مرگ جمعیت بزرگ ماهیان بر اثر نشت مواد نفتی در رودخانه تجن

 

 

مرگ جمعیت بزرگ ماهیان بر اثر نشت مواد نفتی در رودخانه تجن :

 

 

بارندگی‌های شب گذشته لوله انتقال فرآورده‌های نفتی در بستر رودخانه تجن را شکست و آلودگی‌های نفتی این رودخانه را فراگرفت. این حادثه منجر به مرگ جمعیت بزرگی از ماهی‌های رودخانه تجن شده است

 

 

 

 

خبرنگار مهر : شب گذشته آسیب دیدگی لوله انتقال گازوئیل که در رودخانه تجن قرار داشته منجر به نشت وسیع مواد نفتی در این رودخانه شده و خسارات زیادی به محیط زیست وارد کرده است.

 

 

برخی منابع اعلام کرده‌اند که با باز کردن دریچه‌های سد شهید رجایی، فشار آب منجر به شکستن درختان و برخورد آن‌ها با لوله نفتی موجود در رودخانه تجن شد. شکست این لوله نشت انبوهی از فرآورده‌های نفتی به رودخانه و آلودگی گسترده آب و تلف شدن جمعیت بزرگی از ماهیان رودخانه را به دنبال داشت.

 

 

منابع دیگری معتقدند که با توجه به این که لوله داخل زمین قرار داشته جابه جایی سنگ‌ها منجر به شکستن آن شده است. ستاد بحران از شب گذشته تشکیل شده و برای جلوگیری از ادامه نشت مواد نفتی شیر اصلی این مواد نفتی بسته شده است اما از آنجایی که سیل هنوز در این رودخانه ادامه دارد تعمیر کامل لوله و برآورد خسارات به محیط زیست ممکن نشده است. به گفته فعالان محیط زیست مازندران سیل باعث شده که آلودگی در سطح وسیعی منتشر شده و خسارات زیادی به محیط زیست منطقه وارد کند.

 

 

یک فعال محیط زیست در این باره به خبرنگار مهر گفت: در ساری یک پارک به نام بوستان ملل هست که از دیشب به دلیل این حادثه آن را بسته‌اند.

 

 

محمدعلی الله قلی با بیان اینکه کل این منطقه از شهر بوی نفت و گازوئیل می‌دهد اعلام کرد: به علت شکستگی در لوله حجم خیلی زیادی از فرآورده‌های نفتی وارد آب رودخانه شده و جمعیت بزرگی از ماهی‌ها مرده‌اند.

 

 

محل آسیب‌دیدگی این لوله که حجم بالایی از فرآورده‌های نفتی را جابه جا می‌کرد در نزدیکی روستای پایین‌دزا اعلام شده و گفته می‌شود مواد نشتی خطرات جانی به دنبال ندارد اما برای احتیاط بیشتر بوستان ملل و بوستان قائم تا اطلاع ثانوی بسته و ورود شهروندان ساری به این پارک ها ممنوع شد اما امروز با توقف ورود مواد نفتی به رودخانه این ممنوعیت رفع شد.

 

 

مسئولان محیط زیست مازندران هنوز آماری از خسارت احتمالی وارد آمده به حوزه محیط زیست اعلام نکرده‌اند و گزارش‌ها تنها از مشاهده جمعیت بزرگی از ماهیان تلف شده در این رودخانه حکایت می‌کند.

 

 

منبع :

 

 

خبرگزاری مهر

 

 

 

" سنبل ابی " منابع ابی گیلان را تهدید می کند

 

 

مار خوش خط و خال برزیلی در کمین

 

" سنبل ابی " منابع ابی گیلان را تهدید می کند :

 

 

گسترش سریع و خارج از کنترل گیاه مهاجم «سنبل آبی» نه تنها گستره آبی گیلان که تمامی منابع آبی کشور را تهدید می‌کند.

 

 

 

 

خبرگزاری مهر : گروه استان‌ها: نخستین بار، سال ۱۳۹۰ بود که گیاه مهاجم «سنبل آبی» (از غلافیان بومی مناطق گرمسیری و زیر گرمسیری امریکای جنوبی به خصوص حوضه آمازون که در آب‌های شیرین زندگی می‌کند) در مساحت یک هکتار در استان گیلان شناسایی شد.

 

 

گسترش سریع و غیر قابل مهار این مهاجم آبی که در روزهای سرد سال هر ۱۰ تا ۱۵ روز به دو تا سه برابر حجم اولیه و در روزهای گرم سال هر هفت تا هشت روز یکبار به حجم مورد نظر می‌رسد، باعث شد تا امروز با گذشت چهار سال از شناسایی اولیه، مساحت ۶۰۰ هکتاری از منابع آبی استان را فرا گیرد.

 

 

رشد سریع و مقاومت بالای این گیاه در برابر عوامل از بین برنده همچون سموم شیمیایی و همچنین تکثیر آسان آن به دست جوامع محلی (خرید و فروش به دلیل ظاهر بسیار زیبا و فریبنده‌ای که دارد) سبب شده تا بخش وسیعی از تالاب عینک در شهر رشت، تالاب انزلی و رودخانه بهمبر به سمت سیادرویشان در صومعه سرا و رودخانه روستای چکوور در همین شهرستان میزبان مهمان ناخوانده‌ای به نام «سنبل آبی» باشند.

 



گسترش در سراسر کشور

 

 

این گیاه با برگ‌های گسترده، ضخیم، براق و تخم مرغی شکل ۱۰ تا ۲۰ سانتی متری که به اندازه یک متر در ارتفاع بالاتر از سطح آب رشد می‌کند، دارای ریشه‌های ارغوانی سیاه آزاد و ساقه راست است که ۸ تا ۱۵ گل جذاب را بر روی خود دارد و به دلیل رشد سریع در محیط‌های و مصرف مقادیر زیادی از اکسیژن آب، یکی از خطرناک‌ترین گونه‌های گیاهان آبزی است که در جهان شناخته شده و در عرض مدت کوتاهی قادر خواهد بود تا اکوسیستم منطقه را نابود کند.

 



سادگی انتشار و گسترش این گیاه (وجود تنها یک ساقه از این گیاه کافی است تا در عرض کمتر از دو هفته به دو برابر حجم اولیه برسد) یکی از مهمترین ویژگی‌های «سنبل آبی» است که باعث شده در گستره وسیعی از منابع آبی استان رشد پیدا کند. همچنین گل‌های زیبا و فریبنده آن سبب شده تا مردم از آن به عنوان گیاه زینتی استفاده کنند و به راحتی در سطح شهرها خرید و فروش شود در حالی که خطر گسترش آن به حدی است که در حال حاضر حضور این گیاه در منابع آبی استان‌های خوزستان، گلستان، مازندران و بوشهر نیز مشاهده شده و پهنه های آبی در این استان ها را نیز تهدید می‌کند.

 



ضرورت مقابله با سنبل آبی

 

 

یکی از فعالان حوزه محیط زیست در گیلان با بیان اینکه سنبل آبی امروز به یکی از چالش‌های مهم منابع آبی استان به ویژه تالاب عینک در محدوده شهر رشت در آنده به خبرنگار مهر می‌گوید: متاسفانه رشد سریع این گیاه مهاجم در پهنه‌های آبی و سرعت یافتن رشد آن در روزهای گرم‌تر سال باعث انتشار در پهنه‌های آبی استان می‌شود که برای جلوگیری از این روند باید اقدامات مقابله‌ای مؤثر انجام گیرد.

 


پیمان بازدیدی که مقابله با این مهاجم برزیلی را  یکی از چالش‌های موجود در مسائل زیست محیطی گیلان عنوان می‌کند، می‌افزاید: در صورت تداوم رشد این گیاه، تا دو سال آینده تالابی به نام عینک وجود نخواهد داشت.

 



وی اقدامات مؤثر و هماهنگ مردم و مسئولان را از ضروریات مقابله با این گیاه دانسته و تصریح می‌کند: بدون شک اقدامات مقطعی و یک جانبه از طرف مردم یا مسئولان، راه به جایی نخواهد برد و مقابله با این گیاه، بسیج همگانی را می‌طلبد.

 

 

گسترش سنبل آبی در گیلان و درگیر شدن بخش وسیعی از تالاب عینک سبب شد تا کمیسیون بهداشت و محیط زیست شورای شهر رشت نیز در صدو هشتاد و پنجمین جلسه خود، راه‌های مقابله با این گیاه را در دستور کار خود قرار دهد.

 



رئیس کمیسیون بهداشت و محیط زیست شورای شهر رشت در خصوص ضرورت مقابله با این گیاه به خبرنگار مهر می‌گوید: بنابر اظهار نظر کارشناسان، مرگ منابع آبی استان در صورت گسترش این گیاه حتمی خواهد بود و همین امر کافی است تا ضرورت مقابله با آن بیش از پیش احساس شود.

 



فاطمه شیرزاد با بیان اینکه دغدغه داشتن برای محیط زیست به تنهایی راه حل مشکلات زیست محیطی نیست تاکید می‌کند: برای حل معضلات زیست محیطی از قبیل زباله، آلودگی رودخانه‌ها و سنبل آبی باید اقدامات عملگرایانه داشت در غیر این صورت کاری از پیش نمی‌رود.

 



وی همچنین هماهنگی بین دستگاه‌های مرتبط با مسائل زیست محیطی را ضروری دانسته و تصریح می‌کند: تلاش یک یا دو دستگاه اجرایی برای مقابله با پدیده‌ای همچون سنبل آبی کافی نبوده و نیاز است تا همه مسئولان استانی و شهری برای جلوگیری از تخریب منابع آبی استان توسط این گیاه مهاجم همکاری کنند.

 



شیطان سبز در کمین منابع آبی کشور

 

 

هرچند شاید مسئولان استان در سال ۹۰ فکر این را نمی‌کردند که مساحت مورد هجوم واقع شده توسط «سنبل آبی» در گیلان، تنها در عرض چهار سال به ۶۰ برابر مساحت شناسایی شده اولیه برسد اما این واقعیت مهم و تلخ وجود دارد که در صورت توجه نکردن به گسترش این پدیده شوم، باید منتظر از بین رفتن منابع آب شیرین کشور طی سال‌های آینده بود کما اینکه تجربه کشورهایی که سال‌ها است با این گیاه موسوم به «شیطان سبز» در گیر هستند، موید این هشدار است.

 



بیژن یعقوبی یکی از کارشناسان موسسه تحقیقاتی برنج در گیلان است که در صد و هشتاد و پنجمین جلسه از کمیسیون بهداشت و محیط زیست شورای شهر رشت، آمار تکان دهنده‌ای از تهدیدات منابع آبی دنیا توسط «سنبل آبی» ارائه کرد.

 



وی در این جلسه عنوان کرد: فائو این گیاه را یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب کشاورزی دانسته است.

 



یعقوبی با بیان اینکه ۵۶ کشور دنیا با این مهاجم روبرو هستند از اتلاف هفت تا ۱۰ میلیارد مترمکعبی آب در رودخانه نیل در طول یک سال خبر داده و گفت: کشوری مثل چین برای مبارزه با این گیاه تاکنون یک میلیارد دلار هزینه کرده است.

 


 حرکت کند مسئولان برای جلوگیری از رشد سریع «سنبل آبی»

 

 

هرچند به گفته عباس عاشوری کارشناس بخش محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان بودجه‌ای ۶۵۰ میلیون تومانی برای مبارزه با «سنبل آبی» در استان اختصاص داده شده و بر اساس آخرین تصمیم گیری‌ها، دستور اکید استانداری به فرمانداری‌های۱۶ گانه استان در راستای جلوگیری شدید از خرید و فروش این گیاه مهاجم در سطح شهرها صادر و ابلاغ شده اما، آنچه پیداست، نبود آگاهی از خطرات ناشی از گسترش این مهاجم برزیلی در منایع آبی باعث شده تا همچنین سرعت مسئولان استانی برای مقابله با این گیاه در مقایسه با رشد سریع سنبل آبی بسیار کند بوده و در صورت مقابله نشدن با این پدیده، دیری نخواهد پایید که تمامی پهنه‌های آبی کشور در گیر این مهمان ناخوانده شوند.

 

 

منبع :

 

 

خبرگزاری مهر

 

 

 

لباس با طعم غذا

 

 

لباس با طعم غذا :

 

 

ايرنا  : اين روزها وقتي از لباسهاي خود خسته مي شويد چاره اي جز كنار گذاشتن يا دور انداختن آنها نداريد اما در آينده نزديك مي توانيد لباسهايتان را به عنوان غذا بخوريد؛ ايده اي كه شايد دور از ذهن باشد اما با تلاش محقق ايراني مقيم سوئد به واقعيت نزديك شده است.

 

 

 

 

دكتر 'محمد جعفر طاهرزاده' استاد مهندسي شيمي دانشگاه بوراس در كشور سوئد است كه علاوه بر تحقيقات و ارائه مقالات متعدد، در زمينه انتقال دانش فني مديريت مواد زائد و بازيابي منابع به كشورهاي مختلف تلاش زيادي داشته است.

 


وي درباره جزئيات طرح پژوهشي خود با عنوان ' تبديل ضايعات كشاورزي و مواد زائد به سوخت هاي زيستي و مواد با ارزش افزوده' به خبرنگار علمي ايرنا گفت: يكي از معضلات بخش كشاورزي، توليد انواع پسماندها و ضايعات است كه بدون استفاده مي مانند.

 


طاهرزاده ادامه داد: اين پسماندها و بقايا به عنوان فراوان ترين منابع تجديدپذير براي توليد انواع فرآورده هاي با ارزش از قبيل كودهاي آلي، سوخت هاي زيستي، حلال هاي آلي و سبز و آمينو اسيدها استفاده مي شوند اما توليد مواد با ارزش از اين پسماندها به دليل ساختار پيچيده آنها بسيار پر هزينه و وقت گير بوده و نياز به فرآيند پيچيده و چند مرحله اي شامل پيش تيمار، هيدروليز آنزيمي، فرمنتاسيون و خالص سازي است بنابراين تسهيل اين فرآيندها و كاهش هزينه آنها مي تواند بسيار با اهميت باشد.

 


وي كه در پژوهش خود راه حلي ارزان براي توليد محصولات با ارزش از ضايعات كشاورزي و زباله هاي شهري به كارگرفته است، خاطرنشان كرد: اين پژوهش به طور عمده براي طراحي فرآيندهاي كارآمد و ارزان براي توليد فرآورده هاي با ارزش از قبيل بيواتانول، بيوگاز، هيدروژن، اسيدهاي آمينه، حلال هاي سبز و پلي استرها در سطح آزمايشگاهي، پايلوت و صنعتي در دست اجرا قرار گرفته است.

 


اين محقق ايراني با بيان اينكه از اين ضايعات و مواد دور ريختني مي توان خوراك دام يا بيوپليمر تهيه كرد، تصريح كرد: به عنوان مثال فرض كنيد لباسي كه مي پوشيم را اگر نخواستيم دور مي ريزيم ولي با اين روش هاي جديد مي توان آن را به محصولاتي تبديل كرد كه قابل خوردن و مزه و طعمي شبيه گوشت داشته باشد و هرچند اين موضوعات قدري، دور از ذهن به نظر مي رسند ولي شدني هستند.

 


وي ادامه داد: ما فعلا در قالب اين طرح مي توانيم ضايعات غذايي را در سطح صنعتي به بيوگاز تبديل كنيم و گاز را به صورت سوخت CNG درآوريم كه توليد نسل دوم سوخت اتانول اكنون در مرحله صنعتي شدن است.

 


طاهرزاده همچنين از عملي شدن تبديل ضايعات كشاورزي و زباله هاي شهري به خوراك دام و غذاي انسان در قالب اين طرح تحقيقاتي خبر داد.

 


به گفته وي امكان سنجي تبديل ضايعات كشاورزي و غذايي به موادي همچون پلاستيك نيز در اين طرح بررسي شده و به تاييد رسيده است.

 


استاد دانشگاه بوراس سوئد يادآور شد: البته توليد برخي مواد از اين ضايعات به لحاظ اقتصادي، مقرون به صرفه نيست و گران تمام مي شود بنابراين تحقيقات آن در مرحله ابتدايي و پايه است كه به عنوان مثال مي توان به توليد مواد فوق جاذبي كه در پوشك بچه استفاده مي شود اشاره كرد.

 


وي با بيان اينكه توليد گاز هيدروژن با اين روش جديد به راحتي امكان پذير است، گفت: اين گاز كابردهاي گسترده اي دارد و مي تواند به عنوان سوخت خودرو استفاده شود ولي هنوز بازار مصرف آن جا نيافتاده و تعداد خودروهاي هيدروژن سوز بسيار اندك است.

 


طاهرزاده كه حدود 16 تا 17 سال است روي اين پروژه كار مي كند، درباره نوع محصولات نهايي فرآيند تبديل ضايعات كشاورزي به مواد با ارزش توضيح داد: توليد محصول نهايي به نوع اوليه شما بستگي دارد و در فرآيند توليد، ابتدا مواد اوليه و نوع مولكول ها و اتم هاي آن را بررسي مي كنيم تا ببينيم قابليت تبديل به چه محصولاتي را داراست و البته ممكن است بعضي از آنها در حد چند ساعت، چند روز يا ماه طول بكشد.

 


وي به مردم توصيه كرد نسبت به تفكيك زباله هاي شهري از مبدا جدي باشند زيرا هر يك از اين زباله ها مي تواند يك ماده خالص براي توليد مواد ارزشمند موردنظرشان باشد.

 


طرح تحقيقاتي دكتر طاهرزاده در بيست و نهمين جشنواره بين المللي خوارزمي (17 اسفندماه 1394) به عنوان رتبه دوم پژوهش هاي بنيادي در بخش محققان ايراني مقيم خارج كشور معرفي و تجليل شد.

 

 

منبع :

 

 

خبرگزاری ایرنا

 

 

 

(( سگ پا )) ها خون حیات وحش حوزستان را می مکند

 

 

(( سگ پا )) ها خون حیات وحش حوزستان را می مکند :

 

 

ایرن : سودجویان علاوه بر غارت زمین‌های تالاب هورالعظیم و تبدیل آن به مزارع کشاورزی، در کمال بی‌انصافی با دعوت از سگ پاها کمر به قتل عام حیات وحش مظلوم این تالاب مرگ دیده بسته‌اند.

 

 

خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران: شهاب لطیفی، فعال محیط زیست استان خوزستان در گفت‌وگو با فارس گفت: هر ساله از اول اسفند ماه گروه های متعددی از شکارچیان به منظور شکار گراز و سایر پستانداران در مزارع گندم و جو در منطقه حفاظت شده هورالعظیم تا هفته ها مستقر می شوند.

 

 

وی در گفت و گو با فارس افزود: متاسفانه بسیاری از زمین‌های خشک شده هورالعظیم توسط سودجویان به زمین کشاورزی تبدیل شده و حیات وحشی که از فرط بی آبی به این مزارع روی می آورند توسط تفنگ ها و سگ های شکارچیان پذیرایی شده و به فجیع ترین شکل ممکن کشته می شوند.

 

 

 

 

لطیفی با اشاره به افزایش تعداد گروه های شکارچیان که از قدیم الأیام از نقاط مختلف برای شکار گراز و دیگر گونه های حیات وحش به خوزستان، خصوصا شهرستان دشت آزادگان می آمدند گفت: سگ های شکاری که این شکارچیان با خود به همراه می آورند از هیچ جانوری نمی گذرند و به هر موجود زنده ای که در مسیرشان قرار بگیرد حمله کرده و آن را از بین می برند.

 

 

این فعال محیط زیست اظهار داشت: شکار گراز، شبانه انجام می شود و از آنجایی که رودک عسلخوار و اکثر جانوران دیگر شب هنگام فعالیت می کنند متاسفانه در تیررس این شکارچیان که به دلیل استفاده از سگ های شکاری، "سگ‌پا" نامیده می شوند قرار می گیرند.

 

 

وی با بیان اینکه شکارچیان به پیشنهاد کشاورزان برای ایجاد ترس و از بین بردن جانورانی که به مزارع آنها آسیب وارد می کنند دعوت می شوند گفت: سگ‌پاها معمولا برای حفاظت از هر هکتار، ماهانه حدود صد هزار تومان از کشاورزان دریافت می کنند اما بسیاری از آنان صرفا به دلیل علاقه به شکار به منطقه وارد می‌شوند.

 

 

 

 

لطیفی افزود: همانطور که در فیلم مشاهده می‌شود علی‌رغم حرام گوشت بودن گراز، شکارچیان بلافاصله پس از شکار، به منظور استفاده شخصی و فروش مازاد گوشت گراز، لاشه حیوان را قطعه قطعه می کنند.

 

 

وی در ادامه گفت: متاسفانه گونه هایی کمیاب و حفاظت شده چون گربه وحشی و رودک عسلخوار و همچنین گرگ، کفتار، روباه، شغال و هر موجود زنده ای که تحرک داشته باشد از دید این سگ‌های شکار مخفی نمی ماند و همین سبب شده تعداد این گونه ها در خوزستان با کاهش چشمگیری مواجه شود.

 

 

 

 

لطیفی در پایان با ابراز تاسف از اینکه سودجویان علاوه برغارت زمینهای تالاب هورالعظیم و تبدیل آن به مزارع کشاورزی، در کمال بی انصافی با دعوت از سگ پاها کمر به قتل عام حیات وحش مظلوم این تالاب مرگ دیده بسته اند گفت: عملکرد ضعیف اداره محیط زیست خوزستان و بی توجهی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست سبب شده تا خصوصا طی سه سال اخیر شکارچیان حرفه ای در قالب گروه های متعدد در مناطق حفاظت شده و شکار ممنوع به کشتار حیات وحش مشغول شوند.

 

 

منبع :

 

 

خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران ( ایرن )

 

 

 

 

حقابه هامون پای مزارع خشخاش افغانستان

 

 

اخرین اخبار از وضعیت بزرگترین تالاب اب شیرین ایران

 

حقابه هامون پای مزارع خشخاش افغانستان :

 

 

فروردین و اردیبهشت سال ٩٣ آخرین باری بود که تالاب هامون در منطقه سیستان و نزدیکی مرز ایران با افغانستان پس از سال‌ها حجم زیادی آب در دل خود دید. آبی که سیلاب‌های رودخانه هیرمند با خود از کشور همسایه آورده بود و موجی از شادی و امید را در دل اهالی سیستان زنده کرد. این آب البته سه ماه بعد در گرمای طاقت‌فرسای منطقه و زیر وزش بادهای ١٢٠روزه معروف سیستان تبخیر شده و به هوا رفت تا بار دیگر کف هامون لخت‌وپتی شود.
 
 
سال بعد یعنی فروردین و اردیبهشت ٩٤ اگرچه باز هم بسیاری از دوست‌داران طبیعت ایران و اهالی استان سیستان‌وبلوچستان چشم امیدشان به سیلاب‌های هیرمند و فراه‌رود بود اما خبر خاصی نشد، چون حجم بارش‌ها در افغانستان آن‌قدری نبود که سهم سیلابی هامون را با خود بیاورد. حالا در اولین ماه از سال ٩٥ بار دیگر چشم‌ها به همان سو است؛ همان سویی که رودخانه هیرمند می‌آید و در دل هامون به پایان می‌رسد. آن‌گونه که اهالی بومی منطقه سیستان و شهرهای نزدیک تالاب به «شرق» خبر داده‌اند روز هشتم فروردین‌ماه یک موج سیلاب به سمت هامون آمد اما دوامی نداشت و فقط چند روز ادامه داشت.
 
 
از دو روز گذشته – ٢١ فروردین‌ – هم بار دیگر هیرمند یک موج سیلابی امیدوارکننده را با خود آورده است. اهالی امید دارند اگر این موج حداقل یک‌ ماه دوام بیاورد، بار دیگر تالاب هامون حال و روزی مثل اردیبهشت‌ماه سال ٩٣ را تجربه خواهد کرد؛ اما آیا می‌توان انتظار چنین وضعیتی را داشت؟
 
 
نقشه‌ها و آمارهای هواشناسی از منطقه افغانستان و کوهستان «بابایغما» که سرچشمه هیرمند است حکایت از آن دارد که در سال آبی جاری، بارش نسبتا خوبی در آنجا به وقوع پیوسته است، اگرچه به فراوانی بارش‌های سال آبی ٩٣-٩٢ نشده اما از ٩٤-٩٣ به‌مراتب، وضع، بهتر بوده است؛ اما آیا این بارش‌ها و سیلاب‌های هیرمند و فراه‌رود که قرن‌های متمادی تالاب هامون در منطقه مرزی ایران و افغانستان را سیراب کرده و این منطقه را به یکی از حاصلخیزترین دشت‌های خاورمیانه بدل کرده بود امسال هم می‌تواند چنین کند؟ شواهد و گزارش‌هایی که از داخل خاک افغانستان می‌رسد نوید چنین وضعیتی را نمی‌دهد چراکه احداث سدهای مخزنی و انحرافی و برداشت‌های بی‌پایان آب از بستر این رودخانه فرصتی برای رسیدن آب به هامون نداده است.
 
 
در چنین شرایطی چند روزی است از قسمتی از تالاب هامون که داخل خاک افغانستان است خبرهایی مبنی بر احداث کانال‌های انحراف آب برای جلوگیری از ورود آب به قسمت ایرانی تالاب به گوش می‌رسد. علاوه‌براین در سالیان گذشته نیز احداث خاکریزهای مرزی توسط ایران در نقطه مرزی تالاب مانع از رسیدن آب به همه نقاط تالاب شده بود. در‌همین‌حال به سراغ محسن سلیمانی، مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب‌های ایران رفته و از او درباره آخرین وضعیت تالاب هامون پرسیده‌ایم؛ برای دریافتن پاسخ این پرسش که آیا می‌توان باز هم شاهد بهبود نسبی وضعیت هامون باشیم، مشابه آن اتفاقی که در اردیبهشت سال ٩٣ رخ داد. این پاسخ‌های سلیمانی به پرسش‌های «شرق» است: «باید توجه داشته باشیم که هامون از نوع تالاب‌هایی است که جنسش فصلی و سیلابی است؛ یعنی حیات و زنده‌ماندنشان به سیلاب‌هایی که از طریق رودخانه‌ها می‌آیند بستگی دارد. درباره این تالاب‌ها نمی‌توان انتظار داشت که همیشه پر از آب و ایده‌آل باشد؛ تنها چیزی که برای این جنس تالاب‌ها می‌توان انتظار داشت و امیدوار بود این است که میزان آبی که در سال به آنها می‌رسد به اندازه‌ای باشد که چرخش هیدرولوژیکی آب در آنها جریان داشته باشد. هامون چندسالی است که در وضعیت بحرانی قرارگرفته است. رودخانه هیرمند بخشی از آب آن را به صورت دائم تأمین می‌کند؛ بخشی هم سیلاب‌های مختلفی است که با همین رودخانه و فراه‌رود می‌آیند. اما در سال‌های گذشته اتفاقی که رخ داده است دست به دست هم داده تا آب درخور اعتنایی وارد هامون نشود. بخشی از این اتفاقات در خاک افغانستان رخ داده و آنها با احداث سازه‌هایی مانند سد جلوی ورود آب به تالاب را گرفته‌اند. در این سو نیز ایران نتوانسته است آب ورودی به داخل تالاب را به شکل درست و هدفمند مدیریت کند که درنهایت منجر به این وضعیت شده است».
 
 
 
به گزارش «شرق»، بخشی از آب واردشده به هیرمند در محل‌هایی به نام چاه نیمه‌ها برای تأمین آب مورد نیاز مناطق مسکونی سیستان ذخیره می‌شود این در حالی است که به گفته کارشناسان با ذخیره بسیار کمتری از این آب می‌توان چرخه حیات اکولوژیک هامون را زنده نگه داشت. اتفاق دیگر هم همان‌طور که پیش‌تر گفته شد احداث دیوارها و خاکریز مرزی در قسمت‌هایی از داخل تالاب بود که مانع از رسیدن آب به همه نقاط هامون می‌شد.
 
 
 
 
 
 
البته چند روز پیش در همین رابطه سعید محمودی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست سیستان‌وبلوچستان در نشستی که با حضور معاون امنیتی - انتظامی وزارت کشور، دبیر کارگروه ویژه مرزی شورای امنیت کشور و معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست برگزار شد اعلام کرد: «به‌زودی دایک (خاکریز) مرزی درون تالاب هامون در ٥٠ نقطه و با فاصله ٢٥ کیلومتر برداشته می‌شود». وی افزود: «برداشته‌شدن دایک مرزی در ٥٠ نقطه مورد نظر تا فاصله ٢٥ کیلومتر بیانگر نگاه مثبت وزارت کشور و مسئولان دولت درباره اهمیت مسائل زیست‌محیطی به‌ویژه احیای تالاب هامون و همچنین برقراری نظم و امنیت پایدار است. با برداشته‌شدن دایک مرزی موجود در بستر تالاب هامون موانعی که ممکن است مانع ورود آب به تالاب هامون شود، حذف خواهند شد». وی ادامه داد: «حذف دایک مرزی، تهیه برنامه جامع مدیریت یکپارچه تالاب هامون، ثبت تالاب در سازمان جهانی یونسکو به ‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره، مطالعات علمی و میدانی، لایروبی مسیرهای منتهی به تالاب و ده‌ها برنامه و اقدام دیگر در کنار مدیریت درست منابع آبی موجود در چاه‌نیمه‌ها، راه را برای احیای تالاب هامون هموار کرده است».
 
 
در بخش دیگری از گفت‌وگوی «شرق» با سلیمانی، مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب‌های ایران، او در رابطه با چشم‌انداز وضعیت تالاب هامون و امیدهایی که می‌توان برای بهبود وضعیت آن داشت نیز این‌طور توضیح داد: «برای بهبود حال‌وروز تالاب هامون به شکلی پایدار باید دو اتفاق کلیدی شامل مدیریت صحیح منابع آب و توسعه با نگاه حفاظت از تالاب در دستور کار قرار گیرد، پیش از این‌چنین نگاهی در ساختار مدیریتی کشور و منطقه نبود؛ چراکه ما صرفا دنبال توسعه بودیم، برای مثال توسعه زمین‌های کشاورزی بدون درنظرگرفتن وضعیت حیاتی تالاب، منجر به وضعیت کنونی شد که تالاب خشک و بی‌آب شده است؛ درحالی‌که خود تالاب در زمان حیات، خدمات بسیاری به مردم می‌داد؛ برای مثال الان با نبود تالاب همان زمین‌های کشاورزی هم در حال ازبین‌رفتن هستند، بر همین اساس است که ما معتقدیم باید آب ورودی را به شکل درستی مدیریت و هدایت کنیم و توسعه سیستان را نیز از منظر حفظ تالاب در دستور کار قرار دهیم». سلیمانی همچنین در بخش دیگری از گفته‌های خود به رویدادهایی که در یک سال اخیر مرتبط با هامون در سطح منطقه و جهانی رخ داده است، اشاره کرد و افزود: «مجموعه اقدامات بین‌المللی، مانند ثبت تالاب به ‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره که امسال اتفاق افتاد و همچنین مذاکراتی که در سطح سران دو کشور برای احیای هامون اتفاق افتاد، می‌تواند در زنده‌نگه‌داشتن هامون تأثیر‌گذار باشد؛ چراکه در سال‌های گذشته یکی از بلاهایی که سر این تالاب آمد بی‌مهری به آن بود. با اینکه تالابی با این میزان وسعت و اهمیت از بین رفت، هیچ‌کس درباره آن صحبتی نکرد، اما الان نگاه‌ها عوض شده و توجهات ملی و بین‌المللی به هامون ما را امیدوار می‌کند که وضعیت تالاب به نسبت مطلوب بشود».
 
 
 
 
 
 
مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب‌های ایران همچنین درباره پیشینه مذاکرات و صحبت‌های دو طرف ایرانی و افغان درباره موضوعات مشترک و به‌ویژه تالاب هامون نیز به «شرق» گفت: «ما در سال‌های گذشته خیلی وقت‌ها با افغان‌ها بیشتر از منظر آب چانه‌زنی کرده بودیم؛ درحالی‌که باید از منظر حفظ اکوسیستم و احیای تالاب به ‌عنوان یک اکوسیستم زنده مذاکره می‌شد؛ چراکه آن شکل از مذاکره بی‌نتیجه بود. تالاب هامون در دو سوی مرز برای جوامع محلی و حفظ مرز مشترک و ارتقای امنیت بسیار مهم است، ازبین‌رفتن آن منجر به تخلیه مسکونی این مناطق و به‌وجودآمدن مشکلات امنیتی می‌شود؛ درحالی‌که اگر تالاب حفظ و احیا شود هم رونق اقتصادی به منطقه برمی‌گردد و هم امنیت مرز چندین برابر می‌شود».
 
 
برای اطلاع از آخرین وضعیت تالاب،‌ می‌توان موضوع را از فعالان محیط‌زیستی و انجمن‌های مردم‌نهاد حاضر در منطقه سیستان و شهر زابل پیگیری کرد. مجتبی نورا، یکی از این افراد است، او با سمن – سازمان مردم نهاد - بنیاد هامون سال‌هاست در زمینه محافظت از تالاب همکاری می‌کند. او در رابطه با تالاب و حال‌وروزش در این روزها به «شرق» می‌گوید: «از هشتم فروردین، سه روز سیلابی به منطقه آمد که تا حدودی برای تالاب مفید بود، الان نیز دو، سه‌روزی است که دوباره سیلاب با شدت بیشتری در حال ورود است، اما نهرهایی که لایروبی نشده باعث شده است از ورود آسان آب به بستر تالاب جلوگیری کند و آب در برخی مناطق وارد زمین‌های مردم شده است، پیش‌بینی ما این است که اگر سیلاب‌ها با همین شدت سه ماه بیاید می‌تواند وضعیتی نسبتا مطلوب را برای هامون رقم بزند، سال ٩٣ آب با همین شدت آمد و تالاب جانی دوباره گرفت، در آن سال قسمتی از تالاب با نام هامون پوزک پرآب شد، اما الان آن قسمت خشک است، سیلاب جدید از سمت هیرمند می‌آید و در حال رفتن به سمت کوه خواجه است، قسمت هامون صابری تالاب هم که از ناحیه شمال و با آب فراه‌رود تأمین می‌شود فعلا خشک است و آبی ندارد و...».
 
 
طبق گفته مجتی نورا به دلیل وزش بادهای ١٢٠روزه تبخیر در این منطقه بسیار بالاست و به همین دلیل تالاب به‌سرعت خشک می‌شود، آبی که در سال ٩٣ آمد نیز به همین دلیل بعد از دو، سه ماه خشک شد و بسیاری از ماهیان و پرندگانی که در منطقه تخم‌گذاری و زادآوری کرده بودند را از بین برد.
 
 
درباره کانال‌های انحراف آبی که گفته می‌شود در خاک افغانستان در حال ایجاد است از او می‌پرسم و در جواب می‌گوید: «متأسفانه این اخبار صحت دارد، در افغانستان دو سد مخزنی بزرگ دارند که توی کوهستان است سدهای کجکی و ارغنداب، مابقی سدهایشان هم که در دشت هستند سدهای انحرافی است که بیشتر آبشان صرف مزارع خشخاش می‌شود. آنها چندین سال است یک سد دیگری به اسم بند کمال خان در حال ساخت دارند، که اگر این سد نیز تکمیل بشود دیگر همین سیلاب‌ها هم به ایران نمی‌آید و باید همین امیدهای نصف و نیمه برای احیای تالاب در این فصل از سال را هم برای همیشه فراموش کنیم».
 
 
تالاب هامون از سه دریاچه کوچک به نام‌های هامون پوزک (میانی)، هامون صابوری (شمالی) و هامون هیرمند تشکیل شده است که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند و دریاچه هامون را تشکیل می‌دهند. منطقه حفاظت‌شده هامون به‌دلیل قرار گرفتن در مرکز مناطق کویری و نیمه‌کویری کشورهای ایران و افغانستان، تنها مأمن زیست پرندگان مهاجر شرق کشور است و تاکنون بیش از ١٨٣ گونه پرنده در دریاچه هامون مشاهده شده است.
 
 
بیش از صد گونه جانوری از جمله گراز، گربه وحشی و روباه نیز در حواشی این دریاچه زیست می‌کردند که قطع جریان آب هیرمند به مرز ایران، کمبود نزولات آسمانی، خشکیدن هامون و در نهایت بروز خشک‌سالی و استمرار آن در ١٨ سال گذشته باعث شد مهاجرت پرندگان و حیات جانوران در این منطقه به مخاطره بیفتد. هامون بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین با مساحتی حدود پنج‌هزارو ٧٠٠ کیلومترمربع در سراسر فلات ایران محسوب می‌شود که در ناحیه کویری و بیابانی شرق کشور، در شمال سیستان‌وبلوچستان واقع شده است. تقسیم‌بندی پرندگان در قالب ٥١ ‎خانواده نشان‌دهنده تنوع کم‌نظیر انواع پرندگان در این منطقه است؛ بنابراین از بُعد ملی و بین‌المللی این تالاب از اهمیت زیادی برخوردار است و از سوی سازمان بین‌المللی حیات پرندگان به ‌عنوان زیستگاه بااهمیت پرندگان معرفی شده است.
 
 
 
نویسنده :
 
 
صدرا محقق
 
 
 
منبع :
 
 
روزنامه شرق
 
 
 

افزایش سیل ها با منشا انسانی در ایران

 

 

افزایش سیل ها با منشا انسانی در ایران :

 

 

 چند سالی است که سیل‌ها یکی پس از دیگری و به گفته کارشناسان خیلی زودتر از دوره‌های بازگشت طبیعی به وقوع می‌پیوندند. بزرگترین سیل‌های تاریخ جهان در هزاره اخیر اگرچه گستردگی وسیعی دارد و از کشورهای متعدد در شمال اروپا تا شرق چین را در بر می‌گیرد اما نکته این است که در یکصد سال اخیر بیشتر سیلهای ویرانگر جهان در کشورهای جهان سوم یا در حال توسعه بویژه در آسیا به وقوع پیوسته و هزاران نفر را به کام مرگ کشانده است. وجه مشترک تمامی این کشورها توسعه نیافتگی و تخریب گسترده سرزمین و پوشش گیاهی است که یکی از دلایل وقوع سیل به شمار می آید.
 
 
 
در ایران نیز به گواه شواهد موجود و آمارهای ارائه شده وقوع سیل در دهه‌های اخیر شدت گرفته است. سیل اگرچه در زمره سوانح طبیعی دسته‌بندی می‌شود اما در ایران بیشتر سیل‌های رخ داده  بیش از آن که منشأ آن طبیعی باشد، حاصل دخالت‌های ناصواب انسانی است که سیل 88 قم تنها نمونه کوچکی از آن است چرا که بستر رودخانه خشکیده قمرود توسط شهرداری به پارکینگ تبدیل شد و نهایتاً وقتی بعد از چند سال کاهش بارندگی، باران کمی بیش از حد تصور مسئولان بارید و در رودخانه جاری شد، به جای بستر شن و ماسه‌ای به صدها نفر از مردم و خودروهای پارک شده برخورد کرد و همه را با خود برد.
 
 
 
 تخریب جنگل‌ها و مراتع، چرای بی‌رویه دام در بالادست سدها و مسدود کردن غالب رودخانه‌های کشور با دیواره‌های بتونی نیز از دیگر دلایل تشدید سیل در کشور است. بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، از 421 مورد سیل اتفاق افتاده از سال 1330 تا 1380 نزدیک به 74 درصد آن تنها مربوط به سال‌های 1360 تا 1380 می‌شود. یعنی در فاصله سال‌های 60 تا 80 میزان سیل 20 برابر شده در حالی که تغییرات زیادی در بارندگی‌های منطقه جز چند مورد استثنایی وجود نداشته است. البته از این زمان به بعد نیز آمار دیگری ارائه نشده است!
 
 
 
اما بانک اطلاعاتی خسارات سیل معاونت آبخیزداری سازمان جنگلها و مراتع کشور نیز حاوی اطلاعات ارزشمند دیگری است. بر اساس داده‌های این بانک اطلاعاتی، خسارات ناشی از سیل بالغ بر 10000 میلیارد ریال در سال است و از سال 1330 لغایت 1383 باعث کشته شدن 11 هزار و 739 نفر و مفقود الاثر شدن 2381 نفر دیگر شده است. دو میلیون و 300 هزار هکتار از مزارع کشور در همین بازه زمانی آسیب دیده و یک میلیون و 580 هزار رأس دام تلف شده است. اما خسارات وارده به کشور از این سال به بعد، بعد از گذشت 12 سال هنوز هم ارائه نشده است. اگرچه هر ساله کشور شاهد وقوع سیلاب‌های متعددی است اما سیل ویرانگر گلستان در 20 مرداد 1380 که منجر به کشته و مفقود الاثر شدن بیش از 500 نفر از هموطنان شد هنوز هم عنوان نخست فجایع سیل کشور را به خود اختصاص داده است.
 
 
 
 وسعت تخریبی این سیل که به گفته کارشناسان تماماً در اثر تخریب جنگلها و مراتع در بالادست حوضه آبریز گرگانرود  است، حدود 5000 کیلومتر را در برگرفت و طبق اعلام سازمان ملل در اوت سال 2001 سیل گلستان در این سال رتبه یک تلفات انسانی سیل در جهان را به خود اختصاص داد. شکسته شدن سد شهید وفایی نیز مزید بر علت شد و حجم عظیمی از آب با سرعتی باور نکردنی جاده گلستان و خودروهای عبوری را گرفته تا جنگلهای بکر داخل پارک ملی گلستان را با خود برد. در اثر این سیل هزاران تن خاک جابه‌جا و مخزن سد گلستان پر شد. لاشه حیات وحشی سیل زده و دهها هزار دام کشته شده در سد و شیوع بیماری وبا در بین سیل زدگان عمق فاجعه را چندین برابر کرد.
 
 
 
 
اگرچه سیل گلستان بار دیگر در سال 1381، 1382 و 1384 درست در حول و حوش سالگرد سیل نخست تکرار و منجر به کشته شدن بیش از یکصد نفر دیگر شد اما با وجود تخریب چند باره جاده گلستان، باز هم این جاده در همان بستر سیل خیز رودخانه «دوغ »در داخل پارک ساخته شد تا بار دیگر این پرسش مطرح باشد که اگر بارانی سیل آسا و بیش از حد طبیعی یکبار دیگر در سال‌های آتی گلستان را درنوردد چه کسی پاسخگوی تلفات انسانی آن خواهد بود.
 
 
 
 
 
 
با اینکه حافظه تاریخی مردم ایران، سیلهای شمال کشور را فاجعه بارترین سیل‌های ایران قلمداد می‌کنند اما سیل میدان تجریش تهران در سال 1366، دومین سیل مخرب کشور از نظر تلفات انسانی لقب گرفته است. ۴ مرداد ۱۳۶۶ ساعت یک بعدازظهر، بر اثر بارش شدید باران و جاری‌شدن سیلاب در دره‌های دربند و گلابدره، در شمال تهران رخ داد. اما آنچه خسارات سیل را تشدید کرد شکسته شدن سد دیگری بود که روی رودخانه گلابدره ساخته شده بود. ناگهان حجم عظیمی از آب روانه میدان تجریش و خیابان شریعتی و مناطق اطراف شد. شدت رگبار به گونه‌ای بود که در مدت ۱۰۷ دقیقه ۲۸ میلیمتر بارش ثبت شد.
 
 
 
در مدت کوتاهی سیلاب عظیمی از رودخانه گلابدره به حرکت درآمد و در مسیر خود سد ساخته‌شده را تخریب و صدها تن گل‌ولای و سنگ را در مسیر رودخانه گلابدره و جعفرآباد به سمت میدان تجریش به حرکت درآورد. سیل‌های نکا و ماسوله در دهه 70، سیل کوهدشت لرستان، سیل قم و سیل بهشهر و سیلهای سال گذشته تهران و ایلام از دیگر سیل‌های پر خسارت سه دهه گذشته کشور هستند که در نتیجه آن بیش از 300 نفر دیگر کشته شدند. 
 
 
 
اگرچه هیچ یک از سیل‌های کشورمان هنوز هم با سیل‌های ویرانگر کشورهای همسایه و اطراف همچون سیل 2014 هند و پاکستان و سیل 1998 چین که منجر به کشته شدن بیش از 4000نفر و وارد آمدن خسارت 40 میلیارد دلاری به زیر ساخت‌های این کشور شد قابل مقایسه نیست، اما جلوی بسیاری از سیلهای کشورمان را می‌توان با مدیریت بهتر منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک و عدم تعرض به حریم رودخانه‌ها گرفت تا هر ساله کشور مجبور به جبران خسارات دهها میلیارد تومانی سیل نباشد.
 
 
نویسنده :
 
 
مژگان جمشیدی
 
 
منبع :
 
 
روزنامه ایران
 
 
 

 

شاهین‌هایی که پرندگان را زندانی می‌کنند

 

 

شاهین‌هایی که پرندگان را زندانی می‌کنند :

 

 

فقط انسان‌ها نیستند که پرنده‌ها را اسیر کرده و در قفس نگه می‌دارند. شاهین‌های جزیره موگادور در مراکش هم طعمه‌های زنده خود را حفره‌های سنگی زندانی می‌کنند تا بعدا از آن‌ها تغذیه کنند.
 
 
 
جزیره موگادور در اقیانوس اطلس واقع شده و اکنون خالی از سکنه است اما درگذشته مسکونی بوده و آثار تاریخی شامل یک قلعه، مسجد و زندان در آن قرار دارد که محل لانه‌سازی نوعی پرنده شکاری به نام شاهین النورا شده‌اند. شاهین‌ها با شکار چکاوک، هدهد و دیگر پرندگان مهاجری که به این جزیره می‌آیند گذران زندگی می‌کنند.
 
 
 
در سال ۲۰۱۴ محققان دانشگاه رباط برای سرشماری شاهین‌های جزیره به آنجا رفتند و در نزدیکی لانه شاهین‌ها با صحنه عجیبی روبرو شدند. پرنده‌های کوچکی در حفره‌های سنگی گیر افتاده بودند که شهپرهای بال و پرهای دم آنها کنده شده بود و توانایی پرواز نداشتند.
 
 
 
تنها یک توضیح برای این پدیده وجود داشت: شاهین‌ها این پرنده‌ها را زندانی کرده بودند تا همیشه در اطراف لانه خود برای جوجه‌های گرسنه‌شان گوشت تازه داشته باشند.
 
 
 
ذخیره غذا برای مصرف آینده رفتار عجیبی نیست و در بسیاری از حیوانات دیده می‌شود. این رفتار در شاهین‌های النورا هم دیده شده که وقتی تعداد پرندگان زیاد است تا بیست پرنده را کشته و برای زمان کم‌غذایی ذخیره می‌کنند اما این شیوه فساد تدریجی گوشت را به همراه دارد. ممکن است این غذا بعدا قابل مصرف نباشد یا دست‌کم از کیفیت غذایی آن کاسته می‌شود.
 
 
 
 
 
 
برخی گونه‌های راسو با گاز گرفتن جمجمه طعمه‌های خود آن‌ها را فلج می‌کنند و آن را در لانه نگه می‌دارند. در این حالت جانور اصلا قادر به حرکت نیست و به یک جانور مرده شباهت دارد اما زندانی کردن یک طعمه کاملا زنده یک رفتار واقعا منحصر بفرد است. تئودور استانکویچ از دانشگاه لانگ‌بیچ کالیفرنیا می‌گوید هیچوقت رفتاری شبیه به این را از هیچ مهره‌داری (البته به جز انسان) نشنیده است. شاید این یک نوآوری باشد که در بین جمعیت پرندگان جزیره رایج شده است.»
 
 
مایکل ویلکر از دانشگاه ویلکز پنسیلوانیا هم می‌گوید: «اگر شرایط این جزیره را در نظر بگیریم – طعمه‌ها در مقاطعی فراوان و زمانی کمیاب هستند و محل مناسب برای ذخیره کردن طعمه وجود دارد – تکامل یافتن چنین رفتاری معقول است»
 
 
 
با این حال هنوز باید در نتیجه‌گیری محتاط بود. با توجه به تعداد کم پرنده‌های زندانی مشاهده شده و اینکه شاهین‌ها در حال این کار دیده نشد‌اند هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که این کار توسط شاهین‌ها انجام شده است. راب سیمونز از دانشگاه کیپ تاون همین تردید را مطرح کرده و می‌گوید:‌ «من فکر نمی‌کنم شاهین آنقدر توانایی شناختی داشته باشد که به چنین شیوه‌ای شکار خود را ذخیره کند. به نظر من این پرنده‌ها در حال فرار از دست شاهین بوده‌اند و برای فرار به داخل این حفره‌ها رفته‌اند. آن‌ها در درگیری با شاهین صدمه دیده‌اند و همین صدمه باعث شده تا نتوانند از این حفره‌ها خارج شوند.»
 
 
 
اما شاهین‌ها بعد از گیر افتادن این پرنده‌ها می‌توانستند آنها را با چنگال‌های خود بیرون بیاورند. پس اگر هم فرضیه دکتر سیمونز صحیح باشد باید اینگونه نتیجه بگیریم که شاهین‌ها بعد از مشاهده زندانی شدن پرنده به این نتیجه رسیده‌اند که بهتر است آن را برای مصرف آینده نگه دارند و به سراغ شکار پرنده دیگری بروند.
 
 
منبع :
 
 
علمنا
 
 
 

نقش سدها در خسارات سیلاب‌های اخیر برای کلاه سدسازی نمد تازه نبافید

 

پاسخ کارشناسان به ادعای نجات بخشی سدها در سیلاب

 

نقش سدها درخسارات سیلاب‌های اخیربرای کلاه سدسازی نمد تازه نبافید :

 

 

زیست بوم : سدسازان می‌گویند سدها در سیلاب اخیر جان مردم را نجات دادند اما منتقدان می‌گویند با مدیریت درست آب، اصلا نباید چنین سیلابی ویرانگر می‌شد و طبیعت به زودی با ریزگردها انتقام خود را خواهد گرفت.
 
 
 
 مدافعان سدسازی پس از قوع سیلاب‌های اخیر بارها از نقش حیاتی سدها در کاهش خسارات ناشی از سیلاب‌ها سخن گفتند و این سازه‌های بزرگ و میلیاردی را ناجی ساکنان پایین دست لقب نهادند. با این حال بسیاری از کارشناسان حوزه اقلیم و محیط زیست نظر دیگری دارند. آنها معتقدند که سیلاب‌ها می‌توانستند جانبخش طبیعت تشنه پایین‌دست باشند و سدها مانع نوزایاییِ (توانایی بارورسازی مجدد) صدهاهزار اراضی خشکیده با سیلاب و آبرفت های جانبخش شدند. به اعتقاد این کارشناسان طبیعت در ماه های آتی بار دیگر با ریزگردها انتقام خود را خواهد گرفت.
 
 
 
محمد درویش در گفتگو با خبرنگار مهر در این باره می‌گوید: هیچ جای دنیا سد نمی‌سازند برای این که سیلاب را کنترل کنند. هزینه‌های میلیاردی که برای احداث سد می‌شود به خاطر این نیست که سازه‌هایی بسازیم که باعث شود تا سیلی خسارت‌بار در پایین دست اتفاق نیفتد.
 
 
 
مدیرکل دفتر مشارکت های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که برای جلوگیری از سیلاب باید فعالیت‌های اصولی انجام دهیم برخی از این فعالیت‌ها را بر شمرد و گفت: برای این که جلوی سیل را بگیریم باید اولا پوشش گیاهی در بالادست را تثبیت کنیم، تعادل دام و مرتع را برقرار کنیم، فعالیتهای معدنی بی‌ضابطه را سامان دهیم و اجازه تغییر کاربری اراضی در بالادست حوزه‌های آبریز ندهیم تا به این ترتیب ضریب هرزآب و نرخ فرسایش خاک را تشدید نکنیم.
 
 
 
وی افزود: دومین کار این است که باید به بستر آبرفتی رودخانه‌ها احترام بگذاریم و در حریم بستر آبرفتی سیلابی رودخانه‌ها ساخت و سازی انجام نشود تا در مواقع سیلابی، سیل بتواند به راحتی جریان پیدا کند. به خصوص در مناطقی مثل کشور ما که خشک و نیمه خشک محسوب می‌شود و احتمال رخداد بارندگی‌های شدید خیلی زیاد است باید به این دو موضوع خیلی بیش از حد توجه بکنیم.
 
 
 
سیلاب‌ها می‌توانستند نعمت باشند
 
 
درویش تصریح کرد: اگر این دو موضوع را رعایت کنیم، سیل‌ها نه تنها خسارتی به بار نمی‌آورند بلکه می‌توانند نعمت هم باشند زیرا این سیل‌ها هستند که مواد غذایی را به تدریج می‌شویند و با خود به دشت‌ها و جلگه‌های حاصلخیز کشور می‌آورند و این باعث قدرت و قوت کشاورزی ما و افزایش حاصلخیزی جلگه‌های حاصلخیز ما از جمله جلگه خوزستان، جلگه میناب، جلگه شهریار، جلگه فامنین همدان، جلگه ورزنه در تالاب گاوخونی و همین طور دشت جیرفت در استان کرمان و کامفیروز در استان فارس و بسیاری از مناطق دیگر کشور ما می‌شود.
 
 
 
 
 
 
عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع تاکید کرد: این که این‌ دشت‌ها از قدیم به عنوان قطب کشاورزی مطرح شده‌اند به خاطر این بوده که جریان‌های سیلابی مثل رودخانه هلیل رود در کرمان یا جریان‌های سیلابی رودخانه هیرمند در سیستان و همچنین جریان‌های سیلابی رودخانه‌های کرخه و کارون در دشت خوزستان حرکت می‌کردند و این جلگه‌ها را سیراب می‌کردند و این‌ها می‌توانستند قطب کشاورزی ما باشند در حالی که ما با ساختن سدها جلوی این جریان‌های مغذی را گرفته‌ایم. آب زلال اندکی که از سدها خارج می‌شود باعث شده که دیگر دشت‌های حاصلخیز کشاورزی ما نتواند حاصلخیزی خودش را جبران کند و ما مجبور به استفاده از کودهای شیمیایی هستیم که خود این مساله عوارض جبران ناپذیری را در تولید محصولات ارگانیک و بیماری‌هایی که به وجود آمده به کار آمده است.
 
 
 
ویرانگر شدن سیل‌ها نتیجه نابخردی مدیریتی است
 
 
درویش در پاسخ به ادعای مدافعان سدسازی که «اگر سدها نبود خوزستان یا لرستان زیر آب می‌رفت»، تصریح می‌کند: اگر این اتفاق افتاده است و این سیل‌ها ویرانگر می‌شود به دلیل نابخردی مدیریتی ما بوده است. چرا باید میلیاردها تومان برای ساخت سدی هزینه کنیم و بعد سدی که باید دست‌کم ۵۰ تا صد سال عمر مفیدش باشد به دلیل رسوبی که پشتش جمع می‌شود با یک هرزآب پر شود و نابود شود و حتی نتواند در تولید برق موثر باشد. این کار خیلی غلطی است و نباید دوستان از این مسئله به عنوان امتیاز سدسازی یاد بکنند.
 
 
 
مدیرکل دفتر مشارکت های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست هشدار می‌دهد: دوباره اجازه ندهیم تا شرکت‌هایی که سود خود را در ساختن سدها یا طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای بیشتر می‌بینند، مجدداً مجال یابند تا از رخداد سیل‌های اخیر در لرستان و خوزستان آن هم با دبی هشت تا 9 هزار متر مکعب در ثانیه که به مراتب کمتر از سیل اسفندماه 1383 در کارون است، برای کلاه سدسازی، نمدی تازه ببافند و اندوخته‌های خالی صندوق ارزی کشور را خالی‌تر کنند.
 
 
 
 
 
 
درویش تصریح می‌کند: مدیران ارشد سازمان متولی آب کشور به کمینه ملاحظات محیط زیستی در مانیفست وزارت متبوع خود هم اعتقادی ندارند وگرنه چگونه ممکن است رسیدن آب به خلیج فارس یا تالاب‌ها و چالاب‌های داخلی را «هدررفت آب» نامیده و آشکارا بدون هیچ نگرانی و دغدغه‌ای اعلام کنند: سیاست دستگاه متبوع آنها این است که تا آخرین قطره آب موجود در رودخانه‌ها‌ی وطن را مهار کرده و اجازه ندهند تا هیچ رودخانه‌ای در فلات ایران به پایاب خود برسد!
 
 
 
وی تاکید می‌کند: هرگز نباید بپنداریم مشکل سیل‌های ویرانگر با ساختن سدهای بیشتر حل خواهد شد، برای تبدیل دوباره بلای سیل به یک موهبت، باید به قوانین طبیعی در چیدمان توسعه کشور گردن نهاده و بر خلاف توان بوم‌شناختی کشور، نسخه‌های توسعه را نپیچیم.
 
 
 
درویش در پایان اعلام می‌کند: ثمره سدسازی افراطی تا این لحظه کاهش ذخیره تنوع زیستی در رودخانه‌ها و آبگیرهای بزرگ در شمال و جنوب کشور بوده و نتیجه آن نیز افزایش چشمه‌های تولید گرد و خاک بوده است.
 
 
 
از همین روست که برخی کارشناسان هشدار داده‌اند که اگر سدها سیلاب‌های اخیر را مهار کردند اکنون باید چشم به راه‌ ماه‌های پیش رو بود تا طبیعت بار دیگر با ریزگردها انتقام مدیریت نادرست آب کشور را از ساکنان بی‌پناه سرزمین آب و آفتاب بگیرد.
 
 
نویسنده :
 
 
مسعود بربر
 
 
 
منبع :
 
 
زیست بوم بر گرفته شده از خبرگزاری مهر
 
 
 

 

سطح دریا ها " خیلی سریعتر از انتظار " بالا خواهند امد

 

 

سطح دریا ها " خیلی سریعتر از انتظار " بالا خواهند امد :

 

 

زیست بوم : تحقیقی جدید، عامل سقوط صفحه یخی قطب جنوب را در نظر گرفته و با توجه به آن اعلام داشته است که اگر میزان انتشار گاز های گلخانه ای کاهش نیابد، سطح دریا تا سال ۲۱۰۰ ممکن است تا ۲ متر افزایش یابد.
 
 
 
مطابق تحقیقی جدید که نشان می دهد کلاهک یخی قطب جنوب ناپایدارتر از آن است که قبلا فکر می کردند، سطح دریاها ممکن است بسیار سریع تر از انتظار در دهه های پیش رو، بالا روند.
 
 
 
کارشناسان علوم اقلیم سازمان ملل، پیش بینی کرده بود ارتفاع سطح دریاها در این قرن تا یک متر افزایش یابد. اما هیچ گونه سهم تاثرگذاری را برای قطب جنوب در نظر نگرفته بود. جایی که  توقع می رفت افزایش بارش برف در آن، صفحات یخی را در تعادل نگه دارد.
 
 
 
مطابق یک تحقیق منتشر شده در مجله نیچِر، اگر انتشار گازهای گلخانه ای کاهش نیابند انتظار می رود سقوط صفحات های یخی قطب جنوب، دریاها را تا سال ۲۱۰۰ به ۲ متر افزایش در سطح برسانند.
 
 
 
 
 
 
تا به حال، تنها آب شدن غیرفعال و تدریجی یخ های قطبی به دلیل آب و هوای گرم تر، مدنظر بود. اما کارهای انجام شده اخیر، فرآیند های فعالی چون فروپاشی صخره های عظیم یخی را نیز در نظر گرفته است.
 
 
 
به سخن سرپرست تحقیق، پروفسور Robert Deconto از دانشگاه Massachusetts Amherst، "این دو برابر شدن می تواند برای بسیاری از شهرهای کم ارتفاع، به معنای فاجعه باشد."  وی گفت اگر جلوی گرمایش جهانی گرفته نشود، نرخ بالا آمدن سطح دریاها از چند میلی متر در سال به چند سانتی متر در سال افزایش خواهد داشت. "در آن زمان، دیگر بحث سر مهندسی دفاع نخواهد بود، بلکه موضوع عقب نشینی پیش خواهد آمد."
 
 
 
در کنار بالا آمدن آب دریاها، تغییر اقلیم نیز سبب قوی تر شدن طوفان هاست که ترکیب مخربی برای شهر های کم ارتفاعی مانند نیویورک، ممبیی و گوانگژو می باشد. بسیاری از شهرهای ساحلی با رشد جمعیت به سرعت بزرگ تر می شوند و تفاسیری که توسط بانک جهانی و تیم OECD انجام شده نشان از این دارد که اگر اقدامی صورت نگیرد، تا سال ۲۰۵۰ خسارت وارده از سیل جهانی، سالانه تا یک تریلیون دلار برآورد می شود.
 
 
 
 
 
 
Deconto اظهار داشته "خبر بد این است که ما در وضعیت شدید، یعنی ادامه انتشارات در بالا ترین سطح، مشارکت بسیار بسیار بالای قطب جنوب در بالا آمدن سطح دریا ها را (تا سال 2100) پیش بینی می کنیم." اما او نیز گفت که اگر میزان انتشارات به سرعت به صفر برسد، افزایش سطح دریا ها بر اثر آب شدن یخ های قطب جنوب به مقدار تقریبا ناچیزی خواهد رسید.
 
 
 
فرآیند های فعال فیزیکی، راه های شناخته شده ای در فروپاشی ورقه های یخی هستند اما در مدل های ۳ بعدی پیچیده در نظر گرفته نشده اند. این فرآیند ها آبی را شامل می شوند که از ذوب شدن یخ های سطحی به درون شکاف های ورقه ها جریان یافته و آن ها را بیش از پیش عریض تر می کنند. به گفته Deconto " آب ذوب شده می تواند اثر بسیار مخربی داشته باشد."" حمله ای است به ورقه یخی که هم از بالای یخ وارد می شود و هم از پایین آن."
 
 
 
مدل های جدید، از دست رفتن یخ های فلات قاره ای شناور را از سواحل قطب جنوب نیز در نظر گرفته اند. یخ های فلات قاره ای در حال حاضر، یخ ها را در زمین نگه می دارند. فروپاشی آن ها نیز می تواند صخره های یخی تا ارتفاع ۱۰۰۰ متر را درون دریا رها کند که آن ها نیز در مرحله بعدی زیر فشار وزن خود سقوط کرده، سطح دریاها را بالا تر می برند.
 
 
 
دماهای ثبت شده اخیر حیرت آور بوده و در روز دوشنبه هفته قبل اعلام شد که کلاهک یخی قطب از آغاز ثبت رکورد ها در سال ۱۹۷۹، به کوچک ترین اندازه زمستانی خود رسیده است. البته ذوب شدن این یخِ از قبل شناور، سطح دریا ها را بالا نمی برد.
 
 
 
شواهد حاکی از آن است که خطر گرمایش زمین بسیار جدی است، اما در آخر، اقدامات گونه بشر است که باید اصلاح یافته و تا زمان برای جبران باقی است، در جهت سلامت آینده به کار گرفته شوند.
 
 
مترجم :
 
 
ناعمه اعلایی مترجم سایت زیست بوم
 
 
منبع :
 
 
زیست بوم بر گرفته شده از گاردین