سال نو مبارک باد

سال نو مبارک باد

 

 

رودخانه ها را ازاد کنید

 

رودخانه ها را ازاد کنید

14 مارچ برابر با 24 اسفند، "روز جهانی حفاظت رودخانه ها" نامیده شده است. این نام گذاری، در پی جنبش های منتقد سد سازی و فعالیت های اجتماعی که به صدور بیانیه ای در شهر کوریتیبای برزیل (Curitiba) به تاریخ 14 مارچ 1997 انجامید، صورت گرفته است. در بیانیه ی کوریتیبا از جمله، آمده است: «[...] سدها در همه جا، مردم را به زور از خانه هایشان بیرون می کنند، مزارع حاصلخیز، جنگل ها و مناطق  کم نظیز را به زیر آب می برند، مناطق ماهی گیری و تامین آب شرب را از میان می برند، و مایه ی پراکندگی اجتماعی، فرهنگی، و فقر اقتصادی جوامع ما می شوند. [...] در همه جا، میان فواید اقتصادی اجتماعی قول داده شده از سوی سد سازان و آن چه که پس از ساخت سدها واقعا رخ داده اختلاف بسیار زیادی وجود دارد. [...] ما باید به سوی جامعه ای پیش برویم که انسان و طبیعت دیگر بر پایه ی منطق بازار، که در آن تنها ارزش مربوط به کالاها و تنها هدف سود است، کم ارزش نشوند» (متن کامل بیانیه را در کتاب رودهای خاموش نوشته ی پاتریک مک کالی، ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد، انتشارات علم و ادب، 1386 ببینید).

شعار امسال روز جهانی رودخانه ها چنین است: «رودها را آزاد کنید!» و منظور این است که بگذارید رودها جریان یابند، رودها را از آلودگی رها کنید،  آن ها را از چنگال موسسه های بزرگ مدیریت آب آزاد کنید، و آن ها را برای استفاده ی مردم رها سازید!

یکی از نهادهای جهانی و مردمی منتقد سد سازی، شبکه ی رودهای جهانی (International Rivers)  است.

این شبکه، «رسالت» خود را حفاظت رودخانه ها و دفاع از حق جامعه های وابسته به آن، مخالفت با سدهای مخرب و شیوه ی توسعه ای که سد سازان توصیه می کنند، یافتن راه های بهتر برای برآورده ساختن نیاز مردم به آب و برق اعلام کرده است. شبکه همچنین «چشم انداز» خود را جهانی می داند که در آن رودها و زیستبوم های وابسته به آن ها ارج نهاده شود، و اهمیت پیوند میان زیستبوم سالم و جامعه ی سالم درک گردد، و در آن طرح های توسعه نه طبیعت را به انحطاط برد و نه انسان ها را فقیرتر کند (نگاه کنید به: www.internationalrivers.org).

در ایران، تاثیر مخرب سدهای بزرگ و طرح های انتقال آب بر جامعه و محیط زیست شناخته شده است: نابودی هزاران هکتار مرتع و جنگل، خشک شدن فصلی یا دایمی بسیاری از تالاب ها و دریاچه های داخلی، آسیب دیدگی شدید آب های ساحلی دریاها، آسیب دیدگی کشاورزی و دامپروری حوزه های پایین دست رودها، پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی در پاره ای نقاط و بالا آمدن غیرطبیعی و زهدار شدن زمین ها در پاره ای نقاط دیگر، و حتی ایجاد تنش های اجتماعی که وحدت ملی را به خطر انداخته است (اختلاف های بین استانی در مورد انتقال آب خوزستان به استان های مرکزی، یا انتقال آب از چهار محال بختیاری به استان اصفهان و...). در عین حال، در مورد تعداد زیادی از سدهای کوچک و متوسط که سرجمع شاید بیش از سدهای بزرگ بر محیط زیست و جامعه تاثیر تخریبی داشته، کمتر گفته شده است. در این جا، به دو طرح اشاره می کنم:

1- سد گلول در خراسان شمالی؛ این سد، در منطقه ی حفاظت شده و مرزی "گلول و سرانی" در شمال شهرستان شیروان در دست ساخت است و ظاهرا آخرین مراحل را طی می کند. دره ای که سد بر آن زده می شود، از سوی طراحان و مجریان سد، به شکل اغراق آمیزی «رودخانه ی مرزی گلول» نامیده شده است؛ رودخانه ای که تا پیش از این، وجود نداشته است! در واقع، این دره فقط یک مسیل است که در امتداد آن چند چشمه ی کوچک هم وجود دارد، و مطابق اظهار خود مدیران آب منطقه، سد گلول سالانه فقط دو میلیون و هفتصد هزار متر مکعب آب را ذخیره خواهد کرد. ساختگاه سد جایی است که پاسگاه محیط بانی منطقه ی بسیار با ارزش گلول و سرانی را به زیر آب می برد (این منطقه ای است که در آن، محیط بان جوان سعید پرهام در آذر ماه 89 به دست شکارچیان غیرمجاز کشته شد.) سد، همچنین چشمه و چمنزاری را که در اطراف آن شکل گرفته و مورد استفاده ی دام داران و حیات وحش است، غرق می سازد. در اردیبهشت 1390 ممشتی مدیر کل محیط زیست خراسان شمالی در مورد عملیات زه کشی و احداث کانال گفت که مجری پروژه، ارزیابی ها را به سازمان حفاظت محیط زیست فرستاده، اما منتظر پاسخ نشده و بدون این ارزیابی ها فعالیت خود را انجام داده است!

برای دسترسی به ساختگاه این سد، 17 کیلومتر جاده در منطقه ی حفاظت شده کشیده شده که نقش موثری در تسهیل دسترسی شکارچیان به منطقه داشته و همچنین سبب ورود بی رویه ی انبوه گردشگران و ریخت و پاش زباله های بسیار شده است. با توجه به حدود 4 کیلومتر لوله کشی به سوی سد بارزو در شمال شیروان، به نظر می رسد که هدف اصلی از ساخت سد گلول، نه کمک به کشاورزی، بلکه تامین آب برای مصارف شهری است.

 2- سد و شبکه ی بنکوه؛ بند انحرافی بنکوه در منطقه ی فیروزکوه و برای تنظیم آب حبله رود و توسعه ی کشاورزی در دشت گرمسار، در دهه ی شصت ساخته شد. مبنای مطالعات این بند، فعالیت های کارشناسان سازمان کشاورزی و خواربار جهانی (فائو) در دهه ی چهل خورشیدی بوده است. در تارنمای شرکت مهندسین مشاور لار (بخش سد نمرود) آمده است: «شبکه ی آبیاری و زهکشی دشت گرمسار با مساحت ناخالص تحت پوشش 35000 هکتار، شامل مجموعه کانال های بتنی متشکل از 120 کیلومتر کانال درجه یک و درجه دو، و بیش از 240 کیلومتر کانالهای درجه 3 و درجه 4 می‌باشد. جریان طبیعی رودخانه ی حبله رود از طریق بند انحرافی احداث شده در بنکوه به دو کانال اصلی سمت راست و چپ هدایت می‌گردد و با توزیع توسط کانال های اصلی درجه یک و درجه دو، و شبکه ی کانال های داخل مزارع (کانال های سه و چهار) آب به قطعات زراعی چند هکتاری می‌رسد. با وجود آن که این شبکه ی آبیاری از نظر اجرای کانال های داخل مزارع در نوع خود از معدود شبکه‌های آبیاری احداث شده در سطح کشور است لیکن [...] راندمان بهره‌برداری از این شبکه ی آبیاری، از مقادیر قابل حصول بسیار پایین‌تر است». به عبارت دیگر، یکی از قدیمی ترین و کم مانند ترین شبکه های آبیاری زیر سدها در کشور، با بازدهی «بسیار پایین تر» از برآوردهای اولیه کار می کند.

 نکته ی جالب توجه دیگر در نوشته ی شرکت لار (که نه از سوی منتقدان، بلکه از سوی یک شرکت سد ساز) آمده، این است که معدودی از شبکه های زیر سدهای کشور دارای کانال های سه و چهار هستند. لازم به توضیح است که بدون این کانال های سه و چهار، هیچ آبی از سد به زمین کشاورزی نمی رسد. به بیان ساده، بیشتر سدهای کشور علیرغم ادعاهای اولیه، نقشی در آب رسانی به زمین های کشاورزی ندارند!

شگفت آور این که با وجود ناکارآمدی این شبکه سازی ها، در دهه ی هفتاد بند انحرافی دیگری در منطقه ی سیمین دشت ساخته شد و سی و هفت کیلومتر کانال بتنی عظیم که قابلیت انتقال آب تا هفده متر مکعب در ثانیه (یعنی به اندازه ی کل آورد حبله رود) را دارد(!) نیز احداث شد. اما، امروزه حداکثر تا حدود سه متر مکعب آب در این کانال جریان می یابد (نگاه کنید به یادداشت 13/6/90 یونس شاه حسینی، کارشناس سازمان امور عشایری، در وبلاگ شخصی اش به نام «گردش در ایران»). پیدا است که انگیزه ی اصلی سازندگان سد و شبکه های سنگین آبیاری، اجرای طرح های ساخت و ساز، جذب بودجه، و کسب درآمد است و نه خدمت به تولید کشاورزی یا توسعه ی پایدار یک منطقه. همان گونه که یونس شاه حسینی (با وجود آن که خود طرفدار انتقال آب به گرمسار است) در نوشتار یاد شده می گوید: «این طرح ها و برنامه ها نه تنها نقش تاثیر گذاری در جهت حل مشکلات موجود ایفاء نکرده اند، بلکه باعث اتلاف سرمایه های ملی و تخریب منابع کمیاب آب و خاک نیز شده اند».

منبع : سبز پرس

 

این چشم‌های ۲۷ سانتی‌متری‌ برای دیدن نهنگ‌ها تکامل یافته‌اند

این چشم‌های ۲۷ سانتی‌متری‌ برای دیدن نهنگ‌ها تکامل یافته‌اند

بعضی از گونه‌های اسکوئیدها چشم‌هایی 27 سانتی‌متری دارند که در جهان آبزیان بی‌نظیر است. تحقیقات نشان می‌دهد این چشم‌های عظیم ابزاری دفاعی در برابر حمله نهنگ‌های عنبر هستند که اسکوئیدها را شکار می‌کنند.

بعضی از گونه‌های اسکوئیدها چشم‌هایی به طول 27 سانتیمتر دارند که در جهان آبزیان بی‌نظیر است. تحقیقات نشان می‌دهد این چشم‌های عظیم ابزاری دفاعی در برابر حمله نهنگ‌های عنبر هستند که بخش بزرگی از رژیم غذایی‌شان را این گونه‌های اسکوئیدها تشکیل می‌دهند .


به گزارش بی بی سی : دن نیلسون از دانشگاه Lund سوئد که رهبری این تحقیقات را به عهده دارد، اولین‌بار در کالبد شکافی بزرگترین گونه اسکوئیدها در نیوزیلند به وجود چنین احتمالی پی برده است. او می‌گوید: «داشتن چنین چشم‌های بزرگی با عدسی‌هایی که از کره چشم انسان بزرگ‌تر هستند، در فضای تاریک اعماق اقیانوس تنها می‌تواند یک استفاده داشته باشد و آن تشخیص سریع و آسان‌تر حرکت جانداران غول‌آسا است. این تحقیق شاید بتواند علت کشف فسیل‌هایی از سوسمارماهی با چشم‌های بسیاربزرگ را نیز نشان دهد». 

 تصویر زیر، عدسی درون چشم یکی از این اسکوئیدها را نشان می‌دهد.

نیلسون می‌گوید: «هیچ آبزی دیگری چنین چشم‌هایی بزرگی ندارد و به همین دلیل در ابتدا نمی‌دانستیم چه دلیلی باید برای تکامل این چشم‌ها وجود داشته باشد. بزرگ‌ترین چشم‌های آبزیان که حدودا یک‌سوم این چشم‌ها و به اندازه پرتقال هستند به شمشیرماهی‌ها تعلق دارند و تنها دو گونه اسکوئید هستند که چشم‌های آنها به شکلی غیرعادی بزرگ است. جانداران بزرگتری با چشم‌های کوچکتر در اقیانوس وجود دارند و حتی بقیه اسکوئید‌ها هم به نسبت ابعاد بدنشان چشم‌های کوچکتری دارند».

گونه‌هایی از Architeuthis و گونه عظیم‌الجثه Mesonychoteuthis hamiltoni همگی از سر تا انتهای بازوچه‌ها بیشتر از 10 متر طول دارند و گونه بزرگتر به سلاح‌های متعددی مانند پیکان‌های خاردار مجهز است. اغلب جای زخم‌های ناشی از این پیکان‌ها را می‌توان روی بدن این نهنگ‌ها مشاهده کرد که هنگام مبارزه میان نهنگ‌های عنبر و این گونه از اسکوئیدها ایجاد شده‌اند. حداقل در آب‌های نیم‌کره جنوبی که به همین شکل است. مطالعه بقایای غذای خورده شده توسط نهنگ‌های عنبر نشان می‌دهد آنها اغلب برنده این نبرد هستند و چیزی حدود سه‌چهارم رژیم غذایی آنها را اسکوئیدهای عظیم‌الجثه‌ای تشکیل می‌دهند که چندان هم کوچکتر از این نهنگ‌ها نیستند.

در حالی که نهنگ‌ها می‌توانند وجود این طعمه‌های لذیذ را به کمک امواج سونار تشخیص دهند، اسکوئیدها راهی به جز استفاده از حس بینایی ندارند و همین موضوع باعث شده تکامل آنها را به سمت داشتن چشم‌هایی که مختص تشخیص آبزیان غول‌آسا هستند هدایت کند.

نیلسون و همکارانش موفق شدند به کمک الگوهای ریاضی نشان دهند تا عمق 1000 متری آب داشتن چشم‌هایی بزرگتر از  چشم شمشیرماهی‌ها برای دیدن آبزیان کوچکی که با تولید بیولومینسانس خود را نشان می‌دهند، بی‌فایده است و چشم‌های اسکوئیدها تنها می‌توانند برای تشخیص آبزیان بسیاربزرگ تخصصی شده باشند. این چشم‌ها می‌توانند از فاصله 120 متری وجود نهنگ‌های عنبر را تشخیص داده و به اسکوئید زمان بیشتری برای فرار بدهند.

محققان احتمال می‌دهند چشم‌های بزرگ سوسمارماهی‌هایی که حدود 90میلیون سال پیش در اقیانوس‌ها زندگی می‌کردند به دلیلی مشابه و برای نجات آنها از آرواره‌های قدرتمند پیلوزورها که تی‌رکس اقیانوس‌ها لقب گرفته‌اند، تکامل یافته باشد.

منبع : خبر انلاین

بررسی روند تخریب جنگل‌ها و قطع درختان در ایران

 

بررسی روند تخریب جنگل‌ها و قطع درختان در ایران

15_19_1---Tree--Sunrise--Northumberland_web.jpg

"این مقاله با توجه به قرار گرفتن در روز درختکاری و بنابر اهمیت خاص و ویژه ای که زیست بوم بشری برای بقاء و حفظ تمامی گونه های حیات و تداوم نسل به آن نیاز دارد تقدیم خوانندگان می شود."

درخت در نماد شناسی اسطوره‌ای جهان یکی از پیچیده‌ترین نمادهاست و در فرهنگ همه‌ی ملت‌های جهان و به خصوص در فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام همواره ارزشی نمادین داشته است و همچون پدیده‌ای رمزآلود و ارزشمند در باور بسیاری از مردم این سرزمین نمادی از زندگی بوده است. در عالم خلقت درخت همواره ارتباط میان زمین و آسمان تعبیر شده و تداعی زندگی و حیات و پویایی آن را نمایان ساخته است. در آیین میتراییسم یا مهرپرستی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج داشت درختان بسیار مقدس بوده‌اند. در فرهنگ کهن ایرانی هر آن چه که داده خداست, پاک و دوست داشتنی است و بنابر اعتقاد ایرانیان به عنوان بخشش خدایی در خور حمایت است. در فرهنگ ایرانی زرتشت, ایزدان یا فرشتگان به عنوان آفریده اهورا مزدا حامی و پشتیبان عناصر و پدیده‌های طبیعی به شمار می‌رفتند. ایرانیان باستان حتی درختان را تجسم انسان‌های نیکوکار می‌دانستند که پس از مرگ به درخت تبدیل شده تا زندگی جاوید پیدا کنند. در نماد اساطیری نیز درخت رمز آفرینش کیهان است که سر آن تمام سقف آسمان را پوشانده و ریشه‌هایش در سراسر زمین دوانیده شده است. شاخه‌هایش در پهنه‌ی جهان گسترانیده و قلبش جایگاه آتش آذرخش است و خورشید و ماه و ستارگان در میان شاخ و برگ‌های آن همچون میوه‌های تابناک می‌درخشند.


برای ایرانیان تمامی درختان به ویژه درختان چنار و سرو از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند به گونه‌ای که حتی بسیاری عقیده داشتند که زرتشت درخت سرو را از بهشت به ایران آورده است. به همین روی می‌بینیم درختان کهنسال چند هزار ساله در جای جای ایران هنوز جنبه تقدس خود را حفظ کرده‌اند. اسطوره آفرینش زرتشت از آب و گیاه در داستان سیاوش یکی دیگر از این موارد است. سیاوش ایزد خورشید, برکت و فراوانی و خدای کشت‌زارهاست که زندگی و مرگش نمادی از رویش و سترونی بوده است. سیاوش کشته می‌شود و از خون او گیاه سیاوشان می‌روید. از تمام افسانه‌های گیاهی چنین بر می‌آید که درخت موهبتی است خدایی که انسان باید به دیده احترام به آن بنگرد و از آزار و قطع آن خودداری نماید مگر آن که به کفاره گناه خود قربانی کند. در اوستا هم صدمه به گیاهان و درختان گناه بزرگی است. زرتشت درختکاری و آبادانی زمین را کرداری نیک می‌دانسته و معتقد بود که هرکس درخت کهنسالی را قطع نماید یکی از منسوبینش خواهد مرد. در دین اسلام نیز درخت از جایگاه خاصی برخوردار است. خداوند در قرآن کریم در آیات بسیاری از درختان یاد می‌کند. و با تعبیرهای زیبا سبزی و گیاهان را جلوه حیات می‌داند. در تعدادی از آیات قرآن از درختی نام برده شده که ریشه‌هایش در بهشت و شاخه‌هایش در زمین است و نماد زندگی و انسان‌های پرهیزکار است.


همچنین روایت‌های گوناگونی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین در مورد قداست درختان و کوشش در حفظ و نگهداری آن و مذمت در قطع آن‌ها نقل شده است.


یکی از رایج‌ترین احادیث از پیامبر اسلام این است که می‌فرماید: «شکستن شاخه درختان مانند شکستن بال فرشتگان است.»


حضرت علی (ع):« پرهیز از قطع درختان سرسبز بر طول عمر انسان می‌افزاید.»
امام صادق (ع): «قطع بی‌رویه درختان میوه‌دار عذاب سخت الهی را در پی دارد.»


از مجموع این مطالب در می‌یابیم که چه قبل و چه بعد از اسلام در فرهنگ ایرانیان اهمیت به طبیعت و قداست آن به لحاظ یک موهبت خدادادی دارای جایگاه ویژه و ارزشمندی بوده است. و آثار و شواهد موجود در یافته‌های نوشتاری و ابزار و وسایل زندگی گذشتگان این مرز و بوم همگی حکایت از آمیختگی شالوده‌ی زندگی آنان با طبیعت, گیاه و درختان داشته است. و به طور کلی انسان همواره به خاطر این که حیات خود را در گرو طبیعت می‌دانسته به عناصر طبیعت, آب و خاک, هوا, گیاه و حیوان توجه می‌کرده است.


در کشور ما که درصد سال اخیر فن‌آوری لجام گسیخته با شتاب بیشتری به سوی آن هجوم آورده است, با وجود قدمت و سابقه‌ی تاریخی در اهمیت و حفظ طبیعت, متأسفانه نقش طبیعت و پاسداشت حرمت آن هم در زمره مسایل بی‌اهمیت قرار گرفته و به تبع آن درخت و جنگل نیز جایگاه ارزشی خود را از دست داده است و در این چند ساله اخیر این روند سیر صعودی و فاجعه‌انگیز نیز پیدا کرده است. در حالی که می‌دانیم از دیرباز در باورهای آیینی, دینی و ملی ما ایرانیان درخت از جایگاه ویژه برخوردار بوده است. و ایرانیان از جمله نخستین ملت‌هایی در جهان بوده‌اند که به وضع قوانین زیست محیطی همت گماشتند. وضع این قوانین از سوی مردمانی با فرهنگ بوده که به اهمیت حفظ محیط زیست کاملاً آگاه بودند و به پاسداری از منابع طبیعی ایمان و اعتقاد داشتند.


حال در شرایط کنونی باید دید که چه حوادث و تغییراتی در طول زمان بوجود آمده که وضعیت میحط زیست ایران را در حوزه حفظ جنگل‌ها و درختان به مرحله بحران و فاجعه رسانده است. در این نوشتار بر آنیم که به بررسی وضعیت موجود و یافتن ریشه‌ها و علت‌های پیدا و ناپیدای ویرانی, تخریب و قطع درختان و جنگل‌ها در ایران بپردازیم.


در حالی که از کشاورزی به عنوان «محور توسعه» نام ‌برده می شود, هم‌اکنون یک دهم فرسایش خاک‌های جهان مربوط به ایران است و اگر روند تخریب خاک در ایران با سرعت فعلی ادامه یابد در سی سال آینده تمام زمین‌های حاصل‌خیز ایران نابود خواهند شد.


از سوی دیگر هر سال یک و نیم میلیون هکتار (9 درصد) از خاک‌های مرغوب ایران به بیابان تبدیل می‌شود و سالانه یک تا یک و نیم هکتار به مساحت کویرهای ایران افزوده می‌شود. این در حالی است که برای تشکیل هر سانت خاک 100 سال زمان لازم است . جالب‌تر آن است که بدانیم در 100 سال گذشته 9 میلیون تن از خاک بارور کره زمین فرسایش داشته که بیشترین حد تخریب آن در کشورهای در حال توسعه است.


جنگل‌های ایران نیز وضعیت بهتری ندارند. به طوری که در هر ثانیه 360 متر مربع از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود. به بیان دیگر در هر 5 سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های ایران نابود می‌شود. و یا سالانه یک و نیم درصد از جنگل‌های ایران از دست می‌رود. اگر این روند ادامه یابد در 60 سال آینده اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نخواهد ماند.


در حال حاضر با تخریب 33 درصد از جنگل‌های ایران, وسعت 18 میلیون هکتاری این جنگل‌ها به 4/12 میلیون هکتار کاهش یافته است و سهم هر ایرانی از جنگل به 2/0 هکتار یعنی یک چهارم میزان جهانی آن (8/0 هکتار) رسیده است که این آمار حاکی از فقر و کمبود شدید کشور در این زمینه است. کشور ایران در حال حاضر بین 56 کشور دارای جنگل در جهان‏, مقام چهل و پنجم را داراست. بر پایه گزارش کارشناسان فائو (سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد) چنان چه سطح جنگل‌های یک کشور از 25 درصد خاک آن کمتر شود آن کشور از نظر وضعیت محیط زیست انسانی در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. این درحالی است که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران 5/7 درصد از مساحت کشور است. حال با این شرایط فاجعه‌انگیز, اجرای طرح ملی نهضت سبز نیز چندان جدی گرفته نشده است. در حال حاضر مساحت مناطق چهارگانه طبیعی (مناطق حفاظت شده‌ی پارک ملی, آثار طبیعی و پناهگاه‌های حیات و حش) در ایران تنها 48/4 درصد از کل سرزمین است. در حالی که طبق استانداردهای جهانی حداقل سطح این مناطق با ید معادل با 10 درصد از مساحت هر سرزمین باشد. از میان این مناطق چهارگانه طبیعی ایران نیز بسیاری از آن‌ها با بحران‌های جدی زیست محیطی رو به رو هستند که برای نمونه می‌توان به مواردی از آن اشاره کرد.


پارک ملی خجیر و سرخه حصار (در شرق تهران), مناطق حفاظت شده ورجین و البرز مرکزی، پارک ملی لار, جنگل‌های پارک لویزان, پارک ملی گلستان, جنگل‌های حرا در جنوب کشور, دشت مغان, پوشش گیاهی و جانوری تنگه بلاغی شیراز, جنگل‌های مازندران, دشت بوئین زهرا پارک ملی بختگان فارس و ...
با روند فعلی قطع درختان در جنگل‌های شمال و جنگل‌های حفاظتی و حمایتی سایر نقاط کشور در سال‌های آینده شاهد بروز سیل در استان‌های سرسبز کشور حتی گیلان و مازندران خواهیم بود. علاوه بر اینکه کشور را از یک منبع مهم اقتصادی محروم می‌سازیم, محیط زیست را نیز در معرض خطر نابودی قرار خواهیم داد. باید دانست که جنگل به عنوان منبع تولید چوب و سلولزیکی از منابع مهم اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. و چون جزء منابع طبیعی تجزیه شونده است هموار پایدار بوده و برخلاف نفت و معادن با بهره‌برداری درست، پایان‌ناپذیر نیز هست.


- ویژگی جنگل‌های ایران و موقعیت آن


مساحت جنگل‌های ایران حدود 12 میلیون هکتار است که معادل 3/7 درصد مساحت کشور می‌باشد. در گذشته نه چندان دور! مساحت جنگل‌های ایران به 18 میلیون هکتار می‌رسید که در اثر افزایش جمعیت و توسعه شهرها و اراضی کشاورزی و تأسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز به حریم جنگل‌ها, کاهش قابل توجهی یافته است.


- مناطق جنگلی ایران به پنج ناحیه رویشی تقسیم می‌شوند:
- ناحیه هیرکانی (خزری) که نوار سبز شمالی کشور را تشکیل می‌دهد.
- ناحیه ایرانو – تورانی که به طور عمده در مرکز ایران پراکنده شده‌اند.
- ناحیه زاگرس که عمدتاً جنگل‌های بلوط غرب کشور را تشکیل می‌دهد.
- ناحیه خلیج فارس که در نواحی ساحلی جنوب پراکنده است.
- ناحیه ارسبارانی که متشکل از گونه‌های نادر و منحصر به فرد است.


آمار نشان می‌دهد که از جنگل‌های کشور 3/1 میلیون هکتار تجاری و صنعتی, 6/0 میلیون هکتار مخروبه (شمال) و 5/10 میلیون هکتار حفاظت شده در غرب و جنوب کشور قرار دارد.


- اهمیت جنگل‌ها و ویژگی آن‌ها


•    کنترل آب‌های سطحی و تغذیه آب‌های زیرزمینی


اراضی جنگلی به دلیل ریشه دواندن گیاهان و درختان و فعالیت‌های میکروارگانیسم‌های موجود در جنگل‌ها موجب نفوذ بارش در خاک و ذخیره آن می‌شود و به طوری که هر هکتار جنگل قادر به ذخیره‌سازی 500 تا 2000 متر مکعب آب است. زمان نفوذ یک لیتر آب در جنگل حدود 7 دقیقه ودر اراضی کشاورزی 46 دقیقه است. در مناطق غیرجنگلی این زمان حدود 4 ساعت می‌باشد.


به عبارتی توان نفوذپذیری بارش‌ها در خاک‌های جنگلی 40 برابر بیشتر از اراضی غیرجنگلی است. درختان با حفظ آب و جلوگیری از جاری شدن آن در سطح خاک باعث تسهیل نفوذ آب در خاک شده و نقش مؤثری در تشکیل سفره‌های زیرزمینی ایفا می‌کنند. با قطع درختان و نابودی جنگل‌ها و تخریب پوشش گیاهی قدرت حفظ و ذخیره‌سازی آب در خاک کاهش می‌یابد. و چون درختان جنگلی ایران از نوع پهن برگ‌اند و از آنجا که درختان پهن برگ زمان زیادی را برای رشد احتیاج دارند لذا جنگل‌های ایران زمان بیشتری را برای احیاء مناطق از بین رفته نیاز دارند.


•    نقش جنگل‌ها در مبارزه با آلودگی هوا


درختان در جلوگیری و کاهش آلودگی هوا نقش اساسی دارند. هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب می‌دهند. این موضوع برای مناطق بیابانی و شهرهایی که مورد تهاجم شن‌های روان قرار می‌گیرند, بسیار حایز اهمیت است.


•    تأثیر جنگل‌ها در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک


جنگل به کمک شاخ و برگ درختان از سرعت باد می‌کاهد و با ریشه گیاهان خاک را حفظ می‌کند و مانع از ایجا فرسایش می‌شود. به همین علت داخل جنگل هوای آن کمتر تبخیر می‌شود و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می‌رود.


•    تأثیر جنگل‌ها در تلطیف هوا و تعدیل آب و هوای یک منطقه


جنگل‌ها آلودگی‌های زیست محیطی در هوا را جذب کرده و گاز اکسیژن را که یک ماده حیاتی است, پس می‌دهند. درختان سبب تولید اکسیژن و کاهش درجه حرارت زمین و افزایش رطوبت هوا می‌شوند. هر هکتار جنگل سالانه 5/2 تن اکسیژن تولید می‌کند.


•    نقش اقتصادی جنگل


به لحاظ اقتصادی در آمد جنگل به دو صورت ملموس و غیرملموس بررسی شده است. در صورت احیاء جنگل‌های شمال و  غرب و جنوب کشور و استفاده کامل از استعداد تولید جنگل در یک برنامه دراز مدت, درآمد سالیانه کشور از آن معادل 280 میلیارد ریال می‌شود. که این مبلغ بیش از نیمی از درآمد تولیدات نفتی است. درحالی که درآمد حاصل از نفت روزی پایان خواهد یافت ولی جنگل به علت یک واحد تولیدی پایا با درآمد مستمر می‌تواند نقش اقتصادی ارزنده‌ای در دراز مدت داشته باشد.


و در نهایت اهمیت جنگل به عنوان تفرجگاه برای انسان و بستری برای تولید مواد دارویی و صنعتی در کشور محسوب می‌شود.


دانش زیست بوم شناختی, امروزه با بهره‌گیری از تمامی دستاوردهای علمی, اقتصادی و اجتماعی خود را تا سطح بالاترین قوانین جهان مشمول ارتقاء داده است. این دانش به ما می‌گوید که چگونه با اعمال مدیریت‌های غیرعلمی و ناکارآمد می‌توان یک زیست بوم را به کلی نابود ساخت و یا در مقابل با یاری جستن از کار کارشناسی علمی و اعمال مدیریت صحیح بر منابع, آن زیست بوم را فعال و پویا حفظ کرد.
سرنوشت جنگل‌های ایران یک تراژدی تمام عیار زیست محیطی است. روند تخریب و تبدیل رو به گسترش جنگل‌های کشور, آینده این زیست بوم حیاتی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. اگر به تاریخچه و سابقه جنگلداری در ایران رجوع کنیم می‌بینیم که نخستین نهاد در سال 1298 خورشیدی تحت عنوان «دفتر یا دایره جنگل» شکل گرفت در سال 1300 خورشیدی به «بنگاه جنگل» تغییر نام یافت. بعد از آن «اداره مستقل جنگلبانی», در سال 1322 خورشیدی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور, در سال 1341 به وزارت منابع طبیعی تغییر نام یافت. بعد در سال 1346 «سازمان جنگل‌ها و مراتع» در وزارت کشاورزی و عمران روستایی, ... سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور, در وزارت جهاد سازندگی در سال 1370 و سرانجام سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور با ادغام جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی و تشکیل وزارت جهاد کشاورزی, آخرین نهاد مسئول اداره جنگل در طول هشت دهه گذشته این وزارتخانه می‌باشد.

«پروفسور دوپلانول», جغرافی‌دان فرانسوی, ایران باستان را سرزمینی پوشیده از جنگل‌ها و بیشه‌زارها دانسته است. مورخان معتقدند که یکی از مشکلات عبور لشکریان اسکندر مقدونی, وجود جنگل‌های انبوه بوده است. به عنوان مثال از اصفهان تا دزفول چنان پردرخت بوده است که از راه‌های باریکه جنگل دو نفر همراه با هم قادر به عبور نبوده‌اند! «بوبک» جغرافی‌دان آلمانی که نخستین نقشه پوشش گیاهی ایران را در سال 1330 تهیه کرده است, می‌نویسد: «مساحت جنگل‌های ایران در حدود 6/1 مساحت جنگل‌های پیشین است». جنگل‌های شمالی ایران که براساس تصاویر ماهواره‌ای طی سال‌های 54-53 حدود 2 میلیون و 640 هزار هکتار بوده‌اند در سال 68-67 به حدود 2 میلیون و 480 هزار هکتار کاهش یافته و در سال 81-80 نیز به 2 میلیون و 50 هزار هکتار رسیده است. طی دوره 1381-1353 بیش از 22 درصد از مساحت جنگل‌های شمالی کشور کاسته شده است.


در این مدت استان‌های گلستان با 27 درصد, گیلان 22 درصد و مازندران 21 درصد با کاهش جنگل رو به رو بوده است.


بنابر اعلام سازمان حفاظت محیط زیست, عدم توجه به ارزش‌های زیست محیطی و تنوع زیستی, بهره‌برداری‌های مجاز ولی بی‌رویه, غیراصولی و کم زمان, بهره‌برداری‌های غیرمجاز و قاچاق, نبود هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت و بهره‌برداری خارج از ضوابط زیست محیطی از معادن داخل جنگل, جاده سازی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی (بیش از 6 هزار کیلومتر), واگذاری‌های بدون برنامه در داخل جنگل و تغییر کاربری اراضی جنگلی و ... از عوامل کاهش مساحت جنگل‌های کشور شده است. این آمار و ارقام که نشان از سرعت حیرت‌آور تخریب جنگل‌ها در ایران دارد به اندازه‌ای است که همه شیفتگان به سلامت کره‌زمین و محیط زیست را نگران کرده است,


برای کشوری که نظام آن براساس قوانین اسلامی پی‌ریزی شده است از بین بردن و هدر دادن سرمایه و اموال ملی کاری غیرقابل بخشش و اغماض است. لازم است بدانیم که در احکام فقهی دین اسلام جنگل‌ها از مهم‌ترین سرمایه ملی هر کشورند و جرو “انفال“ محسوب می‌شوند. بر پایه روایات متعدد از امامان معصوم (ع) جنگل‌ها, معادن, دره‌ها و هر زمین بایری که مالک خاص ندارد در حکم “انفال“ است. و اجماع فقها و متخصصان در شریعت اسلامی بر این حکم در کتاب‌های فقهی آنان آورده شده است. امام خمینی (ره) در این باره در کتاب المکاسب چنین نوشته است: سر کوه‌ها, دره‌ها, جنگل‌ها و هر زمین بایر... از آن امام علیه السلام (حکومت اسلامی) است. و هرگونه تصرف در آن باید با نظارت و اجازه حکومت اسلامی باشد. ایشان همچنین بر این اشاره داشتند که: «معادن جنگل‌ها, زمین چه آباد و چه بایر اگر مالک نداشته باشد, ارث کسی که وارث ندارد, خشکی, دریا و فضا از آن دولت‌هاست, به عبارت دیگر این اموال از اموال ملی است و دولت‌ها بر طبق مصلحت ملت‌هایشان در آن‌ها حق تصرف دارند.»
قطع درختان مخالف با حکم حکومتی است. پیروی از حکم حکومتی واجب است و بسیاری از فقها آشکارا به آن فتوا داده‌اند. حکم حکومتی عبارت است: قوانینی که از سوی حکومت اسلامی با نظارت ولی فقیه صادر می‌شود.»


در مسئله از بین بردن جنگل‌ها نیز به هر میزانی که ولی فقیه قطع درختان جنگل‌ها را ممنوع کند تخلف از آن حرام است. در آیات متعدی نیز خداوند نابود کردن جنگل‌ها و مراتع و نسل حیوانات را در حکم فساد در زمین تعبیر کرده است. مرحوم علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان چنین آورده است: «تغذیه انسان از گیاهان و حیوانات فراهم می‌آید و حیوان نیز غذای خود را از گیاهان بدست می‌آورد. بدین‌سان گیاهان رکن اساسی و بنیادی تغذیه بشر است و انسان از طریق کاشت, داشت و پرورش به آن‌ها دست می‌یابد و به این دلیل خداوند فساد را در گرو نابودی کشت و نژاد قرار داده است». باتوجه به این تفاسیر و تعالیف علما و فقهای اسلامی به نظر می‌رسد از مصداق‌های روشن و فساد در زمین قطع درختان و تخریب جنگل‌هاست. و آنان که از سر طمع ورزی و یا به هر دلیل دیگر ناجوانمردانه به نابودی درختان دست یازند در زمره مفسدان در زمین قرار می‌گیرند و باید در انتظار کیفر الهی باشند. متأسفانه روند تخریب و قطع درختان در مرحله بحران قرار دارد. آتش‌سوزی‌های عظیم و گسترده در جنگل گلستان که طی سال‌های گذشته به عمد یا بر اثر سهل‌انگاری و عوامل جوی در چندین نوبت اتفاق افتاد و منجر به نابودی بیش از صدها هکتار از درختان جنگلی شد و حجم بزرگی از درخت‌ها و گونه‌های مختلف گیاهی از بین رفتند. غیر از آتش‌سوزی در جنگل‌ها یکی از علل نابودی درختان قطع آن‌ها توسط افراد و یا برخی سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیردولتی است که صورت می‌گیرد. در عملیات ترمیم و احداث جاده در پارک گلستان توسط وزارت راه 12 هزار اصله درخت که اغلب از درختان کهنسال با عمری بیش از 70 سال و از گونه‌های غیرقابل تکثیر همچون بلوط بودند, قطع شد و علت آن معارض بودن این درختان در مسیر ترمیم جاده اعلام شد که آن را نیز مقابله با سیل هرساله استان گلستان قلمداد کردند. سازمان محیط زیست که در تفاهم‌نامه سال 85 حذف کاربری جاده و خروج آن از جنگل را امضاء کرده بودند مجوز انجام این تخریب را به گونه‌ای صادر کردند و علت آن را اقدام در جهت جلوگیری از وقوع سیل عنوان نمودند. در حالی که در عمل با قطع درختان در ارتفاعات, ریزش باران بدون هیچ مانعی به پایین سرریز شده و منجر به سیل و خرابی می‌شود. قطع درختان در تهران تا به حدی افزایش یافته که اداره حفاظت محیط زیست استان تهران بیشتر آمار شکایت مردمی را همین مسئله عنوان کرده است.


تهران قدیم به درختان چنار آن معروف بوده است و باغ‌های آن بیشتر, باغ‌های باقیمانده تهران از چند دهه گذشته در شمال شهر است. گران شدن قیمت زمین و وسوسه سود سرشار آن‌ها و نبود قانون محکمی در منع از بریدن درختان همگی عواملی شدند که نابودی باغ‌ها و درختان را در پی داشت. گفته می‌شود سرانه فضای سبز در پایتخت در حال حاضر 7/5 متر مربع برای هر نفر است درصورتی که این رقم باید 9 متر مربع باشد. آتش‌سوزی گسترده جنگل‌های بلوط غرب کشور, قطع درختان جنگل سرخه حصار و لویزان, تغییر کاربری 204 هزار متر مربع از جنگل‌های منطقه حفاظت شده البرز مرکزی در بخش کجور مازندران و ده‌ها موارد دیگر همگی حکایت از به صدا در آمدن زنگ خطری است که سال‌هاست نابودی حیات طبیعی را اعلام می‌کند. همان گونه که آمارهای فائو حکایت از آن دارد که ایران حدود دو سوم جنگل‌های خود را در کمتر از ربع قرن از دست داده است. بانک جهانی نیز در انتشار گزارشی وضعیت نابودی جنگل‌ها در ایران را چنین اعلام کرده است: خسارت ناشی از قطع درختان جنگلی و نابودی جنگل‌های خزری سالانه 906 میلیون دلار برابر با 7 میلیارد و 212 میلیون ریال و 8/0 درصد از تولید ناخالص داخلی است. براساس این گزارش از 5 منطقه جنگلی کشور خزری, تورانی, ارسباران, زاگرس و پوشش گیاهی خلیج فارس میانگین سالانه نابودی جنگل‌های خزری در ایران 45 هزار هکتار معادل 4/2 درصد از کل مساحت جنگل‌های این ناحیه و 3/0 درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور است. جنگل‌های زاگرس 54 هزار هکتار معادل 1/1 درصد از مساحت جنگل‌های این منطقه و 4/0 درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور را تشکیل می‌دهد.


همچنین سالانه 27 هزار هکتار از جنگل‌های «ایرانی – تورانی» معادل 8/0 درصد از کل مساحت جنگل‌های این منطقه و 2/0 درصد از کل مساحت جنگل‌های کشور نابود می‌شوند که در مجموع بدون احتساب جنگل‌های «ارسباران» و «خلیج عمانی» سالانه 125 هزار هکتار از جنگل‌های کشور نابود می‌شوند که این رقم معادل یک درصد از کل جنگل‌های کشور است.


بیان این آمار گزارش حکایت از فاجعه جبران‌ناپذیر در زیست بوم ایران دارد. متأسفانه در کشور ما منابع طبیعی تجدید شونده مانند جنگل‌ها و مراتع طی سالیان دراز تنها به عنوان منبع تولید علوفه و چوب و تأمین اراضی مورد نیاز توسعه امور کشاورزی, صنعتی و شهرسازی تلقی شده و نابودی جنگل‌ها و مراتع را موجب شده است. در نتیجه با از بین رفتن پوشش گیاهی تولید مواد غذایی و ظرفیت‌های نفوذپذیر آب در خاک کاهش یافته و حتی ذخیره‌سازی آب و مخازن سدها به علت فرسایش خاک و انباشتگی مخازن سدها از گل و لای در عمل امکان‌پذیر نخواهد بود عدم توجه به اقلیم خاص کشور مبنی بر تناوب خشکسالی و ترسالی که ویژگی جداناپذیر اکثر نقاط کشور است‏ از سوی مسئولین و عدم توجه به قانون‌مندی‌های طبیعی و اجرای برنامه‌ای غیرخردمندانه در بسترهای طبیعی که حاصل تجربه و فرد جمعی در گذشته‌های دور بوده است, باعث شده که ریشه‌های درختان جنگل‌های کهن قطع و جای آن را نهال‌های ضعیف بگیرد. وقتی باغ‌های کهنسال و انبوه قطع و ساختمان جای آن را می‌گیرد, وقتی جاده‌های غیرضروری تعادل آبخیزها (کوهستان‌ها) را به هم می‌زند, وقتی ویلاسازی غیرضروری در دل آبخیزها حتی تا ارتفاعات کوه‌ها که به عنوان بستر محافظ برف و باران محسوب می‌شوند, ساخته می‌شود و وقتی دره‌ها و کانال‌های طبیعی رودخانه‌ها هر روز تنگ‌تر می‌شود و یا به خیابان تبدیل می‌گردند, حاصل آن اتفاقاتی است که نام حوادث غیرمترقبه بر روی آن می‌گذارند نظیر سیل چند باره در تهران و یا سایر شهرستان‌ها که اگر از آن درس گرفته نشود باید منتظر عواقب وخیم‌تری هم باشیم.
در قسمت پایانی, تهدیدهای وارد شده بر زیست بوم کشور را می‌توان در عنوان‌های زیر دسته‌بندی کرد:


1- ضعف قوانین و عدم هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت
2- تغییر کاربری اراضی و عدم استفاده صحیح از زمین‌ها
3- احداث جاده‌ها بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی
4- معضلات اقتصادی و اجتماعی
5- چرای بی‌رویه توسط دامداران
6- تجاوز به حریم جنگل‌های طبیعی
7- عدم توجه به ارزش‌های زیست محیطی و تنوع زیستی
8- افزایش جمعیت و پیامدهای شهرنشینی و صنعتی شدن بدون برنامه مدون و صحیح
9- تغییر کاربری اراضی جنگلی به کشاورزی که باعث بر هم خوردن تعادل اکوسیستم و کاهش و تهدید گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود
10- تغییر کاربری اراضی جنگلی به مناطق مسکونی و صنعتی


نگهداری و حفظ محیط زیست علاوه بر تصویب قانونی در اصل پنجاهم قانون اساسی که ناظر بر وظیفه عمومی جهت حفاظت از محیط زیست می‌باشد,‌ قوانین و آیین‌نامه‌های دیگری را به تصویب مراجع ذی‌صلاح رسانده است که شامل آیین‌نامه اجرایی حفاظت و بهسازی محیط زیست (مصوب در سال 1354) می‌باشد. دیگری قانون حفاظت و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی (مصوب1371). تصویب این قانون گونه های درختانی از قبیل شمشاد، سرو، ارس، فندق، گون، سرخدار، خمره ای، ... در سراسر کشور را جزو ذخایر جنگلی محسوب و قطع آن را ممنوع کرده است.

- پیشنهادات


فرهنگ و نگرش مردم نسبت به پدیده‌های اجتماعی آنقدر که می‌تواند در تحقق آرمان‌های یک جامعه نقش تسهیل کننده داشته باشد, اگر درست شکل نگیرد به صورت مانعی در راه رسیدن به اهداف جامعه جلوه‌گر خواهد شد. توسعه فرایندی پیچیده و چند بعدی است. لذا ایجاد نگرش صحیح نسبت به ابعاد آن به فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی بیشتری نیاز دارد و اگر به این مهم توجه کافی نشود باعث بروز نگرش‌های نادرست و عدم هماهنگی و همراهی عموم مردم در فرایند توسعه می‌شود. در این راستا برای پیشگیری از جنگل‌زدایی عوامل مختلفی باید لحاظ شود که مسایل فرهنگی در زمره مهم‌ترین آن‌هاست. اهمیت به مقوله فرهنگ‌سازی در این زمینه چنان است که مقام معظم رهبری در بخشی از سخنان خود به مناسبت هفته منابع طبیعی اظهار داشتند: «برای چنین اقدامی البته ابعاد گسترده فرهنگی و اهمیت افزایش آگاهی و آموزش عمومی نباید فراموش شود... برای سرسبز نگاه داشتن کشور باید نهضتی فراگیر به پا شود, نهضتی که آحاد مردم در آن سهیم باشند.ِ»


در مجموع ارایه راهکارها و پیشنهادهایی که می‌تواند در حفظ و نگهداری از محیط زیست و تنوع گونه‌های زیستی مؤثر واقع شود شامل موارد زیر می‌باشد:


- ارتقای آگاهی عمومی نسبت به محیط زیست و نقش مشارکت‌های مردم در حفظ آن
- ایجاد نظام‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی تنوع زیست محیطی در کشور
- بهره‌برداری پایدار از منابع تنوع زیستی
- ایجاد مدیریت نظام‌مند حفاظت از تنوع زیستی
- آموزش و آگاهی به مسئولین تصمیم‌گیرنده درخصوص معضلات محیط زیست و بالا بردن اطلاعات آنها برای مقایسه ارزش‌های اقتصادی با ارزش‌های محیط زیست.
- ایجاد هماهنگی لازم بین دستگاه‌ها و سازمان‌ها در امور منابع طبیعی جهت بهره برداری از این منابع
- تشدید مجازات متجاوزین بر عرصه‌های منابع طبیعی و افراد و ارگان‌هایی که مبادرت به تخریب جنگل‌ها می‌کنند.
- تخصیص بخشی از درآمد نفت به حفاظت از گونه‌های نادر گیاهی و جنگل کاری.
- حل معضل تعرض دام ها و چرای بی‌ضابطه در مراتع و انجام طرح خروج دام از جنگل‌ها
- تأمین سوخت مردم جنگل‌نشین از سوی سازمان‌های ذی‌ربط برای جلوگیری از تعرض آنان به درختان جنگل
- تهیه شناسنامه جامع گیاهی و جانوری کشور
- ساماندهی فعالیت‌های احیای عرصه‌های جنگلی و مرتعی
- وضع قوانین زیست‌محیطی جهت حفظ ثروت‌های طبیعی کشور و اجرای صحیح و قانونی مراحل واگذاری اراضی به واحدهای صنعتی و تولیدی.
و کلام آخر اینکه تخریب و آلودگی محیط زیست به دست همه ما انجام می‌شود که می‌توان با رفتار مسئولانه و آموزش و گسترش فرهنگ, روند پرشتاب آن را تا حدود زیادی کند کرد.

منابع و مأخذ :

- گزارش وضعیت محیط زیست در ایران،  انتشارات سازمان محیط زیست, چاپ 1383
- گیاهان و زندگی در اندیشه دینی, سیدعلی حسینی ، انتشارات جهادسازندگی، زمستان 1377
- طبیعت و محیط زیست از دیدگاه اسلام، سیدعلی حسینی، نشریه آیه حیات, بهار 1380
- درخت در شاهنامه (ارزش‌های فرهنگی و نمادین درخت در شاهنامه)، مهدخت پورخالقی چترودی، ناشر شرکت به نشر،1381
- پژوهشی در اساطیر ایران, مهرداد بهار, نشر آگه, 1378
- شناخت محیط زیست تألیف دانیل بوتکین و ادوراد کلر, ترجمه عبدالحسین وهاب‌زاده, چاپ موزه طبیعت و حیات وحش ایران، سا ل78

•    استفاده از منابع اینترنتی شامل:
- سایت کانون دیده بانان زمین،
- سایت دیده بانان محیط زیست، مرداد
- آرشیو الکترونیکی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) تیرماه 87
- آرشیو الکترونیکی خبرگزاری فارس،   1387

- سایت اداره کل منابع طبیعی استان خوزستان،
- سایت Iran Zoo- سایت اقتصاد ایران

مقدس ترین درخت ایران

مقدس ترین درخت ایران

چنار مقدس ترین درخت ایران

امروزه بسیار از اهمیت حفظ و نگهداری درختان به عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع زیستی سخن می‌رود. انسان امروزی چنان از طبیعت فاصله گرفته که نسبت به منابع گیاهی از جمله درختان بی‌توجه گشته و غالبا از یاد برده که در روزگاری نه چندان دور، درختان نه فقط نقشی زیست محیطی بلکه اعتقادی در زندگی آدمی داشته‌اند. در میان تمام ملت‌های بشری درخت در باور‌های اعتقادی چندان رسوخ کرده بود که هاله‌ای از تقدس پیرامون آن را فرا می‌گرفت. هر ملتی غالبا با توجه به اقلیم خود یک نوع درخت را بیش از سایر درختان محترم می‌شمرد. در ایران، درخت چنار و سرو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هستند.


بلوط در میان سلتی‌ها، بابونه در میان آلمانی‌ها، زبان گنجشک در میان ملل اسکاندیناوی، زیتون در میان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سیبری، همه جزو درختان مقدس‌اند. همه این درختان در چند ویژگی مشترک‌اند. از همه بارزتر نوزایی هر ساله آنهاست.


مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادی از زندگی و جاودانگی تبدیل کرده و جایگاه خاصی بدان بخشیده است. از طرفی، تمامی درختانی که به نوعی مقدس بوده‌اند، معمولا درختانی بزرگ با عمری طولانی هستند. انسان از قدیم برای درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادی که به اساطیر و قصه‌های مردم نیز راه یافته است. مثلا در آفریقا، درخت نارگیل را دارای روان و زندگی بخش می‌دانند و افکندن یک درخت نارگیل برابر با مادر‌کشی است. در میان بسیاری از ملل از جمله در فیلیپین اعتقاد بوده که ارواح در گذشتگان بر نوک بلند‌ترین درختان زندگی می‌کنند.

 
در قصه های پریان، دختر شاه پریان از میوه درختی و غالبا درخت انار بیرون می‌آید. درخت انار و خرما نیز جزو درختان برکت بخش در ایران هستند. در مورد درخت خرما، کهن‌ترین متنی که وجود دارد، منظومه درخت آسوریک به زبان پهلوی است که اصل آن را از پارتی می‌دانند. این منظومه، مناظره‌ای است میان درخت خرما و بز که هر یک فواید خود را بر می‌شمرند و سر‌انجام درخت خرما در این مناظره پیروز می شود.


باز هم تاکیدی دیگر بر برکت بخشی و اهمیت این درخت. مهم‌ترین نتیجه‌ای که چنین باورهایی دارد، قائل شدن قدرتی خاص برای درختان است. هنوز هم در روستاهای ایران، درختان کهنسالی را می‌بینیم که به آنها دخیل بسته‌اند. این درختان در اعتقادات مردمی قادرند باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند، زنان را به بارداری و زایش یاری دهند و سرانجام نذری را بر آورده سازند. غالب این درختان مقدس از میان درختان چنار انتخاب شده‌اند.


چنار کهن چنان خصوصیاتی طبیعی دارد که می‌توان اعجاب مردم ساده را بر‌انگیزد. چنار عظیم‌ترین و از پر‌عمر‌ترین درختان ایران است.


چنار چنان بلند و افراشته است که از دور دست دیده می‌شود. دهقانان ایران چنار را شاه درختان می‌دانند. اما عظمت چنار تنها دلیل تقدس آن نیست. چنار هر ساله پوست می‌اندازد و شاخه‌های تنومند آن رنگ سبز روشنی به خود می‌گیرد. این جوان شدن هر ساله چنار نیز قداست خاصی به آن بخشیده است. زیرا حفظ قدرت جوانی یکی از شرایط لازم برای باروری است و در نتیجه، آن را مظهر برکت و نعمت بخشیدن ابدی خدایان و ارواح می‌سازد. از آنجا که مردم غالبا برای حفظ اعتقادات کهن رنگ و بویی از اعتقادات تازه به آن می‌بخشند، در مورد درخت چنار نیز این اتفاق افتاده است و در باورهای مردمی، در زیر هر چنار مقدس و کهنی امامزاده‌ای مدفون است. این که واقعا امامزاده‌ای مدفون باشد یا خیر، معلوم نیست آنچه مهم است تقدس چنار است که با این عنوان حفظ گشته است. حتی در یکی از روستاهای منطقه طالقان، درخت چنار مقدسی است که بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون می‌آید.


در مورد پادشاهان هخامنشی نیز نقل است که چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده که در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاکی زرین آراسته به زیور نگهداری می‌شده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاک چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی که در مورد درخت اخیر می‌دانیم روایت هرودوت است که آخرین شاه ماد در خوابی می‌بیند تاکی از شکم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند.


خوابی که به تولد کوروش و فتوحات وی تعبیر شد. از طرفی، انگور در اساطیر ایران مظهر خون است و خون نیروی اصلی حیات. از آنجا که خون سلطنت از طریق زنان ادامه می‌یافت، شاید بتوان تاک زرینی را که بر چنار زرین می‌پیچید مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاک مظهر همسر او بوده است.


علاوه بر چنار، سرو افراشته و همیشه سبز نیز جایگاه خاصی در میان قوم آریا داشته است. گرچه سرو قداستی چون چنار نیافته اما از درختان مورد احترام ایرانیان بوده است. احترام به این درخت با باورهای میترا به اروپا رفت و همچون سایر اعتقادات مهرپرستی در مسیحیت ریشه دواند تا بدانجا که امروزه جزو لاینفک جشن سال نو مسیحیان در هر گوشه جهان گشته است.


اهمیت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده که کاشتن درخت در ایران جنبه اعتقادی هم یافته بود و جزو ثواب‌های بزرگ به شمار می‌آمد.


سنتی که پس از اسلام هم ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد. روز ?? اسفند را سالیان سال است که با عنوان جشن درختکاری می‌شناسیم و در این روز، می‌کوشیم با طبیعت آشتی کنیم. سنتی که بنیان آن منسوب است به پیامبر و اندیشمند بزرگ ایران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروی در شهر کاشمر غرس کرد که سالیان سال پس از او هم این سرو زیست تا آنکه در دوره خلفای عباسی به درخت کهنسال و مقدسی بدل گشته بود که مورد نذر و نیاز مردم ایران قرار می‌گرفت. شهرت این سرو را خلیفه عباسی تاب نیاورد و دستور داد تا آن را از بن در‌آورند.


«باری، خلیفه‌ی بغداد / آن برگزیده شیوه‌ی شدادی / بر باد رفت، حتی / نام خلیفه‌ی خودخواه خودپرست / از یاد رفت / اما / در کاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ایرانی / سروی به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حمید مصدق)

 
در پایان، در اهمیت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطیری ایران نیز صحبت کنیم. درخت بس تخمه یا همه تخمه که منشا تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او می‌روید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخم‌های (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آنها را با آب بارانی ستاند، به کشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید.

 
این درخت در دریای فراخکرد، دریای بی‌انتهای کیهانی، به همراه درخت «گوکرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوکرن درخت مهم اساطیری دیگری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخکرد به وجود می‌آورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «کر» می‌آفریند که مامور نگاهبانی از این درخت می‌شوند و همواره یکی از این ماهی‌ها وزغ را زیر نظر دارد.


در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطیر ایران آتش دهنده‌ترند، فراهم کردند.

 
درخت در دین‌های دیگر هم از جایگاه خاصی برخوردار است. در دین یهود، خداوند در میان شعله‌های آتشی که از درون درختی سر بر می‌آورد، با حضرت موسی (ع) سخن گفت. حضرت مریم زیر درخت خرمایی با ریزش خرمای آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبی درخت مقدسی است که در بهشت جای دارد. نماد معرفت نیز در همه این دین‌ها درختی است که میوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط می‌کنند و از بهشت رانده می‌شوند.

منبع : وبلاگ جنگلداری

ریزگردهای عربی با درختان ایران

 

ریزگردهای عربی با درختان ایران


سرچشمه ریزگردها یا گردوغبار (Haze) در ایران باد شمال است این باد از خرداد تا شهریور فعال است و در شمال خاورمیانه شکل می گیرد و با گذر از کوههای ترکیه و شمال عراق مانند قیفی از بیایان های عراق و سوریه سرازیر می شوندو به آبهای خلیج فارس می رسد. طبق عکس های هوایی گرفته شده به علت تغیر وزش باد در این مناطق این غبارها طی سالهای اخیر وارد غرب کشور نیز شده اند.

طبق مطالعات و بررسی ها بیش از 90 درصد کانون گردوغبار در کشورهای همسایه ایران است. گرد و غبارهای ورودی به ایران بیشتر از ناحیه عراق، سوریه و عربستان است در حالی که هنوز عراق جز 177 کشور عضو در کنواسیون مبارزه با بیابان زدایی نیست.


ریزگردهای وارد شده به ایران دارای دو ساختار رسی و سیلتی هستند غبارهای ورودی از عربستان که بیشتر وارد خوزستان می شود از نوع سیلتی است که ذرات آن درشت تر و با ماندگاری کمتر و مسلما خطرات کمتری است اما این ذرات نیز عواقب خاص خود را به همرا دارند غبارهای ورودی از سمت عراق بیشتر رسی است این نوع از غبار دارای ذرات ریز و سبکی هستند که قابلیت ماندگاری بالایی در هوا و قدرت آلایندگی بیشتری دارند و بسیار خطرناک تر از ذرات سیلتی هستند. غبارهای ورودی از ناحیه عراق به علت استفاده از سلاح های میکروبی در دوران جنگ هشت ساله توسط صدام، متاسفانه آلوده به مواد شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیوی نیز هستند.


ذرات رس موجود در هوا باعث ایجاد اختلالات تنفسی و بروز بیماری های ناشی از آن در افراد می شود کما اینکه این غبارها فقط ذرات رس نیستند و به همراه خود آلودگی زیادی از مواد شیمیایی را انتقال می دهند ذرات رس قدرت چسبندگی بالایی دارند و به راحتی مواد آلوده موجود در هوا را انتقال می دهند.
اثرات مخرب ریزگردها
گردو غبار دید افقی را کاهش می دهد و این امر باعث اختلال در رفت و آمد، افزایش تصادفات، تعطیلی اداره ها و ارگانهای دولتی و آسیب های اقتصادی به دولت می شود
اما بحث اصلی اثر این موجودات ریز و کوچک بر درختان قطور و اراضی وسیع است. استان کرمانشاه قطب کشاورزی ایران است به طوری که چندی پیش صحبت از تامین 10 درصد غذای ایرانیان ازطریق این منطقه مطرح شده بود. جنگلهای بلوط زاگرس نیز اکوسیستم هایی ارزشمند وکاملا شناخته شده هستند، اما 200 هزار هکتار از این جنگلها در استان ایلام نابود شده اند.این جنگل ها 5500 سال قدمت دارند.


طبق تعریف FAO در صورتی که تاج پوشش درخت حداقل 10 درصد باشد پوششی جنگلی محسوب می شود و اکنون تاج پوشش درختان در این منطقه به 5 درصد کاهش پیدا کرده است. به گفته مهندس محمد درویش 200 هزار هکتار جنگل از دست رفته بسیار بیشتر از جنگل هایی است که در هشت سال جنگ و یا حتی در آتش سوزی های اخیر از دست داده ایم(در آتش سوزی جنگل های شمال 35 هزار هکتار از جنگل ها از بین رفت)
.عواملی همچون کشت زیراشکوب، چرای بی رویه دام، وابستگی بیش از حد مردم به جنگل ها و برداشت بیش از حد از آنها، تغیرات اقلیمی و خشکسالی سال های اخیر از عوامل آسیب دیدگی این جنگل هاست که البته پدیده گردوغبار تیر آخر را نشانه رفته است!


علت اثرگذاری گرد و غبار بر گیاهان


ذرات رس معلق در هوا بر روی برگ های درختان می نشینند و باعث بسته شدن روزنه ها می شوند این امر از فتوسنتز و تنفس گیاه جلوگیری می کند علاوه بر این باعث کاهش جذب نور توسط برگ ها خواهند شد، بعد از مدتی به علت اختلال در مکانیسم طبیعی حیات درخت، برگ ها از تاج درخت شروع به ریزش می کنند این امر مقاومت گیاهان را کاهش داده و امکان حمله آفات افزایش میابد. در مورد درختان بلوط این اختلال باعث رشد سوسک های چوبخوار می شود این سوسک از داخل تنه گیاه را می خورد و باعث قطع ارتباطات بین آوندی می شود و بعد از مدتی درخت را می خشکاند. این سوسک ها پس از ضعیف شدن درخت به آن حمله می کنند به همین علت به آنها آفت ثانویه می گویند و در صورت از بین رفتن عوامل ضعیف کننده از میان خواهند رفت. هر چه درخت دارای برگ های پهن تری باشد به علت جذب بیشتر غبار آسیب بیشتری می بیند که با توجه به پهن برگ بودن درختان بلوط این مسئله تاثیر چشمگیری بر تاثیرپذیری این درختان از گردوغبار داشته است اگر رویشگاهای جنگلی غرب کشور از بین بروند علاوه بر از دست دادن منطقه وسیعی از جنگل، این مناطق خود تبدیل به یکی از کانون های گرد و غبار خواهد شد.


محصولات کشاورزی هم به علل فوق نمی توانند تولید دانه داشته باشند و تنها رشد رویشی خواهند داشت و بعد از مدتی بدون تولید محصول قابل توجه برگهایی نازک و آسیب دیده رشد می کند و درصورت دانه دهی هم قوه نامیه کافی ندارند.

 
مدیریت رویشگاههای جنگلی


بعضی از رویشگاههای جنگلی دانه زاد و بعضی شاخه زاد هستند در صورتی یک جنگل می تواند توسعه طبیعی داشته باشد که دانه زاد باشد، درختان جوان باشند و دانه ها قوه نامیه مناسب را داشته باشند اگر جنگل مسن باشد با کاشت نهال های جدید کنار درخت های قدیمی باید امکان توسعه جنگل فراهم شود. در صورت بروز خشکسالی نیز آبیاری و راهکارهایی همچون ذخیره نزولات پای درختان باید انجام شود. در زمان حمله آفات علاوه بر استفاده از مواد کشنده و سم، درختان آسیب دیده و خشک شده باید قطع و درختان جدید جایگزین شوند تا آفات به بقیه سرایت نکند.

- Food and Agriculture Organization(سازمان خوار و بار و کشاورزی ملل متحد)
- کشاورزی زیر درختان که باعث کم شدن ذخیره غذایی خاک و از بین رفتن جنگل می شود
- درصد بذرهایی که می توانند در زمان و شرایط حرارتی معین جوانه زده و سبز شوند

منبع : وبلاگ فصل تازه

cdm چیست؟

cdm چیست؟

مکانيسم توسعه پاک و فرآيند آن

 مقدمه:

پيش­بيني­هاي صورت گرفته نشان مي­دهد که با روند فعلي انتشار گازهاي گلخانه­اي، دماي زمين از 1 تا 305 درجه سانتي­گراد تا سال 2100 ميلادي افزايش خواهد يافت که معادل افزايش دماي زمين در 10 هزار سال گذشته است. افزايش جمعيت زمين به تغيير کاربري زمين، نابودي جنگل­ها، افزايش فعاليت­هاي کشاورزي و دامداري، افزايش زايدات جامد و مايع منجر شده است که خود مشکلات زيست محيطي از جمله تغيير آب و هوا را به­دنبال داشته و خواهد داشت.

از طرفي افزايش روز افزون مصرف انرژي­هاي فسيلي نظير زغال سنگ، نفت و گاز موجب افزايش انتشار غلظت دي­اکسيد­کربن در اتمسفر زمين شده و باعث تغيير تعامل انرژي زمين و اتمسفر شده است.

دي­اکسيد­کربن (گازهاي گلخانه­اي) بخشي از انرژي ساطع شده از زمين به فضا را جذب و آن را مجدداً به سطح زمين منعکس مي­کند. اين امر موجب تعادل زمين و اتمسفر مي­شود. چنانچه گازهاي گلخانه­اي به کلي از بين بروند، دماي زمين حدود 1505 درجه سانتي­گراد سرد مي­شود و اين به معني وقوع يک عصر يخبندان ديگر است. از سوي ديگر تجمع بيش از حد گازهاي گلخانه­اي موجب جذب بيشتر انرژي ساطع شده از زمين به فضا شده و باعث گرم شدن زمين مي­شود. گازهاي گلخانه­اي شامل بخار آب، دي­اکسيدکربن، اکسيد­نيترو، متان، ازن ­سطحي، کلروفلوروکربن­ها، هيدروفلوروکربن­ها و پرفلوروکربن­ها هستند. بيش از 90 درصد اثر گلخانه­اي ناشي از بخار آب و دي­اکسيد­کربن است.

 

مکانیزم توسعه پاک:

در دسامبر 1997 در کيوتوي ژاپن پروتکلي براي تقويت مکانيسم­هاي اجرايي کنوانسيون تعيير آب و هوای سازمان ملل متحد به تصويب رسيد که به پروتکل کيوتو معروف شد. مطابق اين پروتکل، هر يک از 39 عضو ضميمه يک (کشورهاي توسعه يافته) مکلف به کاهش ميزان انتشار به حد معيني شدند، بطوري­که ميانگين انتشار گازهاي گلخانه­اي کشورهاي ضميمه يک در محدوده سال­هاي 2008 تا 2012 به 2/5 درصد کمتر از ميزان انتشار اين گازها در سال 1990 ميلادي برسد.

از آنجا که پديده گرمايش زمين، يک مسأله جهاني است، پروتکل کيوتو به نحو انعطاف­پذيري تنظيم شده است که اين مسأله را به­صورت جهاني حل کند و لذا کشورهاي توسعه يافته متعهد مي­توانند تعهد خود را براي کاهش انتشار در يک کشور ثالث هم انجام دهند، به اين معني که يک کشور متعهد مي­تواند فعاليتي را در کشوري که تعهدي به کاهش انتشار ندارد انجام دهد و گواهي کاهش انتشار دريافت و آن­را به جاي تعهد خود به دبيرخانه کنوانسيون تغيير آب و هوا ارائه کند، چرا که انتشار و عدم انتشار گاز گلخانه­اي در اروپا يا آسيا يا هر نقطه­اي از زمين از ديدگاه جهاني فرق چنداني ندارد.

اين امر تحت مکانيسم توسعه پاک (CDM) پروتکل کيوتو صورت مي­گيرد و از آنجا که عموماً جلوگيري و کاهش انتشار گازهاي گلخانه­اي در کشورهاي در حال توسعه با هزينه پايين­تري در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته قابل انجام است، بسياري از کشورهاي توسعه يافته علاقه­مند به اجراي اين پروژه­ها در کشورهاي در حال توسعه هستند. همچنين از قبال فروش گواهي کاهش انتشار و نيز کاهش هزينه­هاي سوخت و مواد مصرفي درآمدهايي عايد کشور در حال توسعه مي­شود.

به اين ترتيب کشور سرمايه­گذار با ميزان سرمايه­گذاري کمتري به تعهد خود عمل کرده و کشور سرمايه­پذير علاوه بر تحصيل فناوري­هاي نو و دوستدار محيط زيست، درآمدي را نيز کسب کرده است.

پروژه­هاي مکانيسم توسعه پاک از آغاز تا صدور گواهي کاهش انتشار (CER)، داراي يک فرآيند گام به گام مي­باشد که فرآيند مذکور در شکل زير نشان داده شده است.

 

به­طور کلي اين فرآيند داراي دو مرحله اساسي مي­باشد: نخست مرحله تدوين و توسعه سند پروژه و در ادامه، مرحله اجراي پروژه، گام بعدي اين فرآيند مي­باشد.

 

الف- مرحله تدوين و توسعه سند پروژه

1- تنظيم سند ايده اوليه پروژه و موافقتنامه همکاري بين شرکاء:

لازمه انجام اين مهم مطالعه امکان­سنجي اوليه و برآورد هزينه­هاي کاهش هر تن دي­اکسيدکربن ناشي از اجراي پروژه مي­باشد. تا براساس آن شرکت­ها بتوانند نحوه همکاري خود را درخصوص پروژه تعيين نمايند. بسته به قيمت گواهي کاهش انتشار، نحوة همکاري مي­تواند به يکي از اشکال زير باشد:

- قيمت گواهي کاهش انتشار ناشي از پروژه در حدود کمتر از يک چهارم قيمت پايه سرمايه­گذاري در بازار باشد (3 يورو). در اين صورت شرکت خارجي علاوه بر تأمين کل سرمايه پروژه و نيز هزينه­هاي توسعه سند پروژه و ثبت آن در سازمان ملل ممکن است کسري از گواهي ناشي از پروژه را در اختيار صاحب پروژه قرار دهد.

- قيمت گواهي کاهش انتشار ناشي از پروژه در حدود نصف قيمت پايه سرمايه­گذاري در بازار باشد (5 يورو). در اين صورت شرکت خارجي کل سرمايه موردنياز پروژه و نيز هزينه­هاي توسعه سند پروژه و ثبت آن در سازمان ملل را تأمين مي­نمايد ولي کسري از گواهي ناشي از پروژه را در اختيار صاحب پروژه قرار نخواهد داد.

- قيمت گواهي کاهش انتشار ناشي از پروژه در حدود 75% قيمت پايه سرمايه­گذاري در بازار باشد (5/7 يورو) در اين صورت شرکت خارجي تمايلي به سرمايه گذاري در پروژه نخواهد داشت. در صورت تأمين سرمايه مورد نياز پروژه توسط شرکت­هاي داخلي، شرکت خارجي ضمن تقبل هزينه­هاي توسعه و ثبت پروژه در سازمان ملل، گواهي ناشي از پروژه را به قيمتي در حدود 70-80% قيمت بازار خريداري خواهد نمود.

- قيمت گواهي کاهش انتشار ناشي از پروژه برابر يا بيش از قيمت پايه سرمايه­گذاري در بازار باشد (10 يورو) در اين صورت شرکت خارجي علاقه­اي به سرمايه­گذاري نخواهد داشت. در اين حالت صاحب پروژه مي­تواند سرمايه مورد نياز پروژه را تأمين نموده و با فروش گواهي کاهش انتشار حاصله، سرعت بازگشت سرمايه را افزايش دهد.

2- تدوين سند پروژه:

لازمه انجام اين مهم تعيين نوع تکنولوژي، مطالعه امکان­سنجي تفضيلي، تدوين و تعيين سناريوي انتشار پايه، ميزان کاهش انتشار گازهاي گلخانه­اي ناشي از پروژه (نقش افزوده)، تدوين و تعيين متدولوژي و برنامه پايش پروژه در حين اجراء در تجهيزات مورد نياز براي پايش پروژه مي­باشد. کليدي­ترين مراحل تدوين سند پروژه عبارتند از:

- انتخاب متدولوژي پايه انتشار و بررسي سازگاري پروژه با شرايط مذکور در متدولوژي. در صورت عدم سازگاري پروژه با شرايط مذکور در متدولوژي، توسعه­دهنده پروژه بايستي يا متدولوژي را تصحيح نموده يا اينکه متدولوژي جديدي توسعه دهد. در آن صورت متدولوژي مذکور بايد توسط گروه روش­هاي هيئت اجرايي تصويب گردد.

لازم به ذکر است که هيأت اجرايي زير نظر راهنمايي و تحت اختيار اجلاس اعضای پروتکل بر پروژه­هاي CDM نظارت مي­کند، و کاملاً در قبال اجلاس اعضاي پروتکل مسئول مي­باشد. هيأت اجرايي شامل 10 عضو از اعضاي پروتکل کيوتو مي­باشد. اين اعضا توسط هيأت مؤسسان کانديد و توسط اجلاس اعضاي پروتکل انتخاب مي­شوند. مهمترين وظيفه اين هيأت ثبت متدولوژي­هاي جديد پس از بررسي و تأييد آنها توسط نهادهاي صلاحيتدار عملياتي مي­باشد. يکي ديگر از وظايف اين هيأت مسئوليت در قبال نحوه عملکرد مرجع صلاحيتدار عملياتي مي­باشد. از ديگر وظايف هيأت اجرايي ايجاد يک تعامل بين سرمايه­گذاراني که در جستجوي فرصت­ها مي­باشند و فعاليت­هاي CDM پيشنهاد شده­اي که نياز به سرمايه­گذاري دارند مي­باشند. صدور مجوز کاهش انتشار بر حسب نوع توافقات مذکور در موافقت نامه همکاري شرکاي پروژه، از ديگر وظايف اين هيأت مي­باشد.

- بررسي و محاسبه ميزان انتشار ناشي از پروژه و محاسبه نقش فعاليت­هاي پروژه در کاهش انتشار

- بررسي نقش افزوده پروژه

- بررسي نيازمندي­هاي متدولوژي پايش پروژه

- بررسي رعايت معيارهاي توسعه پايدار

 

3- تصويب سند پروژه توسط مرجع صلاحيتدار ملي پروژه­هاي مکانيسم توسعه پاک:

اين مرحله شامل تدوين گزارش ارزيابي اثرات زيست محيطي (در صورت نياز) و گزارش سازگاري پروژه با معيارهاي توسعه پايدار مي­باشد تا نشان دهد که پروژه تا چه مقدار سازگار با سياست­ها، استانداردها و دستورالعمل­هاي زيست ­محيطي کشور و همسو با برنامه­هاي توسعه پايدار است.

سپس ارسال سند پروژه به همراه گزارش ارزيابي اثرات به مرجع صلاحيتدار ملي جهت تصويب است.

4- ارسال به نهادهاي صلاحيتدار عملياتي براي بررسي و تأييد:

نهادهاي صلاحيتدار عملياتي توسط هيأت اجرايي به رسميت شناخته مي­شود و همان­طورکه بيان شد هيأت اجرايي همواره کنترل آني بر روي نحوه عملکرد نهادهاي عملياتي دارد. تعليق يا توقف نهاد صلاحيتدار عملياتي به دليل نقصان در انجام وظايفش توسط هيأت اجرايي انجام مي­شود. مهمترين وظيفه نهادهاي صلاحيتدار عملياتي بررسي و تأييد فعاليت­هاي پروژه­اي CDM پيشنهاد شده و سازگاري آن با فرآيند مکانيسم توسعه پاک، همچنين تأييد تطابق متدولوژي انتخاب شده با فعاليت­هاي پروژه مي­باشد، و اين عمل قبل از ثبت متدولوژي جديد توسط هيأت اجرايي انجام مي­شود. وظيفه مهم ديگر اين نهاد تعيين ميزان کاهش انتشار ناشي از اجراي پروژه مي­باشد. نهاد پس از بررسي گزارش پايش و تصويب صحت آن، ميزان کاهش انتشار ناشي از پروژه را تأييد و به هيئت اجرايي جهت صدور مجوز کاهش انتشار ارسال مي­کند.

5- ارسال به هيئت اجرايي پروژه­هاي مکانيسم توسعه پاک جهت ثبت:

ثبت پذيرش رسمي يک پروژه تأييد شده بعنوان يک فعاليت پروژه­اي CDM، توسط هيئت اجرايي مي­باشد. به منظور ثبت، سند پروژه به همراه تأييديه نهاد صلاحيتدار عملياتي، مرجع صلاحيتدار ملي و نيز واريز هزينه ثبت به هيئت اجرايي ارسال مي­شود.

 

ب- مرحله اجراي پروژه

6- اجراء و پايش پروژه:

با دريافت نامه ثبت پروژه مراحل اجرايي پروژه براساس وظايف محوله در موافقت­نامه همکاري آغاز مي­گردد. در اين مرحله بايستي اندازه­گيري­هاي لازم جهت تهيه گزارشات پايش کاهش انتشار براساس برنامه پايش مذکور در سند پروژه توسط مجريان پروژه صورت گيرد.

7- تأييد و گواهي کاهش انتشار:

تأييد تعهد کتبي توسط نهادهاي صلاحيتدار عملياتي است که بر طبق آن يک فعاليت پروژه­اي در مدت زمان مشخص به کاهش­هايي در انتشار گازهاي گلخانه­اي، همان­گونه که تأييد شده است، دست يابد.

در اين مرحله گزارش پايش پروژه توسط يکي از نهادهاي صلاحيتدار عملياتي (DOE) مورد بررسي قرار مي­گيرد تا ميزان کاهش انتشار ناشي از اجراي پروژه مشخص گردد. مؤسسه مانيتور کننده نمي­تواند همان مؤسسه تصويب­کننده مرحله قبلي باشد مگر اينکه پروژه جزء پروژه­هاي کوچک مقياس باشد. (پروژه کوچک مقياس پروژه­اي است که کاهش انتشار ساليانه آن کمتر از 15 هزار تن معادل دي­اکسيد­کربن باشد). پس از بررسي گزارش پايش و تصويب صحت آن، ميزان کاهش انتشار ناشي از پروژه توسط نهاد عملياتي تأييد و به هيئت اجرايي جهت صدور مجوز کاهش انتشار ارسال مي­گردد.

8- صدور مجوز کاهش انتشار:

در اين مرحله مجوز کاهش انتشار از طريق هيأت اجرايي (EB) برحسب نوع توافقات مذکور در موافقت­نامه همکاري به نام شرکت­هاي درگير در پروژه صادر مي­گردد.

لازم بذکر است که در اين مرحله قبل از صدور گواهي بايستي موافقت­نامه همکاري بين شرکاء يا اظهار نامه­اي که وضعيت مالکيت گواهي ناشي از پروژه را مشخص کند به هئيت اجرايي ارسال گردد.

منبع : وبلاگ cdminiran

تجارت کربن و جایگاه ایران در آن

 

" تجارت کربن و جایگاه ایران در آن"

تجارت کربن با پیشینه بیش از یک دهه، اکنون بازاری افزون بر 120 میلیارد دلار دارد در حالیکه 4 سال قبل تر ارزش آن کمتر از یک میلیارد دلار بود و پیش بینی می شود ظرف 4 سال آتی ارزش آن به بیش از 5 برابر کنونی برسد. رونق تصاعدی این بازار از کجا نشات می گیرد؟

در سال 2005 میلادی پروتکلی در کنوانسیون تغییر آب و هوای سازمان ملل اجرایی گشت که مطابق آن کشورهای توسعه یافته متعهد شدند در راستای کاهش اثرات پدیده گلخانه ای که موجب گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی در مناطق مختلف کره خاکی شده است، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را به میزان معینی کاهش دهند. این پروتکل که به پروتکل کیوتو شهرت یافته است مکانیزمهایی را برای اجرایی شدن این تعهدات پیش بینی نموده است.

یکی از این مکانیزمها، مکانیزم توسعه پاک (Clean Development Mechanism) می باشد که طبق آن به کشورهای متعهد اجازه داده می شود کاهش گازهای گلخانه‌ای را با همکاری و در صنایع کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته انجام دهند و بدین ترتیب علاوه بر کاهش گازهای گلخانه‌ای، ضمن سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی و ایجاد اشتغال و ... به توسعه پایدار وحفظ محیط زیست در کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته کمک کنند.

در روند اجرای مکانیزم توسعه پاک، کاهش گازهای گلخانه‌ای با اجرای طرحهایی نظیر کاهش مصرف سوخت، افزایش بهره‌وری انرژی در نیروگاهها، شبکه انتقال، صنایع و غیره، جلوگیری از هدر رفت انرژی یا منابع انرژی، استفاده از منابع انرژیهای تجدیدپذیر، جنگل کاری و غیره صورت می گیرد.

با اجرای این طرحها کشورهای توسعه نیافته علاوه بر جذب سرمایه خارجی و تکنولوژی بالاتر، درآمدهایی را نیز کسب  می‌کنند. مقدار این درآمدها وابسته به شرایط و حدود طرحها و توافق طرفین دارد لیکن برای کاهش هر تن گاز گلخانه‌ای پایه (دی اکسید کربن) درآمدی حدود 10 یورو نصیب صاحب پروژه می شود. این درآمد جذاب موجب هجوم موسسات مالی و سرمایه گذاری و جهش سریع بازار تجارت کربن گردیده است.

از سال 2005 تاکنون بیش از 1600 پروژه در سراسر جهان به ثبت رسیده که کشورهایی نظیر چین با بیش از 500 پروژه، هند با حدود 400 پروژه و برزیل با حدود 150 پروژه جلودار استفاده از این فرصت بین المللی هستند و تاکنون از مجموع حدود 285 میلیون تن کاهش گاز گلخانه‌ای، چین به تنهایی با حدود 142 میلیون تن قریب به 50% بازار را به خود اختصاص داده است. مطابق اعلام سازمان ملل این تعداد پروژه ثبت شده، منجر به کاهش حدود 296 میلیون تن دی اکسید کربن در سال می‌شود و درآمدهای سالیانه چند میلیارد دلاری برای صاحبان پروژه‌ها به همراه دارد. این بازار با روند افزایشی بی وقفه‌ای ادامه دارد.

کشور ما با انتشار سالیانه بیش از 500 میلیون تن گاز گلخانه‌ای پتانسیل بسیار بالایی در بخشهای مختلف برای پیاده نمودن طرحهای مکانیزم توسعه پاک دارد و تحصیل درآمدهای چند صد میلیون دلاری قابل دسترس است. این درآمدها علاوه بر حفظ محیط زیست و توسعه پایدار، جذب سرمایه گذاری خارجی، کاهش مصرف منابع، ایجاد اشتغال و غیره می باشد.

اما چرا تاکنون ایران یکی از 55 کشوری که تاکنون پروژه‌ای به ثبت رسانده‌اند، نبوده است؟!

برای پیگیری و نظارت پروژه های مکانیزم توسعه پاک، نماینده ای در هر کشور سازماندهی و به سازمان ملل معرفی میشود. در ایران سازمان حفاظت محیط زیست مرجع صلاحیتدار ملی معرفی شده است. لیکن تاکنون این مرجع ساختار تشکیلاتی مناسبی ندارد و معاونت محیط زیست انسانی آنرا به عنوان یکی از مشاغل جنبی مدیریت می کند. نیروی انسانی مناسبی برای آن فراهم نشده و بودجه‌ای در سر فصل بودجه های دولتی ندارد. از اینرو فعالیتهای این مرجع در ایران بسیار محدود بوده و اموری از قبیل تبلیغ و معرفی این فرصت جهانی به مدیران و کارشناسان، فرهنگ سازی و تهیه منابع به زبان فارسی و حتی تهیه و تصویب آیین نامه اجرای پروژه های مکانیزم توسعه پاک در ایران به سامان نرسیده است.

نتیجه این عدم تکاپویی این است که اقتصاد دولتی کشور با گذشت حدود چهار سال از اجرایی شدن پروتکل کیوتو، هنوز این فرصت بی بدیل را نشناخته است چه رسد به اینکه از آن استفاده بهینه نموده باشد. و چه بسا پروژه هایی در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای (مثل بهینه سازی سوخت و بهره وری انرژی یا نیروگاههای برقابی یا جلوگیری از سوزاندن گازهای مشعل میادین نفتی و پالایشگاهها) در ایران به اجرا می رسد و بدلیل عدم آگاهی و اقدام به موقع مدیران مربوطه، از این فرصت برای کسب درآمدهای مضاعف استفاده نمیشود.

درعین حال بخش خصوصی نیز در این عرصه فعالیت چندانی ندارد و تلاشهای دو سه سال اخیر چند شرکت فعال در این زمینه هم در هزارتوی بروکراتیک شرکتهای دولتی که عمدتا از عدم آگاهی آنان و روالها و رویه های زمانبری چون آیین نامه معاملات ناشی می شود، راه به جایی نبرده است. از آنجا که فرصت استفاده از این مکانیزم محدود بوده و تا پایان سال 2012 میلادی می باشد و اکنون که سال جدید با نام اصلاح الگوی مصرف، سیاستها و اقدامات مدیران و تصمیم گیران دولتی را در جهت کاهش مصرف منابع و یا افزایش بهره وری منابع و انرژی در پی خواهد داشت فرصتی بسیار مغتنم خواهد بود تا با یک برنامه ریزی سریع و اقداماتی جهادی در بخش مدیریت کلان اقتصاد کشور، این طرحها از منافع و درآمدهای مضاعف بین المللی هم استفاده نمایند باشد که ما نیز از این بازار بزرگ تجارت کربن بهره بگیریم.

منبع : سانا

بزرگترین جکوزی روی زمین موجودات دریایی را از بین می برد

 

بزرگترین جکوزی روی زمین موجودات دریایی را از بین می برد


گسل‌های گرمابی بستر اقیانوس مانند یک جکوزی بسیار بزرگ، گاز دی‌اکسیدکربن را به درون آب تزریق می‌کنند و با تغییر شرایط محیطی و اسیدی کردن آب، زیست‌بوم‌های آبی اطرافشان را از بین می‌برند.

محققانی که روی گسل‌های گرمابی اعماق اقیانوس‌ها مطالعه می‌کنند، می‌گویند این گسل‌ها با اسیدی کردن محیط اطرافشان تنوع زیستی منطقه را تحت‌الشعاع قرار داده و باعث مرگ مرجان‌ها و سخت‌پوستان ساکن اعماق اقیانوس می‌شوند. از سوی دیگر افزایش دی‌اکسیدکربن جو می‌تواند با اثر گلخانه‌ای و گرم‌تر کردن زمین به این روند انقراض گونه‌های آبزی دامن بزند.

جیسون هال اسپنسر، پژوهشگر دانشگاه پلیموت که روی گسل‌های گرمابی اعماق اقیانوس تحقیق می‌کند، در گزارشی که به تازگی در انجمن پیشبرد علوم آمریکا ارائه کرده، گفته است: «در حال بررسی آتش‌فشان‌های زیر آب با گسل‌های گرمابی بسیاری مواجه شدم که حباب‌های دی‌اکسیدکربن را مانند جکوزی به محیط اطراف خود وارد می‌کنند. با مطالعه مناطق اطراف آنها می‌توانستم گونه‌های در معرض خطر و گونه‌هایی را که برای زنده ماندن تلاش می‌کنند، شناسایی کنم».

به گزارش بی بی : سیدکتر ‌اسپنسر احتمال می‌دهد تا پایان قرن جاری 30درصد از تنوع زیستی اقیانوس‌ها از بین برود. او گسل‌های گرمابی اعماق اقیانوس را مانند ماشین زمان توصیف می‌کند و می‌گوید: «هر چقدر به آنها نزدیک‌تر شویم، pH آب (معیار از اسیدی یا قلیایی بودن آب) کمتر شده و حیات در بستر اقیانوس بیشتر از بین رفته است. آنها مثل ماشین زمان می‌مانند و به ما نشان می‌دهند تا چند دهه آینده چه گونه‌هایی از بین خواهند رفت. در نزدیک‌ترین نقطه به این گسل‌ها با حیات اقیانوسی در پایان قرن بیست‌ویکم مواجه خواهیم شد. در آنجا تنها سخت‌پوستان با پوسته آهکی نیستند که دارند از بین می‌روند بلکه گونه‌های نرم‌تن بسیاری هم دیگر توانایی ادامه حیات را ندارند. گاز دی‌اکسیدکربن محرک تنش‌زایی است. بخشی از آبزیان می‌توانند با افزایش میزان آن تطابق پیدا کنند و تعداد بسیاری هم نمی‌توانند. اگر با همین روند پیش برویم تا پایان این قرن 30درصد تنوع زیستی اقیانوس‌ها را از دست خواهیم داد».

گزارشی که اسپنسر از مطالعه گسل‌های گرمابی در آب‌های قاره اروپا، مناطقی از کالیفرنیا و پاپائو در گینه نو منتشر کرده، نشان می‌دهد تخریب زیستی در تمامی این مناطق با روندی مشابه ادامه دارد. او می‌گوید: «گاهی در نگاه اول به نظر می‌رسد که بعضی از گونه‌ها با این شرایط بسیار خوب کنار آمده‌اند و سریع‌تر از قبل رشد می‌کنند، اما واقعیت اینست که آنها دارند مانند انسانی که در ارتفاعات برای نفس کشیدن تقلا می‌کند، برای ادامه زندگی در شرایط دشوار می‌جنگند. همین گونه‌ها در تابستان با گرم شدن هوا توان مقاومت را از دست خواهند داد و می‌میرند. این مسئله بسیار نگرا‌ن‌کننده است، چون افزایش دی‌اکسیدکربن از یک طرف اسیدیته اقیانوس‌ها را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر زمین را گرم و گرم‌تر می‌کند».   

در حال حاضر اقیانوس‌های روی زمین بین یک‌سوم تا نیمی از دی‌اکسیدکربن تولید شده توسط انسان را که عمدتا حاصل سوزاندن سوخت‌های فسیلی طی 200 سال گذشته است، جذب می‌کنند. این میزان جذب دی‌اکسیدکربن باعث کاهش pH آب آنها به میزان 0.1 واحد در pH تعریف شده از 0 تا 14 شده و اگر افزایش میزان این گاز مطابق پیش‌بینی‌های کنونی پیش برود تا سال 2100، pH در همین مقیاس0.4 واحد دیگر کم خواهد شد.   

دکتر ریچارد فیلی از مؤسسه ملی جوی و اقیانوسی ایالات متحده می‌گوید: «این تغییرات در برابر روند طبیعی که باید اقیانوس‌ها دنبال کنند، بسیارسریع اتفاق می‌افتد. 10هزار سال طول کشید تا اتفاق مشابهی در 55میلیون سال پیش رخ دهد و با این حال 125هزار سال پس از آن، اقیانوس ها توانستند این تخریب را جبران کنند؛ این زمان برای آبزیان چیزی بین 2 تا 10میلیون سال به طول انجامید. حالا چطور؟ ما برای جبران خسارتی که سال‌هاست آغاز شده و طی 100 تا 200 سال آینده هم به زیست‌بوم اقیانوس‌ها وارد خواهد شد به ده‌ها هزار شاید میلیون‌ها سال زمان نیاز خواهیم داشت».

منبع : خبرانلاین

استفاده از ضایعات سبزی و میوه به عنوان سوخت خودرو

 

استفاده از ضایعات سبزی و میوه به عنوان سوخت خودرو

محققان آلمانی موفق شده اند با استفاده از ضایعات میوه و سبزی، گاز متان تولید کنند که می‌توان از آن به عنوان سوخت خودرو استفاده کرد.

با توجه به افزایش قیمت نفت طی چند ماه اخیر، بسیاری از رانندگان، خودرو خود را به گاز سوز تبدیل کرده اند. گاز طبیعی نیز مانند نفت یک سوخت فسیلی و با منابع محدود است که قیمت این محصول در سال های اخیر روند صعودی داشته است.

محققان موسسه بیوتکنولوژی «فراون هوفر» آلمان راه جدیدی برای تولید گاز طبیعی ابداع کرده اند.

نیروگاه پایلوت بخشی از پروژه ETAMAX است که در مجاورت بازار عمده فروشی شهر اشتوتگارت و برای استفاده از ضایعات این مرکز احداث شده است.

بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته فعالیت این نیروگاه آزمایشگاهی (پایلوت) از چند ماه آینده آغاز می شود و گاز متان با استفاده از میکروارگانیسم های مختلف و در یک فرایند دو مرحله‌یی از تبخیر ضایعات سبزیجات و میوه‌ها تولید می‌شود.

میکروارگانیسم‌ها به شرایط محیطی ثابت برای عملکرد نیاز دارند، اما ترکیبات زباله‌ها در روزهای مختلف متفاوت بوده و گاهی ممکن است که سطح اسیدی بودن ضایعات میوه و سبزیجات بیشتر باشد.

دکتر اورسلا شلیسمان، سرپرست تیم تحقیقاتی تأکید می کند: در ضایعات مواد غذایی مقدار زیادی آب و مقدار کمی لیگنوسلولز وجود دارد که برای تخمیر سریع بسیار مناسب است.

زباله‌ها برای چند روز در تانکرهای مخصوص قرار داده می شوند و پارامترهای لازم برای تخمیر از جمله میزان pH این تانکرها در نظر گرفته می شود.

سیستم به صورت خودکار تعیین می کند که چند لیتر از زباله هر تانکر باید با زباله تانکر دیگر مخلوط شوند تا شرایط مناسب برای عملکرد درست میکروارگانیسم ها فراهم شود.

پروژه ETAMAX یک طرح تحقیقاتی پنج ساله است که با سرمایه گذاری وزارت آموزش و تحقیقات آلمان در حال انجام است. علاوه بر شرکت برق ایالت بادن وورتنبرگ آلمان، شرکت خودروسازی دایملر نیز چند نمونه خودروی آزمایشی گازسوز در اختیار محققان این پروژه قرار داده است.

منبع : ایسنا