاز میشود. با تست سادهای میتوان کیفیت هر آبی را اندازهگیری کرد. یک آزمون کیت ساده همه افراد اعم از کودکان و افراد بالغ را قادر میسازد از منابع آب منطقه خود نمونهبرداری کرده و پارامترهای مختلف کیفیت آب از قبیل دما، اسیدیته، شفافیت و میزان اکسیژن حلشده در آن را اندازهگیری کنند و نتایج را با جوامع دیگر در سراسر جهان و از جمله سایت WWMCدر میان بگذارند.
مشارکت. بارگزاری آنلاین اطلاعات بدستآمده در فایل دادههای بینالمللی و شریک کردن دیگران در این گونه اطلاعات و گرفتن تصاویر و ارسال آنها. به این ترتیب میتوان در شبکهای از شهروندان بیش از 120 کشور جهان عضو شد و بعنوان بخشی از راه حل برای آب تمیز و بهداشتی آبراهها در سطح جهان نقش بازی کرد.
حفاظت. در صورت مجهز شدن به اطلاعات مناسب در مورد منابع آب میتوان این اطلاعات و منبع را در سایت دنبال کرده و اقدام عملی مناسب را اتخاذ کرد و از این منابع حفاظت به عمل آورد.
مراقبت از کیفیت آب سفرههای آب زیرزمینی هر منطقه بخش اساسی از سلامت عمومی محیط زیست و جامعه ساکن آن میباشد. بینالملل ارثاکو معتقد است جوانان قدرت آن را دارند که سیاره زمین را تغییر دهند. این نهاد یک سازمان غیرانتفاعی است که توسط فیلیپ و آلکساندرا کوستو و پدرشان فیلیپ کوستو فرزند کاشف افسانهای «ژاک کوستو» بنیاد گذاشته شده و مأموریت آن کمک به جوانان جهان برای اقدام در جهت ایجاد یک آینده پایدار است. روش این نهاد ساده و متکی بر استفاده از ابزارهای قرن بیست و یکمی و منابع تعاملی برای مجهز کردن و توانمندسازی جوانان در جهت تشکل چالشهای محیطی و حل آنها از طریق بکارگیری اقدامات مناسب در محل خود میباشد.
منابع مقاله :
https://en.wikipedia.org/wiki/World_Water_Monitoring_Day
http://www.worldwatermonitoringday.org/about
http://animal-informatics.com/_humanite/human2/jacques_cousteau.html
http://animal-informatics.com/_monographs/18/World_Water_Day.html
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
زمین بدون اوزون می میرد
تنها سپر حفاظتی میان انسان و پرتو فرابنفش در خطر نابودی است :

اقیانوس ها سپر بلای انسان :

نتایج مطالعات نشان میدهد، اقیانوسها مجموعا نقش یک چاه کربن را ایفا کرده و دیاکسیدکربن را در کنار جو زمین، جنگلها، خاک و سنگها میبلعند و حفظ میکنند. گزارش تازهای از اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) حاکی است، منابع آبی زمین، تواناترین چاههای کربن در دنیا بوده و 90درصد گرمای اضافهای را که فعالیتهای بشر ایجاد کرده، به خود جذب میکنند.

به عبارتی، اگر 70 درصد سیاره ما با آب پوشیده نبود، افزایش گرمای زمین در یک قرن گذشته فقط به یکی دو درجه محدود نبود و با افزایش دمای وحشتناکی برابر با 36 درجه سانتیگراد طرف بودیم.
در حال حاضر، نرخ تغییر دما ده برابر آن چیزی است که از یک دوره جبران پسایخبندان انتظار میرود و تا همین جا هم گونه ما با خطرات طبیعی متعدد، مشکلات کشاورزی، تخریب کرایوسفر، بحران اقتصادی و افزایش تصاعدی سطح آب دریا مواجه شده است. حال اگر اقیانوسها نبودند، سیاره زمین مدتها پیش بر اثر آتشسوزی گسترده از بین رفته بود.

گزارش منتشر شده در این باره، تصریح کرده که با وجود دفاع مثبت اقیانوسها از حیات ما، حیات موجودات ساکن اقیانوسها با مشکلات فراوانی دست به گریبان است. تنوع گونهای آبها در حال حاضر در جهان نظیر ندارد، اما همچنان که پیش میرویم، جذب دیاکسیدکربن توسط آبها، با این که مانع از انقراض ما شده، تا سال 2100، اقیانوسها را تا 4 درجه سانتیگراد گرمتر و بشدت اسیدی خواهد کرد. در چنان شرایطی همه موجودات زنده، از شکارچیان نوک هرم جانوری تا گیاهان صخرهای همزیست جانوران بر اثر ناتوانی در همپایی با این نرخ تغییر، به خطر خواهند افتاد و در نتیجه حیات میلیاردها انسانی که از جانوران و گیاهان تغذیه میکنند، به موجب شکست زنجیره غذایی، در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت.
منبع :
جام جم انلاین - بر گرفته شده از IFLScience
روزنامه ها را دور نریزید!
به گزارش جام جم آنلاین از باشگاه خبرنگاران، یک نشریه ژاپنی سرشناس اخیرا روزنامه هایی منتشر می کند که تبدیل به گیاهانی رو به رشد می شوند.
این روزنامه با همکاری یک آژانس تبلیغاتی، خمیر بازیافت شده کاغذ را با انواع بذر مخلوط کرده و کاغذهایی سازگار با محیط زیست ساخته است.
خوانندگان پس از مطالعه مطالب درون روزنامه به راحتی با پاره کردن بخشی از روزنامه و کاشت آن در داخل خاک می توانند گلدانی از گل پرورش دهند.
این روزنامه با تیراژ چهار میلیون نسخه و درآمد بیش از 700 هزار دلار در روز از روزنامه های کثیر الانتشار ژاپن بحساب می آید و این اقدام به نوعی تبلیغی گسترده برای حمایت از طبیعت خواهد بود.
بعلاوه اینکه با اجرای این طرح در مدارس کشور سطح آگاهی بچه ها نسبت به مسائل زیستی و اهمیت به موضوع بازیافت افزایش خواهد یافت.




منبع :
جام جم انلاین