گونه مهاجم (invasive species)
گونه مهاجم (invasive species) :
گونه مهاجم گیاه یا حیوانی است که بومی منطقه خاصی نیست و لذا به آن وارد شده و تمایل به گسترش در آن دارد و اغلب به محیط، اقتصاد و حتی سلامت انسانها لطمه میزند. محققین از عبارات مختلفی چون گونه مهاجم، گونه واردشده، گونه غیربومی و ... برای بیان این پدیده استفاده میکنند. گونه واردشده اساساً توسط انسان و بشیوه اتفاقی یا عمدی منتقل میگردد و لزوماً خسارت نمیزند ولی گونههایی که اثر بد بر اکوسیستم جدید دارند گونه مهاجم نامیده میشوند. اتحادیه بینالمللی حفظ محیط (IUCN )، گونه مهاجم را به نام گونه مهاجم خارجی (invasive exotics ) و اتحادیه اروپا آن را گونه مهاجم غریبه (Invasive Alien Species ) مینامند.
عامل خسارت
عوامل «متکی به گونه» و «متکی به اکوسیستم» و ترکیبی از این دو باعث تهاجم گونه تازهوارد در محیط جدید میشود. همه گونهها برای بقای خود رقابت میکنند ولی گونه مهاجم دارای صفات یا ترکیبی از صفات است که باعث میشود بر گونههای بومی غلبه یابد. گاه رقابت بصورت سرعت رشد و تولید مثل است و گاه تعامل با یکدیگر. این صفات لزوماً بعنوان شاخصی برای تعیین مهاجم بودن گونه نیستند بطوری که فقط 86 درصد گونههای مهاجم را میتوان از روی این صفات شناسایی کرد. مهمترین صفات مشترک گونههای مهاجم عبارتند از:
الف- رشد سریع
ب- تولید مثل سریع
پ- توانایی توزیع و پراکنش سریع
ت- انعطافپذیری فنوتیپی بطوری که قادر است برای وفق دادن خود با شرایط موجود، رشدش را تغییر دهد.
ث- تحمل نسبت به محدوده وسیعی از شرایط محیطی (دارای صلاحیت اکولوژیکی بالا)
ج- توانایی زندگی روی طیف وسیعی از مواد غذایی باین معنی که عامخار (generalist ) است.
چ- در کنار انسان به حیات و رشد خود ادامه میدهد.
ح- در پیشینه خود تهاجمهای موفق دارد.
گونههای تازهوارد قبل از شروع تهاجم در محل جدید، لازم است در جمعیت پایین به بقای خود ادامه دهند. در جمعیتهای پایین، تولید مثل و حفظ خود در محیط جدید برای آنها مشکل است بنابرین باید به موقعیتی برسند که تعداد آنها چند برابر زمان استقرارشان در محیط جدید شود. گونه تازهوارد اگر در برابر گونههای بومی بر سر غذا، نور، مکان فیزیکی و آب رقابت کرده و آنها را شکست دهد، به گونه مهاجم تبدیل میشود. در صورتی که این گونه زیر فشار رقابت یا شکار شدید باشد، محیط جدید تعداد کمتری از رقیبها را تحمل کرده و به مهاجم امکان آن را میدهد که بسرعت تکثیر شود. اکوسیستمهایی را که در آن گیاهان بومی در حداکثر ظرفیت مورد استفاده قرار میگیرند را میتوان بصورت سیستمهای «با جمع صفر» نام داد زیرا هر سودی که گونه تازهوارد ببرد بمعنی یک ضرر برای گونه بومی است. بهر حال این برتری رقابتی یکجانبه (و انقراض گونههای بومی در نتیجه افزایش گونه مهاجم) یک قانون عام نیست. گونههای مهاجم اغلب بمدت طولانی کنار گونه بومی میمانند و بتدریج توان رقابت خود را نشان میدهند و از نظر تعداد افزایش مییابند و متراکمتر میشوند و با محیط جدید سازگار میشوند.

گونه مهاجم باید توان استفاده از منابعی را داشته باشد که قبلاً برای گونههای بومی غیر قابل استفاده است و در مورد گونههای گیاهی باید توانایی زندگی در خاکهای غیر مسکون را داشته باشند. گیاه ریشبزی در کالیفرنیا ابتدا روی خاکهای با ظرفیت نگهداری آب اندک، مواد مغذی پایین و نسبت منیزیم به کلسیم بالا و نیز فلزات سنگین مستقر شد و توده نسبتاً محکمی تشکیل داد و بتدریج گونههای بومی را کنار زد.
تسهیل اکولوژیکی زمانی است که یک گونه، محیط را از طریق مواد شیمیایی و یا عوامل زیستی تغییر میدهد و گونههای موجود در آن را کنترل میکند و محیط را به ضرر گیاه رقیب پیش میبرد. آللوپاتی یکی از این شرایط تسهیلکننده است که بصورت شیمیایی رخ میدهد و گیاه مواد شیمیایی ترشح و محیط را برای سایر گونهها غیر قابل زیست میکند. علف هرزی بنام گل کندم (سنتورآ) در ایالات و سواحل غربی ایالات متحده گسترش یافت زیرا مادهای بنام «8 هیدروکسیکینولین» از ریشه آن ترشح میگردید که اثر منفی بر سایر گیاهان داشت .
در اکوسیستم، مقدار منابع موجود و کیفیت استفاده از منابع توسط موجودات بر گونههای تازه وارد اثر میگذارند. در اکوسیستمهای پایدار، استفاده از منابع موجود بحالت تعادل قرار دارد. مکانیسمهایی که موجب بهم خوردن این وضعیت شود منجر به تقویت گونههای مهاجم میشوند.

تهاجم بیشتر در اکوسیستمهایی رخ میدهد که شبیه محل زندگی گونه مهاجم است. اکوسیستمهای جزیرهای بیشتر مستعد تهاجم هستند زیرا گونههای آن با رقیبها و شکارچیان اندکی مواجه بوده و فاصله آنها از گونههای ایجادکننده کلنی باعث میشود بهتر بتوانند نیچهای باز داشته باشند. نمونه این پدیده از بین رفتن پرندگان بومی در گوام توسط مار قهوهای مهاجم است. بر عکس چه بسا اکوسیستم در معرض تهاجم فاقد رقبای طبیعی و شکارچیانی باشد که رشد مهاجمین را در اکوسیستم بومی خود چک میکنند. گاه اکوسیستمهای در معرض تهاجم در معرض بهم خوردگی ناشی از دخالت انسان هستند. این بهم خوردگی اوضاع به گونههای مهاجم فرصت میدهد تا خود را با رقابت کمتری مستقر سازند.
ناقلها
گونههای غیر بومی اغلب ناقل هستند ولی اغلب تهاجمها توسط فعالیت انسانی شکل میگیرد. انسان نیز در گسترش حوزه حضور گونهها نقش بازی میکند و نقش آن بمراتب گستردهتر از عوامل طبیعی است و آنها را به فواصل طولانیتری منتقل میسازند .انسان ماقبل تاریخ موش را به پلینزی برد. گیاهان و بذرها و تجارت حیوانات خانگی موجب انتقال گونهها از مرزها میشود. کشتیها محل حمل گونهها توسط انسان میباشند و هر ساله حجم قابل توجهی از موجودات بویژه گونههای دریایی به این شیوه انتقال مییابند. گاه انسان بصورت عمدی گونهها را انتقال میدهد. یکی از جریانهای برجسته آن انتقال گونههای مختلف حیوانی از اروپا به آمریکا در جریان کشف و استقرار اروپاییان در قاره جدید آمریکا است. در سال 2008 جعبه محتوی دهها سوسک زنده در یک پست مرزی در ایالات متحده کشف شد که از تایوان به آمریکا وارد میگردید. سوسک کرگدنی، سوسک هرگولس و کینگ استگ بومی آمریکا نیستد و لذا ورود آنها به کشور تهدید محسوب میگردید. بهمین دلیل هر گونه نقل و انتقال موجودات زنده از مرزهای کشوری به داخل مستلزم مجوز کتبی است. گاه اقتصاد نقش مهمی در ورود گونههای غیر بومی دارد. مثلاً تقاضای بالا برای نوعی خرچنگ چینی دلیل مناسبی برای رهاسازی عمدی آن در آبهای کشورهای دیگر بوده است.
اسکان و پاکسازی زمینها توسط بشر فشار زیادی بر گونههای بومی میآورد. بهمریختگی سکونتگاهها آنها را مستعد ورود گونههای مهاجم میکند که بر اکوسیستم منطقه اثر بدی خواهند داشت. ورود متوالی گونههای غیربومی به یک منطقه اثرات تعاملی بدتری دارد. ورود دومین گونه باعث شکوفایی گونه مهاجم اول میشود.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
سلام به این وبلاگ خوش امدید