نگاهی از درون به اجلاس IUCN

 

 

خیز اعراب را در هاوایی جدی بگیریم :

 

 

زیست بوم : شاید مهم‌ترین تصاویر محیط زیستی که در اذهان بسیاری از ایرانیان نسبت به اعراب خصوصاً همسایگان حوزه خلیج فارس وجود دارد، قوش بازی و تلاش برای دریافت مجوز شکار در بیابان‌های ایران است؛ اما بهتر است این کلیشه‌های رایج را از ذهنمان پاک کنیم. آن‌ها چندسالی است که با جدیت برای فتح کرسی‌های بین‌المللی خیز برداشته‌اند و به آرزوهایشان نزدیک‌تر شده‌اند.

 

 

 پس از حدود یک سال برنامه‌ریزی، به جان خریدن ناملایمات اخذ ویزای آمریکا از یک کشور ثالث و تلاش برای تامین منابع مالی، هفته گذشته در انتخابات هیئت رئیسه کنگره اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) که در هونولولو برگزار شد، شرکت کردم. با این تصور که شاید طلسم 20 سال غیبت یک ایرانی در رده‌های بالای تصمیم‌گیری اتحادیه شکسته شود. به جز اردن و لبنان که کارشناسان با تجربه‌ای داشتند، دو رقیب آماتور از امارات و فلسطین دیگر کاندیداهای هیئت رئیسه از منطقه غرب آسیا بودند که نخستین تجربه حضورشان را در چنین جلساتی جشن می‌گرفتند و معترف بودند که در میان 10هزار شرکت‌کننده در اجلاس هاوایی، چند نفر انگشت شمار را بیش‌تر نمی‌شناسند و فقط برای کسب تجربه آمده‌اند. اگرچه در حوزه‌های سیاسی و تخصصی بین‌المللی همیشه باید مراقب بود تا غافلگیر نشد، ولی من که بیش از 20 سال است در این حوزه تجربه دارم، کرسی‌های به مراتب مهم‌تر و سیاسی‌تر جهانی را داشته‌ام، با صدها نفر از شرکت‌کنندگان آشنا هستم.

 

 

 

در بیش از 10 کشور آسیایی، آفریقایی و اروپایی سابقه کار دارم، و خود را یک حرفه‌ای در این عرصه می‌دانم، تصاحب یکی از سه کرسی هیئت رئیسه را در رقابت با چهار نفر که دو نفر از ایشان آماتور بودند، سخت نمی‌دیدم. اما نتیجه انتخابات، خلاف انتظار بود. فلسطین، امارات و اردن، به ترتیب موفق به کسب اکثریت آراء شدند و من بعد از لبنان آخرین نفر در فهرست آراء از حضور در هیئت رئیسه بازماندم؛ یعنی هرکس تخصص، تجربه و تسلط بیش‌تری داشت، کمتر رأی آورده بود. نتیجه‌ای که اگر فرایند الکترونیک نداشت، بسیاری از شرکت‌کنندگان سلامت انتخابات را زیر سوال می‌بردند. احتمال این‌که رأی‌دهندگان از قدیمی‌ها خیری ندیده‌اند و با رویکرد اصلاح‌طلبانه آرای خود را برای یک تغییر در اختیار چهره‌های جدید قرار داده‌اند نیز منتفی است، چون در سایر مناطق جغرافیایی و نیز انتخاب روسای کمیسیون‌های تخصصی مصداق نداشت. 

 

 

درباره اردن موضوع قابل درک بود، چرا که دفتر منطقه‌ای IUCN سال‌هاست در منامه قرار دارد و با استفاده هوشمندانه از امتیاز میزبانی توانسته‌اند طی دو دهه گذشته تعداد زیادی از شهروندان خود را در بدنه اجرایی اتحادیه جهانی حفاظت استخدام کنند. وجود این تعداد اردنی در دبیرخانه مرکزی و منطقه‌ای باعث شده است که آن‌ها بتوانند با یک لابی قوی و البته تجربه آموخته از سایر کشورها خصوصا غربی‌ها در پانزده سال گذشته همیشه پای ثابت هیئت رئیسه باشند. اما این‌که اردنی‌ها آن‌قدر توانمند شده‌اند که بتوانند دو کاندیدای آماتور را از قعر جدول به صدر برسانند و حتی آن چنان بازی گردانی کنند که رای اول و دوم منطقه را به دست بیاورند، کاری بود که نباید با ساده‌انگاری از کنار آن عبور کرد.

 

 

در این‌که کشورهای عربی در تمام عرصه‌های سیاسی و تخصصی (و اخیراً ورزشی) با تعصبی خاص - تحت هر شرایطی- از همدیگر حمایت می‌کنند تردیدی نیست و گله و شکایت و آه و ناله و «تفو» انداختن بر «چرخ» کیانی هم فایده‌ای ندارد. طی سه دهه گذشته کشورهای عربی در کنار تلاش برای توسعه زیرساخت‌های فیزیکی، به توسعه مغزافزاری پرداخته‌اند و مقوله‌های آموزش، کادرسازی و جانشین‌پروری را هم جدی گرفته‌اند و با صرف هزینه، لابی‌های سیاسی، تجربه‌اندوزی در نشست‌های جهانی و البته بهره گرفتن از مشاوران گران‌قیمت بین‌المللی، موفق شده‌اند در حوزه‌های تخصصی هم دست بالا را داشته باشند. 

 

 

 

 

به آن‌ها نمی‌شود خُرده گرفت، چون علاوه بر این‌که یک فرایند مثبت را اتخاذ کرده‌اند، از ظرفیت‌های قانونی و البته خلأهای موجود در سازوکارهای بین‌المللی هوشمندانه بهره می‌گیرند و راهشان را می‌روند و تقریباً همان کاری را می‌کنند که باید. اما چرا زمانی که جنجال انتخاب دبیرکل اوپک، دبیرکل سازمان ملل، دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی، مدیرکل یونسکو یا سایر نهادهای جهانی بالا می‌گیرد نمی‌توان نام یک ایرانی را در فهرست افراد مطرح یافت؟ بارها از همکارانم پرسیده‌ام که هر کدام از ما نام چند نفر ایرانی - و تک ملیتی و تک پاسپورتی- را می‌شناسیم که در حوزه‌های تخصصی در مقیاس‌های جهانی قابل طرح باشند؟ یا در یک آوردگاه جهانی در حوزه محیط زیست چند ایرانی را داریم که نامش را مطرح کنیم و سال‌ها کنارش بمانیم و بدون انگ و رنگ سیاسی برای بالا رفتن از پله‌های کرسی‌های بین‌المللی یاری‌اش کنیم؟ بدون تردید برای تصاحب کرسی‌های جهانی باید از راه خودش وارد شد. ضرورت تشکیل انجمن‌ها، نهادها و تشکل‌های تخصصی و ساماندهی تجربیات و درس آموختن از اثرات و ثمرات فعالیت‌های بین‌المللی دیپلمات‌های مجرب دهه‌های گذشته غیرقابل انکار است.

 

 

 ایران می‌تواند - و باید- تصاحب کرسی‌های جهانی در حوزه‌های مختلف را هدف‌گیری کند. جوانان ما باید از جایگاه‌های کارشناسی در نهاد‌های جهانی شروع کنند و در یک فرایند حدود بیست ساله، رسیدن به پست دبیرکلی سازمان ملل را هدف بگیرند. مگر نه این‌که پرورش قهرمانان المپیکی ظرافت‌ها و الزامات خود را دارد؟ رمز موفقیت در این عرصه نیز همانند ورزش حرفه‌ای، بیرون آوردن باتجربه‌ها از کنج انزوا و سپردن مربیگری و مسئولیت فرصت‌یابی و فرصت‌سازی جهانی به آن‌هاست. این حرکت نیازمند صبوری، تلاش، مطالعه، جسارت حضور در رقابت، عقب‌نشینی نکردن در شکست‌ها، و زاهدانه کناره نگرفتن از فضاهایی است که به ارتقای سطح کارشناسان ایرانی می‌افزاید.

 

 

 

 ما نتیجه انتخابات هیئت رئیسه کنگره اتحادیه جهانی حفاظت را هم طبق معمول 20-30 سال گذشته به اعراب واگذار کردیم و البته باز هم «چیزی از ارزش‌های تیم ما کم نشد»! ولی جدی نگرفتن این ماجرا همین می‌شود که ما برای خیلی از موضوعات جزئی جشنواره و سوگواره به راه می‌اندازیم، اما برایمان هیچ اهمیتی ندارد که در بزرگ‌ترین نهاد حفاظت از محیط زیست جهان حتی یک ایرانی در سطح کارمند جزء هم نداریم! 

 

 

شاید ساده‌تر همان باشد که تا به حال کردیم؛ تا چهار سال آینده و انتخابات بعدی با به سخره گرفتن منوی غذایی عرب‌ها یا موضوعات دم دستی، عقده‌گشایی کنیم و خوش باشیم و طبق معمول خودمان را به وب‌گردی و کامنت‌گذاری در سایت‌های خبری و فتح قلل وایبر و لاین و تلگرام سرگرم کنیم. تا چهار سال آینده «کی مرده، کی زنده؟»

 

 

منبع : 

 

زیست بوم