شب یلدا مبارک

 

 

شب یلدا مبارک :

 

 

 

 

شب یلدا همیشه جاودانی است، زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است، نشان از سنت ایرانیان است

یلدایتان مبارک

 

 

 

 

باور به نو و روشنایی است، که شام تیره از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه می دهد


یلدایتان مبارک

 

 

 

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم
و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی روزهایتان پر فروغ شبهایتان ستاره باران!

یلدایتان مبارک

 

 

 

 

 

ایران 2050 : انرژی خورشیذی 82 درصد برق کشور را تامین خواهد کرد

 

 

ایران 2050 : انرژی خورشیذی 82 درصد برق کشور را تامین خواهد کرد :

 

 

انرژی هاب : اخیراً دو پژوهشگر در دانشکده محیط زیست دانشگاه استنفورد در گروه مهندسی عمران محیط زیست موفق شدند نقشه‌ای تهیه و به کنفرانس جهانی آب و هوا ارائه کنند که بر اساس آن ظرفیت تولید انرژی از منابع تجدید پذیر و پاک در ۱۳۹ کشور جهان شناسایی شده است. این دو محقق می‌گویند اگر این کشور‌ها به جای بهره‌گیری از سوخت‌های فسیلی و انرژی هسته‌ای به تولید انرژی‌های پاک از منابع آب، باد، خورشید، زمین گرمایی و جزر و مد دریا روی بیاورند می‌توانند تا سال ۲۰۵۰ میلادی همه صد درصد انرژی مصرفیشان را از انرژی‌های نو تأمین کنند. علاقه‌مندان می‌توانند روی موقعیت هر یک از کشورهای روی این نقشه کلیک کرده تا اطلاعات مربوط به ۱۰۰ درصد انرژی‌های تجدید پذیر کشور مورد نظر را دریافت کنند. این نقشه و جزئیات مربوط به آن در اجلاس تغییرات آب و هوایی پاریس و در حضور رهبران ۱۹۵ کشور جهان نیز ارائه شد تا شاید جایگزینی سوخت‌های فسیلی با انرژی‌های نو به عنوان یکی از برنامه‌های جدی دولت‌های جهان برای مقابله با گرمایش زمین مورد توجه جدی قرار گیرد. این نقشه دقیقاً به ما می‌گوید که چه تعداد توربین بادی، مزرعه خورشیدی و نیروگاه‌های برقابی لازم است تا انرژی مورد نیاز این کشور‌ها برای حمل و نقل، کشاورزی، صنعت و تجارت تأمین شود و در عین حال تأکید می‌کند تأمین این میزان انرژی چقدر هزینه در بر خواهد داشت و چه تعداد شغل ایجاد می‌کند. 
 
 
 
هدف اصلی طراحان این گزارش این است که نشان دهند دستیابی ۱۰۰ درصدی به انرژی‌های تجدید پذیر فقط یک خواب و خیال سبز نیست بلکه به لحاظ امکانات فنی و اقتصادی کاملاً شدنی و دست یافتنی است. استفاده از انرژی‌های پاک نه تنها به حفظ نقدینگی و سرمایه‌های کشور‌ها کمک می‌کند بلکه در اشتغالزایی، ایجاد رفاه برای مردم و جامعه، حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی هوا و جلوگیری از گرم شدن زمین نیز نقش بسزایی دارد. 
 
 
 
بر اساس گزارش نشریه ساینتیفیک امریکن، اگر همه این ۱۳۹ کشور جهان، برنامه‌هایشان را برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی دنبال کنند امکان ایجاد ۲۴ میلیون شغل جدید در بخش ساخت و ساز و ۲۶/۵ میلیون شغل هم در بخش‌های خدماتی و عملیاتی به مدت ۳۵ سال محقق خواهد شد که این امر می‌تواند همه آن ۲۸/۴ میلیون شغلی را که در نتیجه کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی قرار است از بین برود جبران کرده و خیل بیکاران را در صنعت سبز به کار بگیرد. در حال حاضر هر ساله حدود ۳/۳ تا ۴/۶ میلیون نفر در اثر آلودگی هوا دچار مرگ زودهنگام می‌شوند که بهره‌گیری از این انرژی‌ها می‌تواند شمار مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوا را تا حد زیادی کاهش دهد.
 
 
 
پژوهشگران دانشگاه استنفورد امریکا نیز در گزارش خود در بخش تولید ۱۰۰ درصدی انرژی‌های تجدید پذیر، ایران را یکی از مهم‌ترین کشورهای جهان در بهره‌گیری از انرژی‌های نو عنوان کرده‌اند. این در حالی‌است که عملاً کشورمان حتی در مقایسه با بسیاری از کشورهای همسایه همچون عربستان، ترکیه، اردن، امارات و... هنوز هم سهم چشمگیری در تولید انرژی‌های پاک ندارد و تمامی سرمایه‌گذاری‌های انرژی کشور به نیروگاه‌های با سوخت فسیلی و نهایتاً نیروگاه‌های برقابی ختم شده است. حال آنکه پژوهشگران کشورمان بار‌ها اعلام کرده‌اند در صورتی که بیابان‌های ایران مجهز به پانل‌های خورشیدی شود می‌تواند برق مورد نیاز جهان را تأمین کند. در گزارش این دو محقق امریکایی عنوان شده ایران در بین این ۱۳۹ کشور جزو ۱۰ کشور نخست جهان است که بیشترین ظرفیت تولید انرژی خورشیدی را دارد. آن‌ها می‌افزایند: کشور ایران می‌تواند حدود ۶۱/۴ درصد از انرژی مورد نیاز خود را تا سال ۲۰۵۰ از طریق نیروگاه‌های خورشیدی تأمین کند. در این میان تجهیز پشت بام ساختمان‌های مسکونی و تجاری کشور نیز می‌تواند حدود ۴/۸ درصد دیگر از برق مورد نیاز ایران را تأمین کند. در همین سهم انرژی‌های بادی نیز در این نقشه و مدل ارائه شده، حدود ۱۳/۵ درصد از کل انرژی‌های تجدید پذیر کشور را شامل می‌شود.
 
 
 
در همین حال پیش بینی شده چنانچه تمامی برق ایران تا سال ۲۰۵۰ از منابع انرژی‌های تجدید پذیر و پاک تأمین شود حدود ۹۳۶ هزار شغل در کشور ایجاد می‌شود. بر اساس این گزارش هر ساله بالغ بر ۳۰ هزار نفر در ایران بر اثر بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند و حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص ملی برای تأمین هزینه‌های بهداشتی ناشی از آلودگی هوا صرف می‌شود که اگر تمامی برق کشور تا سال ۲۰۵۰ از منابع تجدید پذیر تأمین شود، هر ساله به ازای هر نفر معادل ۵ هزار دلار در هزینه‌های انرژی، بهداشت و پیامدهای ناشی از تغییر اقلیم صرفه‌جویی می‌شود. بر اساس این گزارش در حال حاضر تولید هر کیلو وات ساعت برق از سوخت‌های فسیلی و نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران حدود ۱۱/۸ سنت هزینه دارد حال آنکه تولید برق از منابع آب و باد و خورشید به ازای هر کیلووات ساعت تنها ۶/۶ سنت هزینه خواهد داشت.
 
 
 
انرژی‌های نو می‌تواند یک جهان عاری از سوخت‌های فسیلی را به‌وجود بیاورد. در حال حاضر باد ارزان‌ترین منبع طبیعی تولید انرژی الکتریکی در ایالات متحده است که هزینه تولید برق از توربین‌های بادی را به نصف هزینه‌های تولید برق از گاز طبیعی رسانده است. بر اساس گزارش‌های منتشره اگر پیشرفت در تکنولوژی همچنان به همین صورت ادامه یابد ظرفیت تولید انرژی خورشیدی نیز در این کشور تا سال ۲۰۲۱ به بیش از سه برابر یعنی ۶۰۰ گیگا وات می‌رسد. در مناطقی مانند جنوب غرب ایالات متحده، خاورمیانه و استرالیا که میزان تابش نور خورشید زیاد است هزینه تولید هر کیلو وات برق خورشیدی ۴/۵ سنت اعلام شده است اما برای مناطقی که میزان تابش نور خورشید در حد متوسط است مثل هند و چین هزینه تولید این میزان برق حدود ۶/۵ سنت به ازای هر کیلووات ساعت است. بد نیست توجه داشته باشید که هزینه تولید برق از سوخت زغال سنگ در مناطق مختلف جهان ۶/۶ تا ۱۵/۱ سنت به ازای هر کیلووات ساعت و انرژی حاصل از گاز طبیعی نیز بین ۶ تا ۸ سنت هزینه در بر خواهد داشت و این بجز هزینه‌های بهداشتی و سلامتی است که می‌بایست برای تولید این نوع برق از سوخت‌های فسیلی پرداخت کرد. 
 
 
 
مارک ژاکوب، استاد مهندسی عمران محیط زیست دانشگاه استنفورد می‌گوید: این شواهد نشان می‌دهد افرادی که برای جلوگیری از جهان عاری از سوخت‌های فسیلی در تلاش هستند و هزینه تولید برق از منابع باد و خورشید را گران توجیه می‌کنند، بیشتر سعی دارند فضا را نسبت به انرژی‌های تجدید پذیر غیر قابل اعتماد کنند و برای همین مرتباً از ادعاهای افسانه‌ایشان سخن می‌گویند. بر اساس برنامه ریزی که این دو پژوهشگر انجام داده‌اند دولت‌ها می‌توانند مصرف سوخت‌های فسیلی همچون زغال سنگ و حتی گاز طبیعی و نیروگاه‌های هسته‌ای را تا سال ۲۰۵۰ متوقف کنند. آن‌ها برآورد کرده‌اند که جهان تا سال ۲۰۵۰ می‌تواند ۱۰۰ درصد انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدید پذیر با ایجاد ۱/۷ میلیارد پشت بام خورشیدی، ۴۰ هزار نیروگاه فتوولتائیک، ۳/۸ میلیون توربین بادی و ۹۰۰ هزار نیروگاه برقابی و ۴۹۰ هزار توربین جزر و مدی در دریا تأمین کند. در حال حاضر در ایالات متحده ۶ شرکت بزرگ از جمله گوگل، استارباکس و والمارت ۱۰۰ درصد انرژی خود را از منابع تجدید پذیر تأمین می‌کنند.
 
 
 
 
 
 
 
منبع :
 
 
انرژی هاب
 
 
 

جامعه شناسی محیط زیست, ردپای اکولوژیکی

 

 

جامعه شناسی محیط زیست, ردپای اکولوژیکی :

 

 

نخستین بار ماتیس وکرناگل و ویلیام ریز در دانشگاه بریتیش کلمبیا، اصطلاح و تکنیک ردپای اکولوژیکی را در کتاب ردپای اکولوژیکی ما: کاهش تأثیر انسان بر زمین (۱۹۹۵) ابداع کرده و آنرا توسعه دادند.

 

 

 

 

برای اولین بار، از شروع دورهٔ کشاورزی و امکان اسکان ثابت جغرافیایی بشر در دوازده هزار سال قبل، فعالیت اقتصادی بشر در مقیاس جمعی قادر به جایگزینی نظامها و فرآیندهای بیوفیزیکی جهانی به گونه ای شده است که هم پایداری اکولوژیکی جهانی و هم امنیت ژئوپولتیکی را به مخاطره انداخته است. اسناد تجربی نشان می دهند که اقتصاد انسانی در حال تسلط بر اکوسفر است (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۲۳ ۴). موج فزایندهٔ رشد جمعیت به همراه مصرف رو به تزاید فردی موجب شده تا مطالبات انسانها در عرصهٔ سیارهٔ خاکی بیش از مقتضیات طبیعی آن باشد (بروان و همکاران، ۱۳۸۲، ۱۵). صنعتی شدن جوامع و افزایش مهاجرت به شهرها نیز باعث افزایش روند تصرف منابع طبیعی زمین و استفاده روزافزون از آنها شده است. در چند دههٔ اخیر این رشد که با شیب صعودی نسبتاً ثابتی حرکت می کرد، به میزانی رسیده که حتی از ظرفیت اکولوژیکی کرهٔ زمین نیز بیشتر شده است. در اواسط دهه ۱۹۸۰ ردپای اکولوژیکیِ(۱)انسان بر روی زمین، که بیانگر میزان استفاده افراد از منابع مصرفی است، از ظرفیت کره زمین بیشتر شده است و سال به سال نیز این ردپا بیشتر می شود.

 

 

به زعم براون(۲)و همکاران (۱۳۸۲) امروزه جمعیت زمین از هر زمان دیگری بیشتر است، با اینکه تعداد ساکنان زمین همچنان رو به زیاد شدن دارد، اندازهٔ سیاره ای که بر آن زیست می کنیم، ثابت است. افزایش جمعیت آینده می تواند موجب تنزل و تهی ساختن آتی منابعی چون خاک سطحی، آب زیرسطحی، و پوشش جنگل شود، و منابع قابل دسترس هر نفر را نیز کاهش دهد. در حال حاضر، تعداد جمعیت و نیز سرانهٔ مصرفِ انسانها در حال افزایش است، در حالی که تمام حوزه های مربوط به زمینهای تولیدی و موجودی سرمایه طبیعی ثابت و یا در حال کاهش است (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۲۶).

 

 

 

 

تعریف ردپای اکولوژیکی

 

 

نخستین بار ماتیس وکرناگل[۳] و ویلیام ریز[۴] در دانشگاه بریتیش کلمبیا، اصطلاح و تکنیک ردپای اکولوژیکی را در کتاب ردپای اکولوژیکی ما: کاهش تأثیر انسان بر زمین[۵] (۱۹۹۵) ابداع کرده و آنرا توسعه دادند. از منظر این دو اندیشمند، هر واحد انسانی (اعم از فرد، شهر و یا کشور) تأثیری بر زمین می گذارد، زیرا تولیدات و خدمات طبیعت را مورد استفاده قرار می دهد. تأثیر اکولوژیکی آنها برابر با مقدار طبیعتی است که آنها برای تداوم زندگی اشغال کرده اند (Wackernagel et al., ۱۹۹۷, ۲).

 

 

ریز و وکرناگل (۱۹۹۶) به جای اینکه بپرسند یک منطقهٔ خاص، از چند نفر جمعیت می تواند به صورت پایدار حمایت نماید؟ سؤال انتقادی دیگری را مطرح کردند: چه مقدار از یک منطقهٔ حاصلخیز برای تداوم نامحدود جمعیتی محدود لازم است، و آن سرزمین در کجای زمین واقع شده است؟ . به نظر آنها، طرح این رهیافت بر هر گونه ایرادِ وارد بر مفهوم ظرفیت انسانیِ مبتنی بر عوامل تجاری و تکنولوژیکی فائق می آید. به عبارت دیگر، از آنجا که بیشتر اشکالِ درآمد طبیعی (منابع و خدمات تجاری) بوسیله اکوسیستم های زمینی تولید می شوند، این امر باید محتمل باشد که بتوان نواحی زمینی/ آبی مورد نیاز برای تولیدِ پایدارِ مقدار زیادی از هر نوع منبع یا خدمات اکولوژیکیِ مورد استفاده جمعیت یا اقتصاد محدود در سطح خاصی از تکنولوژی را پیش بینی کرد. مجموع چنین محاسباتی برای همه طبقاتِ مهمِ مصرف، یک برآورد محافظه کارانهٔ ناحیه محورِ سرمایهٔ طبیعیِ مورد نیاز برای آن جمعیت یا اقتصاد را تولید خواهد کرد. این ناحیه، ردپای اکولوژیکی صحیح نامیده می شود (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۲۷).

 

 

 

 

 

 

 

مفهوم ردپای اکولوژیکی بر فرضهای زیر واقع شده است

 

 

۱) مصرف غذا، مسکن، حمل و نقل، زیرساخت، کالاهای مصرفی، و خدمات توسط جمعیت، قابل سنجش است.

 

۲) مقدار مصرف جمعیت قابل تبدیل به زمین هم ارز مورد نیاز (مثل مقدار زمین کشاورزی تصرف شده، مقدار زمین جنگلی بریده شده و مقدار زمین اشغال شده بوسیلهٔ ساختمان سازی) برای تولید، رشد، صنعت، حمل و نقل و دفع زباله، حمل و نقل، زیرساخت، کالاهای مصرفی و خدمات مصرفی می باشد.

 

۳) مقدار زمین مورد استفاده برای تولید منابعی که توسط جمعیت مصرف می شود و دفع زباله هایی که تولید می گردد برابر است با ردپای اکولوژیکی آن جمعیت (Seattle, ۲۰۰۴, ۲).

 

ردپای اکولوژیکی به مثابه شاخصی برای اندازه گیری عرضه و تقاضای منابع تجدیدپذیر مورد نیاز، برای اطمینان از پایداری خدمات انسانی به کار برده می شود (Luck et al., ۲۰۰۱, ۷۸۴).

 

 

محاسبه ردپای اکولوژیکی

 

 

محاسبهٔ ردپای اکولوژیکی بر اساس دو واقعیت ساده صورت می پذیرد: نخست، ما می توانیم ردپای اکثر منابعی را که مصرف می کنیم و بیشتر زباله هایی را که دفع شان می نمائیم مشخص کنیم؛ و دوم اینکه، بیشتر این جریاناتِ منابع و زباله ها می توانند به منطقهٔ زیستی تولید کننده ای که برای تدارک این امور لازم است تبدیل شوند. بنابراین، ردپاهای اکولوژیکی به ما نشان می دهند که ملل مختلف به چه میزان از طبیعت استفاده می کنند (Wackernagel et al., ۱۹۹۷, ۲).

 

 

محاسبات اساسی برای برآورد ردپای اکولوژیکی از لحاظ مفهومی ساده است: ابتدا، مصرف سرانهٔ اقلام[۶] عمدهٔ مصرفی (برای مثال انرژی، غذا، تولید و مصرف تولیدات جنگلی) از طریق تقسیم کل مصرف بر تعداد جمعیت برآورد می شود. بسیاری از داده های مورد نیاز برای بررسی های اولیه به راحتی در جداول آماری ملی قابل دسترس است. قدم بعدی، برآورد سرانهٔ زمینهای تخصیص داده شده جهت تولید هر کدام از اقلام مصرفی با استفاده از تقسیم میانگین مصرف سالانهٔ هر کدام از اقلام بر میانگین تولید یا محصول است (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۲۹).

 

 

بنابراین، میانگین کل سرانهٔ ردپای اکولوژیکی (EF) با جمع کردن کل مناطق اکوسیستمِ تخصیص داده شده برای هر فرد به منظور پر کردن سبد خرید سالانهٔ مصرف کالاها و خدمات وی محاسبه می گردد. در نهایت، ردپای اکولوژیکیِ جمعیت مورد مطالعه (EFp) با ضرب میانگین سرانهٔ ردپا در تعداد جمعیت به دست می آید. یعنی، EF=N ef. محاسبهٔ EF بر اساس اقلام پنجگانهٔ مصرف خوراک، مسکن، حمل و نقل، کالاها و خدمات مصرفی و در هشت طبقهٔ کاربری زمین زمین کشاورزی[۷]، زمین جنگل[۸]، زمین مرتع[۹]، فضای ساختمان سازی[۱۰]، زمین کمتر حاصلخیز[۱۱]، حوزهٔ ماهیگری دریایی و درون سرزمینی[۱۲]، اقیانوس آزاد[۱۳]، و زمین مربوط به انرژی[۱۴]. صورت می گیرد. میزان سرانهٔ ردپا بازتاب رفاه (مصرف مادی) و پیشرفت تکنولوژیک جمعیت مورد نظر نیز می باشد (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۳۰).

 

 

 

 

ردپای اکولوژیکی و توسعه

 

 

اقتصاددانان اکولوژیکی، گونه ها، اکوسفرها و دیگر موجودات بیوفیزیکی را که منابع مورد نیاز را تولید می کنند، به مثابه اشکالی از سرمایه طبیعی[۱۵] تلقی می کنند. این رهیافتِ نظریهٔ سرمایه، شناخت ارزشمندی از معنای پایداری فراهم می سازد، به این معنا که اگر مسیر توسعه وابسته به کاهش مستمر سرمایهٔ تولیدی باشد، چنین توسعه ای پایدار نخواهد بود. از این چشم انداز، جامعه فقط زمانی از لحاظ اقتصادی پایدار محسوب می شود که موجودی سرانهٔ سرمایهٔ اصلی، بدون کاهش از یک نسل به نسل بعد منتقل گردد (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۲۵).

 

 

یکی از الزامات توسعه پایدار این است که منابع طبیعی به عنوان میراث جمعی بشریت، به گونه ای محافظت شود که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای نسل حاضر، ظرفیت پاسخ دهی به نیازهای نسلهای آینده را نیز داشته باشند (زاهدی، ۱۳۸۲، ۱۰۲). بنابراین، توسعه پایدار زمانی به دست می آید که هر فرد نیازهای خود را در محدودهٔ ظرفیت بیولوژیکی زمین ارضا نماید. برای دستیابی به توسعهٔ واقعی، در وهلهٔ نخست باید وضعیت فعلی را به درستی شناخت، و در گام بعدی باید میزان فاصلهٔ وضعیت فعلی از وضعیت مطلوب (هدف) را تعیین کرد. اندازه گیری و سنجش میزان مصرف، پیش شرطِ مدیریت محیط زیست و کاهش آلودگی است و کسری موازنهٔ اکولوژی انسانی با گزینشهای خردمندانه درباره جمعیت، مصرف، کارایی تکنولوژی، و حفاظت از اکوسیستم برطرف می شود (Wackernagel et al., ۲۰۰۲, ۱ ۸).

 

 

باید توجه داشت که هر چند در روند توسعهٔ اقتصادی با بهره برداری بیش از اندازه از طبیعت، ممکن است منافع و درآمد هنگفت نصیب انسان شود، ولی این افزایش ثروت و درآمد اقتصادی در بیشتر موارد به بهای از دست رفتن منابع طبیعی و تخریب محیط زیست انجام می پذیرد (خورشید دوست، ، ۱۴۸).

 

 

طبق نظر بارت[۱۶] و سیمونز[۱۷] (۲۰۰۳) ردپای اکولوژیکی شامل ابعاد اجتماعی و اقتصادی توسعه نمی شود، اما استفاده از این مفهوم روش جدیدی برای سنجش توسعهٔ پایدار منطقه ای[۱۸] به وسیلهٔ مقایسهٔ مصرف سرمایهٔ طبیعی افراد با ملزومات قابل دسترس طبیعی محسوب می شود (Huang et al., ۲۰۰۷, ۳۷). به عبارت دیگر، ردپای اکولوژیکی به مهمترین مسئلهٔ توسعهٔ پایدار پاسخ می دهد: ما چقدر طبیعت داریم، و در مقایسه با آن چقدر از طبیعت استفاده می کنیم؟ [۱۹](Bond, ۲۰۰۲, ۷). در همین راستا، باید گفت که ردپای اکولوژیکی به منظور بیان استفاده و سوء استفاده بشر از کارکردها و خدمات بالقوه تجدیدپذیر طبیعت به کار می آید (Holmberg et al., ۱۹۹۹, ۱۸).

 

 

 

 

نکات قوّت و محدودیتهای تحلیل ردپای اکولوژیکی

 

 

مهمترین نکتهٔ قوت تحلیل ردپای اکولوژیکی سادگی مفهومی آن است. ردپای اکولوژیکی به این مسئله می پردازد که افراد چقدر باید مصرف خود را کاهش دهند، تکنولوژی شان را بهبود بخشند، و یا رفتار خود را جهت دستیابی به پایداری تغییر دهند. اگر مطالعه به صورت سری زمانی باشد، ردپای اکولوژیکی می تواند با معرفی تکنولوژی های جدید و تغییرات در رفتارِ مصرف کننده، به سوی کم کردن شکاف پایداری کمک کند. همچنین، تحلیل ردپا می تواند در مطالعات شبیه سازی، برای آزمون اثر تکنولوژی های جایگزین یا الگوهای اسکان بر ردپای اکولوژیکی میزان جمعیت به کار برده شود. البته باید توجه داشت که تحلیل ردپای اکولوژیکی چشم اندازی به سوی آینده نیست، اما در عوض، نوعی روش خاص برای کمک به بررسی واقعیت حاضر و سناریوهای جایگزینِ چه می شد اگر جهت دستیابی به پایداری قلمداد می شود (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۳۱).

 

 

 

 

بطور کلی، ردپاها از سه منظر مفید هستند

 

 

۱) برای وارد کردن شوک و ایجاد آگاهی: با تأکید بر شیوه های زندگی شهری، بهره برداری از منابع و غیره.

 

۲) برای ساخت سناریوها: محقق با طرح سؤالات مختلف و ساخت موقعیت های فرضی و بررسی پیامدهای هر کدام از این موقعیت ها به تعریف جدیدی از ردپای اکولوژیکی دست پیدا می کند. به عنوان مثال محقق با طرح این سؤال که اگر معیاری که برای تعریف ردپاها استفاده می شود تغییر کند یا بهره برداری از منابع کاهش یابد، چه تأثیری بر ردپاها خواهد گذاشت؟ به جنبه های گوناگون تغییر معیار تعریف ردپاها اشراف پیدا می کند.

 

۳) برای ارزیابی و کنترل سیاست ها و برنامه ها: در اینجا نیز محقق به دنبال پاسخ به چنین سؤالاتی است: چه ردپاهایی سیاست ها و برنامه های خاصی را ایجاد می کند؟ اگر ساختار آنها تغییر یابد/ تعدیل شود، یا سیاستهای جدیدی جایگزین گردد، ردپاها چه تأثیری می پذیرند؟ (The Global Development Research Center web site).

 

اما با همه فوایدی که بر ردپای اکولوژیکی مترتب است، انتقاداتی نیز بر نحوهٔ ساخت و استفاده از آن وارد شده است. از جمله اینکه، ردپاهای اکولوژیکی یک علم دقیق نیستند. زیرا تعاریفِ متفاوت، باعث شکلگیری ردپاهای گوناگون می شوند، همچنین میزان ردپای اکولوژیکی بستگی به مقیاسی که ردپا با آن سنجیده می شود (شهر، کشور، یا منطقه) نیز دارد، و با تغییر مقیاس، میزان ردپا نیز تغییر می کند، چون ردپای کل در واقع میانگین ردپاهای واحدهای کوچکتر درونی است و این مقدار شامل انحراف معیار و تفاوت های بین واحدها نمی شود. همچنین، ردپاهای بزرگتر برای کشورهای کوچک و توسعه یافته (مثل ژاپن) گریزناپذیر است (The Global Development Research Center web site)، برای مثال، اگر جمعیت ژاپن در سرزمینی به گسترهٔ کانادا زندگی می کردند، با فرض ثابت بودن دیگر متغیرها، میزان ردپای اکولوژیکی آنها به مراتب کمتر از وضعیت فعلی بود.

 

 

یکی از انتقادات اساسی به این مفهوم، توصیفیِ صرف بودن آن است، به این معنا که تحلیل ردپا یک الگوی دینامیک نیست و قابلیت پیش بینی پذیری ندارد.

 

 

یکی دیگر از انتقادات ذاتیِ مهم به ردپای اکولوژیکی این است که بسیاری از عوامل دیگر را که در قلب پایداری[۲۰] هستند نادیده می گیرد. به بیان دیگر، ردپای اکولوژیکی کل روایت پایداری را بیان نمی کند، زیرا یک شاخص منفرد است و در واقع، هر شاخص منفردی می تواند گمراه کننده باشد. همچنین محاسبات ردپای اکولوژیکی، حتی تمام مسائل مرتبط با مصرف را نیز بیان نمی کنند، بلکه ردپای اکولوژیکی، تنها شامل طبقات عمدهٔ می شود، برای مثال مبحث مورد نظر، به جای توجه به دی اکسید کربن، صرفاً به بررسی دلالت های سرزمینیِ دفع زباله ها می پردازد. این بدان معناست که محاسبات اخیر در مورد ردپا تقریباً به طور کاملاً معنی دار، برآورد کمتری از مناسبات اکوسیستم واقعی به دست می دهند و بهبود محاسبات اساسی باعث برآورد ردپای بزرگتری خواهد شد. جهت روشن تر شدن قضیه، لازم است توضیح مختصری ارائه گردد: اگر یک نوع ردپای اکولوژیکی ابداع گردد که شامل ردپا در محیط زیست بطور اعم، و آلودگی هوا بطور اخص گردد، چنین ردپایی بطور قطع بزرگتر از ردپای فعلی خواهد بود.

 

 

انتقاد اساسی دیگر بر ردپای اکولوژیکی این است که این مفهوم با اینکه شاخص اثرات بیوفیزیکی را فراهم می سازد، اما در مورد ابعاد اجتماعی سیاسی بحران تغییرات جهانی، اطلاعات اندکی را ارائه مینماید. در واقع این رهیافت تأثیرات غیرمستقیمِ تولید/ مصرف، مثل فروپاشی شیوهٔ امرار معاش سنتی و آسیب به بهداشت عمومی را که اغلب از طریق گسترش فعالیت اقتصادی بر محیط زیستِ محلی وارد می شود، نادیده می گیرد (Rees and Wackernagel, ۱۹۹۶, ۲۳۱ ۲). شاید به دلیل این انتقادات اساسی است که فرگوسن[۲۱] (۱۹۹۹) اعلام می کند که نحوه معرفی ردپای اکولوژیکی نیاز به اصلاح اساسی دارد.

 

 

معیار اکولوژیکی:

 

 

برای هر شهروند جهانی چه مقدار طبیعت وجود دارد؟

 

 

بر اساس گزارش ردپای لندن در جهان اول[۲۲] زمین مورد نیاز برای تولید غذا برای هر فرد ۲/۰ هکتار است، و جنگل مورد نیاز برای تأمین کربن (تولید سوخت) برای هر فرد ۵/۱ هکتار می باشد (The Global Development Research Center web site).

 

 

گزارش شورای زمین[۲۳] نیز خاطر نشان می کند که ردپای اکولوژیکی ملل[۲۴] سرانهٔ مورد نیاز برای زندگی اساسی ۷/۱ هکتار زمینی است که از لحاظ زیستی قدرت تولید داشته باشد.

 

 

طبق گزارش وکرناگل و همکاران (۱۹۷۵) در سراسر جهان ۲۵/۰ هکتار سرانهٔ زمین زراعی، ۶/۰ هکتار سرانهٔ مرتع، ۶/۰ هکتار سرانهٔ جنگل و ۳/۰هکتار زمین ساختمانی وجود دارد، با محاسبهٔ این زمینها که از لحاظ زیستی حاصلخیز هستند، سرانهٔ زمین برای هر شهروند جهانی ۵/۱ هکتار می باشد، و با محاسبهٔ دریاها این سرانه به ۲ هکتار می رسد. مطابق گزارش کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه[۲۵] حداقل ۱۲ درصد ظرفیت اکولوژیکی، که معرف همهٔ گونه های اکوسیستم باشد، باید به منظور حفظ تنوع زیستی مورد مراقبت واقع شود. شاید این ۱۲ درصد برای امنیت تنوع زیستی کافی نباشد، اما ممکن است محافظت بیشتر از این، از لحاظ سیاسی مقدور نباشد. بنابراین، با قبول ۱۲ درصد به مثابه عدد جادویی برای حفظ تنوع زیستی، از سرانهٔ تقریباً ۲ هکتار زمین حاصلخیز زیستی که در سیارهٔ ما وجود دارد، تنها ۷/۱ هکتار به صورت سرانه برای استفادهٔ انسان قابل دسترس است. این ۷/۱ هکتار معیار اکولوژیکی برای مقایسهٔ ردپاهای اکولوژیکی افراد است. این شاخص میانگین حسابی واقعیت اکولوژیکی اخیر است. پس، با تعداد جمعیت حاضر، میانگین ردپا باید به این عدد کاهش یابد. معلوم است که بعضی افراد ممکن است بنا به شرایط شان مقدار بیشتری نیاز داشته باشد، در عوض دیگران باید کمتر از میانگین مورد نظر استفاده کنند (Wackernagel et al., ۱۹۹۷, ۵).

 

 

 

 

آخرین وضعیت ردپای اکولوژیکی

 

 

نسخه دوم محاسبه ردپای اکولوژیکی[۲۶] در سال ۲۰۰۵ توسط تیم محققانِ بازتعریف پیشرفت[۲۷] ابداع شده است. این نوع محاسبهٔ ردپای اکولوژیکی: (۱) کل سطح زمین را در برآوردهای ظرفیت بیولوژیکی شامل می شود، (۲) بخشی از ظرفیت بیولوژیکی را برای بقیه گونه ها لحاظ می کند، (۳) پیش فرضهای مربوط به عدم استفاده از دی اکسید کربن را در محاسبات تغییر می دهد، و (۴) از تولید اولیه خالص [۲۸] ای برای عوامل تعادل ردپا استفاده می کند. این نسخه نشان می دهد که وضعیت بطور معنی دار، بدتر از آن چیزی است که قبلاً نشان داده شده بود (Venetoulis and Talberth, ۲۰۰۵, ۲). به مثابه پایه

 

 

سرانهٔ کل ردپای اکولوژیکی[۲۹] در جهان ۹۱/۲۱ هکتارِ جهانی[۳۰]ِ است، این عدد در مقایسه با سرانه ظرفیت بیولوژیکی[۳۱] زمین (۷۱/۱۵ هکتار جهانی)، ۲/۶ هکتار جهانی بیشتر است، و در واقع، تعادل اکولوژیکی در جهان منفی است؛ یعنی هر نفر ۲/۶ هکتارِ جهانی زمین و آب حاصلخیز بیش از ظرفیت کره زمین در تصرف دارد.

 

 

بیشترین تفاوت بین ردپای اکولوژیکی و ظرفیت بیولوژیکی مربوط به مناطق امریکای شمالی، اروپای غربی است. در مناطق امریکای شمالی، اروپای غربی، خاورمیانه و آسیای مرکزی، و اروپای مرکزی و شرقی نیز تعادل اکولوژیکی، منفی است.

 

 

در مناطق امریکای لاتین و کارائیب، آسیا و اقیانوسیه، و افریقا تعادل اکولوژیکی مثبت است، و این امر نشان می دهد که سرانهٔ ردپای اکولوژیکی در این مناطق (فعلاً!) نسبت به ظرفیت بیولوژیکی زمین کمتر است.

 

 

سرانهٔ کل ردپای اکولوژیکی در ایران نیز ۳۶/۲۵ هکتارِ جهانی است، که نسبت به سرانهٔ جهانی بیشتر است اما این مقدار از سرانهٔ منطقهٔ خاورمیانه و آسیای مرکزی کمتر است.

 

 

بیشترین ردپای اکولوژیکی در ایران مربوط به ردپای انرژی است، به طوری که سرانهٔ ردپا بیش از ۲۳ هکتارِ جهانی برای هر ایرانی است و این مقدار نسبت به سرانهٔ جهانی (۳۶/۱۹ هکتار جهانی) بیشتر است.

 

 

تعادل اکولوژیکی در ایران منفی است (۹۱/۱۲ )، که نشان دهندهٔ دو مسئلهٔ مهم است: نخست اینکه سرانهٔ ظرفیت بیولوژیکی در ایران نسبت به میانگین جهانی کمتر است (۴۵/۱۲ در مقابل ۷۱/۱۵)، و مسئلهٔ بعدی اینکه، سرانهٔ ردپای اکولوژیکی نیز نسبت به میانگین جهانی بیشتر است، یعنی ظرفیت بیولوژیکی (سرانهٔ آیتم های هشت گانه) کمتر است، و در عین حال، میزان مصرف نیز بالا است.

 

 

 

 

نتیجه گیری

 

 

محاسبهٔ ردپای اکولوژیکی نشان می دهد که امروزه از یک طرف، انسانها به بهای کاهش ظرفیت حمایت زمین از نسلهای آینده، از سرمایه طبیعی استفاده می کنند، و از طرف دیگر، مصرف انسانی و تولید زباله فراتر از ظرفیت ایجاد منابع جدید و جذب زباله توسط کرهٔ زمین است. در نتیجهٔ این مصرفِ بیش از حد، اقتصاد انسانی باعث از بین رفتن سرمایهٔ طبیعی کرهٔ زمین شده است (Wackernagel et al., ۲۰۰۲, ۱ ۸).

 

 

در مواردی که میزان ردپای اکولوژیکی به طور معنی دار بیشتر از مقدار مسلم زمین های تولیدی است، این تفاوت بیانگر شکاف پایداری و نقصان اکولوژیکی می باشد. این مقدار تفاوت نشان می دهد که مصرف (یا تأثیر قابل سنجش مصرف) باید به منظور پایداری اکولوژیکیِ بلند مدت کاهش یابد (همان، ۲۳۰). به عبارت دیگر، از آنجا که زمین، یک منطقهٔ محدود است، مجموع ردپاهای اکولوژیکی باید کمتر از کل تقاضای جمعیت فعلی نواحی مختلف زمین باشد تا اکوسیستم پایدار بماند (Luck et al., ۲۰۰۱, ۷۸۴).

 

 

بطور کلی، از یک طرف ظرفیت کرهٔ زمین محدود است، و از سوی دیگر، امکان تصرف زمین توسط افراد بشری میل به بینهایت دارد، همچنین، ردپای اکولوژیکی شهرها، بخصوص در جوامع صنعتی، به طور روز افزونی بزرگتر می شود، بنابراین برای کاهش ردپای اکولوژیکی انسان بر روی کره زمین سه راه حل کلی وجود دارد: بزرگتر شدن کره زمین(!)، کاهش جمعیت، و کاهش کمّیتِ مصرف سرانه. اولین راه حل مسلماً غیرممکن است، راه حل دوم مشکل، و سوّمین راه حل، منطقی و ضروری به نظر می رسد.

 

 

توماس مالتوس[۳۲] (۱۷۹۸) راه حل دوم را پیشنهاد می دهد، این دانشمند انگلیسی، در مقاله ای در اصول جمعیت[۳۳] نسبت به نظارت بر رشد جمعیت هشدار می دهد؛ به زعم وی، رشد جمعیت باعث رشد مصرف می شود، و این در حالی است که در دراز مدت، رشد مواد غذایی کمتر از میزان رشد جمعیت خواهد بود (بروان و همکاران، ۱۳۸۲، ۲۵).

 

 

مکانیسم های کاهش مصرف سرانهٔ زمین جای بحث دارد و مستلزم مشارکت افراد متخصص و چندجانبه نگر، و تلاش در راستای توسعهٔ فرهنگی می باشد. توسعهٔ فرهنگی می تواند منجر به برقراریدموکراسی شهری شود که توانمندسازی شهروندان را به دنبال دارد و این خود می تواند ضامن پایداری در اقتصاد شهری برای کسب درآمد و اشتغال باشد، همگرائی و همبستگی های اجتماعی را تقویت کند، و در نهایت اثرات مثبت خود را در ردپای اکولوژیکی شهری نشان دهد.

 

 

وکرناگل و همکاران (۲۰۰۰) بر این باور هستند که تکنولوژی می تواند باعث بهبود قابلیت تولید زمین یا افزایش کارایی منابعی که برای تولید کالا و خدمات استفاده می شود گردد. به این صورت که استفاده از تکنولوژیِ کارآمد، از سویی باعث بهبود نحوهٔ تولید و کاهش میزان مصرفِ زمین می شود و از دیگر سوی، عوارض اکولوژیکی پیشرفتهای صنعتی را کاهش می دهد. همانطور که یافته های تحقیق نیز نشان میدهد، صنعتی شدن جوامع با میزان ردپای اکولوژیکی آنها رابطهٔ مثبت دارد. نکتهٔ اساسی آن است که این رابطه را نباید به مثابه اثرات استفاده از تکنولوژی تلقی کرد، بلکه در واقع، بزرگتر بودن ردپای اکولوژیکی این جوامع به دلیل استفاده از تکنولوژی است که به اندازهٔ کافی کارآمد نیست، و انتظار منطقی آن است که در شرایط یکسان استفاده از تکنولوژی کارآمد، به بهبود ردپای اکولوژیکی منجر شود.

 

 

یکی از راههای پیشنهاد شده برای کاهش ردپای اکولوژیکی، تراکم غیرمتمرکز[۳۴] است، هولدن[۳۵] (۲۰۰۴) معتقد است تراکم غیرمتمرکز (ساخت شهرهای نسبتاً کوچک، با تراکم بالا و فواصل اندک بین خانه ها و مراکز خدمات عمومی و خصوصی) به کاهش ردپای اکولوژیکی مربوط به مسکن منجر می شود. به بیانی دیگر، با ساخت شهرهای کوچک و متراکم، ردپای اکولوژیکی جوامع نیز کاهش می یابد. در نتیجه سیاست های مربوط به توزیع مجدد جمعیت در سرزمین قابل بحث است.

 

 

یکی دیگر از متغیرهای عمده در کاهش میزان ردپای اکولوژیکی، مدیریت علمی بویژه در سکونتگاه های شهری است که بتواند میزان دستیابی به امکانات شهری را به صورت پایدار تضمین کند، با تحقق این امر،زندگی شهری پایدار نیز صورت خواهد گرفت. بر طبق همین نظر، در نهایت باید گفت که توجه به محیط زیست و اکوسیستمهای طبیعی در برنامه ریزیها و تصمیم گیریها، مستلزم شناخت بیشتر درباره میزان ردپای اکولوژیکی، و اتخاذ سیاست های حمایتی از محیط زیست به منظور کنترل و کاهش ردپای اکولوژیکی است. به همین منظور آگاهی رسانی در جهت کاهش استفاده افراطی از اکوسیستم ها و نیز کاهش میزان ضایعات و زباله ها و بازیافت آنها، و استفاده از تکنولوژی کارآمد جهت کاهش میزان استفاده از اکوسیستم طبیعی، و کنترل آلودگیهای صنعتی تکنولوژیهای نوین لازم به نظر می رسد.

 

نویسنده :

 

صبا ایرانی

 

 

● منابع و مآخذ مقاله :

 

 

▪ بروان، لستر، گری گاردنر و برایان هالوایل (۱۳۸۲) بحران جمعیت: ابعاد نوزده گانهٔ مشکل افزایش جمعیت، اردشیر اشراقی، تهران، نشر نقطه.

▪ خورشید دوست، علی محمد (۱۳۸۶) زمینه های بهبود جایگاه محیط زیست در رویکردهای اقتصادی و توسعه ای، اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۲۳۶- ۲۳۵، صص ۱۵۹- ۱۴۸.

▪ زاهدی، شمس السادات (۱۳۸۲) چالشهای توسعه پایدار از منظر اکوتوریسم، مدرس علوم انسانی، دوره ۷، شماره ۳، صص ۱۰۳-۸۹.

 

References:

 

Barrett, John and Craig Simmons (۲۰۰۳) An Ecological Footprint of the UK: Providing a Tool to Measure the Sustainability of Local Authorities, York, Stockholm Environment Institute.

Bond, Stuart (۲۰۰۲) Ecological Footprints: A Guide for Local Authorities, WWF-UK, www.wwf.org.uk

Ferguson, Andrew R. B. (۱۹۹۹) The Logical Foundations of Ecological Footprints, Environment, Development and Sustainability, ۱: ۱۴۹–۱۵۶.

Holden, Erling (۲۰۰۴) Ecological footprints and sustainable urban form, Journal of Housing and the Built Environment, ۱۹: ۹۱–۱۰۹.

Holmberg, J., Lundqvist, U., Rob rt, K-H. and Wackernagel, M. (۱۹۹۹). The Ecological Footprint from a Systems Perspective of Sustainability, International Journal of Sustainable Development and World Ecology, ۶:۱۷-۳۳.

Huang , Qing, Ranghui Wang, Zhiyuan Ren, Jing Li and Huizhi Zhang (۲۰۰۷) Regional ecological security assessment based on long periods of ecological footprint analysis, Resources, Conservation and Recycling, ۵۱, ۲۴–۴۱.

Luck, Matthew A. , G. Darrel Jenerette, Jianguo Wu, and Nancy B. Grimm (۲۰۰۱) The Urban Funnel Model and the Spatially Heterogeneous Ecological Footprint, Ecosystems, ۴: ۷۸۲–۷۹۶. http://leml.asu.edu/jingle/Web_Pages/Wu_Pubs/PDF_Files/Luck_et_al_EF_۲۰۰۱.pdf

Rees, W.E. and M. Wackernagel (۱۹۹۶) Urban Ecological Footprints: Why Cities Cannot be Sustainable and Why They are a Key to Sustainability, Environmental Impact Assess Review, ۱۶:۲۲۳-۲۴۸.

Seattle (۲۰۰۴) The Influence of development characteristics on the Ecological Footprint of an Urban Household, by Signe Gilson for Seattle Office of Sustainability and Environment, http://www.seattle.gov/environment/OSE%۲۰Footprint%۲۰Report%۲۰۳-۱۹-۰۴.pdf

The Global Development Research Center web site (۲۰۰۷) The Ecological Footprints of Tokyo, UEMRI Japan/Hari. http://www.gdrc.org/uem/tokyo-fprint.html

Venetoulis, Jason and John Talberth (۲۰۰۵) Ecological Footprint of Nations ۲۰۰۵, Update, http://www.redefiningprogress.org/

Wackernagel, Mathis, Chad Monfreda, and Diana Deumling (۲۰۰۲) Ecological Footprint of Nations - November ۲۰۰۲ Update: How Much Nature Do They Use? How Much Nature Do They Have? Edefining Progress for People, Nature, and the Economy. Oakland, CA: Sustainability Issue Brief. http://www.RedefiningProgress.org.

Wackernagel, Mathis, Larry Onisto, Alejandro Callejas Linares, Ina Susana L pez Falf n, Jesus M ndez Garc a, Ana Isabel Su rez Guerrero, and Ma. Guadalupe Su rez Guerrero (۱۹۹۷) Ecological Footprints of Nations, http://www.ecouncil.ac.cr/rio/focus/report/english/footprint/

wwflearning web site, http://www.wwflearning.org.uk/ecological-budget/about/faq/global-hectare,۵۰۳,AR.html

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

[۱] ecological footprint

[۲]Brown

[۳] Mathis Wakernagel

[۴] William Rees

[۵] Our Ecological Footprint: Reducing Human Impact on the Earth

[۶] item

[۷] crop land

[۸] Forest land

[۹].Pasture land

[۱۰] Built space

[۱۱] Less Productive Land

[۱۲]Marine and inland fisheries

[۱۳] Open ocean

[۱۴]Energy land

[۱۵] natural capital

[۱۶] Barrett

[۱۷] Simmons

[۱۸] regional sustainable development

[۱۹] ‘How much nature do we have, compared with how much we use?’

[۲۰] sustainability

[۲۱] Ferguson

[۲۲] one world

[۲۳] Earth Council

[۲۴] Ecological Footprints of Nations

[۲۵] World Commission on Environment and Development

[۲۶] EF ۲.۰

[۲۷]Redefining Progress (RP)

[۲۸] net primary productivity (NPP)

[۲۹]Total Footprint

[۳۰] A global hectare (gh) is one hectare of biologically productive space with world-average productivity (http://www.wwflearning.org.uk web site)

[۳۱] Biological Capacity

[۳۲] Thomas Robert Malthus

[۳۳] An Essay on the Principle of Population

[۳۴]decentralized concentration

[۳۵] Holden

سایت تخصصی جامعه شناسی ایران

http://sociran.com/index.php?newsid=۵۰

 

 

منبع :

 

 

افتاب - http://www.aftabir.com

 

 

 

 

حقایقی در مورد کاغذ

 

 

حقایقی در مورد کاغذ :

 

 


- در مقیاس جهانی، 42 درصد چوب صنعتی برداشت شده، در تولید کاغذ بکار می‌رود.

 


- جنگل‌ها، 50 درصد کربن سرزمین‌ها را در خود ذخیره می‌کنند. به عبارت دیگر، جنگل‌ها «چاهک‌های کربنی» بسیار مهمی هستند که آلودگی را در خود نگه می‌دارند. آلودگی‌ای که، در غیر این صورت، می‌بایست در اتمسفر رها شود.

 


- هم اکنون 50 درصد جنگل‌های جهان از بین رفته یا سوخته‌اند و 80 درصد از آنچه که باقی مانده، بشکل جدی آسیب دیده‌اند. کاغذ، 25 درصد حجم کل زباله‌ها و یک سوم زباله‌های شهری را دربرمی‌گیرد.

 


- در کل جهان، روزانه 1 میلیون تن کاغذ مصرف می‌شود و این مقدار در حالا افزایش است

 

منبع : 

 

 

WWF

 

 

اینفوگرافیک های در مورد تغییرات اقلیمی

 

 

اینفوگرافیک های در مورد تغییرات اقلیمی :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینفوگرافیک کاهش رد پای اکولوژیک

 

 

اینفوگرافیک کاهش رد پای اکولوژیک :

 

 

 

سرانه تواید گازهای گلخانه ای تا سال 2013

 

سرانه تواید گازهای گلخانه ای تا سال 2013 :

 

 

ایران رتبه 17 را در میان تولید کننده گازهای گلخانه ای جهان دارا است. در صورتی کشور ایران چندان صنعتی نمی باشد.

چرا؟؟؟

 

 

 

فروش هوای جنگل های کانادا در چین

 

فروش هوای جنگل های کانادا در چین :

 

 

ایرنا : به دنبال تشدید آلودگی هوا، مردم چین قوطی های هوای تازه از جنگل های کانادا را که بهای آن هر 10 لیتر بیش از 22 دلار است می خرند.

 

 

کپسول های هوای جنگل های کانادا

 

 

به گزارش روز شنبه پایگاه اطلاع رسانی «ساینس آلرت» که یک پایگاه تحقیقاتی چند ملیتی است، شاید ابتدا یک شوخی به نظر برسد، اما ناگهان فروش هوای تازه «کوه های راکی» به تجارتی پرفروش در چین تبدیل شد و این محموله وارداتی از کانادا ظرف چهار روز فروش زیادی در بین مردم چین را تجربه کرد.

 


«مسس لام» بنیانگذار این نوع تجارت به روزنامه انگلیسی «تلگراف» گفت: نخستین تجربه از فروش هوا به سال 2013 و به یک زوج کانادایی برمی گردد و این دو، یک کیسه هوا را در یک حراج موسوم به «ای بای» کمتر از 66 سنت به فروش رساندند دومین مورد نیز به 160 دلار فروخته شد و در این بین متوجه شدیم بازار خوبی برای این محصول وجود دارد.

 


وی در گفت و گو با سازمان پست ملی کانادا گفت: تقاضا برای این محموله ها در مناطقی که آلودگی هوا در آنها زیاد است، می تواند روز به روز بیشتر شود.

 


در حالی که بیشتر ما هوای تمیز را به طور رایگان استفاده می کنیم، اما افزایش آلودگی در پکن نگرانی هایی را برای مردم این شهر به وجود آورده تا جایی که مردم حاضر می شوند برای یک بطری یا قوطی 10 لیتری هوا که حاوی 200 بار نفس تازه است، 22.95 دلار آمریکا بپردازند.

 


بر اساس این گزارش، بهای هوای تازه دریاچه «لوئیز» با حجم 7.7 لیتر و محتوی 150 بار نفس تازه به همان قیمت معامله می شود.

 


مشتریان برای خرید بطری هوای تازه دو گزینه دارند یا بطری با 97 درصد اکسیژن خالص را برمی گزینند و یا بطری های با 78 درصد نیتروژن، 21 درصد اکسیژن و مابقی گازهای دیگر را انتخاب می کنند.

 


شرکتی که این محصولات را به فروش می رساند مدعی است هرکس بطری هوای تمیز و تازه را خرید کند هوای تازه پارک ملی «بنف» در منطقه «آلبرتا» کانادا و یا هوای تازه دریاچه «لوئیز» را به ریه های خود می فرستد و به هوشیاری و رهایی فرد از آلودگی و خطرات آن کمک می کند.

 


بر اساس سازمان پست کانادا، سال گذشته مقصد این نوع محموله ها بیشتر کشورهای آمریکای شمالی، هند و خاورمیانه بود، اما از آنجایی که هوای چین در حالت وضعیت قرمز رسیده است، از دو ماه پیش بازار این کشور به بزرگ ترین بازار خارجی این محموله تبدیل شده است.

 


«لام» گفت: هفته گذشته و ظرف چهار روز 500 بطری از این محموله در چین فروخته شد و چهار هزار بطری نیز که از قبل پیش فروش شده به مقصد این کشور ارسال شده است. هرچند مقام های محلی در تلاش هستند تا از طرق دیگری این آلودگی را که ذرات معلق در هوا به 20 برابر بیشتر از استاندارد رسیده برطرف سازند.

 

 

الودگی هوا در چین

 


ماه نوامبر گذشته شاخص کیفیت هوا در چین 666 و در وضعیت خطرناک قرار گرفت که به اعتراف مقام های چینی این آلودگی از افزایش 17 درصدی مصرف ذغال سنگ و ورود بیش از یک میلیارد تن دی اکسید کربن به هوا ایجاد شده است.

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

هایدروسیتی, جدیدترین شکل انرژی پاک

 

هایدروسیتی, جدیدترین شکل انرژی پاک :

 

 

ایرنا : محققان در حال توسعه یک منبع جدید انرژی پاک به نام هایدروسیتی (hydricity) هستند که ترکیب هیدروژن و انرژی خورشیدی است.

 

 

 

 

به گزارش گروه اخبار علمی ایرنا از ساینس، محققان دانشگاه پوردو و مدرسه پلی تکنیک لوزان سوئیس در یک اقدام مبتکرانه برای تولید انرژی های پاک و دوستدار محیط زیست، با ترکیب منابع حرارتی خورشیدی و سوخت هیدروژنی، شکل جدید از انرژی پاک به نام هایدروسیتی تولید کردند.

 


در این فرآیند جریان الکتریسیته و هیدروژن به طور همزمان تولید می شوند و هیدروژن برای استفاده های بعدی ذخیره می شود. در این روش از توربین های پرفشاری استفاده می شود که در شرایط کم فشار هم قابل استفاده هستند.

 


محققان معتقدند که راندمان این روش در تولید سوخت هیدروژنی 50 درصد و در تولید الکتریسیته 46 درصد است.

 


مهمترین مزیت این روش، تولید همزمان الکتریسیته و سوخت هیدروژنی است که کاربرد گسترده ای در صنعت حمل و نقل، تولید مواد شیمیایی و صنایع دیگر دارد و با استفاده مکرر پایان نمی پذیرد؛ زمانی که خورشید غروب می کند، سوخت هیدروژنی ذخیره شده وارد عمل می شود و توربین هرگز از کار نمی افتد. محققان به این دستاورد به چشم یک اقتصاد پایدار می نگرند و امیدوارند که قادر به رفع تمام نیاز های انرژی از جمله حمل و نقل، گرمایش و برق باشد.

 


این دستاورد در حال حاضر در مراحل آزمایشگاهی قرار دارد و به زودی وارد دنیای واقعی می شود.
نتایج این تحقیقات در نشریه National Academy of Sciences منتشر شده است.

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

 

ایران « نشست » می کند

 

ایران « نشست » می کند :

 

شهروند : فاجعه بلعیده شدن در کمین شهرها و روستاهای کشور نشسته؛ فاجعه‌ای که هم پایتخت‌نشینان و هم ساکنان جنوب، مرکز و شرق کشور را تهدید می‌کند. چند سالی می‌شود، دشت‌های ایران یکی پس از دیگری فرو می‌روند؛ نشستی چند سانتی‌متری دارند یا فرونشستی چند متری.
 
 
 
 
 
 
خبرها می‌گوید، سالانه در تهران زمین ٩٠ برابر شرایط بحرانی نشست می‌کند و ترک منازل مسکونی در مناطق جنوبی پایتخت گویای خطری است که با پشت سر گذاشتن دشت‌های کشور، خود را به نزدیکی شهرها و روستاها رسانده. خطر به‌حدی نزدیک شده که با فرونشست‌های زمین و ناایمن شدن ساختمان‌های مسکونی، خسارت یک زلزله ٥ ریشتری، برابر با زلزله‌ای با قدرت ٧. ٥ ریشتر خواهد بود.
 
 
 
این هشدار را چند روز پیش محمد درویش، مدیرکل دفترآموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌ زیست داد و با اشاره به این‌که بیشترین میزان فرونشست زمین در استان تهران در شهریار و ورامین رخ داده است، گفته بود: «از گوشه و کنار شهر شاهد این پدیده هستیم. در منطقه شهر ری خانه‌ها ترک برداشته و افراد مجبور شدند خانه‌هایشان را بفروشند. همچنین در برخی مناطق بزرگراه نواب هم خانه‌ها ترک برداشت به نحوی که درِ برخی خانه‌ها باز و بسته نمی‌شود و کار به جایی رسیده که اگر زلزله‌ای با قدرت ۵ ریشتر رخ دهد خسارتش به اندازه یک زلزله با قدرت ٧,٥ ریشتری خواهد بود و این مسأله فوق‌العاده خطرناک است.»
 
 
 
هر چند که فرونشست زمین در حاشیه پایتخت، مرز بحران را پشت سر گذاشته و در تمامی گزارش‌های رسمی خبرها از فرونشست ٣٠ تا ٣٦ سانتی‌متری زمین در دشت‌های جنوبی تهران حکایت می‌کند، اما وضع در سایر دشت‌های کشور خطرناکتر و نگران‌کننده‌تر است. گفته می‌شود در ٢٩٧ دشت کشور با پدیده فرونشست زمین مواجه هستیم و این پدیده در برخی مناطق همچون همدان، فارس و هرمزگان به فروچاله تبدیل شده است؛ چاله‌هایی که بیشتر به چاه شباهت دارند. آخرین نمونه این پدیده، در منطقه ایج در نزدیکی استهبان استان فارس رخ داد که فروچاله‌ای با عمق ٨٠ متر ایجاد کرد. پس از آن در میناب هرمزگان دیده شد و خبرها حکایت از آن داشت که زمین در مرکز شهر میناب فرو رفته است.
 
 
 
رسیدن فروچاله‌ها به مناطق مسکونی و بالا رفتن احتمال وقوع آن در مناطق شهری و روستایی، زنگ خطر و بحرانی شدن شرایط بروز این پدیده‌ها را به صدا درآورده است. پدیده‌هایی که می‌تواند از بسیاری از بلایای طبیعی خطرناک‌تر باشد، زیرا آسیب‌های ناشی از بلایای طبیعی را به شدت افزایش خواهد داد.
 
 
 
فرونشست زمین زیر سایه بحران آب
 
 
بروز فرونشست را به عوامل مختلفی مرتبط می‌دانند، اما همگان روی یک عامل توافق دارند؛ بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی و پایین رفتن سطح این ذخایر آبی. به گفته مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی، زیست‌محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی، «آسیبی که فرونشست زمین وارد می‌کند در طول زمان است و کمتر احساس می‌شود. این پدیده معمولا در ایران یا حتی در دنیا، به دلیل برداشت‌های بی‌رویه از منابع آبی اتفاق می‌افتد. فرونشست ناحیه‌ای بیشتر به این دلیل بروز می‌کند که در اعماق زمین، خاک‌های تراکم‌پذیری وجود دارد که با برداشت‌های بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، آبی که وزن لایه‌های بالایی را تحمل می‌کند، از بین می‌رود و خاک‌هایی که امکان تراکم‌پذیری داشته باشد، فرونشست می‌کند. در این مناطق چنانچه خاک دانه‌بندی درشتی داشته باشد، وزن را تحمل می‌کند و فرونشست دیده نمی‌شود یا میزان آن  کم است.»
 
 
 
امیر شمشکی با اشاره به این‌که فرونشست انواع مختلفی داشته و به عوامل مختلفی هم بستگی دارد، به «شهروند» می‌گوید: «فرونشست زمین در طول زمان اتفاق می‌افتد و کمتر احساس می‌شود اما فروچاله‌ها به صورت ریزش‌هایی ناگهانی اتفاق می‌افتد. در فروچاله‌ها، سنگ‌هایی که قابلیت انحلال دارد به صورت ناگهانی یا در زمانی کوتاه فرو می‌ریزد و اتفاقی همچون پدیده‌ای که در استهبان روی داد را به وجود می‌آورد.»
 
 
 
آسیبی که فرونشست وارد می‌کند، در طول زمان است و کمتر احساس می‌شود اما فروچاله‌ها اگر در منطقه یا محلی باشد که زندگی جریان داشته باشد، خطرات زیادی را به همراه می‌آورد. این امر باعث شده است، حالا با پدیدار شدن تعداد بیشتری فروچاله در دشت‌های کشور، خطر این پدیده نزدیک‌تر از قبل احساس شود؛ خطری که می‌تواند ساختمان‌ها را ببلعد و جان صدها نفر را به خطر بیندازد. شمشکی معتقد است، «جدای از آن‌که منابع آب زیرزمینی از دست می‌رود و کم می‌شود، برداشت از این منابع مشکلات بزرگی به وجود می‌آورد که خسارت آن در طول زمان از زلزله هم بیشتر است.»
 
 
 
او با تفکیک فروچاله‌ها و فرونشست‌ها از یکدیگر، ادامه می‌دهد:  «با پدیده فرونشست در بسیاری از مناطق کشور همچون فارس، هرمزگان، دشت‌های اطراف تهران و ... مواجه هستیم. اما فروچاله‌ها به صورت ناحیه‌ای در مناطق دارای سنگ‌های انحلال‌پذیر مانند سنگ آهکی و به عبارت دیگر مناطق کارستیک به وجود می‌آید. در البرز، نمود فروچاله‌ای نسبت به زاگرس کمتر است. پایین رفتن سطح منابع آب زیرزمینی باعث می‌شود، وقوع این پدیده سرعت بگیرد.»
 
 
 
اگر تعداد فروچاله‌هایی که در سال‌های اخیر ایجاد شده‌ است، شمرده شود تعدادشان صدها مورد خواهد بود که برخی از آنها کوچک و برخی از آنها عمیق و بزرگ است و به گفته شمشکی، شهرت جهانی دارند، همچون فروچاله کبودرآهنگ. فروچاله‌ای که در ‌سال ١٣٨٧ در نزدیکی کبودرآهنگ همدان پدیدار شد و تا مدت‌ها یکی از جاذبه‌های گردشگری این منطقه نام گرفته بود. گفته می‌شد بسیاری کیلومترها راه را طی می‌کنند تا این فروچاله عجیب و بزرگ را ببینند، «در همدان، کرمانشاه، فارس، کرمان و استان‌های غربی کشور، نمونه‌های بسیاری از فروچاله‌ها داریم. در همدان هم که فروچاله‌هایی اتفاق افتاده که شهرت جهانی دارد، همچون فروچاله کبودرآهنگ.»
 
 
 
پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی و برداشت بی‌رویه از آن، باعث شده است تا بهره‌برداران برای برداشت از آب‌های زیرزمینی مجبور به کف‌شکنی باشند، اقدامی که مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی زیست‌محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی، معتقد است باعث می‌شود فرونشست سرعت پیدا کند، زیرا بهره‌برداران با کف‌شکنی گاه وارد سیستم کارستی می‌شوند و این امر شکل‌گیری فروچاله‌ها را سرعت می‌دهد.
 
 
 
در مناطق خشک و نیمه‌خشک تقریبا دشتی نداریم که این پدیده در آن اتفاق نیفتاده باشد، این را شمشکی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «در منطقه خشک و نیمه‌خشک که توسعه کشاورزی و صنعتی هم در آن رخ داده باشد و خاک آن هم دانه‌بندی ریزی داشته باشد، به‌طور معمول شاهد فرونشست زمین و ایجاد فروچاله هستیم. همچون دشت‌های مرکزی کشور، دشت مشهد، جنوب غرب دشت تهران، دشت ورامین، دشت قزوین و...»
 
 
او با اشاره به پدیدار شدن فروچاله‌هایی در میناب هرمزگان هم می‌گوید: «مناطقی داریم مثل میناب که به دلیل نزدیکی به دریا، انتظار نداشتیم شاهد فرونشست زمین باشیم، اما اتفاق افتاده است. در این منطقه توقع داشتیم آب شور شود ولی پیش‌بینی نمی‌شد که فرونشست زمین رخ بدهد اما با وجود مجاورت با پهنه آبی، این پدیده رخ داد و اکنون درحال بررسی دلایل آن هستیم. این نشان می‌دهد که این پدیده در دشت‌های ساحلی کشور هم بروز کرده است.»
 
 
 
فقط شانس آورده‌ایم فروچاله در شهر یا روستا نداشتیم
 
 
در دهه اخیر فرونشست‌ها توسعه پیدا کرده‌ و روند رو به رشد وقوع آنها نگران‌کننده شده است. برخی از این وضع با عنوان بلعیده شدن دشت‌ها، روستاها و شهرهای کشور توسط این فروچاله‌ها یاد می‌کنند. شمشکی در این‌باره هم می‌گوید:  «بعضی از دوستان از این اصطلاح استفاده می‌کنند و من سعی می‌کنم که خیلی اغراق نشود اما واقعا خیلی مهم است و آسیب‌هایی را به همراه دارد که جبران‌ناپذیر است. این آسیب‌ها گاه بسیار بیشتر از سودی است که از طریق کشاورزی به دست می‌آوریم و باید چندین برابر هزینه کنیم تا به پیامدهای فرونشست زمین فائق بیاییم.»
 
 
 
او ادامه می‌دهد: «تاکنون شانس آورده‌ایم اتفاقاتی که در این زمینه روی داده در مناطقی بوده که سازه مهمی در آن‌جا قرار نداشته است. بروز این پدیده می‌تواند در منطقه شهری باشد که خسارت آن قابل تصور نیست. می‌تواند در مکانی باشد که به‌عنوان مثال یک نیروگاه مهم کشور قرار دارد و به واسطه این اتفاق در عرض مدتی کوتاه، نیروگاه یا بخشی از تجهیزات آن در چاله فرو رود.»
 
 
 
مخازن ذخایر آب زیرزمینی درحال از دست رفتن است و جای آنها را فرونشست‌های زمین و فروچاله‌ها گرفته‌ است، این خبر را هم مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی زیست‌محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی می‌دهد، «در رابطه با پدیده فرونشست، خسارات دیگری را مشاهده می‌کنیم که غیرقابل جبران است. با گسترش این پدیده، محل ذخیره آب یا به عبارتی مخازن زیرزمینی آب را از دست می‌دهیم. به این ترتیب حتی زمانی که بارندگی خوبی هم داشته باشیم، مخزن ذخیره آب در زیر زمین را از دست داده‌ایم و این بارندگی‌ها نمی‌تواند به حل شدن مشکل آب و ذخایر آبی کشور کمکی کند.»
 
 
 
فرونشست، سازه‌های خطی را می‌شکند
 
 
شمشکی درباره دیگر خسارت‌های فرونشست زمین هم می‌گوید:  «سازه‌های خطی همچون ریل‌های راه آهن و لوله‌های گاز و آب، با وقوع فرونشست‌ها، دچار خسارت می‌شود. این سازه‌ها وقتی در مسیر با پدیده فرونشست روبه‌رو شود، دچار مشکل خواهد شد که اگر هزینه‌های آنها را جمع کنیم، رقم بالایی خواهد بود.»
 
 
 
زمین در مناطق ١٧، ١٨ و ١٩ تهران فرو رفته است
 
 
حدود یک دهه است که دستگاه‌ها و کارشناسان مختلف ازجمله سازمان حفاظت محیط ‌زیست، سازمان زمین‌شناسی، مرکز پژوهش‌های مجلس و ... عددهای مختلفی درباره نشست زمین در جنوب تهران و خسارات آن مطرح می‌کنند؛ اعدادی از حدود ١٦ سانتی‌متر تا ٣٦ سانتی‌متر. رقمی که به گفته محمد درویش ٩٠ برابر شرایط بحرانی است و حال و روز پایتخت را نگران‌کننده ترسیم می‌کند. مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی زیست‌محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی، در توضیح این اعداد و نگرانی‌هایی که در این‌باره مطرح می‌شود هم می‌گوید:  «باید این را در نظر گرفت آمارهایی که از سوی کارشناسان مختلف داده می‌شود، مربوط به چه زمان‌ها و چه مکان‌هایی است.
 
 
 
نخستین‌باری که این پدیده اندازه‌گیری شد، ‌سال ٨٤ بود که بررسی‌های سازمان زمین‌شناسی از فرونشست ١٦ تا ١٧ سانتی‌متری حکایت داشت. در بررسی‌های آن سال، بخش‌های کوچکی از شهر تهران، تا ٢ سانتی‌متر فرونشست نشان می‌داد که ما از ٢ تا ٢,٥ سانت بالاتر را حایز اهمیت می‌دانستیم. در بررسی‌های بعدی متوجه شدیم که فرونشست به مناطق داخلی‌تر پایتخت یعنی مناطق ١٧، ١٨ و ١٩ آمده است که می‌تواند سازه‌های خطی شهر را تحت‌تاثیر قرار دهد. در ‌سال ٢٠١٠ میلادی یعنی سال‌های ٨٩ - ٩٠ شمسی بررسی‌ها نشان داد که فرونشست به ٣٤ سانتی‌متر رسیده است.» او ادامه می‌دهد: «بخشی از شهر تهران همچون مناطق شمالی و بخشی از شرق، روی خاک‌های دانه درشت هستند، همچون مناطق ١، ٢ و ٣ که در صورت افت سطح آب زیرزمینی، بعید است که درگیر این پدیده شود. شاید پدیده‌های دیگری این مناطق را درگیر کند اما فرونشست، خیر. این در حالی است که امکان توسعه این پدیده در مناطق جنوبی شهر وجود دارد و در این صورت خسارات غیرقابل جبرانی را هم به همراه خواهد داشت.»
 
 
 
آسیب‌هایی که این پدیده با خود به همراه می‌آورد، در این سال‌ها نادیده گرفته شده و همین امر باعث شده تا به گفته شمشکی «فرونشست و فروچاله‌ها توسعه پیدا کند.» در این سال‌ها کسی هم به خساراتی که این پدیده به جای خواهد گذاشت توجهی نکرده است، آن‌طور که مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی زیست‌محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی می‌گوید:  «اگر شهرها و روستاها در وسط پدیده باشند، خسارات کمتری از بروز این پدیده خواهند دید. بیشترین خسارت را در حواشی فرونشست زمین شاهد خواهیم بود، زیرا در حواشی، میزان تغییرات نرخ فرونشست بیشتر است.
 
 
 
 ممکن است دو سطح اختلاف ٢ یا حتی ١٠ سانتی‌متری یا حتی بیشتر داشته باشند که در این صورت باعث تضعیف ساختمان‌ها می‌شود و ساختمان‌ها را در مقابل پدیده‌های طبیعی آسیب‌پذیرتر خواهد کرد.» پدیده‌هایی همچون زلزله که به‌شدت پایتخت و بسیاری از استان‌های کشور را تهدید می‌کند و به گفته محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، خسارت یک زلزله ٥ ریشتری را با زلزله‌ای ٧,٥ ریشتری برابر خواهد کرد و در کنار تهدید فرونشست زمین، فروچاله‌ها می‌تواند در عرض چند ساعت، بخش کوچک یا حتی بزرگی از یک منطقه مسکونی را ببلعد و فاجعه رقم بزند.
 
 
نویسنده :
 
 
مریم میرزایی
 
 
 
منبع :
 
 
روزنامه شهروند
 
 
 

پایان عصر سوخت‌های فسیلی

 

 

پایان عصر سوخت‌های فسیلی :

 

 

 

 

 

 ايسنا : روزنامه تلگراف به معرفی اجمالیِ بخش‌های کلیدی توافق پاريس که به عنوان «پایان عصر سوخت‌های فسیلی» مورد استقبال قرار گرفت، عصری که همچون یک فاجعه محکوم شد، پرداخته است:

 



* تعیین هدف بلند مدت برای محدود کردن افزایش گرمای جهانی کمتر از 2 درجه و در صورت امکان 1.5 درجه سانتیگراد

 


این توافق به دنبال آن است تا افزایش متوسط دمای جهانی را به کمتر از 2 درجه سانتیگراد برساند. همچنین بر آن است تا اقدامات لازم برای محدود کردن افزایش دما به 1.5 درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیش از عصر صنعتی شدن را دنبال کند. به منظور محدود کردن افزایش دما، هدف آن است تا تعادلی بین انتشار مواد آلاینده و حذف این آلاینده‌ها از طریق جذب گازهای گلخانه‌ای در نیمه دوم این قرن بوجود آید.

 



* تعهدات ملی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در دهه2020


پیش از نشست پاریس و حتی در طول برگزاری آن، کشورها نامه‌های خود برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای را در طول دهه 2020 ارائه کردند که این برنامه‌ها و تعهدات زمانی که هر یک از کشورها توافق را تایید کردند به مشارکت‌های تعیین شده ملی تبدیل می‌شود و توافق به دست آمده، کشورها را متعهد می‌کند تا اقدامات لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را با هدف دستیابی به اهداف مدنظر دنبال کنند.

 



* برنامه‌ای برای متعهد کردن کشورها جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در آینده


کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای که تاکنون کشورها به انجام آن تعهد داشتند، افزایش 2.7 درجه سانتیگرادی را در این قرن در نظر گرفته بود. بخش کلیدی توافق جدید در حال حاضر مکانیزیمی است تا کشورها برای کاهش بیشتر تولید گازهای گلخانه‌ای در آینده متعهد شوند.

 



* کمک مالی کشورهای ثروتمند به ملل فقیر


این توافق ملزم می‌سازد که کشورهای توسعه یافته به کمک‌های خود به کشورهای در حال توسعه و کم‌درآمد به منظور تامین هزینه‌های سبز بودن و مقابله با پیامدهای تغییرات اقلیمی ادامه دهند. در حال حاضر در این توافق عنوان شده که کشورهای ثروتمند 100 میلیارد دلار در سال به کشورهای فقیر کمک کنند و سپس در سال 2025 تصمیم جدید اتخاذ شود.

 

 

 

نیروگاه بادی  نیروگاه خورشیدی

 



* برنامه‌ای برای نظارت بر پیشرفت و پاسخگو بودن کشورها در قبال تعهداتشان

 


قرار است در سال 2023 یک ارزیابی انجام شود و پس از آن هر پنج سال پیشرفت‌های به دست آمده در مسیر تحقق اهداف این توافق بررسی گردد و حتی کشورها به اجرای تعهدات ژرف‌تر تشویق شوند.

 

 

منبع :

 

 

ایسنا - بر گرفته شده از روزنامه تلگراف

 

 

 

چند راهکار درباره الودگی هوای تهران

 

چند راهکار درباره الودگی هوای تهران :

 

 

زیست بوم : پدیده آلودگی و وارونه‌شدن هوا از اواخر فصل پاییز و زمستان شروع می‌شود که درباره آن این نکات قابل‌ذکر است. پدیده وارونگی و آلودگی هوا چیست؟ گازهای همراه با این پدیده مضر برای سلامت انسان کدام‌ا‌ند و اثرات و عوارض هریک از این گازها بر بدن انسان چگونه است؟ توصیه‌هایی برای پیشگیری از پدیده وارونگی و آلودگی هوای ناسالم.
 
 
 
 وارونگی و آلودگی هوا پدیده‌ای است فیزیکی که معمولا اواخر فصل پاییز و زمستان- مواقعی که هوا سرد و ساکن می‌شود - در شهرهای پرجمعیت و پرترافیک ازجمله تهران و سایر شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر گازهای مضر و متراکم در هوای سرد و ساکن به ‌جای صعود به بالای جو به سطح پایین‌تر جو نزول می‌کنند (وارونگی) و هوای سرد و ساکن مانع بالارفتن گازهای آلوده می‌شود. تنفس در این هوای آلوده باعث اختلالات تنفسی و ریوی و گاه باعث بروز عوارض جبران‌ناپذیری از قبیل پوکی استخوان و امراض خطرناک دیگر می‌شود.
 
 
 
درباره آلودگی و ازبین‌بردن پدیده وارونگی اگرچه ارگان‌های مختلف از جمله وزارت نفت و شهرداری‌ها به‌خصوص شهرداری تهران و سازمان محیط زیست و سایر ارگان‌های ذی‌ربط از چند سال پیش تا به حال با تشکیل نشست‌ها و جلسات مختلف در برطرف‌کردن عوامل آلوده‌کننده محیط زیست در پایتخت و سایر کلان‌شهرها و مراکز استان‌ها کوشیده‌اند اما تا به‌حال نتایج مطلوب و محسوسی به دست نیامده است. با این حال به طور کلی پیشنهادات برای برطرف‌کردن نسبی آلودگی هوا را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
 
 
 
الودگی هوای تهران
 
 
 
 
١- استفاده کمتر از خودروهای شخصی و روی‌آوردن به وسایل نقلیه عمومی نظیر مترو، اتوبوس و ناوگان‌های عمومی دیگر برای رفت و برگشت به محل کار و سکونت. در این مورد سرنشینان خودروهای پرمصرف باید بدانند که با بالابردن شیشه‌های خودرو و سرعت زیاد و بوق‌های ممتد و گاه نابجا، آنان نیز در معرض هوای آلوده و زیان‌آور هستند و باید همکاری بیشتری در مورد خودروهای تک‌سرنشین داشته باشند. خودروهای تک‌سرنشین نیز می‌توانند در مسیرهای دور از دسترس به وسایل نقلیه عمومی، هر خودرو با چند نفر (٣- ٤نفر) از همسایگان برای رفت و برگشت از یک اتومبیل استفاده کنند و هر روز از خودروهای خود استفاده نکنند.
 
 
 
٢- ادامه مطالعات و تحقیقات و پژوهش‌ در شرکت نفت برای ارتقای کیفیت بیشتر سوخت‌های فسیلی به‌خصوص بنزین مصرفی خودروهای شخصی و همگانی
 
 
 
٣- جایگزین‌کردن تدریجی سوخت‌های فسیلی و سوخت‌های فعلی با استفاده از تکنولوژی نانو و به‌کارگیری برق و الکتریسیته و نهایتا استفاده از انرژی خورشیدی
 
 
 
٤- پروژه تمرکز‌زدایی از تهران بزرگ و سایر کلان‌شهرها این تمرکززدایی شامل انتقال همشهریان به سایر شهرستان‌ها و استان‌های دیگر و ایجاد طرح تشویق آنان به مهاجرت به سایر نقاط کشور پهناور ایران است.
 
 
 
٥- انتقال کارخانه‌های بزرگ و کوچک و کوزه‌های ذوب فلز و ریخته‌گری به نواحی دوردست و مناسب دیگر در اطراف تهران بزرگ و سایر کلان‌شهر‌ها. در این مورد باید حریم مناسبی برای هر محل و شهر در نظر  گرفته شود.
 
 
 
٦- سروسامان‌دادن به فعالیت کامیون‌های حمل نخاله و زباله، کامیون‌های حمل سیمان و بالاخره کامیون و کامیونت‌های متعدد حمل مواد غذایی که عموما به علت تراکم ترافیک اکثرا باعث سد معبر و مانع عبور آسان خودروهای دیگر می‌شوند.
 
 
 
٧- هم‌اکنون در بعضی نواحی  تهران مالکان هر واحد آپارتمان گاهی دو یا سه خودرو دارند تا کارهای روزانه خود را انجام دهند. چنانچه وسایل نقلیه عمومی در دسترس باشد، آنها نیز مجبور به استفاده خودرو شخصی نخواهند بود. (البته هنوز تعدادی از همشهریان هستند که استفاده از وسایل نقلیه عمومی را کسر شأن خود می‌دانند یا گاهی ممکن است در مقابل پروژه فرد و زوج، دو خودرو دارای نمره فرد و زوج تهیه کنند که اینها به طورکلی در اقلیت هستند.) بنابراین مسئولان باید مردم و همشهریان را به روش‌های مختلف تشویق به استفاده از وسایل نقلیه عمومی کنند. مسئولان ذی‌ربط باید امکاناتی به وجود آورند تا همشهریان محترم از اتومبیل شخصی به صورت تک‌سرنشین کمتر استفاده کنند. در اینجا تأکید می‌شود اگر همکاری مردم در تهران و شمیرانات و سایر کلان‌شهرها و مراکز استان‌ها صورت نگیرد، مبارزه با آلودگی هوا و سالم‌‌سازی هوای تنفسی برای همشهریان امکان‌پذیر نبوده و با موفقیت کمتری همراه خواهد بود.
 
 
 
 نویسنده :
 
 
 
علی خلیلی - کارشناس‌ارشد مهندسی نفت و گاز
 
 
 
منبع :
 
 
 
زیست بوم - بر گرفته شده از روزنامه شرق
 
 
 

چطور شهرهای بزرگ ژاپن تمیز می‌مانند؟!

 

 

چطور شهرهای بزرگ ژاپن تمیز می‌مانند؟!

 

 

خیابان های توکیو در شب

 



توکیو 13 میلیون جمعیت دارد پو سخت کار می کند تا شهر را تمیز نگاه داشته و محیط زیست را تا حد ممکن دوست داشتنی نگه دارد. از طرف دیگر توکیو کمترین میزان انتشار دی اکسید کربن در کل قاره آسیا را به خود اختصاص داده است.

 

خیابان توکیو-1

 


توکیو تمیزترین شهر آسیا است و کوبه رتبه سوم را در این زمینه دارد. اینها موضوعاتی است که تعجب بسیاری را بر می انگیزد. واقعا چطور ژآپنی ها شهرهای به این بزرگی را تمیز نگه می دارند؟!

 


*تفکیک زباله


بسته به شهر و حتی ناحیه، زباله ها به دو صورت قابل احتراق و غیر قابل احتراق تفکیک می شوند. به علاوه مواد بازیافتی در دسته های بطری های پلاستیکی، بطری های شیشه ای و کاغذ بصورت جداگانه جمع آوری می شوند.

 


*شهروندان


علاوه بر این ژاپنی ها از همان کودکی مسئول زباله خودشان بار می آیند و اگر نیاز باشد آن را با خود به خانه شان می برند.

 


*ایستگاه‌های مختص سیگار


در نهایت خیلی از جاهای شلوغ توکیو مثل شیبویا و یا شینجوکو انواع مختلفی از قوانین ضد استعمال دخانیات دارند و ایستگاه‌های مخصوصی برای استعمال دخانیات تاسیس شده است و غیر قانونی و قدغن است که کسی در بیرون این جاها به استعمال دخانیات بپردازد.

 



منبع : 

 

فرارو

 

 

 

 

همه چیزهایی که در مورد « توافق پاریس » باید بدانید

 

همه چیزهایی که در مورد « توافق پاریس » باید بدانید :

 

 

زیست بوم/نیو صدر : این روز ها تغییرات اقلیم، بزرگترین مسئله قرن بیست و یکم، موضوعی است که جهان را فرا گرفته. اگر گرم شدن زمین به همین شکل ادامه یابد، شاید ما جزو آخرین نسل هایی باشیم که روی کره زمین زنده ایم. برای همین باید جهان راه حلی پیدا می کرد و این اتفاق دیروز در پاریس افتاد بیش از 195 کشور به توافقی رسیدند برای نجات سیاره مان. اما این توافق تاریخی چیست؟ چه هدفی دارد؟ چه تغییراتی ایجاد می کند؟ و آیا توافق دیروز به این معنا است که جهان نجات پیدا کرد یا هنوز مراحل سخت تری وجود دارد؟!
 
 
 
6 سال پیش همین مواقع بود که سران 192 کشور در کپنهاگ به همین هدفی که دو هفته پیش در پاریس جمع شده بودند در کپنهاگ دور هم جمع شدند.
 
 
اما به نظر می رسد در آن زمان کشور ها توسعه یافته منافع خود را به نجات زمین ترجیح دادند و جهان در کپنهاگ شکست خورد، شکستی که عواقبی زیادی داشت.
 
 
 
به گفته یک فعال حقوق کودکان در آن زمان " رهبران جهان قرارداد مرگ سالانه 250 هزار کودک را در پاریس امضا کردند. "
 
 
 
اما در آن 6 سال اتفاقات نگران کننده ای افتاد، هر سال جهان رکوردی زد و نام خود را گرمترین سال تاریخ گذاشت، دوره 5 ساله 2010 تا 2015 هم گرمترین دوره 5 ساله تاریخ شد. دانشمندان با مشاهده این اتفاقات نگران شدند و تحقیقات بیشتری درباره عواقب تولید گازهای گلخانه ای کردند، آنها به نتایج بسیار عجیبتری رسیدند برای مثال نابودی بعضی از نقاط خاورمیانه تا 50 سال دیگر، انقراض یک چهرم گونه های حیوانی، افزایش خشکسالی، غرق شدن بعضی از شهر ها و ...
 
 
 
شاید همه این اتفاقات و درس گرفته شده از شکست کپنهاگ باعث شد در پاریس اتفاق دیگری بیافتد، روز اول در پاریس سخنرانیهای تاریخی شد سخنرانی هایی که نشان می داد جهان آماده تغییر است.
 
 
 
یکی از تاریخی ترین سخنرانی ها را باراک اوباما، رئیس جمهور دومین کشور آلاینده جهان کرد او در قسمتی از سخنرانی اش گفت: چیزی به عنوان بسیار دیر کردن وجود دارد، وقتی به تغییرات آب و هوا می رسد زمان مخالف ما است،اما اگر ما اینجا و اکنون واکنش دهیم و علایق کوتاه مدت را پشت زندگی برای نوه هایمان قرار دهیم، دیگر دیر نخواهد شد.
 
 
 
این مذاکرات سخت در ابتدا خوب بود، بعد حدود 3 روز مسئولان برای پیش نویس اولیه به توافق رسیدند اما همانطور که انتظار می رفت روز به روز توافق سخت تر شد و حتی در روز دهم اخباری درباره ی به مشکل خوردن مذاکرات آمد و بالاخره پس از 12 روز سران کشور ها در پاریس به توافق پایانی رسیدند.
 
 
 
اما این توافق با آنچه در کپنهاگ اتفاق افتاد بسیار تفاوت دارد، خبرنگار محیط زیست بی بی سی در رابطه با این توافق نوشت: من آدم اهل اغراقی نیستم، اما اگر بگوییم توافق پاریس چیزی غیر از یک لحظه " تاریخی و جهانی" است زشت خواهد بود. این توافق دقیق که میان نجات جهان و حقوق کشور ها تعادل را رعایت کرده یک وسیله واقعی برای نجات زمین است.
 
 
 
 
تصویر بان کی مون و اولاند و فابیوس بعد از توافق پاریس
 
 
 
 
اطلاعات مهم توافق
 
 
 
به طور خلاصه متن اصلی توافق به این معنی است که با استفاده از علم انتشار گازهای گلخانه ای باید به نقطه اوجی برسد و پس از آن به سرعت کاهش یابد.
 
 
 
1-هدف توافق
 
هدف اصلی این توافق محدود نگه داشتن افزایش دما زمین به کمتر از 2 درجه و سعی برای نه داشتن آن حدود 1.5 درجه است،این هدف به این معنا است که تا آینده ای نه چندان دور سوخت های فسیلی از اقتصاد خارج می شوند.
 
 
 
این خروج انتشار گازهای گلخانه ای به طور کامل از محیط زیست در نیمه دوم این قرن انجام می شود این یعنی کشور های در حال توسعه هم دیگر باید از انرژی های سبز استفاده کنند. هیئت بین دولتی تغییرات آب و هوا اعلام کرده که تا آخر این قرن تولید گازهای گلخانه ای باید به صفر برسد.
 
 
 
2-مسئولیت مشترک اما متفاوت و توانمندی های مخصوص به خود
 
 
اما یکی از مهمترین قسمت های این توافق قسمتی است که به کشور های در حال توسعه و کشور های توسعه یافته می پردازد. 
 
 
اسم این قسمت " مسئولیت مشترک اما متفاوت و توانمندیهای مخصوص به خود" است. اساسا معنا این بند تغییر تدریجی است میزان کاهش گاز های گلخانه ای کشور ها متفاوت خواهد بود اما همه کشور ها باید تولید گازهای گلخانه ای شان را قطع کنند.
 
 
 
3- سیستم چک کردن برای کشور های مختلف
 
یکی از قسمت های دیگر توافق این است که کشور ها تحت سیستمی چک می شوند که آیا توافق را اجرا می کنند یا نه؟! اما این توافق در این رابطه هم برای کشور های فقیر انعطاف پذیری دارد، کشور های در حال توسعه زمانی وارد سیستم می شوند که آمادگی اش را داشته باشند.
 
 
 
4- قسمت اقتصادی توافق
 
در صورتی که در این توافق کشور های توسعه یافته هیچگونه مسئولیتی ندارند اما به نظر می رسد کشور های فقیرتر پیروز واقعی این توافق باشند.
 
 
از لحاظ اقتصادی هم به همین شکل است، کشور های فقیرتر نباید هیچگونه کمک مالی کنند، در توافق جدید کشور های ثروتمند باید پول بیشتری برای کمک به این طرح قرار دهند. آنها تا سال 2020 باید حدود 100 میلیارد دلار برای این توافق هزینه کنند.
 
 
 
5-ضمانت های کشور ها
 
طبق این توافق هر کشور در سال 2023 باید کارهایی که انجام دادن را اعلام کنند، 2 سال بعد هم باید میزان کاهش انتشار گاز های گلخانه ای خود را اعلام کنند.
 
 
 
اما شاید یکی از بزرگترین ضعف های این توافق این باشد که اجرا نکردن طرح یا قسمتی از توافق هیچ جریمه ای ندارد.
 
 
 
آینده پس از توافق چه خواهد بود؟!
 
 
شاید همه بر این باورند باشند که این توافق در پاریس پیروزی ای بزرگ باشد اما هنوز راه زیادی وجود دارد، رئیس ساید 360 در رابطه با این توافق گفت: این جهان را نجات نداد، اما ممکن است شانس نجات جهان را نجات داده باشد.
 
 
 
در این توافق هیچ اجباری وجود ندارد و این موضوعی است که راه آینده را دشوار می کند، اگر یکی از آلاینده های بزرگ جهان مانند آمریکا یا چین که به ترتیب 14 و درصد گازهای گلخانه ای جهان را تولید می کنند در این مسیر عقب نشینی کنند دیگر توافق پاریس هیچ سودی نخواهد داشت.
 
 
 
بار دیگر شکست خوردن و اجرا نکردن این توافق هیچ جایی برای جبران نداشته باشد، برای همین بهتر است هر کشور و هر فرد وظیفه خودش را به بهترین شکل انجام دهد.
 
 
 
شاید بهترین توصیف را در رابطه با این توافق شعر ای از نلسون ماندلا می کند که وزیر آفریقا هم آن را در پاریس گفت: " من راز بالا رفتن از یک کوه بلند را فهمیدم، راز پیدا شده این است که کوه های بیشتری برای پیمودن وجود دارد. "
 
 
 
منبع :
 
 
زیست بوم - بر گرفته شده از خبر انلاین
 
 
 

شش محور توافقنامه پاريس

 

 

شش محور توافقنامه پاريس :

 

 



خبرگزاری آسوشیتدپرس : شش محور اساسي از توافق جهاني پاريس را بررسي کرده است:

 



⬇️هدف بلندمدت


هدف بلندمدت توافق پاریس این است که گرمایش زمین به ٢ درجه سانتیگراد نرسد و در صورت امکان، از ١.٥ درجه افزایش نیابد.

 



⬇️هدف های تعیین شده برای آلاینده ها


کشورهای جهان پذیرفتند که برای دستیابی به هدف بلندمدت پیمان پاریس، هر پنج سال هدف های مربوط به کاهش حجم آلایندگی صنایع خود را بازنگری و اصلاح کنند. بیش از ١٨٠ کشور جهان هدف های نخستین دوره کاهش آلایندگی خود که باید تا سال ٢٠٢٠ محقق شود را ارایه کرده اند.

 



⬇️بازنگری در هدف ها


هدف های اولیه ای که فعلا تعیین شده، آنقدر نیست که به هدف های بلندمدت کمک کند. بنابراین، توافق پاریس از دولت ها می خواهد که چهار سال آینده، هدف های کنونی را بازنگری و در صورت امکان، آنها را «بروزرسانی» کنند.

 



⬇️شفافیت


هیچ مجازاتی برای کشورهایی که از هدف هایشان تخطی کنند، وجود ندارد. اما توافق پاریس، مقرراتی را برای شفافیت عملکرد کشورها وضع کرده است تا دولت ها تشویق شوند که به تعهدهای خویش پایبند باشند. این بخش از توافق با دشواری فراوان تصویب شد. اين بند از توافق، «انعطاف پذیری»هایی را برای کشورهای درحال توسعه «در صورت نیاز» پیش بینی کرده است.

 



⬇️بودجه


توافقنامه پاریس تاکید می کند که کشورهای ثروتمند باید کمک هایی را برای کاستن از میزان آلایندگی جوی در کشورهای فقیر در نظر بگیرند، اما کشورهای دیگر را نیز تشویق می کند که به صورت داوطلبانه در این مسیر گام بردارند.

 



⬇️آسیب ها و فجايع گرمايش زمين


توافق پاریس بویژه برای کشورها بويژه جزايري که با گرمایش زمین تهدید می شوند، یک پیروزی بوده است. در اين توافق، بخشی به توصیف آسیب ها و فجایعی اختصاص یافته است که به دگرگونی های جوی مربوط هستند.هر چند در پی نوشت آن تاکید می کند كه این رخدادها قابل غرامت خواهی نیست.

 

 

منبع :

 

 

خبرگزاری آسوشیتدپرس

 

 

توافقات تغییر اقلیم "نگه داشتن دمای متوسط کره زمین زیر 2 درجه سانتی گراد"

 

 

توافقات تغییر اقلیم "نگه داشتن دمای متوسط کره زمین زیر 2 درجه سانتی گراد"

 


برگزارکنندگان مذاکرات تغییر اقلیم پاریس جزئیات مهم مطرح شده در توافقات را برای محدود کردن تغییرات اقلیمی را منتشر کردند. آقای فابیوس گفت پیش نویس نهائی طی یک توافق عادلانه انجام شد و بصورت "تعهدی قانونی و الزام آور" که گرم شدن کره زمین را تا زیر 2 درجه سانتی گراد محدود خواهد کرد.

 


پیش نویس نهائی تعهدات به نمایندگان پاریس بعد از دو هفته مذاکره ارائه شد. آقای فابیوس گفت: اگر این تعهدنامه امضاء شود، این پیمان جهانی اقلیم نقطه عطف تاریخی خواهد شد.

 


وی به کشورها گفت: این تعهد اهداف کلیدی ما را و اهدافی که حیاتی هستند را تثبیت میکند بطوریکه ادامه آن باعث خواهد شد تا میانگین دما بطور متعادل و زیر افزایش دو درجه سانتی گراد نگه داشته شود و برای محدود کردن افزایش آن در حد 1.5 درجه نیز تلاش خواهد شد.

 


رئیس جمهور فرانسه آقای فرانسوا اولاند، که شنبه به جلسات پیوست، طرح پیشنهادی را بی سابقه خواند.
آقای فابیوس اعلام کرده است که کشورهای ثروتمند بایستی کمکهای مالی به ارزش 100 میلیارد دلار در هر سال تا سال 2020 تآمین کنند و این رقم کف (می نیمم) مقدار در نظر گرفته شده است.

 


کشورهای در حال توسعه در مورد شرایطی که در متن توافقات آمده، درباره پیش بینی تأمین منابع مالی خوشحال هستند.

 


نکته قابل توجه اینست که مکانیسم ها و روشی که هر کشوری برای انجام تعهدات بکار خواهد برد بازبینی و بر روی اهداف متوسط دما در آینده بررسی میشود.

 


تعهدات موجود کشورها قبل از سال 2020 نیز مجددا بازبینی خواهد شد و همینطور یک بازبینی هم در سال 2023 و 2025 برای تعهدات جدید انجام خواهد شد و هر 5 سال یکبار برزسی میشود.

 


سخنگوی سازمان ملل متحد گفت: شرایط "بسیار محدودی" پیش از ارائه پیش نویس نهائی وجود داشت. مدیر اجرایی صندوق جهانی حیات وحش انگلیس نیز گفت: چشم انداز روشنی از یک هدف جدی و بلندمدت نمایان شده است.

 


تعهدات پاریس فقط در مورد کاهش انتشارات نیست بلکه در خصوص راهکارهایی برای مکانها و مردم آسیب پذیر هم قید شده است.



منبع :

 

بی بی سی

 

 

 

ساختمان _انرژی_صفر

 

 

ساختمان _انرژی_صفر :

 


یکی از سبز‌ترین ساختمان‌های حال حاضر دنیا: ساختمان یک مهد کودک در پردیس دانشگاه سایمون فریزر در ونکوور کانادا. ساختمانی که نه نیاز به آب لوله کشی دارد و نه نیاز به سیم کشی برق و شبکه‌ی برق سراسری. آب موردنیاز برای تمام مصارف از طریق جمع آوری آب بارانی که در روزهای بارانی بر سر و روی ساختمان و محوطه‌ی آن می‌ریزد تامین می‌شود. و خورشیدی که بر ساختمان می‌تابد نه تنها برق مورد نیاز ساختمان که برق مورد نیاز همسایه‌ها را هم تامین می‌کند. ساختمانی که یک مصرف کننده‌ی محض انرژی نیست بلکه تولیدکننده‌ی انرژی هم هست.

 

 

تصویر یک ساختمان سبز

 

 


اما چرا سبز‌ترین و سازگار با محیط زیست‌ترین ساختمان دنیا یک مهد کودک شده؟! مهندس دیل می‌کلسون، مدیر پروژه‌ی ساخت این ساختمان در دانشگاه سایمون فریزر می‌گوید: «فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که بهترین افراد برای زندگی در این ساختمان بچه‌ها هستند. بچه‌ها با زندگی و بزرگ شدن در این ساختمان به تکنولوژی‌های آن عادت می‌کنند. برایشان خیلی طبیعی می‌شود. همه‌ی چیزهایی که برای ما شگفتی آورند و ما با بهت به آن نگاه می‌کنیم برای آن‌ها طبیعی جلوه خاهد کرد و وقتی بزرگ شدند به زندگی در ساختمان‌های پرمصرف و ناسازگار با محیط زیست تن نخاهند داد. آن‌ها حرکت می‌کنند، بزرگ می‌شوند و اصلن از اینکه آب سیفون توالت آب باران است تعجب نخاهند کرد...»

 


جامعه‌ی دانشگاه سایمون فریزر که تلاش بسیاری برای ساخت و گسترش ساختمان‌های سازگار با محیط زیست دارد با ساختن این مهد کودک از استانداردهای ساختمان‌های سبز هم فرا‌تر رفت. ساختمان‌هایی که در همسایگی این مهدکودک هستند از استانداردهای LEED (مدیریت انرژی و طراحی سازگار با محیط زیست) تبعیت می‌کنند. بیشترشان استانداردهای نقره‌ای و طلایی LEEDرا دارند. اما این مهد کودک از حد استاندارد‌ها هم فرا‌تر رفته...

 


کار‌شناسان «موسسه‌ی زندگی در آینده»، ۲۰فاکتور مهم را برای یک ساختمان سبز در نظر گرفته‌اند. این ۲۰فاکتور در ۷ بخش دسته بندی می‌شوند. ۷بخشی که به ۷گلبرگ یک گل موسوم‌اند. گلبرگ‌ها عبارتند از: محل ساختمان، تامین آب، تامین انرژی، سلامت و بهداشت، مواد و مصالح مورد استفاده، تساوی حقوق و عدالت برای مصرف کنندگان و زیبایی.

 


در حال حاضر فقط ۳ساختمان در دنیا هستند که توانسته‌اند همه‌ی استانداردهای این ۷بخش را رعایت کنند. و مهد کودک دانشگاه سایمون فریزر یکی از این ساختمان هاست.ر این ساختمان از پلاستیک و محصولات پتروشیمی استفاده نشده است. ممنوعیت استفاده از پلاسیتک‌ها یکی از موارد مهم در گلبرگ‌ها است. به جای سازه‌های پلاستیکی از سازه‌های طبیعی و پرداخت شده و تمیز چوب استفاده شده است. در‌ها و پارتیشن‌ها و حتا اسباب بازی‌ها، همه چوبی هستند.

 


به جای کانال‌های گسترده و پیچ در پیچ برای سرمایش و گرمایش، تدابیر دیگری اندیشیده شده است. گرمایش از کف ساختمان انجام می‌گیرد. سیستم گرمایش خورشیدی آب گرم برای گرمایش ساختمان را تامین می‌کند. سیستم سرمایش هم به گونه‌ای است که هوای گرم را از ساختمان خارج می‌کند و با یک حالت بادگیر مانند هوای تازه و خنک را به داخل خانه وارد می‌کند.

 


تمامی آب مورد نیاز خانه از طریق آب باران تامین می‌شود. آب باران در یک مخزن بسیار بزرگ که در زیر زمین بازی کودکان در محوطه‌ی بیرونی قرار دارد جمع می‌شود. یک جور حالت آب انبار مانند. بعد این آب با فیلترهای UV تصفیه می‌شود و برای مصارف شست و شو و توالت به داخل خانه فرستاده می‌شود. فاضلاب حاصل از مصارف آب نیز مجددن فیل‌تر و تصفیه می‌شود و به سمت باغچه‌ها و درخت‌های اطراف خانه فرستاده می‌شود.

 


آب گرم مورد نیاز خانه (مصارف شست و شو و گرمایش خانه) از طریق سیستم آبگرمکن خورشیدی تامین می‌شود.

 


استفاده از نور طبیعی یکی از نکات بسیار مهم است. پنجره‌های بزرگ و محل قرار گرفتنشان در نمای ساختمان این امکان را ایجاد کرده‌اند که روشنایی داخل ساختمان بیشتر به صورت طبیعی و بدون نیاز به مصرف انرژی باشد.

 

 

منبع :

 

 

سایت پام

 

 

سند INDCs ایران با تاکید بر ظرفیت های داخلی و رفع موانع بین المللی تدوین می شود

 

 


سند INDCs ایران با تاکید بر ظرفیت های داخلی و رفع موانع بین المللی تدوین می شود :

 



ایرن : جلسه کارگروه ملی تغییرات آب و هوا با حضور معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، الهام امین زاده معاون رئیس جمهور، بیژن زنگنه وزیر نفت و معاونین وزارتخانه های مرتبط تشکیل شد.

 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست (پام)، پس از مصوبه اخیر هیات وزیران مبنی بر تشکیل کارگروه ملی تغییرات آب و هوا با مسئولیت رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و عضویت وزرا یا معاونین ذی ربط وزارتخانه های امور خارجه، صنعت، معدن و تجارت، نفت، نیرو، امور اقتصادی و دارایی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، کشور، علوم تحقیقات و فناوری، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و معاونت های حقوقی و علمی و فناوری رئیس جمهور و سازمان های مدیریت و برنامه ریزی کشور، انرژی اتمی ایران و روسای سازمان های هواشناسی کشور و ملی استاندار ایران، شب گذشته دومین جلسه این کارگروه تشکیل شد.

 



معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر اهمیت بخش سازگاری با تغییرات اقلیم در سند INDCs پیشنهادی، گفت: یکی از مهم ترین دلایل افزایش طوفان های گرد و غبار در ایران و منطقه، تغییرات اقلیم و خشکسالی و عدم بارندگی ناشی از آن است.

 



تخمین دقیق خسارات ناشی از تغییرات اقلیم بر ایران از ضروریات تدوین سندINDCs

 


وی با اشاره به خسارات ناشی از پدیده گرد و غبار بر منابع طبیعی، کشاورزی، سلامت و بهداشت کشور، اظهار کرد: تخمین دقیق خسارات ناشی از تغییرات اقلیم بر حوزه های مختلف به ویژه بهداشت و محیط زیست ایران از ضروریات تدوین سند INDCs است.

 



معاون رئیس جمهور ضمن تاکید بر همراهی و همکاری داوطلبانه ایران با جامعه جهانی در بحث مقابله با اثرات تغییرات اقلیم و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، تصریح کرد: اگر این همراهی نتایج بسیار ملموسی نداشته است به دلیل اعمال تحریم های ناعادلانه علیه ایران و محرومیت ما از دستیابی به تکنولوژی های نوین، دانش روز و کمک های مالی جهانی در این حوزه و بسیاری از حوزه های دیگر بوده است.

 


رئیس سازمان حفاظت محیط زیست پس از جمع بندی مباحث و نظرات و پیشنهادات مطروحه در جلسه، افزود: برنامه نهایی برای تصویب در هیات دولت و سپس ارائه به مجامع بین المللی به زودی به دولت ارائه خواهد شد تا ایران نیز بتواند پیش از اجلاس پاریس سند INDCs (سند برنامه معین مشارکت ملی در زمینه انتشار گازهای گلخانه ای) خود را ارائه دهد.

 



تعهد ایران به مجامع بین المللی باید مشروط به رفع موانع موجود و همکاری جهانی با ایران باشد

 



بیژن زنگنه وزیر نفت نیز با تاکید بر اثرات منفی تحریم های ناعادلانه علیه ایران، تصریح کرد: تعهد ایران به مجامع بین المللی باید مشروط به رفع موانع موجود و همکاری جهانی با ایران باشد.

 



وی ضمن اشاره به مشکلات اقتصادی کشور، گفت: تعهدات بین المللی برای دستیابی کامل به نتیجه، باید با توجه به ظرفیت های داخلی ایران باشد.

 


الهام امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهور تاکید کرد: تعهد ایران در زمینه کاهش انتشار گازهای گلخانه ای باید با لحاظ کردن کامل شرایط کشور باشد تا تعهدی فراتر از توانایی کشور صورت نپذیرد.

 



ارائه داوطلبانه سند INDCs، فرصتی برای ایران

 



سعید متصدی معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست نیز با بیان اینکه تا کنون 151 کشور جهان سند INDCs خود را به مجامع بین المللی ارائه داده اند، گفت: ارائه داوطلبانه سند INDCs کسب فرصتی برای همگام سازی برنامه ها و سیاست های داخلی با تعهدات بین المللی بر حسب ظرفیت های موجود کشور است.

 


وی افزود: با توجه به رتبه تک رقمی ایران در میزان انتشار گازهای گلخانه ای، عدم ارائه داوطلبانه سند INDCs منجر به الزامات اجباری بسیار سخت جهانی برای کشور می شود.

 



تهدیدات وسیع ناشی از تغییرات اقلیم برای صنعت و کشاورزی

 



محسن ناصری مدیر پروژه تغییرات آب و هوایی سازمان حفاظت محیط زیست با ارائه برنامه های پیشنهادی در بخش سازگاری با پدیده تغیرات اقلیم در سند INDCs (سند برنامه معین مشارکت ملی در زمینه انتشار گازهای گلخانه ای) و ارائه شمایی کلی از ارزیابی های صورت گرفته از نتایج منفی تغییرات اقلیم در ایران و میزان خسارات ناشی از این پدیده، گفت: خسارات به ویژه در بخش کشاورزی بسیار شدید خواهد بود.

 



وی با اشاره به پیوستگی صنعت و کشاورزی و عمق نفوذ این دو حوزه در اقتصاد کشور، تهدیدات ناشی از تغییرات اقلیم در این دو بخش را بسیار جدی ارزیابی کرد.

 



ناصری همچنین به نتایج افزایش دما بر منابع آبی کشور اشاره داشت و گفت: لزوم برنامه ریزی در این حوزه با توجه به تغییرات بسیار وسیع در بلند مدت ضروری است.

 



لزوم شکل گیری اراده جهانی برای مقابله با پدیده تغییرات اقلیم



گفتنی است، پدیده تغییر اقلیم و مسئولیت جهانی تمامی کشور

 

 



ها در قبال تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین منجر به الزام کشورها به ارائه سند INDCs (سند برنامه معین مشارکت ملی در زمینه انتشار گازهای گلخانه ای) به منظور مهار سرعت فزاینده تغییر اقلیم و گرمایش جهانی شده است.

 



آثار بسیار گسترده تغییرات اقلیم بر حیات زمین به عنوان تنها کره مسکون و افزایش 85 درجه سلسیوس زمین به طور میانگین، منجر به شکل گیری تهدیدی بزرگ مبنی بر افزایش چهار درجه ای دما در صورت ادامه روند افزایش انتشار گازهای گلخانه ای و تغییرات اقلیم شده است.

 



آثار سوئی همچون آب شدن یخ های قطبی، افزایش سطح آب دریاها، خشکسالی، کاهش بارندگی، افزایش دما، افزایش طوفان های گرد و غبار به دلیل کاهش رطوبت خاک (ایران به شدت از آن متاثر است) تنها گوشه ای از اثرات تخریبی تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین است.

 



لزوم شکل گیری اراده جهانی برای مقابله با پدیده تغییرات اقلیم پس از پروتکل کیوتو (1992 میلادی) و اعلام مسئولیت ها و نقش های دولت ها و کشورهای مختلف در مقابله با این پدیده، منجر به تدوین برنامه داوطلبانه سند INDCs (سند برنامه معین مشارکت ملی در زمینه انتشار گازهای گلخانه ای) توسط کشورها در دو بعد میزان تعهد بین المللی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و میزان خسارات ناشی از تغییرات اقلیم شده است.

 



از این رو ایران نیز به عنوان عضوی از جامعه جهانی طی ماه ها کار کارشناسی و ایجاد هماهنگی های بین دستگاهی تلاش برای تدوین سناریو مناسب با ظرفیت ها و توان کشور در زمینه اعلام میزان کاهش انتشار همچنین ارائه گزارش از میزان خسارات وارده به کشور از بخش تغییرات اقلیم را در دستور کار خود قرار داده است.

 



ضرورت تغییر الگوی مصرف انرژی در ایران

 



بهینه سازی مصرف انرژی به دلیل میزان بالای شدت مصرف انرژی در ایران و ضرورت تغییر الگوی مصرف انرژی یکی از مهم ترین اقدامات در نظر گرفته شده به منظور کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای در کشور است.

 



برای دستیابی به این هدف ضرورت دارد تغییراتی در رفتارهای اجتماعی و فردی و برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های کلان کشور رخ دهد که از آن جمله می توان به استفاده صحیح از انرژی، استفاده از سیستم هایی با بالاتریم میزان بهره وری انرژی، همچنین ارائه برنامه ها و سیاست هایی برای سازگاری با تغییرات اقلیم اشاره کرد.

 



سازگاری با تغییرات آب و هوایی و اثرات ناشی از آن از مهم ترین سیاست ها در این حوزه است که در ایران به ویژه در بخش کشاورزی باید مد نظر قرار داده شود.

 



استفاده از فن آوری های نوین، استفاده بهینه از آب و کاهش مصرف آب با توجه به کاهش بارندگی و منابع آبی کشور از ضروریات بخش کشاورزی ایران به منظور حفاظت از منابع آب پایه همچون رودخانه ها، تالاب ها و آب های زیرزمینی است.

 



تاثیرپذیری گسترده ایران از تغییرات اقلیم

 


اراده و تعهد جمعی، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به منظور جلب مشارکت همگانی برای مقابله و سازگاری با این پدیده به دلیل تاثیرپذیری گسترده ایران از تغییرات اقلیم بسیار ضروری است زیرا در بسیاری از استان ها به ویژه در جنوب و شرق کشور شاهد افزایش یک تا یک و نیم درجه ای دما، افزایش حوادث غیرمترقبه همچون آتش سوزی جنگل ها در فصل های خشک، وقوع طوفان ها و سیل های مخرب، کاهش برف حتی در قله ها و کاهش بارندگی هستیم.

 



این روند به عنوان روندی مستمر طی 2.5 دهه اخیر ایران، لزوم برنامه ریزی دقیق برای مقابله و سازگاری با بحث تغییرات اقلیم را بیش از پیش می کند. به طور نمونه کاهش مصرف آب، مدیریت دام، مدیریت کشاورزی منجر به حفاظت بیشتر از عرصه های طبیعی و خاک در کشور می شود و کاهش فشار بر مراتع و تعادل دام و مرتع در کشور می شود.

 


ضمن آنکه ضروری است الگوی شهرنشینی، کشاورزی، دامداری و صنایع در ایران بازنگری و اصلاح شده و در مسیر توسعه پایدار قرار گیرد.

 

منبع :

 

ایرن

 

 

هفت تفاوت اجلاس پاریس و کپنهاگ

 

 

هفت تفاوت اجلاس پاریس و کپنهاگ :

 

 

اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی در پاریس آغاز شده است. مشارکت ۱۹۵ کشورو حضور رهبران ۱۳۵ کشور در این اجلاس موجب می شود در روزهای آینده پاریس کانون توجه رسانه های جهان باشد.

 

 

 در این اجلاس انتظار می رود رهبران جهان بتوانند برای دستیابی به اهداف کمی طرح های کنترل گرمایش جهانی دست کم برای اجرای رئوس برنامه های اجرایی اصلی به ویژه در زمینه کاهش مصرف سوخت های فسیلی به توافق برسند. اجلاس مشابه قبلی سال 2009 در کپنهاگ برگزار شد که به خاطر عدم دستیابی به یک برنامه اجرایی مدون بعضا حتی از آن به عنوان شکست کپنهاگ یاد شد. آیا می توان امیدوار بود که اجلاس پاریس نتایجی ملموستر و موثرتر از کپنهاگ داشته باشد؟ طی شش سال گذشته در حوزه تغییر اقلیم تحولاتی در جهان رخ داده که می تواند چشم انداز پاریس را امید بخش تر جلوه دهد. از کپنهاگ تا پاریس ... از جمله می توان به این هفت تفاوت اشاره کرد:

 

 


اجماع علمی

 


به نطر می رسد که شش سال پیش دانشمندان منکر تغییر اقلیم پرشمارتر بودند. هنوز در باره منشاء گرمایش جهانی برخی اختلاف نظرها وجود دارد، اما روند این گرمایش و اثر آن غیر قابل انکار شده است. در کپنهاگ روسیه و عربستان حتی با اشاره به دیدگاه های انتقادی نسبت به پارادایم علمی موضوع تغییر اقلیم عملا کشورهای نفتی را به تن ندادن به توافقات اجلاس تشویق کردند. در پاریس اما از این خبرها نخواهد بود.

 

 


نومیدی نسبت به فناوری ها و انرژی های نو

 


در کپنهاگ خوشبینی بیشتری نسبت به توسعه فناوری ها و انرژی های پاک وجود داشت. واقعیت این است که گسترش اینگونه فناوری ها خیلی کمتر از حد انتظار بوده. انتظار می رفت خیلی زودتر سهم انرژی پاک از سوخت های فسیلی در مصرف جهانی انرژی فزونی بگیرد، اما اکنون ثابت شده که حتی تا سال 2050 این سهم حداکثر 15 درصد خواهد بود. پس، کماکان محور مذاکرات در پاریس کاهش مصرف سوخت های فسیلی خواهد بود.

 

 


تاثیر مولفه امنیت جهانی

 


در کپنهاگ به ندرت اشاره شد که کنترل گرمایش جهانی همچنین می تواند راهی باشد برای تامین صلح جهانی و کاهش بحران تروریسم بین الملل. اما متعاقب بهار عربی اکنون بسیار بیشتر این فرض مطرح است که بخش قابل توجهی از بنیادگرایی، خشونت گستری و تروریسم خاور میانه و شمال آفریقا ناشی از تغییر اقلیمی، خشکسالی بلندمدت و بحران آب در این منطقه است. انفجارهای ماه جاری در پاریس نیز عامل دیگری بوده برای توجه افزونتر به این مولفه.

 

 


گسترش واقع بینی

 


حتی در مجامع آکادمیک نیز ده سال پیش توجه به موضوع تغییر اقلیم در جایی از دو سر یک طیف طولانی قرار می گرفت: تندروهایی که تغییر اقلیم را یک جور آخرالزمان محتمل و قریب الوقوع توصیف می کردند و منکرانی که اساسا وقوع این پدیده را نمی پذیرفتند و یا اینکه دست کم معتقد بودند این یک بحث مطلقا فناورانه است و به زودی راه حل موثر علمی برای آن پیدا خواهد شد. الان واقع بینی ها در این باره بیشتر شده است. می توان گفت اجماع جهانی اکنون در جایی از میانه طیف فرضی مذکور قرار می گیرد. گرمایش جهانی احتمالا باعث از دست رفتن بیست درصد تولید ناخالص جهانی خواهد شد. و این البته به معنای آخرالزمان نیست. طبیعت و تنوع زیستی زمین البته فقیرتر خواهد شد، همچنین طیف پرشماری از مردمان جهان، اما نابودی و آخرالزمانی درکار نیست. از سوی دیگر همچنانکه گفته شد ثابت شده برای ممانعت از وقوع  چنان زیان وسیعی هیج راه حل ارزان و در دسترسی وجود ندارد و همه راه حل ها متناسب با تاثیرشان پرهزینه و دشوار هستند. و البته نه مطلقا دور از دسترس.

 

 


پارادایم سازگاری

 


در کپنهاگ طرح ها و بحث ها بیشتر متمرکز بر موضوع تعدیل (Mitigation) بود. اینکه بشر چکار کند تا تغییر اقلیم اصلا رخ ندهد. الآن پذیرفته شده که دست کم 3 درجه افزایش دما اجتناب ناپذیر است و پا به پای فعالیت برای کنترل گرمایش جهانی باید به دنبال سازگاری ) Adaptation ) با آن نیز بود. طرح های سازگاری پیچیده تر از طرح های تعدیل هستند و بعضا حوزه های پرمناقشه یی همچون جامعه شناسی و فرهنگ و نیز تغییر الگوهای معیشتی و سبک زندگی را در بر می گیرند، اما عمدتا از نظر فنی و اقتصادی در دسترس تر از طرح های تعدیل هستند.

 

 


حضور چین

 


چین بزرگترین نگرانی در حوزه تغییر اقلیم است. این کشور به سرعت رکوردهای انتشار دی اکسید کربن را جابجا می کند. هم اکنون میزان رشد ماهانه انتشار دی اکسید کربن توسط چین از کل انتشار سالانه دی اکسید کربن توسط کشور صنعتی و مرفهی مثل نیوزیلند بیشتر است. (توجه کنید که رشد انتشار دی اکسید کربن، آن هم در بازه یک ماهه، نه مجموع انتشار ماهانه آن). چین هر چهار روز یک نیروگاه با سوخت ذغال سنگ جدید راه اندازی می کند. تداوم رشد اقتصادی عمدتا دو رقمی این کشور یک میلیارد و دویست میلیون نفری، و گسترش متوسط رفاه اجتماعی در این کشور باعث شده است که چین به کابوس دلمشغولان موضوع گرمایش جهانی تبدیل شود. در کپنهاگ چین بدبینانه با موضوع تغییر اقلیم برخورد می کرد و با هیاتی نه چندان سطح بالا هم در اجلاس حضور یافته بود. اما در پاریس چین در بالاترین سطح حضور دارد و البته گزارشی که ماه پیش این کشور در باره برنامه هایش برای پیوستن به اجماع جهانی برای کنترل گرمایش زمانی منتشر کرده امیدوارکننده بوده است. باید توجه داشت که فقط بیست کشور، که مهمترین آنها چین و آمریکا و هند هستند، بیشتر از هشتاد درصد دی اکسید کربن جو زمین را منتشر می کنند و عملا حضور 150 کشور جهان در توافقات مرتبط چندان مهم نیست. مهم همین بیست کشور هستند و مهمتر از همه چین، که قول داده است بالاترین سطح مشارکت ممکن را با مصوبات اجلاس پاریس داشته باشد.

 

 


بروز دوگانه های جدید

 


سی سال بعد از فروخفت جنگ سرد اردوگاه های شرق و غرب، گرمایش جهانی جهان را با دوگانه های تازه ای روبرو کرده است. مهمترین این دوگانه ها عبارتند از: الف) چالش پیش رفته ها و پیش روندگان: کشورهای در حال توسعه قبلا با سوخت های فسیلی راه خود را رفته و اکنون به اینجا رسیده اند که هستند. و حالا به کشورهای توسعه نیافته می گویند لطفا برای کنترل تغییر اقلیم روند توسعه خود را کند کنید تا کمتر قادر به مصرف سوخت های فسیلی باشید. به خصوص این چالشی است که چین و هند در یک سو و همه کشورهای صنعتی غربی در سوی دیگر آن قرار دارند. ب) چالش جدید جنوب و شمال: به رغم کابوس ذوب یخ های قطبی واقع این است که قربانیان اصلی تغییر اقلیم در جنوب واقعند و کشورهای عرض های شمالی آسیب کمتری می بینند. همین حالا هم جنوبی ها فقیرتر و توسعه نیافته تر هستند. ج) دوگانه عاملان و قربانیان: کشورهای بسیاری فقط قربانی تغییر اقلیم هستند و نه عامل آن.

 

 

مثل همه کشورهای جزیره ای اقیانوسیه و اقیانوس هند. بر عکس اغلب کشورهای صنعتی که عامل اصلی تغییر اقلیم هستند یا چندان در معرض تهدیدات آن قرار ندارند و یا اینکه از ابزار و توانایی اقتصادی برای کنترل اثرات آن برخوردارند. د) دوگانه دو سوی اطلس: این همان اختلاف نظر موثر آمریکا و اروپا در زمینه برخی وجوه مهم طرح های کنترل تغییر اقلیم است. از همه مهمتر اینکه اروپایی ها رادیکال تر و جدی تر خواهان کنترل گرمایش جهانی هستند اما دولت آمریکا تاکید دارد نمی تواند به طرح هایی تن بدهد که مغایر با منافع روزمره مردم آمریکاست. آیا این دوگانه ها می توانند به شکل گیری گونه تازه ای از جهان دوقطبی و جنگ سرد جدید منجر شوند؟ به نظر می رسد که می توان خوشبین بود و به این سوال پاسخ منفی داد. اما در نهایت پاسخ قطعی منوط می شود به آنچه که از فردا در پاریس رهبران جهان فرصت دارند در باره آن به توافق برسند.

 

نویسنده :

 

ناصر کرمی

 

 

منبع :

 

ایرن

 

 

شکار وال های اقیانوس توسط ژاپن اعتراض 33 کشور را بر انگیخت

 

شکار وال های اقیانوس توسط ژاپن اعتراض 33 کشور را بر انگیخت :

 

ایرنا : خبرگزاری کیودوی ژاپن روز دوشنبه گزارش داد،33 کشور از جمله آمریکا و کشورهای اروپایی در مورد انجام تحقیقات بر روی وال (نهنگ) های اقیانوس توسط ژاپن اعنراض کردند.

 

 

 

 

براساس این گزارش، استرالیا، زلاند نو، آمریکا و کشورهای اروپایی امروز (دوشنبه) بطور مشترک به ژاپن برای از سرگیری تحقیقات بر روی وال های دریایی در اقیانوس منجمد جنوبی به ویژه در این فصل اعتراض کردند.

 


این اعتراض که بصورت مکتوب توسط «مارک سینکلر» سفیر زلاند نو در توکیو در اختیار دولت ژاپن قرار گرفت از سوی 33 کشور امضا شده است.

 


«جان کی» نخست وزیر زلاند نو امروز (دوشنبه) با صدور بیانیه ای ضمن تایید این خبر، مبنای تحقیقاتی بودن اقدامات ژاپن را کذب محض خواند و افزود: ژاپن با این اقدام فقط به قتل عام این حیوان می پردازد.

 


سال گذشته بود که دیوان عالی بین المللی (دادگاه لاهه) حکم داد که شکار نهنگ توسط ژاپن در خدمت پژوهش علمی نیست و باید پایان یابد.

 


دولت ژاپن تایید کرده که گوشت نهنگ در این کشور خواهان بسیاری دارد و گران است. سازمان های زیست محیطی بارها علیه ژاپن اعتراض کرده بودند.

 


ژاپن تاکنون به بهانه ی آزمایش های علمی به شکار نهنگ می پرداخت و برای شرکت های ماهی گیری مجوز شکار نهنگ صادر کرده بود.

 


بر اساس حکم دیوان عالی بین المللی ، این مجوزها بازپس گرفته می شوند و ژاپن دیگر حق صدور مجوز در این زمینه را ندارد.

 


کمیسیون بین المللی شکار نهنگ در سال ۱۹۸۶ شکار این جانور آبزی را ممنوع کرد. تنها شرکت هایی مجاز به شکار نهنگ هستند که برای موسسه های پژوهشی صید می کنند.

 


به گفته «پیتر تومکا» قاضی ارشد دیوان بین المللی لاهه، شرکت های ژاپنی از این روزنه حقوقی برای شکار نهنگ در جنوب اقیانوس آرام سوء استفاده کرد ه اند.

 


حکم دادگاه وابسته به سازمان ملل قطعی و لازم الاجرا است و امکان دادخواهی در دادگاه تجدید نظر وجود ندارد.

 


استرالیا و زلاند نو از ژاپن به دیوان عالی بین المللی شکایت کرده بودند، زیرا این دو کشور معتقدند که ژاپن زیر لوای علم، از شکار نهنگ بهره ی اقتصادی می برد.

 


آنها معتقدند گوشتی که باید در اختیار پژوهشگران قرار گیرد، به اشکال گوناگون روانه بازار می شود، زیرا گوشت نهنگ محبوب مردم این کشور است.

 


قاضی تومکا گفت که دیوان بین المللی لاهه پس از تحقیقات گسترده به این نتیجه رسیده است که شکارچیان دریایی ژاپن در ۹ سال گذشته نزدیک به ۳ هزار و ۶۰۰ نهنگ شکار کرده اند، در حالی که شمار اندکی از آنها برای پژوهش های علمی به کار رفته است.

 


دولت ژاپن اعلام کرد، حکم ۱۶ قاضی دادگاه بین المللی را اجرا و از این پس از شکار این پستانداران غول پیکر دریایی جلوگیری خواهد کرد.

 


دولت ژاپن بی پرده گفته است که گوشت نهنگ در میان ژاپنی ها بسیار محبوب است و به قیمت گزاف به فروش می رسد.

 


در سال های اخیر گرو ه های طرفدار محیط زیست بارها از طریق عملیات خطرناک مانع شکار نهنگ و دلفین توسط صیادان ژاپنی شده اند.

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

 

هشدار فائو از شدت گرفتن تخریب 33 درصد از اراضی جهان

 

هشدار فائو از شدت گرفتن تخریب 33 درصد از اراضی جهان :

 

ایرنا : سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) درباره تشدید تخریب 33 درصد از اراضی جهان هشدار داد.

 

 

به گزارش ایرنا، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) اعلام کرد همه ساله به دلیل فرسایش خاک هفت میلیون و 600 هزار تن از میزان تولید جهانی غلات کاسته می شود.

 

 

 


این گزارش با عنوان «وضع منابع خاک در جهان» از سوی کارگروه های میان دولتی فنی خاک فائو با مشارکت 200 دانشمند این حوزه از 60 کشور جهان تهیه و ارائه شده است.

 


«خوزه گرازیانو داسیلوا» مدیرکل فائو در همین زمینه گفت: از بین رفتن بیشتر خاک مولد به آسیب های جبران ناپذیر به تولید و امنیت غذایی منجر می شود، زیرا این فرایند به صورت بالقوه میلیون ها نفر را به سوی گرسنگی و فقر سوق می دهد.

 


وی افزود: با این همه، گزارش تازه حکایت از آن دارد که می توان از آسیب های وارد شده بر خاک و پیامدهای آن دوری جست.

 


مدیرکل فائو تاکید کرد این گزارش کمک ارزشمندی برای اقدام های اساسی با هدف مدیریت پایدار منابع خاک تلقی می شود.

 


وی اضافه کرد: این رویکرد در نهایت تعهد جامعه بین المللی برای تحقق اهداف توسعه پایدار را به همراه خواهد داشت.

 


بر پایه این گزارش، هر ساله فرسایش باعث از بین رفتن 25 میلیارد تا 40 میلیارد تن خاک سطحی در جهان می شود که این فرایند به میزان قابل توجهی باعث کاهش تولید محصول های کشاورزی و ناتوانی خاک در ذخیره سازی چرخه کربن، مواد مغذی و آب شده است.

 


فائو در گزارش خود می افزاید: چنانچه اقدام های لازم برای مقابله با فرسایش خاک رخ ندهد تا سال 2050 میلادی 235 میلیون تن از مجموع تولید غلات جهان کاسته خواهد شد.

 


این میزان کاهش به طور تقریبی به معنی خارج کردن یک میلیون و 500 هزار کیلومترمربع خاک از چرخه تولید غلات جهان است که این میزان برابر با کل مساحت زمین های کشاورزی کشور هند می شود.
انباشته شدن نمک در خاک موجب شده است تولید محصول کشاورزی در برخی منطقه ها به طور کامل از بین برود.

 


اکنون شوری خاک ناشی از مداخله های انسانی، 760 هزار کیلومترمربع را زیر تاثیر خود قرار داده و به طور تقریبی از مجموع مساحت همه زمین های کشاورزی برزیل نیز فراتر رفته است.

 


گزارش تازه فائو بر 10 تهدید مهم فراروی کارکردهای خاک یعنی فرسایش خاک، فقدان کربن ارگانیک خاک، توازن مواد مغذی، اسیدی شدن خاک، آلاینده های خاک، غرقاب، تراکم خاک، آب بندی خاک، شوری و از بین رفتن تنوع زیستی تاکید می کند.

 


گزارش یادشده به این نکته می پردازد که چگونه یک اجماع عمومی بر سر راهبردهای مرتبط با خاک وجود دارد که از یک سو بر افزایش تامین غذا و از سوی دیگر بر کاهش اثرهای زیانبخش زیست محیطی تاکید می کند.

 


بر پایه این گزارش، راهکار ارائه شده از سوی فائو بر فعالیت های مدیریت پایدار خاک تمرکز می کند که لازمه آن همکاری ذینفعان در تمام سطح ها از دولت ها گرفته تا کشاورزان خرد است.

 


این گزارش به مناسبت روز جهانی خاک (چهاردهم آذرماه) منتشر شد.

 


سال 2015 میلادی، به منظور بالا بردن سطح آگاهی جهانی نسبت به اهمیت مقوله خاک به عنوان شریک خاموش بشریت، سال جهانی خاک نامگذاری شده بود.

 

 

منبع :

 

ایرنا

 

 

 

 

جایگاه ایران در پیش بینی ناسا کجاست؟

 

جایگاه ایران در پیش بینی ناسا کجاست؟

 

 

ایرنا : ناسا گزارشی پیرامون گرمایش جهانی و خشکسالی در 30 سال آینده منتشر کرده که نشان می دهد 45 کشور جهان در معرض خشکسالی شدید هستند. در این فهرست ایران رتبه چهارم را دارد.
 
 
بر اساس این گزارش در فهرست 45 کشور در معرض خطر، ایران در رتبه چهارم قرار گرفته است. گزارش ناسا تاکید می کند که بعید نیست بین 30 تا 40 سال آینده بخش های وسیعی از ایران به بیابان مطلق تبدیل شوند.
 
 
تاثیرات گرمایش زمین و عواقب آن همچون خشکسالی به حدی جدی است که هشدارها برای مهار گازهای گلخانه ای و جلوگیری از پیامدهای ناگوار مثل سیل جاری شده است. 
 
 
دانشمندان ناسا با مطالعه چندین مدل اقلیمی در فوریه 2015 مقاله ای در مجله ساینس به چاپ رساندند و هشدار دادند که مناطق جنوب غربی و مرکزی ایالات متحده امریکا در آستانه خشکسالی شبیه دهه 1930 هستند.
 
 
خشکسالی1930 فاجعه ای بود که بحران های اقتصادی شدیدی برای آمریکا به همراه داشت ولی این بار گمان می رود که این خشکسالی 30 تا 35 سال طول بکشد.
 
 
 
 
 
 
بن کوک دانشمند آب و هوا در موسسه گودارد ناسا و نویسنده ارشد این مطالعه گفته است اگر افزایش گازهای گلخانه ای تا اواسط قرن 21 متوقف نشود، مناطق جنوب غربی و مرکزی آمریکا به احتمال 80 درصد در طول سه دهه، بین سال های 2050 تا 2099 میلادی خشکسالی بسیار شدیدی را تجربه خواهند کرد.
 
 
مجمع بین المللی تغییرات اقلیمی پیش بینی می کند که خاورمیانه و شمال آفریقا گرمتر و خشک تر از آن چه تا به حال بوده اند، خواهند شد. این موسسه تخمین می زند که حدود 80 تا 100 میلیون نفر از ساکنان این مناطق تا سال 2050 میلادی در معرض تنش شدید آبی قرار خواهند گرفت.
 
 
همچنین ناسا و مرکز هوا و فضای آلمان با ارزیابی آب جاری مصرفی بین سال های 2003 تا 2009 میلادی نشان داده اند که رودخانه های دجله و فرات (که بخش های از ترکیه، سوریه، عراق و غرب ایران را مشروب می کنند) بعد از هند بیش از هر جای دیگر در حال از دست دادن آب هستند.
 
 
عده ای معتقدند که تغییرات آب و هوایی و اقلیمی و پیامدهای ناشی از آن مساله امنیت ملی نیز محسوب می شود و از آنجایی که شرایط آب و هوایی در حال تغییر است عدم توجه به این موضوع می تواند پیامدهای بسیار مخربی به همراه داشته باشد.
 
 
به عنوان مثال، بر اساس گزارش اقلیم شناسان آکادمی ملی علوم آمریکا بین سال 2006 تا 2011 میلادی بخش های وسیعی از سوریه دچار خشکسالی شد و این فاجعه زیست محیطی نهایتا منجر به مهاجرت های اجباری روستاییان به مناطق شهری و بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی شد که در ایجاد ناآرامی های این کشور بی تاثیر نبود.
 
 
به گزارش مجله ساینس در سال 2013، دانشگاه برکلی پژوهشی در مورد رابطه خشونت با گرما در استرالیا، آمریکا، هند، تانزانیا، جنوب آسیا، اروپا و برزیل انجام داده و نتیجه گرفته است که تغییرات آب و هوایی و خشونت رابطه مستقیمی دارند. این پژوهش همچنین نشان داده است که افزایش متوسط دمای بالاتر از 2 درجه سانتی گراد، امکان بروز تنش های داخلی کشورها را 50 درصد افزایش خواهد داد.
 
 
هدف از اعلام نتایج این مطالعات، روشنگری در مورد گرمایش زمین و پیامدهای آن بوده است، موضوعی که با نادیده گرفتن اهمیت آن و عدم تلاش برای همکاری بین المللی، سکونت در این کره خاکی را مشکل می کند.
 
 
 
منبع :
 
 
ایرنا
 
 
 

 

یه مناسبت 14 اذر روز جهانی خاک ...

 

یه مناسبت 14 اذر روز جهانی خاک ... :

 

 

 

 

خاک، منبع عظیم و ثروت گرانقدری است که بسیاری از مسائل حیاتی و نیازهای ضروری انسان و جامعه به آن وابسته است. بیش از 95 درصد نیازهای غذایی بشر و درصد قابل توجهی از پوشاک و سایر مایحتاج جمعیت رو به رشد انسان در بستر خاک تولید و تأمین می‌شود. خاک، در اصطلاح، به قشر بسیار نازک و سطحی گفته می‌شود که در اثر متلاشی شدن سنگ‌ها در زمانی بسیار زیاد و تحت تأثیر عوامل طبیعی تشکیل شده است. خاک، حاوی موجودات زنده و مواد آلی و بستر طبیعی برای رشد و نو گیاهان است. خاک، اساس و زیربنای کشاورزی است و ادامه حیات و بقای انسان، حیوانات و گیاهان بدون آن ممکن نیست. خاک، از منابع مهم پالاینده و تصفیه‌کننده طبیعت است.
 
 
انسان ریشه در خاک دارد. کلمه آدم مشتق از واژه عِبری آداما به معنی خاک یا زمین است. نام آدم گویای زندگی اوست. از خاک برمی‌آید، از خاک بهره می‌گیرد و در خاک فرو می‌رود. جفت و همزاد آدم حواست که آن نیز واژه‌ای عِبری به معنی زندگی و یا زندگی‌دهنده است. بنابراین جفت شدن آدم با حوا به معنی وابسته بودن زندگی به خاک است. خاک یکی از منابع طبیعی و شاید مهم‌ترین زیربنای تمدن هر کشور باشد. از زمان تمدن‌های نخستین، خاک همواره به‌صورت چیزی برای اجر و پاداش به‌کار رفته است.
 

اهمیت روز جهانی خاک بهانه ای شد برای یادداشتی در این موضوع. در سالهای اخیر و با پیشرفت جامعه شهری و صنعتی انسان به عنوان اشرف مخلوقات در راس همه امور قرار گرفت و با بی توجهی به عوامل محیط زیست این سرمایه خدادادی را با خطر از بین رفتن مواجه کرده است. از آنجایی که عنصر خاک تشکیل دهنده زندگی و  حیات انسان می باشد از اهمیت بالایی برخوردار است و باید توجه ویژه ای با این موضوع معطوف شود. در سالیان اخیر خشکسالی، آلودگی های صنعتی و بی توجهی های مردم به محیط زیست باعث شده است که این عنصر حیاتی با خطر آلودگی مواجه شده است که در نهایت این آلودگی گریبان انسان ها را خواهد گرفت.
 

اما این موضوع در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است، برداشت های بی رویه از منابع خاکی مانند، سفره های زیر زمینی، معادن،فرسایش، دفن زباله ها و از بین رفتن پوشش گیاهی همه و همه باعث شده است که نرخ رشد این خطر در ایران بیشتر از کشور های دیگر شود. سخن بسیار گفته شده و مقالات و راهکار هایی در این زمینه نیز منتشر شده است اما همه این تلاش ها فقط در سطح یک کنفرانس یا همایش باقی مانده است و هیچ کاره عملی و بنیادی در این موضوع صورت نگرفته است. همه ما تقریبا از آسیب هایی که بر این خاک وارد شده و از حال و روز نگران کننده محیط زیست کشور آگاه هستیم، بنابراین از دست دادن زمان در این برهه حساس خیانت به خودمان است. اقدام های به موقع اجرایی در کنار کاره علمی و همکاری با دانشگاه و موسسات می تواند علاجی بر این زخم دردناک بر پیکر این خاک ارزشمند و مهربان باشد. همه انسان ها به خاک نیاز دارند و تقریبا می توان گفت خاک با زندگی ما پیوند جداناپذیری دارد بنابراین وظیفه همگانی ما حفظ این عنصر ارزشمند می باشد و تلاشی مضاعف برای جلوگیری از نابودی محیط زیست کشورمان میطلبد. عزم ملی در این روز جهانی می تواند شروع گام های موثری برای حفظ مواهب طبیعی باشد.
 

وظیفه ما در این زمان اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و مطالبه این موضوع از افرادی است که می توانند اقدامات مناسبی انجام دهند. باید دست به دست هم دهیم و برای حفظ محیط زیست تلاش کنیم تا زیان های جبران ناپذیر آن گریبانگیر خودمان نشود.
به امید خاک سالم و زندگی سالم
 
 
نویسندگان :
 
 
شایان جاوید میلانی و قاسم فلاح/ اعضای کمیته محیط زیست ندای ایرانیان شاخه مازندران
 
 
منبع :
 
 
پایگاه خبری تحلیلی ندای ایرانیان
 
 
 
 

سطح اب دریای خزر 30 سانتی متر کاهش یافت

 

سطح اب دریای خزر 30 سانتی متر کاهش یافت :

 

 

مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر، از کاهش شدید آب خزر در سال آبی ۹۴ - ۱۳۹۳ خبر داد اما پیش‌بینی کرد این روند منفی تا دو سال دیگر متوقف خواهد شد.

 

 

 

 

به گزارش خبرگزاری مهر، مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر که وابسته به وزارت نیرو است، در تازه‌ترین گزارش خود، اعلام کرد: میانگین تراز آب دریای خزر در سال آبی(۹۴-۱۳۹۳) برابر ۲۶/۸۹- متر است که نسبت به سال آبی قبل ۲۲ سانتیمتر و نسبت به دو سال قبل ۳۰ سانتیمتر کاهش نشان می‌دهد.

 

 

بر خلاف سال تقویمی، سال آبی از مهر شروع می‌شود. از این رو، سال آبی ۹۴ - ۹۳ از مهرماه سال ۹۳ تا پایان شهریور ۱۳۹۴ را در بر می‌گیرد.

 

 

بر اساس اعلام مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر، کاهش ۲۲ سانتیمتری سطح آب در سال گذشته به منزله حدود ۸۵ کیلومتر مکعب موازنه منفی در بیلان آبی دریای خزر است.

 

 

بر اساس این گزارش، از سال آبی (۷۵-۷۴) که حداکثر تراز آب دریای خزر به ثبت رسیده، تاکنون نزدیک به ۱/۲ متر دریای خزر کاهش تراز آب داشته است.

 

 

با وجود این، مرکز یادشده تصریح کرده است: علی رغم کاهش تراز آب در طی سال های اخیر هم اکنون سطح آب دریای خزر نسبت به پایین‌ترین تراز آب آن طی ۵۰۰ سال اخیر که در سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد، حدود ۱/۳ متر بالاتر قرار دارد.

 

 

مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر، این نتایج را از بررسی و تحلیل داده‌های دریافتی خود از ایستگاه‌های ترازسنجی مستقر در سواحل جنوبی دریا بدست آورده است که در چهار نقطه آشوراده در استان گلستان، بندر امیرآباد و بندر نوشهر در استان مازندران و بندر انزلی در استان گیلان قرار دارند.

 

 

این مرکز علل کاهش تراز آب دریا را در سال گذشته، ادامه تأثیر خشکسالی سال‌های قبل در حوضه آبریز خزر و کاهش بارش و در نتیجه کاهش آبدهی رودخانه‌های منتهی به دریای خزر و مهمترین آنها رودخانه ولگا بیان کرده است.

 

 

بر اساس این گزارش، دبی رودخانه ولگا که حدود ۸۰ درصد آب دریای خزر را تأمین می‌کند، در دوره پرآبی و در بهار سال ۲۰۱۵ میلادی برابر ۶۵/۵ کیلومترمکعب بود که ۲۴ درصد از دوره مشابه سال قبل کمتر است و برابر ۶۰ درصد دبی نرمال ولگا براساس میانگین (۱۹۹۰-۱۹۶۰) میلادی این رودخانه است.

 

 

مرکز یادشده در عین حال به استناد گزارش کمیته هماهنگی آب و هواشناسی کشورهای حاشیه دریای خزر (CASPCOM) پیش‌بینی کرده است تغییرات تراز آب دریا از سال ۲۰۱۷ میلادی از حالت منفی به مثبت تغییر خواهد کرد.

 

 

دریای خزر با ۳۷۱ هزار کیلومتر مربع وسعت، سه میلیون و ۶۲۶ هزار کیلومتر مربع حوضه آبریز و عمق میانگین ۱۷۰ متر، پنج کشور را در ساحل خود دارد که ایران در جنوب، روسیه در شمال و شمال غرب، قزاقستان و ترکمنستان در شرق و جمهوری آذربایجان در غرب آن واقع شده‌اند.

 

منبع :

 

خبرگزاری مهر

 

 

نقش قارچ ها در میزان بارندگی مناطق جنگلی

 

 

پژوهش های جدید نشان می دهد

 

نقش قارچ ها در میزان بارندگی مناطق جنگلی :

 

 

 

 

در جنگل های سراسر جهان، تجزیه کننده های زمین به بارورشدن ابرها کمک کرده و موجب وقوع باران های شدید می شوند.

 

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار مهر، همانطورکه می دانیم باران موجب آغاز به رشد قارچ شده که در نهایت قارچ های بالغ، هاگ های خود را در فضا منتشر می کنند. هاگ های پخش شده در هوا، به عنوان هسته اولیه تشکیل باران در ابرها عمل می کنند، به طوریکه با قرار گرفتن بر روی ابرها موجب میعان بخار آب شده و در نهایت باران تشکیل می شود.

 

 

معمولا هاگ های قارچ بعد از آزاد شدن مقداری از رطوبت هوا محیط پیرامونی شان را در خود جمع کرده و با قرار گرفتن بر روی ابرها موجب بارورشدن آنها می شوند.

 

 

طبق مطالعه انجام شده، یک قارچ می تواند در هر ثانیه ۳۰ هزار هاگ آزاد کند که بالغ بر یک میلیارد در روز خواهد بود. بدین ترتیب براورد می شود که هر ساله ۵۰ میلیون تن هاگ وارد جو شود.

 

 

طبق این مطالعه جدید توسط محققان دانشگاه میامی، تمامی این هاگ های کوچک می توانند باعث بارورشدن ابرها شوند و در نهایت بر الگوی باران و شرایط اقلیمی هر منطقه تاثیر گذارند.

 

 

منبع :

 

خبرگزاری مهر

 

 

 

 

تغییرات اقلیمی پرندگان را مجبور به مهاجرت میکند

 

 

هشدار سازمان حفاظت از پرندگان 

 

تغییرات اقلیمی پرندگان را مجبور به مهاجرت میکند :

 

 

طبق اعلام سازمان حفاظت از پرندگان، تغییرات اقلیمی بر یک چهارم از ۵۷۰ گونه پرنده مورد مطالعه در سطح جهان تاثیر منفی داشته است.

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار مهر : طبق گزارش جدید سازمان بین المللی «بردلایف»، تغییر در زیستگاه اکثر پرندگان به دلیل تغییر شرایط اب و هوایی باعث شده است اکثر پرندگان جهان در حال مهاجرت گروهی به سمت قطب شمال و جنوب زمین و به سوی ارتفاعات بالاتر باشند.

 

 

از بین ۵۷۰ گونه مورد مطالعه در سطح جهان، فقط ۱۳ درصد با شرایط فعلی سازگاری پیدا کرده و یک چهارم تحت تاثیر منفی تغییرات اقلیمی قرار دارند.

 

 

تریس آلینسون، یکی از اعضای این سازمان، در این باره می گوید: «مردم تاثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی را بسیار بعید می بینند، در حالیکه نشانه های رفتاری پرندگان نشان می دهد که تغییرات قابل توجه و عمیقی در حال وقوع است و تاثیرات زیانبار آن بر روی نسبت بزرگی از پرندگان قابل مطالعه مشاهده می شود.»

 

 

وی در ادامه می افزاید: «ما همچنین شاهد تغییر در رفتار پرندگان و زمان مهاجرت شان هستیم که دارای واکنش های سلسله واری نظیر عدم سازگاری با سایر گونه ها خواهد بود.»

 

 

بعلاوه جنگل زدایی و افزایش سطح دریا به همراه نابودی زمین های مرطوب و زیستگاه های جنگلی باعث تشدید این موضوع شده است.

 

 

طبیعت نقش مهمی در توقف تغییرات اقلیمی دارد. به گفته محققان این سازمان، راه حل های مبتنی بر طبیعت نه تنها راهکاری موثر و قابل دسترسی را در مورد تغییرات اقلیمی ارائه می کنند، بلکه هم برای مردم و هم برای تنوع زیستی فواید بسیاری دارند.

 

منبع :

 

خبرگزاری مهر

 

 

 

فریدونکنار, قلتگاه پرندگان مهاجر

 

قصه پر غصه کشتار پرندگان مهاجر در شهرهای شمالی کشور

 

فریدونکنار, قلتگاه پرندگان مهاجر :

 

 

زیست بوم :  فصل مهاجرت است، ‌مهاجرت پرندگان آن سوي آب‌ها كه براي گرماي بيشتري كه در هواي ساحل جنوبي خزر نصيب‌شان مي‌شود، شهرهاي ساحلي ما را انتخاب مي‌كنند. ايرانيان مهمان‌نواز، ‌كه آوازه مهمان‌نوازي‌شان همه جهان را برداشته، ‌اين موقع از سال كه مي‌رسد، آن روي خود را نشان مي‌دهند و پرندگان وحشي كه از نيمه‌هاي پاييز سواحل خزر را براي زندگي برمي‌گزينند  راهي سفره‌هاي‌شان مي‌كنند تا رنگ و لعابي ديگر بدهند به خوراك‌شان. طرفداران پرنده‌هاي كمياب و مهاجري كه راهي فريدونكنار مي‌شوند، كم نيستند.
 
 
 
 
 
 
نه فقط فريدونكنار كه بيشتر شهرهاي ساحلي و تالابي استان‌هاي شمالي درگير اين مساله‌اند. از انزلي، ‌غرب نوار ساحلي گرفته تا فريدونكنار در ميانه‌هاي راه و ميانكاله در گوشه شرقي سواحل مازندران. رويكردهاي متفاوتي كه در زمينه مقابله با شكارچيان پرندگان مهاجر در شهرهاي شمالي وجود دارد ‌متفاوت بوده، ‌اما تاكنون هيچ كدام از آنها، چه از نوع نرم و چه از نوع سخت، نتوانسته مانع شكار پرندگان توسط شكارچيان شود. همكاري نكردن دستگاه‌ها و مقامات محلي با اين پديده، يكي از معضلاتي است كه گريبان محيط زيست كشور و سازمان محيط زيست را گرفته؛ ‌سازماني كه متولي امر است در ممانعت از ورود به مناطق حفاظت شده، از كشتار گونه‌هايي كه ممانعت شكار دارند و برپايي دامگاه‌ها و تورهاي هوايي در منطقه. مشاور رييس سازمان اشاره مي‌كند به همكاري نداشتن مقامات محلي با سازمان. اسماعيل كهرم در اين خصوص به «اعتماد» گفت: «مساله فريدونكنار و پرنده‌هايش معضلي براي كل محيط زيست مملكت شده است. مساله اين است كه سازمان حمايت نمي‌شود، يعني مقامات محلي معيشت مردم را درنظر مي‌گيرند كه اتفاقا لزوم معيشتي هم به آن صورت در كار نيست، يعني آنطور نيست كه مردم گرسنه مانده باشند و منتظر تا پرنده‌ها را بزنند.
 
 
 
در واقع آنچه ديده مي‌شود عادت مردم به شكار پرنده‌هاي مهاجر است كه فكر مي‌كنند سهم بزرگي از درآمدشان را تشكيل مي‌دهد. يك غاز الان ٧٥ هزار تومان است. بارها سازمان و محيط‌بانان محلي مبادرت به جلوگيري كردند، ولي مقامات محلي مثل دادگستري و فرمانداري به هيچ‌وجه همكاري نمي‌كنند و طرف متخلفان را مي‌گيرند.»او با اشاره به غيرقانوني بودن دامگاه‌ها گفت: «مساله ديگري كه وجود دارد، دامگاه‌هاست كه غيرقانوني‌اند، تورهاي هوايي هم غيرقانوني‌اند. من سال‌هاي گذشته در عمليات جمع كردن تورهاي هوايي شركت كردم. اين تورها، مثل تور واليبال‌اند با عرض بيشتر. شكارچيان مي‌دانند پرنده‌ها از كدام زاويه وارد تالاب مي‌شوند و از كجا پرواز مي‌كنند. تور را در هوا نصب مي‌كنند، پرنده‌ها در تور مي‌افتند، تور سنگين است، مي‌برد و زمين مي‌افتد. اين پرنده‌ها در آب و گل خفه مي‌شوند، يا اينكه داخل تور مي‌افتند و بعد از يك هفته كه شكارچي به محل تور مي‌رود، پرنده‌ها از گرسنگي مرده‌اند، ‌چون هرچه تقلا كنند، نمي‌توانند خلاصي يابند و شديدتر گرفتار مي‌شوند. يا نيمه جان مي‌شوند يا خفه.»
 
 
 
مقامات محلي همكاري   نمي‌كنند
 
 
به گفته كهرم، چنانچه مقامات محلي با سازمان محيط زيست همكاري كنند تا آنجا اطلاع‌رساني كنيم، جلوي كشتار بي‌معنا گرفته مي‌شود. همكاري نكردن محلي‌ها از مقامات‌شان گرفته تا مردم منطقه، ‌اصلي‌ترين دليلي است كه كشتار پرندگان مهاجر در شمال كشور نه تنها كاهش نمي‌يابد كه روز به روز بر رونق بازار افزوده مي‌شود.
 
 
 
 
 
 
 
پرنده‌هاي مهاجر شمال كشور يا زنده‌گيري مي‌شوند و براي فروش به باغ‌هاي پرندگان راهي شهرهاي مختلف از جمله تهران مي‌شوند، ‌يا كشته مي‌شوند و براي خوراك به فروش مي‌رسند. كهرم با استناد به تجربه خود در اين مناطق مي‌گويد: اغلب دامگاه‌ها پرنده را زنده مي‌گيرند، اگر به بازارهاي پرنده‌ها برويد، مي‌بينيد يك سرسبز زيبا، زنده با بال‌هاي بسته روي ميز گذاشته شده و دارد به شما نگاه مي‌كند. اين پرنده‌هاي زنده را با كمال ناجوانمردي سوار وانت مي‌كنند و تحويل باغ پرنده‌هاي تهران مي‌دهند؛ ‌باغي كه محل از بين رفتن پرنده‌هاست تا نگهداري و نمايش‌شان. رد خوني كه از كلافه شدن پرنده و كوبيدن خودش به قفس، ‌روي شيشه‌ها در باغ پرندگان مي‌ديدم، ‌هرگز از خاطرم محو نمي‌شود.
 
 
 
 
 
 
 
روستاي اِزباران فريدونكنار، منطقه معروفي در ميان طرفداران پرندگان مهاجر است؛ روستايي كه كومه‌ها در ميانه‌اش ساخته مي‌شود تا ‌شكارچيان خود را از ديد پرندگان مخفي كنند و در نهايت با شليك گلوله، ‌پرنده را از پا درمي‌آورند. در اين ميان، ‌كمبود نيروي حفاظتي سازمان حفاظت محيط زيست، ‌يكي از مشكلاتي است كه براي مقابله با متخلفان، ‌بحث حفاظت را دچار مشكل مي‌كند. كهرم ‌با اشاره به كمبود محيط‌بانان در سازمان گفت: «بازوي عملي سازمان كيست؟ جز محيط‌بانان محلي؟ اينها حتي نمي‌گذارند كسي به منطقه‌شان وارد شود. بچه‌ها به ما مي‌گويند متخلف را به دادگاه بردند، ‌اما نهايتا او را رها كردند، گفتند اينها معيشت دارند. نيروي انتظامي در محل بايد عمل كند، نيروي انتظامي كه فرماندهان محلي‌اش هم از موافقان اين كارند. محيط‌بانان ما را كتك زدند، صف‌آرايي كردند، زد و خورد شد.
 
 
 
با اين اوصاف، ‌چگونه مي‌توان با متخلفان مقابله كرد؟» شايد كار فرهنگي كردن در منطقه‌اي، بهترين راهكار باشد براي حل يك معضل و برگرداندن مردم به راهي كه بايد در آن جلو بروند. اما اين راهكار، ‌طولاني‌مدت است و شايد به اندازه يك نسل زمان نياز باشد تا مردم متوجه اشتباه‌شان شوند. در اين ميان، ‌راهكارهاي ديگر براي حل مساله به شكل كوتاه‌مدت يا ميان مدت هم لازم است؛ ‌راهكارهايي كه مردم را متوجه لزوم امر حفاظت از آنچه به عنوان نعمت‌هاي خدادادي در منطقه دارند، ‌كند. خيلي از مواقع، ‌راهكارهاي بازدارنده‌اي چون جريمه گذاشتن شايد بتواند راه‌گشا باشد. اين راه‌ها هم نيازمند حضور ناظران و مجريان قانون در منطقه است؛ ‌مجرياني كه كميت اندك‌شان، ‌كه متصل است با بودجه سازمان، ‌اين نياز را برطرف نمي‌كند. كهرم در خصوص فرهنگ‌سازي، ‌آدم‌ها را به سه دسته متفاوت تقسيم مي‌كند؛ ‌سه دسته‌اي كه هر كدام كار فرهنگي جداگانه‌اي را مي‌طلبد. او معتقد است: « وقتي صحبت از فرهنگ‌سازي مي‌شود، سه دسته آدم هستند. يكي ما، آدم‌هاي عادي. دوم، بچه‌ها كه آينده مملكت را مي‌سازند و سوم مقامات و تصميم‌گيران‌اند. براي هر كدام از اين گروه‌ها، ‌بايد كار جداگانه‌اي كرد.»
 
 
 
 
 
 
 
كهرم، ‌منطقه ازباران و فريدونكنار را در اختيار شكارچيان مي‌داند و معتقد است: «‌هرساله فريدونكنار و ازباران در اختيار شكارچيان است، آنها هستند كه اعمال قدرت مي‌كنند، مردم در آنجا حكومت مي‌كنند. حتي فيلمش را در تلويزيون نشان دادند كه چند تا محيط‌بان عاجز كه حمايت و همكاري مقامات را هم ندارند، با مردم مواجه مي‌شوند؛ ‌مردمي كه گستاخانه جلوي‌شان مي‌ايستند و عرض اندام مي‌كنند. فقط جمع‌آوري تورهاي هوايي يك روز تمام طول مي‌كشد؛ تورهايي كه كمي آن سوتر، ‌باز هم به چشم  مي‌خورند.»
 
 
 
مشاور ابتكار، ‌با اشاره به اينكه شهرهاي ساحلي ديگر استان‌هاي شمالي هم از اين قضيه مستثني نيستند، ‌گفت: «مگر فكر مي‌كنيد در انزلي كمتر است؟ قوها در فريدونكنار از روسيه مي‌آيند آنجا خوراك مردم مي‌شوند. در انزلي، وقتي يك دانه پرنده، روي هوا پر مي‌زند، پنج، شش تا گلوله به سمتش مي‌رود. پرندگان مهاجر در انزلي، ‌از شرق مي‌آيند به غرب بر فراز هر كومه يك دسته تير به سمت‌شان رها مي‌شود. اين امر در ميانكاله هم به همين شكل است، حتي داخل پناهگاه حيات وحش هم كومه مي‌زنند.
 
 
 
ما به دنبال اعتداليم
 
 
ديدگاه‌هاي زيادي براي مقابله با شكار پرندگان مهاجر در شهرهاي ساحلي كشور وجود دارد؛ راهكارهايي چون مقابله قهري با شكارچيان، ‌اعمال جريمه‌هاي بازدارنده و از سوي ديگر فرهنگ‌سازي براي مردم منطقه كه عده‌اي گمان مي‌كنند راهكار سوم ‌شايد بهترين راه باشد، هرچند نيازمند بازه زماني طولاني مدت‌تري باشد.
 
 
 
 مديركل دفتر مشاركت‌هاي مردمي سازمان حفاظت محيط زيست در اين ميان به راهكاري معتقد است كه هم در آن تعامل وجود داشته باشد و هم مذاكره و با هرچه تنش و تضاد داشته باشد، ‌مخالف است. محمد درويش با بررسي ديدگاه‌هاي مختلف در اين مساله به «اعتماد» گفت: «‌چند تا ديدگاه در خصوص اين مساله وجود دارد، يك ديدگاه افراطي هست كه مي‌گويد تحت هيچ شرايطي به جامعه محلي نبايد اجازه دهيم پرندگان مهاجري كه مهمان ايران هستند و هزاران كيلومتر از آن سوي ايران مي‌آيند را شكار كنند و در نهايت سر از غذاهاي محلي‌شان درآورند و آنها به هموطنان به چشم جنايتكاراني نگاه مي‌كنند كه با اين كار آسيب غيرقابل جبراني به محيط زيست وارد مي‌كنند.
 
 
 
 
 
 
 
در اين ديدگاه تضاد و تنش ديده مي‌شود و زمينه‌اي براي ارتباط و ديالوگ به چشم نمي‌خورد. همين اتفاق است كه وقتي مي‌افتد، دوطرف به هيچ‌وجه پاي مذاكره نمي‌آيند و همديگر را متهم مي‌كنند.» از نگاه درويش، ‌ديدگاه ديگري وجود دارد كه دقيقا عكس اين ديدگاه ستيز با جامعه محلي است.
 
 
 
 او در ادامه گفت: «در ديدگاه دوم مي‌بينيم كه حق جامعه محلي است كه در سرزميني كه زندگي مي‌كنند، از منابع خدادادي‌اش به نفع معيشت خود استفاده كنند و فعالان محيط زيست حق ندارند جلوي اين معيشت و استفاده را بگيرند. اين نوع طرز فكر هم راه را بر مذاكره مي‌بندد و تنش و راه‌هاي نادلپذير ايجاد مي‌كند.»  ديدگاه سوم كه نه به افراط راه دارد و نه از تفريط دم مي‌زند، ‌ديدگاه حد وسطي است كه تاكيد اصلي‌اش بر تعامل و مذاكره است. درويش معتقد است: «‌راه اول كه معتقد است بايد با قهر فيزيكي با شكارچيان مقابله كنيم، باعث مي‌شود آنها هم محيط‌زيست را تهديد كنند كه آب را روي سرخرود و فريدونكنار مي‌بندند تا خشك شود. در واقع انگار اگر نگذاريم شكار كنند، از سوي جامعه محلي طرفدار شكار هم حركات ايذايي ايجاد مي‌شود، ‌چون وقتي گروهي از فعالان محيط زيست مي‌روند دامگاه‌ها را پاره كنند تا پرنده‌ها بروند يا اينكه وارد دامگاه‌ها مي‌شوند و سروصدا ايجاد مي‌كنند، با تهديد هم روبه‌رو مي‌شوند. گزينه سوم كه سازمان هم به دنبال آن است، قرار است با استفاده از ظرفيت شبكه تشكل‌هاي مردم نهاد در مازندران و ايجاد كارگاه‌هاي آموزشي پيش رود،در‌واقع اين راهكار، ‌بر پايه اين است كه ضمن احترام به فرهنگ محلي و خاستگاه بومي، انتظار تغيير رويكرد يك شبه نداشته باشيم.
 
 
 
در واقع بايد تلاش كنيم نخست گزينه‌هاي جايگزين معيشتي را فراهم كنيم و بعد از جامعه محلي بخواهيم شكار را با اين گزينه‌ها تغيير دهند. جامعه محلي معتقد است اين رزق و روزي ما است و نبايد قطعش كنيد. اين حرف منطقي است، بايد تلاش كنيم با استفاده از جذابيت‌هاي پرندگان، ‌بحث جايگزيني را انجام دهيم؛ سايت‌ها يا اكوكمپ‌هاي پرنده‌نگري يا بوم‌گردي مسوولانه، برقراري صندوق‌هايي براي گردشگراني كه وارد تالاب‌هاي زيست اين پرندگان مي‌شوند تا با خريدن بليت، سودي براي جامعه محلي درنظر گرفته شود و صرف رفاه محلي‌ها شود تا بدانند با كم كردن شكار پرنده‌ها، مي‌تواند منافع ديگري عايدشان شود.»
 
 
 
منطق سرنيزه و چكمه جواب نمي‌دهد
 
 
تاسيس مدارس طبيعت و مدارس زيست محيطي از ديگر راه‌حل‌هاي فرهنگ زيست‌محيطي است؛ ‌راه‌هايي كه مي‌تواند اولويت محيط زيست را در ذهن مردم بكارد تا شايد در سال‌هاي آينده، ‌بتوان محصولي كه تفكر حفاظت از محيط زيست را دربردارد، ‌توليد كند. درويش با اشاره به اين مدارس، ‌ادامه داد: «كار ديگري كه در دفتر مشاركت‌هاي مردمي به كمك آموزش پرورش مي‌كنيم، تاسيس مدارس طبيعت و زيست‌محيطي است.
 
 
 
 ‌اين مدارس براي ايجاد فهم براي كودكان اين افراد در منطقه تلاش مي‌كنند، ‌در واقع تلاش مي‌كنند فهم اكولوژيك و زيست‌محيطي اين كودكان را بالا ببرند تا با افزايش آگاهي و فهم كودكان، خانواده‌ها هم به واسطه كودكان‌شان متوجه اين مساله بشوند. شكار پرندگان و خوردن غذاهاي محلي كه از گوشت اردك و پرندگان شكاري است به مساله‌اي پرتقاضا و خواهان تبديل شده كه با افزايش آگاهي مردم، ‌هزينه اجتماعي‌اش بالا مي‌رود و به جايي مي‌رسد كه كسي نتواند افتخار كند كه دارد گوشت شكار مي‌خورد. زماني هنرمندان و نويسندگان، از خودشان عكس‌هايي مي‌گرفتند كه هاله دود دور سرشان بود و اين نشانه تبخترشان بود، الان فرهنگ‌سازي به سمتي رفته كه هنرمندان نقش اول فيلم‌ها، از سيگار استفاده نمي‌كنند، روي پاكت سيگارها، تصاوير ناخوشايند حك مي‌شود كه استفاده از آن را نكوهش مي‌كنند و سعي مي‌كنند با اين كار فرهنگ را تغيير دهند و مردم را بازدارند. ما هم نبايد از حركات ايذايي و منطق سرنيزه و چكمه به سوي اين موارد برويم، بايد به ميان مردم برويم، درددل‌هاي‌شان را بشنويم و راهكار جايگزين بدهيم و اگر همچنان تعداد اندكي براي تفريح به اين كار ادامه دادند، ‌آنها را جريمه كنيم.»
 
 
 
او با تاكيد بر موثر بودن اين راهكارها در برخي مناطق انجام شده گفت: «ما نمونه اين كارها را انجام داده‌ايم، ‌تاثيرش را هم ديديم، در مناطقي چون كاني برازان كه تالاب‌شان در حال خشك شدن بود، مردم مي‌گويند تالاب، خون رگ‌هاي ما است، در گندمان همين‌طور. در مازندران هم چند سال است اين بحث را شروع كرده‌ايم، اميدواريم با صبوري نتيجه مطلوب بگيريم. كار فرهنگ‌سازي كار بلندمدت است و قرار نيست خيلي زود جواب بدهد.»
 
 
 
پرندگان مهاجر به تهران رسيدند
 
 
جدا از شهرهاي شمالي كه مامني شده براي پرندگان از راه رسيده سرزمين‌هاي سرد شمالي، ‌تهران و شهرهاي ديگر مياني كشور هم مي‌توانند پناهگاه آنها باشند. هرچه گرم‌تر، ‌بهتر. شروع فصل سرما، پرندگان مهاجر را از حاشيه قطب شمال، آسياي ميانه و مناطق شمالي كشور به شهر تهران كشانده و در جايي چون بوستان رازي سكني گزيده‌اند. اميرحسين عساري، معاون خدمات شهري و محيط زيست منطقه ١١، به ايسكانيوز گفته است:
 
 
« همه ساله با شروع فصل پاييز و سرد شدن هوا، ده‌ها گونه پرنده مهاجر از حاشيه قطب شمال، آسياي ميانه و مناطق شمالي كشور در مسير حركت به سمت مناطق خاورميانه، شبه جزيره عربستان، آفريقا و... به شهر تهران مي‌رسند كه پارك‌ها و فضاهاي سبز شهر تهران از جمله بوستان بزرگ رازي مكان‌هاي بسيار خوبي براي زمستان‌گذراني يا استراحت و تجديد قواي پرندگان مهاجر است.»
 
 
 
به گفته او ‌براساس بازديد‌هاي انجام‌شده در چند روز اخير پرنده‌هاي مهاجر از جمله سهره جنگلي، سهره دمگاه سفيد، سسك چيف چاف، گنجشك سينه سياه، كاكايي سرسياه و سهره نوك بزرگ در اين بوستان ثبت و شناسايي شده‌اند. از پرندگان بومي اين پارك كه هميشه حضور دارند هم مي‌توان به بلبل خرما، گنجشك معمولي، سار و مرغ مينا اشاره كرد. اين مقام شهرداري، ‌از مردم خواسته باقي‌مانده برنج، نان خشك و موارد مشابه را با كمك و همراهي كودكان‌مان به پرندگان هديه دهيم. پرندگان ديگري نيز از قبيل قرقي، كاكايي سر‌سياه، كبوتر چاهي، قمري خانگي، شاه طوطي، داركوب باغي (سوري)، دم جنبانك ابلق، بلبل خرما، سسك چيفچاف، چرخ ريسك بزرگ، زاغي، كلاغ سياه، كلاغ ابلق، سار، مينا، گنجشك خانگي، گنجشك سينه سياه، سهره جنگلي، سهره سر سياه و سهره نوك بزرگ در بوستان رازي قابل مشاهده هستند.
 
 
 
خوش به حال پرندگان پايتخت
 
 
پرندگان غيرآبزي در پايتخت، انگار حال‌شان بهتر است و بيشتر بهشان خوش مي‌گذرد. شهرداري به مردم توصيه مي‌كند براي‌شان غذا بريزند تا گرسنگي نكشند. مردم در شمال كشور، ‌با تور و تفنگ به استقبال پرنده‌ها مي‌روند تا چند ماهي نان‌شان در روغن بغلتد. پرندگان از مناطق سردسير راهي ايران و مناطقي با آب و هواي شبيه ايران مي‌شوند؛ ‌جايي براي زندگي كه سرما نزندشان، ‌جايي كه عمرشان به دنيا باشد. هرازچندگاهي هم در ميانه راه، ‌وقتي به آبادي‌اي مي‌رسند، ‌لوله تفنگ شكارچي نشانه‌شان مي‌رود و يكي دوتا از هزاران پرنده‌اي كه در ميانه پرواز گروهي V شكل‌شان در آسمان اوج گرفته‌اند، ‌به زمين مي‌افتند. اما اينكه وقتي به زمين، ‌به خانه دوم‌شان، قشلاق‌شان مي‌رسند، ‌مورد حمله آدم‌ها قرار گيرند، ‌با آنچه انتظارش را مي‌كشيدند، ‌فرق دارد، ‌به اندازه زمين تا آسمان.
 
 
 
كشتن گروهي پرندگان، ‌با برنامه‌هاي مدون و مرتب، ‌در شهرهاي شمالي، ‌در نيمه‌هاي پاييز، تبديل شده به يك فستيوال بزرگ، ‌فستيوال پرنده‌كشي گروهي. تالاب كه تمام مي‌شود، ‌جايي كه باتلاقي‌تر است، ‌تبديل به گور پرنده‌ها شده، ‌به طرز بدي مي‌ميرند. جز آنهايي كه با شليك گلوله كشته مي‌شوند، ‌بقيه در تور گير مي‌افتند و با جان كندن، ‌خفه مي‌شوند و آرزوي بازگشت به ييلاق‌شان را با خود به گور مي‌برند.
 
 
 
*تصاوير توسط نغمه اميني، حامد تيزرويان و سهيل اولادزاد در فاصله زماني ١۴ الي ١۹ آبان‌ماه ۱۳۹۴ از بازار غيرقانوني پرنده فريدونكنار به ثبت رسيده و در پايگاه خبري ديده‌بان محيط‌زيست و حيات وحش ايران منتشر شده است.
 
 
منبع :
 
 
زیست بوم - بر گرفته شده از روزنامه اعتماد
 
 
 

گسترش خطرناک دریاچه ها در یخچال های اورست

 

گسترش خطرناک دریاچه ها در یخچال های اورست :

 

 

ایرنا : سرریز شدن دریاچه هایی که در نزدیکی کوه اورست تشکیل شده اند ممکن است مناطق مسکونی پایین دست را در معرض خطر قرار دهد.

 

 

به گزارش ایرنا ازساینس ، برکه های سطحی یخچال خومبو در هیمالیا با افزایش سطح به یکدیگر پیوسته اند و دریاچه های بزرگ تری درست کرده اند.

 


کوهنوردانی که قصد دارند این قله با ابهت را فتح کنند باید از این یخچال و آبشار یخی مهیب خومبو عبور کنند.
همزمان شدن افزایش سرعت ذوب یخچال ها در منطقه با بالا رفتن دمای کره زمین موجب بروز نگرانی شده است.

 


به گفته دانشمندان با این که یخچال های دیگر منطقه هیمالیا شاهد افزایش تعداد دریاچه ها بوده اند ولی این نخستین هشدار از این نوع برای یخچال خومبو است.

 


سرریز شدن این گونه دریاچه های یخچالی جدید می تواند منجر به سیل و مرگ ومیر و خسارت در پایین دست شود.

 



**فروپاشی یخچال ها

 


این اولین تیم علمی است که از زمان زلزله ویرانگر ماه آوریل گذشته از منطقه بازدید می کند.

 


آن روان، رهبر گروهی که از طرف دو دانشگاه شفیلد و لیدز در منطقه کار میدانی کرده بود، می گوید حدود 10 سال پیش چند برکه مجزا روی یخچال خومبو وجود داشت ولی آن ها در پنج سال گذشته گسترش پیدا کرده اند و به یکدیگر پیوسته اند.

 


گروه دکتر روان چند وقتی است که دارد رفتار یخچال هایی را بررسی می کند که با قلوه سنگ پوشیده شده اند. تمرکز آن ها بر یخچال خومبو بوده است.

 


وی گفت : در طرف چپ نواحی پایینی یخچال چیزی در حدود هفت یا هشت برکه بزرگ ایجاد شده که حالا دارند به یکدیگر متصل می شوند و یک زنجیره را ایجاد می کنند. آبی که از نواحی بالاتر یخچال در این برکه ها جاری می شود به مرور باعث پیوستن آن ها به یکدیگر خواهد شد. در حال حاضر به نظر می رسد که یخچال در حال فروپاشی است و امکان دارد شاهد ایجاد چند دریاچه بزرگ و بالقوه خطرناک بر سطح آن باشیم.

 


این تیم علمی در بررسی های خود تصاویر ماهواره ای 15 سال گذشته را مطالعه کرده و در شش سال گذشته هم سه بار برای انجام تحقیقات میدانی به منطقه سفر کرده است.

 


دانشمندان متوجه شده اند که ذوب یخ های لایه های زیرین باعث شده تا بعضی از بخش های پایینی این یخچال نشست کند و به محلی برای ایجاد و رشد توده های آبی تبدیل شود.

 


این تحقیق نشان می دهد که در 15 سال گذشته ارتفاع این یخچال پوشیده از قلوه سنگ سالی دو متر کاهش پیدا کرده است.

 


برخلاف یخچال های مناطق دیگر که معمولا سطحی صاف و یخی دارند، خیلی از یخچال های منطقه هیمالیا با لایه ای از سنگ و خاک پوشیده شده اند.

 


به گفته دانشمندان افزایش دما باعث کاهش حجم یخ در ارتفاعات بالاتر می شود و به همین دلیل یخ کم تری به بخش های پایینی یخچال ها می رسد و این دلیل اصلی ایجاد این گونه نشست ها است.

 



**روندی نگران کننده

 


کارشناسان دیگری هم که روی این یخچال های پوشیده تحقیق می کنند این سیر وقایع را تصدیق می کنند.
لینزی نکلسون، از دانشگاه اینسبروک، می گوید:افت سطح یخچال ها باعث سخت تر شدن تخلیه آب از سطح و عبور آن از یخرفت های(ﺧﺮده ﺳﻨﮓ ها و ﻣﻮادی ﻛﻪ ﺑه علت جابه جایی یخچال های طبیعی بر جای می مانند) بزرگ زیرین می شود. تراز زه آبی که از یخرفت های پایانی عبور می کند، تعیین کننده ارتفاع پایه برای سطح ایستابی داخل یخچال است و به نظر می رسد که این دریاچه هایی که دارند به سرعت به یکدیگر می پیوندند با این سطح ایستابی ارتباط دارند.

 


جفری کرگل، آب شناس در دانشگاه آریزونا، چند سالی است که مشغول مطالعه دریاچه های یخچالی هیمالیا بوده و می گوید روند مشخصی در حال شکل گرفتن است.

 


وی افزود:مساله آزاردهنده این است که ادامه این روند به ایجاد یک دریاچه یخچالی جدید در دره ای پرجمعیت و شلوغ منتهی می شود و این مایه نگرانی است.

 


سال 1985 بود که دیواره یکی از این دریاچه های یخچالی در دره خومبو شکست و سیل یک نیروگاه آبی و تاسیسات زیربنایی دیگر را در پایین دست تخریب کرد.

 


به گفته برنامه محیط زیست ملل متحد – یو ان ای پی – در یک قرن گذشته حدود 35 دریاچه یخچالی در نپال، پاکستان، بوتان و چین سرریز شده اند.

 


اسناد تاریخی نشان می دهد که ایجاد و تخلیه این گونه دریاچه ها اتفاق جدیدی نیست ولی به گفته دانشمندان افزایش دما و تسریع ذوب یخچال ها در سال های اخیر نگران کننده است.

 


کامرون واتسون، محقق در دانشگاه لیدز، می گوید:پایین آمدن سطح یخچال به معنی بیشتر شدن فاصله آن با آبشار یخی خومبو است؛ چیزی که کار کوهنوردان را برای بالا رفتن از آن در آینده سخت تر می کند.

 

 

منبع :

 

 

ایرنا

 

 

 

دستگاه خانگی که زباله های الی را به سوخت زیستی تبدیل می کند

 

دستگاه خانگی که زباله های الی را به سوخت زیستی تبدیل می کند :

 

 

ایرنا : محققان موفق به ساخت یک دستگاه خانگی شده اند که زباله های آلی را به بیوگاز تبدیل می کند.

 

 

 

 

به گزارش گروه اخبار علمی ایرنا از ساینس، این دستگاه HomeBioGas نام دارد و باقیمانده های غذا، میوه و زباله هایی از این دست را به گاز تبدیل می کند. این دستگاه قادر است از 1.6 گالن زباله، یک گاز خوراک پزی را به مدت سه ساعت روشن نگه دارد. ساختار این دستگاه شبیه به سیستم پکیج است و نصب آن حدود سه ساعت طول می کشد. مخزن دستگاه باید در حیاط یا حیاط خلوت نصب شود.

 


مخزن دستگاه از باکتری های ویژه ای انباشته شده است که زباله های ارگانیک را هضم می کنند و آن را به گاز متان تبدیل می کنند؛ سپس گاز به لوله های گاز ساختمان پمپاژ می شوند. چنانچه لوله ها نشتی داشته باشد، به دلیل اینکه متان سبکتر از هوا است، به سرعت تبخیر می شود و وارد اتمسفر می شود و از بین می رود و جای هیچ نگرانی نیست.

 


محصول جانبی این دستگاه کود مایع طبیعی است که وارد خاک می شود و به رشد گیاهان کمک می کند. چند دستگاه از این سیستم در مناطق محروم خاورمیانه و آفریقا نصب شده است و به خوبی کار می کند. محققان پیش بینی می کنند که این دستگاه در ماه می سال 2016 برای فروش عمومی آماده است.

 


بر اساس گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل، کشورهای جهان اول سالانه حدود 220 میلیون تن غذا دور می ریزند؛ بنابراین این دستگاه می تواند مفید باشد.

 

 

منبع :

 

 

ایرنا

 

 

کشف کرم های پلاستیک خوار

 

امیدی تازه برای نابودی زباله های انسانی

 

کشف کرم های پلاستیک خوار :

 

 

ایرنا : دانشمندان نوعی کرم به نام لارو کرم زرد را کشف کردند که نه تنها قابلیت گوارش و هضم پلاستیک های معمولی را دارد، بلکه پلاستیک های غیرقابل تجزیه مانند یونولیت را نیز گوارش می کند.

 

 

 

 

به گزارش گروه علمی ایرنا از موسسه حفاظت محیط زیست دانشگاه استنفورد آمریکا، در حالی که کره زمین در حال غرق شدن زیر انبوه زباله های پلاستیکی است، دانشمندان آمریکایی و چینی لارو کرم زرد را به عنوان راه تازه ای برای بازیافت زباله ها معرفی کرده اند.

 


میکرو ارگانیسم های این لاروها، پلاستیک را تبدیل به دی اکسید کربن و سپس ماده غذایی مورد نیاز بدن این موجود کوچک می کنند.

 


محققان معتقدند که این کشف می تواند یک ابزار مهم در جنگ بشر علیه پلاستیک ها باشد؛ ماده ای که حضور آن در طبیعت خطرات جدی برای انسان ها دارد و صدمات جبران ناپذیری به محیط زیست می زند.

 


دکتر وی مین وو، یکی از محققان این طرح در دانشگاه استفورد می گوید: نتایج این تحقیق می تواند درهای تازه ای به روی مبارزه جهانی علیه آلودگی پلاستیکی باز کند.

 


در این تحقیق نزدیک به 40 میلی گرم از نوعی فوم پلاستیکی غیرقابل تجزیه به 100 لاور کرم زرد خورانده شد. این کرم ها نیمی از این پلاستیک ها را مانند غذای معمولی خوردند و هضم کردند.

 


به گفته محققان، کرم هایی که از این نوع پلاستیک تغذیه کردند، به سلامتی کرم های دیگر هستند و به نظر می رسد از مدفوع آنها نیز می توان به عنوان کود برای بارورکردن زمین استفاده کرد.

 


نتایج این تحقیق در نشریه علمی علوم زیست محیطی و تکنولوژی منتشر شده است.

 


پروفسور ینگ جون از دانشگاه پکن می گوید: سالانه 400 میلیون تن زباله پلاستیکی در سراسر کره زمین رها می شود و از آنجا که تجزیه پلاستیک قرن ها طول می کشد، این میزان زباله تهدید بزرگی برای سلامت بشر است.

 


در سال 2013 میزان 271 میلیون تن پلاستیک توسط انسان ها در سراسر کره زمین مصرف شده است که 20 میلیون تن از این میزان، پلاستیک غیرقابل تجزیه است.

 

 

منبع :

 

ایرنا