مرده نمایی
مرده نمایی :
مردهنمایی یا خود را به مرگ زدن رفتاری است که در آن موجود زنده ظاهر حیوان مرده را به خود میگیرد. این شیوه اغواگری حیوانات یک استراتژی انطباقی است و در طیف وسیعی از حیوانات دیده میشود و از آن هم به عنوان یک مکانیسم دفاعی و هم شکلی از گرتهگری تهاجمی بکار میرود. بهترین نمونه رفتار مردهنمایی دفاعی در صاریغ دیده میشود. کوسه، عنکبوت پرستار، مورچه آتشی، سوسک سلافید، روباه، ماهی سیکلید، مار دماغخوکی، سوسک آبی و مرغ کیلدیر نیز این رفتار را با اهداف متفاوتی نشان میدهند.

بیتحرکی کنشی
عبارات مختلفی چون «مردهنمایی» (Feigning death)، «بیتحرکی کنشی» (Tonic immobility)، «تاناتوزیس» (Thanatosis) و امثال آن برای بیان این رفتار در حیوانات بکار برده شده است. این رفتار در انسان را «هیپنوز حیوانی» مینامند.
بیتحرکی کنشی رفتاری است که در آن برخی حیوانات بطور موقت فلج میشوند و در برابر محرک خارجی عکسالعمل نشان نمیدهند. اغلب این رفتار در پاسخ به یک تهدید جدی مثل شکار شدن توسط شکارچی رخ میدهد، گرچه در کوسهها این رفتار با جفتگیری آنها ارتباط دارد زیرا گاز گرفته شدن جنس ماده توسط نر، آن را از حرکت وا میدارد و آمیزش را آسان میسازد.
در کوسهها. برخی کوسهها مثل کوسه سگماهی، کوسه لمون و کوسه ریف وقتی را اگر به پشت بر گردانیم و با دست بکشیم، از حرکت باز میمانند. در کوسه ببری وقتی به آهستگی دو طرف پوزه حیوان و اطراف چشمها را دست بکشیم، حیوان بیحرکت میشود. در دوره بیحرکتی کوسه، بالههای پشتی سیخ میشوند و انقباضات تنفسی و عضلانی استوار و رلاکس میگردند. این حالت حدود 15 دقیقه دوام میآورد. دانشمندان از این عکسالعمل برای مطالعه رفتار کوسهها استفاده میکنند. مواد دفعکننده شیمیایی برای بررسی اثربخشی آنها و نیز مواردی از قبیل دوز مناسب، انقباضات و زمان بازیابی بررسی شده است. بیحرکتی را میتوان به عنوان شکلی از بیهوشی ملایم در دستورزی آزمایشی کوسهها مورد بهرهبرداری قرار داد. چه بسا بیحرکتی تجربه تنشآوری برای کوسهها باشد. اندازهگیری مواد شیمیایی خون کوسههای بیحرکت نشان میدهد که این عمل واقعاً تنش به آنها وارد میکند و کارایی تنفسی آنها را کاهش میدهد.
گفته میشود کوسهها یک سری مکانیسمهای جبرانی برای افزایش تنفس و کاهش استرس خود دارند.
در ماهیهای استخوانی. ماهی قرمز، قزلآلا، رود، ماهی بهشتی و... وقتی به پشت گرفته و مهار شوند حالت شل و ولی پیدا میکنند. ماهی اسکار وقتی در معرض تنش قرار میگیرد (مثلاً وقتی آکواریوم آنها تمیز می شود) وارد شوک میشوند. آنها در این وضعیت به یک طرف میافتند، حرکت بالههای خود را متوقف میسازند و آهسته و عمیق نفس میکشند و رنگ خود را از دست میدهند.
در پستانداران دریایی. در سال 1997 در اطراف جزایر فارالون در اطراف سواحل کالیفرنیا نهنگ قاتل (ارکا) مادهای موجب بیتحرکی یک کوسه سفید بزرگ شد. نهنگ قاتل کوسه را واژگون کرد تا آن را از تحرک بیاندازد. نهنگ حدود 15 دقیقه کوسه را در همین حالت نگه داشت تا در اثر خفگی بمیرد. برای اولین بار بود که شکار یک کوسه سفید بزرگ در شرایط وحش توسط گونهای به جز انسان انجام میشد. در یک مورد دیگر نهنگ قاتل موجب بیتحرکی سفرهماهی در نیوزیلند شد. نهنگ قاتل قبل از حمله خود را معکوس کرده و سفرهماهیها را در دهان خود به دام انداخت و بلافاصله خود را راست کرد. این کار باعث واژگون شدن سفره ماهی میشود و در نتیجه آن را از حرکت میاندازد و ماهی درمانده خوراک آسانی برای نهنگ میشود.
در خزندگان. بیتحرکی را میتوان از طریق ترکیبی از معکوس کردن، گرفتن و فشار ملایم در «مارمولک ایگوانا» ایجاد کرد. در دوره بیتحرکی تغییرات قابل توجهی در تنفس آنها رخ میدهد از جمله سرعت تنفس آنها کاهش مییابد و ریتم آن پراکندهتر میشود و عمق تنفسی آنها نامنظم میگردد. دورههای طولانی بیتحرکی ظاهراً منطبق با فرضیه ترس نیست و ظاهراً نتیجه یک دوره فشار کورتیکال ناشی از افزایش فعالیت ساقه مغز است. بیتحرکی را میتوان در مارمولک «آنول کارولینا» نیز ایجاد کرد. شدت و خصوصیات بیتحرکی در آنها تابع طول دوره و شرایط اسارت آنها میباشد.
در خرگوش. در خرگوش، عکسالعملهای فیزیولوژیک و رفتاری منجر به بیتحرکی نشانهای از حالت استرس ناشی از ترس است. بیتحرکی خرگوش، آخرین کوشش برای فرار از دست شکارچی است. یک مطالعه سال 2006 نشان داد که خرگوشها وقتی در حال بیتحرکی قرار میگیرند علایم شبیه تنش همچون افزایش ضربان قلب و افزایش سرعت تنفس از خود بروز میدهند. این نشان میدهد که بیحرکت کردن خرگوشها برای افزایش ارتباط بین خرگوش و صاحبان آنها (که خرگوش را به پشت میگیرند و فکر میکنند خرگوش از آن لذت میبرد) کاری غلط و در واقع منبع تنش برای خرگوش است. البته اگر بخواهند عملیات دامپزشکی روی خرگوش انجام دهند بیتحرکی بهتر از بیهوشی است.
در انسان. بیحرکتی در انسان را اغلب در افرادی مشاهده میکنیم که دچار آسیب و از جمله تجاوز جنسی شدهاند. گرچه منجمد شدن و از حرکت باز ایستادن در پاسخ به شرایط تهدیدکننده حیات را به خوبی میشناسیم، ولی عکسالعمل فریز شدن در قربانیان تجاوز را که اغلب نشانه رضایت منفعل آنها میشناسند، ناشی از ترس و تجاوز به آنها است و لذا فرضیه راضی بودن آنها کاملاً غلط است. مردهنمایی انسان را «هیپنوز حیوانی» مینامند. تحقیقات مربوط به چنین رفتاری در انسان به سال 1646 و گزارش «آتاناسیوس کیرچر» بر میگردد. در پرندگان. وقتی شکارچی به سمت لانه پر از جوجه پرندهای بنام کیلدیر (Killdeer) میرود، او بجای مردن خود را مجروح نشان میدهد. پرنده به محض دیدن شکارچی از لانه خود فاصله میگیرد در حالی که خود را به زار و زمین میزند و وانمود میکند زخمی است. شکارچی که گمان میبرد با شکار آسانی روبرو شده به سمت آن میرود و به اندازه کافی از لانه دور میشود. پرنده با نزدیک شدن شکارچی پرواز میکند و با این رفتار جوجههایش را نجات میدهد.
به عنوان ابزار علمی
بیحرکتی را یک عکسالعمل ناشی از ترس میدانند که توسط محدودیت فیزیکی ایجاد شده و نشانه آن کاهش عکسالعمل فرد در برابر محرکهای خارجی است. از سال 1970 به این سو از بیتحرکی به عنوان اقدامی برای ارزیابی آسایش حیوانات بخصوص مرغها استفاده میشود. منطق آزمونهای بیتحرکی کنشی آن است که آزمایشگر یک شکارچی را تحریک کرده و یک عکسالعمل ضدشکارچی در شکار ایجاد میکند. حیوان شکار در چنین مواردی وانمود میکند مرده است تا بتواند در زمان پرت شدن حواس شکارچی فرار کند. مردهنمایی پرندگان فرصت مناسبی برای فرار آنها ایجاد میکند. بیحرکتی در بلدرچین احتمال گرفتهشدن آنها توسط گربه را کاهش میدهد.
برای ایحاد بیحرکتی لازم است حیوان را مدتی مثلاً 15 ثانیه به آرامی روی یک طرف بدن یا در حالت قفا نگه داریم. این کار را میتوان روی سطح صاف یا روی یک ناودان محدودکننده V یا U شکل انجام داد. در جوندگان این پاسخ را میتوان از طریق نیشگون گرفتن یا بستن یک گیره به پوست قسمت پشت گردن آنها ایجاد کرد. محققین تعداد القائات مورد نیاز (دورههای 15 ثانیهای محدود کردن) برای ساکت ماندن حیوانات، بیتفاوتی در برابر حرکات عمده (اغلب حرکات دوار پا)، زمان اولین حرکت سر یا چشم و دوره بیتحرکی را مورد بررسی قرار میدهند.
آزمایشات بیحرکتی کنشی نشان داده است که مرغهای قفس در مقایسه با مرغهایی که در جایگاههای باز به سر میبرند در حال ترس هستند. مرغهایی که در طبقات بالای قفس باطری چند طبقه نگهداری میشوند در مقایسه با مرغهای طبقات پایینتر ترس بیشتری نشان میدهد و مرغهایی که با دست حمل میشوند در مقایسه با ابزار مکانیکی بیشتر میترسند. همچنین مرغهایی که زمان طولانیتری حمل میشوند بیش از حمل در دورههای کوتاه میترسند. بیتحرکی بعنوان یک ابزار عملی در موش، جربیل، خوکچه هندی، موش بزرگ، خرگوش و خوک مورد استفاده بوده است.
تاناتوزیس
در رفتارشناسی حیوانات، «تاناتوزیس» (Thanatosis) فرایندی است که یک حیوان به منظور منصرف کردن توجه دیگری وانمود میکند مرده است. این عمل به دلایل مختلف انجام میشود مثلاً در فرار شکار از دست شکارچی؛ نری که سعی در جفت شدن با ماده دارد و یا شکارچی که سعی دارد شکار بالقوه را گول بزند و به آن نزدیک شود، از این ترفند استفاده میشود. یک زیستشناس فرانسوی تاناتوزیس را نوعی «خودتقلیدی» (Self-mimesis) یا شکلی از استتار یا گرتهگری میداند که فرد از خود تقلید میکند تا به حالت مرده در آید.
برای دفاع. تاناتوزیس برای اهداف دفاعی با این هدف انجام میشود که تعقیبکننده نسبت به قربانی بیتفاوت و بیپاسخ شود زیرا اغلب شکارچیان شکار زنده را میپسندند. آزمایشات انتخاب مصنوعی در سوسکها نشان داد که صفت طول دوره مردهنمایی تنوع ژنتیکی دارد. سوسکهای انتخاب شده برای دورههای طولانیتر مردهنمایی وقتی با شکارچی روبرو میشدند در برابر دورهای کوتاهتر امتیاز انتخابی داشتند. این نشان میدهد که مردهنمایی در واقع یک عمل مبتنی بر سازگاری است.
مار بینیخوکی در معرض تهدید، به پشت بر میگردد و به نظر میرسد مرده است. همزمان مایع بدبویی از بدن خود خارج میسازد. شکارچیانی مثل گربه در چنین احوالی تمایل به خوردن مار را از دست میدهند زیرا هم ظاهر آنها و هم بوی آنها به مردهها میماند. یک دلیل کاهش علاقه به حیوانات با بوی گندیدگی اجتناب از بیماریهای عفونی است بنابرین مار در این مثال از این واکنش به سود خود بهرهبرداری میکند. وقتی موش برای خوردن مارهای تازه ازتخم درآمده میرود، مارها بصورت غریزی این رفتار را نشان میدهند.
در پستانداران، «صاریغ ویرجینا» (Virginia opossum) بهترین نمونه رفتار مردهنمایی دفاعی را دارد. این حیوان وقتی در معرض تهدید قرار میگیرد فورا خودش را به مرگ میزند و دراز به دراز روی زمین میافتد. این غریزه همیشه در دنیای مدرن برآمد مناسبی ندارد برای مثال صاریغها معمولا به خوردن لاشه حیوانات کشتهشده در جادهها میپردازند و ممکن است از این عکسالعمل در برابر تهدید ایجادشده توسط ترافیک اتوموبیلها سود ببرند ولی خود آنها نیز مثل حیوانات کشتهشده قربانی جاده شوند. مردهنمایی در برخی بیمهرهها مثل زنبور (Nasonia vitripennis) و جیرجیرک (Gryllus bimaculatus) نیز دیده میشود.
برای تولید مثل. در گونهای از عنکبوت (Pisaura mirabilis)، جنس نر اغلب بصورت ماهرانه آیین دادن هدیه را اجرا میکند تا در حین نمایش از خورده شدن خودش توسط جنس ماده جلوگیری به عمل آورد. نرهایی که رفتار مردهنمایی بیشتری به خرج میدهند شانس تولید مثلی و جفت شدن آنها با مادهها بیشتر است.
برای شکار. نوعی ماهی سیکلید (Nimbochromis) بومی دریاچه مالاوی در آفریقای شرقی را «سیکلید خواب» مینامند زیرا رفتار شکار منحصر بفردی دارد. در این ماهی شکارچی بزرگ، مردهنمایی در قالب گرتهگری تهاجمی رخ میدهد. ماهی به یک طرف خود در کف رودخانه دراز میکشد و رنگ لکهداری به خود میدهد. حیوانات مردهخوار به چیزی که شبیه ماهی مرده است نزدیک میشوند تا آن را واکاوی کنند. ماهی تظاهر خود را کنار میگذارد و خودش را دوباره سیخ میگیرد و به سرعت حیوانی را که به فاصله نزدیک آنها رسیده میگیرد. استراتژی مشابهی در سیکلید آفریقایی دریاچه تانگانیکا و نیز «سیکلید جاکتزرد» آمریکای مرکزی دیده میشود.
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
https://en.wikipedia.org/wiki/Apparent_death
سلام به این وبلاگ خوش امدید