اتولوژی؛ رفتارشناسی حیوانی

 

 

 

اتولوژی؛ رفتارشناسی حیوانی :

 

 

اتولوژی یا علم مطالعه هدفدار رفتار حیوانات، ریشه در داروین دارد ولی در اوایل قرن بیستم و به کارگیری «اتوگرام» آغاز شد و با کارهای «تین‌برگن»، «لورنتس» و «فون‌فریش» در اروپا توسعه یافت و علم کاملی شد. اتولوژی و «روان‌شناسی مقایسه‌ای» هر دو رفتار حیوان را مطالعه می‌کنند ولی اولی در حوزه بیولوژی و دومی در حوزه روان‌شناسی است. اخیراً «اتولوژی اجتماعی» ظهور کرده است. اتولوژی به شناخت رفتارهای «غریزی» (الگوی عمل ثابت و...) و «اکتسابی» (عادت، یادگیری از طریق تداعی، نقش‌پذیری و تقلید و...) می‌پردازد و در بررسی آنها چهار سؤال تین‌برگن شامل «کارکرد»، «علت»، «توسعه» و «تاریخچه تکامل» آن رفتار توصیف می‌شود.

 

 

 

 

 

«اتولوژی» (Ethology) به معنی مطالعه علمی و هدف‌دار رفتار حیوانات است و معمولاً روی رفتارهای آنها در شرایط طبیعی (و نه اسارت) تمرکز می‌کند و این گونه رفتارها را بعنوان صفات سازگار از نظر تکاملی می‌داند. «رفتارگرایی» (Behaviorism) نیز برای توصیف مطالعات علمی و هدفدار رفتار حیوانات بکار میرود و معمولاً به عکس‌العمل‌های قابل اندازه‌گیری در برابر محرک‌ها یا عکس‌المل‌های رفتاری یادگیری‌شده در آزمایشگاه اشاره دارد بدون اینکه تأکید خاصی بر سازگاری آ‌نها از نظر تکاملی داشته باشد.

 

 

بسیاری از طبیعت‌شناسان جنبه‌هایی از رفتارهای حیوانات را در تاریخ انجام داده‌اند. ریشه علمی اتولوژی در کارهای داروین و پرنده‌شناسان آمریکایی و آلمانی اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 همچون «چارلز وایتمن»، «‌اوسکار هاین‌راث» و «والاس کریگ» دارد. اصول مدرن علم اتولوژی در دهه 1930 با فعالیت‌های زیست‌شناس آلمانی «نیکلاس تین‌برگن» و دو زیست‌شناس اتریشی به نام «کنراد لورنتس» و «کارل فون فریش» آغاز شد که در سال 1973 مشترکاً جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را دریافت کردند. اتولوژی ترکیبی از علوم آزمایشگاهی و میدانی است و ارتباط قوی با برخی علوم مثل عصب‌شناسی، ‌اکولوژی، و بیولوژی تکاملی دارد. اتولوژیست‌ها معمولاً بجای گروهی از حیوانات به یک فرایند رفتاری توجه دارند و معمولاً یک نوع خاص از رفتار مثل تهاجم را در حیوانات مخلف دنبال می‌کنند.

 

 

اتولوژی یک علم رو به توسعه و گسترش است. در حالی که جوامع علمی مدت‌ها بود فکر می‌کردند به اندازه کافی جنبه‌های مختلف ارتباطات، هیجانات، ‌فرهنگ،‌ یادگیری و جنسیت را در حیوانات به اندازه کافی درک شده است، از طلیعه قرن 21، مجددا این حوزه‌ها مورد بررسی مجدد قرار گرفت. حاصل آن نتیجه‌گیری‌های جدید و توسعه علوم جدیدی از قبیل «نورواتولوژی» بود.

 

 

درک اتولوژی یا رفتار حیوانات در پرورش حیوانات اهمیت اساسی دارد. دانستن رفتارهای طبیعی گونه‌های مختلف حیوانات به پرورش‌دهندگان و تربیت‌کنندگان حیوانات کمک می‌کند که افراد مناسبی را انتخاب کنند که برای اجرای وظایف مورد نظر آنها مناسب هستند. دانستن این موضوعات همچنین مربیان حیوانات را قادر می‌سازد که عملکرد رفتارهای طبیعی حیوانات را بهبود دهند و از ادامه رفتارهای نامطلوب جلوگیری کنند.

 

 

ارتباط با روان‌شناسی مقایسه‌ای

 

 

«روان‌شناسی مقایسه‌ای» (Comparative psychology) نیز به مطالعه رفتار حیوانات می‌پردازد ولی بر خلاف اتولوژی، زیرشاخه‌ای از روان‌شناسی (و نه بیولوژی) ‌است. به لحاظ تاریخی، ‌روان‌شناسی مقایسه‌ای شامل تحقیقاتی در زمینه رفتار حیوانات در رابطه با روان‌شناسی انسانی می‌باشد در حالی که اتولوژی مطالعه رفتار حیوانات از جنبه‌های مختلف آناتومی، ‌فیزیولژی، نوروبیولوژی و تاریخچه فیلوژنتیک را انجام می‌دهد. بعلاوه روان‌شناسی مقایسه‌ای ابتدا بر مطالعه یادگیری تمرکز داشت و میل داشت رفتار را در شرایط مصنوعی تحقیق کند در حالی که اتولوژیست‌های اولیه بر رفتار حیوانات در شرایط طبیعی تأکید داشتند و می‌خواستند آن را بعنوان رفتارهای غریزی توضیح دهند.

 

 

این دو علم رقیب هم نیستند بلکه مکمل هم هستند ولی دورنماهای متفاوتی دارند و گاه در مورد برخی موضوعات در برابر هم می‌ایستند. بعلاوه در نیمه قرن بیستم، ‌روان‌شناسی مقایسه‌ای عمدتاً در آمریکای شمالی توسعه یافت در حالی که اتولوژی در اروپا قوی‌تر بود. از نقطه نظر عملی، ‌روان‌شناسی مقایسه‌ای اولیه بر روی بدست آوردن دانش گسترده در مورد رفتار تعداد معدودی از گونه‌ها تمرکز داشت. اتولوژیست‌ها بیشتر علاقه به درک رفتار در طیف وسیعی از گونه‌‌ها دارند تا بتوانند گروه‌های تاکسونومیک مختلف را از نظر رفتاری مقایسه کنند. اتولوژیست‌ها در مقایسه با روان‌شناسان مقایسه‌ای از این گونه مقایسات بین گونه‌ای سود بیشتر می‌برند و استفاده بیشتری می کنند.

 

 

تاریخچه

 

 

تا قرن 19 رایج‌ترین تئوری در میان دانشمندان مفهوم «اسکالا ناتورا» (Scala naturae) پیشنهادی ارسطو بود. در این تئوری موجودات زنده در یک منشور تصویر می‌شدند بطوری که موجودات غیرزنده (مثل مواد معدنی و رسوبات) و ساده‌ترین حیوانات در سطوح پایین‌تر قرار می‌گرفتند و هر چه به سمت بالا می‌رفتیم پیچیدگی موجودات افزایش می‌یافت و پس از انسان به شاهان، رجال و سایر پدیده‌ها و هویت‌ها در سلسله مراتب خلقت اشاره می‌شد و در نهایت به خدا میرسید. در آن روزگار غربیان معتقد بودند که گونه‌‌های حیوانی جاودانه و تغییرناپذیر هستند و با اهداف خاصی خلق شده‌اند. این تنها توصیفی برای تنوع موجودات زنده و سازگاری آنها با سکونتگاه‌هاشان بود.

 

 

«جان باپتیست لامارک» (1829-1744) اولین زیست‌شناسی بود که تئوری پیچیده تکامل را عرضه کرد. تئوری او مشتمل بر دو جمله ساده بود: ‌اول اینکه اندام‌ها و رفتارهای حیوانات بسته به روشی که از آن استفاده می‌شود، تغییر می‌کند و جمله دوم اینکه برخی خصوصیات از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. مثال کلاسیک خود او در این زمینه زرافه است. به نظر او زرافه برای بدست آوردن برگ‌های سر درخت گردنش را می‌کشد و آن را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند. او نتیجه می‌گیرد که هر موجود زنده و از جمله انسان قادر است به سطح بالاتری از کمال دست یابد. وقتی چارلز داروین به جزایر گالاپاگوس رفت بخوبی از تئوری‌های لامارک آگاه بود و البته تحت تأثیر او نیز قرار داشت.

 

 

تئوری تکامل از طریق انتخاب طبیعی؛ شروع علم اتولوژی

 

 

از آنجا که اتولوژی یکی از علوم زیرشاخه بیولوژی است، لذا اتولوژیست‌ها بخصوص به تکامل رفتار در تئوری انتخاب طبیعی علاقه نشان می‌دادند. به عبارتی اولین اتولوژیست مدرن «چارلز داروین» بود که کتاب او تحت عانوان «بروز عواطف در انسان و حیوان» بسیاری از اتولوژیست‌ها را تحت تأثیر قرار داد. او علاقه خود در مورد رفتار حیوانات را از طریق تشویق شاگردش «جرج رومانس» دنبال کرد که در زمینه یادگیری و هوش حیوانات بویژه با استفاده از روش آنتروپومورفیک تحت عنوان «شناخت‌گرایی روایی» کار می‌کرد ولی مورد حمایت علمی قرار نگرفت.

 

 

دیگر اتولوژیست‌های اولیه مثل «چارلز وایتمن»، «‌اسکار هاین‌وورث»، «‌والاس کریگ» و «جولیان هاکسلی» در عوض بر رفتارهایی تمرکز یافتند که می‌توان آنها را رفتار غریزی یا طبیعی دانست و در شرایط خاص در تمام اعضاء‌ یک گونه بروز می‌یابد. شروع مطالعه رفتار یک گونه جدید توسط آنها منجر به ابداع «اتوگرام» شد که توصیفی از انواع اصلی رفتارهای حیوان با توجه به فراوانی ظهور آنها در یک مقطع زمانی خاص (مثل در یک روز) بود. این روش به وضوح یک روش عینی و مبتنی بر داده‌های بدست آمده از حیوانات است که محققین پس از آن می‌توانستند آن را کنترل و کامل کنند.

 

 

اتولوژی اجتماعی و توسعه‌های اخیر

 

 

در سال 1970 اتولوژیست انگلیسی «جان کروک» مقاله مهمی منتشر کرد و در آن «اتولوژی مقایسه‌ای» را از «اتولوژی اجتماعی» جدا ساخت و گفت بیشتر آنچه که تا کنون در مورد اتولوژی انجام شده، اتولوژی مقایسه‌ای بوده است یعنی بررسی‌ حیوانات بصورت فردی انجام شده است. این در حالی است که در آینده اتولوژیست‌ها باید بر رفتار گروه‌های بزرگ‌تر حیوانات و یا ساختارهای اجتماعی درون آنها تمرکز نمایند.

 

 

در سال 1970 کتاب «قرارداد اجتماعی: یک بحث شخصی در زمینه منابع تکاملی نظم و ناهنجاری» توسط «رابرت آندری» منتشر شد. در این کتاب رفتار حیوانات مورد بررسی قرار گرفته و رفتار انسان با پدیده‌های مشابهی مقایسه شده بود.

 

 

کتاب «ای او ویلسون» تحت عنوان «سوسیوبیولوژی: سنتز جدید» در سال 1975 به بازار آمد و از آن زمان، مطالعه رفتار با توجه و تمرکز بیشتر بر جنبه‌های اجتماعی آن انجام شد. بعلاوه اتولوژی با نوعی داروینیسم قوی‌تر و پیچیده‌تر و توسط «ویلسون»، «رابرت تریورس» و «ویلیام همیلتون» ادامه یافت. توسعه «اکولوژی رفتار» نیز به این تغییر و تحولات در علم اتولوژی کمک کرد. بعلاوه نزدیکی مجدد اتولوژی با روان‌شناسی مقایسه‌ای رخ داد بطوری که مطالعه علمی رفتار توسط طیف محدودتری از روش‌ها ادامه یافت: ‌از ادراک حیوانات تا روان‌شناسی مقایسه‌ای سنتی، اتولوژی، ‌سوسیوبیولوژی و اکولوژی رفتار.

 

 

رشد اتولوژی

 

 

اتولوژی در نتیجه فعالیت‌های لورنتس و تین‌برگن‌ در سال‌های قبل از جنگ دوم جهانی رشد خارق‌العاده‌ای در اروپا کرد. بعد از جنگ تین‌برگن به دانشگاه آکسفورد رفت و اتولوژی در کشور انگلستان قوی‌تر شد و توسط «ویلیام تورپ»، «‌رابرت هینده» و «پاتریک بیتسون» در دپارتمان رفتار حیوانات در دانشگاه کمبریج ادامه یافت. در این دوره همچنین اتولوژی در آمریکای شمالی نیز آغاز شده و به سرعت در حال رشد بود.

 

 

لورنتس، تین‌برگن و فون‌فریش به دلیل تحقیقات‌شان در حوزه رفتارشناسی حیوانات در سال 1973 جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را برنده شدند. اتولوژی اکنون یک علم شناخته‌شده و کامل است و چندین مجله مثل «رفتار حیوانات، «آسایش حیوانات»، «علوم رفتارشناسی حیوانی کاربردی»، «رفتار»، «اکولوژی رفتار» و «مجله اتولوژی» منتشر می‌شود. در سال 1972 انجمن بین‌المللی اتولوژی انسانی بنیانگذاری شد تا با استفاده از اصول و روش‌های اتولوژی به تبادل اندیشه و دانش مربوط به رفتار انسان بپردازد. آنها مجله خود «بولتن اتولوژی انسان» را منتشر کردند. در سال 2008 در مقاله منتشره در مجله «رفتار» اتولوژیستی بنام «پیتر وربیک» عبارت «اتولوژی صلح» را در قالب علمی در زیرشاخه اتولوژی انسان معرفی کرد که در آن به موضوعاتی از قبیل برخوردهای انسانی‌، ‌راه حل‌های برخوردها، آشتی،‌ جنگ، صلح و صلح‌بانی مرتبط بود.

 

 

امروزه در کنار اتولوژیست‌ها، بسیاری از زیست‌شناسان، ‌جانورشناسان، ‌نخستی‌شناسان، انسان‌شناسان، ‌دامپزشکان و پزشک‌ها به مطالعه اتولوژی و حوزه‌های مرتبط با آن مثل روان‌شناسی حیوانات، ‌مطالعه گروه‌های اجتماعی حیوانات، ‌ادراک حیوانات و علوم آسایش حیوانات می‌پردازند.

 

 

غریزه

 

 

در فرهنگ مریام-‌وبستر، غریزه به این صورت تعریف شده است: «یک تمایل توارثی و غیر قابل تغییر در موجود زنده برای بروز یک پاسخ پیچیده و خاص در برابر محرک محیطی بدون اینکه دلیل خاصی بر ‌آن وجود داشته باشد»

 

 

الگوهای عمل ثابت. پیشرفت جدیدی در زمینه رفتارهای غریزی یا ذاتی یا مادرزادی که بنام «کنراد لورنتس» رقم خورد و حاصل ارتباط نزدیک وی با معلم او «اسکار هاین‌ورث» بود. لورنتس الگوهای عمل ثابت را بعنوان عکس‌العمل غریزی می‌داند که بصورت مطمئن در پاسخ به وجود محرک‌های قابل شناسایی بروز می‌کند که وی آنها را «محرک علامت» یا «محرک‌ رهاکننده» می‌نامید. الگوهای عمل ثابت امروزه بعنوان یک سری رفتارهای متوالی غریزی در نظر گرفته می‌شود که بصورت نسبی در افراد مختلف یک گونه ثابت و غیر قابل تغییر است و به محض آغاز تا انتها ادامه می‌یابد.

 

 

یکی از مثال‌های رهاکننده‌ها، ‌حرکت نوک در بسیاری از پرندگان است که توسط جوجه‌ها انجام می‌گیرد و مادر را برای بالا آوردن غذا تحریک می‌کند. مثال دیگر، مطالعه کلاسیک تین‌برگن در زمینه رفتار بازیابی و پس کشیدن تخم‌های خارج شده از آشیانه به سمت آشیانه توسط بخش زیرین نوک در غاز گری‌لگ است که خود وی آن را «محرک مافوق طبیعی» می‌نامید. تحقیق دیگر در این زمینه، مطالعه «رقص دم‌جنبانی» در ارتباطات زنبور عسل توسط «کارل فون فریش» بود. لورنتس به دنبال آن تئوری تکامل ارتباط حیوانات را بر اساس مشاهده خود در زمینه الگوهای عمل ثابت نوشت.

 

 

یادگیری

 

 

عادت‌پذیری : عادت‌پذیری شکل ساده‌ای از یادگیری است که در رده‌های مختلف جانوران دیده می‌شود و فرایندی است که در آن حیوان عکس‌العمل خود را در برابر یک محرک قطع می‌کند. اغلب اوقات آن عکس‌العمل یک رفتار غریزی و ذاتی است. در واقع حیوان یاد می‌گیرد که به یک محرک نامربوط واکنش نشان ندهد. سگ چمنزار هرگاه شکارچی را در حال نزدیک شدن به لانه خود می‌‌بیند صدای اخطار سر می‌دهد و این باعث می‌شود که همه افراد گروه به سرعت به سوراخ‌های خود فرار کنند. وقتی سگ‌ چمنزار نزدیک باشگاه‌های انسانی زندگی می‌کنند، اگر بخواهند هر بار که انسانی را دیدند صدای اخطار سر بدهند برای آنها از نظر زمان و انرژی پرهزینه است. بنابرین عادت‌پذیری این حیوان به انسان روش مناسبی برای سازگاری آنها در چنین فضا محیطی است.

 

 

یادگیری از طریق تداعی (شرطی شدن) : یادگیری تداعی در رفتار حیوانات به هر فرایند یادگیری گفته می‌شود که در آن یک پاسخ جدید با یک محرک خاص ارتباط می‌یابد. اولین مطالعات در زمینه یادگیری تداعی توسط «ایوان پاوولف» فیزیولوژیست روس صورت گرفت. مثال‌های یادگیری تداعی شامل این است که ماهی حوض وقتی انسان به سمت او می‌آید و غذا برایش میریزد برای تغذیه به سطح آب می‌آید و یا سگ به محض اینکه افسار تفریحش را می‌بیند خوشحال و هیجان‌زده می‌شود.

 

 

نقش‌پذیری: توانایی افراد برای تشخیص دیگر افراد هم‌گونه یکی از شاخص‌های مهم در موفقیت تولید مثلی است. این قابلیت بر پایه چند عامل بنا می‌شود و در بسیاری از حیوانات بصورت نقش‌پذیری شکل می‌گیرد. نقش‌پذیری در شناسایی مادر توسط فرزند نیز از اهمیت برخوردار است. نقش‌پذیری که از یافته‌های مهم لورنتس محسوب می‌شود، نوع خاصی از یادگیری است که تنها در دوره کوتاهی پس از تولد آموخته می‌شود. او مشاهده کرد که جوجه‌های غاز یا مرغ خانگی، مادران خود را بصورت خودبخودی از همان روز اول و پس از تولد و خروج از تخم دنبال می‌کنند. او متوجه شد که اگر تخم‌ها در جوجه‌کشی مصنوعی خوابانده شود و محرک خاصی در دوره‌های اولیه بعد از تولد به آنها نشان داده شود، با آن نقش‌پذیری نشان می‌دهند و او را بعنوان مادر خود می‌شناسند. او یک بار جوجه اردک‌ها را با پوتین خود نقش‌پذیر کرد و جوجه‌ها هر جا که پوتین میرفت آنها هم میرفتند گواینکه مادر آنها است.

 

 

تقلید: تقلید یک رفتار نسبتاً پیشرفته است که در آن حیوان ابتدا مشاهده و سپس رفتار دیگران را تقلید می‌کند. انستیتو ملی بهداشت گزارش کرد که میمون‌های کاپوچین بیشتر به محققین علاقه دارند که از آنها تقلید می‌کنند. میمون‌ها نه تنها زمان بیشتری را با مقلدین سپری می‌کنند بلکه ترجیح می‌دهند در اجرای وظایف ساده‌ای با آنها همکاری کنند ولو امکان اجرای همان عمل را در برابر افراد غیرمقلد از خود داشته باشند. تقلید در تحقیقات اخیر شمپانزه نیز ادامه یافته است و نه تنها این شمپانزه‌ها در صورت امکان انتخاب عمل افراد دیگر را کپی می‌کنند، ‌بلکه آنها از عمل شمپانزه‌های با مرتبه عالی در گروه تقلید می‌کنند.

 

 

پیشرفت محرک و پیشرفت موضعی

 

 

انواع مختلف حیوانات از طریقی به مشاهده دیگران می‌پردازند بدون اینک از فرایند تقلید استفاده کنند. یکی از آنها «پیشرفت محرک» (stimulus enhancement) است که در آن افراد پس از مشاهده تعامل دیگران با یک شیء خاص به آن علاقه پیدا می‌کنند. افزایش علاقه به یک شئ‌ خاص منجر به دستورزی با آن می‌شود و از طریق دیگری آزمایش و خطا رفتارهای جدید مبتنی بر تعامل با آن شئ در فرد توسعه می‌یابد. «هاگرتی» در اوایل قرن گذشته آزمایشی را توصیف می‌کند که در آن میمونی از دیواره قفس بالا میرود و بازوانش را در یک شیار چوبی قرار می‌دهد و طناب موجود در شیار را می‌کشد تا غذا رها شود. میمون دیگری بعد از نگاه کردن به آن توانسته بود به همین شیوه غذا را نصیب خود کند. میمون روش‌های متفاوتی را اجرا کرده و در نهایت بعد از آزمایش و خطا به غذا دست می‌یافت. مثال دیگر که برای صاحبان گربه و سگ آشنا است، توانایی این حیوانات برای باز کردن در است. عمل انسان و پایین دادن دستگیره برای باز کردن باعث می‌شود که حیوان به آن علاقه یابد و از طریق آزمایش و خطا یاد بگیرد که در را باز کند.

 

 

در «پیشرفت مکانی» ‌حیوان مجری یا آموزش‌دهنده توجه حیوان آموزش‌پذیر یا بیننده را به مکان خاصی جلب می‌کند. پیشرفت مکانی در انتقال اطلاعات غذایی در میان پرندگان، ‌موش‌ها و خوک‌ها معروف است. زنبور عسل فاقد نیش از این روش برای مکان‌یابی دیگر اعضاء کلنی و منبع غذا استفاده می‌کند. انتقال اجتماعی. مثال کاملاً مستندی در مورد انتقال اجتماعی یک رفتار در گروهی از ماکاک‌ها در جزیره هاشیجوجیما در ژاپن مشاهده شد. این میمون تا سال‌های دهه 1960 در عمق جنگل‌ زندگی می‌کرد. گروهی از محققین در نزدیک ساحل به آنها سیب زمینی دادند. بزودی آنها به ساحل سر میزدند و سیب زمینی‌ها را از ساحل شنی بر می‌داشتند و پاک می‌کردند و می‌خوردند. حدود یک سال بعد یکی از میمون‌ها یک سیب زمینی را به دریا برده و آن را با یک دست در آب گذاشته و با دست دیگر آن را تمیز می‌کرد. این رفتار به زودی توسط افراد دیگر که با او تماس داشتند ظهور یافت. اکنون به محض زایمان یک ماکاک جوان، این رفتار توسط نوزادان بروز می‌یابد. این پدیده را می‌توان شکلی از انتقال اجتماعی دانست.

 

 

آموزش: آموزش یک جنبه فوق‌العاده تخصصی از یادگیری است که در آن آموزنده رفتار حیوان را تنظیم می‌کند بطوری که حیوان تحت آزمایش نتیجه نهایی رفتار خاصی را با احتمال بیشتر انتخاب کند. مثلاً نهنگ قاتل خود را برای گرفتن شیر یا خوک دریایی به ساحل می‌اندازد. نهنگ‌های مادر به بچه‌های خود یاد می‌دهد که با راندن خود به سمت ساحل چگونه شکار کنند. آنها در این عملیات به بچه‌های خود یاد می‌دهند و آنها را تشویق می‌کنند که به شکار حمله کنند. از آنجا که مادر رفتار خود را تغییر می‌دهد تا به فرزند خود چیزی یاد بدهد، می‌توان رفتار او را نوعی آموزش دانست. آموزش محدود به پستانداران نیست. بسیاری از حشرات نیز دارای اشکال مختلفی از آموزش برای بدست آورن غذا هستند. مثلاً مورچه‌ها همدیگر را از طریق یک فرایند بنام «راهپیمایی دونفره» (Tandem running) به سمت منبع غذا هدایت می‌کنند که در آن یک مورچه، مورچه همراه خود را به سمت منبع غذا می‌برد. در اینجا مورچه آموز‌نده مسیر یافتن غذا را یاد می‌گیرد و آن را به دیگر مورچه‌ها یاد می‌دهد. این رفتار آموزش در کلاغ‌ها بویژه کلاغ نیوکالدونین نیز دیده می‌شود. افراد بالغ (خواه فردی یا خانوادگی) جوجه‌ها جوان خود را آموزش می‌دهند که چگونه ابزار بسازند و از آن استفاده کنند. برای مثال آنها از یک ترکه درخت برای بیرون کشیدن حشرات از لانه آنها و یا بیرون کشیدن لاروها از زیر پوست درختان استفاده می‌کنند.

 

 

جفتگیری و جدال برتری

 

 

تولید مثل فردی مهمترین مرحله تکثیر مثل یا تکثیر ژن‌ها در یک گونه می‌باشد. به همین دلیل آیین‌های آمیزشی پیچیده‌ای در آنها وجود دارد که بعضاً خیلی پیچیده هستند و لو آنها را بتوان از نوع الگوهای عمل ثابت نامید. آیین آمیزشی پیچیده ماهی آبنوس که توسط تین‌برگن مطالعه شده است مثال جالبی از «الگوی عمل ثابت» می‌باشد. اغلب در زندگی اجتماعی، حیوانات برای حق تولید مثل خود به جدال می‌پردازند و برای خود برتری اجتماعی ایجاد می‌کنند. مثال مناسب آن نبرد برای بدست آوردن برتری اجتماعی و جنسی و توسعه سلسله مراتب نوک در مرغ خانگی است.

 

 

هرگاه گروهی از مرغ‌ها در یک زمان معین کنار هم قرار گیرند، بلافاصله در میان آنها نظم نوک یا سلسله مراتب اجتماعی برقرار می‌شود. در این گروه‌ها، یک مرغ بر دیگران برتری کامل می‌یابد و بدون اینکه نوک بخورد به همه نوک می‌زند. مرغ دوم به همه نوک میزند بجز اولی و به همین ترتیب سلسله مراتب اجتماعی در میان آنها کامل می‌شود. مرغ‌هایی که دارای مرتبه اجتماعی بالاتری هستند به راحتی قابل شناسایی می‌باشند. در حالی که سلسله مراتب نظم نوک در حال برقراری است، نبردهای مکرر و بعضاً توآم با خشونتی رخ می‌دهد ولی وقتی سلسله مراتب شکل گرفت، تنها زمانی این نظم به هم می‌خورد که افراد جدیدی به گروه وارد شوند و مجدداً سلسله مراتب جدیدی شکل گیرد.

 

 

زندگی در گروه

 

 

برخی گونه‌های حیوانی از جمله انسان تمایل به زندگی در گروه دارند. اندازه گروه جنبه مهمی از محیط اجتماعی زندگی آنها محسوب می‌شود. زندگی اجتماعی یک استراتژی بقای پیچیده و مؤثر است و می‌توان آن را نوعی همزیستی بین افراد هم‌گونه به حساب آورد: جامعه مرکب از گروهی از افراد متعلقه به یک گونه مشابه است که تحت قائده تعریف‌شده‌ای از نظر مدیریت غذا، تکالیف و نقش‌ها و وابستگی‌های متقابل در کنار هم زندگی می‌کنند. وقتی بیولوژیست‌ها به تئوری تکامل علاقه نشان می‌دهند ابتدا رفتار اجتماعی آنها را بررسی می‌کنند. در این زمان تعدادی سؤال جدید ظهور می‌کند.

 

 

مثلاً چگونه تولد کاست‌های طبقاتی عقیم (مثل زنبورهای کارگر که ماده‌های عقیم هستند) می‌توانند مکانیسم تولید مثلی و اهمیت آن را برای موفقیت تولید مثلی افراد توضیح دهد؟ چرا در میان حیوانانی که در گروه‌های کوچک زندگی می‌کنند (مثل سنجاب‌ها) یک فرد زندگی خود را در معرض خطر قرار می‌دهد تا جان بقیه افراد را حفظ کند؟ این رفتارها نمونه هم‌گونه‌خواهی (Altruism) است. البته همه رفتارها از جنس هم‌گونه‌خواهی نیست (تصویر) و می‌توان آنها را بر اساس منافع شایستگی که دهنده و گیرنده بدست می‌آورند به 4 دسته اساسی تقسیم کرد:

 

 

الف- «خودخواهی» (Egoistic) که شایستگی فرد دهنده افزایش می‌یابد ولی شایستگی گیرنده کاهش می‌یابد.

 

 

ب- «همکاری» (Cooperative) که هم در گیرنده و هم دهنده شایستگی افزایش می‌یابد.

 

 

ج- «‌هم‌گونه‌خواهی» (Altruistic) که در آن شایستگی دهنده کاهش و شایستگی گیرنده افزایش می‌یابد. رفتار هم‌گونه‌خواهی را می‌توان از طریق تکامل متمرکز بر ژن توضیح داد.

 

 

د- «انتقام» (Revengeful) که شایستگی هر دو نفر کاهش می‌یابد. این رفتار منحصرا در جنس «هومو ساپینس» دیده می‌شود ولی مواردی از این رفتار در شتر و شمپانزه نیز گزارش شده است.

 

 

هزینه و فایده زندگی گروهی: یکی از امتیازات زندگی گروهی، کاهش شکار افراد گروه توسط شکارچیان است. اگر تعداد حملات شکارچی را ثابت فرض کنیم، هر چه تعداد افراد یا اندازه گروه شکار زیاد شود، هر یک از آنها با احتمال کمتری در برابر حمله شکارچی قرار می گیرند. این اثر را اصطلاحاً «اثر ترقیق» (Dilution effect) می‌نامند. بعلاوه شکارچی که توسط توده انبوهی از شکار گیج و گول شده است، به زحمت قادر است یکی از آنها را هدف قرار دهد و شکار کند. به همین دلیل نوارهای عمودی گورخرها نه تنها موجب استتار آنها در سکونتگاه‌های پر از علف‌های بلند می‌شود بلکه او را در میان گروهی از گورخرها در نظر شیر گم می‌کند. موجودات شکار در قالب گروه همچنین می‌توان از طریق بکارگیری تاکتیک‌های دفاعی بهتر و یا از طریق تشخیص زودهنگام شکارچی به دلیل هشیاری جمعیت بیشتر گروه در نتیجه زیادی تعداد آنها خطر شکار شدن خود را کاهش دهند.

 

 

امتیاز دیگر زندگی در گروه، افزایش توان غذایابی برای هر یک از افراد است. اعضاء گروه اطلاعاتی را در زمینه منبع غذا بین خود رد و بدل می‌کنند و فرایند مکان‌یابی منبع غذایی را تسهیل می‌کنند. زنبور عسل نمونه مناسب آن است که با استفاده از رقص دم‌جنبانی خود محل گل‌ها را برای دیگر افراد هم‌گروه آشکار می‌سازد. شکارچیان نیز از شکار دسته‌جمعی و گروهی سود می‌برند اگرچه لازم است استراتژی‌های بهتری بکار برند و شکارهای بزرگ‌تری را به زمین می‌اندازند.

 

 

زندگی در گروه معایبی نیز دارد زیرا زندگی در نزدیکی دیگر حیوانات، ‌احتمال انتقال انگل‌ها و بیماری‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین در گروه‌هایی که خیلی بزرگ هستند، از نظر منابع غذا و جفت رقابت بیشتری بین افراد آن وجود دارد.

 

 

اندازه گروه: به لحاظ تئوریک، حیوانات اجتماعی باید اندازه گروه مناسبی داشته باشند تا بتوانند منافع خود را بیشینه و هزینه زندگی در گروه را کمینه کنند. البته در طبیعت اغلب گروه‌ها در سطح که به مقدار جزئی بالاتر از اندازه بهینه است به ثبات می‌رسند. پیوستن فرد به یک گروه با اندازه مناسب برای خود وی سودآور است ولی حضور وی امتیاز تک‌تک افراد گروه را به میزان جزئی می‌کاهد. با این وجود گروه تا زمانی به افزایش اندازه خود علاقه نشان می‌دهد که پس از آن تنها زندگی کردن در مقایسه با پیوستن به گروه شلوغ‌شده برتری داشته باشد.

 

 

چهار سؤال تین‌برگن برای اتولوژیست‌ها

 

 

نیکو تین‌برگن اظهار داشته است که فرد باید برای توصیف کامل رفتاری که مطالعه می‌کند به 4 سوال زیر پاسخ دهد:

 

 

کارکرد (Function). رفتار چگونه شانس حیوان را برای بقا و تولید مثل افزایش می‌دهد؟ چرا حیوان به این روش و نه به روش دیگر رفتار می‌کند و پاسخ می‌دهد؟

 

 

علت (Cause). علت ایجاد این عکس‌العمل در حیوان چیست؟ و چگونه تحت تأثیر یادگیری‌های اخیر وی قرار می‌گیرد؟

 

 

توسعه (Development). چگونه این رفتار با افزایش سن تغییر می‌کند؟ تجربیات اولیه حیوان برای بروز این رفتار تا چه حد ضروری است؟

 

 

تاریخچه تکاملی (Evolutionary history). این رفتار را چگونه می‌توان با رفتارهای مشابه در گونه مربوطه مقایسه کرد؟ این رفتار در فرایند فیلوژنی چگونه ظهور یافته و آغاز شده است؟

 

 

این توضیحات مکمل هم هستند. به عبارت بهتر این سؤال‌ها مانعه‌الجمع نیستند و لازم است هر رفتاری که در حیوانات مشاهده می‌کنیم، از نظر این چهار سؤال توضیح داده شوند. برای مثال کارکرد خوردن، «کسب مواد مغذی» است که در نهایت به «بقا و تولید مثل» فرد کمک می‌کند ولی علت فوری خوردن، «گرسنگی» می‌باشد. گرسنگی و خوردن از نظر تکاملی قدیمی هستند و در همه گونه‌ها دیده می‌شوند (تاریخچه تکاملی) و در اوایل عمر موجود زنده توسعه می‌یابند. چه بسا این گونه سؤالات ما را به اشتباه بیاندازد. مثلاً کسی بگوید ما می‌خوریم چون گرسنه هستیم نه اینکه می‌خوریم چون می‌خواهیم مواد مغذی بدست آوریم. این در حالی است که می‌دانیم علت اینکه انسان گرسنگی را تجربه می‌کند این است که مواد مغذی را بدست آورد.

 

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Ethology

 

 

منبع :

 

دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com

 

 

 

به مناسبت روز جهانی خاک

 

 

به مناسبت روز جهانی خاک :

 

 

خاک یک منبع محدود و در مقیاس انسانی، تجدیدناپذیر است و امروزه علیرغم نقش مهم آن در حیات بشر، در سطح جهان در معرض تخریب جدی قرار دارد. اتحادیه بین‌المللی علوم خاک با درک اهمیت آن در سال 2002 پیشنهاد داد که 5 دسامبر (14 آذر) هر سال بعنوان روز جهانی خاک نام گرفته و از اهمیت خاک بعنوان جزء اساسی سیستم‌های طبیعی جهان و از عوامل مهم رفاه و حیات بشر یاد شود. این پیشنهاد به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید. تخریب و آلودگی خاک دو شاخص مهم مدیریت خاک هستند. ایران از این نظر وضعیت مناسبی ندارد.

 

 

 

 

با وجود کوشش‌ ستودنی اتحادیه علوم خاک و دانشمندان آن در جهان، خاک در دهه اخیر در فرایندهای تصمیم‌سازی ملی و بین‌المللی اولویت درجه دوم داشته است. در واقع تخریب خاک فرایند خاموشی است که توجه تصمیم‌گیرندگان جهان را به خود جلب نکرده است. خاک یک منبع اساسی و محدود سیاره برای تأمین نیاز رو به برشد جمعیت رو به افزایش بشر می‌باشد. درک، ‌طرفداری و حمایت از مدیریت پایدار خاک تنها آلترناتیو برای تضمین سلامت خاک بعنوان یک منبع جهانی جهت تولید غذا و حفظ خدمات اکوسیستمی جهان می‌باشد.

 

 

وضعیت رو به تغییر است. بزودی لحظه‌ای فرا میرسد که آگاهی ما انسان‌ها در مورد خاک باید مورد توجه جدی قرار گیرد زیرا کشاورزی و امنیت غذایی به مهمترین دستور کار سیاست‌مردان مناطق مختلف جهان تبدیل می‌گردد. امنیت غذایی در دهه‌های آینده تحت تأثیر رشد جمعیت شهری (بالای 50 درصد)، بحران قیمت غذا، ‌محدودیت تولید بدلیل گرمایش زمین،‌ بارندگی نمطمئن، ‌سیلاب و طولانی شدن خشکسالی در برخی مناطق، به حالت بحرانی خود نزدیک می‌شود.

 

 

در درون شبکه‌ «مشارکت جهانی خاک» (GSP)، سازمان خواربار و کشاورزی (FAO) از تأسیس رسمی روز جهانی خاک بعنوان یک پلاتفرم مناسب برای افزایش آگاهی جهانی استقبال کرد. در ژوئن 2013 کنفرانس فائو به پشتیبانی از روز جهانی خاک پرداخت و در 68 مین مجمع عمومی سازمان ملل آن را بصورت رسمی مطرح نمود و در 20 دسامبر همین سال در 68 مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، پنجم دسامبر بعنوان روز جهان خاک اعلام شد. از سال 2012 تا کنون سازمان فائو و GSP جشن‌های این روز مهم را اداره می‌کنند.

 

 

سال بین‌المللی خاک

 

 

در همان اجلاس 68 مجمع عمومی سازمان ملل در 20 دسامبر 2013، سال 2015 بعنوان سال بین‌المللی خاک نامگذاری شد. هدف از این سال این است که آگاهی مردم در مورد اهمیت خاک در حوزه امنیت غذایی، کشاورزی، کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، کاهش فقر و توسعه پایدار مورد گوشزد و اطلاع‌رسانی قرار گیرد. سازمان مشارکت جهانی خاک وبسایت رسمی، لوگو و فعالیت‌های این سال را برنامه‌ریزی می‌کند. سازمان‌های کشاورزی و محیط زیستی سراسر دنیا برنامه‌های خود را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که در این سال مخصوص سهم و مشارکت بیشتری داشته باشند.

 

 

فرسایش و آلودگی خاک

 

 

«فرسایش یا تخریب خاک» و «آلودگی خاک» از مهمترین مباحث مدیریت خاک هستند. فرسایش خاک به معنی انتقال خاک توسط عوامل نظیر آب (روان‌آب‌ها، ‌سیلاب‌ها) و باد است که منجر به از دست رفتن خاک و عناصر غذایی آن می‌‌گردد. آلودگی خاک بمعنی افزوده شدن آلاینده‌های صنعتی،‌ ترافیکی و کشاورزی به خاک شامل انواع مواد شییمایی از قبیل مواد نفتی، کودها، ‌آفت‌کش‌ها، ‌فاضلاب شهری، مواد شوینده، فلزات سنگین و... است که موجب پایین آمدن کیفیت خاک و تهدید امنیت غذایی می‌شوند.

 

 

مشکل فرسایش خاک و دیگر شاخص‌های محیط زیستی در تمام کشورهای در حال توسعه وضعیت نامناسبی دارد. 75 درصد خاک‌های جهان بر اثر فرسایش آبی، 81 صد بر اثر فرسایش بادی، 92 درصد بر اثر تخریب شیمیایی و 60 درصد در اثر تخریب فیزیکی در کشورهای در حال توسعه تلف می‌شود.

 

 

ایران و فرسایش خاک

 

 

آقای محمدرضا نیشابوری مدرس دانشگاه معتقد است ایران رتبه دوم را در فرسایش خاک در میان کشورهای جهان دارد: «خاک 75 درصد مساحت کشور تحت فرسایش آبی است. میزان فرسایش خاک کشور 15 تن در هکتار در سال و 3 تا 5 برابر متوسط کشورهای آسیایی است. فرسایش خاک در جنگل‌های شمالی کشور 10 برابر استاندارد جهانی است. بطور کلی در ایران فرسایش خاک، سالانه سه هزار و پانصد میلیارد ریال هزینه در بر دارد»

 

 

روند فرسایش خاک از یک میلیارد تن در سال 1355 به 6,4 میلیارد تن در سال 1390 رسیده و همچنان رو به افزایش است. شاخص فرسایش نسبی خاک در ایران 16,7 تن در هکتار است. متوسط این شاخص در جهان 5 تا 6 تن در هکتار می‌باشد. پیامدهای فرسایش خاک شامل کاهش 11 درصدی وسعت جنگل‌ها در طول 40 سال،‌ رسوب‌گذاری در حدود 240 میلیون متر مکعب در حوزه سدهای کشور (معادل سالانه 5 سد با ذخیره 50 میلیون متر مکعب) و بیابان‌زایی در بیش از 100 میلیون هکتار از اراضی کشور بوده است. تشکیل 25 میلی‌متر خاک احتیاج به 300 سال زمان دارد. ایران از نظر تخریب جنگل جزو 6 کشور نخست دنیا، در بیابان‌زایی از نظر مؤلفه تأثیر عوامل انسانی نخستین کشور و در نابودی حیات وحش نیز نخستین کشور دنیا به شمار میرود.

 

 

 

احداث بادشکن‌ها بصورت ردیفی از درخت‌ها برای کند کردن سرعت باد، کاشت درختچه‌ها، ‌تراس‌بندی اراضی شیب‌دار و کشاورزی در تراس‌ها و ... از جمله اقدامات مقابله با فرسایش خاک می‌باشند.

 

 

http://www.fao.org/globalsoilpartnership/news-events-archive/gsp-events/detail/en/c/206930/

http://www.sedayeeghtesad.ir/News/17861.html

http://www1.jamejamonline.ir/newstext2.aspx?newsnum=100875735780

 

 

منبع :

 

دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com

 

 

 

 

آتمسفر قدیم زمین؛ وزن کمتر

 

 

 

آتمسفر قدیم زمین؛ وزن کمتر :

 

 

در دهه‌های گذشته دانشمندان بر این باور بودند که آتمسفر قدیمی زمین دارای گازهای گلخانه‌ای قوی‌تر و آتسمفر ضخیم‌تر از امروز بوده است تا عبور نور خورشید ضعیف‌تر آن زمان را جبران کند.

 

بررسی غلظت گازهای آتسمفر از طریق مطالعه حباب‌های بجامانده در میان گدازه‌های آن دوران نشان می‌دهد که ضخامت آتمسفر قدیم زمین تقریباً نصف آتمسفر امروز بوده است. بنابرین ایده مورد قبول تا کنون کاملاً عکس شده است.

 

 

 

 

 

بر اساس مقاله منتشره در مجله ژئوساینس، آتمسفر قدیم زمین در 2,7 میلیارد سال پیش، حدود نیم تا یک چهارم ضخامت امروز آن را داشته است. این کشف دانشمندان را بر آن داشت تا هر چه را که تا کنون در مورد آتسمفر اولیه زمین می‌دانستند مورد تجدیدنظر و بررسی مجدد قرار دهند.

 

 

مدت‌ها گمان‌ها بر آن بود که فشار آتسمفر در زمان‌های قدیم باید بیشتر بوده باشد زیرا خورشید ضعیف‌تر بوده است. نتایج این بررسی خلاف آن چیزی را نشان می‌دهد که تا کنون انتظار داشته‌ایم. در این بررسی محققین به آنالیز حباب‌های هوای به‌دام افتاده در بازالت‌های روان 2,7 میلیارد ساله زمین در «پیلبارا» استرالیا غربی پرداختند. با استفاده از تکنیک اسکن اشعه ایکس با دقت بالا اندازه حباب‌های بین لایه‌های بالایی و پایینی گدازه‌ها بررسی شد.

 

 

با اندازه‌گیری اندازه حباب‌ها در بالا که در برابر وزن آتمسفر مقاومت می‌کردند و مقایسه آنها با حباب‌های ریزتر در قسمت ته گدازه‌ها که در برابر فشار ناشی از آتسمفر و وزن خود صخره‌ها قرار داشتند، توانستند فشار هوا را در روزگاران قدیم حدس بزنند.

 

 

بعد از مشاهده حباب‌ها دانشمندان متعجب شدند زیرا نتایج این بررسی نشان می‌داد که آتسمفر قدیم باید سبک‌تر از آن باشد که تا کنون فرض می‌شده است. این بر پایه اندازه حباب‌هایی بدست آمد که در سطح گدازه‌ها وجود داشتند.

 

 

نتیجه اینکه فشار آتسمفری کمتر در 2,7 میلیارد سال پیش ممکن است از طریق توانایی تثبیت نیتروژن ارگانیسم‌های تک‌سلولی ایجاد شده باشد. در دوره تثبیت نیتروژن، باکتری‌ها نیتروژن را از هوا گرفته و آن را به آمونیاک تبدیل کردند. افزایش ناگهانی باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن باعث شد که سطح نیتروژن در اتسمفر کاهش یابد و فشار هوا بطور قابل توجهی کاهش یابد. با بدست آمدن این نتایج احتمال آن میرود که بسیاری از اطلاعاتی که امروز در مورد حیات اولیه می‌دانیم درست نباشد.

 

 

www.natureworldnews.com/articles/21875/20160510/earths-ancient-atmosphere-weighs-less-half-todays-study-shows.htm ‌

 

 

منبع :

 

 

دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com

 

 

 

پرندگان ؛ توسعه رنگ قرمز

 

 

 

پرندگان ؛ توسعه رنگ قرمز

 

 

در دنیای پرندگان رنگ قرمز معنی و اهمیت خاصی دارد. بسیاری از گونه‌ها از سیگنال رنگ قرمز برای جلب توجه جفت یا دک کردن رقیب استفاده می‌کنند و این رنگ را به نوک، پرها و پوست خود می‌افزایند. تا آنجا که به بسیاری از پرندگان مربوط است، هر چه رنگ آنها قرمزتر باشد بهتر است. در برخی گونه‌ها دو ژن کشف شده که وظیفه تبدیل رنگدانه زرد موجود در جیره غذایی پرندگان را به قرمز انجام می‌دهند

 

 

برای تولید پرهای با رنگ قرمز، پرندگان رنگدانه‌های زردرنگ جیره‌ای تحت عنوان عمومی «بتاکاروتنوئید‌ها» را به رنگدانه قرمز تبدیل می‌کنند و آن را در پرها رسوب می‌دهند. پرندگان همچنین رنگ‌های قرمز را در سلول‌های گیرنده نوری مخروطی شبکیه چشم خود تجمع می‌د‌‌هند تا دید رنگی خود را توسعه دهند. در پژوهش‌های اخیر کدهای آنزیمی که موجب تبدیل رنگ زرد به قرمز می‌شود در پرندگان مشخص شده ست.

 

 

 

 

اکنون می‌دانیم که برخی پرندگان دارای توانایی سنتر «کتوکاروتنوئید‌ها» از کاروتنوئید‌های‌ زردرنگ برگرفته از جیره غذایی خود را دارند ولی ژن یا آنزیم دخیل در این تبدیل‌ها و موقعیت آناتومیک آنها همچنان در هاله‌ ابهام است. بررسی جدید این شکاف را پر کرده و جنبه‌های متعددی را برای تحقیقات در زمینه تکامل و اکولوژی رنگ قرمز در پرندگان گشوده است. محققین مدرسه پزشکی دانشگاه واشنگتن و دانشگاه اوبورن این کشفیات را به لطف قناری‌بازهایی بدست آوردند که حدود 100 سال پیش یک قناری زرد رنگ را با یک سیسکین تلاقی دادند و اولین قناری قرمز جهان را تولید کردند. در بررسی جدید، ‌محققین توالی ژنوم قناری‌ها زرد و قرمز را تعیین و با سیسکین قرمز مقایسه کردند تا ژن مسئول تفاوت رنگ را در این پرندگان بیابند.

 

 

تحقیقات این دانشمندان آنها را به یک آنزیم سایتوکروم p450 بنام CYP2J19 هدایت کرد. آنالیزهای بیشتر بیان ژن نشان داد که این آنزیم در پوست و کبد قناری بعنوان عامل رنگ قرمز به مقدار زیادی وجود دارد. این قویاً نشان می‌دهد که آنزیم مزبور مسئول ایجاد رنگ قرمز است.

 

 

در گزارشات دیگر خوشه ژنی سایتوکروم p450 از طریق مقایسات بین فنچ‌های گورخری استاندارد و فنچ گورخری موتانت بررسی شد. اولی نوک منحصربفرد و قرمزرنگ دارد ولی نوک دومی زرد است. فنچ گورخری دارای سه ژن سایتوکرم p450 می‌باشد و در پرندگان با نوک زرد، موتاسیون‌های مختلفی در این منطقه رخ می‌دهد. همچنین آنزیم‌های مربوطه به میزان غیر قابل تشخیص در نوک زرد این پرندگان یافت می‌شود.

 

 

یافته‌های ژنتیکی این بررسی مسیر را برای مطالعات جدید در زمینه رنگ‌بندی قرمز در پرندگان فرش می‌کند. سؤالات جدید و جالبی نیز مطرح می‌شود. ژنی که در این بررسی‌ها تعیین شده متعلق به خانواده‌ای از ژن‌ها است که در سمیت‌زدایی بدن نیز نقش بازی می‌کنند.

 

 

در انتخاب جنسی، ‌رنگ قرمز برای ارسال علایم در زمینه کیفیت فردی بکار میرود. مقدار رنگ قرمز در بدن پرنده رابطه نزدیکی با فرایندهای فیزیولوژی بدن آنها مثل سم‌زدایی نیز دارد. نتیجه این بررسی که ژن سمیت‌زدایی را با متابولیسم کاروتنوئیدها ارتباط می‌دهد پرتو جدیدی بر سیگنال‌های مبتنی بر صداقت بر اساس رنگ‌های کاروتنوئیدی می‌اندازد. نکته عجیب کشف این مسئله بود که ژن رنگ قرمز در ژنوم‌های بسیاری از گونه‌های پرندگان (اگر نه اغلب آنها) وجود دارد و لو پرنده مربوطه اساساً رنگ قرمزی را در بدن خود تولید نکند.

 

 

پرندگان روزفعال از این ژن برای تولید رنگدانه قرمز در شبکیه چشم استفاده می‌کنند تا بینایی خود را توسعه دهند. تنها پرندگان با پرهای قرمز این ژن را بعلاوه در پوست خود نیز بروز می‌دهند. این یافته‌ها دلالت بر آن دارد که تقریباً همه پرندگان دارای ظرفیت پنهانی برای تولید رنگ قرمز می‌باشند ولی برای اینکه این کار را عملاً انجام دهند بایستی ابزارهایی برای بروز این ژن نیز در پوست و شبیکه چشم آنها وجود داشته باشد. محققین هم‌اکنون در حال رجوع به پرندگانی از قبیل مرغ جولا آفریقایی هستند که تحقیق در مورد نشانگرهای قرمز آنها قبلاً آغاز شده است و تفاوت قابل توجهی در میان گونه‌های متفاوت آنها دیده می‌شود. نکته جالب دیگر اینکه بارها رنگ‌های قرمز براق در این گروه توسعه یافته که مکانیسم آن در اینجا توصیف شده است ولی استثنائات جالبی در این میانه وجود دارد.

 

 

محققین به طراحی آزمایشاتی برای کشف پرهای قرمزرنگ در بسیاری از گونه‌ها‌ی پرندگان نموده‌اند تا ببینند آیا آنها بر مکانیسم مشابهی تکیه دارند یا خیر. احتمالاً در این آزمایشات نیز قناری به عنوان مدل انتخاب شود تا بنیان ژنتیکی صفات جالب را در پرندگان کشف نمایند.

 

 

 

1. Lopes, Johnson, and Toomey et al. Genetic basis for red coloration in birds. Current Biology, 2016.

2. Mundy and Stapley et al. Red ketocarotenoid pigmentation in the zebra finch is controlled by a cytochrome P450 gene cluster.Current Biology, 2016. ‌

 

 

منبع :

 

دانستنی حیوانات - http://animal-informatics.com

 

 

 

نجات فک خزری از تور صیادان مازنی

 

 

 

نجات فک خزری از تور صیادان مازنی :

 

 

ایرنا : یک قلاده فک خزری که در تور ماهیگیران مازندرانی در تالاب میانکاله در حاشیه دریای خزر به دام افتاده بود، با کمک صیادان و محیط زیست نجات یافت

 

 

 

 

فک خزری از گونه های جانوری در معرض انقراض در دریای خزر است.

 


مدیر روابط عمومی محیط زیست مازندران یکشنبه شب به خبرنگار ایرنا گفت که فک خزری روز یکشنبه در تور صیادان گیر کرده بود که پس از نجات توسط صیادان تحول کلینیک' لنی هارد ' در آشوراده شد.

 


میلاد بهرامی افزود: این فک خزری ماده که سنش حدود 14 ماه است، به دلیل گیر کردن در تور ماهیگیران از ناحیه دندان جلو و دست دچار آسیب شده که هم اکنون در کلینک ویژه این گونه دریایی در آشوراده تحت درمان قرار دارد.

 


وی گفت که فک خرزی پس از درمان در کلینیک لنی هارد در دریای خزر رها می شود.

 


فُک خزری که نام علمی آن ' پوسا کاسپیکا Pusa caspica ' است ، از پستانداران کمیاب آبزی دنیاست که فقط در دریای خزر و رودخانه‌های منتهی به آن زندگی می‌کند.

 


این گونه تنها پستاندار دریای خزر محسوب می‌شود و به دلیل صید بی‌رویه و به‌هم خوردن شرایط زیستی و کاهش شدید جمعیت نیازمند حمایت بین‌المللی است.

 


فک خزری به‌طور میانگین یک و نیم متر طول و 68 کیلوگرم وزن دارد و یکی از کوچک‌ترین انواع فک به شمار می‌رود.

 


فک‌ها جانوران با ارزشی‌ هستند که حتی با مدفوع خود یک منبع غذایی در دریای خزر به وجود می‌آورند و نابودی آن‌ها اکوسیستم خزر را به خطر می‌اندازد.

 


فک‌ها در تابستان، بهار و پائیز بیشتر در آب‌های ایران زندگی می‌کنند و برای زایمان به مناطق یخی در شمال دریای خزر مهاجرت می‌کنند.

 


گفته می شود کمتر از یکصد قلاده از فک خزری در دریای خزر وجود

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

چرا انقراض یوزهای آسیایی فاجعه است؟

 

 

 

به مناسبت 14 آذر/ 4 دسامبر، روزجهانی یوزپلنگ

 

 

چرا انقراض یوزهای آسیایی فاجعه است؟

 

 

 

در 30 سال گذشته، یوزهای آسیایی همانند خویشاوندان نزدیک آفریقایی‌شان به دلیل از دست دادن زیستگاه‌ و طعمه در سراسر قلمروشان با کاهش جدی جمعیت مواجه بوده‌اند. براساس تحقیقات، یوزهای آسیایی ، نوعی زندگی مبتنی بر کوچ دارند و به همین دلیل تنها در مناطق حفاظت‌شده و امن حضور نداشته و بارها در خارج از مناطق حفاظت‌شده نیز رویت شده‌اند. حتی در مناطق حفاظت‌شده‌ای همچون بافق یزد، تاثیرات توپوگرافی سبب شده تا جایگاه شکارچی و رقیب دیرین یوزها یعنی پلنگ‌ها مستحکم‌تر شود و پلنگ‌ها در عمل یوزها را از زیستگاه‌شان بیرون کنند.
 
 
 
 
 
 

مهندس هومن جوکار، مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ضمن اشاره به تهدیدات بقای یوزها در ایران به جام‌جم می‌گوید: «شش میلیون هکتار زیستگاه یوز در ایران را می‌توان یک ظرفیت گردشگری استفاده نشده توصیف کرد، این ظرفیت همانند بسیاری دیگر از ظرفیت‌ها به‌واسطه‌ وجود نفت در سایه باقی مانده است. صنعت گردشگری نمونه بارزی از ظرفیت‌های استفاده نشده در کشور ماست، درحالی که ظرفیت پذیرش گردشگر در ایران خیلی بیشتر از میزان کنونی است. شاید اگر از همین فردا گردشگری به ایران نیاید و ما بخواهیم هزینه اقتصادی این مساله را برآورد کنیم، در وهله نخست به نظر برسد که چندان زیان اقتصادی متحمل نشده‌ایم، اما این واقعیت نیست؛ چراکه اگر فرضا روزی نفت ما تمام شود و بنا باشد که چرخ‌های اقتصاد بر پایه صنعت توریسم بگردد، آن‌گاه مشخص می‌شود که ما چقدر متضرر شده‌ایم.»

 

 

وی می‌افزاید: «در زیستگاه‌های یوز نیز دو ظرفیت مهم وجود دارد که هم می‌توان روی آنها خیلی تکیه کرد، هم این‌که در عین حال حفاظت یوزها را به نوعی معنا می‌کنند. این دو ظرفیت عبارت است از کارکرد بازاری و کارکرد غیربازاری. کارکرد بازاری همان کارکردی است که به پول تبدیل و وارد جامعه می‌شود، اما کارکرد غیربازاری آن کارکردهایی است که منافع آن به جامعه می‌رسد، اما در این میان پولی رد و بدل نمی‌شود. برای مثال کارکرد جنگل‌های هیرکانی منطقه گلستان و ممانعت آنها از سیل نوعی کارکرد غیربازاری است. چنانچه در حال حاضر نیز به دلیل مدیریت 15 ساله مرتع در زیستگاه‌های یوز ما کارکردهای غیربازاری داریم که باعث می‌شوند تا چشمه‌های گرد و غبار در زیستگاه‌های کویری که البته بسیاری از آنها نزدیک به سکونتگاه‌های شهری هستند، شکل نگیرند. درحالی که اگر مدیریت این مراتع به واسطه‌ پرچمداری حفاظت از یوز نبود، بسیاری از این مناطق به عنوان مثال در سبزوار و نیشابور یا حتی بافق به نقاط بحران‌خیز زیست‌محیطی تبدیل شده بودند.»

 

 

 

 

مهندس جوکار در ادامه به فعالیت‌های اقتصادی پایدار در سکونتگاه‌های انسانی همجوار با زیستگاه‌های یوز اشاره کرده و افزود: «در زیستگاه‌های یوز مدت‌هاست که ما روی نمونه‌های پایلوت معیشت پایدار کار می‌کنیم. برای مثال در توران و روستای قلعه‌بالا حدود چهار پنج سال است که روی نمونه‌های پایلوت از کارکردهای بازاری کار شده و این نمونه پایلوت خوشبختانه به نتایج خوبی هم رسیده است، هرچند که مقیاس آن کوچک بوده، اما واقعیت این است که ما توانسته‌ایم حداقل گامی رو به جلو برداریم و نه‌تنها از مهاجرت جامعه محلی جلوگیری کنیم، بلکه در عین حال تعدادی از خانواده‌هایی را هم که از روستا مهاجرت کرده بودند، از طریق آشنایی با معیشت پایدار مجدد به منطقه بازگردانده‌ایم. آشنا کردن مردم محلی با جاذبه‌های گردشگری منطقه‌شان و این‌که برای مثال چطور می‌توانند با حفظ خانه‌هایشان، باعث جذب گردشگران شوند، ‌اکنون روستای قلعه‌بالا را به جایی رسانده‌ که گردشگران حتی در آغاز ماه‌های سرد سال مانند مهرماه نیز به تعداد قابل‌توجه وارد این منطقه می‌شوند و در روستا اقامت می‌کنند. بنابراین اگر روزی یوزها منقرض شوند، به این معناست که مدیریت مرتع و دقت لازم برداشته خواهد شد، بنابراین تمامی آن ظرفیت‌ها اعم از بازاری و غیربازاری از بین خواهد رفت، درحالی که یوزها با حضورشان این ظرفیت‌ها را معنا می‌بخشند.»

 

 

منبع :

 

 

جام جم انلاین

 

 

 

کشف زنبورهای زیرآبی با قابلیت گرده افشانی!

 

 

 

کشف زنبورهای زیرآبی با قابلیت گرده افشانی!

 

 

 

شاید باورکردنی نباشد اما در زیر اقیانوس‌ها جانورانی زندگی می کنند که عملکردشان در گرده افشانی همانند زنبورهای ساکن در خشکی است.
 
 
 

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از مهر : این برای نخستین بار است که محققان موفق به کشف این واقعیت دیدنی می شوند که اکوسیستم‌های زیرآبی متکی به گرده افشان‌هایی هستند که از حیث عملکرد، با زنبورهای ساکن در خشکی قابل مقایسه هستند.

 

 

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، گیاهان زیرآبی همچون گیاهان خشکی از طریق گرده افشانی تکثیر می شوند. تا پیش از این تصور می شد که فرآیند گرده افشانی گیاهان با تکیه بر جریان آب انجام می شود اما حالا مشخص شده که در زیر آبهای جهان فرآیند گرده افشانی از طریق «زنبورهای دریایی» صورت می گیرد.

 

 

محققانی از دانشگاه ملی مکزیک با استفاده از سیستمهای پیشرفته فیلمبرداری در زیر آب گونه ای از علفهای دریایی موسوم به Thalassia testudinum را زیر نظر قرار داده و در کمال حیرت متوجه شدند انواعی از جانوران بی مهره بیشتر از آنکه به سراغ گیاهان بدون گل بروند خود را به شاخه های گلدار این نوع گیاه نزدیک می کنند و این دقیقا همان کاری است که زنبورها در خشکی برای عمل گرده افشانی انجام می دهند.

 

 

در این مطالعه به وضوح دیده می شود که جانوران مورد نظر با نزدیک شدن به گلهای گیاهان، گرده آنها را با خود حمل می کنند.

 

 

نکته جالب اینجاست که محققان پیشتر این جانوران را شناسایی کرده بودند اما هرگز تصور نمی کردند که نقشی در گرده افشانی گیاهان زیرآبی داشته باشند.

 

 

منبع :

 

 

جام جم انلاین - برگرفته شده از خبرگزاری مهر

 

 

 

قطب شمال، 20 درجه گرم‌تر از حد معمول

 

 

 

قطب شمال، 20 درجه گرم‌تر از حد معمول :

 

 

 

محققان می‌گویند دمای کنونی در نزدیکی قطب شمال به طرز بی‌سابقه‌ای 20 درجه سانتی‌گراد گرم‌تر از حد متوسط آن است. منطقه شمالگان در حال حاضر در میانه شب قطبی به سر می‌برد؛ یعنی زمانی که خورشید بندرت طلوع می‌کند. معمولا این زمان، زمانی است که همه چیز سرد و مرطوب است و ورقه‌های ضخیم یخی برای زمستان در حال شکل‌گیری هستند. با وجود آن که یخ‌های دریا یک بار دیگر پس از کاهش سطح آنها در ماه سپتامبر، در حال تشکیل است، اما بالاتر بودن دما از حد معمول خود باعث شده است روند این شکل‌گیری بسیار کند شود.
 
 
 
northpoleanimals
 
 

 

در واقع مقدار پوشش یخی که تاکنون تشکیل شده است حتی رکوردی پایین‌تر از رکورد ثبت شده در سال 1391/ 2012 را نشان می‌دهد. پتری تالاس دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی می‌گوید در بخش‌هایی از شمالگان روسیه دما شش تا هفت درجه سانتی‌گراد بالاتر از حد متوسط است. وی می‌افزاید بسیاری دیگر از مناطق شمالگان در روسیه، آلاسکا و شمال غرب کانادا دست‌کم سه درجه سانتی‌گراد گرم‌تر هستند و این برای ما که عادت به برآورد دما در مقیاس کسری از درجه داشته‌ایم، تفاوت زیادی است.

 

 

این دومین سال پیاپی است که دمای مناطق نزدیک قطب شمال به طور غیرمعمولی بالاتر است. در اواخر 1394/ 2015 دمای منطقه شمالگان به دلیل بادهای شدیدی که هوای گرم را به منطقه پمپاژ کردند تقریبا به دمای نقطه ذوب رسید. اما دلیل همه این تغییرات غیرمعمول چیست؟ جنیفر فرانسیس کارشناس منطقه شمالگان در دانشگاه راجرز در این باره می‌گوید این موضوع با تغییرات آب و هوایی در دیگر مناطق سیاره زمین ارتباط دارد. سازمان جهانی هواشناسی اعلام کرده است سال 1395/ 2016 احتمالا گرم‌ترین سال به ثبت رسیده تا به امروز است.فرانسیس می‌افزاید گرمای منطقه شمالگان نتیجه نازک بودن یخ دریاها برای این موقع از سال و نیز توده‌های زیادی از هوای گرم و مرطوب است که توسط جت استریم بسیار مواج از عرض‌های پایین‌تر به سمت شمال رانده شده‌اند.

 

 

ArcticTerns01

 

 

مشخص نیست این الگوی آب و هوایی بی‌سابقه بر زندگی حیات وحش بومی منطقه مثل خرس‌های قطبی که در این فصل از سال برای شکار روی یخ دریاها به منطقه شمالگان می‌روند چه تاثیری خواهد گذاشت. کافی نبودن ضخامت یخ‌ها احتمالا برای جمعیت خرس‌های قطبی فاجعه بار خواهد بود. همچنین باید منتظر بود و دید آب و هوای گرم منطقه شمالگان بر گرداب قطبی، محدوده وسیعی از هوای سرد و کم فشار که مناطق قطبی را احاطه می‌کند و معمولا در زمستان در مناطق قطبی ایجاد می‌شود چه تاثیری می‌گذارد.

 

 

محققان به بررسی دقیق شرایط ادامه می‌دهند. باید امیدوار بود منطقه شمالگان بزودی آب و هوای سردی به خود ببیند، در غیر این صورت ما احتمالا وارد دوره رکوردشکن دیگری از تغییرات آب و هوایی خواهیم شد.

 

 

منبع :

 

جام جم انلاین - برگرفته شده از  Science Alert

 

 

 

تبدیل زباله‌های هسته‌ای به الماس

 

 

محققان دریافتند

 

 

تبدیل زباله‌های هسته‌ای به الماس :

 

 

راهکار محققان این است که از بلوک‌های گرافیتی «کربن- 14» را حذف کنند و زباله‌های هسته‌ای را به الماس با قابلیت تولید برق تبدیل کنند.
 
 
 
با زباله های هسته ای چه می کنید
 

 

به گزارش جام جم آنلاین از فارس : یکی از بزرگترین مشکلات در مورد زباله‌های هسته‌ای این است که نمی‌توان آنها را در هیچ یک از خانواده پسماندها طبقه‌بندی کرد و نمی‌توان به درستی دریافت که این زباله تا چه اندازه ارزش دارد.

 

 

از مدت‌ها قبل فیزیکدانان و شیمیدانان دانشگاه بریستول بررسی‌های گسترده‌ای را در این زمینه آغاز کردند و نتایج حاصل از آن نشان داد روش‌هایی وجود دارد که به واسطه آن می‌توان هزاران تن زباله هسته‌ای به ظاهر بی‌ارزش را به باتری‌های الماسی دست‌ساز تبدیل کرد.

 

 

این باتری‌ها به گونه‌ای ساخته می‌شوند که با جریان الکتریسیته کوچک خود می‌توانند برای بیش از کل تاریخ حیات بشر انرژی تولید کنند.

 

 

بازیافت زباله‌های هسته‌ای یکی از بزرگترین مشکلات قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود. محققان دانشگاه بریستول برای آنکه مشکل یاد شده را حل کنند، زباله‌های به جا مانده از رآکتور بازنشسته شده شهر بریستول موسوم به Magnox را در اختیار گرفتند. این رآکتور بیش از نیم قرن است که از رده خارج شده است.

 

 

این رآکتورهای قدیمی از بلوک‌های گرافیتی به عنوان تعدیل کننده استفاده می‌کردند تا با کاهش سرعت نوترون‌ها، امکان ادامه روند شکافت هسته‌ای را فراهم آورند ولی همین روند باعث شد تا انگلستان به تنهای بیش از 1.4 هزار تن بلوک گرافیتی که هم‌اکنون در خانواده زباله‌های هسته‌ای طبقه‌بندی می شوند را در اختیار داشته باشد. زیرا اشعه‌ رآکتورها باعث شد کربن ساکن در بلوک‌ها به کربن رادیواکتیو-14 تبدیل شود.

 

 

راهکار محققان بریستول این است که از بلوک‌های گرافیتی کربن-14 را حذف کنند و زباله‌های هسته‌ای را به الماس با قابلیت تولید برق تبدیل کنند. باتری‌های الماسی هسته‌ای بر مبنای هیچ بخش متحرکی ندرند، هیچ گونه آلودگی تولید نمی‌کنند و نیاز به نگهداری هم نخواهند داشت.

 

منبع :

 

جام جم انلاین

 

 

 

عجیب ترین درختان دنیا

 

 

عجیب ترین درختان دنیا :

 

 

درخت‌ها از قدیمی‌ترین موجودات زنده روی زمین هستند و می‌توان گفت روی تنه بسیاری از آنها بخشی از تاریخ جهان حک شده است. سن قدیمی‌ترین درخت‌های جهان در مقایسه با دیگر موجودات زنده بسیار زیاد است.
 
 
 

بعد از درخت‌های قدیمی که هزاران سال عمر دارند، قدیمی‌ترین موجود جهان لاک‌پشتی است که فقط 183 سال سن دارد. این موجودات ارزشمند برای زمین و انسان فواید بی‌شماری دارند و در عین حال به محیط اطراف خود بسیار حساس هستند. کیفیت ضعیف خاک، ازدحام درختان کاشته شده در یک منطقه و رقابت بر سر آب بین انواع گیاهان استرس زیادی به درختان وارد می‌کند. استرس داشتن درختان باعث اختلال در رشد و چرخه فتوسنتز درخت می‌شود، بنابراین درختان برای زنده ماندن نیاز به خاک مغذی و فضای کافی برای تنفس دارند. این موجودات شگفت‌انگیز علاوه بر زیبایی و ایجاد سایه‌ای در برابر نور خورشید می‌توانند گاهی نقش یک قطب‌نمای طبیعی را ایفا کنند، یا شرایط آب و هوایی را کنترل کنند. اما مهم‌ترین اهمیت آنها برای زمین کمک به تنفس این سیاره خاکی است.

 

 

 

قدیمی‌ترین درختان جهان

 

 

درخت متوسلا (Methuselah) تک درختی است که 4848 سال عمر دارد. این درخت نوعی کاج در کوهستان سفید کالیفرنیای آمریکاست که تا سال‌ها قدیمی‌ترین موجود زنده شناخته شده در جهان به شمار می‌رفت، اما سال 1391/ 2012 جایش را به نوع دیگری از این کاج داد که 5066 سال سن دارد. در واقع کهن‌ترین درخت جهان 3050 سال پیش از میلاد مسیح جوانه زده است و اکنون درخت پیری است که هنوز روی زمین زندگی می‌کند. متوسلا در بیشه‌زاری که حدود 3000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در پارک جنگلی اینیو (Inyo National Forest) قرار دارد. این پارک جنگلی در محدوده دو ایالت کالیفرنیا و نوادای آمریکا قرار دارد، اما محل اصلی درخت قدیمی‌تر که همان حوالی است، هنوز فاش نشده است.

 

 

 

 

 

 

این درخت‌ها، در واقع تک‌درخت‌هایی هستند که از هزاران سال پیش زنده مانده‌اند. در میان درختانی که به صورت مجموعه‌ای در جنگل‌ها و کوهستان‌ها وجود دارند، درختانی هستند که گرچه به تنهایی عمری به قدمت هزاران سال ندارند، اما در منطقه‌ای زندگی می‌کنند که درختان در هزاران سال گذشته آنجا وجود داشته‌اند. معمولا این مجموعه‌ها در زیرزمین ریشه‌های متصل به یکدیگر دارند و در طول هزاران سال به مجموعه آنها افزوده شده است. درختان پاندو (Pando) از جمعیت صنوبرها در ایالت یوتا آمریکا از این‌گونه هستند که بیش از یک میلیون سال قدمت دارند. این درختان سنگین‌ترین درختان جهان هستند که هر کدام حدود 6000 تن وزن دارند.

 

 

قاره اروپا نیز میزبان مجموعه درختان کهنسال بسیاری است. درختانی که در عصر برنز انگلیس یا زمان یورش وایکینگ‌ها در زمین ریشه کرده‌اند و هنوز زنده هستند. جنگل صنوبری در کوهستان‌های سوئد وجود دارد که9550 سال قدمت دارد. یکی از ویژگی‌های جالب این درختان این است که می‌توانند از طریق منافذ روی شاخه‌ها، نمونه‌هایی شبیه خود را دوباره تولید کنند. به این ترتیب هنگامی که تنه درخت جوان‌تر بوده است، شروع به تولید شاخه‌های تنومند کرده و مجموعه‌ای از صنوبرها در طول قرن‌ها تولید شده است. این درخت‌ها اکنون 600 سال عمر دارند، اما ژنتیک آنها کاملا شبیه به اجداد قدیمی آنهاست. یکی دیگر از ویژگی‌های صنوبر تحمل شرایط سرد و سخت است که این همه سال در طبیعتی با شرایط آب و هوایی بسیار سرد سوئد زنده مانده است. البته این هوای معتدل است که فرصت رشد به درخت را می‌دهد.

 

 

سرو ابرکوه

 

 

سرو ابرکوه از قدیمی‌ترین درختان باقیمانده از حدود 4000 سال پیش است و یکی از آثار طبیعی ملی ایران به شمار می‌رود. این درخت در شهر ابرکوه یزد قرار دارد و حدود 5/11 متر ارتفاع دارد و البته بلندای آن با ریشه بین 25 تا 28 متر است. این درخت در ادبیات و فرهنگ ایران اهمیت خاصی دارد و در جهان به عنوان نمادی از زندگی و زیبایی معرفی شده است. سن دقیق این سرو اندازه‌گیری نشده، اما بی‌شک در بین شش درخت قدیمی دنیا قرار دارد. سرو ابرکوه همزمان با دوران اختراع چرخ در آسیای مرکزی در زمین ریشه داده و در طول دوران شاهد پیشرفت تمدن بشر بوده است.

 

 

 

 

درختان همیشه سبز

 

 

سکویای همیشه سبز (Sequoia Sempervirens) یا درختان ردوود (Redwood) از بلندترین و قطورترین گونه‌های درخت روی زمین است. این درخت در منطقه غربی نوادا در آمریکا زندگی می‌کند و حدود 91 متر ارتفاع دارد. یکی از دلایل ماندگاری این درخت انعطاف‌پذیری در برابر هجوم حشرات و آتش‌سوزی‌های جنگلی است. سال 1395/2016 محققان خبر از کشف بلندترین درخت جهان تا امروز دادند که 94/1 متر ارتفاع دارد. در واقع می‌توان گفت ارتفاع این درخت به اندازه یک برج 31 طبقه است. به غیر از ردوود گرمسیری 49 درخت دیگر در جهان وجود دارد که ارتفاع آنها بیش از 90 متر است. متاسفانه این گونه که یکی از سرمایه‌های زمین محسوب می‌شود، اکنون آسیب‌پذیر و در خطر انقراض است.

 

 

 

 

درخت رنگین کمان

 

 

تنه درختی که اکالیپتوس رنگین‌کمان نام دارد، چنین می‌نماید که انگار سطلی از رنگ‌های گوناگون روی تنه سرازیر شده است. این درخت بومی مناطقی در جنوب اقیانوس آرام مثل گینه نو و جزایر هاوایی است. طیف‌های گوناگون و متفاوت رنگین تنه این درخت چهره خاصی به آن داده است. این اکالیپتوس در عین زیبایی برای بشر سودمند نیز هست. پوسته تنه درخت که براحتی می‌ریزد، جنس چوب مناسبی برای ساختن خمیر کاغذ دارد و دیگر نیازی به قطع درخت نخواهد بود.

 

 

 

 

سومین درخت بلند جهان در ایالت کالیفرنیا آمریکا و در پارک ملی سکوییا (Sequoia National Park) ، 73 متر ارتفاع و 28 متر محیط دارد. به ابعاد آدم‌ها در برابر بلندی درخت توجه کنید. عکس:Michael Nichols

 

 

تنه‌های متورم بائوباب

 

 

 

 

درخت بائوباب از عجیب‌ترین درختان روی زمین است. تنه این درخت به شکل عجیبی متورم است و انگار هر لحظه در حال انفجار است. از طرفی تنه بلند درخت بدون هیچ شاخه‌ای بالا رفته و شاخه‌ها، برگ‌ها و میوه‌ها همه در بالاترین نقطه درخت قرار گرفته است. درواقع شکل عجیب تنه این درخت کمک می‌کند تا هزاران گالن آب را ذخیره کند و در شرایط آب و هوایی گرم و خشک به خوبی دوام آورد و در زمان خشکسالی از آبی که در تنه خود ذخیره کرده استفاده می‌کند. فیل‌ها و نوعی گاو کوهی آفریقایی در فصل‌های خشک سال برای به دست آوردن آب به تنه درخت آسیب می‌رسانند و به همین دلیل دشمن این درخت به شمار می‌روند. بائوباب بومی ماداگاسکار و گونه‌هایی از آن بومی آفریقا و استرالیاست و عمر بعضی از درخت‌های بائوباب تا 1275سال نیز می‌رسد.

 

 

قدیمی‌ترین درختان جهان

 

سن درختان را چطور تخمین می‌زنند؟

 

 

یکی از راه‌های رایج تخمین سن درختان اندازه‌گیری حلقه‌های تنه درخت است که سن دقیق آن را مشخص می‌کند، اما این روش برای اندازه‌گیری سن درختان جوان کاربرد دارد و مشکل آن این است که بعد از قطع درخت می‌توان حلقه را شمارش کرد و سن درخت را حدس زد. روش جایگزین استفاده از دریل مخصوصی است که به کمک آن حفره‌ای روی درخت ایجاد می‌کنند و با جداکردن سطح مقطع کوچکی از درخت، بدون آسیب رساندن به آن، می‌توان سن درخت را به دست آورد. در این حالت باتوجه به گونه درخت، میزان برش و محل برش طوری انتخاب می‌شود تا کمترین آسیب به درخت وارد شود. اما در مورد درختانی که بیش از هزاران سال عمر دارند، بهترین و مطمئن‌ترین راه تخمین سن استفاده از علم ژنتیک است. در این روش به کمک اطلاعات دی‌اِن‌اِی سن واقعی درخت به دست می‌آید.

 

 

تنومندترین درخت جهان

 

 

 

 

درباره قطورترین درخت بسادگی نمی‌توان اظهار نظر کرد، زیرا معیارهای اندازه‌گیری قطر درخت متفاوت است، اما به طور معمول قطر درخت را از ارتفاع 5/1 متر بالای سطح زمین اندازه می‌گیرند. بائوباب و ردوود گرمسیری از قطورترین درختان جهان است و هنگامی که بائوباب آب در تنه ذخیره می‌کند، قطر آن 5/2 درصد افزایش می‌یابد. با این حال قطورترین درخت جهان، موکرناتوم (Taxodium Mucronatum) گونه‌ای از درختان تاکسودیوم کشور مکزیک و ایالت تگزاس آمریکاست که 11/6 متر قطر دارد. عمر این درخت حدود 1400 سال است و پهن‌ترین درخت جهان نامیده می‌شود. مطالعات ژنتیک این گونه نشان می‌دهد که این تک‌درخت تنها نمونه زنده این‌گونه است و متاسفانه از دهه 90 میلادی شروع به خشک شدن کرده است.

 

 

منبع :

 

 

جام جم انلاین - برگرفته شده از  National Geographic

 

 

 

حضور ایران در نشست سیزدهمین کنگره جهانی تنوع زیستی

 

 

حضور ایران در نشست سیزدهمین کنگره جهانی تنوع زیستی :

 

 

 

 

ایرنا : سیزدهمین نشست کنوانسیون تنوع زیستی با موضوع 'تنوع زیستی برای رفاه انسان' با حضور 20 کشور دارای بیشترین تنوع زیستی در مکزیک برگزار شد که ایران نیز در این گردهمایی حضور داشت.

 

 

به گزارش روز یکشنبه ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست، فرهاد دبیری معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در راس هیاتی شامل نمایندگان وزارت امور خارجه و وزارت جهاد کشاورزی در سیزدهمین نشست تنوع زیستی و پروتکل های وابسته کارتاهنا در کنکون مکزیک شرکت کرد.

 


افتتاحیه نشست عالیرتبه اعضای متعاهد کنوانسیون تنوع زیستی با حضور تعداد زیادی از وزرا و معاونان وزرای محیط زیست دولت ها و شرکت بیشتر نهادها و سازمان های بین المللی فعال در حوزه محیط زیست برای اولین بار در تاریخ کنوانسیون تنوع زیستی دو روز قبل از نشست کارشناسی برگزار شد.

 


در اولین روز، نشست تخصصی وزرای محیط زیست با موضوع لزوم جریان سازی تنوع زیستی در کشاورزی برگزار شد که فرهاد دبیری معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست با ارائه مثالی از تجربه موفق ایران در اجرای پروژه کشاورزی پایدار در حوزه دریاچه ارومیه با مشارکت جوامع محلی به ویژه زنان و جوانان، بر لزوم هم افزایی سازمان های متولی تنوع زیستی و کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، لزوم آگاهی رسانی و استفاده از فناوری های جدید و برنامه ریزی بلند مدت در همسوسازی حفاظت از تنوع زیستی و کشاورزی پایدار تاکید کرد.

 


*** گردهمایی 20 کشور دارای بیشترین تنوع زیستی جهان در دومین روز کنگره جهانی تنوع زیستی

 


این گزارش می افزاید، مقامات عالیرتبه محیط زیست 20 کشور دارای بیشترین تنوع زیستی جهان ((Like Minded Megadiverse Countries, LMMCs شامل کشورهای بولیوی، برزیل، چین، کلمبیا، کاستاریکا، کنگو، اکوادور، اتیوپی، گواتمالا، هند، اندونزی، ایران، کنیا، ماداگاسکار، مالزی، مکزیک، پرو، فیلیپین، آفریقای جنوبی، ونزوئلا در حاشیه دومین روز از این نشست، اعضای متعاهد تنوع زیستی برای بررسی راه های ارتقاء سرمایه های طبیعی خود از طریق هدف 11 آیچی در موضوع مناطق حفاظت شده گرد هم آمدند.

 


در این نشست دو ساعته کشورها ضمن مذاکره در خصوص نقش مهم مناطق حفاظت شده در حفاظت از تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی، بیاینه ای را در 16 بند به تصویب رساندند. یکی از بندهای این بیانیه به توجه بیشتر به این کشورها به عنوان کشورهای دربرگیرنده 36 درصد از مناطق حفاظت شده خشکی جهان و در برگیرنده 480 از 821 منطقه زیست بومی (Ecoregion)، تاکید می کند.

 


هدف 11 آیچی به افزایش مناطق حفاظت شده و بهبود وضعیت آنها می پردازد، تا پایان سال 2020، حداقل 17 درصد از مناطق خشکی و آبهای داخلی و 10 درصد از مناطق ساحلی و دریایی به خصوص مناطقی که از لحاظ تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی از اهمیت ویژه ای برخوردارند، از طریق مدیریت موثر و عادلانه سیستم های شبکه ای و معرف اکولوژیک مناطق حفاظت شده و دیگر اقدامات حفاظتی اکوسیستم محور حفاظت شوند.

 


سیزدهمین نشست کنوانسیون تنوع زیستی با موضوع 'تنوع زیستی برای رفاه انسان' با تاکید بر لزوم جریان سازی تنوع زیستی در حوزه های جنگل، کشاورزی، توریسم و شیلات به مدت دو هفته در شهر کنکون مکزیک برگزار می شود و فرهاد دبیری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست و نماینده وزارت امور خارجه به نمایندگی از کشور در این نشست حضور داشتند.

 


نشست عالیرتبه سیزدهمین کنگره جهانی تنوع زیستی از دوازدهم آذر ماه 1395 به مدت دو روز در شهر کنکون مکزیک برگزار شد.

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

 

 

 

پروانه عادی شکار پرندگان وحشی در تمامی استان ها صادر نخواهد شد و شکار پرندگان وحشی تا اطلاع ثانوی مم

 

 

پروانه عادی شکار پرندگان وحشی در تمامی استان ها صادر نخواهد شد و شکار پرندگان وحشی تا اطلاع ثانوی ممنوع می باشد  :

 

 

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew) : با توجه به شیوع  ویروس آنفلوانزای فوق حاد پرندگان در چندین کشور از جمله ایران و با عنایت به این موضوع که سازمان دامپزشکی کشور عامل اصلی ورود آلودگی به کشور را پرندگان مهاجر اعلام نموده است (لینک مربوطه)، ضروری و طبیعی است سازمان حفاظت محیط زیست به منظور جلوگیری از انتشار هرچه بیشتر آلودگی و حفظ سلامت مردم پروانه عادی شکار پرندگان وحشی را لغو نماید.

 

 

در این راستا دکتر مجید خرازیان مقدم مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست  در خصوص واکنش و اقدامات این دفتر نسبت به شیوع آنفلوانزای فوق حاد پرندگان در کشور و پروانه شکار صادر شده گفت: دفتر حیات وحش طی نامه ای کتبا از معاونت محیط طبیعی سازمان درخواست ممنوعیت شکار پرندگان وحشی را اعلام نموده است.

 

 

همچنین علی تیموری مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست نیز در گفت و گو با خبرنگار دیده بان در این باره گفت: روز شنبه ۹۵/۹/۱۳ طی بخشنامه ای به کلیه استان ها اعلام خواهیم نمود با توجه به شیوع  ویروس آنفلوانزای فوق حاد پرندگان در کشور، پروانه عادی شکار پرنده صادر نگردد و شکار پرندگان وحشی برای دارندگان پروانه نیز تا اطلاع ثانوی ممنوع می باشد.

 

 

منبع :

 

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران

 

 

 

 

 

 

 

فروپاشی جنگل

 

 

فروپاشی جنگل :

 

 

 

جنگل، فقط درخت نيست و اين اکوسيستم، نقش بسيار مهمي در حفظ منابع آبي دارد، اين در شرايطي است که ايران داراي پوشش جنگلي کمي است؛ جنگل‌ها در ايران کمتر از 11 درصد سطح سرزمين را پوشانده‌اند و گفته مي‌شود که روسيه، استراليا، برزيل، کنگو، کانادا، اندونزي، آمريکا، پرو، هند و چين،75 درصد کل جنگل‌هاي جهان را در اختيار دارند. بااين‌حال، جنگل‌ها بخش عمده‌اي از تنوع زيستي کشور را دربر مي‌گيرند.
 
 
 
آمار‌هاي ارائه‌شده مستند به گزارشات سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري کشور و فائو نشان مي‌دهد که تقريبا يک‌سوم جنگل‌هاي کشور از بين رفته است و اين فرايند مي‌تواند به کاهش منابع آبي منجر شود. اينکه جنگل چه نقشي در حفظ منابع آبي ايفا مي‌کند، شامل چه عناصري است و تخريب هر کدام از عناصر چه بر سر جنگل خواهد آورد، سؤالاتي است که از هادي کيا‌دليري، رئيس انجمن جنگلباني ايران پرسيده‌ايم.
 
 
 
او در اين مصاحبه تفصيلي به صورت مختصر، عناصر جنگل را معرفي و کارکرد آن را تبيين مي‌کند. به اعتقاد اين کارشناس منابع طبيعي، در يک اکوسيستم جنگلي، هر کدام از گونه‌ها نقش خاص خود را ايفا و گونه‌هاي اساسي اکوسيستم جديد را احيا مي‌کنند. کيادليري در بخشي از اين مصاحبه با تأکيد بر اينکه جنگل‌هاي شمال (هيرکاني) را به‌عنوان ميراث تدريجي جهان مي‌شناسند، گفت «اين جنگل‌ها ويژگي‌هايي دارند که نه‌تنها در ايران بلکه در سطح جهاني متمايز و خاص هستند.» 
 
 
 
باوجود غنا و تنوع زيستي بالا در جنگل هيرکاني، بين سال‌هاي1334- 1305، اين جنگل‌ها تقريبا نصف شدند (از 3,4 ميليون هکتار به 1,51ميليون هکتار.) اين امر موجب کاهش شديد تنوع زيستي البته نه‌تنها به موجب تغيير کاربري و از‌دست‌رفتن زيستگاه‌ها، بلکه به‌دليل تخريب جنگل و پارگي زيستگاهي شده است. به گفته کيا‌دليري، اهميت جنگل و ارزش‌هاي اقتصادي آن، همچنان از سوي دولت درک نشده و هزينه‌اي که براي جنگل‌ها در ايران مي‌شود، اندازه هزينه يک تيم فوتبال هم نيست و اين درحالي است که حدود يک ميليون هکتار از جنگل‌هاي زاگرس و 40 هزار هکتار از شمشادهاي شمال کشور در چند سال اخير از دست رفته است.
 
 
 
عناصر جنگل را به‌عنوان يک اکوسيستم به صورت مختصر توضيح دهيد؛ تخريب هرکدام از عناصر اصلي چه آسيبي به محصولات يا منابع جنگل مي‌رساند؟ 
 
 
جنگل، شامل موجودات بسيار‌بسيار کوچکي مشابه ميکرو‌ارگانيسم‌ها هستند که درکف جنگل و خاک آن زندگي مي‌کنند و حيوانات غول‌پيکر، درختان و مجموعه‌اي از حشرات و قارچ‌ها اکوسيستم را تشکيل مي‌دهند. جنگل‌ها، صرفا درختان نيستند.
 
 
 
 واژه اکوسيستم، به معني سيستم هدفمندي است که تمام اجزاي کوچک و بزرگ آن به‌طور هدفمند، مثل اتومبيل در ارتباط با يکديگر کار مي‌کنند. تعداد بسيار زيادي از موجودات به هم مرتبط، در جنگل‌ها وجود دارند که اگر هر کدام دچار آسيب شوند، تمام عناصر ديگر هم بي‌ارزش و درواقع به مشکل بر خواهند خورد. اينکه درخت را مساوي با جنگل مي‌دانند در ظاهر يک نگاه غير‌تخصصي است چون درخت، خود به‌تنهايي يک اکوسيستم است. با اين همه، اگر بخواهيم جنگل را از قول فائو تعريف کنيم، بايد بگوييم نيم‌هکتار زمين که درصد تاج‌پوشش درختان آن به سطح زمين بيش از 10 درصد باشد، جنگل ناميده مي‌شود. 
 
 
 
در يک اکوسيستم جنگلي، هر‌کدام از گونه‌ها نقشي ايفا مي‌کنند. از نظر علمي برخي گونه‌ها کليدي و در انگليسي «Keystone Species» شناخته مي‌شوند؛ اين‌گونه‌ها درواقع از آن اکوسيستم حفاظت مي‌کنند. برخي گونه‌ها، پايه‌اي و اساسي است که درواقع اکوسيستم جديد را احيا کرده و همچنين گونه‌هايي تثبيت‌کننده ازت و نيتروژن هستند که خاک را غني مي‌کنند. درختاني که خود محل زندگي انواع حشرات و گونه‌هاي مفيد ديگر مانند حشراتي که به‌عنوان کنترل‌کننده‌هاي بيولوژيک در طغيان آب‌ها کارايي دارند، هستند، به‌عنوان گونه‌هاي ديگر از عناصر اصلي جنگل به حساب مي‌آيند. 
 
 
 
رابطه آب و جنگل چيست؟ جنگل چه نقشي در حفظ منابع آبي دارد؟ 
 
 
در جنگل‌هاي شمال کشور، 700 تا هزار متر محل باران‌هاي سيل‌آساست. هنگامي که باران بر برگ درختاني که بر زمين ريخته‌اند، مي‌ريزد، تشکيل لاشبرگ مي‌دهد. گاهي عمق اين لاشبرگ‌ها تا زانوي انسان است و جالب اينکه حکم اسفنج يا يک ابر را بازي مي‌کنند. لاشبرگ‌ها، آب باران سيل‌آسايي که مي‌بارد به خود مي‌گيرند و به‌طورتدريجي آن را آزاد مي‌کنند. آزادشدن تدريجي آب باران سيل‌آسا، دو حسن دارد: نخست، اينکه به زمين‌ها فرصت بيشتري براي جذب آب مي‌دهد؛ به‌همين‌دليل بوده که نفوذ آب در جنگل‌ها 40 برابر زمين‌هاي کشاورزي است؛ دوم، اينکه رهايي تدريجي آب از سيل جلوگيري مي‌کند و رودخانه‌ها به صورت دائمی آب دارند. اين فرايند به حفظ آب کمک مي‌کند. 
 
 
 
ارتباط ديگر جنگل و آب چيست؟ تاج درختان که در بالا به يکديگر نزديک مي‌شوند، تشکيل يک سپر مي‌دهند و مانع برخورد ضربات مستقيم قطرات باران با زمين مي‌شوند. هنگامي که قطرات باران مستقيم به زمين مي‌خورند، پيوند چسبندگي خاک شکسته مي‌شود؛ پس از شکسته‌شدن اين پيوندها، منافذ خاک پر خواهد شد و آب به خاک نفوذ نخواهد کرد. در اين صورت، آب باران به صورت سيل‌آسا حرکت مي‌کند و زمين‌هاي لخت اطراف تهران و دامنه جنوبي دچار هرزآبي مي‌شوند و خسارت مي‌بيند. يکي ديگر از شيوه‌هاي حفظ آب توسط جنگل، به اين صورت است که ريشه‌هاي درختان مانند آرماتور يا ميل‌گردهايي که کف پله‌ها ساخته مي‌شوند، ريشه خاک را نگه مي‌دارند و نمي‌گذارند خاک بر اثر باران شکسته شود، گرانش ايجاد و سپس حرکت کند. اين تنها بخشي از نقشي هستند که جنگل در حفظ آب ايفا مي‌کند. برآوردها نشان مي‌دهد که گياهان مي‌توانند آب را تا دوهزار مترمکعب در هر هکتار درون خود حفظ کنند. 
 
 
 
جنگل‌هاي شمال يا به تعبيري جنگل‌هاي هيرکاني، به‌لحاظ اکوسيستم چه تفاوتي با جنگل‌هاي زاگرس دارند و کدام نقش مهم‌تري در حفظ منابع آبي ايفا مي‌کنند؟ 
 
 
اينکه کدام‌يک نقش مهم‌تري ايفا مي‌کنند، درست نيست. هرکدام باتوجه با شرايطي که دارند، نقش فوق‌العاده‌اي بازي مي‌کنند اما جنگل‌هاي زاگرس متأسفانه جنگل‌هاي نابود‌شده‌اي هستند. اين جنگل‌ها فشار بسياري تحمل کرده و مورد بهره‌برداري‌هاي مضاعف قرار گرفته‌اند و از کارايي اصلي خود بازمانده‌اند اما اوضاع جنگل‌ها در شمال کشور نسبت به زاگرس بهتر است. 
 
 
 
جنگل‌هاي شمال، حسن ديگري که دارند و آن را در ايران و جهان خاص کرده، اين است که اين جنگل‌ها درواقع بازمانده جنگل‌هاي باستاني دنيا و مربوط به چندين ميليون سال قبل هستند. هنگامي که عصر يخبندان اتفاق مي‌افتد، فقط عرض جغرافيايي شمال کشور جان سالم به در برده است. گونه‌هايي که مي‌مانند، گونه‌هاي چندين سال قبل و خاص هستند و ممکن است برخي از آنها در جنگل‌هاي ديگر ديده نشوند. هنگامي که اين‌گونه‌ها منقرض مي‌شوند، يعني بشريت، آنها را از دست داده است؛ مانند ببر مازندران يا شمشادهاي ايراني. به‌همين‌دليل، جنگل‌هاي شمال را به‌عنوان ميراث تدريجي جهان مي‌شناسند؛ به اين معنا که اگر اروپايي‌ها بخواهند جنگل‌هاي چند هزار سال قبل خود را ببينند که چطور بوده است، بايد از جنگل‌هاي هيرکاني ديدن کنند. علاوه بر همه اين موارد که از ويژگي‌هاي مهم جنگل‌هاي شمال هستند، بايد در نظر داشت که کل این جنگل‌ها حدود یک درصد خاک ايران است؛ اين وسعت حتي شايد به اندازه يک پارک ملي درکشورهاي کانادا و... کشورهايي که داراي جنگل هستند، نباشد. 
 
 
 
 
 
 
چگونه مي‌توان جنگل‌هاي شمال را که ميراث طبيعي است، حفظ کرد و نقش قانون در حفظ جنگل‌ها چيست؟ 
 
 
ابتدا بايد اهميت جنگل را درک کرد. اگر اهميت جنگل درک شود، آن هنگام دغدغه ايجاد مي‌شود اما به ظاهر، همچنان اهميت جنگل‌ها درک نشده است، در حالي‌ که اگر درباره اهميت اين اکوسيستم اطلاع‌رساني شود و همه بدانند با چه سرعتي رو به نابودي است، مي‌توان بهتر در راستاي حفظ آن عمل کرد. گام اول ايجاد دغدغه است؛ دغدغه‌اي که باعث جريان شود، يعني دولت به‌فکر اهميت جنگل باشد. من اعتقاد دارم دولت هنوز دغدغه‌اي را که بايسته و شايسته است، ندارد، گرچه گاهي شعارهاي زيست‌محيطي‌ای مطرح مي‌شود. هنگامي که آتش‌سوزي اتفاق مي‌افتد، همه دعا مي‌کنيم باران ببارد؛ اين نشان مي‌دهد ما هيچ چيز براي خاموش‌کردن آن‌ نداريم.
 
 
 
کل هزينه‌اي که براي حفظ جنگل‌هاي شمال مي‌شود، به‌اندازه هزينه يک تيم فوتبال هم نيست. بر‌اين‌اساس، بايد تمام عوامل تخريب حذف شود. متأسفانه 80 درصد جنگل‌هاي ايران به‌شدت درگير تخريب دام هست. ويلا‌سازي و شهرک‌سازي‌ها، توسعه بي‌قاعده، ساخت بزرگراه‌هايي که بعضي از آنها ضرورت ندارد و ساخت جاده‌هاي درون جنگل که اصلا ضرورت ندارد، از جمله عوامل تخريب براي دسترسي به مناطق بکر و کوچکي هستند که در آن باارزش‌ترين منابع کشور قرار دارد. بيش از 500 معدن در اين جنگل‌ها وجود دارد که آن را نابود مي‌کند. بحث زباله‌ها کاملا مطرح است. شما وقتي به‌سمت بعضي از جنگل‌هاي شمال مي‌رويد، نمي‌توانيد تصور کنيد وارد جنگل شده‌ايد، بعد از ديدن چند تپه، ويلا‌سازي‌هايي انجام شده که صاحبان آنها تعدادي آدم خوشنشين هستند و شايد سالي دو بار به ويلايشان سر بزنند و چراغ خانه‌ها روشن شود. همه اين مسائل جنگل‌ها را از بين مي‌برند، در ضمن معماري روستاها را آسيب مي‌زنند و فرهنگ روستايي را تحت ‌تأثير خود قرار مي‌دهند.
 
 
 
در کنار همه اين دستکاري‌هاي بشري، بايد تغيير اقليم را هم ديد. برای مثال، خشکسالي‌ها اضافه شده است. نتيجه و پيامد همه اين موارد، به‌صورت طغيان آب، بيماري‌ها در سطح بسيار وسيع و مرگ‌و‌مير 40 ميليون اصله درخت 300 ساله بومي به اسم ويلاسازي در شمال ايران، خود را نشان مي‌دهد. همه اين علائم، نشان‌دهنده فروپاشي جنگل‌ها‌ست؛ بنابراین در کنار نشانه‌هاي تخريبي، بايد بر بستر فرهنگي کار کرد که درواقع، حس تجاوز و حس تخریب پسنديده نباشد و بايد اين رويکرد را از بين برد. در کنار آموزش، قانون نقش بسيار مهمي ايفا مي‌کند، گاهي برخي قوانين اشتباه، خود ترويج‌کننده فرهنگ غلط است.
 
 
 
به‌عنوان مثال، قانوني که داشت وضع مي‌شد و خوشبختانه نشد؛ بر‌اساس این ‌قانون هر کس تا سال 65 به جنگل تجاوز کرده بود، بخشيده شده و در اين قانون بنا بود اين بازه زماني تا سال 1385 هم ادامه پيدا کند، به اين معنا که هر کس تا اين سال به اراضي جنگلي تجاوز کرده هم بخشيده شود. واگذاري اراضي به اسم توليد و سبز‌کردن، به‌نوعي تجاوز به اراضي و گرفتن اين اراضي است. در کنار اين بستر قانوني و فرهنگي، برطرف‌کردن مشکل اشتغال مردم روستا و جنگل‌نشينان هم اهميت دارد و بايد نياز آنان از طريق معيشت جايگزين برطرف شود. 
 
 
 
آيا اجراي «طرح تنفس»، مي‌تواند براي حفاظت از جنگل‌هاي شمالي مفيد واقع شود؟ 
 
 
«طرح تنفس»، نبايد صرفا در بهره‌برداري از چوب خلاصه شود، گرچه بهره‌برداري از چوب، يکي از عوامل تخريب است اما فقط عامل اصلي نيست. اين طرح، در صورتي که اجرائي شود بايد بر مسئله دام، زباله و ديگر عوامل تخريب تمرکز کند. در اين موقعيت است که مي‌توان گفت اکوسيستم تنفس مي‌کند. يک مثال بارز و روشن، جنگل‌هاي زاگرس است اما بايد به‌سمت توقف کامل بهره‌برداري از جنگل‌هاي شمال برويم؛ اگر تنفس به اين معنا باشد که مي‌خواهيم 10 سال ديگر دوباره بهره‌برداري را شروع کنيم، اشتباه است زيرا 200 سال فرصت نياز است جنگل‌هاي کشور به شرايط پيش از تخريب بازگردد. جنگل‌هاي شمال کشور توان توليد چوب ندارد. امروز در زاگرس بهره‌برداري چوب انجام نمي‌شود... .
 
 
 
اما تخريب ادامه دارد. 
 
 
دقيقا، اشکال مختلف فشار و تخريب در آنجا ديده مي‌شود؛ البته اين شيوه جلوگيري از بهره‌برداري، استراحت و تنفس نيست. استراحت و تنفس به اين معنا‌ست که تک‌تک مشکلات به صورت موازي با‌هم حل شود. بله، من اعتقاد دارم طرح تنفس، نقش زيادي در حفاظت از جنگل دارد چون آن تاکنون به‌عنوان يک کارخانه توليد چوب ديده شده است. در ارتباط با جنگل، بايد رويکرد اقتصادي، اکوسيستمي و اکولوژيک داشت و آن هنگام درباره حفظ ارزش‌هاي اقتصادي آن حرف زد. 
 
 
 
ارزش اقتصادي جنگل علاوه‌بر چوب، چيست؟ 
 
 
حفظ آب، توليد اکسيژن، تلطيف هوا، جذب گردو‌غبار و تعديل دما يا متعادل‌کردن آن از ارزش‌هاي اقتصادي جنگل است. هر کدام از اينها، آمار و ارقام دارند. برای مثال، هر هکتار جنگل تا 70تن، گردوغبار جذب کرده، تا 5,4 درجه سلسیوس در مرداد کاهش دما ايجاد می‌کند، دو هزار مترمکعب آب در خود حفظ و توليد اکسيژن و جذب دي‌اکسيد‌کربن مي‌کند. بحث ذخيره کربن، بسيار حائز اهميت بوده آن هم در کشوري که جزء 10 کشور آلوده جهان است. گردشگري، حيات وحش، گياهان دارويي و کنترل بيولوژيک، از ديگر ارزش‌هاي اقتصادي جنگل است اما متأسفانه علم ما در‌اين‌زمينه، بسيار محدود بوده، از طرفي روش ارزش‌گذاري سخت و گاهي ناشناخته است. 
 
 
 
باتوجه به اينکه ايران جزء کشورهايي با پوشش جنگلي کم است، نظرتان درباره توسعه جنگل چيست؟ 
 
 
مرحله اول هر نوع توسعه‌اي حتي اقتصادي، جلوگيري از هزينه‌ها و خسارت‌ها‌ست. مرحله دوم اين است که منابع افزايش پيدا کند. ابتدا نبايد جنگل‌هاي شمال را از دست داد چون 400،300 مترمکعب موجودي چوب دارد. اين درحالي است که اگر جنگل‌کاري شود، هر 10 مترمکعب، دو مترمکعب موجودي چوب خواهد داشت و بايد 150 برابر جنگل‌کاري شود تا يک هکتار جنگل از‌دست‌رفته را جايگزين کرد. متأسفانه اعتباري براي اين مراحل وجود ندارد و اگر هم باشد، بسيار ناچيز است. 
 
 
 
بيشتر مناطق جنگل‌کاري‌شده به‌علت نبود اعتبار رها شده و در حال خشک‌شدن است. در مراحلي، شرايط تا آنجا سخت مي‌شود که نگهداري گونه‌ها بدون مراقبت و هزينه‌کردن امکان‌پذير نيست. توصيه من اين است جنگل‌هايي را که هست، حفظ کنيم و مورد بهره‌برداري قرار ندهيم و سپس درباره جنگل و توسعه آن اقدام کنيم.
 
 
منبع :
 
 
روزنامه وقايع‌ اتفاقيه
 
 
 

 

فاجعه ای که ترامپ برای همه ما به ارمغان می آورد!

 

 

فاجعه ای که ترامپ برای همه ما به ارمغان می آورد!

 

 

زیست بوم : روزنامه گاردین در گزارشی پر سر و صدا، فاش ساخت که اقدام های اخیر دانالد ترامپ می تواند دنیا را با یک فاجعه تمام عیار، آن هم بدون شلیک حتی یک گلوله مواجه کند!
 
 
 
پژوهشگران قطب شمال هشدار دادند: دلیل افزایش سریع ذوب شدن کلاهک یخی آن است که دمای نوزده منطقه از #شمالگان به مرزی از گرما رسیده که متاسفانه از آن دیگر بازگشتی نیست! رخدادی که می تواند پیامدهایی فاجعه بار برای تمامی کره زمین به همراه داشته باشد. بنا به گزارش جدیدی که منتشر شده، انتظار می رود تأثیر افزایش گرما در شمالگان از اقیانوس هند نیز فراتر برود. در حال حاضر دمای هوا در این منطقه ۲۰ درجه بالاتر از دمایی است که معمولاً در این وقت از سال حکمفرماست و محدوده پوشیده شده با یخ کمترین مقدار اندازه‌گیری شده تاکنون را نشان می دهد. مارکوس کارسُن، از بنیاد محیط زیست استکهلم و یکی از نگارندگان گزارش نامبرده می گوید که صدای زنگ خطر بلندتر از همیشه به گوش می رسد. 

 
 
نقاط غیرقابل بازگشت اقلیمی آن زمان رخ می دهند که یک سامانه طبیعی مانند کلاهک یخی قطبی دچار تغییری ناگهانی و یا غیرمترقبه می شود که تأثیری ژرف بر بوم سازگان یا اکوسیستم دارند. در گزارشی که امروز منتشر شده این نقاط غیرقابل بازگشت عبارتند از: افزایش رشد گیاهان در #توندرا که جایگزین برف و یخی شدند که نور را انعکاس می دهند و در نتیجه گرمای بیشتری را جذب می کنند. آزاد شدن مقدار بیشتری از متان که یک گاز گلخانه‌ای قوی به شمار می رود از توندرا در فصل گرم، جابجایی در توزیع برف که موجب گرم شدن اقیانوس می شود و در نتیجه الگوهای آب و هوایی فراتر از قاره آسیا را تغییر می دهد و در آخر نیز بافروپاشی شیلات کلیدی شمالگان، یک واکنش زنجیره‌ای در بوم سازگان اقیانوسهای دنیا را سبب می شود. 

 
 
 
 
 
بررسی پژوهشی نامبرده که از جانب یازده سازمان از جمله شورای دولتی بین المللی شمالگان مستقر در نروژ و شش دانشگاه تشکیل شده، نه تنها در یک زمان بحرانی اقلیمی به این نتایج دست یافته، بلکه در یک شرایط بحرانی سیاسی این داده ها را تایید کرده است! چرا که در طول هفته ای که گذشت، رئیس‌جمهور منتخب آمریکا، دانالد ترامپ از مقاصد خود مبنی بر قطع بودجه تحقیقاتی که تاکنون در اختیار  ناسا و دیگر سازمان های فدرال در زمینه پروژه های اقلیمی مانند بررسی تغییرات آب و هوایی در مناطق قطبی، قرار داشته و انتقال این بودجه برای تحقیقات فضایی، پرده برداشته است. به عقیده مارکوس_کارسن این یک اشتباه بزرگ به شمار می رود، زیرا برای دریافتن خطرات تغییرات اقلیمی و مقابله با آنها به پژوهشهای بیشتری در مناطق قطبی نیاز است. او این تصمیم ترامپ را با جدا کردن و به دور انداختن دستگاه های ضروری از اتاقک خلبان هواپیما به هنگام پرواز مقایسه کرده است! مشکلات جوی ایجاد شده در شمالگان بسیار بسیار جدی هستند که ابعاد آنها هنوز به اندازه کافی دریافت نشده اند و تحقیقات بیشتر- که بخش اعظم آن تاکنون بوسیله آمریکایی‌ها صورت گرفته- در این مورد ضروری است. 
 
 
 
 از گزارشی که اکنون انتشار پیدا کرده به عنوان نخستین بررسی جامع درمورد بوم سازگان منطقه یاد می شود که نشان دهنده تغییرات در شمالگان و تأثیر اساسی آن بر تمامی دنیاست که هنوز به اندازه کافی درک نشده. تغییرات اقلیمی بوجود آمده بدست انسان خطر جابجایی اقلیمی در شمالگان را به شدت افزایش می دهد و از این رو کاهش انتشار گازهای گلخانه ای در سراسر دنیا برای رویارویی با این خطر بسیار حیاتی است. نگارندگان این گزارش از جمله تأکید دارند که زندگی آنها که در منطقه شمالگان یا در نزدیکی آن به سر می برند، مورد تهدید شدید است وبه این جوامع هشدار می دهند تا خود را با ابزار و روش های مورد لزوم برای مقابله با خطرات و زنده ماندن مجهز کنند. 
 
 
 
برای یادآوری: مقدار انتشار کربن ما سالانه موجب از بین رفتن ۳۰ متر مربع از یخهای شمالگان می شود.
 
 
منبع :
 
 
زیست بوم  - بر گرفته شده از روزنامه گاردین
 
 
 

مشارکت ایران برای مهار گرمایش جهانی

 

 

 

مشارکت ایران برای مهار گرمایش جهانی :

 
 
 
گرمایش زمین چیست و چگونه می‌توان آن را کنترل کرد
 
 
بحث انتشار گازهای گلخانه‌ای و خطرات آن برای آب و هوای زمین از دهه 1360/ 1980 بر‌اساس شواهد علمی مثل بالا آمدن سطح آب‌های آزاد و تغییر دمای کره زمین بر سر زبان‌ها افتاد و از آن زمان تلاش‌های بسیاری برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و بخصوص دی‌اکسیدکربن آغاز شده است. سازمان ملل متحد سال 1369/ 1990 پیمانی برای کنترل تغییرات اقلیمی زمین پایه‌گذاری کرد و نخستین کنفرانس بین‌المللی تغییرات اقلیم با عنوان اجلاس زمین، سال 1371/ 1992 در ریودوژانیروی برزیل برگزار شد. کنوانسیون کنترل تغییرات آب و هوایی نیز سال 1383 / 2004 اجرایی شد و کنفرانس اعضای کنوانسیون سالانه به میزبانی کشورهای مختلف برگزار می‌شود. سال گذشته در کنفرانس شهر پاریس، اهمیت سهم پذیرفتن کشورهای مختلف در کاهش گاز دی‌اکسیدکربن عنوان شد.
 
 
 

هدف تنظیم این پیمان در آغاز کنترل میزان گازهای گلخانه‌ای اتمسفر به گونه‌ای است که اکوسیستم زمین فرصت بازیافتن چرخه طبیعی خود را داشته باشد. براساس این پیمان، فعالیت‌های کشورها در راستای رسیدن به اهداف نباید امنیت مواد غذایی و توسعه اجتماعی و اقتصادی را با خطر روبه‌رو کند. در کنفرانس تغییرات اقلیم پاریس، توافقی برای جلوگیری از افزایش دمای کره زمین به بیش از دو درجه در صد سال آینده انجام شد و توافق‌نامه زمانی اجرایی می‌شود که 55 کشور تولیدکننده نیمی از گازهای گلخانه‌ای جهان آن را تصویب کنند. در ایران نمایندگان مجلس شورای اسلامی 23 آبان امسال، همزمان با برگزاری بیست و دومین کنفرانس تغییرات اقلیمی (COP22) الزام ایران به مصوبات توافق‌نامه تغییرات اقلیمی پاریس را تصویب کردند. اکنون ایران رتبه نهم را در انتشار گازهای گلخانه‌ای در جهان دارد و قرار است تا سال 1409 / 2030 سهم خود را در کاهش میزان انتشار دی‌اکسیدکربن ایفا کند؛ در حالی که هنوز تضمینی برای اجرای تعهدات در کشورهایی که سهم بیشتری در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارند، وجود ندارد.

 

 

تغییرات بزرگ در راهکارهای کوچک نهفته است

 

 

دکتر بهلول علیجانی، استاد جغرافیای طبیعی (اقلیم‌شناسی) دانشگاه خوارزمی تهران و بنیانگذار اقلیم‌شناسی سینوپتیک در ایران، تغییرات اقلیم را یک مساله جهانی عنوان می‌کند که همین الان هم اتفاق افتاده و به جام‌جم می‌گوید: در سال 2013 میلادی گزارش پنجم هیأت بین دولت‌های تغییر اقلیم با 95 درصد اطمینان براساس نظر 12 هزار اقلیم‌شناس اعلام کرد این اتفاق رخ داده است و دمای زمین گرم‌تر شده است. دلیل اصلی این رخداد هم فعالیت‌های انسانی و سوخت‌های فسیلی است. اگر دمای زمین بالاتر برود مشکلات بیشتری رخ خواهد داد و همه جهان درگیر آن خواهند بود.

 

 

وی می‌افزاید: از طرف دیگر با این که تغییر اقلیم مساله جهانی است، اما راه‌حل‌های محلی دارد و هر آدمی می‌تواند در آن نقش داشته باشد. در کنفراس پاریس به این نتیجه رسیدند که نیاز به اقدام عملی و جدی وجود دارد و دمای کره زمین تا سال 2100 میلادی نباید بیشتر از 2 درجه افزایش پیدا کند. برای عملی شدن توافق‌نامه‌ای که در کنفرانس پاریس مطرح شد همه کشورهای جهان باید همکاری کنند. دولت ایران هم در آن برنامه قول داده در حد توان حاضر به انجام این کار است. در شرایط فعلی ایران پذیرفته است مصرف سوخت‌های فسیلی را تا 4 درصد کاهش دهد و در صورتی که امکانات بیشتری فراهم شود تا 12 درصد هم می‌توان مصرف را کاهش داد.

 

 

دکتر علیجانی معتقد است: تغییرات کوچک هم اثرات بزرگی دارد و راهکارهای کوچک رسیدن به این هدف گسترش، کنترل و معاینه فنی دائمی خودروها یا بهینه کردن سوخت‌های خانه‌هاست. استفاده از انرژی خورشیدی و برق آبی هم، برنامه‌هایی است که می‌تواند ما را به هدف برساند.

 

 

همه مردم می‌توانند در اثرگذاری این روند با صرفه‌جویی نقش داشته باشند. اگر هر کس حتی یک کاغذ یا لامپ هم کمتر مصرف کند در حل مشکل موثر خواهد بود. فرهنگ صرفه‌جویی برای بشر امروز لازم است و باید آن‌قدر از طبیعت استفاده کند که در سلامت بماند. تعهد پاریس 100 درصد عملی و نتیجه‌بخش نیست، اما اگر تا 60 درصد هم موفق باشد نشان می‌دهد اصلاح آغاز شده است و به سمت بهبود اوضاع خواهیم رفت.

 

 

افزایش مخاطرات طبیعی در نتیجه تغییرات اقلیمی

 

 

اهمیت تغییرات اقلیم در ایران و پرداختن به اثرات این موضوع در کشور، بحث اصلی اجرای توافق‌نامه پاریس و مشارکت در برنامه‌های بین‌المللی مرتبط با تغییرات اقلیم، بحث بعدی است. دکتر مهدی زارع، عضو وابسته شاخه زمین‌شناسی فرهنگستان علوم و عضو هیأت مدیره انجمن مخاطره‌شناسی ایران درباره اهمیت توجه به تغییرات اقلیمی در کشور به جام‌جم می‌گوید: اندازه‌گیری دما در گزارش‌های هواشناسی 65 سال اخیر، اطلاعات مربوط به منابع طبیعی در ایران و وضعیت زیستگاه‌ها و شرایط اقلیمی سنجه‌های مختلفی است که نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی به چه شکلی در ایران رخ داده است. همچنین چالش امروز و آینده، مساله آب و مهاجرت انسان از جایی به جایی دیگر برای دسترسی به منابع آب است. تغییرات اقلیمی به عنوان یک تعهد بین‌المللی کار مفیدی است و نقشه راهی درست می‌کند که طی زمان بتوانیم شرایط را تغییر دهیم. به این ترتیب از الان تا 14 سال آینده فرصتی است تا صنایع را به سمت انرژی‌های پاک ببریم و وضع حمل و نقل را تغییر دهیم.

 

 

دکتر زارع درباره اثرات غیرمستقیم تغییرات اقلیمی در ایران می‌افزاید: تغییرات اقلیم خود بستر بروز مخاطرات دیگری است که نظم طبیعت را به هم می‌زند. وقوع سیل در مناطق مختلف و از بین رفتن سفره‌های آب زیرزمینی یا تاثیر گرم شدن هوا در بروز زلزله در دراز مدت تاثیر می‌گذارد. به دلیل شرایط جغرافیایی کشور ما، تغییرات اقلیم روند زلزله و سیل را براحتی می‌تواند تغییر دهد که البته در ایران هنوز مطالعات مستند مکتوبی در این زمینه نداریم.

 

 

عضو هیأت مدیره انجمن مخاطره‌شناسی ایران، مشارکت کشور ما در توافق پاریس و مصوبه مجلس شورای اسلامی را کار خردمندانه‌ای عنوان و اضافه می‌کند: ما باید نگاه بلندمدت داشته باشیم و ببینیم تا 14 سال دیگر چه کارهایی برای کم کردن حجم دی‌اکسیدکربن می‌توانیم انجام دهیم و 50 سال دیگر کجا هستیم و اکنون بستر قانونی برای این مسیر هم ایجاد شده است. تمام جنبه‌های مختلف زندگی مثل تولید و مصرف انرژی و حمل و نقل شهری درگیر سیاست‌های کلان خواهد شد و بعد از آن هر کس جایگاه خود را در این برنامه پیدا خواهد کرد. رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها و آموزش مدارس نیز باید به سمتی رود که مردم با این موضوع بیگانه نباشند و یک مسأله ملی را حس کنند و به مرور خود را با آن تطبیق دهند.

 

 

متهم ردیف اول؛ گازهای گلخانه‌ای

 

 

دکتر علی نعیمی، استادیار ژئومورفولوژی دانشگاه آزاد اسلامی، تغییرات ملموس در سطح کره زمین و ایران را در گفت‌وگو با جام‌جم چنین مطرح می‌کند: سال 2015 براساس مطالعات ناسا گرم‌ترین سال زمین ذکر شده و تغییرات دمایی 87/0 سانتی‌گراد برای کره زمین تعریف شده است. در بحث تغییرات اقلیمی، افزایش گاز دی‌اکسیدکربن بر اثر فعالیت‌های انسانی (که از عوامل اصلی تشدید اثر گلخانه‌ای جو و افزایش دمای زمین است)، در سپتامبر 2016 عدد (PPM 42/404) یکای سنجش یک بخش در میلیون) گزارش شده است.

 

 

حجم یخ‌های محیط‌های دریایی در هر دهه 3/13 درصد کاهش حجم و سطح آب دریاها از سال 1372/ 1993 تاکنون حدود 8/84 میلی‌متر افزایش سطح داشته است. همه اینها تغییرات ملموس در سطح کره زمین در منابع معتبر مثل ناسا، فائو و... است.

 

 

در ایران هم اثرات تغییرات اقلیم حدود 4/0 تا 5/0 درجه تغییرات دمایی در هوای گرم و 2/0 تا 3/0 درجه در هوای سرد در دهه اخیر را تجربه کرده‌ایم. این یعنی در مجموع زمستان‌های سرد و خشک و تابستان‌های گرم‌تری داشته‌ایم. در نتیجه با هر درجه افزایش دما حدود 5 تا 7 درصد نیاز به آب برای انسان، حیوانات و گیاهان افزایش می‌یابد. بحث بحران آب هم از اثرات مستقیم و غیرمستقیم تغییر اقلیم است که مدیریت منابع آب عامل خروج از این بحران است و کشور ایران در شرایط تنش آبی و استرس منابع بر اساس گزارش موسسه منابع جهانی (World Resources Institude) قرار دارد و رتبه 13 جهان را دارد.

 

 

دکتر نعیمی درباره لزوم کاهش تولید گاز دی‌اکسیدکربن در کشور می‌افزاید: ایران با این که از لحاظ تولید صنعتی کشوری در حال توسعه محسوب می‌شود، رتبه نهم جهان را سال 2015 در تولید دی‌اکسیدکربن دارد که معادل 63/1 درصد از کل دی‌اکسیدکربن تولید شده در جهان را دارا بوده است.

 

 

انتشار گاز دی‌اکسیدکربن در مقیاس جهانی روی همه عوامل تغییرات اقلیمی تاثیرگذار است و ما می‌توانیم نقش پررنگی در کنترل اثرات گازهای گلخانه‌ای داشته باشیم.

 

 

امید به آینده سبز

 

 

در توافق پاریس، تعدادی از کشورهای جهان برای کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای تا سال 2030 میلادی توافق کردند. استادیار ژئومورفولوژی دانشگاه آزاد اسلامی در این باره توضیح می‌دهد: اگر همه کشورها به این تعهدات پایبند باشند، تخریب لایه ازن و دمای کره زمین کمتر خواهد شد. همچنین در آینده بهبود شرایط اقلیمی و منظم شدن شرایط بارشی در کره زمین، کاهش روند افزایشی سطح آب‌های آزاد، کم‌شدن مخاطرات طبیعی، دور شدن کشورها از تنش آبی، کم شدن تبعات اجتماعی گرم شدن زمین در کل کره زمین و کاهش جنگ بر سر منابع آب را شاهد خواهیم بود. بهترین و بارزترین اتفاق ممکن هم اجرایی شدن مفهوم توسعه پایدار بخصوص در کشورهای در حال توسعه است. بحث محیط زیست باید در اولویت‌های توسعه قرار گیرد. هر فرآیند اقتصادی و صنعتی که قرار است تعریف شود، باید همه ملاحظات محیط زیستی از حیث آلایندگی و اثر بر اکوسیستم در آن به طور کامل بررسی شود.

 

 

در ایران که اقتصادی مبتنی بر نفت و انرژی دارد، پذیرفتن این تعهد مسائل و تبعات اقتصادی خواهد داشت،

 

بنابراین باید الگوی سنتی تولیدات صنعتی و کشاورزی را بهینه کنیم. کشور باید برای نوسازی صنایع و کم کردن وابستگی به صنایع انرژی‌بر هزینه کند و تمام ساختارهای توسعه باید مبتنی بر اقتصاد کم‌کربن و پاک شود. امکان استفاده از انرژی‌های نو باید فراهم شود، مثلا ایران پتانسیل زیادی برای استفاده از انرژی باد یا خورشیدی دارد و امکان جایگزینی سوخت‌های پاک به جای سوخت‌های کربنی را داریم.

 

 

منبع :

 

جام جم انلاین