تخریب سکونتگاهها
تخریب سکونتگاهها :
تخریب سکونتگاههای طبیعی، توسط انسان و با هدف برداشت منابع طبیعی و در قالب فعالیتهایی از قبیل کشاورزی، معدن، قطع درختان جنگلی، صید ماهی با تور و توسعه اراضی شهری صورت میگیرد و نتیجه آن ترک حیوانات سکونتگاه یا مرگ آنها و در نتیجه کاهش تنوع زیستی است. هماکنون تخریب سکونتگاهها مهمترین دلیل انقراض گونهها در سطح جهان میباشد. در ادامه اثر تخریب سکونتگاهها بر موجودات زنده، وضعیت آن در مناطق جغرافیایی و اکوسیستمها و عوامل انسانی دخیل در این تخریبها و روشهای مقابله با آن اشاره شده است.
«تخریب سکونتگاهها» (Habitat destruction) فرایندی است که در آن سکونتگاههای طبیعی به گونهای تغییر میکنند که دیگر قادر به محافظت و حمایت از گونههای موجود در آن نیستند. در این فرایند، موجودات زنده که تا کنون از محل استفاده میکردند، آن را ترک میکنند و یا از بین میروند و در نتیجه تنوع زیستی کاهش مییابد. تخریب سکونتگاهها از طریق فعالیتهای انسانی عمدتاً با هدف برداشت منابع طبیعی بیشتر برای تولیدات صنعتی و شهرسازی انجام میشود. دلیل اصلی این تخریبها، پاکسازی سکونتگاهها برای فعالیتهای کشاورزی است. علل مهم دیگر تخریب سکونتگاهها شامل فعالیتهای حفر معدن، قطع درختان جنگلی، صید ماهیان با تور و توسعه اراضی شهری است. تخریب سکونتگاهها در حال حاضر مهمترین دلیل انقراض گونهها در سطح جهان میباشد و یک فرایند تغییرات محیطی طبیعی است که در نتیجه «تقطیع» (Fragmentation) زمین، فرایندهای زمینشناسی، تغییرات اقلیمی و یا فعالیتهای بشری از قبیل ورود گونههای مهاجم، تخلیه مواد مغذی اکوسیستمها و دیگر فعالیتهای بشر صورت میگیرد. عبارت «اتلاف» سکونتگاهی (Habitat loss) و «تخریب» سکونتگاهی را میتوان در مفهوم وسیعتری استفاده کرد تا شامل از بین رفتن سکونتگاهها به دلیل عواملی دیگری از قبیل آب و آلودگی صدا و امثال آن نیز بشود.
اثر بر موجودات زنده
به سادهترین عبارت، وقتی یک سکونتگاه نابود میشود، گیاهان، حیوانات و دیگر ارگانیسمهایی که آن سکونتگاه را به اشغال در آوردهاند، «ظرفیت محیطی» کمتری در اختیارشان قرار میگیرد. بنابرین جمعیت آنها کاهش مییابد و انقراض گونهها محتملتر میشود. احتمال بزرگتر تهدید برای موجودات و تنوع زیستی، فرایند از دست رفتن سکونتگاهها است. در یک بررسی در سال 1986 معلوم شد که 82 درصد گونههای پرندگان در معرض خطر اساساً در معرض تهدید ناشی از اتلاف سکونتگاهها هستند. موجودات آندمیک با محدوده زندگی محدود خود بیشتر تحت تأثیر تخریب سکونتگاهی قرار میگیرند زیرا این موجودات در جاهای دیگر وجود ندارند و در نتیجه شانس کمتری برای بازیابی آنها وجود دارد. بسیاری از موجودات آندمیک دارای احتیاجات ویژهای برای بقای خود هستند و این احتیاجات فقط در اکوسیستمهای خاص یافت میشوند. ممکن است انقراض با فاصله طولانی بعد از تخریب سکونتگاهها رخ دهد که آن را پدیده «بدهی انقراضی» (Extinction debt) مینامند.
تخریب سکونتگاهها همچنین محدوده جمعیتهای یک موجود زنده خاص را نیز کاهش میدهد و این موجب کاهش تنوع ژنتیکی آنها و احتمال تولید افراد نابارور میشود بطوری که این افراد احتمال جفت شدن کمتری با موجودات شبیه خود در درون همان جمعیت و یا جمعیتهای دیگر را دارند. یکی از مثالهای مشهور آن اثر «پاندای غولپیکر» چین است که در سراسر این کشور به یکباره متوجه آن شدند. اکنون این پدیده فقط در مناطق تقطیعشده و جداافتاده جنوب غربی کشور و در اثر جنگلزدایی گسترده در قرن بیستم دیده میشود.
جغرافی
«نقاط داغ تنوع زیستی» (Biodiversity hotspots) اساساً به مناطق حارهای گفته میشود که تراکم بالایی از گونههای یا آندمیک را دارند. وقتی تمام نقاط داغ ترکیب شده و کنار هم فرض شوند، بیش از نیمی از گونههای زمینی سیاره ما را شامل میگردند. این نقاط داغ از اتلاف و تخریب سکونتگاهی رنج میبرند. بخش عمده سکونتگاههای طبیعی موجود در جزایر و مناطق با جمعیت بالای انسانی، قبلاً تخریب شدهاند. جزایری که از تخریب شدید سکونتگاهها رنج میبرند شامل نیوزیلند، ماداگاسکار، فیلیپین و ژاپن هستند. آسیای جنوبی و شرقی بویژه چین، هند، مالزی، اندونزی و ژاپن و بسیاری از مناطق آفریقای غربی دارای جمعیت متراکم انسانی هستند که جای چندانی برای سکونتگاههای طبیعی نمیگذارند. مناطق دریایی نزدیک به شهرهای ساحلی شلوغ نیز با تخریب صخرههای مرجانی و دیگر سکونتگاههای دریایی روبرو هستند. این مناطق شامل سواحل شرقی آسیا و آفریقا، سواحل شمالی آمریکای جنوبی و دریای کارائیب و جزایر مربوطه میشوند.
مناطق کشاورزی ناپایدار و دولتهای بیثباتی که دائماً دست به دست میشوند نیز نرخ بالای تخریب سکونتگاهی را تجربه میکنند. آمریکای مرکزی، آفریقای زیرصحرا و مناطق در بردارنده جنگلهای بارانی حارهای آمازون در آمریکای جنوبی مناطق اصلی کشاورزیهای ناپایدار و دولتهای ضعیف هستند. مناطق با فعالیت کشاورزی فشرده نیز تخریب سکونتگاهی بالایی دارند. در آمریکا در بسیاری از بخشهای شرق و غرب میانه، کمتر از 25 درصد نباتات بومی آن باقی ماندهاند. در تمام اروپا فقط 15 درصد از سطح اراضی در اثر فعالیت بشر تغییر نکردهاند.
اکوسیستمها
در بحث تخریب سکونتگاهها در مقیاس کل کره زمین، بویژه جنگلهای بارانی حارهای توجه دانشمندان را جلب میکند. تقریباً از 16 میلیون کیلومتر مربع از جنگلهای پرباران در سراسر جهان، کمتر از 9 میلیون کیلومتر مربع باقی ماندهاند. نرخ تخریب جنگل هم اکنون 160 هزار کیلومتر مربع در سال معادل تقریباً 1 درصد از سکونتگاههای جنگلی اولیه در هر سال میباشد.
دیگر اکوسیستمهای جنگلی نیز به اندازه جنگلهای پرباران مناطق حاره در معرض تخریب قرار دارند. عملیات زراعی و قطع جنگلها حداقل 94 درصد جنگلهای درختان پهنبرگ مناطق معتدله را تحت تأثیر قرار دادهاند. بسیاری از «جنگلهای با رشد قدیمی» بیش از 98 درصد مناطق پیشین خود را در اثر فعالیتهای بشر از دست دادهاند. جنگلهای خزاندار و خشک مناطق حارهای را راحتتر میتوان از بین برد و سوزاند و لذا در مقایسه با جنگلهای حارهای برای کارهای کشاورزی و چرانیدن گاو مناسبتر هستند. در نتیجه کمتر از 0,1 درصد جنگلهای خشک سواحل آرام آمریکای مرکزی و کمتر از 8 درصد جنگلهای ماداگاسکار باقی ماندهاند.
دشت و صحرا کمتر در معرض تخریب قرار دارند. فقط 10 تا 20 درصد مناطق خشک جهان شامل علفزارهای معتدله، ساواناها و بوتهزارها و جنگلهای خزاندار تا حدی تخریب شدهاند. با این وجود در همین 10 تا 20 درصد، بالغ بر 9 میلیون کیلومتر مربع از زمینهای خشک فصلی قرار دارند که انسانها آنها را به بیابان تبدیل نکردهاند. علفزارهای تالگراس در آمریکای شمالی از طرف دیگر کمتر از 3 درصد سکونتگاههای طبیعی آن تبدیل به مزارع نشدهاند. تالابها و مناطق دریایی نیز در معرض تخریب قرار دارند. بیش از 50 درصد تالابها در آمریکا در 200 سال اخیر از بین رفتهاند. بین 60 تا 70 درصد تالابهای اروپایی کاملاً نابود شدهاند. حدود یک پنجم (20 درصد) مناطق ساحلی دریاها توسط انسانها به شدت تغییر کردهاند. یکپنجم صخرههای مرجانی جهان نابود شده و یکپنجم دیگر در اثر صید بیرویه، آلودگی و هجوم گونههای مهاجم به شدت تخریب شدهاند. 90 درصد صخرههای مرجانی فیلیپین از بین رفتهاند و بیش از 35 درصد از اکوسیستمهای حرا در سراسر جهان نابود شدهاند.
عوامل طبیعی
تخریب سکونتگاهها از طریق فرایندهای طبیعی چون فعالیتهای آتشفشانی، آتشسوزیها و تغییرات اقلیمی در رکوردهای فسیلی بخوبی به یادگار گذاشته شدهاند. یک مطالعه جدید نشان میدهد که تقطیع سکونتگاهها در جنگلهای حارهای در اوروآمریکا در 300 میلیون سال پیش منجر به از دست دادن تنوع زیستی دوزیستان شده است ولی همزمان مناطق خشکتر جهان موجب سر بر در آودرن تنوع بالاتر در میان خزندگان شدهاند.
عوامل انسانی
تخریب سکونتگاهها به دست بشر شامل تبدیل اراضی از جنگل و امثال آن به زمینهای زارعی، زمینهای شهری، توسعه زیرساختها و دیگر تغییرات متأثر از فعالیت انسان میباشد. «تجزیه سکونتگاهها»، «تقطیع سکونتگاهها» و «آلودگی» از جنبههای مهم تخریب سکونتگاهها توسط انسان میباشند که لزوماً شامل تخریب سکونتگاهها نمیشوند و منجر به زوال و اضمحلال آنها نیز میگردند. بیابانزایی، جنگلزدایی و تجزیه صخرههای مرجانی انواع تیپیک و خاص تخریب سکونتگاهها برای این گونه مناطق (بترتیب بیابان، جنگل و صخرههای مرجانی) میباشند.
بررسی 152 مطالعه موردی در زمینه اتلاف جنگلهای حارهای برای تعیین الگوها و علل مسببه جنگلزدایی مناطق حارهای نشان داد که تبدیل جنگل به کشاورزی مهمترین روش تغییر کاربری اراضی در فرایند جنگلزدایی مناطق حارهای بودهاند و علل خاص جنگلزدایی مناطق حارهای شامل موارد زیر بودهاند: حمل و نقل 64 درصد، استخراج تجاری چوب 52 درصد، کشت و کار دائمی 48 درصد، چرانیدن گاوها 46 درصد، تغییر کشت (مثل آتش زدن و قلع و قمع) 41 درصد، کشاورزی معاش 40 درصد و استخراج سوخت برای مصارف خانگی 28 درصد. نتیجه دیگر اینکه کشتهای تغییری شامل آتش زدن و قلع و قمع مزارع علت اصلی جنگلزدایی در تمام مناطق جهان نیست در حالی که صنعت حمل و نقل بویژه ساخت جادههای جدید بزرگترین عامل منفرد مسئول جنگلزدایی در سطح جهان میباشند.
انگیزشها
در حالی که فعالیتهای فوقالذکر دلیل فوری و مستقیم تخریب سکونتگاهها میباشند که بطور واقعی منجر به تخریب سکونتگاهها میشوند، این مسئله هنوز معلوم نمیکند که چرا انسان سکونتگاهها را از بین میبرد. نیروهایی که باعث میشوند انسانها سکونتگاهها را از بین ببرند اصطلاحاً «انگیزش تخریب» سکونتگاهها نام دارند که شامل انگیزشهای دموگرافیک، اقتصادی، اجتماعی/سیاسی، علمی/فنی و فرهنگی میباشند.
انگیزشهای دموکرافیک شامل گسترش جمعیت انسانها، نرخ افزایش جمعیت در طول زمان، توزیع مکانی مردم در یک منطقه مشخص (مناطق شهری در برابر روستایی)، نوع اکوسیستم، و کشور و اثرات ترکیبی فقر، سن، برنامهریزی خانوادگی، جنسیت، و سطح تحصیلات مردم در مناطق خاص میباشد. قسمت اعظم رشد نمایی جمعیت انسان در جهان در نقاط داغ تنوع زیستی یا نزدیک آن رخ میدهد. این توضیح میدهد که چرا تراکم جمعیت انسانها بالغ بر 87,9 درصد تنوعات موجود در تعداد گونههای تهدیدشده در 114 کشور مختلف میباشد. این شواهد انکارناپذیری فراهم میکند که انسان بزرگترین نقش را در کاهش تنوع زیستی بازی میکند. افزایش جمعیت انسان و مهاجرت آنها به چنین مناطق غنی از گونههای مختلف نه تنها موجب فوریت کوششهای حفاظتی میشود بلکه با احتمال بیشتری با منافع مردم محلی نیز همراستا است. تراکم جمعیت بالای محلی در این مناطق بطور مستقیم با فقر مردم ارتباط دارد. اغلب آنها فاقد آموزش و برنامهریزی خانوادگی هستند.
نیروهای انگیزشی به ترتیب اولویت آنها عبارتند از: عوامل اقتصادی 81 درصد، عوامل نهادی یا سیاسی 78 درصد، عوامل فنی 70 درصد، عوامل فرهنگی یا اجتماعی/سیاسی 66 درصد و عوامل دموگرافیک 61 درصد. عامل اقتصادی اصلی شامل تجاریسازی و رشد بازار الوار (68 درصد که خود تابع انگیزشهای ناشی از تقاضای ملی و بینالمللی است)، رشد صنعتی شهری (38 درصد)؛ هزینههای پایین زمین، نیروی کار، سوخت و چوب (32 درصد) و افزایش قیمت فراوردهها بویژه برای محصولات نقدی (25 درصد) است. عوامل نهادی و سیاستگذاری شامل سیاستهای رسمی جنگلزدایی برای توسعه زمین 40 درصد، رشد اقتصادی بویژه برای اسکان انسانها و بهبود زیرساختها 34 درصد، یارانهها برای فعالیتهای مبتنی بر زمین 26 درصد، حق مالکیت و عدم ایمنی اجاره زمین 44 درصد و ناکارکردیهای سیاسی از قبیل فساد و بیقانونی و سوء مدیریت 42 درصد بوده است. عامل فنی اساسی شامل کاربرد نامناسب فناوری در صنایع جنگلی 45 درصد است که منجر به عملیات نامناسب قطع درختان جنگلی میشود. در مقوله وسیع عوامل فرهنگی و اجتماعی/سیاسی میتوان به نگرشها و ارزشها 63 درصد، رفتارهای فردی/خانگی 53 درصد، عدم علاقه عموم مردم به محیطهای جنگلی 43 درصد، از دست دادن ارزشهای اساسی 36 درصد و بیعلاقگی و لاقیدی افراد 32 درصد است. عوامل دموگرافی شامل مهاجرتهای درونی و اسکان مردم در مناطق جنگلی با پراکنش جمعیت اندک 38 درصد و تراکم جمعیتی رو به رشد (نتیجه عامل اولی در همان مناطق) به میزان 25 درصد میباشد.
اثر جمعیتهای انسانی
تخریب سکونتگاهها با وسعت تمام، آسیبپذیری مناطق مختلف در برابر فجایع طبیعی مثل سیل، خشکسالی، کاهش رشد محصولات، گسترش بیماریها و آلودگی آب را افزایش میدهد. از طرفی یک اکوسیستم سالم با مدیریت خوب شانس ظهور این گونه حوادث را کاهش میدهد و یا حداقل اثر نامطلوب آن را کم میکند.
زمینهای کشاورزی در نتیجه تخریب دورنماها و اراضی اطراف رنج میبرند. در 50 سال گذشته تخریب سکونتگاههای اطراف زمینهای کشاورزی تقریباً به میزان 40 درصد اراضی کشاورزی سطح جهان را از طریق فرسایش، شوری، فشردگی، تخلیه مواد مغذی، آلودگی و شهرسازی از بین بردهاند. وقتی سکونتگاهها تخریب میشوند انسانها نیز بهرهبرداری مستقیم از این سکونتگاههای طبیعی را نیز از دست میدهند. استفاده زیباشناسانه مثل پرندهنگری، استفادههای تفریحی از قبیل شکار و ماهیگیری و اکوتوریسم، متکی به سکونتگاههای دستنخورده و بکر هستند. بسیاری از مردم برای پیچیدگی دنیای طبیعی ارزش قایلند و تخریب و از دست رفتن سکونتگاههای طبیعی و گونههای حیوانی و گیاهی در جهان آنها را مضطرب میکند.
احتمالاً عمیقترین اثری که تخریب سکونتگاهها بر انسان دارد، از دست دادن «خدمات اکوسیستمی» است. تخریب سکونتگاهها چرخههای نیتروژن، فسفر، گوگرد و کربن را به هم میزند. اینها شدت و فراوانی بارانهای اسیدی، رشد جلبکها و کشتن ماهیها در رودخانهها و اقیانوسهای مختلف جهان را افزایش داده و اثر قابل توجهی بر تغییرات اقلیمی سطح جهان داشتهاند. یکی از خدمات اکوسیستمی که اهمیت و ارزش آن هر روز برجسته میشود، تنظیمات اقلیمی (Climate regulation) است. در یک مقیاس محلی درختها ایجاد بادشکن و سایه میکنند و در مقیاس منطقهای تبخیر و تعرق درختان آب باران را بازچرخ میدهد و بارندگی سالانه را ثابت نگه میدارد و در مقیاس جهانی گیاهان (بویژه جنگلهای حارهای) در سراسر جهان از طریق ترسیب کربندیاکسید در جریان فتوسنتز از تجمع گازهای گلخانهای در جو جلوگیری میکنند.
خدمات اکوسیستمی دیگر که در نتیجه تخریب سکونتگاهها کاهش یافته و یا کاملاً از دست رفتهاند شامل «مدیریت آبخوانها»، «تثبیت نیتروژن»، «کاهش اکسیژن»، «گردهافشانی»، «تیمار پسماندها» (تجزیه و غیرمتمرکزسازی آلایندههای سمی) و «بازچرخ مواد مغذی در پسابها و زهاب کشاورزی» است. از دست رفتن درختها در جنگلهای بارانی به تنهایی یک اثر کاهنده دیگر بر توانایی زمین در تولید اکسیژن و استفاده از دیاکسیدکربن دارد. بموازات افزایش سطح دیاکسیدکربن جو که یکی از عوامل اصلی تغییرات اقلیمی جهان میباشد این خدمات اهمیت بیشتری مییابند.
از دست دادن تنوع زیستی ممکن است بصورت مستقیم بر انسان اثر نگذارد ولی اثرات غیرمستقیم از قبیل کاهش گونههای مختلف و تنوع اکوسیستمها نیز شدید خواهد بود. وقتی تنوع زیستی از دست برود، محیط بسیاری از گونهها را از دست میدهد که ارزشمند هستند و نقش منحصربفردی در اکوسیستم بازی میکنند. محیط و تمام ساکنین آن بر تنوع زیستی تکیه دارند تا خود را در برابر شرایط افراطی محیطی نجات دهند. وقتی تنوع زیستی بالا از دست میرود، حوادث فاجعهباری از قبیل زلزله، سیلاب و آتشفشان موجب میشوند که اکوسیستم از بین برود و در نتیجه انسان از آن متأثر شود. از دست دادن تنوع زیستی همچنین به این معنی است که انسان حیواناتی را نیز از دست میدهد که بعنوان عوامل کنترل بیولوژیکی نقش دارند و یا گیاهانی که میتوانند واریتههای پرمحصولتری ایجاد کنند و داروهایی برای مداوای بیماریهای حاضر و آینده یا سرطان را مداوا کنند و یا واریتههای مقاومی از گونههای کشاورزی که در برابر حشرات مقاوم به آفتکشها یا سویههای بیماریزای قارچها، ویروسها و باکتریها حساس باشند.
اثرات منفی تخریب سکونتگاهها بر جمعیتهای روستایی در مقایسه با جمعیت شهری مستقیمتر اثر میگذارد. در سراسر زمین، افراد فقیر از تخریب سکونتگاههای طبیعی بیشتر زیان میبینند زیرا کاهش سکونتگاههای طبیعی بمعنی کاهش سرانه منابع طبیعی است و کشورهای ثروتمندتر باید پرداخت بیشتری کنند تا بتوانند دریافت سهم سرانه خود از منابع طبیعی را ادامه دهند.
روش دیگر دیدن اثرات منفی تخریب سکونتگاهها توجه به «هزینه فرصت از دست رفته» حفظ یک منطقه بصورت دستنخورده است. به بیان دیگر مردم با از دست دادن یک سکونتگاه چه چیزی را میبازند؟ یک کشور میتواند عرضه غذای خود را از طریق تبدیل جنگلها به کشاورزی افزایش دهد ولی ارزش همان زمین ممکن است اگر بصورت دستنخورده و برای تأمین منابع طبیعی یا خدماتی از قبیل آب تمیز، چوب، اکوتوریسم و یا تنظیم سیلاب و کنترل خشکسالی به کار برده شود ارزش بیشتری داشته باشد.
دورنما
توسعه سریع جمعیت جهان موجب افزایش نیاز به غذا میشود. منطق ساده بر آن است که انسانها بیشتر احتیاج به غذای بیشتر دارند. در واقع بموازات اینکه جمعیت جهان به صورت دراماتیک رشد میکند، لازم است تولیدات کشاورزی در 30 سال آینده حداقل به میزان 50 درصد افزایش یابد. در گذشته، با افزایش جمعیت و افزایش تقاضا برای غذا دائماً به زمینهای جدید دستبرد زده میشد. این روش دیگر وجود ندارد زیرا تقریباً 98 درصد زمینهای مناسب برای کار کشاورزی هماکنون در حال استفاده میباشند.
بحران غذای قریبالوقوع جهانی یک منبع اصلی تخریب سکونتگاهها میباشد. کشاورزها دیگر از زمین ثابت خود غذای بیشتری نمیتوانند بدست آورند بنابرین کود بیشتری مصرف میکنند و توجه چندانی به موضوعات زیستمحیطی ندارند تا نیاز بازار را فراهم نمایند. افراد دیگر به دنبال زمینهای جدید برای کشت هستند و یا دیگر کاربریهای زمین را به زمین زراعی تبدیل میکنند. تولید فشرده کشاورزی به قیمت تخریب محیط و ساکنان آن توسعه مییابد. گونههای جانوران و گیاهان بصورت مستقیم و در نتیجه تخریب زیستگاهها از زیستگاه طبیعی خود رانده میشوند و یا بصورت غیرمستقیم در نتیجه تقطیع، تخریب یا آلودگی زیستگاهها از بین میروند. هر گونه کوشش در جهت محافظت از زیستگاههای طبیعی باقیمانده زمین و تنوع زیستی آن بصورت مستقیم با نیاز رو به رشد بشر برای منابع طبیعی بویژه بصورت زمین کشاورزی جدید به رقابت بر میخیزد.
راه حلها
در اغلب موارد جنگلزدایی مناطق حارهای، سه یا چهار عامل مسببه به دو یا سه علت تقریبی تنزل مییابند باین معنی که یک سیاست سراسری برای کنترل جنگلزدایی مناطق حاره قادر به رفع ترکیب منحصر بفرد علل تقریبی و علل مسببه جنگلزدایی در هر کشور نیست. قبل از اتخاذ و اجرای هر گونه سیاست جنگلزدایی در مقیاس محلی، ملی و بینالمللی لازم است رهبران دولتی درک مفصلی از ترکیب پیچیده علل تقریبی و نیروهای انگیزشی پشت جنگلزدایی در مناطق مختلف و سراسر کشور خود داشته باشند. این مفهوم در کنار نتایج دیگر درباره جنگلزدایی مناطق حاره را میتوان در مورد تخریب سکونتگاهها بکار برد. رهبران دولتی باید از طریق خطاب قرار دادن و درک نیروهای انگیزشی مسئول جنگلزدایی در کشور و منطقه خود دست به اقدام بزنند نه اینکه صرفاً علل تقریبی را تنظیم کنند. در یک درک وسیعتر، نهادهای دولتی در یک مقیاس محلی، ملی و بینالمللی باید بر موارد زیر تأکید داشته باشند:
o در نظر گرفتن خدمات اکوسیستمی غیر قابل جایگزین که توسط سکونتگاههای طبیعی فراهم میشود.
o حفاظت از بخشهای دستنخورده باقیمانده از سکونتگاههای طبیعی
o آموزش عمومی در مورد اهمیت سکونتگاههای طبیعی و تنوع زیستی
o توسعه برنامههای برنامهریزی خانوادگی در مناطق با رشد جمعیت سریع
o یافتن راههای اکولوژیکی مناسب برای افزایش نتیجه کشاورزی بدون افزایش کل زمین تولیدی
o حفظ کوریدورهای سکونتگاهی برای به حداقل رساندن خسارات ناشی از تخریب سکونتگاهها
o کاهش جمعیت و پخشیدگی انسانها
منبع :
دانستنی های حیوانات - http://animal-informatics.com
انواع منابع آب



سلام به این وبلاگ خوش امدید