گرگ خاکستری :

 

 

گرگ خاکستری پستانداری از دسته گوشتخواران با عمر 6 تا 8 سال به وزن 18 تا 79 کیلوگرم است که اغلب بطور دسته‌ و با شکل خاصی از سلسله مراتب شامل جفت آلفا و افراد بتا و گاما به سر می‌برند و لذا حق غذا و جفتگیری در افراد گروه انحصاری است. گرگ‌ها به شدت قلمروطلب هستند و محدوده قلمرو آنها بزرگ‌تر از حد لازم است. گرچه دسته گرگ به صورت استراتژیک شکار می‌کند ولی آن را همیشه و با کارآیی ماده‌شیرها انجام نمی‌دهد. گرگ منفرد‌ بویژه در مورد حیوانات اهلی به شکار اضافی نیز می‌پردازند. گرگ زمانی به گله‌های اهلی حمله می‌کند که در طبیعت شکاری گیر نیاورد. شکار حیوانات اهلی موجب خسران اقتصادی و ترس رمه‌دار می‌شود و لذا انسان و گرگ مناسبات چندانی ندارند. گرگ‌ نقش مهمی در حفظ سلامت اکوسیستم‌ محل زندگی خود بازی می‌کنند. در شرایط اسارت آمیخته سگ-گرگ و گرگ-کایوت ایجاد می‌شود. گرگ نیای سگ اهلی است و رابطه انسان با گرگ و نیز شیوه تربیت توله‌گرگ‌ها متفاوت از سگ است.

 

 

گرگ خاکستری

 

 

«گرگ خاکستری» (Grey wolf-Canis lupus) پستانداری از دسته گوشتخواران با عمر 6 تا 8 سال و وزن 18 تا 79 کیلوگرم و بزرگ‌ترین گونه خانواده سگ‌سانان است که به دلیل رویارویی با انسان در معرض خطر قرار دارد ولی رو به انقراض نیست. گرگ خاکستری، شکارچی دسته‌جمعی است و زندگی آنها بر اساس یک جفت آلفا شکل می‌گیرد که غذا و حق جفتگیری را در افراد گروه انحصاری می‌کند. به دنبال آنها فرزندان‌شان و دیگر گرگ‌های مطیع قرار می‌گیرند. گرگ در واقع از شکارچیان برتر است و تنها انسان و ببر برای آنها تهدید محسوب می‌شوند. گرگ خویشاوند تکاملی سگ است. گرگ به عنوان نیای سگ اهلی شباهت زیادی با سگ گله معروف «ژرمن شفرد» یا «مالاموت» (سگ سورتمه‌کش آلاسکا) دارد.

 

 

حواس

 

 

حس بویایی گرگ‌ها ضعیف‌تر از سگ‌ شکاری است و لاشه‌های دورتر از 3 کیلومتر را تشخیص نمی‌دهند و لذا قادر نیستند خرگوش و پرندگان مخفی شده را پیدا کنند ولی بوی تازه را به راحتی ردگیری می‌کنند. شنوایی گرگ‌ها خوب است و فرکانس‌های تا سطح 26 کیلوهرتز را می‌شنوند بنابراین افتادن برگ درخت در پاییز را به راحتی تشخیص می‌دهند. بینایی آنها نیز همچون سگ است ولی میتوان دید شب آنها را جزو بهترین دیدها در میان سگ‌سانان دانست.

 

 

رفتار

 

 

بررسی گرگ‌های غیرخویشاوند در شرایط محصور نشان می‌دهد که آنها به نبرد و رقابت برای به دست آوردن جایگاه‌های اجتماعی می‌پردازند. دسته گرگ (pack) دارای ساختار سلسله مراتبی است که در آن جفت آلفا نقش اساسی بازی می‌کند. به دنبال آنها گرگ‌های بتا و در نهایت گرگ‌های گاما قرار دارند. در شرایط وحشی، معمولاً دسته گرگ شامل یک جفت آلفا و فرزندان آنها می‌شود. اندازه دسته گرک بین 5 تا 11 نفر است که شامل 1 تا 2 نفر بالغ، 3 تا 6 نفر جوان و 1 تا 3 نفر گرگ یک‌ساله است. البته دسته گرگ‌های 42 نفره نیز شناسایی شده‌اند. یک دسته گرگ بندرت دیگر گرگ‌ها را در خود جا می‌دهد. معمولاً آنها را می‌کشند. در موارد نادری که گرگ غریبه پذیرفته می‌شود، گرگ جوان بین 1 تا 3 ساله است ولی گرگ‌های کشته‌شده معمولا مسن هستند. پذیرش عضو جدید در گروه فرایندی طولانی دارد و چند هفته حملات انکشافی غیرکشنده روی آن انجام می‌شود تا ببینند آیا میی‌توان به فرد تازه‌وارد اعتماد کرد. وقتی تعداد شکارهای آنها از جنس تک‌سمان در طبیعت زیاد است (به دلیل مهاجرت یا بچه‌زایی)، معمولاً دسته گرگ‌ها اعضای جدید را به طور موقت می‌پذیرند. گاه گرگ‌های از سن 5 ماه تا 5 سال دسته خود را ترک می‌کنند تا خود ایجاد خانواده کنند ولی میانگین این سن برابر 11 تا 24 ماه بوده است. شروع این کار همزمان با شروع بلوغ و رقابت در میان دسته برای غذا و جفتگیری است.

 

 

در مناطقی که گرگ کم است، معمولاً گرگ‌ها تک‌همسر هستند. جفت گرگ برای تمام عمر کنار هم می‌مانند تا زمانی که یکی از آنها بمیرد. در صورت مرگ یکی از آنها، به سرعت جفت جدیدی شکل می‌گیرد. از آنجا که نرها در هر جمعیت گرگ‌های غالب هستند، لذا ماده‌های جفت‌نشده در آنها بندرت دیده می‌شود. چندهمسری در گرگ وجود دارد ولی بیشتر در شرایط محصور دیده می‌شود. بزرگ کردن تعداد زیاد توله‌ها در گرگ بندرت موفق بوده است زیرا گرگ‌های ماده گروه به کشتن توله‌ها مبادرت می‌کنند. سن اولین جفتگیری گرگ‌ بستگی به شرایط محیطی دارد. وقتی غذای کافی باشد و جمعیت گرگ مدیریت مناسبی داشته باشد، گرگ‌ها می‌توانند توله‌ها را تا سنین جوان‌تر پرورش دهند و از منابع موجود در محیط بهره‌برداری بیشتری کنند. گرگ‌های محصور در سن 9 تا 10 ماهگی جفتگیری می‌کنند در حالی که در شرایط وحش کم‌سن‌ترین گرگی که تولید مثل کرده دوساله بوده است. ماده گرگ‌ها قادرند هر سال تولید توله کنند و به طور متوسط هر سال یک دسته توله پرورش دهند. گرگ بر خلاف کایوت‌ هرگز قبل از مرگ به پیری تولید مثلی نمی‌رسند. زنای با محارم نیز در آنها نادر است ولی انواعی از آمیزش‌های خویشاوندی در جمعیت‌‌های آنها دیده شده است.

 

 

فحلی گرگ‌ها در اواخر زمستان است و گرگ‌های پیر و چندشکم زاییده حدود 2 تا 3 هفته زودتر از ماده‌گرگ‌های جوان فحل می‌شوند. ماده فحل و پذیرا، دمش را کنار می‌گیرد. گرگ ماده و نر، در زمان جفت‌گیری بین 5 تا 36 دقیقه قفل می‌کنند. از آنجا که فحلی گرگ یک ماه طول می‌کشد لذا نرها اجازه نمی‌دهند نرهای دیگر با این ماده‌ها آمیزش کنند. ماده در طول دوره آبستنی در کنامی در حاشیه قلمرو می‌ماند تا از مهلکه درگیری‌های میان دسته گرگ‌ها دور بماند. ماده‌های پیر هر سال فاصله خود را از لانه سال گذشته دورتر می‌کنند.

 

 

دوره آبستنی 62 تا 75 روز و زایمان در تابستان است و به طور متوسط 5 تا6 توله زاییده می‌شود و به ندرت بیشتر می‌شود. هر چه تعداد شکار در منطقه بیشتر باشد، ‌تعداد توله‌ها افزایش می‌یابد. گرگ در مقایسه با سایر سگ‌سانان تعداد توله کمتر ولی بزرگ‌تر را می‌پسندد. توله‌ها در بدو تولد، 300 تا 500 گرم وزن داشته، کور و کر هستند و در لایه‌ای از خز پوشیده شده‌اند و بعد از 9 تا 12 روز می‌بینند. شیر گرگ بعد از یک ماه تمام می‌شود. توله‌ها ابتدا در سن 3 هفتگی لانه را ترک می‌کنند ولی تا سن 1,5 ماهگی هنوز در برابر شکارچیان حساس هستند. گرگ مادر در چند هفته اول کنام را ترک نمی‌کند و برای تأمین خوراک به گرگ نر تکیه دارد. توله‌ها در سن 3 تا 4 هفتگی شروع به خوردن گوشت شکار می‌کنند. آنها در ماه‌های اولیه رشد سریعی دارند و ممکن است در این دوره وزن‌شان به 30 برابر برسد.

 

 

پوشش مو

 

 

در زمستان گرگ‌ها پوشش ضخیم‌تری دارند که شامل دو نوع مو می‌شود: موهای کوتاه زیرین (Undefur) و موهای بلند محافظ (Guard hair). در بهار قسمت عمده موی زیرین و بخشی از موهای محافظ می‌ریزند و در پاییز دوباره رشد می‌کنند. بلندترین موی گرگ در قسمت کمر به خصوص به سمت جلو روی گردن و شانه‌ها است. موی شانه تولید نوعی کاکل و موی اطراف دهان تولید نوعی منگوله می‌کند. موی زمستانه در برابر سرما بسیار مقاوم است. بنابرین گرگ می‌تواند دمای 40- را تحمل کند. به این منظور پوزه را میان پاهای عقب خود قرار داده و صورت را با دم می‌پوشاند. موی گرگ‌های ساکن مناطق گرم، تنک‌تر است. موی گرگ ماده نرم‌تر از نرها است و هر چه مسن‌تر می‌شوند ملایمت آن بیشتر می‌شود. گرگ مسن در انتهای دم، روی بینی و قسمت پیشین سر، موهای سفید بیشتری دارد. در ماده شیرده موی زمستانی مدت بیشتری دوام می‌آورد. طول موهای کمر گرگ‌ها به 60 تا 70 سانتی‌متر و طول موی محافظ کتف و شانه به 90 و در برخی موارد به 130 سانتی‌متر میرسد. پوشش موی گرگ هدف استتار ندارد. بین نر و ماده تفاوتی از نظر رنگ مو دیده نمی‌شود گرچه ماده‌ها تون قرمزتری دارند. مخلوط رنگ موها برای تعاملات نمایشی میان گرگ‌ها بکار می‌رود.

 

 

رفتار قلمرو

 

 

گرگ‌ها به شدت قلمروطلب هستند و محدوده قلمرو را به مراتب بزرگ‌تر از آنچه لازم است می‌گیرند تا همواره شکار مناسبی در اختیار داشته باشند. اندازه قلمرو تابع مقدار شکار است: وقتی شکار زیاد است، قلمرو دسته گرگ کوچک‌تر می‌شود. دسته گرگ معمولاً به دنبال شکار جستجو می‌کند و حدود 9 درصد قلمرو را در هر روز می‌کاود (25 کیلومتر در روز). قسمت مرکزی قلمرو ‌آنها به طور متوسط 35 کیلومتر مربع است و حدود 50 درصد وقت خود را صرف آن می‌کنند. ممکن است تراکم شکار در حاشیه قلمرو بیشتر باشد ولی دسته گرگ از شکار در این نواحی خودداری می‌کند مگر ناچار باشد. در حاشیه قلمرو معمولاً برخوردهای خونینی بین این دسته و دسته‌های دیگر رخ می‌دهد. وقتی توله‌ها به سن 6 ماه می‌رسند، اندازه قلمرو وسیع‌تر می‌شود. کمترین و بیشترین محدوده قلمرو بررسی‌شده گرگ‌ها به ترتیب 33 و 6272 کیلومتر مربع بوده است. در برخی موارد ممکن است دسته گرگ‌ها در زمان فصل مهاجرت شکار خود، محدوده قلمرو را تغییر دهند.

 

 

دفاع از قلمرو در برابر دسته گرگ‌های دیگر از طریق «نشان‌گذاری بویایی»، «حمله مستقیم» و «زوزه کشیدن» اعلام می‌شود. نشان‌گذاری بویایی برای بیان مرزهای قلمرو است و شامل ادرار و مدفوع کردن و پنجه کشیدن روی زمین است. نشانه‌های بویایی در فواصل 240 متری از هم گذارده می‌شود، برای مدت 2 تا 3 هفته دوام می‌آورد و از صخره‌ها، ‌سنگ‌ها، ‌درخت‌ها و اسکلت حیوانات بزرگ به این منظور استفاده می‌شود. در صورتی که نشان بویایی و زوزه کشیدن قادر به آن نباشد که دسته گرگ‌های غریبه را از هم جدا کند، نبردهای وحشتناکی به دنبال آن رخ می‌دهد. جنگ بر سر قلمرو از جمله مهم‌ترین دلایل مرگ و میر گرگ‌ها است. در یک بررسی نشان داده شده که 14 تا 65 درصد مرگ گرگ‌ها در نتیجه شکار آنها توسط گرگ‌های دیگر بوده است. در واقع 91 درصد تلفات گرگ‌ها در محدوده 3 کیلومتری مرزهای دو قلمرو همسایه رخ می‌دهد. از آنجا که عواقب تجاوز به قلمرو، کشنده است به نظر می‌رسد برخورد دسته گرگ‌ها اغلب از روی نومیدی و یا تهاجم اجباری باشد.

 

 

تغذیه

 

 

گرگ‌ها عمدتا از تکسمان و در صورت کمبود از پرندگان آبی و تخم آنها و سپس مارمولک، ‌مار، ‌غورباقه و حتی حشرات بزرگ تغذیه می‌کنند. در صورت کمبود غذا به خوردن لاشه می‌پردازند. برخی از آنها خوک دریایی و ماهی سالمون شکار می‌کنند. کانیبالیسم به ویژه در زمستان‌های سخت در گرگ‌ها دیده می‌شود. آنها به گرگ‌های ضعیف و زخمی حمله می‌کنند و یا لاشه اعضای مرده گروه را می‌خورند. البته گرگ‌ها به خوردن بچه‌های خود نمی‌پردازند در حالی که کایوت این کار را می‌کند. گرگ‌ها غذای خود را با خوردن میوه تکمیل می‌کنند. آنها قادرند مدت زیادی بدون غذا سپری کنند. دو هفته گرسنگی هیچ اثری بر توان عضلات آنها نمی‌گذارد.

 

 

رفتار شکار و تغذیه. گرچه دسته گرگ به صورت استراتژیک به شکار می‌رود ولی این کار را همیشه و با کارآیی ماده‌شیرها انجام نمی‌دهد. گرگ‌ها بر خلاف شیرها هیچگاه بیش از دو سال با دسته خود نمی‌مانند بنابراین فرصت کافی ندارند تا شکار دسته‌جمعی را یاد بگیرند. بر خلاف دسته شیر، به دست آوردن غذا به موازات افزایش اندازه دسته، کاهش می‌یابد. بطور کلی گرگ تنها و یا جفت‌ گرگ در مقایسه با دسته گرگ از موفقیت شکار بیشتری برخوردار است. چه بسا گرگ تنها توانسته گوزن شمالی، بیسون و یا گاو عنبری را به تنهایی از پا در آورد. گرگ‌ها در زمان شکار خود را مخفی می‌کنند. در مورد تک‌سمان ابتدا سعی می‌کنند تا آنها را از هم متفرق کنند و به دنبال یکی از آنها روانه شوند. در صورتی که شکار آنها کوچک باشد، گرگ‌ها سعی می‌کنند هر چه زودتر آن را از پا در آورند و در صورتی که بزرگ باشد، تعقیب آنها طولانی‌تر می‌شود تا شکار از توش و توان بیافتد و سپس به آن حمله کنند. گرگ‌ها معمولا بعد از حدود یک تا دو کیلومتر از تعقیب شکار دست بر می‌دارند. در یک نمونه، یک گرگ تنها تا حدود 21 کیلومتر شکارش را تعقیب کرده است. گاه یک گرگ تنها به گله شکار نزدیک می‌‌شود و موجب رمیدگی و حواس‌پرتی آنها می‌‌شود در حالی که دسته گرگ از طرف دیگر منتظر شکار است تا به آن حمله کند. برخی اوقات تعدادی از گرگ‌ها کمین می‌کنند و گرگ‌های دیگر شکار را به سمت آنها رم داده و با موفقیت بیشتری به دام می‌اندازند.

 

 

گرگ‌های بالغ معمولاً از جلو با شکارهای بزرگ مواجه نمی‌شوند بلکه از عقب یا پهلو به آنها نزدیک می‌شوند. آنها برای کشتن صید به گرفتن گازهای محکم از نواحی نرم تهیگاهی آنها مبادرت می‌کنند تا خون زیادی از آ‌نها برود. این گازها زخم‌هایی با طول 10 تا 15 سانتی‌متر ایجاد می‌کند. سه تا از این گونه گازها کافی است تا گوزن بزرگی را نقش زمین کند. گرگ‌ها در حمله به گوزن شمالی با گرفتن بینی شکار موجب خونریزی و مرگ او می‌شوند. در صورتی که شکار متوسط باشد (گوسفند)، گردن او را می‌گیرند و سرش را به پایین می‌آورند و بینی او را در خاک نگه می‌دارند تا بمیرد.

 

 

وقتی شکار فراوان است، ‌گاه گرگ‌ها «شکار اضافی» (Surplus killing) می‌کنند. این کار به ویژه در مورد حیوانات اهلی انجام می‌شود و نه در شرایط وحش. در شرایط طبیعت، کشتن حیوان اضافی عمدتا در اواخر زمستان یا بهار و وقتی برف عمیقی روی زمین نیست انجام می‌شود و یا در دوره‌ای که گرگ‌ها در کنام خود خوابیده و برای تغذیه بچه‌ها احتیاج به غذای آماده بیشتری دارند. همچنین زمانی که گرگ‌های بالغ جوان‌ها را آموزش می‌دهند، به شکار اضافی می‌پردازند.

 

 

جفت گرگ زادآور معمولاً غذای بدست‌آمده را انحصاری می‌کند تا بتواند به تولید توله مبادرت کنند. وقتی غذا کمیاب است این کار به هزینه دیگر اعضای خانواده و نیز به هزینه توله‌های خودشان انجام می‌شود. این کار بر خلاف «سگ وحشی آفریقا» و «سگ وحشی آسیا یا دال» (dholes) است که اولویت را به بچه‌ها می‌دهند. جفت گرگ آلفا که در شکار تلاش بیشتری داشته است ابتدا شکم خود را پر می‌کند و بعد از سیر شدن آنها، دیگران لقمه‌هایی از شکار جدا کرده و در فاصله نسبتاً دوری به خوردن می‌پردازند. گرگ‌ها ابتدا از اندام‌های درونی بزرگی چون قلب، کبد، ‌شش و معده، خوردن را شروع می‌کنند. به محض دیده شدن کلیه و طحال آنها را نیز می‌خورند و پس از آن به خوردن عضلات می‌پردازند.

 

 

کنترل اکولوژیکی. گرگ‌ها نقش مهمی در حفظ سلامت اکوسیستم‌های مختلف محل زندگی خود دارند. آنها جمعیت گوزن و الک را کنترل می‌کنند و در نتیجه بطور غیر مستقیم به گیاهان و گونه‌های جانوری دیگر خدمت می‌رسانند. لاشه شکارهای آنها نیز موجب توزیع مجدد مواد مغذی و غذا برای دیگر گونه‌های حیات وحش نظیر خرس گریزلی و دیگر حیوانات لاشه‌خوار می‌شود. مطالعه در مورد اثر مثبت گرگ‌ها در اکوسیستم‌ها ادامه دارد.

 

 

رابطه با دیگر شکارچیان

 

 

گرگ‌ها در یک قلمرو معمولاً بر دیگر سگ‌سانان برتری دارند. گاه دیده شده که گرگ‌ها به کشتن کایوت بپردازند، بویژه در زمستان که کایوت‌ها از لاشه گرگ‌های کشته‌شده مصرف می‌کنند. ممکن است گرگ‌ها به کنام کایوت‌ها حمله کنند و نوزادان آنها را بکشند. آنها بندرت کایوتی را که خود کشته‌اند می‌خورند. تا کنون دیده نشده که کایوت، گرگ را بکشد ولی اگر تعداد کایوت‌ها زیاد باشد به تعقیب گرگ‌ها می‌پردازند. بین گرگ و شغال زرد همکاری دیده می‌شود. این در حالی است که اساساً تعداد شغال‌ها در منطقه گرگ‌ها نسبتاً کم است. گرگ مهم‌ترین شکارچی سگ‌های راکون است و تعداد زیادی از آنها را در بهار و تابستان می‌کشند. همچنین به کشتن انواع روباه‌ قرمز و قطبی مبادرت می‌کنند بویژه زمانی که بر سر لاشه با هم به ستیزه می‌پردازند. ممکن است بعد از کشتن روباه‌ها آنها را بخورند. در آسیا ممکن است گرگ‌ها با سگ وحشی آسیا مقابله کنند.

 

 

خرس قهوه‌ای با گرگ‌ها مقابله می‌کند. نتیجه مقابله بستگی به متن مبارزه دارد: هنگام جدال بر سر لاشه‌ها، خرس قهوه‌ای می‌برد و زمان دفاع از کنام‌ها، گرگ می‌برد. هر دو به کشتن توله‌های هم اقدام می‌کنند. گرگ‌ها به خوردن خرسی که خود کشته‌اند می‌پردازند در حالی که خرس‌ها تنها به خوردن بچه‌گرگ‌ها می‌پردازند. مقابله گرگ با خرس سیاه نادرتر از خرس قهوه‌ای است و دلیل آن تفاوت در ترجیحات سکونتگاهی آنها است. اغلب این مقابله‌ها در اراضی شمالی آمریکا دیده می‌شود و نه مکزیک. به کرات دیده شده که گرگ‌ها به دنبال کنام خرس سیاهی گشته و توله‌های آنها را کشته‌اند بدون اینکه بخورند. گرگ‌ها بندرت با خرس قطبی مقابله می‌کنند ولی در مواردی گرگ‌ها به کشتن بچه خرس قطبی اقدام کرده‌اند. گرگ‌ها همچنین به کشتن بچه خرس‌های سیاه آسیایی اقدام می‌کنند. وقتی دسته گرگ به خرس حمله می‌کند تا شب هنگام صبر می‌کنند تا حمله نهایی را آغاز کنند زیرا در شب خرس نمی‌بیند ولی گرگ به خوبی می‌بیند.

 

 

گرگ‌ها بر سر لاشه با کفتار هم برخورد می‌کنند. کفتارها به کرات به خوردن لاشه گرگ‌ها می‌پردازند. در مقیاس تک‌نفره، ‌کفتار می‌برد ولی دسته گرگ کفتار را از پا در می‌آورد. گرگ موجب محدودیت فعالیت کوگار (شیر کوهی) در ارتفاعات کوه‌ها می‌شود ولی این دو حیوان بندرت در کوه‌ها به مقابله با هم بر سر شکار می‌پردازند. در زمستان که برف موجب راندن شکارها به سمت دره کوه‌ها می‌شود تعامل میان این دو بیشتر می‌شود. با وجود اینکه تقابل میان آنها کم است ولی همدیگر را می‌کشند و دسته گرگ قبلی لاشه کوگار از پادرآمده توسط دسته گرگ فعلی را به چنگ آورده و می‌خورد. گرگ‌ها برای پلنگ برفی و گربه وحشی نیز تهدید محسوب می‌شوند.

 

 

غیر از انسان تنها شکارچی گرگ‌ها، ببر است. در مناطقی که این دو گونه در کنار هم زندگی می‌کنند (مثلاً مناطق دوردست روسیه) معمولاً غذاهای مشترکی دارند و لذا از نزدیک با هم رقابت می‌کنند. ببرها موجب محدودیت جمعیت گرگ‌ها می‌شوند و آنها را تا سر حد انقراض پیش می‌برند و یا باعث می‌شوند که تأثیر آنها بر اکوسیستم به حد صفر برسد. گرگ‌ها تنها زمانی می‌توانند از انحصار رقابتی ببرها فرار کنند که انسان موجب کاهش تعداد ببرها در منطقه شود. امروزه تعداد گرگ‌ها در مناطقی که معروف به ببر است اندک می‌باشد و اگر دیده شود معمولاً بصورت انفرادی یا دسته‌های بسیار کوچک هستند.

 

 

ارتباطات

 

 

ارتباطات بین گرگ‌ها از طریق تغییر وضعیت بدن (تغییر شکل صورت، زوزه، وضعیت دم و...) انجام می‌شود. شکل گرگ مهاجم و گرک مطیع متفاوت است. گرگ مهاجم دارای حرکات آرام و تعمدی است و گردن خود را بلند می‌گیرد و موهایش را سیخ می‌کند در حالی که گرگ مطیع بدن را پایین آورده، موها را می‌خواباند و گوش و دم را پایین می‌آورد. وقتی نر زادآور به اعضای تابع گروه خود برخورد می‌کند، در آنها چشم می‌دوزد، در برابرشان سیخ می‌ایستند در حالی که دم‌ آنها در امتداد ستون فقرات‌شان است. دو شکل از رفتار تابعیت و اطاعت در گرگ‌ها دیده می‌شود: «انفعالی» و «فعال». اطاعت انفعالی بصورت واکنشی در زمان رسیدن به یک حیوان غالب بروز می‌کند و شامل خوابیدن به پشت در برابر او و اجازه بو کشیدن در منطقه تناسلی- مقعدی آنها است. تابعیت فعال نوعی احوال‌پرسی است و در آن گرگ تابع با وضعیتی فروتن به گرگ غالب می‌رسد و صورت او را می‌لیسد. وقت گرگ‌ها با هم هستند، معمولا رفتارهایی از قبیل فشار دادن به بینی، کشتی آرواره‌، ‌مالیدن گونه‌ها و لیسیدن صورت یکدیگر را اجرا می‌کنند. دهان زدن به پوزه یکدیگر در گروه، رفتاری دوستانه است در حالی که گرفتن پوزه طرف مقابل با دندان یک رفتار نمایشی غلبه است. گرگ‌های غالب ممکن است عضو مغلوب دسته را دوره کنند. وقتی گرگ‌ها می‌خواهند شکاری را محافظت کنند، گوش‌ها را صاف کرده و به بیرون می‌کشند و نشان می‌دهند که شکار متعلق به آنها است.

 

 

زوزه. گرگ قبل و بعد از شکار برای جمع کردن دسته، دریافت یک اخطار (به ویژه در منطقه کنام)، برای موقعیت‌یابی افراد در زمان طوفان یا برخورد با قلمرو ناشناس و یا برای ارتباط برقرار کردن از فواصل دور، زوزه می‌کشد. گرگ تنها برای جلب توجه افراد دسته زوزه می‌کشد در حالی که زوزه دسته‌جمعی برای ارسال پیام قلمرو به دیگر دسته‌ها است. برخی زوزه‌ها برای مقابله است و گاه صرفاً به دلیل اینکه گرگ همسایه زوزه می‌کشد، او هم جواب می‌دهد. این رفتار در سگ نیز دیده می‌شود. فرکانس زوزه گرگ بین 150 تا 780 هرتز است و شامل 12 تون هارمونیک می‌شود. زیر و بم زوزه‌ هر گرگ ثابت می‌ماند و یا تغییرات اندکی دارد و ممکن است جهت آن چهار یا پنج بار تغییر کند. گرگ نر صدای یک اکتاو را در می‌آورد در حالی که به سمت یک باس عمیق و با تاکید بر «O» ادامه می‌دهد در حالی که ماده یک صدای باریتون با تاکید بر «U» دارند. توله‌ها زوزه نمی‌کشند در حالی که گرگ‌های یک‌ساله زوزه‌هایی می‌کشند که به یک سری واق‌واق سگ‌ها ختم می‌شود. وقتی گرگ‌ها با هم زوزه می‌کشند، به هارمونی می‌پردازند و تنها یک نوت را همخوانی نمی‌کنند. در نتیجه این توهم بوجود می‌آید که تعداد آنها بیش از تعداد واقعی‌شان باشد. یک گرگ تنها وقتی در میان دسته گرگ‌های دیگر باشد زوزه نمی‌کشد. گرگ‌ها وقتی هوا بارانی باشد و یا خودشان سیر باشند زوزه نمی‌کشند.

 

 

دیگر صداها. گرگ‌ها سه نوع صدای دیگر نیز دارند: «خرناس» (Growl)، «عوعو» (Bark) و «ناله» (Whine). عوعو گرگ فرکانسی بین 320 تا 900 هرتز دارد و معمولاً توسط گرگی ادا می‌شود که ترسانده شده باشد. عوعو گرگ به بلندی و طول مدتی نیست که معمولا سگ‌ها دارند. آنها چند بار عوعو می‌کنند و از خطر خود را کنار می‌کشند. گرگ‌ها در حالت اسارت و وقتی سگ‌هایی در مجاورت آنها باشند، عوعو بیشتری دارند. خرناس گرگ دارای فرکانس بین 380 تا 450 است و معمولا در زمان مبارزه برای خوردن غذا ادا می‌گردد. توله‌ها معمولا هنگام بازی، خرناس می‌کشند. یک نوع زوزه در گرگ وجود دارد که به صورت ناله با زیر و بم بالا است و معمولاً قبل از حملات ادا می‌شود. ناله گرگ همراه با شرایطی از قبیل اضطراب، کنجکاوی، خبرگیری و یا نشان دادن روابط صمیمی از قبیل احوال پرسی، تغذیه توله‌ها و بازی کردن گرگ‌ها شنیده می‌شود.

 

 

آمیخته سگ و گرگ

 

 

سگ و گرک از نظر ژنتیکی نزدیک هستند و چند هزار سال در کنار هم به سر برده‌اند ولی در طبیعت بندرت با هم جفت‌گیری می‌کنند. فرزندان حاصل از آمیزش آنها بارور هستند. از این نظر درست عکس آمیزش بین سگ و کایوت و سگ و شغال می‌باشد که توله‌های آنها زنده نمی‌مانند. در آمریکا جفت‌گیری سگ و گرگ در شرایط اسارت تا کنون حدود 300 هزار توله آمیخته تولید کرده است. در این جفت‌گیری‌ها معمولا از سگ «اسپیتز» (Spitz) استفاده می‌شود. گرچه گرگ‌ها معمولا سگ‌ها را می‌کشند ولی گرگ‌های تنها با سگ‌های گله و یا سگ‌های نگهبان دوستی می‌کنند و خود را بعنوان عضوی از اعضای دسته سگ‌ها نشان می‌دهند. اغلب آمیزش‌های گرگ و سگ در طبیعت دارای پایه گرگ ماده و پایه سگ نر است. هیبرید گرگ معمولاً جسورتر از گرگ خالص و لذا برای حیوانات اهلی و انسان خطرناک‌تر است. در طبیعت معمولا این هیبریدها با جمعیت گرگ‌ها به سر می‌برند نه با سگ‌ها و در اطراف سکونت‌گاه‌های بشر.

 

 

هیبریدگیری سگ و گرگ در اروپا توجه محیط زیستی‌ها را بخود مشغول کرده و آنها را به این واهمه دچار ساخته است که مبادا به تدریج خلوص گرگ‌ها از بین برود. آنالیز DNA میتوکوندریایی نشان می‌دهد که ورود ژن‌های سگ به جمعیت گرگ‌های اروپایی تهدید جدی برای گرگ‌ها نیست. همچنین فصل تولید مثل گرگ و سگ در حالت طبیعی منطبق نیست و احتمال اینکه آنها در حالت وحش به جفت‌گیری و تولید بچه بپردازند، اندک است. هیبریدها نیز همچون گرگ خالص به صورت سالانه زاد و ولد می‌کنند گرچه فصل جفت‌گیری آنها سه ماه زودتر است و توله‌ها در زمستان متولد می‌شوند و شانس بقای آنها هم کمتر است. برخی معتقدند قبایل انسانی مستقر در قطب شمال سگ‌های سورتمه خود را با گرگ‌ها آمیزش می‌دهند تا قدرت و توان آنها را افزایش دهند ولی این مسئله حقیقت ندارد زیرا گرگ‌ها قادر نیستند به نحو مؤثری در کشیدن سورتمه همکاری کنند و توان آنها کمتر از سگ سورتمه است. در اروپا حداقل دو نژاد سگ-گرگ بوجود آ‌مده است: «سارلوسولفهوند» و «سگ گرگ چکسلواکی» که هر دو آنها از طریق آمیزش گرگ با سگ گله آلمانی ایجاد شده‌اند.

 

 

آمیخته گرگ و کایوت

 

 

هیبرید گرگ و کایوت تولید توله‌هایی می‌کند که از نظر اندازه میان آن دو است یعنی بزرگ‌تر از کایوت و کوچک‌تر از گرگ. یک بررسی نشان داد که از میان 100 کایوت که در منطقه مین آمریکا بررسی شدند، 22 تا از آنها بیش از نیمی از خون آنها با منشأ گرگ بوده و یکی از آنها 89 درصد خون گرگ داشته است. بر اساس یک تئوری، کایوت بزرگ شرقی کانادا در واقع هیبرید بین کایوت کوچک غربی و گرگ است که وقتی دهه‌ها قبل کایوت‌ از منطقه غربی به سمت نیوانگلند می‌رفتند، این هیبریدگیری طبیعی رخ داده است. جمعیت کایوت شرقی در مقایسه با کایوت غربی دارای غدد عرق کمتری در میان پنجه‌های پا هستند ولی در مقایسه با گرگ تعداد این غده‌ها بیشتر است. برخی معتقدند گرگ قرمز، در واقع هیبرید گرگ و کایوت است. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که حدود 5 درصد مواد ژنتیکی گرگ‌های قرمز از گرگ خاکستری یا کایوت گرفته شده است. در واقع گرگ قرمز در ریشه نوعی کایوت است.

 

 

گرگ و انسان

 

 

در تمام مناطقی که گرگ و انسان در زیستگاه‌های طبیعی در کنار هم بوده‌اند، رابطه آنها به نوعی در فرهنگ انسان راه یافته است. گرگ‌ها در میتولوژی ژاپنی و اسکاندیناوی به صورت خدایان تصویر شده‌اند. در ژاپن گرگ را «خدای بزرگ» می‌دانند. انسان، گرگ را در معابد خود می‌پرستید و در کنار کنام آنها غذا می‌نهاد و آنها را از خطر خرس و گوزن در امان می‌داشت. در اسکاندیناوی گرگ را به عنوان فرزند لوکی می‌شناختند...

 

 

شکار حیوانات اهلی یکی از دلایل عمده شکار گرگ‌ توسط انسان بوده است. شکار حیوانات اهلی هم موجب تلفات اقتصادی و هم موجب ترس رمه‌داران می‌شده است. گرگ زمانی به گله‌های اهلی حمله می‌کند که در طبیعت شکاری گیر نیاورد. البته برخی گرگ‌ها به شکار حیوانات اهلی عادت می‌کنند. اسب در مقایسه با گاو وقتی از عقب مورد حمله گرگ قرار می‌گیرد بهتر از خود دفاع می‌کند زیرا از پشت لگد می‌زند. تعداد حیواناتی که در یک حمله گرگ از پا در می‌آیند بسته به گونه مورد حمله متفاوت است. در مورد گاو تنها یک گاو شکار می‌شود در حالی که در مورد بوقلمون، گوسفند و آهوی اهلی ممکن است شکار اضافی نیز انجام شود. گرگ معمولاً زمانی که حیوانات در حال چرا هستند حمله می‌کند اگرچه ممکن است وارد منطقه محصور و نرده‌کشی نیز بشود. خسارات وارده به حیوانات اهلی بزرگ شامل کندن گوش و دم و نیز ایجاد جراحاتی بر قسمت‌های پایین پای آنها است.

 

 

گرگ‌ها گاه به کشتن سگ‌ها می‌پردازند. برخی جمعیت‌های گرگ در اساس به سگ‌ها به عنوان منبع غذایی تکیه دارند. گرگ‌ها معمولاً حتی از بزرگ‌ترین سگ‌ها نیز پیشی می‌گیرند زیرا دارای سر و کله بزر‌گ‌تری بوده و دندان و گازهای قوی‌تری دارند. همچنین سبک جنگیدن گرگ و سگ متفاوت است. در حالی که سگ حمله خود را روی سر، گردن و کتف دشمن متمرکز می‌کند، ‌گرگ بیشتر به دست و پای حریف حمله می‌برد. در کرواسی گرگ‌ها بیشتر به شکار سگ می‌پردازند تا گوسفند. در روسیه نیز گرگ‌ها سگ‌های دله خیابانی را کم می‌کنند. گرگ‌ها وقتی به سگی حمله می‌کنند که در کنار انسانی است معمولا رفتارهای جسورانه‌تری نشان می‌دهند و اغلب انسان همراه آنها را در نظر نمی‌گیرند.

 

 

گرگ‌ها تا وقتی که تعدادشان کم است، خوراک کافی دارند و تماس اندکی با انسان دارند، برای انسان خطری محسوب نمی‌شوند. حملات گرگ هار در طول تاریخ و در مناطق مختلف وجود داشته و از نظر توسعه بیماری هاری در جوامع انسانی مهم‌تر و خطرناک‌تر از دیگر حیوانات بوده است. گاز گرگ هار 15 برابر خطرناک‌تر از سگ هار است. گرگ هار معمولا تنها اقدام می‌کند و مسافت زیادی می‌رود و هنگام حمله به تعداد نسبتا زیادی انسان و رمه حمله می‌برد. حیوان مورد حمله توسط گرگ هار خورده نمی‌شود و بعد از چند روز می‌میرد. حملات گرگ‌ها به صورت انفرادی یا دسته‌جمعی به انسان بعد از عادت کردن به انسان و حضور او انجام می‌شود. ابتدا به سر و گردن قربانی حمله شده و پس از دریده شدن، خورده می‌شود. این حملات معمولا در زمان و مکان ادامه می‌یابد مگر حیوانات مهاجم از پا در آمده و کشته شوند. این حملات در هر زمانی از سال رخ می‌دهد ولی نقطه اوج آن در ژوئن تا آگوست (تابستان تا زمستان) است. این دقیقا منطبق بر زمانی می‌باشد که ورود انسان به جنگل‌ها و برای جمع‌آوری قارچ و چوب و امثال آن بیشتر است.

 

 

شکار گرگ. گرگ دارای حواس تند و تیزی است و به سرعت بر سگ‌ها غلبه کرده و آنها را می‌کشد و بنابراین به زحمت می‌توان آنها را شکار کرد. روش‌های مختلفی برای شکار گرگ در تاریخ بکار رفته است. در مناطقی که خطر گرگ‌ها برای حمله به احشام بالا است، بهترین راه پیدا کردن کنام زادآوری آنها در فصل بهار و از بین بردن توله‌های آنها است.

 

 

نگهداری توله گرگ در خانه

 

 

تعداد زیادی از گرگ‌ها توسط انسان نگهداری می‌شوند. گرگ‌ اهلی‌شده در مقایسه با سگ‌، قابلیت پیش‌بینی و مدیریت کمتری دارد. در حالی که سگ‌ها رفتارشان را تغییر می‌دهند تا موجب راحتی صاحبان خود شوند، گرگ چنین توانایی ندارد. بر خلاف توله سگ که اجتماعی شده و با انسان راحت است و می‌توان تا سن 10 هفتگی آنها را آورد و اهلی کرد، اگر کار با توله گرگ از سن 19 روزگی فراتر رود کار با ‌آنها مشکل می‌شود. شیر گرگ دارای اسید آمینه آرژینین زیادی است لذا برای بزرگ کردن توله گرگ باید مکمل آرژینین به شیر آنها افزود. در غیر این صورت موجب ایجاد قرحه چشمی در توله‌ها می‌شود. گرگ‌ها رفتار شکار خود را از دست نمی‌دهند و اگر شکار موجب تحریک‌شان شود به آن حمله می‌کنند. بر خلاف سگ‌ها که غریبه‌ها را می‌پذیرند و با آنها به عنوان یکی از اعضای گروه خود رفتار می‌کنند، گرگ‌ها بیگانه‌ترس هستند و به موازات این که بزرگ می‌شوند بیگانگان را به عنوان اعضای دسته خود تلقی نمی‌کنند. در حالی که سگ‌ها بطور فعال به ایجاد پیوند اجتماعی با انسان می‌پردازند، گرگ‌ها تنها در صورت عدم وجود گرگ‌های بالغ این کار را می‌کنند. گرگ‌های با سن کمتر از یک سال معمولا به بیگانگان حمله می‌کنند ولی به موازات افزایش سن، حالت تهاجمی آنها افزایش می‌یابد به ویژه در فصل جفت‌گیری که این حالت حملات آنها افزایش جدی دارد. پرورش نرها در مقایسه با ماده‌ها مشکل‌سازتر است. گرگ‌ها را به زحمت می‌توان به آغل عادت داد و وقتی یک بار ببینند که صاحبان آنها چگونه درب آغل را باز کرده و از آن بیرون می‌آیند، از این روش استفاده می‌کنند. وقتی یک بار از آغل بیرون آمدند دیگر نمی‌توان آنها را داخل برد و محفوظ داشت.

 

 

با وجود اینکه گرگ‌ها تربیت‌پذیر هستند ولی مثل سگ‌ها نیستند. گرگ‌ها همچون سگ‌ها به تکنیک‌هایی از قبیل ترس، محرک‌های آزاردهنده و فشار فیزیکی پاسخ نمی‌دهند. وقتی دستوری را چند بار بکار می‌بریم و آن را تکرار می‌کنیم، گرگ‌ها آزرده می‌شوند و بر خلاف سگ‌ها دیگر آن دستور را اطاعت نمی‌کنند. گرگ‌ها در روش شرطی ‌کردن مثبت و استفاده از پاداش بیشتر جواب می‌دهند. گرگ‌ها به سیگنال‌های صدا کمتر پاسخ داده و بیشتر به سینگال‌های دستی جواب می‌دهند.

 

 

 

منبع :

 

 

ویکی پدیا