پلاستیک های تخریب پذیر یا پلاستیک های سبز


پلاستیک های تخریب پذیر یا پلاستیک های سبز:


سالانه بیش از 200 میلیون تن پلاستیک در دنیا مصرف می شود. مصرف در امریکا و کشورهای اروپایی به مراتب بیشتر از سرانه مصرف در سایر نقاط دنیا می باشد. مصرف سالانه پلاستیک ها در امریکا سالانه 26 میلیون تن و مصرف سالانه پلاستیک ها در ایران قریب به 600000 تن می باشد، میزان صادرات حدود یک میلیون تن در سال می باشد. هر چند انواع پلاستیک ها مصارف گوناگون و امتیازات زیادی دارند ولی با یک اشکال بزرگی هم روبرو هستند که در طبیعت تخریب نمی شوند چون به طور مصنوعی تولید می شوند لذا با طبیعت سازگار نیستند یعنی به دنیای ما تعلق ندارند. پلاستیک ها شاید 500 سال در طبیعت بمانند و از بین نروند، کسی نمی-داند چون فقط صد سال است که به بازار آمده اند.


رها شدن از دست پلاستیک ها و ضایعات آن آسان نیست. سوزاندن آنها در برخی مواقع خطرناک است. جمع آوری و بازیافت مجدد آنها هم مشکل است چون انواع گوناگون دارند، پرمصرفند و همه جا پخش می شوند. در جزیره کوچک انگلیس سالانه هشت میلیارد کیسه پلاستیکی مصرف می شود.


رودخانه ها، سواحل دریا، داخل سدها، دشت و بیابان از بطری های پلاستیکی و انواع کیسه های پلاستیکی انباشته شده اند و انسان امروزی یا حیوانات و گیاهان با انباشت زباله های پلاستیکی در همه جا با مشکل روبرو شده است.

در ساخت ظروف پلاستيكى مختلف، مواد پليمرى متفاوتى به كار برده مى شود به عنوان مثال: 


۱- ظروف نوشابه هاى گازدار از جنس پلى اتيلن تترافتالات (PET )
۲-شیشه های شيرخورى كودكان از جنس پلى كربنات ( PC ) به دليل گران بودن پلى كربنات ها اين نوع پليمرها كمتر در بسته بندى مواد غذايى استفاده شده و بيشتر در ساخت شيشه هاى شير كودكان به كار مى روند.
۳-ظروف بسته بندى لبنيات از جنس پلى اتيلن(PE ) ، پلى پروپيلن(PP ) و پلى استايرن(PS )
۴- ظروف يك بار مصرف از جنس PS وPP
۵- كيسه هاى پلاستيكى از جنس پلي اتيلن . اين نوع كيسه ها به اشتباه تحت عنوان كيسه هاى نايلونى معروفند. 


قابل ذكر است اين مواد پلاستيكى مى توانند حاوى رنگ باشند كه در آن صورت از رنگدانه پلاستيك (مستربچ) استفاده مى شود


نحوه ساخت كيسه هاى پلاستيكى


گرانول هاى پلى اتيلن را به شكل فيلم هاى نازك درآورده و پس از برش فيلم ها در ابعاد دلخواه به كيسه تبديل مى كنند. و در صورت توليد كيسه هاى رنگى هنگام تبديل گرانول پلى اتيلن به فيلم از رنگدانه پلاستيك يا مستربچ (به مقدار يك تا پنج درصد) استفاده مى كنند.


نحوه ساخت ظروف يك بار مصرف 


ابتدا مواد پليمررا به صورت فيلم هايى با ضخامت مورد نظر تبديل كرده و سپس با استفاده از قالب هايى خاص به اشكال مختلف تبديل مى شوند.


دانشمندان و مهندسین سالهاست که به دنبال راه حل می گردند ولی هنوز یک راه حل قطعی و نهایی یافت نشده است ولی انسان مجبور است این مشکل را حل بکند والا روز بروز با مشکلات جدی تر روبرو خواهد بود.

به طور کلی دو روش اصلی برای حل مشکل زباله های پلاستیکی وجود دارد: 


۱. بازيافت 

۲. توليد پلاستيک های زيست تخريب پذير

بازيافت به فرايندهايی گفته می شود که در آنها از زباله های پلاستيکی به نحوی استفاده می شود.


ظرف ده سال اخیر دانشمندان تلاش زیادی کرده اند تا نوعی پلاستیک گیاهی و تخریب پذیر و یا افزودنی های شیمیایی جهت تخریب پلاستیک ها در محیط، تولید بکنند. چندین نوع پلاستیک زیستی به بازار عرضه شده است که آنها را طرفدار محیط زیست می نامند.


در تلاش برای مقابله با پیامد استفاده از پلاستیک، محقیقان و مهندسان بیوشیمی در جستجوی ایجاد پلاستیک های زیست تجزیه پذیر که از مواد تجدیدپذیر، مانند گیاهان، ساخته می شوند بودند.


واژه زیست تخریب پذیر یا Biodegradable به معنی  است که یک ماده قادر است با فعالیت موجودات زنده مانند باکتری ها به مواد ساده تر تجزیه شود، و بنابراین باقی ماندن آن در محیط زیست غیرممکن است. استانداردهای مختلفی برای سنجش قابلیت زیست تجزیه پذیری استفاده می شود، و هر کشوری استانداردهای خود را دارد.


اما امروزه با توسعه مطالعات، دانش بشر در این زمینه پیشرفت محسوسی داشته و حتی استاندارهای ویژه ای تدوین گردیده که چند مورد از آنها معرفی می شود:

١.       ASTM D6400: استاندارد قابلیت تبدیل شدن به کمپوست در مراکز شهری و صنعتی تولید کمپوست
٢.       ASTM D6868: استاندارد مربوط به قابلیت تخریب پذیر بودن لیبل (برچسب) مورد استفاده در بسته بندی محصولات
٣.       ASTM D7081: استاندارد مربوط به قابلیت زیست تخریب پذیری پلاستیک های غیرشناور در محیط دریایی

به طور کلی، تجزیه ۶٠ الی ۹٠ درصد یک محصول در مدت ۶٠ تا ١۸٠ روز و در یک محیط  تولید کمپوست استاندارد، از الزامات زیست تخریب پذیر بودن پلاستیک است.




مزایای زیست محیطی پلاستیک های زیست تخریب پذیر منوط به دفن مناسب آنهاست

پلاستیک زیست تخریب پذیر برای تجزیه شدن در طبیعت باید ماه ها در معرض حرارت بالا ، رطوبت و اکسیژن قرار گیرد که چنین شرایطی تنها در مراکز حرفه ای تولید کمپوست یافت می شود.


پلاستیک های زیستی

مولکول های پلیمر پلاستیک های سنتی بسیار بلند اند و پیوند بین زیرواحدهای آنها بسیار محکم است. علت اینکه پلاستیک های سنتی، غیرقابل تجزیه اند این است که در طبیعت آنزیمی برای آنکه این پیوند ها را بشکند وجود ندارد. در حالیکه، پلاستیک های برپایه ی پلیمرهای طبیعی گیاهی که از نشاسته گندم یا ذرت مشتق می شوند از مولکول هایی تشکیل شده اند که توسط میکروارگانیسم های تجزیه کننده شناخته می شوند و به اجزای ریزتر قابل جذب، شکسته می شوند.


این پلاستیک ها در سه گروه تقسیم بندی می شوند:

1- پلاستیک های زیستی، این نوع پلاستیک ها از مواد طبیعی نظیر نشاسته ذرت، روغن گیاهی و نشاسته نخود به دست می آیند و در حقیقت پلاستیکی نیستند که از سوخت های فسیلی به دست آمده باشند.


2- پلاستیک های تخریب پذیر، از مواد پتروشیمی معمولی به دست می آیند ولی طوری ساخته شده اند که زود تخریب بشوند. در این روش یک نوع افزودنی به پلاستیک های معمولی اضافه می شود.


3- پلاستیک های بازیافتنی که از پلاستیک های بازیافت شده به دست می آیند.


پلاستیک های زیستی که از مواد طبیعی به دست می آیند :


الف- مواد پایه سلولزی- معمولا سلولز استر (سلولزاستات و نیتروسلولز) هستند.


ب- مواد بر پایه اسید  لاکتیک مانند PLA – یک پلاستیک شفاف است که از ساقه نیشکر و یا گلوکز تولید می شود و به صورت دانه (گرانول) عرضه میگردد. PLA در ساخت انواع ظروف، درب و بدنه بطری ها  فویل ها و غیره به کار می رود و با کلیه دستگاه¬ها و به طور مرسوم نظیر سایر پلاستیک ها قابل تولید است.


ج- زیست بسپارها مانند POLY(3-PHB) نوعی پلی استر هستند که از یک نوع باکتری به دست می آیند و خاصیت آن خیلی شبیه پلی پروپیلن و پلی اتیلن ها می باشد. از این نوع پلاستیک های زیستی فیلم های بسته بندی تولید می شود. این نوع پلاستیک در 130 درجه سانتی گراد ذوب می شوند.


راه دیگر ساخت پلاستیک های تجزیه پذیر زیستی، استفاده از باکتری ها برای تولید گرانول های پلاستیکی به نام پلی هیدروکسیالکانوت (PHA) در داخل سیتوپلاسمشان است. باکتری های به سادگی در محیط کشت رشد می کنند، و پلاستیک از آنها برداشت می شود. یک قدم بزرگتر در این راستا این بوده است که دانشمندان با استفاده از مهندسی ژنتیک ژن ها را از این نوع باکتری ها به ذرت منتقل کردند، و ذرت ها را به کارخانه های برای تولید پلاستیک PHA تبدیل کردند.


د- پلی آمید 11 (PA11 ) یک نوع زیست بسپار است که از روغن طبیعی به دست می آید و یک نوع پلاستیک مهندسی است که به پلی آمید PA12 بسیار شباهت دارد.

این نوع زیست بسپار در ساخت باک بنزین خودرو  لوله و شیلنگ، تجهیزات پنوماتیک، روکش و کابل برق، لوله های مخصوص روغن و گاز، کفش های ورزشی و قطعات الکترونیکی بکار می رود.


متاسفانه، تولید PLA و PHA به طور قابل توجه ای گرانتر است و هنوز موفق به جایگزینی گسترده با پلاستیک های سنتی نفتی نشده اند.


با وجودی که پلاستیک های زیست تجزیه پذیر در بازار 2 تا 10 برابر گرانتر از پلاستیک های سنتی اند اما از نظر محیط زیست شناسان قیمت ارزان پلاستیک های سنتی هزینه های واقعی استفاده از آنها را منعکس نمی کند چراکه اثرات زیست – محیطی آنها بسیار پرهزینه تر خواهد بود. برای مثال، هنگامی که ما یک کیسه پلاستیکی می خریم، برای جمع آوری و دفع آن بعد استفاده، هزینه ای پرداخت نمی کنیم. اگر این هزینه ها را به قیمت خرید آنها اضافه کنیم پلاستیک های سنتی گرانتر از پلاستک های زیست تجزیه پذیر تمام می شود و پلاستیک های زیستی در مقایسه به صرفه تر می باشند.


در این میان اگر خطرات ناشی از استفاده از ظروف یک بار مصرف در سرویس های توزیع غذا برای سلامت افراد و دورنمای هزینه های درمانی را هم به حساب بیاوریم بی شک پلاستیک های سنتی قابل رقابت با پلاستیک های زیستی نخواهند بود.


مزایای پلاستیک های تخریب پذیر :


1-عده ای معتقدند این نوع پلاستیک ها که در ساخت ظروف یکبار مصرف بکار می روند برخلاف پلاستیک های معمولی، سرطان زا نیستند. باید گفت که این موضوع سرطان زا بودن پلاستیک-های پتروشیمیائی و یا سرطان زا نبودن نوع زیستی هیچ کدام ثابت شده و علمی نمی باشد و تنها یک ادعاست.


2- تولید این نوع پلاستیکها 30- 20 درصد انرژی کمتر از نوع پتروشیمیائی لازم دارد.


3- انواع گیاهی زود تخریب می شوند.


نقاط ضعف پلاستیک های زیستی :


1- چون تازه بوجود آمده و هنوز بطور کامل تجاری نشده اند لذا گران تر از پلاستیک های معمولی می باشند. شاید در آینده ارزان تر بشوند.


2- پلاستیک های زیستی فقط در شرایط دقیق و با تجهیزات مخصوص کمپوست سازی (پوسانش) تجزیه می شوند و برخلاف تصور عده ای به  هیچ وجه بصورت عادی در زیر یا روی خاک تجزیه نمی شوند.


3- به دلیل اینکه از گیاهان بدست می آیند چون این گیاهان در موقع رشد گاز CO2را در خود ذخیره می کنند لذا در کمپوست سازی تجزیه شده و گاز CO2 را آزاد می کنند و گاز گلخانه ای به طبیعت وارد می شود.


4- درجه تخریب پذیری هم به حرارت محیط، ثبات پلیمر و اکسیژن موجود بستگی دارد. این پلاستیک ها در روی زمین و تل زباله ها تخریب نخواهند شد.


5- هر چند استاندارد ویژه EN13432 برای تخریب پذیری این پلاستیک ها در کارگاه های کمپوست سازی وجود دارد ولی برای تخریب پذیری پلاستیک های خانگی استانداردی وجود ندارد.


6- این پلاستیک ها با پلاستیک های پتروشیمیایی و معمولی مخلوط و ترکیب نمی شوند و اگر با هم مخلوط شوند هیچ کدام به درد نمی خورند. به عنوان مثال PLA با PET به هیچ وجه مخلوط نمی شود.


پلاستیک های تخریب پذیر مختلفی در بازار وجود دارند. این پلاستیک ها با اضافه کردن یک نوع افزودنی به پلاستیک معمولی قابلیت تخریب در محیط می یابند. 


منابع :

سایت تبیان

خبرگزاری مهر 

سایت بوم سا

http://www.iranpolymer.com



لاک پشت برکه ای خزری


لاک پشت برکه ای خزری:

نام فارسی : لاک پشت برکه ای خزری

نام علمی:  Mauremys caspica 

نام انگلیسی:  Caspian Pond Turtle

 

 

لاک پشت برکه های خزری

لاکپشت برکه ای خزری از خانواده لاک پشتهای برکه ای است. طول لاک آن به 23 سانتی متر می رسد و رنگ آن قهوه ای زیتونی یا سبز زیتونی است. ساکن استانهای شمالی، غربی، جنوب غرب، گیلان ، مازندران ، آذربایجان شرقی و غربی ، كردستان ، كرمانشاه ، ایلام ، خوزستان ، لرستان و فارس است. لاك پشت بركه ای خزری ، از لحاظ شكل ظاهری شبیه لاك پشت بركه ای اروپایی می باشد. تفاوت لاك پشت بركه ای خزری و بركه ای اروپایی: این دو لاك پشت از لحاظ اندازه مثل هم بوده و قهوه ای رنگ می باشند ، ولی از نظر ظاهری ، سر لاك پشت بركه ای اروپایی خال حال تقریبا زرد رنگ دارد ولی سر لاك پشت بركه ای خزری راه راه تقریبا كرم دارد.


 محدود پراکنش لاک پشت برکه ای خزری در ایران


 موقعيت مخرج در لاك پشــت ماده نزديك به لاك شكمي و در قاعده دم بوده در حاليكه در نر دورتر از لاك شكمي بوده و تقريباً در ميانة دم قرار ميگيرد. لاك شكمي درماده صاف و در نر داراي فرورفتگي در سپرهاي سينه اي، شكمي و راني ميباشد كه اين به خاطر سهولت در امر جفتگيري است. لاك پشــتان خزری در ارديبهشــت ماه جفت گيري كرده و در خرداد يا تيرماه تخم گذاري ميكنند و در هر تخم گذاري ۴ تا ۵ تخم ميگذارند. بزرگترين تخم به دســت آمده در آزمايشــگاه داراي طول ۷/۸۳ ميليمتر و عرض ۱/۴۲ ميليمتر بوده است.

 

اين جانوران صداي خاصي نداشــته، بســيار محتاط هستند، معمولا داخل لاك خود فرو رفته و بيشــتر اوقات در حال اســتراحت هستند اما در مواقع فعاليت يا احســاس خطر داراي حركت ســريعي مي باشند. شناگران ماهــري بــوده و روحيه تهاجمي كمتري نســبت به ديگر لاك پشــت های آبزي دارند. اوقات گرم روز  را براي آفتابگيري به كنار بركه آمده و داراي خواب زمســتاني ميباشــند. فعاليــت عمدة آنها از اواســط بهار تا اواســط پاييز اســت البتــه در مناطق گرمسيري بر طول اين مدت اضافه ميشود.

 

در گذشته تنها یک زیرگونه با نام Mauremys caspica caspica برای لاکپشت خزری ایران معرفی شده بود که پس از مطالعات ویشوف در سال 1996 زیر گونه ventrimaculata از استان های فارس و بوشهر گزارش شد که تا حدودی با لاکپشت خزری شمال ایران متفاوت است. مهمترین اختلاف این دو زیر گونه وجود لکه هایی بر روی لاک شکمی ventrimaculata و عدم وجود آنها در زیر گونه caspica است.

 

لاك پشــتان آبزي داراي تعيين جنســيت محيطي از نوع وابسته به دما هســتند. تمــام خزندگاني كه جنســيت آنها با دما تعيين مي شــود فاقد كروموزوم جنســي هســتند. تعيين جنســيت در اين خزندگان در ميانه تكوين جنيني و منطبق با زمان تمايز غدد تناسلي است. در لاك پشتان دماي پايينتر از دماي آســتانه كه در آن نســبت جنســها ۱:۱ اســت منجربه توليد افراد نر و دماي بالاتر از دماي آستانه منجر به توليد افراد ماده ميشــود كه اين دماها براي گونههاي مختلف متفاوت اســت و در مورد لاك پشــت خزري هنوز گزارش نشــده است. مادههايي كــه در دماهاي متمايل بــه توليد جنس ماده به وجــود ميآيند احتمال مهاجم بودنشــان نســبت به نرها كمتر اســت در حالي كه مادههايي كه در دماهــاي متمايل به توليد نر تكوين مييابند حالت تهاجمي بيشــتري

 

دارند. مادههايي كه در دماهاي متمايل به توليد افراد نر ايجاد شــده اند ســطوح آندروژني بيشــتر و اســتروژني كمتري دارند. اين احتمال وجود دارد كه رفتار تهاجمــي و جاذبه در مادهها كمتر تحت تأثير هورمونهاي تخمداني و بيشــتر تحت تأثير دما باشــد. به نظر مي رسد كه رفتار و نوع جنســيت افراد بالغ نشــان دهنده يك محيط هورموني باشد كه در آغاز توســط دما تنظيم ميشــود. ممكن است تعيين جنســيت وابسته به دما بــه عنوان پيشــرو تكاملــي براي كنترل ژنتيكي جنســيت باشــد كه در پستانداران يافت ميشود. به طور اختصاصي دما بر روي بيان ژنهايي كه آنزيمهاي اســتروئيداز و گيرندههاي استروئيدي را رمزدهي مي كنند اثر مي گذارد و با هم تمايز غدد تناســلي را به سوي بيضه يا تخمدان هدايت ميكنند. غدد تناســلي لاك پشــتان آبزي جوان پس از گذرانيدن دورة حســاس به دما ميتوانند تبديل به غدد تناســلي جنس نر شــوند به اين شــكل كه مدولاي تخمدان آنها داراي سلولهايي است كه خاصيت صفات مربوط به ســلولهاي سرتولي را تا مدت زمان مشخصي حتي تا سن بلوغ خواهند داشــت اين پتانسيل توسط اســتروژنهاي مترشحه در بدن لاك پشــت ماده مهار ميشــود اما در اثر ترشــح هورمون ضد مولري ممكن اســت ژنهاي بيضهاي فعال شده و منجر به شكلگيري سلولهاي سرتولي و تشــكيل طنــاب بيضهاي شــوند. در اين مطالعه تعيين جنســيت نمونه هــا تنها از روي صفات ظاهري كه مهمترين آنها موقعيت مخرج بر روي دم اســت صورت گرفت و تنها تعداد كمياز نمونهها تشــريح شدند بنابرايــن احتمال تغيير جنســيت نمونههاي نابالغ ظاهراً ماده به افراد نر در ســنين بالاتر وجود دارد هر چند اثبات ايــن فرضيه نياز به مطالعات پيشــرفته اكولوژيكي، جنين شناســي و آناتوميكي در نمونههاي منطقه مــورد مطالعــه دارد.

 


لاك پشــتان ماده سازگاري بيشــتري با محيط داشته و جنسيت غالب را در اكثر جمعيتها تشكيل ميدهند.  مادهها مدت زمان بيشتري را در كنار بركه ها به سر ميبرند و نرها بيشتر طول روز را در اعماق بركه ها به سر ميبرند. نرها حركت و فرار سريع تري داشته و به راحتي صيد نميشود. هنوز معياري براي تعيين ســن دقيق لاك پشتان آبزي ارائه نشده و در ضمن دو لاك پشت همسن لزوماً هم اندازه نيستند. همچنين نوزادان تازه متولد شــده رشــد متفاوتي از خود نشان داده اند. از اين رو ميتوان علــل ديگــري نظير تغذيه، دمــاي محيط، وجود يا عدم وجــود انگلهاي داخلي و ديگر شــرايط زيستي اكوسيســتم را در ميزان رشد آنها دخيل دانســت. لاك پشت خزري نسبت به ديگر لاك پشــت آبي منطقه يعني لاك پشت بركه اي قدرت انتشار بيشتري در زيستگاههاي نامساعد دارد و ميتوانــد به مــدت طولاني در محيطهاي دور از زيســتگاه هاي طبيعي خــود زندگي كند.

 

در شــمال ايران اين لاك پشــت به وفــور در منازل روســتايي و باغها مشــاهده ميشــوند كه دليــل آن ميتواند سازش و مقاومت بيشــتر اين گونه نسبت به محيط يا ساختار ژنتيكي متفاوت آن با لاك پشــت بركهاي باشــد. به دليل گسترده بودن پراكنش لاك پشت خزري پيشــنهاد مي شود تمام اســتانهاي واجد اين گونه مطالعه شده و مقايســهاي بين جمعيتهاي آن صورت گيــرد. همچنين انجام مطالعات كاريولوژيك براي تهيه كاريوتيپ و تعيين نقشــه كروموزوميلاك پشــت خزري براي مقايســه آن با لاك پشــت بركهاي و نيز مقايســه كاريوتيپ افــراد جمعيتهــاي آن در اســتانهاي مختلف كشــور يا ديگــر زيرگونه موجود يعني لاك پشــت بركهاي فارس لازم به نظر ميرسد. با توجه به اهميت لاك پشــتان آبــزي و كاهش قابل توجه جمعيت آنها نســبت به گذشــته بايد تدابيري براي حفاظت از آنها انديشــيد.


اين لاك پشــتان اصولا رژيم غذايي گوشتخواري داشته ودر طبيعت از تخم قورباغــه و مار، قورباغهها و مارهاي كوچــك، ماهيان كوچك، كرمها، حلزونها، ســخت پوستان و حشرات آبزي تغذيه ميكنند. گاهي از گياهان آبزي نيز تغذيه ميكنند اما اصولا گياهخوار نيســتند و از آنجا كه ازلاشــه، جانــوران آبــزي تغذيه ميكنند، لاشــه خوار نيز محســوب ميشــوند. در آزمايشــگاه از گوشــت خام، غذاي ماهي و قورباغههاي كوچك براي تغذيه آنها استفاده گرديد. اين جانوران نسبت به بيآبي و بي غذايي بسيار مقاومند و ميتوانند در مدت زمان طولاني بدون تغذيه زنده بمانند. البته فعاليتهاي بدنــي آنها بســيار كاهش يافته و در مادهها تخم گــذاري به تأخير افتاده يا انجام نمي شود.


منبع :

سایت کویرها و بیابان های ایران


معرفی گوزن زرد ایرانی


معرفی گوزن زرد ایرانی :


 گوزن زرد ایرانی-1

در گذشته گمان می‌رفت گوزن زرد ایرانی به کلی منقرض شده است، اما در سال ۱۳۳۴ معلوم شد تعدادی از آن‌ها در جنگل‌های اطراف رودخانه دز و کرخه باقی مانده‌اند. این گونه منحصر به فرد با جثه‌ای کشیده و بلند و شاخ‌های زیبا در سال‌های اخیر توانسته است خود را با سازگاری ظریفی از خطر انقراض نجات دهد. همچنین گوزن زرد ایرانی که گاهی نیز به سبب پراکنش آن در منطقه، بین‌النهرین نیز نامیده می‌شود، نادرترین گونه گوزن و از نظر جثه دومین آن بعد از گوزن قرمز در ایران و منطقه مدیترانه است.


از خانواده Cervidae، دو جنس Cervus  و  Capreolusدر ایران وجود دارند. از جنس Cervus دو گونه مهم قابل تشخیص است؛ مرال و گوزن زرد. اعضای جنس Cervus دارای دم با رشد زیاد و کاملاً واضح، شاخ بلند و زائده‌های بالای چشمی هستند. اندازه بزرگ یا متوسط دم در آن‌ها نسبتاً خوب رشد کرده و کاملاً دیده می‌شود.

سم‌داران شامل دو دسته اصلی می‌شوند؛ نخست،‌ حیواناتی مانند اسب و کرگدن که سمی متشکل از یک انگشت دارند و فردسمان نامیده می‌شوند و دوم، زوج سمان (Artidoctyla) که دارای دو انگشت مساوی (انگشتان سوم و چهارم) در دست و پای خود هستند که به صورت سم درآمده‌اند و شامل گونه‌های فراوانی از قبیل گوسفند، بز، بزکوهی و گاو و گوزن می‌شوند. این راسته دارای حیواناتی متوسط تا بزرگ جثه‌ است که اکثرا (در ایران به استثناء خانواده گراز) دارای شاخ‌های بلند هستند. ویژگی مشترکی که تمام اعضای این خانواده را به هم پیوند می‌دهد، دارا بودن شاخ گوزن (Antler) است.


 
گوزن زرد ایرانی گوزنی است با اندازه متوسط که ارتفاع آن در ناحیه شانه ۹۵ تا ۱۱۰ Cm و طول بدن در حدود ۲۴۰ Cm و طول دم با موها لوله های انتهایی در حدود ۳۰ Cm است گوش ها بلند هستند ولی نوک آنها زیاد تیز نیست ولبه جلویی قسمت پائین گوش دارای حاشیه‌ ای از مو است. پوزه برهنه و چروک دار و تیره رنگ است. ثم ها تیره رنگ و باریک و بلند‌اند. رنگ زمینه بدن قهوه ای آهویی است. پهلو های صورت و زیر پوز و چانه تا پایین صورت و همچنین عقب چشم ها و عقب صورت از قاعده گوش ها تا ناحیه گلو روشن متمایل به سفید است. پهلو های بدن کمی از پشت که قهوه ای روشن است کم رنگ‌تر و متمایل به کرمی رنگ است در پشت و قسمت بالایی پهلو‌های بدن لکه های سفید واضحی دیده می شوند در طول وسط پشت بدن دو خط سفید وجود دارد و رد هر طرف پهلو ها لکه های سفید به صورت بک خط سفید و پهن و کوتاه دیده می شود سفید رنگ و با تعدادی موهای سیاه است. نزدیک قاعده دم بالای کله سفید در هر طرف لکه ای از موهای سیاه وجود دارد زیر شکم تقریباً سفید رنگ و پاها مانند زمینه پشت قهوه ای است گوش ها در سطح خارجی قهوه ای خاکستری و در نوک تیره تر و حاشیه و سطح داخلی آنها سفید رنگ است.
 

به طور کلی رنگ در فصول مختلف و در جنس نر و ماده و در افراد ممکن است تغییر کند. در زمستان موها بلندتر و به رنگ قهوه ای قرمز مخلوط با خاکستری کم رنگ است و لکه ها کمتر واضح هستند.


 

زمینه بدن در ماده ها کمی تیره تر است. شاخ فقط در نرها وجود دارد و دارای قاعده قوی و ضخیمی است که در بالای آن شاخه یا زائده های کوتاه بالای چشمی روئیده است. بالاتر از آن شاخ بتدریج پهن شده و قسمت مسطحی شبیه کف دست تشکیل می دهد که از آن یک شاخه یا دو شاخه داخلی انشعاب پیدا می کند. از گوشه عقبی قسمت پهن یک ساقه قوی و استوانه ای شکل خارج شده و معمولاً این ساقه به سه شاخه کاملاً رشد کرده منتهی می شود. و زائده های کوچک دیگری از هر یک از آنها خارج می شود. در جمجمه پوزه بلند و در پهلو های فک ها کمی فرو رفتگی وجود دارد.


 
استخوانهای بینی نسبتاً بزرگ و سوراخهای بین استخوان اشکی از نصف بزرگترین طول اشکی کمتر است. حدقه زیاد برجسته نیست و ناحیه بین حدقه ای پهن و مسطح و ناحیه پیشانی کمتر بالا آمده است.

قسمت ریشه ای شاخ ها از عقب حدقه خارج شده و کمی به طرف عقب متمایل می شود. لبه خارجی زیگوماتیک تقریبا مستقیم و در ناحیه ریشه عقبی بدون برجستگی است بطوریکه از سوراخ شنوایی خارجی بالاتر قرار نمی گیرد. جمجمه در بالا خیلی محدب است. کام باریک و بلند و صندوق صماخ کمی برجسته است. در فک بالا دندان پیش و نیش وجود ندارد و دندانهای پیشین فک پائین در اندازه و شکل زیاد متفاوت هستند. دندانهای آسیا کوتاه و حجیم اند. (اسماعیل اعتماد – ۱۳۵۷)


 
گوزن زرد ایرانی از نژاد(Brooker, 1875(Cervus Dama Mesopotamica است که اولین بار مورد توجه Robertson معاون کشول انگلیس در بصره قرار گرفت و Robertson یک نمونه از این گوزن را که در سال ۱۸۷۰ از کنار رود کارون شکار کرده بود به موزه تاریخ طبیعی لندن فرستاد Brooker در سال ۱۸۷۵  این گوزن را با نام علمی Cervus (Dama) Mesopotamica در مجله انجمن جانور شناسان لندن به طور زیر معرفی کرد:
 
( موها با بلندی متوسط و خشن و نزدیک به هم، ججمه در مقایسه با درازای آن پهن و به طور کلی شیه Dama Vulgaris است. اندازه کلی شاخ در یک خط راست ۲۲ اینچ و ارتفاع آن از ناحیه پهن ۷ اینچ و پهنای آن ۵ اینچ است. ارتفاع بدن حیوان نر از ناحیه شانه ۴۵ اینچ است) (اسماعیل اعتماد- ۱۳۵۷)
Brooker در سال ۱۹۷۶ اندازه های زیر را برای جمجمه گوزن زرد ایران ارائه داد:
- بزرگترین طول جمجمه در خط مستقیم ۳۱۳ میلیمتر
- فاصله ی لب جلوئی حدقه تا انتهای آزاد استخوان پیش فکی ۱۶۵ میلیمتر
- فاصله ی انتهای جلوئی استخوان بینی تا انتهای آزاد استخوان پیش فکی ۶۹ میلیمتر
- پهنا در فاصله بین دو حلقه ۱۱۷ میلیمتر
- پهنای انتهای بالای استخوان های بینی بین حفره های جلوئی حدقه ۷۴ میلیمتر
-فاصله در پائین حدقه تا درز فکی آسیائی ۲۸ میلیمتر
- فاصله درز فکی آسیایی تا آلوئل دندان آسیایی عقب ۲۳ میلیمتر
- طول ردیف دندان های پیش آسیایی بالا ۳۹ میلیمتر
- طول ردیف دندانهای آسیایی بالا ۵۳ میلیمتر (اسماعیل اعتماد- ۱۳۵۷)
 
گوزن زرد ایرانی کوچکتر از مرال است تا زود تر بتواند در جنگلهای تنک خود را مخفی کند و شانس بقای بیشتری داشته باشد. رشد شاخ ها از یک سالگی به بعد شروع می شود ولی شاخک ها از ۲ سالگی تشکیل شده و نسبت به شاخ دو گونه دیگر گوزن ایرانی یعنی مرال و شوکا بیشتر حالت پنجه ای دارد (شاخ گوزن زرد اروپایی از گوزن زرد ایرانی پنجه ای تر است بطوریکه عده ای آنرا پنجه شاخ می نامند).
 
لازم به ذکر است که پنجه شاخ اصطلاحی است که شکارچیان به گوزن هایی با شاخ های پهن مانند موسی، کاریبو و گوزن زرد اروپایی اطلاق می کنند وزن بدن و اعضاء در گوزن های نر و ماده و همچنین در گروه‌های مختلف سنی متفاوت است. معمولاً یک گوزن نر بالغ وزنی در حدود ۸۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم داشته (وزن متوسط آنها ۸۰ کیلوگرم است) و ماده ها کوچکتر از نرها می باشند و طول بدن گوزن های نر با احتساب دم تا ابتدای پوزه از ۸۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر متغیر است (در برخی منابع آمده طول متوسط بدن نرهای بزرگ تا ۱۸۰ سانتیمتر می رسد) رنگ گوزن های زرد ایرانی مخلوطی از زرد و قرمز (قهوه ای آهویی) است که در فصول مختلف سال تغیراتی در آن صورت می گیرد. یک نوار سیاه کمرنگ در ناحیه بالای دم به صورت نیم دایره وجود دارد که این سیاهی، پشت نیز کشیده شده است. رنگ بدن گوزن زرد در تابستان زرد مایل به قهوه ای روشن است و در زمستان به علت رشد پشم در سطح بدن رنگ حیوان به زرد مایل به قهوه‌ای تیره می گراید. (زکی- ۱۳۸۳)
 
ساده ترین نوع شاخ در گوزن ۲ ساله دیده می شود که به شکل ساقه های تیز و منفرد و با حداکثر طول ۱۵ سانتیمتر رشد می کنند از نظر شکل شاخ گوزن زرد ایرانی و گوزن زرد اروپایی متفاوت می باشند.
 
در گوزن زرد اروپایی شاخک ها در جلو و در میانه شاخ ها بلندتر بوده و بقیه شاخک ها اساساً موجب گسترش و کشیدگی شاخ شده ولی شاخ در زیر گونه ایران به پهنی و گستردگی نوع اروپایی نیست و بر روی صنعت خوقانی شاخ های حالت پنجه ای وجود نداشته و شاخک های پیشانی برجستگی بیشتری در آن‌ها دیده می شود. شاخ در هر دو می تواند به طولی در حدود ۳۹ تا ۷۰ Cm برسد. البته مشاهده شده که برخی از گوزنهای زرد ایرانی شاخ های مشابه به با نوع اروپایی تولید کرده اند و واریته های حدواسط زیادی در این بین دیده شده است و به طور کلی فرم شاخ ها در هر فرد از جمعیت با یکدیگر تفاوت هایی دارند هر چند چگونگی و میزان رشد شاخ ها به منابع غذایی در دسترس گوزن ها در طول سال وابسته است (اینترنت-۶).
 
خصوصیات و عادات رفتاری:
 
الف) وزن، رنگ، ارتفاع و طول عمر: بزرگ‌ترین نوع گوزن از لحاظ جثه، موس (moose) یا گوزن شمالی است که شاخ‌هایش با جثه‌‌اش متناسب است. وزن آن ممکن است ۴۰۰ کیلوگرم و وزن شاخ‌هایش به ۲۳ تا ۲۸ کیلوگرم برسد. وزن گوزن زرد بسته به جنس و سن و سال، از ۷۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم متغیر است. رنگ زمینه بدن گوزن زرد نر و ماده یکسان بوده و در طرح‌بندی آن‌ها تفاوت‌هایی جزیی دیده ‌می‌شود. معمولاً رنگ آن در بالای بدن تقریباً قرمز کم‌رنگ یا قرمز مایل به زرد است و چند ردیف لکه سفید در دو طرف خط تیره پشت به صورت خطوط طولی دیده می‌شود. همچنین شکم و قسمت‌های تحتانی گردن سفید است. در زمستان رنگ موها تغییر کرده و مایل به قهوه‌ای خاکستری می‌شود. وجود نمونه‌هایی با تفاوت‌های رنگی فاحش کاملاً عادی است. رنگ‌های زمینه تمام سفید و یا تمام سیاه از این جمله‌اند. این حیوان ۱۵۰ تا ۲۰۰ سانتی‌متر ارتفاع تنه و ۱۶ تا ۲۰ سانتی‌متر دم دارد. همچنین این جانور زیبا عمری به درازای ۲۰ سال دارد. تنها تفاوت ظاهری غالب که به خوبی قابل مشاهده است این است که  ماده گوزن‌ها شاخ ندارند و از نظر جثه از گوزن نر کوچک‌تر هستند.
 
ب) شاخ: شاخ روی سر سایر پستانداران علف‌خوار می‌روید. سرون شاخ فقط در اعضای خانواده گوزن، دیده می‌شود. سرون شاخ، شاخه شاخه است و چندین نوک دارد. رشد شاخ‌ها از یک سالگی به بعد شروع می‌شود، ولی شاخک‎ها از ۲ سالگی ظاهر می‌شوند. اندازه سرون شاخ‌ها نشانه‌ی سن گوزن نر و موقعیت آن در گله است و معمولاً طول شاخ ۲ تا ۳ برابر سر است. با پایان یافتن فصل جفت‌گیری شاخ‌ها می‌ریزند و در بهار بعد دو مهره استخوانی بر پیشانی حیوان ظاهر می‌شود. پوستی با موهای نرم که مخمل نامیده می‌شود، مهره‌ها را می‌پوشاند. در مدت چند ماه رشد مهره‌ها تکمیل و استخوان آن‌ها سفت می‌شود. آن گاه گوزن نر شاخ‌هایش را به درختان و سنگ‎ها می‌مالد و مخمل آن را که به صورت بافت مرده در آمده است جدا می‌کند. بعد از جدا شدن مخمل، حیوان همچنان به مالیدن شاخ‌ها به درخت و سنگ ادامه می‌دهد تا تیز و براق و آماده پیکار شود. هر سال که می‌گذرد شاخ‌ها بزرگ‌تر و گسترده‌تر می‌شوند. این رشد و گستردگی تا زمانی که حیوان بالغ می‌شود ادامه دارد، ولی پس از آن شاخ‌ها تغییر چندانی نمی‌کند.
 
ج) ارتباط: گوزن‌ها به وسیله صدا یا حرکات با هم ارتباط برقرار می‌کنند. هنگام نزدیک شدن خطر، گوزن‌ ماده فریاد اخطاری سر می‌دهد و بقیه گوزن‌ها با شنیدن این صدا به طور منظم و هماهنگ از خطر می‎گریزند. یکی دیگر از راه‌های اعلام خطر آن است که اولین گوزنی که نشانه‌ای از خطر را احساس کرد روی چهار پا جست می‌زند و یا صدایی شبیه صدای شکستنی ایجاد می‌کند.
 
گوزن زرد معمولاً در جریان روز در انبوه درختان جنگل پنهان شد و میان بوته ها و درختان کوچک می خوابد و فقط صبح زود و هنگام غروب در حاشیه جنگل ظاهر شده و در جستجوی خوراک بیرون می آید. در طول فصل جفتگیری نرهای بزرگ ممکن است کاملاً دست از خوردن برداشته و در نتیجه اغلب دچار کاهش وزن می شوند. نرهای جوان تر در اطراف پرسه زده و به شکل عادی به خوردن ادامه می دهند. قبل از حرکت به سو ی مناطق برای غذا گروههای کوچکی شکل گرفته و در پشت مرزهای جنگلی پرسه می زنند و زمانی قابل توجه را، قبل از اطمینان از امنیت منطقه و جرات ورود به آن، در آنجا سپری  می کنند. گوزن زرد حواس بسیار تکامل یافته ای دارد و علاوه بر دارا بودن حس بینایی قوی، به کمک قوه بویایی خود می توانند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد. هرچند در نواحی باز با وجود تعداد فراوان چشم ها و گوش‌های حاضر در یک گروه بی سختی امکان نزدیک شدن به آن ها وجود دارد.
 
گوزن زرد اغلب کاملاً بی حرکت می ایستد و تا زمانی که حرکت کوچکی انجام نداده و یا گوش هایش تکان نخورده دیده نمی شود. در اوقات خطر گاهی با حرکات جهشی پرش هایی در دعوا انجام می دهد که در این حرکات هر چهار پا به یکدیگر نزدیک شده و همزمان از زمین جدا می شوند(Stotting)  خیزهایی که این گوزن بر می دارد دو تا سه متر ارتفاع و شش تا هفت متر طول دارد. علاوه بر این گوزن زرد شناگر قابلی است و در بسیاری از موارد از این ویژگی برای فرار از خطر بهره می برد به طوری که مشاهده شده در بسیاری موارد برای دفع خطر به آب می زند.
 
در بیشه، در زمان ایجاد مزاحمت و احساس خطر تمامی حرکات متفاوت با مراتب چیرگی انجام پذیرفته و افراد گله به دنبال ماده های غالب و به قسمت مناطق جنگلی حرکت کرده و معمولاً هر نر بالغ در جهات مخالف پراکنده می شود و ماده غالب را تعقیب نمی کند.
 

گوزن زرد مانند شوکا و مرال گوزنی با ساختار اجتماعی (گله ای) است. ترکیب گاه بر حسب زمان در طول سال دگرگونی است. برای بیشتر سال ماده های بالغ با بچه گوزنها و گوزنهای یکساله، و نرهای بالغ تنها یا در گله های سه تا پنج تایی زندگی می کنند گله های ماده بوسیله یک گوزن ماده چیره رهبری می شوند و دو گروه در اول فصل جفتگیری به هم ملحق می شوند. گوزن های زرد قلمرویی برای خود ترسیم نمی کنند ولی در محدوده ای که گام برداشته و به دنبال غذا می گردند سکنی می گزینند که اغلب خو اصلی طولانی و در مناطقی مشترک با گله های دیگر است. فقط در حاوی فصل جفتگیری نرها رفتار قلمرو طلبانه از خود نشان می دهند (اینترنت-۷).


 گوزن زرد ایرانی-3
جفت یابی، جفت گیری و تولید مثل:
 
در اواسط شهریور ماه جفگیری شروع می شود در این فصل گردن نرها متورم می شود بین نرها جدالهایی در می گیرد و نرهای قوی تر با در اختیار گرفتن تعدادی ماده تشکیل حرم سرا می دهند.
 
مدت آبستنی حدود ۸ ماه است. یک و بندرت ۲ بچه می زایند. بچه ها پس از تولد قادر به راه رفتن و دویدن هستند ولی مادر در چند روز اول آن ها را در بین علف های بلند مخفی می کند. بچه ها به علت هم رنگی با محیط، نداشتن بو و تحرک، از دید حیوانات طعمه گیر مخفی اند و در ۵/۱ سالگی بالغ می شوند. طول عمر گوزن زرد حدود ۱۶ سال است (هوشنگ ضیایی – ۱۳۷۵).
 
یک گوزن نر در ۱۸ ماهگی به بلوغ جنسی می رسد و در آن زمان گله ماده ها را ترک می کند هر چند آمادگی جفتگیری را برای ۵ تا ۶ سال دیگر ندارند. زمانی که به بلوغ فیزیکی رسیدند می توانند با نرهای بالغ برای به دست آوردن حق جفتگیری با یک ماده رقابت کنند. به طور کلی فصل جفتگیری در گوزن های نر در اوایل زمستان صورت می پذیرد. بدان معنا که ماده ها در طول زمستان حامله هستند و بچه ها را در اوایل بهار به دنیا می آورند. بهار بهترین زمان برای به دنیا آوردن بچه هاست زیرا هوا شروع به گرم شدن کرده و غذا فراوان می شود. مادر باید یک منبع غذایی در اختیار داشته باشد تا بتواند شیر کافی برای بچه اش تولید کند. طول دوره حاملگی یا دوره آبستنی در گوزن زرد بین ۳۱ تا ۳۲ هفته است فصل جفتگیری با تغییرات در رفتار نرها و ایجاد مراسم جفتگیری مشخص می شود. این مراسم شامل پاکشیدن بر زمین و ضربه زدن به بوته ها و درختان است. نواحی ای که گوزن ها در آن پراکنده می شوند بستگی به تراکم جمعیت گوزنهای منطقه دارد.
 
در تراکم‌های پائین قلمرو بزرگتر است. گوزن های نر در مکانهایی که پا کشیده ادرار می کند و نیز ممکن است ادرار را به خود و شاخ هایش بمالد. نرها اغلب به همان مکانهای اجرای مراسم جفت یابی در سال قبل باز می گردند. در این مدت نرها رایحه بسیار قوی از خود متصاعد می کنند که به وسیله آدمی نیز قابل تشخیص است. برخلاف گوزن شوکا و قرمز ، گوزن زرد از مکانهای پاکوبیده  برای غلتیدن در آنها استفاده نمی کند. نرها همچنین پوست درختان و بوته ها را ساییده می کنند و بوی خود را از غدد، عطری زیر چشمی بر روی تنه درختان به جا می گذارند. در زمان مراسم جفت گیری نرها یک صدای فریاد مانند ویژه از خود ساطع می کنند که مشابه با یک آروغ کشیده عمیق است. ماده ها در اطراف مکانهای برگزاری مراسم جمع شده و به وسیله فعالیت های نرها و محرک های سمعی و بویایی جلب می شوند در طی این فصل نرها با هم می جنگند که اساساً از کشمکش ها و هل دادن حریف با شاخ تشکیل شده است. همچنان که نرها یکدیگر را هل می دهند برای مجبور کردن حریف به فرار وی، عقب راندن وی، گردن خود را می چرخانند. برنده اغلب زخمی بر پهلوی بازنده با شاخ هایش برجا می گذارد که باعث می شود وی فرار کند. یکساله ها و دیگر نرهای جوان تر در مکان های جفت گیری تحمل می شوند اما اگر گوزنی با اندازه مشابه ظاهر شود معمولاً دوباره جنگ در می گیرد. به محض آنکه ماده ای آماده جفت گیری شد نرها اطراف ماده مورد نظر گشته و میزان پذیرایی جنسی وی را با بو کشیدن نواحی مخربی و امتحان ادارار آنها می آزمایند. آزمایش اینگونه از ماده ها Fleh Men نامیده می شود و از نشانه های آن، نری است که سر خود را بالا گرفته و لب های خود را تکان می دهد اگر ماده ورتاک باشد (Oestrus) ممکن است نر او را تعقیب کند که در برخی اوقات قبل از صورت پذیرفتن جفتگیری، مسافت قابل توجهی از مکان جفتگیری پیموده می شود. اغلب آواهای دو جنس در زمان این تعقیب صورت می پذیرد. ماده ها با دیگر اعضا گروهها و بچه هایش با آواهای جیغ مانند و ناله های بع بع مانند متفاوت در طول سال ارتباط برقرار می کنند. نرینه ها فقط صدای آروغ مانند کشیده عمیق خود را در طول فصل جفت گیری، زمانیکه این فریاد هر دو ثانیه یکبار برای یک دوره زمانی پی در پی تکرار می شود سر می دهند. در طول فصل جفت گیری با به ورتاکی رسیدن یک ماده همه نرها در یک مکان شروع به فریاد کشیدن دوباره می کنند
 
رفتار های جفت یابی تحت تاثیر شرایط محیطی و ترشحات هورمونی و در زمان خاص صورت می گیرد. شرایط آب و هوائی همانند دما و بارندگی زمان جفت گیری را تغیر می دهد این زمان در استان خوزستان بدلیل گرمای هوا زودتر در مرداد تا اوایل شهریور است. مادر بچه تازه به دنیا آماده اش را تمیز می کند بچه چند دقیقه پس از تولد روی پا می ایستد و شیر می خورد.
 
مادر بچه های تازه به دنیا را با دست تکان می دهد و بدن خیس آن را می لیسد. و او را به ایستادن تشویق می کند بچه روی پاهایش تلو تلو می خورد و شروع به تعقیب مادر می کند، سپس می افتد. مادر کنار بچه دراز می کشد، سرش را تکان می دهد و او را به سمت خود می خواند. بچه دلیرانه برای ایستادن تلاش می‌کند، دوباره می افتد عاقبت مادر بچه را به سمت صخره ها می برد تا شب در آنجا بخوابند.
تعیین شده که بیش از ۸۰ درصد بچه های که از مادر قوی متولد شده اند نر هستند. شیر ماده های ضعیف ماده به دنیا می آورند این خصیصه در آنها ژنتیکی است. هر چند برای گوزن نر پیروزی در جنگلها بسیار اهمیت دارد ولی اینکه بی دلیل بجنگد هم بسیار مهم است. این جنگلها بسیار خطرناکند از همین رو در آغاز جنگ نرها می جنگند، با خرخر کردن همدیگر را ارزیابی می کنند  وسعی می کنند تا آنجا که ممکن است جلوی جنگ کردن را بگیرند. رقابت در خرناس کشیدن یکی از روش هاست. چون تنها گوزن قوی تر می‌تواند خرناس بلند سر دهد (زکی-۱۳۸۳)
 
گوزن های ماده به هنگام زایمان از گروه ماده ها جدا شده و مناطقی با پوشش مرتعی انبوه و دور از دسترس و دید را انتخاب نموده و بچه های خود را در این محل ها به دنیا می آورند.
 
در دشت ناز ماده اکثراً در پلاک آخر به دلیل داشتن پوشش گیاهی مناسب تر زایمان می نماید و در پلاک‌های اول به علت وجود انبارها رفت و آمد زیاد زایمان ندرتاً انجام می گیرد. در سال ۱۳۶۴ به علت عدم دسترسی گوزن های ماده به پوشش گیاهی مناسب موجب گردید که در سه راس از نوزادان در پلاک های وسطی توسط گربه وحشی از بین بروند. گوزن های نر از قلمرو کوچک خود به شعاع ۶۰-۵۰ متر پیرامون این جاده در مقابل نرهای دیگر به شدت دفاع نموده و تلاش آنها در این دوره بر این پایه استوار است که تا حد امکان با تعداد بیشتری ماده جفت گیری نمایند. وقتی گوزن زرد مطمئن شد که مزاحمی در اطراف نیست شروع به لیسیدن سر و صورت گوزنهای ماده کرده و آنها را نوازش می دهد سپس یکی از ماده ها را انتخاب کرده و پس از لیسیدن او با نعره کشیدن گوزن ماده را از جا بلند کرده و ۳ تا ۴ متر از ماده های دیگر که در حال استراحت هستند فاصله می گیرند. در این موقع گوزن ماده مشغول نظافت خود بوده و گوزن نر او را می‌بوید و برای جفتگیری به روی او می پرد ولی گوزن ماده برای جفتگیری آمادگی نشان نمی دهد. نر مجدداً این عمل را تکرار می نماید و هر دفعه با نارضایتی گوزن ماده رو به رو می گردد. هر لحظه به بی تابی گوزن نر افزوده می گردد. و در حالی که گوزن ماده همچنان مشغول نظافت خود می باشد بلاخره گوزن ماده تن به آمیزش داده و بعد از اتمام جفتگیری گوزن نر به سراغ گوزنهای ماده دیگر رفته و از حرمسرای موقتی خود حراست می نماید. این عمل همچنان تا پایان دوره جفتگیری ادامه داشته و در طول این مدت گوزن نر تا سی درصد وزن بدن را از دست می دهد. ماده ها در ۱۶ ماهگی آمادگی جفت گیری دارند و دوره آبستنی آنها حدود ۸ ماه طول می کشد و در اوایل بهار یک نوزاد که رنگش تیره تر از مادر است به دنیا می آورند. (نبوی – ۱۳۸۴)
 
زایمان و بزرگ کردن بچه ها:
 
اندکی قبل از زایمان ماده ها بیشتر و بیشتر بی قرار می شوند و نمی توانند در یک جا ثابت بمانند. گوزن های ماده که در یک نقطه کاملاً منزوی زایمان می کنند به کمک این، از خطر شکار شدن کودکانشان می کاهند. (مهمترین دشمنان طبیعی گوزن زرد بسته به محیط زندگی اش گرگ، گربه جنگلی و خرس است و بچه ها در برخی موارد به ندرت توسط روباه  شکار می‌شوند) در ابتدای زایمان عضو تناسلی ماده باز شده و مایع رحمی آزاد می شود، در زمان زایمان ممکن است متناوباً بنشیند و بایستد اما زمانی که کودک در راه است خواهد ایستاد تا نیروی جاذبه به خروج کودک کمک کند. تقریباً در همه زایمان ها کودک از ناحیه سر خارج می‌شود پس از به دنیا آمدن کودک مادر او را می لیسد تا تمیز شده و عاری از بو شود نیم ساعت پس از تولد جفت دفع می شود و مادر آن را می خورد و با خوردن جفت برخی از مواد ضروری که جفت حاوی آن هاست جذب می شود و همچنین خطر یافتن نوزادان بوسیله شکارچی ها کاهش می یابد. جفت معمولاً نشانه بسیار خوبی است و یافتن آن ساده خواهد بود. گوزن های جوان در هنگام تولد معمولاً به خوبی رشد کرده اند ولی هنوز بسیار آسیب پذیر هستند. بچه گوزن به دنیا آمده در هنگام تولد ۵/۴ کیلو وزن دارد. در گوزن زرد دو قلو زایی نادر بوده و در ۱% همه زایمان ها صورت می گیرد در این موارد کودکان به جای مخفی شدن با هم، جداگانه مخفی می شوند با انجام این کار اگر شکارگری یکی را بیابد هنوز یک شانس که دیگری یافت نشود و زنده بماند وجود دارد. خال ها از بدو تولد همراه گوزن بوده استتار وی کمک می کنند.
 
برای هفته های آغازین زندگی شیر مادر تنها غذایی است که کودک دریافت می کند اما از حدود ۲ هفتگی گوزن جوان شروع به دریافت مقادیر کم غذاهای سبز می کند از حدود یک ماهگی گوزن جوان در دفعات و مقادیر بیشتر از مواد سبز تغذیه می کند. ولی هنوز به میزان زیادی به شیری که از مادرش دریافت می کند وابسته است. از شیر گرفتن گوزن جوان در حدود شش ماهگی شروع می شود و تعداد زمانهای دریافت شیر در هر روز بتدریج کم می‌شود و میزان شیری که ماده تولید می کند نیز کمتر و کمتر می شود اگرچه گوزن ها در این سن قادر به زندگی تنها و مستقل از مادر خود می باشند با وی تا زمان تولد نوزاد بعدی می مانند که معمولاً یک سال است (در برخی موارد که یک ماده از حاملگی باز مانده یا نوزاد خود را از دست می دهد بچه گوزن تا سال بعد او را همراهی می کند) پس از به سر رسیدن این زمان هر یک به مسیرهای جداگانه ای می روند و معمولاً گوزن جوان مادرش را هرگز دوباره نخواهد دید ولی گاهی ماده ها با کودکان خود بازگشته و گله های کوچکی را تشکیل می‌دهند
 
توصیف نرینه ها:
 

گوزن های نر علاوه بر دارا بودن شاخ، دارای گردن کشیده تر و عضلانی تر از ماده ها سیبک گلویی مشخص و غلاف تناسلی بزرگ و نمایان که به شکل یک ماهوت پاک کن (Brush) بوده در طول فصل جفتگیری سر آن تیره تر شده و به طرف خارج بر می گردد می باشند.


 
تعیین سن گوزن زرد :
 
به دو طریق سن گوزن زرد را تعیین می کنند؛
 
۱-از روی شکل شاخ: در گوزن زرد هر ساله به تعداد شاخک های شاخ افزوده میشود بطوریکه در سال اول زندگی شاخ گوزن فاقد شاخک ها است و در سالهای بعد هر سال یک شاخک به شاخ گوزن افزوده می شود که معمولاً تا ده سال ادامه دارد (تا ۱۰شاخک) بعد از ده سالگی بدلیل کهولت از تعداد شاخک ها کاسته شده و شاخ کوتاهتر می گردد.

۲- برش دندان آسیا: این روش برای تعیین سن دقیق حیوان صورت می گیرد بدین منظور برش عرضی از دندان آسیا تهیه کرده و از روی خطوط تیره و روشن موجود در روی برش تهیه شده سن دقیق حیوان برآورد می گردد. (زکی – ۱۳۸۲)


 
رنگ بدن:
 

اختلاف جزئی در رنگ پوشش بدن افراد یک جمعیت نیز ممکن است دیده شود این تغییرات عموماً به علت تمرکز پیگمانهای رنگی در موها و وضعیت فیزیکی حیوان بستگی دارد معمولاً تمرکز پیگمانهای رنگی در انتهای آزاد موها زیادتر است. بطوریکه ابتدای مو به صورت کمرنگ دیده می شود. اندازه و بلندی مو در سطح بدن متفاوت است. تعویض یا ریختن مو در گوزن سالی دو بار انجام می شود ابتدا در بهار موها و پشمهای زمستانی شروع به ریختن می کند و معمولاً از ناحیه گردن و دو طرف بالای ران ها شروع می شود. مرحله بعدی ریزش مو در پائیز انجام می شود که گوزن در تدارک پشم زمستانی می باشد. ( نبوی- ۱۳۸۴).


 
غدد معطره:
 

در سطح بدن گوزن تعدادی غدد معطره وجود دارد. نقش اصلی این غدد در گوزن هنوز به خوبی روشن نشده است معهذا وجود این غدد در برقرار نمودن ارتباط بین افراد مختلف جمعیت آنها بی تاثیر نمی با شد در هر دو جنس نر و ماده غدد بین انگشتی، فوق مچی و زیر چشمی بطور زوج وجود دارد. ممکن است در جنس نر غدد دیگری در قسمت آلت تناسلی و بن شاخی دیده شود  (نبوی – ۱۳۸۴)


 
دندان گوزن زرد ایرانی :
 

تعداد دندانها در گوزن بالغ بر ۳۲ عدد و دارای فرمول دندانی پیش ۳/۰، نیش ۱/۰، پیش آسیا ۳/۳ و آسیا ۳/۳ می باشد بطوریکه از فرمول دندانی نتیجه می شود تعداد ۲۰ عدد دندان در آرواره پائین و ۱۲ عدد دندان در آرواره بالا قرار گرفته است. ۸ عدد دندان جلوئی در آرواره پائین  را که از دندانهای پیش و نیش تشکیل شده است و اصطلاحاً دندان های پیشین می نامند. آرواره بالائی فاقد دندان های پیشین می باشد. نوزادهای تازه متولد شده همگی دارای دندانهای شیری می باشند تعداد این دندانها ۲۰ عدد بوده که ۸ عدد آن ها را دندانهای پیشین در آرواره پائین و بقیه را دندانهای پیش آسیا (۳ عدد در هر نیم آرواره) تشکیل داده است (نبوی – ۱۳۸۴)


 
وسیله دفاعی حیوان:
 

به هنگام خطر چنانچه قادر به مبارزه بوسیله شاخ با دشمن نباشد  و یا این که در مرحله ای قرار گرفته که شاخ اندازی صورت گرفته و حیوان شاخ ندارد جهت فرار بلادرنگ و رهایی کامل از دست دشمن (خواه طعمه خوار، خواه انسان) خود را به رودخانه زده و مانند گاومیش از شنای خوبی برخوردار است و به محض خارج شدن از آب به جنگل رفته و از پشت انبوهی درختان به دشمن می نگرد. نوزاد گوزن از مادر خود تیز تر و به هنگام خطر از قوه استتار استفاده می نماید. (بهروزی راد – ۱۳۸۱)


 
رژیم غذایی :
 

رژیم غذایی گوزن زرد به ناحیه ای که در آن ساکن است بستگی دارد بطور مثال در نواحی جنگلی بسته به پوشش گیاهی منطقه در تابستان از علف، برگ و جوانه های درختان، گیاهان جنگلی، در پائیز به وفور از میوه درختان بلوط، راج، مخروطیان و تمشک جنگلی و دیگر میوه‌های جنگلی، قارچ ها و گلسنگ ها و در فصل سرما از خزه، لجن و پوست درختان تغذیه می کند. بدلیل توانایی گوزن زرد دز ایستادن روی ساق های عقبی خود برای دستیابی به غذاهای در ارتفاع، مشاهده خطوط کاملاً مشخص چرا بر درختان و بوته ها در ارتفاع ۵/۱ تا ۲ متری سطح زمین امری غیر عادی نیست. در نوع اروپایی در مناطقی که در حاشیه شهرها قرار دارند و گوزن ها فراوان هستند اجسامی چون بادکنک، انواع کاغذ، تکه های پلاستیک و جعبه های شیرینی در معده آنها یافت می شود گوزن زرد مانند اغلب گوزن‌ها آب مورد نیاز خود را از غذایی که می خورد و یا از شبنم و بندرت از نوشیدن بدست می آورد.


 
گمان برده می شود که گوزن زرد ایرانی در زیستگاه اصلی خود دزو کرخه فه بیشترین گرایش را به درختچه سریم [۱](Lycium Shawii) دارد. ولی الله مظفریان در جلد اول کتاب فلور خوزستان ص  ۲۴۷ از حاشیه مزارع، کنار جویبار‌ها در مناطق اطراف اهواز، سوسنگرد، شوش، هفت تیه، اندیمشک، شوشتر، حاشیه رودخانه کرخه، دز کارون بعنوان مناطقی که این گیاه دیده می شود نام می برد. در جلد ۲۴ کتاب فلور ایران صفحات ۴۸ و ۴۹ فهرست تفضیلی پراکندگی این گونه گیاهی در ایران آمده است. قابل توجه است که پراکندگی جهانی این گونه گیاهی بسیار مشابه با مناطقی است که در گذشته گوزن زرد ایرانی در آن جایی می‌زیسته که براساس صفحه ۴۸ همان کتاب به جز ایران شامل ترکیه، عراق، پاکستان، شمال آفریقا می شود سرشاخه های درختانی چون پده (Populus Euphratica)، گذ (Mocrocarpa Tamarix) و گیاهانی چون علف شور (Salsola Crassa) ، علف مار (Copparis Seinusa) و به نسبت کمتر تمشک (Rubus Spp) ، کاهوی وحشی (Lactucaspp) و اسفناج وحشی (Atriplex Spp) داشته  باشد.
 

نیاز گوزن ها به مواد غذایی بر حسب فعالیت های زیستی در طول ماه‌های مختلف سال تفاوت می کند در دوره قبل از فصل جفتگیری گوزن ها میل فراوانی به غذا از خود نشان می دهند و در طول دوره جفتگیری میزان تغذیه بویژه در گوزنهای نر کاهش یافته و پس از این دوره مجدداً افزایش می یابد. در طول فصل زمستان بطوریکه میزان تغذیه پائین بوده و در شروع فصل بهار به موازات افزایش فعالیت های زیستی (رشد شاخ در نرها و رشد نهایی جنین و شیر دهی نوزادان در ماده ها) میزان تغذیه بالا می رود.


 
به طور کلی افزایش یا کاهش میزان تغذیه در طول ماههای مختلف سال با عرضه مواد غذایی در زیستگاه طبیعی با فعالیت های زیستی مختلف گوزن ها هماهنگ می باشند. به عبارت دیگر روند انتخاب طبیعی موجب گردیده که برحسب تامین منابع غذایی لازم از طرف محیط در زمان های مختلف با فعالیت های زیستی همگام  گردیده تا حداکثر بهره گیری از آن منابع بعمل آید. در اوایل فصل رویش وجود گونه های گراس (علف) و فوب (بوته) در رژیم غذایی گوزن حائز اهمیت است چون در این زمان گیاهان بیشترین و حیاتی ترین مواد غذایی را در خود دارا می باشند. زیرا به علت لطیف بودن برگ و ساقه از درجه خوش خوراکی بالائی برخوردار هستند. در فصول مختلف سال رژیم غذایی گوزن برحسب بافت، ساختمان و تنوع گونه ای گیاهی در زیستگاه تغییر می کند و در زمان ریزش برگ درختان، فوب‌ها نقش مهمی در تامین غذا ایفا نموده و میوه درختانی مثل گلابی، آلوچه و بذر درخت بلوط (در دشت ناز) که دارای مواد غذایی مناسبی می باشد مهمترین غذاهای زمستانی را با کمیتی بسیار محدود تشکیل می دهند. افزایش بیش از حد حمایت گوزن در زیستگاه های دشت ناز و سمسکنده نسبت به ظرفیت زیستگاه منجر به کاهش تولید و تغییرات شدید در پوشش گیاهی (تجدید حیات طبیعی در درختان) و به وجود آمدن خط چرا (Brows Line) شده است. بیش از ۹ ماه از سال علوفه، جو و بذر بلوط در اختیار گوزن ها قرار می گیرد (جدول شماره ۱) و برای تامین نمک مورد نیاز آن ها در نقاط مختلف نمک سنگی گذاشته شده است.
 

بطور کلی این گوزنها فقط دوران کوتاهی از سال را به چرا می پردازند زمان تغذیه گوزن ها سپیده دم و هنگام غروب است و طول روز را به استراحت و نشخوار کردن می گذرانند. (نبوی – ۱۳۸۴)

نوع خوراک میزان تهیه شده مصرف دشت ناز مصرف سمسکنده
بلوط

جو

یونجه

ذرت علوفه‌ای

۱۷ تن

۲۷ تن

۱۴ تن

۶ تن

۱۳تن

۲۳تن

۹تن

۴تن

۴تن

۴تن

۵تن

۲تن

جدول شماره ۱- میزان خوراک تهیه شده در سال ۱۳۶۶ (نبوی – ۱۳۸۴)

در فصول رویش گیاهان علفی به تغذیه از این گیاهان می پردازد و در سایر فصول تغذیه بوته‌ها و درختچه هایی نظیر گونه های زیر را ترجیح می دهد:

آلبالوی وحشی

پسته وحشی

گون

کاهوی وحشی

بادام وحشی

نوعی زرشک

سریم

تمشک

لگجی

اسفناج وحشی

crasus microcarpa

pistasia mutica

satragalas spp

lactuca sp

amggdalus sp

Berberis  integrrima

lycium shawii

pubuss spp

capparis spinusa

atripley ssp

از دیگر گونه های گیاهی مطلوب که برای گوزن زرد از اولویت اول برخوردار است هشت گونه گیاهی به قرار زیر است:

آناغالیس

سازو

شبرترشک

بنفشه

سریم- دیوفار

علف – باغ

بارنفتگ

علف هفت بند

anagalis arvensis

juncus sp

oxalis spp

viola sp

lysium shawii

dactylis glommerata

plantago lenceolata

گونه های گیاهی خوش خوراک منطقه دز و کرخه که مورد تغذیه گوزن زرد قرار می گیرد بشرح زیر می باشد این دسته از گیاهان در اولویت های بعدی تغذیه ای برای گوزن زرد بوده و گیاهان شرایط حد برای گوزن در منطقه محسوب می گردد:

چچم

یونجه زرد یکساله

پده

تمشک

مریم نخودی

چمن پیازک‌دار

سیف

علف پشمکی

مشگک

خاکشیر

خردل

حلفه

loliom rigidum

melilotus Indicus

populus euphratica

rubus and tollicus

teucricum polium

poa bulbosa

aristida adscensionis

bromus scoparius

pucrosia anethifolia

descurainia sophia

eruca sativa

imperata cylinderica

سایر گونه های گیاهی خوش خوراک منطقه دز و کرخه عبارتند از:

سکمل ساقه سفید

تاخ بوته‌ای

کهورک

زمین گستر

توت پایایی

باتلاقی شور

خارشتر

چمن شور ساحلی

چمن شور پلوچستانی

علف شور

سیاه شور

atriplex leucoclada

haloxy salicurnicum

prosopis srephaniana

spergularia marina

phyla nodiflora

halocnmun strobiliaceum

alhagi maururum

aeluropus littoralis

aeluropus repens

ssola crassa

suaeda fruticosa

(زکی- ۱۳۸۲)


پراکندگی در جهان :
 
در گذشته پراکندگی وسیعی در شمال شرقی آفریقا، عراق ، ترکیه و ایران داشته‌اند ولی در حال حاضر نسل آنها در کلیه مناطق مذکور به جز ایران نابود شده است (هوشنگ ضیائی-۱۳۷۵)
 
پراکندگی در ایران:
 
در ایران این گوزن در مناطق جنگلی زاگرس و جنگل های گرمسیری خوزستان زندگی می کرد، ولی در حال حاضر پراکندگی طبیعی آن محدود به مناطق حفاظت شده ی دز و کرخه در خوزستان است.(هوشنگ ضیائی -۱۳۷۵)
 
در گذشته گوزن زرد در جنوب غربی ایران از خوزستان تا حدود باختران به طور فراوان وجود داشت ولی در چندین دهه ی اخیر تعدادآنها به سرعت کم شده است در حال حاضر فقط تعدادی از آنها در خوزستان در جنگلهای دز و کرخه
 
 باقی مانده است که در واقع بقای گوزن زرد ایرانی را مدیون باقی ماندن محدوده از جنگل های نیمه حاره ای خوزستان می دانند. در سه دهه گذشته تعدادی از آْنها به دشت ناز ساری – جزیره اشک ، دریاچه ی ارومیه . منطقه سمسکنده – زردلان کرمانشاه – جزیره کبودان – جزیره کیش و لاوان و منطقه ی میانلق  شیراز انتقال داده اند.(زکی – ۱۳۸۲)
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی – منطقه دز و کرخه:
 
در سال ۱۹۵۵ که اتحادیه بین المللی حفاظت از منابع طبیعی (Iucn) اطلاعیه ای مبنی بر وجود تعداد کمی گوزن زرد ایرانی در جنگلهای دز و کرخه را اعلام نمود این مناطق مورد توجه جانور شناسان و دوستداران طبیعت قرار گرفته ولی متاسفانه به جای حفاظت از این زیستگاه ها تنها مأمن آخرین گوزن های زرد ایرانی در دنیا بودند تحت لوای حمایت از گوزن ها شروع به گرفتن این گوزن ها نمودند که نهایتاً منجر به از بین رفتن و انتقال کلیه گوزنهای کرخه شد. مناطق جنگلی دز و کرخه در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان و از دو بخش متمایز که بوسیله جاده تهران – اهواز از یکدیگر تفکیک شده واقع گردیده اند در بخش شرقی این جاده بیشه زار دز بصورت نواری در حاشیه رودخانه ای به همین نام و بطول ۱۰ کیلومتر و عرض ۵ کیلومتر و در قسمت غربی جاده بیشه زار کرخه با طولی برابر دز و عرض متغیر از ۱ تا ۵ کیلومتر می باشد. این جنگل ها در سال ۱۳۴۶ از طریق سازمان شکارچیان و نظارت بر صید رسماً منطقه حفاظت شده اعلام گردید. جنگلهای دز و کرخه میراث رشته جنگلهای وسیعی است که در گذشته تا حدود لرستان و باختران ادامه داشته که با قطع اشجار و تبدیل جنگلها به مزارع کشاورزی به تدریج تخریب و از بین رفته اند و در حال حاضر نیز همچنان مورد تهاجم روستا نشینان اطراف قرار دارند. بخصوص حاشیه جنگل آسیب بیشتری می بیند این جنگل ها دارای تراکم کم و پراکنده و تخریب یافته می باشند.
 
جنگلهای دز و کرخه از چهار گونه اصلی درختی و درختچه های زیر تشکیل یافته اند:
۱-Populus  Ouphratiea
2-Tamarix  =sp
3-Lycium  Depresua
4-Vitex  Pseuido-Regundo
 
جنگلهای دز در حاشیه‌ی رودخانه بوسیله درختان پده پوشیده شده اند این درخت در جنگلهای اطراف کرخه نیز به وفور دیده می شود. ولی بدلیل قطع بی رویه آنها درختان قطور کمتر یافت می شوند. همراه درخت پده گونه Tamarix (گز) نیز دیده می شود و بخشهای داخلی جنگل را گونه های Vitex Pseudo Negundo به صورت یک جامعه انبوه درختچه می پوشاند و در همین جاست که گوزن زرد خود را مخفی می کند. جنگلهای دز در نقاطی که مورد بهره برداری روستائیان قرار گرفته است انبوهی خود را از دست داده و اشکوب تحتانی جنگل در نقاط متراکم و غیره تراکم کاملاً متفاوت است. مناطق حفاظت شده دز و کرخه که بصورت نوار باریکی معمولاً کمی بیش از ۴۰۰۰ هکتاری می باشد در واقع مسافتی بیش از ۲۰۰۰ هکتار جنگل به خود اختصاص نمی دهد. چرا که در حدود ۱۰۰۰ هکتار را سطح رودخانه و در همین حدود را نیز تپه‌ ماهور و جنگلهای تنک تشکیل می دهند. این ۲۰۰۰ هکتار مامن باقی مانده و اصلی گوزنهای زرد را تشکیل می دهد که در صورت تداوم فشار به تدریج این نوار باریک نیز از بین خواهد رفت.
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی – پناهگاه حیات وحش دشت ناز:
 
پناهگاه حیات وحش دشت ناز در ۲۵ کیلومتری شمال شرقی شهرستان ساری در استان مازندران با مساحت ۵۰ هکتار و دارای پوشش جنگلی همراه با گونه‌های متعدد گراس و فوب تعداد قابل توجهی گوزن زرد ایرانی را که در دنیا نادر است در خود جا داده است. قبل از سال ۱۳۴۳ که اولین رهاسازی در آن انجام گرفت این منطقه دارای شرایط زیستی مطلوب به علت دارا بودن تنوع در گونه های گیاهی و تراکم کافی به عنوان پناهگاه از شرایط مناسب زیستگاهی برخوردار بود. پس از گذشت چندین سال که از رها سازی گوزن زرد در این منطقه می گذرد در حال حاضر به لحاظ افزایش بیش از حد جمعیت این گوزن ها نسبت به ظرفیت زیستگاه تغییرات قابل توجه و  نامطلوبی در پوشش کف جنگل و اشکوبهای دیگر بوجود آمده که ضمن کاهش تولید سالانه از تنوع و پراکندگی گونه های مرغوب نیز کاسته شده و خط چرا بر روی درختان و درختچه ها به خوبی نمایان است. دشت ناز، قبلاً به دو قسمت ۳۰ و ۲۰ هکتاری تقسیم شده بود و تعدادی مرال و شوکا در آن نگهداری می شد. پس از آنکه در فروردین ماه سال ۱۳۴۳ که رسماً این منطقه به نام پارک وحش دشت ناز نامگذاری گردید در جهت شمال غربی به جنوب شرقی به سه پارک که بوسیله حصارهائی از سیم های ظریف (Chicknwive) و سیم خاردار و تیرهای چوبی مجزا و محصور گردید. پس از معرفی گوزن زرد در تیر ماه سال ۱۳۴۳ و گوزنهای خالدار هندی در سال ۱۳۴۵ تعمیر و تعویض تمام حصارهای داخل و اطراف پارک بعلت اینکه حیوانات قسمتهای مختلف با هم ادغام می شدند و بیم آن می‌رفت که بعضی از گوزن های زرد هنگام عبور از حصارهای خراب شده مجروح شوند ضروری تشخیص داده شد و در سال ۱۳۴۵ حصار اطراف پارک بصورت پی سیمانی، تیرهای عمودی فلزی، تورهای ضخیم و رشته های سیم خاردار در بالای حصار تجدید بنا گردید و مجدداً در سال ۱۳۴۷ ارتفاع حصارها افزایش یافت و به وضع فعلی خود مرمت گردید. در سال ۱۳۴۵ در هر سه پلاک آبشخورهای سیمانی ایجاد و راهنمائی به عرض ۱۲ الی ۱۵ متر برای مشاهده گوزن ها و رشد علوفه جنگل ایجاد شد.  در سال ۱۳۴۷ یک برج مراقبت در بخش میانی جهت مطالعه عادات و رفتار گوزن ها ساخته شد. پاسگاه محیط بانی در ضلع جنوبی قرار دارد و حداقل یک نفر شکاربان بطور دائم از پارک محافظت می نماید و تنها درب ورودی که در این محل قرار دارد همیشه قفل می باشد. جنگل تراشی وسیعی در سطح پناهگاه برای توسعه و رشد گیاهان کوچک، همچنین مشاهده گوزن ها صورت گرفت است. از بخش ابتدائی و انتهائی قطعه زمین را بوسیله سیم توری محصور نموده و برای کاشت جو و ذرت اختصاص داده اند.
 
تولید هر ساله این زمین ها کمک موثری در تغذیه گوزنها محسوب می شود.
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی – منطقه سمسکنده:
 
بعد از آنکه در سال ۱۹۵۵ وجود گوزن زرد در خوزستان به اثبات رسید در سال ۱۹۵۸ جرج فون اوپل گروهی را برای زنده‌گیری گوزن زرد به ایران اعزام داشت. این گروه موفق به صید در مناطق دز و کرخه نشدند و فقط توانستند ۸ راس گوزن مشاهده نمایند و در زمان برگشت یک نوزاد گوزن زرد ماده از اهالی منطقه خریداری و به آلمان بردند در همان سال گروه دیگری مجددا به منطقه عزیمت نمودند و باز هم موفق به زنده گیری گوزن نشده و آنها نیز یک راس گوزن زرد از افراد بومی خریداری و با خود به آلمان می‌برند (این چرخه به نظر می‌رسد چون اکیپ‌های مختلفی جهت بررسی و مشاهده و زنده‌گیری گوزن به دو منطقه کوچک دز و کرخه در زمان کوتاهی ۱۹۶۰-۱۹۵۵ مراجعه می‌کردند ساکنین محلی به علت عدم آگاهی از اهمیت موضوع ونبودن تشکیلات مسئول مبادرت به زنده‌گیری و فروش گوزن‌ها می‌نمودند.
 
خدا می‌داند که چه تعداد گوزن به همن علت از بین رفته باشد. مخصوصا نوزادان که نگهداری آنها برای هر کس مقدور نمی‌باشد.)
 
گوزن زرد در سال ۱۹۶۰ می‌مرد و گوزن ماده در همین سال یک نوزاد ماده به دنیا می‌آورد در اکتبر ۱۹۶۴ پارک فرای که فاقد گوزن نر برای ادامه تکثیر می‌بود تا اینکه یک راس گوزرن نر که توسط شکارچیان محلی زنده گرفته شده بود از رف سازمان شکاریان و نظارت بر صید به آلمان ارسال و طبق موافقتی که بین اوپل و سازمان حاصل گردیده مقرر شد نیمی از گوزن‌هایی که از حیوانات انتقال داده شده به دنیا می‌آیند به اوپل و نیمه دیگر به سازمان تعلق گیرد. (هیچ موافقتنامه یا قرارداد رسمی امضاء نشد) متعاقب این قرارداد در اسفندماه ۱۳۵۱ تعداد ۷ راس گوزن زرد که ۵ راس آنها ماده و ۲ راس نر بود به ایران فرستاده شد و در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۱ این گوزن‌ها در دشت ناز رها گردیدند. از آنجایی که اصالت ژنتیکی آنها مور سوال می‌بود و احتمال اختلاط با نژاد گوزن زرد اروپایی که در پارک فرای که وجود دارد می رفت این گوزن‌ها به طور جداگانه در پلاک اول نگهداری شدند.
 
با افزایش جمعیت گوزن‌های زرد موجود و نظر به وسعت محدود در دشت ناز در سال ۱۳۵۶ کارشناسان حیات وحش سازمان تصمیم گرفتند کلیه گوزنهای پلاک اول (آلمانی) که تعداد آنها به ۳۰ راس رسیده بود را به منطقه دیگری انتقال دهند در پس این تصمیم محدوده‌ای به وسعت حدود ۶ هکتار از منطقه حفاظت شده سمسکنده را با تور سیمی محصور و این گوزن‌ها را به آنجا منتقل نمودند.
 
متاسفانه به علت وسعت خیلی کم این زیستگاه جدید و عدم توجه مسئولین به این گوزنها به علت شواهدی که در اصالت آنها در اذهان وجود دارد (تا کنون موردی که دلالت را بر اختلاط آنها وجود داشته باشد به اثبات نرسیده است). در طول این سالها توجه کمتری به آنها شده و اصولا مورد توجه نمی باشند. با توجه به اینکه از نظر ظاهری اختلاف مشخصی بین این گوزن‌ها و گوزن‌های دشت ناز مشهود نیست و علم رده‌بندی به حدی رسیده است که تشخیص گونه و زیر گونه هر موجودی را می‌تواند انجام دهد ضروری است هرچه زودتر اصالت این گوزنها بررسی شود و پس از آن تصمیم مقتضی را برای آنهاگرفت اگر اصالت آنها به اثبات رسید می‌توان آنها را در زیستگاه‌های جدیدی که در غرب ایران کشف خواهد شد رها نمود و اگر اصالت انها رد شود لازم است انها را به مناطق شرقی ایران منتقل کرد تا امکان اختلاط آنها را با گوزن‌های غرب از بین رفته و از این محیط برای نگهداری گوزن زرد ایرانی استفاده کرد. ( اینترنت-۱۴)
 
در حال حاضر تعداد گوزن‌های موجود در سمسکنده ۳۵ راس (۴ راس در آبان ماه ۶۶ شکار شدند) و تراکم گوزن در این منطقه بیش از دو برابر تراکم  گوزن در دشت ناز می باشد تا کنون هیچ فکری برای انتقال آنها به مناطق دیگر نشده است. امید است از سوی مسئولین هرچه زودتر تصمیمی برای این گوزن‌ها گرفته شود تا شاهد مرگ و میر دسته‌جمعی و یا قتل عام آنها نباشیم. در رژیم گذشته در پی توافقی که بین مسئولین وقت سازمان با دولت اسرائیل به عمل آمده در آبانماه ۵۷ تعداد ۴ رأس گوزن ماده از سسمکنده گرفته و به اسرائیل منتقل گردید.‌در باز دیدی که هایدمن  در آبان ماه ۶۲ از دشت ناز و مسمسکنده داشتند اظهار نمودند که تعداد گوزن‌های موجود در اسرائیل به ۱۲ راس رسیده است. (نبوی – ۱۳۸۴)
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی – جزیره اشک:
 
جزیره اشک با مساحت ۲۵۵۰ هکتار در جنوب غربی جزیره کبودان دومین جزیره بزرگ دریاچه ارومیه بعد از کبودان می‌باشد. حداکثر ارتفاع این جزیره آهکی از سطح دریاچه در حدود ۲۶۰ متر است. موادی که در موقع بارندگی از جزیره شسته می شود به علت محدودیت مساحت جزیره فرصت ته نشست نداشته و به دریاچه وصل می گردد و به همین دلیل ضخامت رسوبات آبرفتی فوق العاده ناچیزی باشد نزولات جوی اکثراً به دریاچه ریخته می شود و مقدار ناچیزی از آن در سطح جزیره نفوذ می کند. جزیره اشک از نظر گیاهی سیمائی استپی داشته و پوشش گیاهی در روی تپه ماهورها و پستی و بلندی های فراوان آن گسترده است پوشش گیاهان چوبی چیره تراکیبی از Arterisia-Phamnus-Plstaoia می باشد.
 
این گونه ها نسبت به گونه های دیگر دارای درجه اهمیت قابل توجهی هستند فوب ها وگراسها در تمامی سطح جزیره و درختان پسته وحشی، بطور انبوه، تک و گاهی بصورت تک درختان نامنظم پراکنده می باشد .
 
در حاشیه جزیره و حد فاصل آب دریاچه و ارتفاعات جزیره بصورت کمر بندی گونه های گیاهی هالوفیت به وفور گسترش یافته اند. در بعضی از دره ها گونه هائی نظیر داغداغان، بادام، زرشک و کیکم نیز به طور محدود یافت می شوند.
 
افزایش جمعیت گوزن در دشت ناز تا سال ۱۳۶۵ به حدی رسید که باعث تخریب آن منطقه شده و دادن غذای کمکی را الزامی نموده بطوریکه انتقال تعدادی از گوزن ها به مناطق دیگر اجباری گردیده و با توجه به اینکه مناطق دز و کرخه هنوز امنیت لازم را جهت رها سازی کسب نموده بودند. کار شناسان حیات وحش سازمان مرکزی تصمیم به انتقال تعدادی از گوزن ها بطور آزمایشی به جزیره اشک که از نظر حفاظت و امنیت قابل کنترل بود گرفتند و تعداد ۳ راس (۲ راس ماده و یک راس نر) در سال ۱۳۵۶ به جزیره معرفی نمودند. پس از بررسیهای مقدماتی وضعیت جزیره به عنوان زیستگاه انتخابی در مهر ماه ۱۳۶۰ تعداد ۷ راس گوزن (۴ راس ماده و ۴ راس نر) را از دشت ناز به جزیره منتقل نمودند و در پی این انتقال در مهر ماه ۱۳۶۱ نیز تعداد ۸ راس (۴ راس ماده و ۴ راس نر) دیگر از دشت ناز زنده گیری و به جزیره رها شدند.
 
پس از بررسی های متعدد توسط کارشناسان حیات وحش سازمان و گزارشات اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در مورد سازگاری گوزن زرد با شرایط محیطی جزیره اشک از یک طرف بدلیل افزایش زیاد گوزن زرد در پناهگاه دشت ناز در شهریور ماه ۱۳۶۲ تعداد ۵ راس (۴ راس ماده و یک راس نر) به جزیره انتقال داده شده. آخرین برنامه انتقال گوزن دشت ناز به جزیره اشک مهر ماه ۱۳۶۳ بوده که تعداد ۴ راس ماده و ۳ راس نر بودند انجام گرفت. کلیه این انتقالات بوسیله کارشناسان سازمان و با همکاری مامورین منطقه انجام شده است. (نبوی – ۱۳۸۴)
 
کم آبی در جزیره اشک و اسپیرجان ده ها گوزن زرد ایرانی را با خطر رو در رو کرده و طی ماه های اخیر به همین خاطر دست کم ۴۰ گوزن تلف شده اند. در حال حاضر فقط ۲ آبشخور در جزیره اشک موجود است. چشمه اشک در شرق و گت دره سی در غرب که نمی توانند جوابگوی جمعیت موجود در جزیره باشند به همین دلیل رقابت بر سر منابع آب در گرفته و گوزن های بالغ بزرگتر اجازه استفاده از آبشخورها را به ماده ها و گوزن های نابالغ و کوچکتر نمی دهند. در نتیجه آنها برای تامین آب به سمت حاشیه دریاچه می‌روند تا در آنجا از آب باران جمع شده در سنگ های نمکی استفاده کنند. پس از ورود به نمکزار حاشیه دریاچه در آن جا گیر کرده و دیگر قادر به خروج از آنجا نمی شوند. همچنین تماس لب گوزن ها با کریستال های نمکی باعث زخمی شدن لب آن‌ها می شود. مشکل دیگر مارها در فصل تابستان هستند. آن ها در کنار آبشخور تجمع می‌کنند و امکان نیش زدن گوزن ها وجود دارد.
 
با توجه به برآوردهای انجام شده توسط کارشناسان مشکل کم آبی از ۴ سال پیش در این جزایر آغاز شده و در سال گذشته در حدود ۴۰ راس تلف شده اند. کارشناسان چاره کار را در جا به جا کردن تعدادی گوزن برای ایجاد تعادل بین منابع و جمعیت می دانند. همچنین بدلیل کافی بودن میزان برف و بارش با اعمال مدیریت آبخیز داری با ایجاد سدهای کوچک در دهانه دره های کم شیب رفع مشکل کم آبی چندان مشکل به نظر نمی رسد.
 
زیستگاه  گوزن زرد ایرانی – جزیره کبودان:
 
جزیره کبودان بزرگترین جزایر دریاچه ارومیه واقع در شرف آن با وسعت ۳۱۷۵ هکتار و در ارتفاع ۱۵۴۲۱ متری با ساحلی سنگی و ماسه‌ای و دارای یک چشمه قنات کوچک می باشند پوشش گیاهی غالب جزیره کبودان را علف‌های کوتاه پسته وحشی سرو کوهی بادام وحشی شیر خشت و گوجه فرنگی تشکیل می‌دهند و حیوانات گوناگونی چون قوچ و میش و گوزن زرد ایرانی در آن زیست می کنند.
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی- جنگل باغ شادی خاتم یزد:
 
جنگل باغ شادی خاتم با سی و هفت هزار هکتار وسعت در پنجاه کیلومتری شهر هرات، مرکز شهرستان خاتم و سیصد کیلومتری جنوب شهر یزد واقع است.
 
جنگل‌های این منطقه دنباله‌ی جنگل‌های زاگرس که زیستگاه گوزن زرد ایرانی است می‌باشند. پوشش گیاهی این منطقه بادام کوهی، ارزن، گون، قیچ، بنه، کیکم، چوبک، کلاه میر حسن، بادامک و درمنه و وحوش آن خرس قهوه‌ای، رودک عسل خوار، زاغ بور، هوبره است که گوزن زرد نیز به آن اضافه شد. از شش گوزن منتقل شده از دشت ناز به این منطقه، دو رأس نر و بقیه ماده می‌باشند که در محدوده فنس کشی شده‌ای به مساحت ۲۰۰ هکتار در این منطقه رها شده‌اند. آتش سوزی و چرای بی رویه دام به عنوان عمده‌ترین مشکل موجود در این جنگل به حساب می‌رود و همه ساله به علت اشتباهات انسانی، آتش‌سوزی در این جنگل رخ می‌دهد و بخشی از عرصه‌های جنگلی را نابود می‌کند. دام‌ها در این منطقه حدود ۲۵۰ هزار رأس ذکر می‌شوند و از این مقدار ۱۲ هزار دام مازاد در مناطق جنگلی به چرا مشغول هستندکه این عرصه را تهدید می‌کند. وجود این دامها موجب افت آبهای زیر زمینی، فرسایش خاک و در نهایت تهدید منابع اقتصادی منطقه می‌گردد.
 
زیستگاه گوزن زرد ایرانی- اسرائیل:
 
گوزن زرد ایرانی از زمان انتقال به اسرائیل تحت مراقبت و نظارت شدید بوده و جمعیت آن در اسارت رو به افزایش گذاشته است. به طوری که به حدود ۲۰۰ راس در سالهای  اخیر رسیده است. باغ‌وحش اورشلیم هسته ی مرکزی نامه معرفی مجدد این گونه در حیفا طی ۱۰ سال موفقیت آمیز گزارش شده است.
به طوری که ۲۴ راس گوزن زرد ایرانی طی این برنامه رها سازی شده است و توانسته‌اند با شرایط محیط خو گرفته و شروع به زندگی به صورت وحش در طبیعت کنند.
 
گوزن زرد- تهدیدات:
 
گوزن زرد ایرانی بعلت  شکاری رویه به مرحله انقراض رسیده و همچنین سلاح گرم، این فرآیند را در قرن ۲۰ سرعت بخشید.
علاوه بر عامل شکار، تخریب جنگلها به علت جمع آوری زغال و استفاده ‌ی بیش از حد از مراتع برای تغذیه دام باعث شد که زیستگاه آنها به خطر افتد و در معرض نابودی قرار بگیرد. و اخیراً در جنگ ایران و عراق تهدیدات بیشتری را فراهم نمود در پناهگاه حیات وحش کرخه چرای دامهای اصلی که معمولاً از گوسفند، گاو، گاومیش، شتر و بز می باشد یک رقابت نامتعادل را ایجاد کرد و اینک به زیان گوزن زرد ایرانی تمام شده است. ضمناً گیاهان حاشیه ای جنگل یا از بین برده و کلاً توسعه کشاورزی عامل اصلی از بین رفتن مراتع اطراف جنگل‌ها بخصوص جنگل های دز و کرخه شده است، از طرفی از بین رفتن مراتع در حاشیه ی جنگلها نفوذ هر چه بیشتر دام و احشام اهالی بدور جنگل را سبب شده است.
 
۱- تهیه سوخت روستاها:
به طور کلی سوخت برای بقاء و زندگی افراد از ملزومات است در روستاهای اطراف جنگل های دز و کرفه، چوب همواره سوخت اصلی اهالی را تشکیل می‌دهد که این عامل باعث تخریب هر چه بیشتر جنگل گردیده است.
- تخریب و قطع درختان جنگل چه به منظور گسترش از راه کشاورزی وچه به منظور تهیه ‌ی سوخت و تغییر مسیر رودخانه و تخریب و از بین رفتن جنگل در مسیری که تخریب رودخانه قرار داده شده است.
 
۲- حضور دام و چرای بی رویه خارج از ظرفیت جنگل:
روزانه چندین هزار راس دام وارد منطقه کرخه می شوند، که ضمن تغذیه از گونه‌های خوش خوراک گیاهی و رقابت شدید غذایی، گوزن زرد ، گیاهان تازه روئیده را که برای احیا و بقای جنگل مفید و موثر است تند کوب کرده وزیر پاها له می کنند و در کل توان مرتعی اشکوب زیرین جنگل را به صفر می رسانند. علاوه بر آن حضور دام در درون جنگل معضلات زیرین را نیز سبب می گردد.
- سفت شدن زمین سبب از بین رفتن بافت خاک و پوشش گیاهی می شود وتوان جذب سیل توسط خاک را به شدت کاهش می دهد. در این حالت تخریب ناشی از سیل غیر قابل کنترل می گردد.
- تراکم فضولات و مواد آبی در روی خاک دارای هوموس خواهی محدود به دلیل حضور دام افزایش یافته و گیاه توان جذب این فضولات را ندارد بنابراین شرایط برای رشد قارچ های این قسمت فراهم گشته و جنگل را وادار به تغییر یکباره ی سیما نموده است.
 
۳- شکار بی رویه توسط افراد محلی و یا متخلفین.
 
۴- جمله ی حیوانات درنده مانند گرگ و گربه وحشی (از دشمنان طبیعی گوزن زرد ) به نوزادان این گونه و عدم توانایی پنهان شدن بدلیل از بین رفتن اوضاع زیستی مناسب در جنگل.
 

۵- بهره برداری بی رویه از شن و ماسه ی تحت الارض زمینهای جنگلی بخصوص در منطقه کرخه.(زکی- ۱۳۸۳)



 
آیا فقط در ایران گوزن زرد داریم؟
 
در دنیا به طور کلی ۲ گونه گوزن زرد داریم یکی گوزن زرد ایرانی و یکی گوزن زرد اروپایی است گوزن زرد ایرانی گونه های خاصی است که فقط در ایران زندگی می کندحدود سالهای ۳۸-۱۳۳۷ به قبل فکر می کردند که کاملاً منقرض شده و از میان رفته ولی براثر اتفاق چند نفر در دز و کرخه تعدادی گوزن زرد دیدند وبه مامورین محیط زیست آن زمان اطلاع دادند ماموران محیط زیست پیگیری کردند و فهمیدند که نسل گوزن زرد ایرانی منقرض شده است.
 
تعدادکمی گوزن زرد در دز و کرخه داشتیم که از سال ۳۷ به بعد در چند نوبت از آنجا زنده گیری شدند و از آنجا به دشت ناز ساری منتقل شدند. آن ابتدا فقط ۵ راس گوزن زرد داشتیم بعد اینها زاد و ولد کردند و تعدادشان زیاد شد در واقع تمام گوزنهای زردی که الان داریم همگی از همان ۵ راس گوزن اولیه هستند تا سال ۱۳۶۵ جمعیتش متغیر بود و گاهی کم و گاهی زیاد شده است.
 
در این سال اولین انتقال از دشت ناز به جزیره اشک دریاچه ی ارومیه صورت گرفت حدود ۵ یا ۶ گوزن  زرد زنده گیری شد و به جزیره اشک برده شد. علت این انتقال هم این بود که می خواستیم ببینیم این آیا می‌توانیم این گونه را در طبیعت رها سازی کنیم چون جزیره اشک دور از انسانها بود و طبیعت وحشی‌تری داشت. در حال حاضر جمعیتی حدود ۳۰۰ راس گوزن زرد در جزیره اشک داریم که بیشترین جمعیت گوزن زرد را تشکیل می دهند پس از آن زنده گیری هایی صورت گرفت و گوزن ها به بخشهای مختلفی منتقل شدند مثلاً  در میان کتل شیراز در دشت ارژن محدوده‌ی محصوری درست شد و تعدادی گوزن زرد به آنجا برده شد تعدادی هم به جزیره کیش، سیری و لاوان  برده شد.
 
ما می‌خواستیم امتحان کنیم که گوزن زرد چگونه می‌تواند خودش را با محیط‌های متفاوت تطبیق دهد و در واقع می‌خواستیم مطمئن شویم که آیا می‌توانیم گوزن زرد  را در طبیعت رها سازی کنیم. به همین دلیل نقاطی را در کشور بررسی کردند که از لحاظ امنیت و شرایط زیستی با شرایط زیستی گوزن زرد مطابقت داشته باشد مثلا تعدادی از آنها را به کرمانشاه که از زیستگاه‌های قدیمی‌اش بوده منتقل کردیم. دو نوبت هم آنها را به زیستگاه اصلی‌اش در دز وکرخه بردیم متاسفانه به دلیل عدم حفاظت و مدیریت صحیح هیچ یک از آنها باقی نماندند و از میان رفتند متاسفانه در این برنامه‌ها گوزن‌های زرد تا مرحله‌ی زنده گیری و رها سازی در طبیعت مدیریت و بعد فراموش شدند و نتیجه‌ای از آنها نگرفتیم. با بررسی‌هایمان فهمیدیم که قدرت سازگاری گوزن زرد بامحیط اصلی بالا است و تنها بدلیل عدم حفاظت و حراست و در نتیجه شکار این گونه دیگر گوزن زرد آزادی در این جنگل‌ها وجود ندارد. د رجزیره کیش هم همین مشکل را داشتیم تا حدود ۵ سال پس از رها سازی همچنان گزارشهایی از مشاهده این گونه می‌رسید اما بعد دیگر مشاهده نشد و در آنجا هم از میان رفت (دیگر گوزنهای زردی که رها سازی می‌شوند در مناطق حفاظت شده نیستند، پس چگونه شکارچیان وارد این مناطق می‌شوند و آنها را صید می‌کنند؟)
 
بعضی از آنها در مناطق حفاظت شده‌ای مثل پناهگاه حیات وحش دز هستند که تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست هستند در این منطقه از همه بیشتر رها سازی شدند در آنجا دو نوبت ۳۴ راس گوزن زرد رها سازی شد ولی پس از یکی دو سال دیگر  مشاهده نشد جست و گریخته گزارش‌هایی از اینگونه می‌رسد ولی مستند نیستند. فعلا گزارشهایی از حضور این گونه می‌رسد، ولی مستند نیستند. فعلا گزارشهایی از وجود گوزن زرد رسیده است ولی بازهم یقین نداریم.
 
ولی باید هرچه سریعتر اقدامی اساسی در کاهش جمعیت گوزن‌ها به عمل آورد و در اسرع وقت اکیپ کارشناسان آگاه و دلسوز به آینده‌ی این گوزن‌ها به مناطق غربی ایران عزیمت و نسبت به انتخاب و آماده سازی ایستگاه‌های جدید اقدام نمایند.
 
وضعیت فعلی گوزن زرد :
 
در حال حاضر چند نوع گوزن در ایران زندگی می کنند که مهمترین آنها به شرح زیر است:
گوزن معمولی یا مرال با نام علمی CERVUS ELAPHUS MARAL و یا RED REER که اختصاصا در محدوده های جنگلی شمال کشور زندگی می کند.
گوزن شوکا RED DEER که علاوه بر یافت شدن در بیشتر مناطق زیستی گوزن معمولی در پاره ای نقاط جنگل های غرب کشور بخصوص منطقه بوزین و مره خیل کردستان زندگی می کند.
گوزن زرد PERSIAN FALLOW DEER که به طور طبیعی فقط در دو نقطه نزدیک به هم در ایران زندگی می کرد. ولی اکنون در چند نقطه از کشور مثل دشت ناز ساری- جزیره اشک در دریاچه ارومیه و… زندگی می کند.
گوزن زرد اروپایی با نام علمی CERVUS DAMA DAMA و گوزن زرد ایرانی با نام علمی CERVUS DAMA MESOPOTAMICA می باشد.
گوزن زرد ایرانی یکی از انواع چهارپایان بسیار مقاوم است که به خوبی می تواند خود را در شرایط مختلف زیست محیطی تطبیق دهد و حتی راز بقا و زنده ماندن این حیوان در مناطق بسیار بد آب و هوای دز و کرخه همین قدرت سازگاری او است.
مهم ترین دشمن طبیعی آن گرگ و گربه جنگلی است. به علل مختلف نظیر تخریب زیستگاه و شکار بی رویه ، نسل آن ها رو به کاهش بود.
بطوریکه آن را حیوانی منقرض شده می پنداشتند. در سال ۱۳۳۴ معلوم شد که هنوز تعداد کمی از این گوزن ها در جنگل های اطراف رودخانه های دز و کرخه باقی مانده اند. در سال ۱۳۳۷ تعداد ۲ راس از این گوزن ها به باغ وحش اپل در آلمان و در سال ۱۳۴۲ تعداد ۶ راس به دشت ناز ساری منتقل گردیدند.
و در نتیجه مراقبت های انجام شده تعداد گوزن ها افزایش یافت.
از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۷ تعداد ۱۲۷ راس از این گوزن ها توسط نگارنده و با همکاری مامورین و کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست از مناطق دشت ناز و سمسکنده زنده گیری گردیده شد.
تعداد۵۲ راس از آنها به جزیره اشک، ۳۶ راس به منطقه‌ی کرخه ، ۳۲ راس به منطقه ی زرد لان کرمانشاه ، ۶ راس به جزیره کبودان ، ۱۰ راس به جزایر کیش و لاوان انتقال یافتند در سال ۱۳۷۲ نیز تعداد ۱۸ راس از گوزن ها به منطقه‌ی میان کتل واقع در استان فارس منتقل گردیدند. گوزن های رها شده در منطقه کرخه و جزیره اشک به خوبی افزایش یافته اند.
طبق سرشماری انجام شده در سال ۱۳۷۲ تعداد گوزنهای جزیره اشک به ۲۵۰ راس بالغ گردیداند. در حال حاضر در منطقه دز نیز تعداد انگشت شماری گوزن باقی مانده است که چنانچه توجهی به آنان نشود از بین خواهند رفت. (ضیائی-۱۳۷۵).
از سال ۱۹۶۳ آزاد شدن ۶ راس گوزن در دشت ناز و فعالیت های حمایت کننده ویژه ای در جهت تکثیر این حیوان که در معرض نابودی است انجام گرفته است.
تمام این سیاست ها و معیارها به منظور نجات گوزن زرد ایرانی اتخاذ گردید.
به طور کلی در سال ۱۹۷۷ منطقه دشت ناز که اکنون تعدادگوزن ها  در آن به تعداد ۳۰ راس افرایش یافته بود و برای تغذیه ی گوزن ها کافی نبود. در آن سال تعدادی از گوزنها زنده در دشت ناز گرفته شدند و به ناحیه سمسکنده انتقال یافتند. با افزایش جمعیت در دو ناحیه ی مورد نظر سازمان سعی کرد که گوزن را به نواحی دیگر معرفی نماید. که براساس سیاست و نظریه حاکم جزیره اشک انتخاب گردید.(بهروزی راد-۱۳۸۱)
بایستی توجه داشت که تمام زیستگاههای گوزن زرد جزایر می باشد و یا شرایط مشابه آب و هوای جزیره ای دارند و گروههای گوزن زرد که قانون جغرافیایی را دنبال می نمایند نمی توانند جمعیت ثابتی را داشته باشند.
زیرا در این حیوان میزان انقراض بالا بوده و این حیوان از شرایط سالم محیطی به علت جفت گیری داخلی برخوردار نمی باشد – علاوه براین گروه خونی همسان باعث تقلیل تنوع ژنتیکی می شود و باعث بالا رفتن مرگ و میر آنها می‌شود. و باعث کوچ و انتقال آنها می گردد.
در سال ۱۹۸۴ آقای مسعود مولوی رئیس اداره و سازمان حیات وحش با توجه به شرایط زیست محیطی و بیولوژیکی اعلام خطر کرد و گفت : غذای مورد نیاز گوزنها به وسیله ی فعالیت های دستی غیر طبیعی تامین می گردد و عدم فضا و شرایط زیستی مناسب و عدم تناسب (نسبی نر وماده بودن) شرایط نا مطلوبی را به وجود آورده است. بنابراین بقای گوزن در دشت ناز را نمی توان ضمانت کرد.
وی اضافه نمود که عوامل ذکر شده در ذیل نشانه عدم توازن بین جمعیت و محیط می باشد که امید بقای نسل این حیوان را کاهش می دهد. و در نتیجه این حیوان در معرض نابودی می باشد.
 
- میزان باروری در حد پائین در خلال سالهای اخیر.
- انگل های داخلی و خارجی مختلف
- مرگ و میر مشکوک
- رفتار تهاجم آمیز حیوان
 
همچنین در خلال سالهای ۹۰ به بعد هر نوع انتقال همراه با مرگ و میر بالا به علت مشکلات داخلی در نوع حیوان و به علت تجارب محدود متخصصان بوده است. با وجود این به نظر می آید که شرایط بیولوژیکی در خلال نیم قرن اخیر جنبه ها و عوارض منفی را افزایش داده است و منشاء آنها زنده گرفتن حیوان و انتقال آن بوده است. همچنین به علت عدم ثبات و حالت های غیر عادی ژنتیکی میزان مرگ و میر بالا رفته است (تز تحقیقی)(بهروزی راد-۱۳۸۱)
 

جدول (۱)- گوزن زرد ایرانی:

مشخصات کوچکتر از مرال، نر دارای شاخ‌های بلند و نسبتاً‌ پهن، ماده بدون شاخ، رنگ پشت در تابستان زرد متمایل به قرمز با خال‌های سفید، در زمستان خاکستری
اندازه‌ها طول سر و تنه ۱۵۰ تا ۲۰۰cm ، دم ۱۶ تا ۲۰cm، ارتفاع ۸۵ تا ۱۱۰، وزن ۵۰ تا ۱۳۰kg
زیستگاه جنگل‌های متراکم و غیر قابل نفوذ منطقة خوزستان و زاگرس
غذا از علوفه‌ها، سرشاخه‌ها و میوه‌ها تغذیه می‌کند
تولید مثل در اواسط شهریور ماه
مدت آبستنی ۸ ماه، ۱ و به ندرت ۲ بچه می‌زاید
پراکندگی مناطق جنگلی زاگرس و جنگلهای گرمسیری خوزستان
پراکنش جهانی در حال حاضر نسل آن در کلیة مناطق جهان به جز ایران نابود شده است
عادات شبگرد، به صورت اجتماعی زندگی می‌کند،
طول عمر حدود ۱۶ سانتی‌متر

(هوشنگ ضیائی-۱۳۷۵)


 
دشمنان و عوامل تهدید کننده :
 
این جانور به صورت اجتماعی زندگی می‌کند؛ حس بینایی و شنوایی قوی دارد و به خوبی شنا می‌کند؛ در محیط‌های طبیعی محتاط است و به مجرد احساس خطر با خیزهای بلند فرار می‌کند و گاهی نیز در میان بوته‌ها و درخت‌ها مخفی می‌شود. دشمنان عمده گوزن‌ها در سراسر دنیا عبارتند از: ببر، خرس، پوما، گرگ و سیاه‌گوش. اما دشمن اصلی گوزن، انسان‎ها هستند که با تجاوز به حریم زندگی گوزن‌ها و شکار بی‌رویه، همواره موجودیت آن‌ها را در معرض تهدید قرار داده‌اند. هم‌چنین دلایل خطر انقراض نسل گوزن زرد ایرانی شامل شوری آب جزیره اشک دریاچه ارومیه، پساب سمی شرکت‌های نفتی، تخریب زیستگاه‌ها در دشت ارژن و زباله‌های شهری و بیمارستانی بابل می‌شوند.
 
نتیجه‌گیری و اقدامات حفاظتی انجام شده:
 

گوزن زرد ایرانی سالیان پیش توجه خاص محافل ایرانی و بین‌المللی را به خود جلب کرده است. آن زمان که این جانور در هیچ جای دیگر جهان وجود نداشت، در جنگل‌های دز و کرخه دوباره کشف شد. سازمان شکاربانی ۸ رأس از آن را زنده گرفت و به پارک کوچک دشت ناز ساری در مازندران انتقال داد. سازمان حفاظت محیط زیست برای جلوگیری از انقراض، گوزن‌های تکثیر شده در دشت ناز را به سایر زیستگاه‌ها منتقل نمود. علاوه بر آماده‌سازی محیط برای رهاسازی، این حیوانات برای مواجهه با دشمنان طبیعی باید تعلیم ببینند، چون حیوانات شکارچی را نمی‌شناسند. آموزش، مراحل مختلفی از جمله شنیدن صدای حیوانات شکارچی، دیدن شکل آن‌ها تا مراحل شناسایی و دفاع از خودشان را شامل می‌شود. تکثیر گوزن زرد از سال ۱۳۳۶ آغاز شده، اما تاکنون فقط ۴۰۰ رأس از این گونه جانوری تکثیر یافته است و ۱۴ مرتبه اقدام به جابه‌جایی گوزن زرد در مناطق مختلف ایران شده است‌. زمان جابه‌جایی گوزن زرد از منطقه‌ای به منطقه‌ دیگر نباید پس از غروب آفتاب و در درجه حرارت بیش از ۲۵ درجه سانتی‌گراد باشد. حمل و نقل به دلیل خشک بودن هوا و کم‌تر بودن ترافیک برای ایجاد آرامش در حیوانات در شب انجام می‌گیرد. این گونه جانوری هنوز در رده‌ گونه‌های آسیب‌پذیر طبقه‌بندی شده است، اما با تلاش‌های صورت گرفته در این راستا امروز شاهد حضور پررنگ دوباره این گونه با ارزش در حیات وحش کشور هستیم.


 
منابع :
سایت ویکی پدیا
سایت کویرها و بیابان های ایران
سایت مرجع محیط زیست ایران
سایت خبرگزاری تابناک
روزنامه جام جم

متولی اصلی ریزگردها, سازمان هواشناسی است


متولی اصلی ریزگردها, سازمان هواشناسی است :


زیست بوم:‌ دکتر حسین اردکانی ضمن  غیر علمی خواندن استفاده از سپر یونی برای کاهش ریزگردها، اظهار کرد: متولی اصلی در مورد ریزگردها، سازمان هواشناسی است که باید مسوولیت پیش‌بینی پدیده گرد و غبار را داشته باشد و سازمان حفاظت محیط زیست کاری نمی‌کند


مشاور رییس سازمان هواشناسی کشور در نشست خبری تاثیر فناوری‌های نوین برای مقابله با پدیده گرد و غبار افزود: سازمان هواشناسی قادر است همه پدیده‌های جوی را به شیوه علمی پیش‌بینی کند، اما برای احداث این ایستگاه کوچک‌ترین نظری از سازمان هواشناسی گرفته نشد، اما سازمان هواشناسی برای سنجش صحت عملکرد این ایستگاه فعالیت‌هایی داشته است.

 

وی با بیان اینکه این دستگاه هزینه‌های بسیار هنگفتی برای سازمان محیط زیست داشته است، افزود: در حال حاضر نمی‌توانیم بگوییم که این هزینه چقدر بوده، اگرچه می‌دانیم این دستگاه چه پولی برای این امر گرفته است.

 

مشاور رییس سازمان هواشناسی کشور ادامه داد: در همه جای دنیا وقتی ۱۰۰ تومان هزینه می‌کنند، ۱۲۰ تومان سود می‌کنند، اما ما برای اینکه اگر ۱۰۰ تومان هزینه کردیم، یک قران هم به دست نمی‌آوریم که این یک هنر است.

 

اردکانی با بیان اینکه برای کنترل ریزگردها باید ابتدا منبع آن را درست کرد، افزود: هر چقدر هم برای این قبیل دستگاه‌ها هزینه شود، اما هنوز منبع خاکی آن وجود داشته باشد، باز هم گرد و غبار به کشور می‌آید.


متولی اصلی در مورد ریزگردها، سازمان هواشناسی است

 

وی با بیان اینکه این سازمان هواشناسی است که باید مسوولیت پیش‌بینی پدیده گرد و غبار را داشته باشد، افزود: متولی اصلی در مورد ریزگردها، سازمان هواشناسی است و این ما هستیم که دیده‌بانی می‌کنیم و سازمان حفاظت محیط زیست کاری نمی‌کند و حتی اگر ایستگاهی احداث کند که مثلا میزان گرد و غبار را کم کند، ابتدا باید از نظر علمی آن را مورد بررسی قرار دهد.

 

مشاور سازمان هواشناسی اضافه کرد: متولی تمام این کارها در دنیا سازمان هواشناسی است و همان‌طور که دیدیم هواشناسی ژاپن پیش از سونامی عظیمی که اتفاق افتاد، همه چیز را پیش‌بینی کرده بود که نشان می‌دهد تا چه اندازه اهمیت دادن به این سازمان مهم است.


اردکانی در پاسخ به این سوال خبرنگاران که چرا سازمان هواشناسی تاکنون برای حل مشکل گرد و غبار راهکاری را ارائه نکرده، افزود: هیچ بودجه‌ای به سازمان نداده‌اند تا این مشکل را حل کنند و در عوض آن بودجه هنگفتی به سازمان‌های دیگری داده شد.

 

ادغام سازمان هواشناسی با هیچ سازمان دیگری از جمله سازمان محیط زیست ممکن نیست

 

به گزارش ایسنا وی با بیان اینکه ادغام سازمان هواشناسی با هیچ سازمان دیگری از جمله سازمان محیط زیست ممکن نیست، افزود: چندی پیش یکی از مسوولان سازمان محیط زیست پیشنهاد داده بود که این سازمان با سازمان محیط زیست ادغام شود. در صورتی که به هیچ عنوان چنین چیزی ممکن نیست، زیرا خدماتی که سازمان هواشناسی ارائه می‌دهد، مختص خود آن است و حتی نمی‌دانم که چرا اینقدر اصرار داریم که این سازمان با سازمان‌های دیگری ادغام شود.

 

مشاور رییس سازمان هواشناسی کشور افزود: چند ماه قبل که این افراد ذهن رییس‌جمهوری را با این موضوع مشغول کرده بودند و ایشان دستور داده بودند که سازمان هواشناسی باید با سازمان محیط زیست ادغام شود، بارها به معاونشان اعلام کردم که این کار لکه سیاهی در کار دولت خواهد بود و این گونه شد که دو روز بعد رییس‌جمهوری دستور داد این طرح از دستور کار دولت خارج شود.

 

اردکانی ادامه داد: بهتر است که این افراد ببینند که سازمان هواشناسی چه خدماتی را ارائه می‌کند و اصلا چه ضرورتی دارد که این سازمان با دیگر سازمان‌ها ادغام شود.

 

وی تاکید کرد: ما همیشه باید با دیگر سازمان‌ها تعامل کنیم، همان‌گونه که رییس‌جمهور منتخب گفتند ما باید با همه دستگاه‌ها تعامل کنیم تا به نتیجه برسیم.


منبع :

سایت خبری تحلیلی زیست بوم


پرندگان فشارسنج طبعیت هستند


پرندگان فشارسنج طبعیت هستند :


اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) در گزارش جدیدی اعلام کرد: کاهش جمعیت پرندگان در سراسر جهان دال بر وخیم‌تر شدن اوضاع محیط زیست جهان است که بر روی حیات کل زمین از جمله انسان‌ها اثر منفی گذاشته است.


توجه به بحران کاهش جمعیت پرندگان به ما یادآوری می‌کند که نجات زمین علاوه بر اینکه هزینه اندکی دارد اما یک سرمایه‌گذاری بسیار ارزشمند برای نجات آینده ما است.


گزارش اخیر در خصوص وضعیت پرندگان جهان از سوی موسسه «بردلایف» با همکاری فهرست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) که هفته گذشته در اوتاوای کانادا تهیه شده نشان می‌دهد که کاهش شمار پرندگان در جهان بواسطه تغییرات کشاورزی و رشد سایر گونه‌های مهاجم رخ می‌دهد.

 

«لئون بنیون»، مدیر بخش علوم، اطلاعات و سیاست‌گذاری موسسه بین‌المللی «بردلایف» می‌گوید: پرندگان، یک فشارسنج زیست محیطی دقیق، خوانا و شفاف از فشارهایی را که ما بر تنوع زیستی جهان وارد می‌آوریم ارائه می‌دهند.

 

موسسه جهانی «بردلایف» مکان‌های بسیار مهم جهان را شناسایی کرده و این مناطق را با عنوان «نواحی مهم برای پرندگان و تنوع‌زیستی» با نام اختصاری IBA نامگذاری کرده است. در همین راستا تاکنون ۱۲ هزار منطقه به ثبت رسیده است.

 

IBA‌ معرف بزرگترین شبکه جهانی شناخته شده در زمینه تنوع‌زیستی است اما تنها ۲۸ درصد از نواحی محافظت شده کنونی را تحت پوشش قرار می‌دهد و حفاظت و مدیریت موثر تمام این نواحی توسط IBA‌، سالانه ۵۷٫۸ میلیارد دلار هزینه دربرخواهد داشت که این هزینه با افزودن هزینه‌های سایر اقدامات برای بهبود وضعیت گونه‌های در معرض خطر در حیات وحش به حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال افزایش می‌یابد.

 

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، «استوارت بوچارت»، مدیر علوم موسسه «بردلایف» معتقد است: شاید هزینه کلی زیاد به نظر برسد اما این رقم در مقایسه با بودجه‌های دولتی بسیار ناچیز است و از این هزینه‌ها باید بعنوان سرمایه گذاری در نظر گرفته شوند نه بدهی.

 

همچنین پیغام مثبت این گزارش فعالیت‌های حفاظت از محیط زیست است که بواسطه آن برخی از گونه‌های در معرض انقراض دوباره احیا شدند.


منبع :

خبرگزاری ایسنا


مرگ دلفین ها زنگ خطری جدی


مرگ دلفین ها زنگ خطری جدی + تصاویر از لاشه دلفین 3 متری در ساحل بیاهی جاسک  :


زیست بوم: مرگ دلفین‌ها و مشاهده لاشه‌های آنان در سواحل همواره به عنوان یکی از مسائل قابل توجه و نگران کننده برای دوستداران محیط زیست به شمار می‌رود.

 

  • به گزارش خبرگزاری فارس از شرق هرمزگان، مرگ و میر موجوادت دریایی کمیاب و در لیست خطر انقراض در دهه‌های گذشته و با صنعتی و نفتی شدن خلیج فارس همواره به یکی از معضلات زیست محیطی نگران کننده در این منطقه به ویژه آبهای شمالی خلیج فارس تبدیل شده است.

 

خلیج فارسی که روزگاری حتی پذیرایی گله‌های بزرگ وال‌ها و نهنگ‌ها بوده امروزه به واسطه تردد نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری عظیم‌الجثه به محلی برای کشتار آبزیانی همانند دلفین‌های باهوش و دوست‌داشتنی تبدیل شده است که در این سال‌ها صدای آژیر خطر برای اینگونه‌های نادر در خلیج فارس در دهانه تنگه هرمز یک بار دیگر به صدا درآمده است.

 

سواحل شهرستان شرقی جاسک واقع در هرمزگان به نوعی ساحل بالادست تنگه هرمز که تنها راه اتصال خلیج فارس به اقیانوس‌ها و آبهای آزاد است محسوب می‌شود، از همین رو به دلیل تنگ شدن محل عبور و مرور و تلاقی مسیر آبزیان درشت و بزرگ همواره این بخش آبزیان در معرض خطر برخورد با کشتی‌ها و تورهای صیادان هستند که جراحات وارد اغلب منجر به مرگ دلفین‌ها و وال‌های کمیاب شده و پس از روزها لاشه‌های آنها به ساحل‌ به طور طبیعی به آب آورده می‌شود.

 

ساحل بندرجاسک و تنگه هرمز عکس از گوگل‌ارت

 

سال ۸۶ بود که مرگ دسته‌جمعی و مشاهده لاشه حدود ۸۰ دلفین کمیاب و در معرض خطر انقراض در سواحل جاسک به یک باره دوستداران محیط زیست را در اغما و شک فرو برد و نگرانی‌ها را یک بار دیگر برانگیخت.

 

هر چند که پس از آن مرگ دسته جمعی که کماکان علت آن نامعلوم و غیرشفاف است، مرگ دلفین‌ها در این مقیاس مشاهده و گزارش نشده است، اما مشاهده لاشه‌های دلفین‌ها طی هر از چند گاه سبب شده است نگرانی‌ها به قوت خود در خلیج فارس و دریای عمان باقی بماند.

معمولا مشاهده لاشه آبزیان درشت و با وزن بالا از جمله دلفین‌ها در این فصل که به نوعی فصل آغاز صید است نیز در سواحل هرمزگان به ویژه سواحل شرقی آن بیش از پیش مشاهده می‌شود.

 

به نحوی که طی سال جاری در این منطقه لاشه دو قطعه دلفین مشاهده و گزارش شده است.

مجید وفادار مدیر کل حفاظت محیط زیست هرمزگان روز پنج‌شنبه ضمن تایید خبر مشاهده یک قطعه دلفین در ساحل جاسک طی روزهای گذشته در این راستا به خبرنگار فارس در بندرعباس گفت: به دلیل آغاز فصل صید در آبها و سواحل دریای عمان، معمولا صیادان سنتی با هدف شناسایی مسیر گله‌های ماهی‌ اقدام به تعقیب و ردیابی حرکت دلفین‌ها در دریا می‌کنند که این امر سبب بروز سوانح و خطراتی برای خود دلفین‌ها نیز می‌شود.

 

وی با بیان اینکه هر ساله در این ماه‌ها تلفاتی برای این گونه‌های در معرض خطر در سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان مشاهده می‌شود، اضافه کرد: طبق گزارش اداره حفاظت محیط زیست شهرستان جاسک واقع در شرقی‌ترین بخش استان، طی روزهای گذشته برای دومین بار در سال جاری لاشه یک قطعه دلفین دیگر از نوع پوزه بطری با وزن تقریبی حدود ۲۰۰ و طول سه متر در ساحل روستای بیاهی واقع در ۱۶۰ کیلومتری مرکز شهرستان دیده شده است.


مدیرکل حفاظت محیط زیست هرمزگان با بیان اینکه این گونه‌ها در معرض انقراض هستند، اضافه کرد: متاسفانه به دلیل تردد بیش از معمول شناورها در این فصل که متاثر از زمان صید است دلفین‌ها جراحاتی برمی‌دارند که در اثر برخورد با شناورها و تورهای صیادی است.

 

تاکنون در تصاویر مخابره و مشاهده از لاشه‌های دلفین‌ها در خلیج فارس بیشترین مبحثی که قابل توجه است زخمی بودن و جراحت‌دار بودن لاشه‌هاست که این امر در نوع خود می‌تواند قابل بررسی و حتی منجر به اتخاذ روش‌های پیشگیرانه نیز باشد.

 

خبرنگار فارس در شهرستان جاسک با همکاری اداره محیط زیست این شهرستان موفق به دریافت تصاویری از لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل بیاهی که طی روزهای گذشته به ساحل آمده، شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست.

 

در این تصاویر وجود جراحات و زخم‌ها قابل مشاهده است و از این طریق می‌توان گفت که بیشتر مرگ دلفین‌ها در خلیج فارس به دلیل وارد آمدن ضربات و جراحات است.

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

لاشه دلفین سه متری پوزه بطری در ساحل روستای بیاهی جاسک

 

دلفین مذکور از نوع پوزه ‌بطری معمولی و از شناخته شده‌ترین عضو خانواده دلفین‌سانان و از گونه دلفین‌هایی است که به وفور در آکواریوم‌های دنیا جهت عملیات نمایشی به کار گرفته می‌شود.

 

دلفین پوزه‌بطری معمولی بزرگ‌جثه‌ترین گونه‌ گروه دلفین‌های با پوزه منقار شکل است.

آن‌ها در آب‌های معتدل و گرمسیری زمین زندگی می‌کنند و تنها در قطب‌ها دیده نمی‌شوند.

 

همه دلفین‌های پوزه ‌بطری پیشتر با نام علمی (T. truncatus) خوانده می‌شدند که به تازگی به دو گونه با نام‌های (T. truncatus) و (T. aduncus) تقسیم شده‌اند.

 

با آنکه هر دوگونه در گذشته دلفین پوزه ‌بطری نامیده می‌شدند، پژوهشگران بسیاری برای این گونه دلفین پوزه‌ بطری معمولی را به کار می‌برند تا با دلفین پوزه ‌بطری گرمسیری اشتباه گرفته نشود.

 

به دلیل تفاوت‌های ژنتیکی فراوان در میان اعضای این گونه، تعدادی از دانشمندان بر این باورند که در میان خود دلفین‌های پوزه‌بطری معمولی نیز چندین زیرگونه وجود دارند.

 

این نوع دلفین از نقطه نظر پراکندگی در اکثر اقیانوس‌های جهان و خلیج فارس وجود دارد با وزنی در حدود ۲۵۰ تا ۶۰۰ کیلوگرم طولی معادل دو تا چهار متر و ردیف دندان‌هایی که در هر آرواره از ۲۲ تا ۲۶ دندان تشکیل شده است.

 

این گونه تقریبا هر دو سال یک بار بچه‌دار می‌شود و دلفینی به طول یک متر و وزنی معادل ۳۷ کیلوگرم را به مدت یک سال با شیر مادر تغذیه می‌کند و طول عمری معادل ۲۶ تا ۳۰ سال دارد.


منبع :

سایت خبری تحلیلی زیست بوم


غول خشکسالی 35 سانتیمتر دیگر از دریاچه ارومیه را بلعید


غول خشکسالی 35 سانتیمتر دیگر از دریاچه ارومیه را بلعید :


زیست بوم: نادر قاضی‌پور  اظهار کرد: این دریاچه آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و اگر انتقال آب ارس به این مجموعه در کمترین زمان صورت نگیرد نوش داروهای دیگر اثر گذار نخواهد بود و مرگ سهراب اتفاق خواهد افتاد.

 

وی با گله از نمایندگان تبریز و مرند که اولویت انتقال آب را به دشت گلفرج اختصاص دادند و دریاچه ارومیه همچنان در حسرت آب می‌سوزد، افزود: باید دست به دست هم دهیم تا تمام استان‌ها و حتی کشور را از خطرات ناشی از ریزگردهای نمکی این دریاچه رهایی بخشیم.

 

قاضی‌پور تاکید کرد: ایران سرزمین بکر از هر لحاظ است و توان علمی، دانشی، فنی و حتی اقتصادی نیز برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه ارومیه با استفاده از متخصصان متعهد در کشور وجود دارد.

 

به گزارش فارس عضو فراکسیون دریاچه ارومیه تعطیلی تنها ۳۴ کارخانه صنایع تبدیلی در حوزه انتخابیه‌اش را یادآور شد و گفت: با از بین رفتن زمین‌های کشاورزی حوزه دریاچه ارومیه که در اثر خشک شدن چاه‌های عمیق در زمین‌های کشاورزی اتفاق افتاده تعطیلی ۳۴ کارخانه صنایع تبدیلی تنها در استان آذربایجان‌غربی اثرات جبران ناپذیری در همه حوزه‌ها از اقتصادی، صنعتی، اجتماعی، فرهنگی و … به جا خواهد گذاشت.

 

به گفته وی باید اثرات ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه در سایر استان‌های همجوار از جمله آذربایجان‌شرقی را نیز به این آمار و ارقام اضافه کرد و مطمئن بود که با گذشت زمان دامنه این اثرات به سایر استان‌های کشور کشیده خواهد شد و هم اکنون این اثرات در تعدادی از استان‌ها قابل مشاهده است.

 

تبخیر سالانه یک میلیارد مترمکعب آب دریاچه ارومیه


بیوک رئیسی مدیرکل محیط زیست آذربایجان شرقی اظهار داشت: نیاز اکولوژیکی دریاچه ارومیه سالانه ۳٫۱ میلیارد مترمکعب آب است ولی سالانه یک میلیارد مترمکعب آب این دریاچه تبخیر می‌شود.

 

وی تصریح کرد: ۲۷۰ میلیون مترمکعب از حوزه آبریز آذربایجان‌شرقی، ۱٫۸ میلیارد مترمکعب از حوزه‌ آبریز آذربایجان‌غربی و ۹۴۰ میلیون مترمکعب آب از حوزه آبریز استان کردستان باید با مدیریت مصرف به دریاچه ارومیه ریخته شود.

 

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان‌شرقی، ۶۶ درصد تغییر اقلیم، ۲۵ درصد توسعه بخش کشاورزی و بقیه سازه‌های هیدرولیکی را از عوامل پسروی دریاچه ارومیه اعلام کرد.

 

رئیسی، حجم آب دریاچه ارومیه را در حال حاضر ۱۳ میلیارد مترمعکب و تراز آبی آن را ۱۲۷۱ متر اعلام کرد و گفت: سالانه نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب دریاچه ارومیه تبخیر می‌شود، با برنامه‌های انجام شده تنها توانستیم جلوی تبخیر آب را گرفته و نگذاریم دریاچه ارومیه بیش از این بحرانی شود.

 

وی تصریح کرد: حجم موجود آب در این دریاچه ۱۳ میلیارد و ۲۹۰ میلیون مترمکعب است‎ که برای رسیدن به حجم اکولوژیکی، به ۱۱ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد‎.

 

رئیسی با اشاره به افزایش هفت سانتی‌متری تراز آبی دریاچه ارومیه در سال‌جاری نسبت به سال گذشته، خاطرنشان کرد: تراز نرمال دریاچه ارومیه ۳۰٫ ۱۲۷۵ متر و تراز اکولوژیک ۱٫ ۱۲۷۴ متر و تراز فعلی آن بیش از ۱۲۷۱ متر است‎.‎

 

وی تصریح کرد: در حال حاضر به دلیل کاهش بیش از حد آب دریاچه ارومیه میزان شوری آب این تالاب به ۴۰۰ گرم در لیتر رسیده است.

 

رئیسی، میانگین نمک در آب دریاچه ارومیه را در شرایط عادی بین ۱۸۰ تا ۲۲۰ گرم در لیتر عنوان کرد و افزود: در حال حاضر وضعیت شوری آب دریاچه ارومیه به فوق اشباع که بیش از ۳۵۰ تا ۴۰۰ گرم در هر لیتر است، رسیده که این امر حیات تنها موجود زنده‌ آرتمیا این زیست بوم را با تهدید جدی مواجه کرده است. 

 

دریاچه ارومیه به دلیل داشتن ارزش‌های اکولوژیک و منحصر به فرد، در سال ۱۳۴۶ براساس مصوبه شماره یک شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور، به عنوان منطقه حفاظت شده و طبق مصوبه شماره ۶۳ شورای عالی در سال ۱۳۵۴ به عنوان پارک ملی ارتقا یافت.

 

همچنین در سال ۱۳۵۶ براساس مصوبات MAB (انسان و کره مسکون) به عنوان یکی از مناطق بین‌المللی ذخیره‌گاه‌های زیست کره در سطح جهان به ثبت رسیده است. این دریاچه با تمام جزایر آن در سال ۱۳۵۴ به عنوان یکی از تالاب‌های بین‌المللی در کنوانسیون رامسر ثبت و از طرف موسسه بین‌المللی تالاب‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین مناطق مهم پرندگان انتخاب شد.

 

در این دریاچه در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، هفت گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی زیست می‌کند.

 

دریاچه ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره است که همه آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان ذخیره‌گاه طبیعی جهان به ثبت رسیده است. دریاچه ارومیه از نظر سطح آب‌های آزاد، بیستمین دریاچه جهان از لحاظ وسعت و شورترین بعد از بحرالمیت محسوب می‌شود. طول دریاچه از ۱۳۰ تا ۱۴۶ کیلومتر و عرض آن از ۵۸ کیلومتر تا ۱۵کیلومتر (بین کوه زنبیل و جزیره اسلامی) متغیر است.

 

حجم آب دریاچه ارومیه در مساحت ۵ هزار و ۸۲۲ کیلومتر مربع و با عمیق متوسط ۵٫۴ متر بالغ بر ۳۱ میلیارد مترمکعب برآورد شده است.


منبع :

سایت خبری تحلیلی زیست بوم


تلفات گوزن های زرد ایرانی در پارک ملی کرخه به 39 راس رسید


تلفات گوزن های زرد ایرانی در پارک ملی کرخه به 39 راس رسید :


پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران : مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان گفت: طبق‌ آخرین آمار تلفات گوزن های زرد ایرانی در پارک ملی کرخه به ۳۹ راس رسیده و خوشبختانه طی ۳ روز گذشته تلفات جدیدی مشاهده نشده است.


داروهای خوراکی که طبق نظر دامپزشکان داخل آبشخورها ریخته می شود به دلیل این که هم تقویتی است و هم ضد کنه، تا حدودی توانسته بیماری را کنترل کند.


روزانه این داروی خوراکی را به آبشخور اضافه می کنیم و همچنین یک روز در میان آب آن را تعویض می کنیم تا تاثیر بیشتری داشته باشد.

همچنین آبگیری ایجاد کرده ایم تا گوزن ها در آن آب تنی کنند که این کار باعث می شود کنه ها از روی بدنشان کنده شود. به این ترتیب بستر مناسب برای ورود مگس میاز از بین می رود و رد پای گوزن ها در اطراف آبگیر نشان از ورود آن ها به داخل آب دارد. علاوه بر این با گرم شدن هوا تعداد مگس ها هم کم شده است.


قرار است هفته آینده یک حشره شناس به پارک ملی کرخه سفر کند با نمونه گیری از این مگس مطالعات خود را آغاز کند و اطلاعات بیشتری از این حشره و نحوه مبارزه با آن مشخص شود.


لاهیجان زاده در پایان خاطر نشان کرد: تا کنون این بیماری به جز در تعداد کمی خرگوش خوشبختانه در گونه های دیگر مشاهده نشده است.


منبع :

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران


ابتکار: دولت جلوي تخريب باغ گياه‌شناسي را بگيرد


ابتکار: دولت جلوي تخريب باغ گياه‌شناسي را بگيرد :


رييس سازمان حفاظت محيط زيست در دولت اصلاحات با انتقاد از هر گونه تخريب باغ گياه‌شناسي نوشهر، گفت: انتظار داريم دولت هر چه سريعتر اين پروژه را متوقف کند.

دکتر معصومه ابتکار، رييس کميته محيط زيست شوراي شهر در گفت‌وگو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اينکه باغ گياه‌شناسي و اکولوژي نوشهر داراي قدمت بيش از نيم قرن است و يکي از ارزشمندترين ذخاير اکولوژيک خاورميانه و جهان محسوب مي‌شود، افزود: اين باغ موزه بي‌نظيري است که گونه‌هاي گياهي منطقه در آن نگهداري مي‌شود.



وي با اشاره به اينکه از سال 89 بحث تصرف و احداث جاده کمربندي در اين باغ مطرح شد که با اجراي اين پروژه 50 هزار درخت و چندين هکتار از اين باغ تخريب مي‌شد، افزود: در همان سال‌ها پس از آغاز بخشي از عمليات اجرايي و در پي اعتراضات کارشناسان و تشکل‌هاي غيردولتي، کار به دستگاه قضايي کشيده و متوقف شد.




ابتکار با اشاره به اينکه به نظر مي‌رسد توقف اين پروژه به سرانجام نرسيده است، گفت: متاسفانه مطلع شديم که قرار است فردا (چهارشنبه) استانداري مازندران عمليات عمراني احداث اين جاده را از داخل باغ گياه‌شناسي نوشهر آغاز کند که اين امر جاي تعجب و تاسف دارد.




رييس کميته محيط زيست شوراي شهر تهران با تاکيد بر اينکه معمولا در شرايط پايان کار دولت‌ها بيشترين جاهايي که مورد هجمه و صدمه قرار مي‌گيرد، منابع طبيعي و محيط زيست است، افزود: انتظار داريم با توجه به درخواست کارشناسان و تشکل‌هاي غيردولتي، دولت اين پروژه را متوقف کرده و اجازه دهد تا دولت جديد در مورد اجرا يا عدم اجراي آن تصميم‌گيري کند.




وي افزود: کارشناسان باغ گياه‌شناسي نوشهر هم درخواست کرده‌اند که اين پروژه متوقف شده و تاکيد داشتند که اجراي چنين پروژه‌اي نيازمند موافقت مقامات بالاتر است.




ابتکار ادامه داد: قطعا در شرايط فعلي کشور نيازمند آرامش است و اصلا به صلاح نيست که اجراي چنين پروژه‌هايي علي‌رغم اعتراضات مردمي و تشکل‌هاي غيردولتي ادامه يابد و بهتر است تصميم‌گيري در خصوص اجرا و يا عدم اجراي چنين پروژه‌هايي در فضاي کارشناسي و علمي و در وقت لازمش انجام شود.




رييس سازمان حفاظت محيط زيست در دولت اصلاحات با تاکيد بر اينکه ارزش خدمات اين باغ در بخش تنوع زيستي به عنوان يک ذخيره ژنتيکي قطعا بالاتر از ارزش اقتصادي احداث اين جاده است، گفت: بديهي است اين جاده را مي‌توان از مسيرهاي ديگري عبور داد و يا در طرح آن بازنگري کرد.




وي به احداث پروژه کنارگذر انزلي و جاده پارک ملي گلستان اشاره کرد و گفت: در اين پروژه‌ها دولت همراه با محيط زيست بود و هم‌اکنون نيز انتظار مي‌رود تا اجراي اين پروژه با توجه به درخواست تشکل‌هاي غيردولتي و فعالان اين عرصه متوقف شود.




ابتکار تاکيد کرد: تقاضاهايي نيز از سوي تشکل‌هاي غيردولتي و فعالان و کارشناسان عرصه محيط زيست منابع طبيعي از رييس‌جمهور منتخب در اين خصوص شده است تا در صورت امکان، اجراي اين پروژه را از راهکارهاي مقتضي متوقف کند.




رييس کميته محيط زيست شوراي شهر تهران با اشاره به اينکه علاوه بر باغ گياه‌شناسي نوشهر، يکي از باغ‌هاي گياه‌شناسي مهم در تهران قرار دارد، گفت: در عين حال پارک پرديسان نيز به عنوان يک پارک باارزش به حساب مي‌آيد که در مقطعي، موضوع فروش و واگذاري آن به بخش خصوصي مطرح شد و ديوارکشي نيز در داخل اين پارک انجام شده است، ولي اميدواريم اين دخل و تصرف‌ها به وضعيت زيستي اين پارک صدمه وارد نکند.




وي تاکيد کرد: ديوان عدالت اداري دستور توقف احداث ديوار در پارک پرديسان را صادر کرده است و شوراي شهر تهران نيز به شدت مخالف بوده و هنوز هم پيگير اين موضوع هستيم.


منبع :

www.iren.ir


به پرنده های وحشی غذا ندهید


به پرنده های وحشی غذا ندهید :


ايرن : سالانه بيش از 55 ميليون آمريکايي به پرندگان غذا مي‌دهند و هزينه‌اي بالغ بر سه ميليارد دلار صرف تهيه غذا و نگهداري از پرندگان در اين کشور مي‌شود. به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محققان دانشگاه اکستر در انگليس در يک مطالعه جديد دريافته‌اند که غذا دادن به پرندگان وحشي و در نتيجه مصرف غذاي اضافي در زمستان، عمل تخم‌گذاري اين پرندگان را در فصل بهار با مشکل مواجه مي‌کند.


محققان با مطالعه تخم پرندگان به اين نتيجه رسيده‌اند پرندگان بالغي که در زمستان غذاي اضافي دريافت مي‌کنند، جوجه‌هاي کوچک و کم وزني بدنيا مي‌آورند که اغلب نيز اين جوجه‌ها از بين مي‌روند.


«جان بلانت»، يکي از کارشناسان اصلي در اين مطالعه تشريح کرد که علت اصلي اين ارتباط هنوز مشخص نيست و مطالعات بيشتري در اين زمينه لازم است.


به گفته اين محققان، هرچند تاکنون تصور مي‌شده که غذا دادن به پرندگان غيراهلي به رشد جمعيت آنها کمک مي‌کند اما نتايج بررسي‌هاي جديد اين باور را به چالش کشيده و نشان داده است که اين کار نه تنها براي پرنده‌ها مفيد نيست بلکه حتي مي‌تواند مشکل‌ساز شود.


به گزارش ايسنا به نقل از پايگاه اينترنتي اي‌ان‌ان، اين کارشناسان تاکيد کردند: با توجه به نتايج فوق انجام مطالعات بيشتر در زمينه ارتباط بين تغذيه زمستاني پرندگان و جمعيت آنها مورد نياز است.


منبع :

www.iren.ir


گوزن زرد ایرانی؛ قربانی جدید سدسازی


گوزن زرد ایرانی؛ قربانی جدید سدسازی :


گوزن زرد ایرانی یکی از نادرترین گوزن‌های دنیا است که در گذشته از شمال غرب آفریقا تا عراق، ترکیه، و ایران پراکنده بوده، ولی در حال حاضر صرفاً در ایران دیده می شود. زیستگاه این گونه جانوری در ایران، در مناطق جنگلی زاگرس میانی و جنگل‌های شمال خوزستان (موسوم به جنگلهای بختیاری) است و در حال حاضر پراکندگی آن محدود به مناطق حفاظت شده کرخه در شمال خوزستان است.


به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، طبق آمار رسمی ارائه شده توسط مقامات دولتی، در یکماه اخیر ۳۳ گوزن زرد در منطقه حفاظت شده کرخه به طرز مشکوکی مرده اند. مدیران دولتی، علت مرگ ناگهانی ۳۳ گوزن در جنگلهای زاگرس میانی را «گزیدگی توسط مگس میاز» اعلام کرده اند. مسئولان دولتی با اذعان به این حقیقت که پیش از این صرفاً حضور مگس میاز در نواحی مرطوب نظیر نوار مرزی جنوبغرب خوزستان گزارش شده بود، درباره علت هجوم مگس میاز به منطقه شمال خوزستان، سکوت کرده اند.


پیگیری های خبرنگار ایبنانیوز نشان می دهد هجوم مگس مگس میاز به جنگلهای شمال خوزستان، به علت تغییرات اقلیمی ناشی از سیاست های غیرعلمی معاونت آب و آبفای وزارت نیرو به ویژه سیاست های ضد محیط زیستی این وزارتخانه در انتقال آب سرشاخه های کارون و خرسان و دز و نیز تأکید سرسختانه بر آبگیری غیرعلمی سد کرخه و سد سیمره در طول زمستان ۹۱ و بهار ۹۲ به رغم اعتراض گسترده نظام صنفی کشاورزی خوزستان و نیز انتقاد اساتید دانشگاه و فعالان محیط زیستی بوده است.


با این حال، مقامات دولتی از جمله احمدرضا لاهیجان زاده مدیرکل محیط زیست استان خوزستان با تأیید این حقیقت که رشد مگس میاز در شمال خوزستان غافلگیرکننده بوده و این مگس در نواحی مرطوب رشد می کند، علت ظهور ناگهانی آن در این منطقه را «بارندگی های بهاری» عنوان کرده و گفته اند: «تکثیر ناگهانی مگس میاز در منطقه حفاظت شده کرخه، به علت بارندگی شدید در اردیبهشت ماه خیلی سریع اتفاق افتاده و در حال حاضر این مگس در جنوب غربی کشور و کشور عراق دیده شده است».


احمدرضا لاهیجان زاده مدیرکل محیط زیست خوزستان، در پاسخ به پیگیری های خبرنگار ایبنانیوز درباره تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از آبگیری سد کرخه بر شیوع مگس میاز در این منطقه، ضمن تأیید کلی این ادعا، گفت: «هجوم ناگهانی مگس میاز به جنگل های کرخه دلایل مختلفی دارد که از جمله آنها می توان به زیر آب رفتن زیستگاه آنها بر اثر آبگیری سرد کرخه اشاره کرد ولی اتفاق اخیر به عقیده کارشناسان به علت بازندگی بی سابقه اردیبهشت ماه امسال و افزایش میزان رطوبت در خوزستان صورت گرفته که باعث شده سرعت تولید مثل این مگس به صورت انفجاری بالا برود در حالیکه در سالهای قبل بارندگی در این موقع از سال وجود نداشت».


وی از بیان تأثیرات آبگیری سد کرخه و سد سیمره و نیز افزایش ۲۷ درصدی حجم آب دریاچه سدهای شمال خوزستان بر این موضوع، خودداری کرد. همچنین نگفت که اگر سازمان محیط زیست، قبلاً زیستگاه این مگس در حوزه مخزن سد کرخه را شناسایی کرده، چرا از وزارت نیرو نخواسته که اقدامات لازم را در خلال آبگیری سد در نظر بگیرد.


در همین رابطه، یک کارشناس ارشد آب در این باره به خبرنگار ایبنانیوز گفت: درخصوص علت رشد مگس میاز در شمال خوزستان، متخصصان آن رشته باید اظهارنظر کنند. اما درخصوص افزایش رطوبت در حوزه کرخه، می توانم با قاطعیت علت اصلی رشد رطوبت در حوزه کرخه را تغییرات اقلمی ناشی از آبگیری سد کرخه و سد سیمره و افزایش عمومی ظرفیت دریاچه سدهای منطقه شمال خوزستان اعلام کنم. همچنین کم آبی در حوزه کرخه - که عملاً مانع از آب تنی گوزنها شده و احتمالاً موجب افزایش آسیب پذیری آنها در برابر حشرات گزنده شده است - را ناشی از آبگیری سد سیمره در بالادست کرخه می دانم. زیرا با آبگیری سد سیمره در مرز خوزستان و ایلام در بالادست سد کرخه، حجم آب ورودی به سد کرخه به شدت کاهش یافته؛ به گونه ای که میزان خروجی آب کرخه در حال حاضر به حدی پایین آمده که امکان تامین آب و هدایت به تونل دشت عباس وجود ندارد!


این کارشناس ارشد آب که خواست نامش فاش نشود، گفت: وزارت نیرو در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ با افتخار از افزايش ۲۷ درصدی آب پشت سدهای خوزستان خبر داد و اعلام کرد آب سدهای شمال استان خوزستان امسال با افزايش ۲۷ درصدی به ۱۵ ميليارد و ۶۳۶ ميليون متر مکعب رسيده است.


وی افزود: سیاست غیرعلمی وزارت نیرو در پر کردن بی سابقه دریاچه سدها در زمستان ۱۳۹۱ و بهار ۱۳۹۲، ضمن تشدید «کم آبی تحمیلی» به کشاورزان خوزستان، موجب افزایش رطوبت در شمال خوزستان شده به نحوی که هم اکنون (در ابتدای تیر ماه ۱۳۹۲) ۹۳ درصد از حجم مخزن سد مسجد سليمان، ۹۱ درصد از حجم مخزن سد مارون، ۹۵ درصد از حجم مخزن سد شهيد عباسپور و ۹۹ درصد از حجم مخزن سد کارون ۴ ، ۹۹ درصد از حجم مخزن کارون ۳، ۴۸ درصد از حجم مخزن سد گتوند علیا، ۹۹ درصد از حجم مخزن سد دز، ۳۸ درصد از حجم مخزن سد کرخه از آب پر شده است و سد سيمره در شمال سد کرخه نیز در حال آبگیری است.


این کارشناس ارشد آب تأکید کرد: افزایش آب پشت سدها به معنی کاهش آورد رودخانه دز و کرخه و کارون در پائین دست است که موجب تخریب زیستگاه مگس میاز در تلاب شادگان و نواحی مرزی جنوبغرب استان خوزستان شده و اگر روند انتقال آب از سرشاخه رودخانه های کارون، خرسان، دز و... ادامه یابد و فکری برای جلوگیری از تخریب و خشکاندن تالاب شادگان نشود، مگس میاز نیز همچون گردوغبار در سراسر استانهای جنوب غربی کشور پراکنده خواهد شد.


منبع :

ایبنا نیوز


تهراني‌ها سالانه 10 هزار تن کيسه پلاستيکي مصرف مي‌کنند


تهراني‌ها سالانه 10 هزار تن کيسه پلاستيکي مصرف مي‌کنند:


در جلسه هماهنگي روز بدون نايلکس اعلام شد که فروشگاه‌ها و اصناف تهران سالانه بيش از 10هزارتن کيسه پلاستيک مصرف مي‌کنند. به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهندس محمدهادي حيدرزاده، رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران در جلسه هماهنگي روز بدون نايلکس با اشاره به اينکه 21 تيرماه روز بدون نايلکس نامگذاري شده و شعار امسال اين روز «هر روز يک کيسه پلاستيکي کمتر» است، افزود: امسال دومين سال برگزاري اين روز است و تلاش کرده‌ايم تا کلانشهرها نيز علاوه بر تهران در اين طرح مشارکت کنند.



وي به برنامه‌هاي سال گذشته شهرداري تهران در خصوص روز بدون نايلکس اشاره کرد و گفت: امسال تلاش خواهيم کرد با آموزش و فرهنگسازي و اجراي برنامه‌هاي متنوع در بخش‌هاي مختلف و زيرمجموعه‌هاي شهرداري وخانه‌هاي سلامت گستردگي بيشتري به اين روز دهيم.


رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران خاطرنشان کرد: بايد تلاش کنيم اول پلاستيک کمتر مصرف کرده و بعد جايگزين کنيم.


وي همچنين از پيشنهاد تشکيل باشگاه مشتريان دوستدار محيط زيست در فروشگاه‌هاي بزرگ خبر داد وگفت: پيشنهاد مي‌کنيم ضمن ايجاد اين باشگاه افرادي که براي خريد خود با کيسه‌هاي پارچه اي مراجعه مي‌کنند تخفيف بگيرند.

رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران در بسياري از فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي بزرگ دنيا براي کيسه‌هاي پلاستيکي که در اختيار مشتريان قرار مي‌گيرد پول دريافت مي‌شود.



وي افزود: فاز اول تغييرکيسه‌هاي پلاستيکي موجود کنترل توزيع و فاز بعدي جايگزيني آن است.


رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران با اشاره به اينکه ظروف پلاستيکي و يکبار مصرف علاوه بر معضلات زيست محيطي معضلات بهداشتي نيز ايجاد مي‌کند، گفت: بيماري‌هاي بسياري از بابت ظروف پلاستيکي غيراستاندارد که براي توزيع موادغذايي گرم مورد استفاده قرار مي‌گيرند متوجه شهروندان مي‌شود.



وي با تاکيد بر اينکه بايد فرهنگ استفاده از کيسه‌هاي پلاستيکي تغيير کند، گفت: در اين خصوص بايد آموزش و اطلاع‌رساني صورت گيرد.


رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران با اشاره به اينکه متاسفانه سازمان حفاظت محيط زيست منفعلانه عمل مي‌کند گفت: اميدواريم دولت جديد در اين خصوص اقدامات موثري انجام دهد.


وي با اشاره به اينکه هم‌اکنون توليد ظروف گياهي و پلاستيک هاي تجزيه‌پذير در مقابل ظروف پلاستيکي موجود توجيهي اقتصادي ندارد، گفت: اميدواريم دولت لايحه‌اي را به مجلس در اين خصوص ارائه کندتا سياست‌هاي تشويقي و تنبيهي در خصوص ظروف پلاستيکي در نظر گرفته شود.



مهندس منصور باقرصاد، قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران نيز در اين جلسه با تاکيد بر اينکه ميادين ميوه وتره‌بار و فروشگاه‌هاي شهر و شرکت‌هاي وابسته به شهرداري تهران مشکلي براي روز بدون نايلکس ندارند، افزود: در روز بدون نايلکس بايد سه هدف موردتوجه قرار گيرد، اول مشارکت مردم، دوم توليد کمتر و سوم جايگزيني نايلکس‌هاي فعلي با نايلکس‌هايي که به طبيعت صدمه‌اي وارد نکند.



وي بر ايجاد دبيرخانه دائم روز بدون نايلکس تاکيد کرد وگفت: اين دبيرخانه بايد زيرمجموعه ستاد محيط زيست و توسعه پايداري شهرداري تهران ايجاد شود.


قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران خاطرنشان کرد: بايد برنامه‌ريزي کنيم ظرف سه سال آينده کل فروشگاه‌هاي شهر تهران نايلکس‌هاي موجود را به نايلکس‌هاي تجديدپذير تبديل کنند.



وي با اشاره به اينکه فروشگاه‌ها و اصناف پايتخت سالانه 10 هزار تن مصرف نايلکس دارند، گفت: با يک حساب ساده بايد بگوييم سالانه 60 ميليارد تومان براي توليد اين نايلکس‌ها هزينه مي‌شود.


قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران با اشاره به اينکه در خصوص کنترل استفاده از نايلکس زيرساخت‌هاي قانوني در کشور کامل بوده و مشکلي نداريم گفت: بر اساس قانون مديريت پسماند توليدکنندگان زباله موظفند عوارض آن را بپردازند و بايد به اين سمت برويم تا عوارض آنقدر بالا برود که ديگر کسي به سمت توليد نايلکس‌هاي موجود سوق نيابد.


وي يکي ديگر پيشنهادها در خصوص کاهش استفاده از نايلکس را گرفتن پول به ازاي دادن اين نايلکس‌ها در فروشگاه‌هاي بزرگ عنوان کرد و گفت: قطعا اين امر موجب کاهش استفاده از نايلکس مي‌شود.


قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران به قانون نظام صنفي و اتحاديه‌ها اشاره کرد و گفت: در اين موضوع نيز دستورالعمل‌هايي در خصوص حفاظت از محيط زيست در نظر گرفته شده است که قطعا استفاده از اين قانون مي‌تواند به کاهش استفاده از نايلکس موثر باشد.


وي با تاکيد بر اينکه بايد روز بدون نايلکس تنها به 21 تيرماه معطوف نشده و در تمام طول سال با برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته ادامه يابد، گفت: در عين حال برگزاري مسابقات و همايش‌ها نيز مي‌تواند در اين خصوص تاثيرگذار باشد.


مهندس قدرت گودرزي، مديرعامل فروشگاه‌هاي شهروند نيز در اين جلسه گفت: از سال 1390 در فروشگاه‌هاي شهروند ظروف يکبارمصرف پلاستيکي توزيع نشده ودرشش ماهه دوم سال 90 نيز صددرصد نايلکس‌هاي مورد استفاده به صورت تجديدپذير جايگزين نايلکس‌هاي معمولي شده است.


وي تاکيد کرد: تمام ظروف يکبارمصرفي که در فروشگاه‌هاي شهروند به فروش مي‌رسد گياهي است و يا کاغذي و تجديد‌پذير.


مديرعامل فروشگاه‌هاي شهروند با اشاره به اينکه حدود دو سال است نايلکس‌هاي تجديد‌پذير جايگزين نايلکس‌هاي معمولي درفروشگاه‌هاي شهروند شده است، گفت: اين امر به فروشگاه‌هاي شهروند وارد کرده است چرا که هزينه نايلکس‌هاي تجديد‌پذير دو برابر نايلکس‌هاي معمولي است که اين اختلاف قيمت طي دوسال گذشته از بودجه فروشگاه‌هاي شهروند تامين شده است.


وي به تاکيد بر اينکه خوشبختانه شهرداري تهران در اين زمينه پيشگام بوده و موفق عمل کرده است، افزود: در عين حال از دو سال گذشته کيف‌هاي پارچه‌اي نيز توليد و خريداري کرده‌ايم. از سوي ديگر برگزاري کلاسهاي آموزشي و اطلاع‌رساني به کارکنان در خصوص کاهش توزيع نايلکس‌ها در ميان مشتريان نيز از ديگر اقدامات صورت گرفته در اين خصوص است.


مديرعامل فروشگاه‌هاي شهروند از توليد کيسه‌هاي پارچه‌اي به صورت انبوه در آينده نزديک و توزيع آنها در فروشگاه‌هاي شهروند خبر داد و گفت:برابر موافقت شوراي شهر تهران بخشي از هزينه اين کيسه‌ها توسط فروشگاه‌هاي شهروند پرداخت و بخشي نيز از مشتريان دريافت مي‌شود.


به گفته وي هزينه به کارگيري کيسه‌هاي پارچه‌اي درسال در فروشگاه‌هاي شهروند 14 ميليارد تومان و نايلکس‌هاي تجديد‌پذير 5 ميليارد تومان است که همه اين هزينه‌ها از سود فروشگاه‌هاي شهروند کم مي‌شود.


مديرعامل فروشگاه‌هاي شهروند با تاکيد بر اينکه شوراي شهر تهران و دولت بايد در اين زمينه پاي کار بيايند، به راه‌اندازي فروشگاه مجازي شهروند اشاره کرد و گفت: از حدود دو سال پيش که اين فروشگاه راه‌اندازي شده است آمارها نشان مي‌دهد که هر روز استفاده از آن روبه افزايش است. از سوي ديگر پيش‌بيني مي‌کنيم با دريافت هزينه کيسه‌هاي پلاستيکي تجديد‌پذير و يا کيسه‌هاي پارچه‌اي در شهروند ميزان استفاده از اين کيسه‌ها کاهش يابد.


به گزارش ايسنا، نماينده فروشگاه‌هاي اتکا نيز در اين جلسه با اشاره به اينکه سازمان اتکا دو بخش است گفت: از اوايل سال 90 وارد بحث توليد نايلکس‌هاي تجديدپذير شديم اما مشکل اصلي در اين زمينه اختلاف 700 توماني قيمت هر کيلوگرم نايلکس تجديدپذير با نايلکس‌هاي معمولي بود.



وي با اشاره به اينکه ظرفيت استفاده از نايلکس در فروشگاه‌هاي اتکا در سال حدود دو هزار تن است، گفت: اين امر هزينه تمام شده را براي اين فروشگاه‌ها بالا برده و همين امر موجب شده که فعلا توليد نايلکس‌هاي تجديدپذير در اتکا متوقف شود.


نماينده فروشگاه‌هاي اتکا خواستار تخصيص ارز مرجع براي نايلکس‌هاي تجديدپذير شد و گفت: بايد از توليد‌کنندگان در اين زمينه حمايت شود چرا که در غير اين صورت اجراي اين پروژه با شکست مواجه خواهد شد.


وي يکي ديگر از اين مشکلات را تخريب آنها در بازه زماني دو تا پنج سال و در مجاورت اکسيژن عنوان کرد و گفت: بر اين اساس اگرواحدهاي توليدي اين نايلکس‌ها را مصرف نکنندو داخل انبار باقي بماند اين نايلکس‌ها کاملا تخريب شده و به دليل ترکيبي که در آنها وجود دارد پلي‌اتيلن آنها مجددا قابل استفاده نيست.


نماينده فروشگاه‌هاي اتکا تاکيد کرد: اختلاف قيمت بالا و مشکلات انبارداري نايلکس‌هاي تجديد‌پذير موجب شده حتي خود فروشگاه‌هاي اتکا هم تمايلي به خريد از سازمان اتکا در اين بخش نداشته باشند. از سوي ديگر هيچ الزامي به توليد و استفاده از اين نايلکس‌ها نيز وجود ندارد و بدين ترتيب بايد بگوييم هم‌اکنون فروشگاه اتکا توزيع نايلکس‌ها را به طور کامل متوقف کرده‌اند.


به گزارش ايسنا، نماينده فروشگاه‌هاي هايپراستار نيز در اين جلسه با اشاره به اينکه در روز 21 تيرماه سال گذشته يک تن نايلکس تجديدپذير دراين فروشگاه توزيع شد افزود: در سال جاري نيز کيسه‌هاي تجديد‌پذير چندبارمصرف را براي توزيع در روز 21 تيرماه آماده کرده‌ايم.


به گفته وي اين کيسه‌ها بر خلاف کيسه‌هاي توزيعي در فروشگاه‌هاي شهروند عليرغم تجديدپذير بودن چندبار مصرف بوده و شهروندان مي‌توانند مدت زيادي از آنها استفاده کنند.


نماينده فروشگاه‌هاي هايپراستار با اشاره به اينکه در فروشگاه‌هاي هايپراستار به هيچ‌عنوان کيسه‌هاي پلاستيکي به صورت فله‌اي داده نمي‌شود، گفت: هم‌اکنون کيسه‌هاي پارچه‌اي در اين فروشگاه‌ها توزيع مي‌شود که در ازاي آنها پول از مشتريان دريافت مي‌شود.



وي با اشاره به اينکه استفاده از ظروف يکبارمصرف گياهي و تجديدپذير در فروشگاه‌هاي هايپراستار افزايش داشته است، از برنامه جدي اين فروشگاه براي حذف کامل پلاستيک‌هاي تجديدناپذير ظرف شش ماه آينده خبر داد و گفت: بر اين اساس تا ديماه سال جاري توزيع پلاستيک‌هاي تجديد ناپذير در فروشگاه‌هاي هايپراستار متوقف مي‌شود.


وي با اشاره به اينکه هم‌اکنون فروشگاه‌هاي هايپراستار روزانه 2 تن مصرف پلاستيک دارند گفت: بر اساس برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته در روز 21 تيرماه، روز بدون نايلکس تخفيفي نيز براي مشتريان علاوه بر تبليغات محيطي در نظر گرفته خواهد شد.


به گزارش ايسنا، نماينده فروشگاه‌هاي رفاه نيز در اين جلسه با اشاره به اينکه فروشگاه‌هاي رفاه با 200 شعبه فروشگاهي حجم زيادي پلاستيک و ظروف يکبارمصرف و لبنياتي مصرف مي‌کند گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد اصناف و فروشگاه‌هاي تهران سالانه بيش از 10هزارتن نايلکس مصرف دارند.


وي حمايت‌ها و الزامات قانوني را در خصوص استفاده از پلاستيک‌هاي تجديد پذير ضروري خواند و گفت: فروشگاه‌هاي رفاه تاکنون در خصوص استفاده از نايلکس‌هاي تجديد‌پذير هيچ اقدامي انجام نداده است.


نماينده شرکت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران نيز بر برگزاري يک جشنواره و نمايشگاه کوچک در جهت فرهنگ‌سازي و يادآوري به شهروندان در خصوص روز بدون نايلکس تاکيد کرد و گفت: در عين حال اين موضوع بايد در کميسيون نظارت و کميسيون ارتباط با صنايع و صنوف نيز مطرح شده و در آنجا براي اين امر برنامه‌ريزي شود.


نماينده سازمان ميادين ميوه و تره‌بار نيز در اين خصوص گفت: براي کنترل کيفيت نايلکس‌هاي تجديد‌پذير اقداماتي صورت گرفته تا ظرفيت و ميزان محصولي که مي‌تواند توسط اين نايلکس‌ها حمل شود در ميادين تهران با مشکل مواجه نشود.


مرادي، نماينده دبيرخانه کلانشهرها نيز گفت: شيراز، اصفهان واروميه در سال گذشته همزمان با 21 تيرماه روز بدون نايلکس، اقدامات مشابه تهران انجام دادند.


وي با اشاره به وجود قانون مديريت پسماند و استفاده‌اي که مي‌توان از اين قانون براي به کارگيري پلاستيک‌هاي تجديد‌پذير کرد، گفت: در عين حال نبايد ازتوليد کيسه‌هاي پارچه‌اي غافل شويم.


مرادي با اشاره به اينکه 90 درصد مراجعه‌کنندگان به فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي با هدف قبلي به اين فروشگاه‌ها مراجعه مي‌کنند، گفت: قطعا با توجه به برنامه‌ريزي‌که اين افراد براي مراجعه به فروشگاه دارند مي‌توانند پيش از خريد کيسه‌هاي پارچه اي را با خود به همراه بياورند که پيشنهاد مي‌کنيم براي اين دسته از افراد تخفيف‌هايي توسط فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي در نظر گرفته شود.


نقي‌لو، نماينده انجمن طرح سرزمين نيز در اين جلسه گفت: کمپين 21 تيرماه روز بدون نايلکس ايجاد شده است و در تلاشيم تا نظرات بخش‌هاي مختلف را در اين خصوص جويا شويم.


منبع :

www.iren.ir