درباره وقايع اخير در منطقه حفاظت شده دنا , چرا حمله به حافظان طبیعت با شدت ادامه دارد؟

 

سبزپرس :  همزمان با روز جهانی زمین (دوم اردیبهشت) و در حالی که انتظار می‌رفت حداقل در یک چنین روزی نمادین، طبیعت ایران رنگ آرامش به خود گیرد، ‌اما از همان نخستین ساعات بامداد دیروز، پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده دنا به صحنه درگیری بین شکارچیان و محیط‌بانان تبدیل شد. نزاعی خونین که در پی آن دو مامور گارد محیط‌زیست هدف رگبار شکارچیان مسلح قرار گرفتند و به‌شدت مجروح شدند. علی افشار، رییس جوان پارک ملی دنا و وحید ترحمی، محیط‌بان این منطقه، از ناحیه دست و پا و کتف هدف قرار گرفتند تا تراژدی کشتار و ضرب‌و‌شتم حافظان طبیعت ایران همچنان با سرعتی بیش از گذشته ادامه یابد.

 

این رخداد در حالی اتفاق افتاد که 10 روز قبل نیز یک مامور سازمان جنگل‌ها که مانع چرای غیرمجاز دام در مراتع استان خراسان شمالی شده بود با ضربات چاقوی دامداران محلی به شدت آسیب دید و باز سه ماه قبل بود که رضا ارغوان، جنگلبان دیگری از سازمان جنگل‌ها در همین استان، به طرز فجیعی به قتل رسید. شدت جراحات وارد شده بر پیکر این جنگلبان 26‌ساله که با ضربات چاقو هدف قرار گرفته و سپس با دست و پای بسته از ارتفاعات پرتاب شده بود نشان می‌داد که گستاخی قانون‌شکنان به حدی رسیده که برای دسترسی به اهداف خود که همانا نابودی طبیعت است حتی حاضرند از روی جسد خونین حافظان طبیعت هم بگذرند و چون اشد مجازاتی هم در کار نیست از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند. تنها مروری بر سیاهه محیط‌بانان و جنگلبانان کشته شده در سه دهه اخیر که امروز شمار آن از 130‌نفر هم گذشته خود حقیقت را فریاد می‌زند و حیرت‌آور این‌که از بین این 130‌نفر تنها قاتلان یک جنگلبان شناسایی و مجازات شدند.

 

ولی آنچه فاجعه دیروز دنا را از دیگر وقایع مشابه مستثنا و اهمیت آن را دوچندان می‌کند این است که هم‌اکنون دو محیط‌بان دیگر دنا به نام‌های اسعد تقی‌زاده و غلامحسین خالدی به اتهام کشتن دو شکارچی متخلف در حین درگیری، در زندان به سر می‌برند و حکم اعدامشان توسط دیوان‌عالی کشور به تایید رسیده است.

 

انگار سرنوشت محیط‌بانان چیزی نیست جز مرگ. یا باید در درگیری با قاچاقچیان حیات وحش کشته شوند که در این صورت سهم آن‌ها تنها یک فاتحه از سوی مدیران ارشد است و یک عنوان تزیینی «شهید» (این‌قدر که حتی بنیاد شهید هم کشته‌شدگان در راه حفظ طبیعت ایران را به‌عنوان شهید قبول ندارد و بازماندگانشان را از مزایای شهادت محروم کرده است) یا اگر در درگیری با متخلفان دست به سلاح ببرند و متخلفی را از پا درآورند باز هم با صدور رای اعدام دادگاه، محکوم به مرگ هستند. این در حالی است که به موجب قانون به کارگیری سلاح، محیط‌بانان سازمان محیط‌زیست جزو نیروهای مسلح محسوب می‌شوند و با گذراندن دوره ضابطان قضایی حق استفاده از سلاح در حین درگیری را دارند! با این حال باز هم در هشت‌سال گذشته 20 محیط‌بان توسط شکارچیان کشته شده و در نقطه مقابل شش محیط‌بان که شکارچی را کشته‌اند با صدور حکم اعدام مواجه شده و منتظر اجرای حکمشان در حبس هستند!

 

حال با توجه به واگذاری‌های بی‌حد و حصر سازمان محیط‌زیست در مناطق چهارگانه و اظهارات اخیر رییس دولت دهم مبنی بر واگذاری اراضی ملی، از جنگل‌ها و مراتع شمال و غرب کشور به مردم و کشاورزان گرفته تا صدور مجوز معدن‌کاوی در پارک‌های ملی، ‌این پرسش مطرح می‌شود که اساسا دیگر چه نیازی به استخدام محیط‌بان و جنگلبان است که به این شکل کشته و مجروح شوند و کوچک‌ترین حمایت قانونی و حقوقی هم از آن‌ها به عمل نیاید؟


طبیعی است وقتی حرمت مناطق حفاظت‌شده آشکارا توسط متولی شکسته می‌شود فرصت‌طلبان هم حرمت‌شکنی می‌کنند و بدون هیچ واهمه‌ای به طبیعت و حافظانش می‌تازند و می‌کشند. سازمانی که دو سال قبل موافقت خود را با واگذاری 40 هکتار از منطقه حفاظت‌شده دنا برای ساخت شهرک صنعتی اعلام می‌کند، سازمانی که دوسال قبل در صورتجلسه‌ای که به امضا نماینده محیط‌زیست، ‌استاندار کهگیلویه‌وبویراحمد و رییس سازمان جنگل‌ها رسیده موافقت‌اش را با تبدیل اراضی غیرجنگلی دنا به اراضی زراعی و باغ اعلام می‌کند، سازمانی که خود مجوز عبور خط لوله انتقال گاز را از قلب بکرترین جنگل‌های بلوط زاگرس در دنا صادر می‌کند تا برای عبور یک خط لوله، ترانشه‌هایی به عمق ده‌ها متر و عرض 150‌متر احداث شود و عملا دنا و محیط‌بانانش را با همه اهمیتی که در قلب زاگرس مرکزی دارد بدون کوچک‌ترین حمایتی رها می‌کند طبيعي است محیط‌بانانش این‌چنین محکوم به مرگ شده و متخلفانش گستاخ‌تر از قبل یکه‌تازی می‌کنند.

 

محیط‌بانان و جنگلبانان ایران این روزها برای دفاع و حراست از چیزی کشته می‌شوند که مسئولان ارشد دولتی از رییس دولت گرفته تا اعضای کابینه، ‌کوچک‌ترین اعتقادی به حفظ طبیعت برای نسل‌های آینده ندارند و هر‌گاه تصمیم بگیرند بذل و بخشش می‌کنند یا با صدور مجوزهای معدن‌کاوی، ‌جاده‌سازی و شهرک‌سازی و... کلنگ تخریب را خود قبل از هرکس دیگری بر پیکر نحیف طبیعت ایران می‌کوبند.

 

و عجبا که در چنین برهه‌ای، با وجود تداوم ضرب‌و‌شتم محیط‌بانان و جنگلبانان، مصوبات پی‌درپی مغایر با قانون و طبیعت ستیزانه دولت و صدور مجوزهای گاه‌و‌بیگاه سازمان محیط‌زیست برای حراج مناطق، باز هم از نگاه احدی از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی این موضوع این‌قدر اهمیت پیدا نمی‌کند تا لااقل برای یک‌بار هم که شده نطق پیش از دستورشان را به ظلم و ستم و جفایی که به طبیعت ایران شده اختصاص دهند.


 نویسنده :

مژگان جمشیدی

منبع :

سبزپرس