هفت راهكار برای نجات اقيانوس ها و دریاهاي آزاد

 

هفت راهكار برای نجات اقيانوس ها و دریاهاي آزاد

اقیانوس ها با معضلات متعددی دست و پنجه نرم می کنند. ذخایر ماهی های آنها با 90 درصد کاهش روبرو شده اند. یک سوم صخره های مرجانی نیز در چند دهه اخیر ، نابود شده اند. صدها ناحیه مرده در آب های آزاد شکل گرفته اند. اما با وجود همه این مشکلات، همچنان دلایلی برای امیدواری باقیمانده است. چراکه راه حل های مشترک بین المللی و برنامه های پیشنهاد شده از سوی کارشناسان ، می تواند دریاها و البته سرنوشت ما را که با سرنوشت دریاها پیوند خورده است ، نجات دهد.

راهکار اول : از سرازیر کردن مواد سمی به دریاها جلوگیری کنیم.

آلودگی دریاها انواع مختلفی دارد. از میلیون ها بشکه بنزین و روغنی که همه ساله روانه طبیعت می شود تا انبوهی از کیسه های پلاستیکی که بر روی سطح آب اقیانوس ها شناور است.  اما اصلی ترین مواد آلاینده آبها ،فسفات ها و نیترات های استفاده شده در کودهای شیمیایی و فاضلاب های روانه شده به رودها و دریاها  هستند. سرازیر شدن انبوهی از این مواد به دریاهای آزاد ، مناطق ساحلی را با انبوهی از مواد آلاینده سمی ، روبرو نموده است که علاوه بر مصرف اکسیژن آب ، حیات موجودات ساکن در محدوده های ساحلی را تهدید می نماید. بدین ترتیب تاکنون 405 ناحیه مرده در آبهای آزاد ساحلی پدیدار شده است.

فاضلاب انسانی در کشورهای در حال توسعه، اصلی ترین منبع آلودگی به شمار می رود ، اما در آمریکا ، اروپا و چین ، پسماندهای حیوانی و کودهای شیمیایی ، به عنوان منابع مهم آلودگی به شمار می روند. تنها در آمریکا همه ساله 10 میلیارد مرغ ، 80 میلیون گاو و 149 میلیون خوک ، حدود 500 میلیون تن ادرار تولید می کنند که بر روی خاک مراتع و دامداری ها ، ریخته می شود. کشاورزان نیز همه ساله از 55 میلیون تن کود شیمیایی در مزارع خود استفاده می کنند که بخش زیادی از آن روانه رودها و رودخانه های منتهی به دریاهای آزاد می شود. و به همین دلیل در دهانه رود می سی سی پی ما شاهد بزرگترین ناحیه مرده ایجاد شده در دنیا هستیم که در فصل تابستان هر سال که شاهد بیشترین حجم سرازیر شدن این پساب ها هستیم ، یک ناحیه مرده به اندازه نیوجرسی در آن ، پدیدار می شود.  البته در دهه هشتاد و در دریای سیاه نیز ما شاهد شکل گیری پدیده مشابهی بوده ایم. لذا

بهبود شرایط تصفیه فضولات دامی و ایجاد سیستم های تصفیه فاضلاب می تواند کمک زیادی به اصلاح این شرایط بنماید.

راهکاردوم :پیشنهاد گرفتن مالیات از تولیدکنندگان دی اکسیدکربن، اجرایی شود.

در دو قرن گذشته و بگونه ای اسف بار و غیرقابل مقایسه با گذشته زمین ،  ترکیب شیمیایی اقیانوس ها تغییر یافته است.  مثلا هم اینک آب دریاهای آزاد، 30 درصد اسیدی تر از گذشته اند. این تغییرات اگرچه در کوتاه مدت حیات انسانها را نابود نمی کند ،اما تاکنون به آثار اسفبار و نگران کننده ای نظیر فرسایش پوسته صدف ها و موجودات دریایی منجر گردیده که کل سیستم زیست دریایی را در معرض تخریب قرار داده است.

از سوی دیگر دامنه تغییرات زیستی به آبهای یخ زده قطبی نیز رسیده است و به زودی ما شاهد گسترش این تغییرات به خلیج ها و رودها و جلگه ها خواهیم بود.

امروزه و با آزمایش های علمی ، تاثیر اسیدی شدن آب ها بر زندگی موجودات دریاها بیش از گذشته آشکار شده است.از آغاز  عصر صنعتی شدن، آبهای آزاد تاکنون یک چهارم دی اکسید کربن تولید شده بشر را جذب نموده اند. البته از گذشته این امر را یک پدیده مناسب می دانستیم ، چراکه گمان می بردیم این پدیده فرآیند گرمایش جهانی را کند می کند . اما این پديده ، هزینه های گزافی برای ما دارد. با حل شدن دی اکسید کربن در آب دریاها ، اسید کربنیک به وجود می آید. در آخرین باری که اقیانوس ها تا بالاترین حد ممکن اسیدی شدند  (65 میلیون سال پیش و به دنبال فعال شدن آتشفشان ها ) ، دنیا شاهد نابودی بسیاری از گونه ها گردید. حتی موجوداتی که باقی ماندند ،صدها سال طول کشید تا خود را با شرایط جدید منطبق کنند.

و اینک ،هیچ راه حل ساده ای وجود ندارد. مهندسان علوم زمین اگرچه با چندین راهکار متفاوت روبرو بوده اند، اما هر کدام از آنها با اثرات جانبی مختلفی همراه بوده است.

 اما بهترین و احتمالا تنها راه حل موجود چیست ؟ کاهش حجم تولید دی اکسید کربن.

مطمئنا یکی از دلایل شکل گیری این بحران را باید در معافیت ها و مشوق های مالیاتی موجود در دنیا بویژه در ایالات متحده دانست که سوزاندن سوخت های فسیلی آلاینده و کثیف را ارزانتر از استفاده از انرژی های پاک نموده است. لذا ما با سوزاندن سوخت های کثیف در حالی به اصطلاح بخشی از پول هایمان را پس انداز می کنیم که در حقیقت هزینه های تخریب محیط زیست ناشی از آلودگی حاصل از تولید کربن را نادیده می گیریم.

اما چگونه می توان هزینه های واقعی سوزاندن سوخت های فسیلی را تعیین و پرداخت کرد ؟

بهترین راه را باید در تعیین مالیات سوزاندن سوخت هاي فسيلي جستجو کرد. پیش بینی میشود که با اخذ 12.5 دلار مالیات در  ازاي تولید هر تن دی اکسید کربن ، می توان حجم تولید این گاز را تا 30 درصد کاهش داد و 214 میلیون تن آلودگی کمتر ، روانه دریاها کرد. البته این کار نمی تواند اسیدی شدن آب های اقیانوس ها را پایان دهد ، اما می تواند تداوم زندگی دریاها –و ما انسان ها– را تضمین کند.

راهکار سوم : چرخه کنونی مصرف آب را بهبود دهیم.

با گرم شدن اتمسفر ، چرخه حركت آب (شامل تبخیر ، بارندگی و تبخیر مجدد) سرعت می یابد. همچنین غلظت نمک اقیانوس ها افزایش می یابد. همچنین با افزایش بارش ها در مناطق استوایی و یا اسکاندیناوی ، ما شاهد توفان ها و سیل های بیشتر در این مناطق بوده ایم. بدین ترتیب مناطق نیازمند به آب ، گرمتر شده و با مشکل شور شدن خاک و آب ،روبرو می شوند. و هم اینک هم ما شاهد بیابان زایی گسترده در مناطق مختلف دنیا هستیم که باعث ایجاد مناطق متعدد بیابانی و فاقد حیات شده است. و باید راه حل اساسی را در بهبود مصرف آب و مبارزه با شور شدن خاک دانست.

راهکار چهارم : به روند نابودی گونه ها پایان دهیم.

نگاهی به شرایط کنونی و گذشته ماهی ها و سایر موجودات آبزی در چند دهه اخیر به خوبی نشان می دهد که تا چه حد ، روند نابودی گونه ها ، تسریع شده است. مثلا در شصت سال گذشته ، بیش از 4000 گونه آبزی ، منقرض شده اند. نابودی این گونه ها به تغییر اکوسیستم آبی و بر هم خوردن تعادل گونه های دیگر ، منجر شده است. مثلا در منطقه کاراییب ،افزایش یک گونه ماهی ، باعث نابودی بسیاری از گونه های دیگر و برهم خوردن تعادل حیات دریایی در آن منطقه و فقیرتر شدن ماهی گیران ،شده است. همان طور که یکی از کارشناسان در مقاله خود ، نابودی گونه های دریایی را غیر قابل جبران و همانند خارج شدن خمیردندان  از یک بسته و غیرقابل برگشت می داند.

از سوی دیگر ، امروزه ناوگان اقیانوس پیمای صید صنعتی ماهی کشور ژاپن با مشکلات زیادی برای یافتن ماهی در آب های آزاد روبروست ، چراکه دیگر همانند چند دهه قبل از توده های انبوه ماهی در اقیانوس ها، خبری نیست .

از سوی دیگر هم اینک آمریکایی ها از 100000 کشتی غول پیکر تجاری استفاده می کنند که معضل تخلیه آب تعادل و برهم خوردن تعادل زیستی ناشی از آن ، هم چنان با وجود تلاش های زیاد کشورها ، لاینحل مانده است.

راهکار پنجم :صخره های مرجانی را حفظ کنید.

در بیست سال گذشته ، بیش از یک سوم صخره های مرجانی نابود شده است. حدود 90 درصد صخره های مرجانی سریلانکا ، تانزانیا و مالدیو در معرض نابودی قرار دارد. اگر در سه دهه آینده ، دمای آب اقیانوس ها 7 درجه فارنهایت بالا رود ، (همانطور که پیش بینی می شود) بخش زیادی از این صخره ها برای همیشه از بین می روند. در دریای سرخ و خلیج فارس نیز ما شاهد تغییرات زیادی در حیات مرجان ها هستیم .و با وجود همه مطالعات و اقدامات انجام شده ، هنوز هم تداوم حیات مرجان ها ، با چالش های زیادی روبروست.

راهکار ششم :هوشمندانه صید کنیم.

در سال گذشته ، سرانه مصرف ماهی در دنیا به 37.5 پوند برای هر نفر رسید. اما در همین حال ،چند گونه مهم و پرمصرف ماهی نظیر ماهی تن با کاهش گسترده ای روبرو شده است و ما شاهد ورود نهنگ ها و لاک پشت ها در فهرست گونه های در معرض خطر انقراض هستیم.

یکی از معضلات گریبانگیر ماهیگیری صنعتی در سراسر دنیا ، صید ناخواسته گونه های مختلف آبزیان در فرآیند صید صنعتی ماهی است.مرجان ها ، نهنگ ها ، لاک پشت ها ، ستاره ماهی ها ، کوسه ها ، لاک پشت ها و حتی پرنده ها از قربانیان صیادی صنعتی به شمار میروند.

یکی از کارشناسان حیات آبزیان می گوید : صنعت صیادی به یکی از عوامل مهم تهدید حیات آبزیان تبدیل شده است. مثلا دیگر دلفینی در رودخانه یانگ تسه چین وجود ندارد. و به دلیل بحران برهم خوردن تعادل در هرم حیات آبزیان و لزوم حفظ گونه ها ، کارشناسان راه هایی برای صید هوشمندانه ماهی ها پیشنهاد نموده اند تا ماهیگیری صنعتی کمترین آسیب را به دریاها و اقیانوس ها به عنوان منبع حیات، وارد کند.

راهکار هفتم : دانش خویش را افزایش دهیم.

همه می دانیم که ما اطلاعات اندکی در مورد دنیای اطراف خویش داریم.مثلا اطلاعات دانشمندان در مورد چگونگی تغییر دمای آب در بخش های میانی اقیانوس ، بدلیل ناتوانی ماهواره ها در اندازه گیری دما در عمق کمتر از 7 متر ، همچنان اندک است. به علاوه ما در مورد ویژگی های حیات در  90 درصد بستر اقیانوس ها و دریاها کاملا بی اطلاعیم. چندی پیش نتایج آمارگیری از گونه های دریایی سراسر دنیا ، نشان از وجود 190000 گونه دریایی داد ، اما ما می دانیم که در مورد یک میلیون گونه دیگر ، تقریبا هیچ چیزی نمی دانیم.

ما به راحتی در هنگام مطالعه و بررسی دریاها ،احساس گم شدن می کنیم. مثلا گروهی از دانشمندان دانشگاه برکلی کالیفرنیا پس از فاجعه نشت نفت خام در خلیج مکزیک در سال گذشته، اعلام کردند که به صورتی غیر قابل تصور ، با یک میکروب خورنده نفت ناشناخته روبرو شده اند که 22 مایل مربع از لکه نفتی شناور بر روی آب های منطقه را پاک سازی نموده است. هرچند در مورد درست بودن این نظریه همچنان ابهامات و نظرات متضادی وجود دارد.

یکی از کارشناسان بررسی محیط زیست خلیج مکزیک پس از این فاجعه می گوید : آنچه  ما در حقیقت نمی دانیم ، وابستگی متقابل زنجیره حیات و روابط کاملا پیچیده موجود در دریاهاست... مثلا در هنگام بررسی تاثیر نفت موجود در لایه های میانی آب بر حیات موجود در بستر خلیج ؛ و یا تاثیر این نشت بر اتمسفر و یا تاثیر واقعی  آن بر طبيعت ،واقعا هیچ کس چیزی نمی داند.

جیورا پروسکوورسکی ، استاد اقیانوس شناسی در دانشگاه واشنگتن می گوید: مساله اصلی ،ابعاد عظیم اقیانوس هاست.آب های شور 71 درصد کره ما را به مساحت 139 میلیون مایل مربع تشکیل داده اند.

وی می افزاید : اما این موضوع تنها به سطح آبها باز نمی گردد ، چراکه اعماق آب ها را نیز باید در نظر بگیریم. ما با یک زندگی پویا در آبهای آزاد روبرو هستیم.

هم اینک با وجود سرمایه گذاری های گسترده در حوزه مطالعه دریاها و اقیانوس ها ، می توان امیدوار بود که حیات دریاها در اولویت اقدامات دولت ها قرار گیرد. هرچند 900 برابر بودن بودجه اکتشافات فضایی ناسا در برابر بودجه موسسه اقیانوس شناسی ایالات متحده ، یک مساله جدی  برای بسیاری از کارشناسان است.

چه باید کرد ؟

ما از 12 نفر از کارشناسان و متخصصان برجسته حوزه اقیانوس شناسی تا سیاستمداران و یک ناخدای کشتی خواسته ایم که راهکارهای خود برای نجات دریاها را مطرح کنند. در ادامه نظرات آنان را می خوانیم :

1.    سرمایه گذاری در حوزه انرژی های پاک ، یک ضرورت است ، چراکه میتوان بدین وسیله فرایند اسیدی شدن آب اقیانوس ها را متوقف نمود. افزایش آلودگی اتمسفر ، باعث جذب بیشتر دی اکسید کربن توسط آب های آزاد می شود که این وضعیت ، حیات ماهی ها ، گیاهان و سایر موجودات دریایی را به خطر می اندازد. (سناتور بن کاردین. رییس کمیته آب و حیات وحش موسسه زیست محیطی مریلند)

2.    ما از هر سه تنفس خود ، دو تای آن را مدیون پلانگتون ها هستیم. چراکه آنها با تبدیل دی اکسید کربن به اکسیژن ، به تداوم حیات ما کمک می کنند. اما با اسیدی شدن آبهای اقیانوس ها ، ما در حال رقم زدن مرگ این موجودات در گستره ای وسیع هستیم. به هر ترتیب ما باید هرچه زودتر به سوزاندن سوخت های فسیلی پایان دهیم و استفاده گسترده تر از انرژی پاک خورشیدی، سرآغاز این راه است. (لویی پسیهویوس ، کارگردان سینما و مدیر انجمن حفاظت از اقیانوس ها)

3.    سازمان غذا و داروی آمریکا اعلام کرده تا سال 2048 میلادی ، ما شاهد پایان صنعت صیادی خواهیم بود. اما آیا تاکنون به ابعاد این گزارش فکر کرده ایم ؟  صنعت صیادی با زندگی همه انسانها گره خورده و فکر کردن به دنیایی بدون صید ماهی ، ناممکن است. اما من معتقدم که با یافتن راه حل هایی همه جانبه ، این شرایط هرگز رخ نخواهد داد. (پل واتسون – ناخدای کشتی استیو آروین)

4.    همه ما باید به استفاده از کیسه های پلاستیکی و ظرف های یک بار مصرف پلاستیکی ،پایان دهیم. بخش اعظم زباله های شناور بر روی آب های آزاد از پلاستیک ساخته شده اند و در بسیاری از موارد این زباله ها به اشتباه از سوی ماهی ها بلعیده می شوند . لذا از این به بعد هرگاه کسی به شما یک کیسه و یا ظرف یک بار مصرف پلاستیکی تعارف کرد بگویید:" متشکرم. نیازی به آن ندارم. "(جیم موریاتی. مدیرعامل سازمان سورفریدر)

5.    صنعت کشتی رانی ارتباط نزدیکی با دولت ها دارد. لذا استفاده از سوخت های فسیلی با درصد پایین گوگرد باید مورد توجه قانون گذاران قرار گیرد. همچنین برای حل معضل آب تعادل کشتی ها ،باید هرچه سریعتر اقدام شود . کنترل عملکرد موتورهای کشتی ها هم نیازمند توجه جدی دولتها است. در ساخت کشتی ها نیز باید تلاش شود که تولید دی اکسید کربن به حداقل برسد. همچنین بهره وری بالاتر سوخت مصرفی ، یک امر مهم و شایان توجه است. این نکات باید بیش از پیش در نواحی بحرانی مورد توجه قرار گیرد تا بیش از این شاهد خودکشی نهنگ ها و دلفین ها نباشیم. (آن ماری کاپل. نایب رییس شورای جهانی کشتی رانی)

6.    بیش از یک میلیارد انسان ، پروتئین مصرفی خود را از ماهی ها تامین می کنند. برای تامین این تقاضا ، در قرن بیستم ، بخش اعظم ذخایر ماهی های ارزشمند تجاری (بیش از دو سوم ) نابود شده است. زنجیره غذایی ماهی ها به سرعت در حال نابودی است و صید ماهی های اعماق دریاها در اولویت ناوگان صیادی صنعتی قرارگرفته است. اما این کار به نابودی شبکه های در هم تنیده تامین غذای ماهی ها و زیست گاه هاي شکننده و در حال نابودي دریاها ، منجر خواهد شد. ما بیش از همیشه نیازمند تغییر در روش های صیادی و یافتن یک منبع پایدار تامین ماهی هستیم. در کنار لزوم بهره گیری از مدیریت اثربخش و مسئولیت پذیر در صنعت ماهیگیری ، ما راه درازی تا ایجاد امنیت پایدار جهانی در بخش غذا، تغییر جهت فرآیندهای نابود کننده اکوسیستم های دریایی و اعطای فرصت به ذخایر ماهی ها برای بازگشت به شرایط گذشته شان در برابر خویش داریم. (سوزان آوری. مدیر انستیتو اقیانوس شناسی وودز هول)

7.    برای حفاظت از اقیانوس ها ما نیازمند شناخت آنها و برای این کار به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز ، محتاجیم. ما در حال راه اندازی یک شبکه بزرگ از روبات های کنترل شونده از سوی ماهواره ها هستیم که اطلاعات زیادی را از اعماق دریاها دریافت و ارسال می نمایند. این کار می تواند پیش بینی های ما را دقیق تر و ارزشمندتر نماید.(تونی هایمت. مدیر موسسه سنجش و مطالعه اقیانوسها)

8.    طرح این سوال که بهترین راه برای حفاظت از اقیانوس ها چیست ، مشابه این سوال است که بهترین روش برای حفظ سلامت قلب هایمان چیست؟ ما باید از همه توانایی هایمان بهره ببریم و از همین حالا باید اقدامات مان شروع شود. در گام اول ،صید صنعتی ماهی با آثار ناگوار و مخرب باید متوقف گردد. اقیانوس ها مهمترین عامل حفظ حیات بر روی کره خاکی ما هستند .و به همین دلیل ما باید در حفاظت از آن بکوشیم. (سیلویا ایرل. متخصص اقیانوس شناسی و بنیانگذار انجمن علمی دریاها)

9.    فراتر از دیدگاه های یک جانبه در این حوزه نسبت به اثرات ماهیگیری، ما خواهان یک مدیریت اکوسیستم محور هستیم که ابعاد آن به سایر عوامل نظیر حوزه های گردشگری و طرح های توسعه صنایع نفت و گاز نیز مرتبط است.در فرایند مدیریت تاثیرات انسان ها بر اقیانوس ها، باید همه عوامل موثر بهره گیرنده از آنها را در نظر گرفت. (دوگ دی مستر. متخصص ارشد ماهیگیری در سازمان اقیانوس و اتمسفر ایالات متحده)

10.   برای مدت هایی طولانی و از گذشته ، ما بیش از حد ، از ماهی های راس هرم زنجیره غذایی دریاها نظیر ماهی های تن و شمشیر ماهی ها بهره برده ایم. بدین ترتیب ، هم اینک بیش از همیشه باید به خوردن ماهی هايی نظير ساردین عادت کنیم تا این زنجیره دوباره متعادل گردد. (جف فلملین. عضو انجمن زیست دریایی ایالات متحده)

11.   ما می توانیم بزرگترین تهدید فراروی اقیانوس ها را که صید فراتر از حد ماهی هاست ، حل و فصل نماییم. راه حل آن اینست: محدود کردن یارانه های اعطایی به صیادان آسیب رسان به دریاها. دولت ها با حمایت از توسعه ناوگان ماهیگیری صنعتی شرایطی را پدید آورده اند که ظرفیت صید این کشتی ها ،دو و نیم برابر ظرفیت پایدار صید در آبهای آزاد است. (تد دانسون.عضو و از موسسان انجمن غیردولتی حفاظت از اقیانوس ها و نویسنده کتاب اقیانوس های در معرض نابودی ما و آنچه که می توانیم برای نجات آنها انجام دهیم)

12.   من اگر تنها می توانستم یک اقدام در این راه انجام دهم ، این بود : توقف استفاده از اقیانوس ها به عنوان یک فاضلاب جهانی. ما همه ساله ، صدها ماده شیمیایی جدید ابداع می کنیم که این مواد به اقیانوس ها راه می یابند و در بدن ماهی هایی انباشته می شوند که به سفره ما راه می یابند. بدین ترتیب ما نتایج اقدامات خود را نادیده گرفته ایم. (جین میشل کوستیو. انجمن جامعه فردا)

مترجم : محسن داوری (واحد خبر و اطلاع رسانی شرکت نفت و گاز پارس)

منبع: ماهنامه POPULAR SCIENCE .MAY 2011

جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي دو مفهوم با يك هدف

 

جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي دو مفهوم با يك هدف

مقدمه :

در سال 1992 پس از كنفرانس زمين از ريو (Rio summit) دو مفهوم جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي در رابطه با حفاظت و مديريت جنگلها بطور موازي مورد توجه و بحث سازمانها, كنوانسيونها و محافل مرتبط با جنگلداري قرار گرفتند .

جنگلداري پايدار (Sustainable forest management) ريشه خود را در جنگلداري كلاسيك دارد و توسط بعضي از سازمانهاي بين المللي از قبيل فائو ITTO مورد حمايت و ترويج قرار گرفته است . در حاليكه مديريت اكوسيستمي
(Ecosystem management) توسط كنوانسيون حفظ تنوع زيستي (CBD) بعنوان يك چارچوب مورد قبول واقع شده است . در شرايط كنوني هم بحث بر سر تفاوتهاي اين دو مفهوم, قابليت اجرائي و كارائي آنها مي باشد . به همين جهت در اين زمينه تاكنون
بحث ها، كارگاههاي مختلف آموزشي و مطالعات زيادي صورت گرفته است . هدف اين مقاله بررسي تفاوتهاي اين دو مفهوم ميباشد كه هر دو يك هدف بلند مدت يعني حفاظت و مديريت اصولي جنگلها را دنبال ميكنند . اهميت روش و شفاف شدن اين مفاهيم در رابطه با تدوين سياست جنگل و پايش و ارزيابي حفاظت و مديريت جنگلها توسط كشورهاي مختلف است . زيرا اين دو مفهوم تاكنون دقيقاً بررسي و مقايسه نشده اند، بطوريكه گاهي افراد و سازمانهاي مرتبط با جنگلداري تصور و برداشت روشني از اين دو مفهوم ندارد .

روندها و تغييرات در مديريت جنگل

در شرايط كنوني ما در جهاني زندگي مي كنيم كه در حال تغيير دائمي است . بخش جنگلداري هم همانند ساير بخش ها از روند تغييرات مستثني نيست . بطوريكه در سالهاي اخير بخش جنگلداري با مسائل جديدي روبرو شده است و بايد مسائل و نيازهاي اجتماعي وسيع تري را در رابطه با حفاظت و بهره برداري از جنگلها و تأمين نيازهاي مختلف مورد توجه قرار دهد . بنابراين برنامه ريزي و سياستگذاري جنگلداري از نظر تلفيق اهداف مختلف و سطح فعاليت بخاطر نياز شرايط فعلي و جوابگوئي به نيازهاي آينده بايد تغييرات و روندهاي ذيل را مدنظر قرار دهد :

1.   اهداف متنوع

جنگلداري در تمام سطوح (سطح جوامع تا سطح جهاني) بايد به مسائل اجتماعي و زيست محيطي بيش از گذشته توجه نمايند . بطوريكه در سالهاي اخير جنگلداري با هدف توليد چوب به جنگلداري چند منظوره با اهداف متنوع گرايش پيدا نموده است.

2.   قبول كثرت گرائي

با توجه باينكه در جهان جنگلهاي مختلفي با ذينفعان متفاوت وجود دارد بايد روش مديريت متنوعي هم براي آنها انتخاب و بكاربرد . پس يك روش مديريتي واحد براي كل جنگلهاي جهان وجود ندارد . انواع مالكيت جنگل, ذينفعان مختلف و استفاده هاي متنوع بايد در مديريت جنگل مدنظر قرار گيرد .

3.   اجراي صحيح طرح جنگلداري

يك طرح جنگلداري در اجرا نبايد مخرب محيط زيست باشد به همين جهت در سالهاي اخير ابزارهائي از قبيل معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در واحد سطح (طرح جنگلداري), گواهي جنگل و غيره براي ارزيابي طرحهاي جنگلداري ابلاغ شده است كه طرحهاي جنگلداري را از نظر كيفي مورد بررسي قرار ميدهند . حتي اين ابزارها از نظر زيست محيطي, اجتماعي و اقتصادي طرح ها و پروژه هاي جنگلداري را ارزيابي مي نمايند .

4.   تمركز زدائي

در سالهاي اخير بسياري از كشورها كنترل و مديريت جنگل را از حالت تمركز و مركزي خارج كرده اند, بطوريكه اختيارائي به واحدهاي استاني,‌ شهرداريها و جوامع مدني تفيذ شده است . ضمناً روند تصميم گيري بر روي بعضي از مسائل جنگلداري هم از سطح ملي به سطح بين المللي منتقل شده است .

5.   جهاني شدن

همكاريهاي بين المللي, بانكها و قوانين تجارت تأثير فراواني بر روي جنگلداري دارند و كنترل مديريت محلي جنگلها را محدود ميسازند . مسائل و مشكلات جنگلداري در بحث هاي جهاني هم مطرح ميگردد و انواع ارگانها و نهادها در اين زمينه گسترش ميابند .

6.   تغيير اقليم

تغيير اقليم جهان و سناريوهاي آن تأثيرات گوناگوني بر روي قوانين و تشكيلات جنگلداري در آينده خواهند داشت. بطوريكه در مناطق مختلف اكولوژيكي آفات و امراش مختلفي طغيان و گونه هاي مهاجم تهديدهاي زيادي را به جنگلداري تحميل ميكنند . سازگار شدن با شرايط تغيير اقليم يك چالش بزرگ براي بخش جنگلداري است .

جنگلداري پايدار

سابقه تاريخي جنگلداري پايدار در واحد سطح يا طرح جنگلداري بيش از دو قرن است . جنگلداري پايدار در واحد سطح بر دو اصل برداشت مستمر و دائمي و برداشت اقتصادي استوار است . كارشناسان و مديران بخش جنگلداري پس از سالها تجربه دريافتند كه اگرچه ممكن است در يك طرح جنگلداري به جنگداري پايدار دست يافت ولي در سطح ملي بعلت افزايش جمعيت, بالا رفتن سطح زندگي و افزايش تقاضا براي توليدات كشاورزي و توسعه صنعت جنگلداري در سطح ملي به مخاطره افتاده است . بطوريكه تخريب جنگلها, جنگلزدائي, كاهش تنوع زيستي و به خطر افتادن سلامتي جنگلها توسعه پايدار اقتصادي و اجتماعي در جهان را به چالش كشيده است. به همين جهت در سال 1992 در كنفرانس ريو مسئله جنگلداري پايدار كه منظور همان جنگلداري پايدار در سطح ملي است مطرح گرديد . جنگلداري پايدار در سطح ملي در فصل 11 دستور كار 21 و ”اصول جنگل“ (Forest principles) تشريح شده است . جنگلداري پايدار در سطح ملي رويكردي است كه اهداف اقتصادي, اجتماعي, زيست محيطي و فرهنگي مديريت جنگل را با ” اصول جنگل “ هماهنگ مي نمايد . بر طبق ” اصول جنگل “ منابع و اراضي جنگلي بايد براي تأمين نيازهاي اجتماعي, اقتصادي, اكولوژيكي, فرهنگي و معنوي بصورت پايدار براي نسل هاي فعلي و آينده مديريت شوند اين نيازها در زمينه توليدات چوبي, غيرچوبي, آب, غذا, علوفه, گياهان داروئي, پناه, تأمين شغل, تفرج, زيستگاه براي حيات وحش, تنوع چشم انداز و منظره, ترسيب كربن و غيره ميباشند . در ضمن جنگلداري پايدار در سطح ملي بايد اقداماتي در زمينه حفظ سلامتي جنگلها در برابر آلودگي هوا, آفات و امراض و غيره را انجام دهد . اگرچه پياده كردن ” اصول جنگل “ اجباري و قانوني نيستند ولي تجربه سالهاي گذشته نشاند داده است كه بسياري از كشورها در راستاي اهداف ” اصول جنگل “ اقداماتي انجام داده اند . بطوريكه مفهوم جنگلداري پايدار پس از كنفرانس ريو در سال 1992 به يك بحث جهاني تبديل شده و كشورها ارگانهاي مختلفي در اين رابطه بوجود آورده اند كه آخرين آنها مجمع جنگل سازمان ملل (UNFF) ميباشد . هدف UNFF و قبل از آن IPF و IFF كه گفتگوهاي بين المللي راجع به جنگلداري پايدار را دنبال مي كردند اجرائي نمودن جنگلداري پايدار است . در اين راستا نسبت به تهيه و پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي براي مناطق اكولوژيكي مختلف جهان اقدام نموده اند . در شرايط كنونيFAO, ITTO و UNEP براي رسيدن به جنگلداري پايدار كوشش هاي زيادي بعمل ميآورند. نتيجه اين كوشش ها در سالهاي اخير منجر به تغيير در سياست و قوانين جنگل, تحول در ساختار تشكيلاتي بخش جنگلداري, تهيه استراتژي جنگلداري و حفاظت جنگلها در كشورهاي مختلف شده است . در سطح جهاني هم انواع كنوانسيونهاي مرتبط با مسائل جنگلداري تشكيل شده است . ولي بايد توجه نمود كه جنگلداري پايدار با موانع و مشكلات فراواني از قبيل كمبود همكاري بين كشورها و بين المللي, منابع مالي, انتقال تكنولوژي مناسب محيط زيست, حاكميت مطلوب بر جنگلها, عدم گسترش مشاركت, تقسيم عادلانه درآمدهاي جنگل و در نهايت فقر و نابرابري روبرو است .

بطوريكه جنگداري پايدار در سطح ملي داراي هفت معيار است كه حفظ اين معيارها شرايط رسيدن به جنگلداري پايدار را تضمين ميكنند . اين معيارها عبارتند از :

  1. وسعت جنگلها و منابع جنگلي
  2. تنوع زيستي
  3. سلامتي و زنده ماني جنگلها
  4. نقش هاي توليدي منابع جنگلي
  5. نقش هاي حفاظتي منابع جنگلي
  6. نقش هاي اقتصادي- اجتماعي منابع جنگلي
  7. چارچوب قانوني, خط مشي و تشكيلاتي

از بين معيارهاي فوق چهار معيار در رابطه با جنبه هاي زيست محيطي است و سه معيار ديگر هم جنبه هاي اقتصادي, اجتماعي و قانوني را شامل ميگردند . براي هر معياري شاخص هاي كمي و كيفي تعريف شده است . پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار روند جنگلداري در سطح ملي را نشان ميدهد . اين روند ممكن است مثبت يا منفي باشد . تاكنون براي عملي كردن جنگلداري پايدار اقدامات زيادي در سطح ملي و بين المللي صورت گرفته است كه مهمترين آنها عبارتند از :

  1. تهيه برنامه ملي جنگل توسط خيلي از كشورها
  2. توسعه يكپارچه و تلفيقي كوهستانها
  3. آبخيزداري مشاركتي و جامع
  4. مديريت مناطق حفاظت شده
  5. توسعه جنگداري روستائي
  6. احياء جنگلهاي مخروبه
  7. مديريت انواع جنگلها
  8. مميزي و گواهي جنگل
  9. مديريت جامع آفات و امراض جنگلي
  10. بهره گيري اصول و كاهش اثرات مخرب بر جنگل و غيره

مديريت اكولوژيكي

یكي از نتايج كنفرانس ريو در سال 1992 تشكيل انواع كنوانسيونها در رابطه با مسائل جنگل ازجمله كنوانسيون حفظ تنوع زيستي (Convention on Biological Diversity) است كه اهداف اين كنوانسيون از نظر رعايت و اجرائي قانوني و اجباري هستند. كنوانسيون تنوع زيستي سه هدف عمده و بلند مدت از قبيل حفظ تنوع زيستي, استفاده پايدار از تنوع زيستي و سهم بري عادلانه از درآمدهاي حاصله از استفاده از منابع ژنتيكي تنوع زيستي دارد . در سال 1995 در جاكارتا در يك كنفرانس اعضاء اين كنوانسيون تصميم گرفتند كه براي حفظ تنوع زيستي بايد چهار چوب مديريت اكوسيستمي مدنظر قرار گيرد, ولي تعريفي از مديريت اكوسيستمي در اين كنفرانس ارائه نگرديد . اما در سال 1998 در اجلاس مالاوي (Malawi) يك تعريف اوليه از مديريت اكوسيستمي و يك سري اصول آن (حدود 12 اصل) كه به اصول مالاوي معروف است توسط كارشناسان مربوطه تهيه و منتشر گرديد . بدنبال آنهم در سال 2000 ميلادي طي يك اجلاس با شركت كشورهاي عضو كنوانسيون تنوع زيستي يك تشريحي از مديريت اكوسيستمي, دوازده اصل و پنج راهنماي عملياتي تهيه و ارائه شد . مديريت اكوسيستمي در كشور آمريكا تئوريزه شده است و آنرا براي مديريت اكوسيستم ها (جنگل, مرتع, درياها و غيره) مناسب و مفيد ميدانند . در سال 1998 اين نوع مديريت براي بخش جنگلداري توسعه داده شد و بر طبق اين روش مديريت اكوسيستمي در جنگلداري بايد نكات ذيل را مورد توجه قرار دهد .

  1. تأكيد مديريت براي پايداري بلند مدت منابع
  2. حفظ و تقويت تنوع زيستي
  3. تفكر در بعد وسيع زماني و مكاني
  4. تلفيق سيستم هاي اقتصادي, اجتماعي و اكولوژيكي در برنامه ريزي
  5. سازگار و بهنگام كردن طرح جنگلداري بر طبق پايش و اطلاعات جديد علمي
  6. توجه به پيچيدگي و روابط بين اكوسيستم ها
  7. قبول انسان بعنوان جزئي از اكوسيستم ها

رعايت نكات فوق بعنوان اصول مديريت اكوسيستمي بايد در سطوح مختلف مدنظر قرار گيرند . از نظر كنوانسيون تنوع زيستي رويكرد اكوسيتمي بشرح ذيل تعريف شده است . (سال 2000) :

” رويكرد اكوسيستمي يك راهبرد (استراتژي) براي مديريت تلفيقي و يكپارچه سرزمين, آب و منابع زيستي ميباشد كه موجب ارتقاء و استفاده پايدار از آنها بطريق رعايت عدالت اجتماعي است. “

از نظر كنوانسيون تنوع زيستي در رويكرد اكوسيستمي بايد با استفاده از متدولوژي هاي علمي مناسب، ساختار طبيعي, فرايندها و عملكردها و روابط متقابل بين موجودات زنده و محيط آنها را مورد ملاحظه قرار داد و انسان با تنوع فرهنگي جزئي از انواع اكوسيستم ها محسوب ميشود . ضمناً اين كنوانسيون، اكوسيستم را يك واحد عملكردي ميداند كه سطوح آن بر حسب نوع مسئله مورد بررسي فرق ميكند . بطوريكه سطوح آن ميتواند از يك ذره خاك, يك بركه, جنگل، بيوم و كل بيوسفر را شامل گردد . بطور كلي كنوانسيون تنوع زيستي علاوه بر دوازده اصل چندين راهنماي عملي براي پياده كردن اصول دوازده گانه بشرح ذيل پيشنهاد نموده است :

  1. توجه و تمركز به عملكردها و فرايندهاي داخل يك اكوسيستم
  2. تقويت تقسيم عادلانه درآمدها
  3. بكار بردن مديريت سازگار و بهنگام
  4. پياده كردن عمليات اجرائي مديريت در سطح مناسب براي هر مسئله مورد نظر از طريق تمركززدائي و انتقال قدرت به سطوح پائين در حد ممكن
  5. تقويت و تضمين همكاريهاي فرابخشي

مقايسه اجمالي دو مفهوم

دو مفهوم جنگداري پايدار و مديريت اكوسيستمي اگر چه بطور جداگانه توسط نهادها و ارگانهاي مختلف پايه گذاري و بكار گرفته ميشوند ولي با اينحال نكات مشترك و در ضمن تفاوتهاي بين آنها وجود دارد نكات برجسته مقايسه بين دو مفهوم عبارتند از:

  1. هر دو مفهوم به عنوان هدف بلند مدت, مديريت, حفاظت و بهره برداري پايدار از منابع طبيعي و تجديد شونده را در نظر ميگيرند .
  2. هر دو مفهوم براي خود بطور جداگانه داراي ”اصول“ هستند
  3. اصول مشترك بين دو مفهوم بيش از اصول متفاوت آنها است
  4. فصل مشترك دو مفهوم در زمينه هاي حاكميت ملي بر جنگل, حس وظيفه, مشاركت,‌ پرداخت هزينه آلود كردن, عدالت اجتماعي بين نسل ها, حفاظت ساختار و عملكرد اكوسيستم ها, استفاده پايدار و چندمنظوره از منابع, ارزيابي زيست محيطي اثرات بهره برداري و در نظر گرفتن مناطق حفاظت شده است
  5. اوتهاي مفهومي بين جنگداري پايدار و مديريت اكوسيستم در ارتباط با فعاليت هاي بخشي و فرابخشي و تفهمچنين تقسيم عادلانه درآمدها است . كه در جنگلداري پايدار به فعاليت بخش جنگلداري تأكيد اما در مديريت اكوسيستمي به مديريت فرابخشي و تقسيم عادلانه درآمد بيشتر توجه ميشود . نكته ديگر تفاوت بين اين دو مفهوم در اين است كه در جنگلداري پايدار توليد مدنظر مديريت است در حاليكه در مديريت اكوسيستمي مديريت بر حفاظت تأكيد فراوان دارد .

نتيجه گيري :

در سال 2003 طي يك اجلاس كارشناسي كنوانسيون تنوع زيستي در رابطه با مقايسه دو مفهوم جنگلداري پايدرا و مديريت اكوسيستمي, شركت كنندگان پس از بحث و گفتگو به اين نتيجه رسيدند كه :

- جنگلداري پايدار را ميتوان بعنوان وسيله اي براي بكاربردن رويكرد اكوسيستمي مورد توجه قرار داد . ضمناً از ابرازهاي جنگلداري پايدار از قبيل معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار, برنامه ملي جنگل, جنگل مدل و برنامه گواهي جنگل بعنوان ابزاري براي پياده كردن مديريت اكوسيستمي استفاده بعمل آورد .

- مديريت اكوسيستمي براي بدست آوردن نتايج بهتر بايد, اهداف كوتاه مدت و بلند مدت براي مناطق و مسائل مختلف خود داشته باشد .

- جنگلداري پايدار بايد به توسعه همكاريهاي فرابخشي و بين بخشي و رابطه متقابل جنگل با ساير اكوسيستم ها و حفظ منظره و حفظ تنوع زيستي تأكيد نمايد .

با توجه به بررسي و مقايسه دو مفهوم ميتوان نتيجه گيري نمود كه هر دو مفهوم به پايداري زيست محيطي, اجتماعي و اقتصادي براي نسل هاي فعلي و آينده در مديريت منابع طبيعي تأكيد و اعتقاد دارند . جنگلداري پايدار با اكوسيستم جنگلي ولي مديريت اكوسيستمي با حفظ تنوع زيستي در انوا ع اكوسيستم ها رشد و توسعه پيدار كرده اند . در آينده اين دو مفهوم ميتوانند به همديگر نزديك شوند كه نتيجه آن حفاظت و مديريت پايدار از منابع جنگلي در طرح جنگلداري, سطح ملي و بين المللي خواهد بود .

منبع : مقاله ارائه شده توسط  --- شمس ا… شريعت نژاد*   مجيد سيف اللهيان**

 

روزانه 15 درصد زباله هاي پايتخت به سرقت مي رود

 

گزارشي درباره زباله دزدان تهران! روزانه 15 درصد زباله هاي پايتخت به سرقت مي رود

سبز پرس : احتمالا براي همه پايتخت نشينان حداقل يکبار پيش آمده تا افرادي را ببينند که تا کمر در سطل زباله خم شده اند و به دنبال قوطي و پلاستيک و مقوا مي گردند. کساني که نام «زباله دزد» به آنها داده مي شود و گوني به دوش هايي که طلا مي دزدند. در آمد بعضاً کلان اين شغل کاذب سبب شده بسياري از کودکان تحت پوشش تشکيلات مافيايي و غير قانوني به زباله دزدي روي آورند.

به گزارش سبزپرس، اکثر زباله دزدان را نوجوانان و جواناني تشکيل مي دهند که از شهرستان ها و يا کشورهايي نظير افغانستان به تهران آمده اند و با دست مزدهايي بسيار پايين، به جمع آوري و فروش انواع زباله هاي با ارزش به شبکه هاي مافياي زباله مي پردازند؛ جالب اينجاست که سود زياد بازيافت اين  زباله ها، تنها به جيب بازيافت کنندگان مي رود و سهم زباله دزدها، همان دستمزد کم است.

آمارهاي غير رسمي تشکل هاي زيست محيطي حکايت از سرقت روزانه  15 درصدي زباله هاي شهر تهران دارد که اين رقم بسيار چشمگير است.

بنابر اعلام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران، در کلانشهر تهران روزانه هشت هزار تن انواع زباله تر و خشک توليد مي شود که حدود 70 درصد اين رقم را زباله هاي تر تشکيل مي دهد. اين زباله ها براي توليد کود کمپوست مورد استفاده قرار مي گيرند.

با وجود اينکه چند سالي است مخازن زباله هاي تر و خشک به تفکيک در سطح شهر نصب شده است و بر تفکيک زباله از مبدا نيز تاکيد مي شود، اما هنوز به دليل عدم رعايت بسياري از شهروندان قابليت بازيافت 100 درصدي زباله ها فراهم نشده است. در اين ميان زباله دزدها هم فعاليت خود را انجام مي دهند و ظاهرا بر تعداد آنها هم هر روز افزوده مي شود.

زباله کيلويي 100 تومان!

به گفته بسياري از اين زباله دزدها، هر کيسه زباله دزديده شده کيلويي 100 تومان به فروش مي رسد و اگر شهرداري جلوي کارشان را نگيرد در آمد روزانه شان به 20 تا 25 هزار تومان خواهد رسيد . البته اين رقم  در روزهاي آخر سال به 80 تا 100 هزار تومان در روز هم مي رسد.

زباله ها پس از تفيک به کار گاه هاي بازيافت غير مجاز در جنوب پايتخت برده مي شوند و در آنجا به محصولاتي نظير دمپايي و کيسه زباله و مگس کش تبديل شده و دوباره در بازار فروخته مي شوند. 

شايد يکي از مهمترين عوامل افزايش زباله دزدي در تهران، عدم تفکيک زباله از سوي شهروندان باشد که به رغم هشدارهاي مکرر مبني بر تفکيک در مبداء و استفاده از مخازن جمع آوري زباله همچنان زباله هاي خود را تفکيک نشده در گوشه اي از خيابان رها مي کنند که به راحتي در دسترس زباله دزدها قرار مي گيرد .

تفکيک از مبداء  عامل کاهش زباله دزدي

«سيد محمد فياض» مديرعامل سازمان مديريت پسماند شهرداري تهران با اشاره به اينکه شهرداري تهران براي مبارزه با زباله‌ دزدان برخوردهاي جدي‌تر و شديدتري در پيش گرفته است مي گويد: اين امکان که بتوانيم به تمام مخازن شهر تسلط داشته باشيم، وجود ندارد. چرا که نمي توان براي هر مخزن مامور گذاشت تا با زباله دزدان برخورد کند.

فياض با بيان اينکه جمع آوري و برخورد با زباله دزدان تنها وظيفه شهرداري تهران نيست افزود: دستگاه‌هايي چون حفاظت محيط زيست، وزارت بهداشت، نيروي انتظامي و قوه قضاييه نيز بايد از منظرهاي مختلف به برخورد با زباله دزدها بپردازند . اما در عين حال  تا زماني که فرهنگ تفکيک و دفع صحيح زباله در بين شهروندان جا نيفتد، نمي‌توان به صورت جدي با زباله دزدها برخورد کرد.

وي با بيان اينکه روزانه حدود هشت هزار تن انواع زباله تر و خشک در پايتخت توليد مي‌شود که حدود 35 درصد خشک و 65 درصد زباله ‌تر است تصريح کرد: در شهر تهران با افتتاح خطوط جديد بازيافت در مرکز دفع زباله کهريزک، حداکثر ميزان زباله بازيافت شده به 50 درصد از کل زباله توليدي رسيده است. اين درحالي است که رعايت نکردن الگوي صحيح مصرف کالاها و مواد غذايي از سوي بسياري شهروندان و افزايش کالاها و مواد بسته بندي موجب شده تا ميزان زباله‌هاي در دسترس زباله دزدها افزايش پيدا کرده و آنها و واسطه ها به سودهاي کلاني دست يابند.

وي معتقد است اگر شهروندان به جاي دور ريختن زباله هاي خشک خود با ايستگاه هاي بازيافت تماس گرفته وبخواهند ماموران، زباله هايشان را از در منزل تحويل بگيرند، امکان دسترسي زباله دزدان کاهش مي يابد.

مديرعامل سازمان مديريت پسماند شهرداري تهران مي‌گويد: شهرداري تهران با اتخاذ رويکردهاي مختلف، مقابله با اين پديده ناهنجار را دنبال مي‌کند؛ اما تا زماني که همراهي ساير دستگاه‌هاي مسئول و عموم شهروندان نباشد، نمي‌توان انتظار عملکرد بسيار موفق در اين زمينه را داشت چرا که بخشي از اين فرايند از سوي شهروندان صورت مي گيرد و زماني که تفکيک از مبداء به شکل مطلوب صورت گيرد ديگر چيزي براي دزديده شدن وجود نخواهد داشت و به طبع آن فعاليت زباله دزدان کاهش خواهد يافت.

وي با بيان اينکه «با جمع‌آوري مکانيزه زباله تا حد مناسبي توانسته ايم با اين پديده برخورد لازم را داشته باشيم»، تصريح مي‌کند: گسترش اين طرح مي‌تواند بيش از پيش زباله دزدي را در تنگنا قرار دهد. ضمن اين که شهرداري تهران با همکاري دستگاه قضايي، برخورد جدي و شديدتري را با زباله دزدان آغاز کرده و در همين خصوص گشت‌هاي ناحيه‌اي را براي کنترل وضعيت زباله تهران بيشتر کرده است.

آموزش چهره به چهره تفکيک زباله در تهران انجام شده

وي به برنامه شهرداري تهران براي آموزش هرچه بيشتر تفکيک زباله از مبدا به شهروندان تهراني، اشاره مي‌کند: در همين خصوص آموزش‌هاي چهره به چهره در نواحي شهر تهران برگزار شده و از سويي غرفه‌هايي براي دريافت زباله‌هاي خشک تفکيکي توسط مردم در مناطق راه‌اندازي شده است که مي تواند نقش بسيار موثري در اين زمينه داشته باشد.

فياض مي گويد: هم‌اکنون ظرفيت خطوط پردازش زباله شهر تهران به ميزان توليد روزانه زباله رسيده و امکان پردازش هفت هزار تن زباله فراهم شده است. همچنين  هم‌اکنون با مشارکت بخش خصوصي، دو خط جديد 500 تني پردازش زباله آماده بهره‌برداري است که با بهره‌برداري از خطوط جديد، امکان پردازش زباله در تمامي روزهاي سال فراهم خواهد شد.

عدم توجه به ساعت تخيله زباله؛ عامل افزايش زباله دزدي

در همين رابطه چندي پيش «محمد احمدي بافنده»، قائم مقام سابق معاون خدمات شهري شهرداري تهران حضور زباله دزدها در سطح شهر تهران را تاييد کرده و اظهار داشت: اصلي ترين دليل  افزايش زباله دزدها رعايت نکردن ساعت تخليه زباله توسط مردم است اين در حالي است که بارها تاکيد شده که شهروندان در ساعت 9 هرشب زباله ها را بيرون بگذارند تا ماموران و مسئولان جمع آوري زباله بتوانند تا ساعت دو نيمه شب تمام زباله ها را جمع کنند و زباله اي در دسترس زباله دزدان نباشد.

او گفت: متاسفانه مردم در طول شبانه روز و در ساعت هاي متفاوت زباله هاي خود را تخليه مي کنند و مخازن زباله ها در طول روز پر و قابل دسترس زباله دزدان است.

احمدي بافنده با تاکيد بر اينکه در تهران هر روز هفت هزار و 500 تن زباله توليد مي شود که حدود 15 درصد آن بازيافت مي شود گفته بود: دليل پايين بودن ميزان بازيافت زباله هاي تهران عدم تفکيک زباله هاي تر و خشک از مبدأ است که کمتر از سوي شهروندان انجام مي شود.

افزايش فعاليت زباله دزدها در شهر تهران اين روزها براي بسياري از شهروندان کاملاً محسوس است و ديدن افرادي که به راحتي سرمايه‌هاي قابل تبديل شهر را به سرقت مي برند، عادي شده است. اما با اين حال به نظر مي رسد تنها عملکرد و اقدامات شهرداري تهران براي مقابله با اين معضل زيست محيطي کافي نيست و ما شهروندان نيز با انجام کوچکترين اقدام که همان تفکيک از مبدأ و به موقع گذاشتن زباله ها است مي توانيم نقش بسيار موثري در اين زمينه ايفا کنيم. 

منبع : سبزپرس

موسسه تحقيقات شيلات چابهار مسئول انتقال مرجان هاي بندر چابهار شد

 

مديرکل دفتر اکوبيولوژي دريايي سازمان حفاظت محيط زيست : موسسه تحقيقات شيلات چابهار مسئول انتقال مرجان هاي بندر چابهار شد

سبزپرس : حدود 10 روز است که مرحله جديد انتقال مرجان ها در بندر چابهار آغاز شده است. موسسه تحقيقات شيلات چابهار، مسئوليت اين انتقال را برعهده گرفته است و قرار است در مدت 120 روز انتقال مرجان را به پايان برساند. براي انتقال مرجان ها يک ميليارد و 200 ميليون تومان هزينه مي شود.

اميد صديقي، مديرکل دفتر اکوبيولوژي دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با بيان اينکه قرارداد انتقال مرجان ها، با موسسه تحقيقات شيلات چابهار منعقد شده است، به سبزپرس گفت: حدود 10 روز است، مرحله جديد انتقال مرجان ها آغاز شده است. هم اکنون کارگاه ها در حال تجهيز شدن است و به زودي مرجان ها انتقال داده خواهند شد.

او با تاکيد بر اينکه براي انتقال مرجان ها از مشاوران خارجي استفاده شده است، ادامه داد: اين بار کار انتقال مرجان ها قرار است با دقت بسيار بالا انجام مي شود و از تجهيزات و امکانات مناسب تري استفاده شود.

مديرکل دفتر اکوبيولوژي معاونت دريايي سازمان حفاظت محيط زيست توضيح داد: بر اساس پيش بيني هاي انجام شده، کار انتقال مرجان ها، 120 روز (4 ماه) به طول مي انجامد.

صديقي در رابطه با هزينه انتقال مرجان ها گفت: قرارداد منعقد شده با موسسه تحقيقات شيلات چابهار براي انتقال مرجان ها يک ميليارد و 200 ميليون تومان است.

او با اشاره به اينکه براي انتقال مرجان ها تجهيزات متعددي به کار گرفته شده است و علت بالا بودن مبلغ قرارداد هم همين است، توضيح داد: هفت هزار صفحه بتوني براي انتقال مرجان ها مورد استفاده قرار مي گيرد، همچنين دوربين هايي در زيرآب و روي آب براي نظارت بر وضعيت مرجان ها نصب شده است.

به گزارش سبزپرس، انتقال مرجان ها از بندر شهيد بهشتي چابهار به بندر شهيد کلانتري طرحي است که سابقه آن به فروردين ماه سال 1388 مي رسد، طرحي که بر اساس آن شاخه‌هاي مرجاني که بيشتر از سه گونه شاخ گوزني، باسيل و پورا و ساويا هستند بايد در داخل بلوک ‌هاي سيماني قرار مي گرفت و با چسب ضد آب به کف دريا چسبانده مي‌ شد. اين در حالي است که با توجه به حساسيت موضوع براي ادامه اجراي پروژه توسعه بندر شهيد بهشتي اين طرح به دلايل مختلف از جمله عدم رعايت اصول کاربردي در نحوه انتقال سال گذشته متوقف و تاکنون به تعويق افتاده است.

براي توسعه اسکله شهيد بهشتي در مجموع بايستي پنج هکتار مرجان به بندر شهيد کلانتري منتقل شود که در مرحله اول پايلوت 50 کلوني ازاين مرجان ها منتقل و در اين مرحله کليه ضوابط زيست محيطي رعايت شد و حدود 70 درصد ازمرجان هاي منتقل شده استمرار يافته و در مکان جديد مستقر شدند.

در مرحله بعد دو هزار کلوني مرجاني يعني حدود يک هکتار از مرجان ها منتقل شدند که اين مرحله بدون نظارت فني کارشناسان محيط زيست بود و خسارت زيادي به مرجان ها وارد شد ودر اين مرحله بيش از 50 درصد مرجان هاي منتقل شده در اثر امواج واژگون شده و از بين رفتند و آسيبهاي بسياري نيز در حين انتقال به مرجان ها وارد شد و به همين دليل اين طرح يکسال متوقف شد

منبع : سبزپرس

حمايت استانداري از اقدام قضايي عليه شهرداران متخلف

 

دبير کارگروه مديريت پسماند گيلان خبر داد: حمايت استانداري از اقدام قضايي عليه شهرداران متخلف

سبزپرس : با تصويب هيئت مديره سازمان مديريت پسماند گيلان، استانداري از برخورد قضايي با شهرداران متخلفي که اجراي قانون مديريت پسماند را جدي نمي گيرند، حمايت مي کند.

امير عبدوس در گفتگو با سبزپرس اظهار داشت: نظر به اينکه  در بررسي عملکرد شهرداري ها، مورد مهم ساماندهي پسماند اولويت دست چندم تلقي شده است و با توجه به اهميت موضوع ساماندهي زباله هاي شهري و روستايي براي اداره کل حفاظت محيط زيست استان گيلان و مجموعه استانداري اين تصميم اتخاذ و ابلاغ شده است.

دبير کارگروه مديريت پسماند گيلان تصريح کرد: از اين پس شهرداري ها و دهياري ها موظف اند در هزينه کرد منابع و اعتبارات خود اولويت نخست را به ساماندهي پسماند بدهند.

عبدوس تاکيد کرد: سازمان مديريت پسماند استان از حفاظت محيط زيست گيلان خواسته تا در برخورد با شهرداران و دهياران متخلف، نهايت شدت عمل را به خرج داده و دستگاه قضايي نيز از اين نهضت پشتيباني جدي داشته باشد.

وي گفت: در اين هفته شهرداران و دهياراني که تاکنون اخطاريه هاي صادره را در خصوص عدم ساماندهي مکان هاي دفن و نيز جمع آوري و تصفيه بهداشتي شيرابه ها و ساير موارد مترتب بر مديرت پسماند شهري و روستايي را تمکين نکرده اند، به دادگاه معرفي مي شوند.

اساسنامه سازمان مديريت پسماند در سال 89 به تصويب وزارت كشور رسيده که موضوع فعاليت آن شامل هشت بند است. از جمله يکي ازبندها اجراي برنامه هاي مديريت پسماند در شهرهاي استان بر اساس قانون مديريت پسماند از قبيل برنامه ريزي، ساماندهي، مراقبت و عمليات اجرايي مربوط به كاهش توليد، جمع آوري، ذخيره سازي، جداسازي، حمل و نقل و بازيافت، پردازش و دفع پسماندهاي عادي است که تصميم اخير هيئت مديره سازمان مديريت پسماند گيلان بر همين مبنا است.

استان گيلان با توجه به تراکم بالاي جمعيتي و نوع الگوي مصرف از حجم بسيار بالايي از زباله هاي عادي  با مجموع يک هزار و 600 تا يک هزار و 700 تن در روز دارد .

برآيند فعاليت شهرداري هاي 16 شهرستان گيلان و دهياري هاي گيلان به رغم تشکيل مرتب جلسات کارگروه پسماند حکايت از عدم تمکين يا عملکردهاي بطئي مقطعي شهرداري ها  و دهياري ها دارد که در نهايت منجر به تصميم قهري سازمان مديريت پسماند استان شده است. اگرچه ممکن حساسيت زماني با توجه به سرشماري نفوس و مسکن و نيز در پيش بودن انتخابات بر اين مهم سايه بيفکند اما اين اميد وجود دارد که اين اقدام، روند معيوب ساماندهي پسماند عادي گيلان را سرعت ببخشد.

منبع : سبزپرس

بهداشت آب

 

بهداشت آب

 مقدمه

بهداشت آب موضوعي بسيار مهم در بهداشت عمومي و مديريت سلامت مي‌باشد. قبل از پرداختن به راه كارهاي عملي استحصال، انتقال، بهسازي و توزيع آن لازم است اين عنصر حياتي موثر بر سلامت و مرتبط با توسعه پايدار، شناخته شود.

شناخت آب از نظر كيفيت و كميت و چگونگي حصول آن قدمي اساسي در جهت بهينه سازي مصرف آن مي‌باشد. اگر چه بيش از سه چهارم كره زمين را آب فرا گرفته است، سهم قليلي از آب‌هاي موجود، براي مصارف بهداشتي و كشاورزي، قابل استفاده است. زيرا حدود 3/97 درصد اقيانوس‌ها و 1/2 درصد يخ‌هاي قطبي و 6/0 درصد درياچه ها و رودخانه و آب‌هاي زيرزميني وجود دارد كه حدود 36/0 درصد كل منابع آب مي‌باشد. آب اقيانوس‌ها، درياها و اغلب درياچه ها و بسياري از منابع آب زيرزميني به علت شوري بيش از حد و داشتن املاح معدني براي مقاصد بهداشتي، كشاورزي و صنعتي، غيرقابل استفاده مي‌باشند.

آب ماده حياتي است كه بطور يكنواخت در سطح كره زمين موجود نمي‌باشد. در نتيجه بسياري از نقاط كره زمين با كمبود آب مواجه است. حركت مداوم بخار آب به هوا و برگشت آن به زمين را گردش آب در طبيعت مي‌نامند.

انرژي خورشيد باعث تبخير آب اقيانوس‌ها، رودخانه ها، درياچه ها و منابع آب سطحي مي‌گردد. بخار آب فشرده شده همراه توده هاي هوا باعث نگهداري آب در هوا شده و موجب تشكيل ابر باردار يا ذخيره كننده آب مي‌شود ريشه گياهان، آب و رطوبت موجود در خاك را گرفته و از طريق روزنه هاي تنفسي برگ‌ها به هوا فرستاده و به بخار تجمع يافته در هوا اضافه مي‌شود كه در شرايط مناسب به صورت نزولات جوي به زمين برمي‌گردد.

آب يك عنصر حياتي است با ويژگي‌هاي قابل توجه و كم نظير، يكي از مهم ترين عناصر شيميايي مي‌باشد كه قسمت اعظم موجودات زنده و محيط زيست راتشكيل مي‌دهد. اين ماده 70% گياهان را تشكيل مي‌دهد. آب فراوان‌ترين و بهترين حلال در طبيعت است. آب يك مايع زيست شناختي است كه واكنش‌هاي فيزيكوشيميايي سوخت و ساز در پيكره موجودات زنده را مقدور و تسهيل مي‌نمايد ومحيطي است براي نقل و انتقال مواد در بدن موجودات زنده كه علاوه بر نقش موثرآن در متابوليسم، دفع مواد زائد حاصل از فعاليت‌هاي زيست شناختي موجود زنده را موجب مي‌شود. آب ناشي از تعريق در گرما باعث خنك كردن بدن مي‌گردد. آب و انيدريد كربنيك توسط انرژي خورشيدي در پيكره گياهان سبز تبديل به كربوهيدرات يا انرژي شيميايي مي‌شود.

اگر چه آب خالص در طبيعت يافت نمي‌شود. اما آب خالص مايعي بي‌رنگ، بي‌بو و بي مزه است كه داراي نقطه انجماد صفر و نقطه جوش 100 درجه سانتي گراد مي‌باشد ساختار شيميايي آن به صورت  H2O  است كه به احتمال كمتر از 3/0 درصد آب‌هاي موجود در طبيعت بر دارنده ايزوتوپ‌هاي H4O2 ،  H6O3  نيز مي‌باشند. آب در چرخه گردش خود قادر است املاح و گازهاي موجود در طبيعت را به صورت محلول در آورده و بسياري از آلودگي‌ها را همراه خود به حركت در آورد. آب باران قبل از رسيدن به زمين ناخالصي‌هاي موجود در هوا نظير ذرات، گازها، مواد راديواكتيو و ميكروب‌ها را به سطح زمين آورده و در حين حركت در زمين نيز آلاينده ها را با خود حمل مي‌كند. به علاوه آب‌هاي جاري اغلب دريافت كننده فاضلاب‌ها و مواد زائد ناشي از فعاليت‌هاي انساني مي‌باشند.

بسياري از مشكلات بهداشتي كشورهاي در حال پيشرفت، عدم برخورداري از آب آشاميدني سالم است. از آنجايي كه محور توسعه پايدار، انسان سالم است و سلامت انسان در گرو بهره مندي از آب آشاميدني مطلوب مي‌باشد بدون تامين آب سالم جايي براي سلامت مثبت و رفاه جامعه، وجود ندارد. آب از دو بعد بهداشتي واقتصادي حائز اهميت است. از بعد اقتصادي به حركت درآورنده چرخ صنعت و رونق بخش فعاليت كشاورزي است. از بعد بهداشتي آب با كيفيت، تضمين كننده سلامت انسان است. آب با شكل ظاهري و با وسعت محتوايي آن دنياي زنده ديگري است.

اگر چه از ديد ما پنهان است، اما آب داراي آثار بسيار زيادي در حيات جانداران به ويژه انسان ميباشد. آب آشاميدني علاوه بر تامين مايع مورد نياز بدن به مفهوم مطلق آن يعني H2O ، در بردارنده املاح و عناصر ضروري براي موجود زنده و انسان مي‌باشد. كمبود پاره اي از آن‌ها در آب ايجاد اختلال در بدن موجود زنده مي‌كند و منجربه بروز برخي بيماري‌ها مي‌شود.

فقدان يد و فلوئور و ارتباط آن‌ها با گواتر اندميك و پوسيدگي دندان‌ها به ترتيب بيان كننده اين اهميت است. علاوه بر مواد شيميايي، موجودات ذره بيني گوناگوني نيز در آب پيدا مي‌شوند كه بعضي از آنها بيماري زا بوده و ايجاد بيماري‌هاي عفوني خطرناكي مي‌كنند. بهسازي آب رابطه مستقيمي با كاهش بيماري‌هاي عفوني دارد. بطوري كه پس از تامين آب آشاميدني سالم ميزان مرگ از وبا 1/74 درصد، ميزان مرگ از حصبه 3/63 درصد، ميزان مرگ به علت اسهال خوني 1/23 درصد و ميزان مرگ از بيماري اسهال 7/42 درصد كاهش يافت. بنابراين برنامه ريزي و هزينه در جهت تامين آب سالم سرمايه گذاري قابل توجهي براي آينده خواهد بود. تهيه و تامين آب آشاميدني سالم براي جامعه يكي از موثرترين و پايدارترين فنآوري‌ها براي ارتقاء سلامت جامعه است.

ناخالصي‌هاي آب

چنانچه آب خالص با تركيب شيميايي  H2O  را اساس مطالعه قرار دهيم ناخالصي‌هاي آن عبارتند از:

1 ـ  ناخالصي‌هاي معلق

نظير ذرات معلق زنده و غيرزنده كه در آب به صورت معلق يافت مي‌شوند. اين نوع ناخالصي را مي‌توان در سه گروه، تقسيم بندي و مطالعه نمود.

الف) ذرات معلق زنده بيماري‌زا مانند عوامل بيماري‌زاي موجد وبا، حصبه، شبه حصبه، انواع اسهال‌ها، تخم انگل‌ها مانند آسكاريس و عامل كيست هيداتيد و ويروس‌ها، منشاء اصلي اين دسته از ناخالصي‌ها فاضلاب شهري و حضور حيوانات اهلي يا وحشي در مجاورت منابع آب مي‌باشد.

ب) ذرات معلق زنده غيربيماري‌زا مانند باكتري‌هاي ساپروفيت، اغلب جلبك‌ها و تك سلولي‌هايي كه در طبيعت به وفور پيدا مي‌شوند.

ج) ذرات معلق غيرزنده مانند رس، ليمون كه ناشي از فرسايش سطح زمين و سطوح آبخيز مي‌باشد.

از نظر فيزيكي ذرات بالا به دو گروه تقسيم مي‌شوند گروهي كه در حوضچه هاي ته نشيني و يا صافي‌ها جدا مي‌شوند و گروهي كه براي جدا كردن آن‌ها احتياج به مواد منعقد كننده است تا از طريق لخته سازي، به ذرات درشت تري تبديل شده و حذف شوند.

2 ـ  ناخالصي‌هاي محلول

 اين دسته شامل املاح معدني، تركيبات آلي و گازهاي محلول مي‌باشند كه مي‌توان آن‌ها را به صورت زير گروه بندي نمود:

الف) املاح محلول معدني كه اغلب به صورت املاح كلسيم، منيزيم، سديم، آهن، منگنز و000 مي‌باشد كه برخي از آن‌ها مصرف آب را محدود مي‌نمايند كه در جاي خود بحث خواهد شد.

ب) گازهاي محلول مانند اكسيژن، انيدريد كربنيك، هيدروژن سولفوره، ازت وغيره مي‌باشند و اين نوع ناخالصي نيز كيفيت شيميايي آب را تحت تاثير قرار داده و ممكن است باعث نامطلوب بودن آن شود.

منابع تامين آب

آب يك منبع حياتي است كه معمولا از محدوديت خاصي برخوردار است آب شيرين موجود در محدوده جغرافيايي خاصي تقريبا ثابت و جوابگوي جمعيت محدودي است.

منابع آب مشروب اجتماعات را مي‌توان به سه دسته تقسيم نمود:

الف) منابع سطحي

 آب‌هايي كه در قالب آب باران، آب رودخانه، آب درياچه هاي طبيعي، آب درياچه ها يا سدهاي ذخيره اي و قنوات در طبيعت موجود هستند و در صورتي كه استحصال و بهسازي، نگهداري و بهره برداري آن‌ها با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادي و فني مقدور باشد به عنوان منبع آب آشاميدني انتخاب مي‌شوند.

ب) منابع آب زيرزميني

منابعي نظير چشمه سارها، آب چاه هاي كم عمق، چاه هاي عميق، چاه هاي جاري و آب حاصل از كانال‌هاي ساخته شده منابع آب زيرزميني را تشكيل مي‌دهند.

ج) منابع آب شور

و بالاخره در شرايطي كه هيچ كدام از منابع فوق جهت دستيابي به آب شيرين مقدور نباشد سومين منبع عبارت خواهد بود از آب درياها و درياچه هاي شور يا آب‌هاي شور زيرزميني.

اكثر اجتماعات شهري و روستايي ايران از منابع آب‌هاي زيرزميني بهره برداري مي‌كنند. در دو دهه اخير چندين طرح بزرگ و متوسط انتقال آب‌هاي سطحي منابع دوردست نيز تهيه و اجراء شده است. منبع اصلي آب آشاميدني شهرهايي مانند مشهد، شيراز، تبريز، بندر عباس، كرمانشاه، كرمان و بخشي از تهران از منابع آب زيرزميني است. اغلب روستاهاي ايران به روش سنتي و علمي ليكن بعضا غلط از آب زيرزميني استفاده مي‌كنند. انتخاب منبع آب آشاميدني اجتماعات چه شهري و چه روستايي، كوچك يا بزرگ مبتني است بر هزينه تهيه، تصفيه و توزيع آن. لازم است حداقل امكانات فني اجرايي در حد معقول، وجود داشته باشد، پس با لحاظ نمودن جنبه اقتصادي و بهداشتي منابع احتمالي آب، شناسايي و از بين آن‌ها منبع مقرون به صرفه و مطمئن انتخاب گردد. در هر حال، منبع آب آشاميدني بايستي درنهايت آب سالم و پاكيزه اي در اختيار مصرف كننده قرار دهد.

آب سالم و پاكيزه

آب آشاميدني، علاوه بر سالم بودن لازم است پاكيزه نيز باشد. زيرا آب سالم وكدر يا بامزه نامطلوب و داشتن رنگ، ممكن است مورد اعتراض مصرف كننده قرار گرفته و مصرف كننده به طرف آب به ظاهر پاكيزه اي گرايش پيدا كند كه از نظر كيفيت شيميايي و ميكروبي، نامطلوب باشد. آب سالم آبي است كه حتي در درازمدت مصرف آن خطري براي مصرف كننده ايجاد نكند. توصيه مي‌شود آب آشاميدني نه تنها كاملا سالم باشد بلكه بايد " پاكيزه" يعني مورد پسند مصرف كننده هم باشد. چنين آبي را مي‌توان " پذيرفتني" يا " نوشيدني" تلقي نمود. آب آشاميدني از طريق تعيين كيفيت فيزيكوشيميايي وميكروب شناختي ارزيابي وانتخاب مي‌گردد.

ويژگي‌هاي آب سالم

1 ـ عاري از عوامل زنده بيماري‌زا باشد2 ـ  عاري از مواد شيميايي زيان آور باشد3 ـ  بدون رنگ و بو، و طعم مطبوع داشته باشد4 ـ  قابل استفاده براي مصارف خانگي باشد

آبي كه يك يا دو مورد از ويژگي‌هاي فوق را نداشته باشد (بويژه مورد يك و دو) آن را آلوده و براي شرب غيرقابل مصرف مي‌دانند.

آلودگي آب

آب خالص مطابق ساختمان شيميايي آن به هيچ وجه در طبيعت وجود ندارد، ليكن انواع ناخالصي‌ها به صورت حل شده، معلق يا بينابيني با خود دارد. كه در بخش ناخالصي‌هاي آب آمده است. جنبه وخيم تر، آلودگي آب ناشي از فعاليت‌هاي انساني است مانند شهرنشيني و صنعتي شدن.

تعريف آب آلوده

 آبي كه داراي عوامل بيماري‌زاي عفوني يا انگلي، مواد شيميايي سمي، ضايعات و فاضلاب خانگي و صنعتي باشد را آب آلوده گويند. آلودگي آب از فعاليت‌هاي انساني، نشات مي‌گيرد. منابع آلاينده آب عبارتند از:

الف) گندآب كه عوامل زنده بيماري‌زا و مواد آلي تجزيه پذير را در بردارد.

ب) مواد زائد تجاري و صنعتي در بر دارنده عوامل سمي از نمك‌هاي فلزي يا مواد شيميايي پيچيده مصنوعي.

ج) آلاينده هاي كشاورزي نظير كودها و آفت كش‌ها.

د) آلاينده هاي فيزيكي مانند گرما (آلودگي حرارتي) و مواد پرتوزا.

آلودگي را مي‌توان به عنوان يك تغيير نامطلوب در خواص فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي آب تعريف كرد كه باعث به خطر انداختن سلامت، بقاء و فعاليت‌هاي انسان يا ساير موجودات زنده مي‌شود. آلودگي از نظر پايداري نيز قابل بررسي و مطالعه است. لذا از اين ديدگاه دو نوع آلودگي وجود دارد. آلودگي قابل انحطاط و آلودگي غيرقابل انحطاط.

آلوده كننده قابل انحطاط را مي‌توان تجزيه كرد، از بين برد و يا براي برخي فعاليت‌ها مصرف نمود. از اين طريق حد قابل پذيرش آلودگي را مي‌توان طي مراحل طبيعي يا با روش‌هاي مهندسي (سيستم‌هاي تصفيه) نقصان داد. البته در صورتي كه سيستم تحت تاثير شوك ناشي از آلاينده، شكست نخورده باشد يا به عبارتي آلودگي لبريز نگردد. اين دسته خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند قابل انحطاط تند و كند، آلوده كننده هاي قابل انحطاط تند، نظير فاضلاب انساني وزائدات حيواني و كشاورزي، معمولا خيلي سريع قابل تجزيه اند.

آلوده كننده هاي قابل انحطاط كند، مانند د.د.ت و بعضي از مواد راديواكتيو به كندي تجزيه مي‌شوند به هرحال اجزاي آن‌ها يا كاملا تجزيه شده و يا به حدّ غيرقابل ضرر كاهش مي‌يابند. آلوده كننده هاي غيرقابل انحطاط از راه هاي طبيعي تجزيه نمي‌شوند. نمونه چنين آلوده كننده هايي عبارتند از جيوه، سرب، تركيبات آلي ‌هالوژنه ها، ديوكسين‌ها و بعضي از پلاستيك‌ها.

آلودگي آب از نظر منشاء  

آلودگي با منشاء زيست شناختي نظير

الف) باكتري‌ها: وبا، حصبه و اشباه آن، اسهال خوني باكتريال، اسهال به علت اشريشياكولي، لپتوسپيروزيس و بيماري ناشي از يرسينيا  آنتروكوليتيكا و ناراحتي گوارشي ناشي از كمپيلوباكترها.

ب) ويروس‌ها: هپاتيت‌هاي ويروسي، فلج اطفال، بيماري‌هاي ناشي از ويروس‌هاي كوكساكي، اكو و گاستروآنتريت ويروسي.

ج) پروتوزوئرها: آميبيازيس، ژيارديازيس، بالانتيديازيس، نگلريافاولري مولد مننگوآنسفاليت آميبي و اكانتاموباي عامل مننژيت و ناراحتي تنفسي.

د) كرم‌هاي انگلي: شيستوزوميازيس، بيماري خارش شناگران، آسكاريازيس، هيداتيدوز، دراكونكولوس، بيماري ناشي از كرم قلابدار و كرم نواري ماهي.

ه) سموم توليدي از سيانوباكتري‌ها: سمومي كه ايجاد ناراحتي كبدي مي‌كنند، اين سموم توسط ميكروسيستيس، اسيلاتوريا، آنابنا و نودولاريا كه مسموميت كبدي ناشي از آن‌ها طي 24 ساعت پس از خوردن، فرد را از پاي در مي‌آورد.

ميكروارگانيسم‌هايي كه از طريق آب آلوده به انسان منتقل مي‌شوند و داراي اهميت چشمگير بهداشتي هستند در جدول شماره 1 آمده است. در اين جدول نيز برخي از ميكروارگانيسم‌هاي فرصت طلب كه در افراد با نقص ايمني نظير كودكان، سالمندان و يا بيماران HIV مثبت ممكن است ايجاد ناراحتي كنند، ذكر شده است. در صورتي كه ارگانيسم‌هاي فرصت طلب، با تراكم زيادي در آب باشند موجب عفونت‌هاي مختلفي در پوست، مخاط، چشم، گوش، بيني و گلوي افراد حساس يا با مقاومت پايين مي‌گردند. مثال بارز اين ميكروارگانيسم‌ها پسودومونا آئروژينوزا و گونه هاي فلاوباكتريوم، آسينتوباكتر، كلبسيلا، سراتيا، آئروموناس و . . . مي‌باشد.

ناشناخته يا محقق نشده.

الف) طول زمان عفونت‌زايي عامل بيماريزا در 20 درجه سانتي گراد كوتاه تا يك هفته، متوسط يك هفته تا يك ماه و طولاني از يك ماه بيشتر.

ب) هنگامي كه در مقدار متداول و زمان معين عامل بيماريزا نابود شود مقاومت ندارد. مقاومت پايين است ليكن نابودي كامل عامل بيماريزا فراهم نشود از نظر مقاومت متوسط است.

ج) دز لازم براي ايجاد بيماري در 50% افراد بالغ سالم حساس، ممكن است با كمترين مقدار يك عدد واحد عفونت‌زا براي برخي ويروس‌ها باشد.

د) براساس تجارب يا برخي افراد حساس

ه) عامل اصلي عفونت پوست از راه تماس است، اما مي‌تواند در افراد مبتلا به سركوب دستگاه ايمني (ايمونوساپرسيو) يا افراد سرطاني ايجاد عفونت كند.

آلودگي آب با منشاء شيميايي

منابع آب، اغلب در بر دارنده ناخالصي‌هاي شيميايي هستند. اين ناخالصي‌ها ممكن است ناشي از آلودگي هوا، آلودگي خاك يا مواد آلاينده ناشي از فعاليت‌هاي انساني كه به صورت فضولات جامد و مايع به محيط تخليه مي‌گردد باشد. آلاينده هاي شيميايي با اشكال متفاوت كه از زباله هاي صنعتي و فضولات جامد و مايع شهري حاصل مي‌شوند منابع آب را بيش از پيش تهديد مي‌نمايند. اين آلاينده ها عبارتند از حلال‌هاي شوينده، سيانيد، فلزات سنگين، اسيدهاي آلي و معدني، مواد ازته، مواد سفيد كننده، رنگ‌ها، رنگدانه ها، سولفيدها، آمونياك، مواد سمي و انواع گوناگون تركيبات آلي كشنده موجودات زنده.

آلاينده هاي شيميايي نه تنها مي‌توانند بطور مستقيم بر سلامت انسان آسيب برسانند. بلكه از راه تجمع در آبزيان بطور غيرمستقيم هم مي‌توانند بر انسان اثر كنند نظير ماهي كه براي تغذيه انسان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. آلاينده هاي شيميايي موجود در آب ممكن است ايجاد آسيب‌هاي سمي حاد يا مزمن درانسان نمايند. به هرحال برخي از آلاينده ها حتي در دز پايين ممكن است سلامت انسان را تحت تاثير قرار دهند يا اينكه مواجهه درازمدت انسان با برخي آلاينده ها سبب ضايعات پاتولوژيكي در انسان شود. مطالعات همه گيري شناختي، رابطه برخي ازبيماري‌ها با كيفيت شيميايي آب آشاميدني يا غذاهاي دريايي را نشان مي‌دهد. در بيماري‌هاي ناشي از آلاينده هاي شيميايي مي‌توان به عارضه متهموگلوبينميا در كودكان، مسائل مربوط به بهداشت دندان‌ها، سختي آب و بيماري‌هاي قلب و عروق و مسموميت حاد يا مزمن ناشي از تركيباتي نظير سموم دفع آفات، تركيبات فنلي، هيدروكربورهاي حلقوي، تري‌هالومتان‌ها و فلزات سنگين استناد نمود. اقدامات بهداشت محيط متمركز است بر روي موادي كه بالقوه بحال مصرف كننده مضر هستند، محدود گردد و آن دسته در مواردي كه قابليت پذيرش عمومي را تحت تاثير قرار مي‌دهند كنترل شود. 

سختي آب مربوط به املاح خاصي است كه در آب وجود دارد اين املاح شامل كاتيون‌هاي كلسيم، منيزيم، استرانسيم، آهن، آلومينيوم، منگنز و مس مي‌باشد كه با آنيون‌هاي بيكربنات، كربنات كلرور، سولفات، سيليكات و نيترات به صورت محلول در آب وجود دارند. سختي آب را مي‌توان به صورت " خراب شدن صابون در آب" تعريف كرد. اگر مقدار زيادي آب لازم شود تا صابون كف كند مصرف كننده آب، آن را سخت به شمار مي‌آورد. اغلب سختي آب ناشي از چهار جزء مي‌باشد: بي كربنات كلسيم، بيكربنات منيزيم، سولفات كلسيم و سولفات منيزيم. وجود هر يك از اين تركيب‌ها موجب سختي آب مي‌شود، اگر چه تركيبات ديگر هم هستند اما كمتر موجب سختي آب مي‌شوند. سختي آب به صورت سختي دائم و سختي موقت نامگذاري مي‌شود.مجموع سختي موقت و سختي دائم را سختي كل مي‌نامند. با رويكردي ديگر، سختي را به سختي مربوط به كربنات‌ها و سختي غيركربناتي تقسيم بندي نموده اند. سختي كربناتي موقتي و سختي غيركربناتي، دائمي است. سختي موقت در اثر جوشاندن آب ته نشين مي‌شود و جرم داخل ظروف را تشكيل مي‌دهد، اين پديده به املاح كربنات كلسيم و منيزيم مربوط ميشود. جوشاندن آب به مدت چند دقيقه موجب تجزيه شدن بي كربنات كلسيم و منيزيم و خارج شدن CO2 و رسوب كربنات‌هاي كلسيم و سديم مي‌گردد. اماسختي مربوط به سولفات‌ها، نيترات‌هاي كلسيم، منيزيم 000 در اثر حرارت رسوب نمي‌دهند. سختي آب معمولا برحسب ميلي اكي والان در ليتر يا ميلي‌گرم در ليتر كربنات كلسيم بيان مي‌شود و آب‌ها را بر اين اساس طبق جدول زير درجه بندي مي‌نمايند.

           جدول ـ  طبقه بندي سختي آب

طبقه يا درجه سختي آب

مقدار سختي آب برحسب ميلي اكي والان

 در ليتر آب (ميليگرم در ليتر)

الف) سبك

ب) سختي متوسط

ج) آب سخت

د) آب خيلي سخت

   1  ( كمتر از 50 ميلي گرم در ليتر)

3-1 ( 150-50 ميلي گرم در ليتر)

6-3 ( 300-150 ميلي گرم در ليتر)

6   ( بيش از 300 ميلي گرم در ليتر)

معيار آب آشاميدني از نظر سختي اين است كه آب آشاميدني بايد داراي سختي متوسط باشد. اگر سختي آب بيش از 3 ميلي اكي والان در ليتر باشد، پيشنهاد مي‌شود سبك گردد. سختي آب بيشتر از نظر اقتصادي اهميت دارد اگرچه طبق مطالعات انجام شده امكان رويداد بيماري‌هاي قلب و عروق در استفاده كنندگان از آب سبك بيشتر است.

ويژگي‌هاي فيزيكي يا ظاهري آب

ويژگي‌هاي فيزيكي آب نظير بو، مزه، كدورت، درجه حرارت و رنگ آب مي‌تواند آب را براي مصرف كننده نامطلوب سازد.

بو و طعم

 اساسي ترين مساله در مورد آب تصفيه شده عدم داشتن بو و طعم مي‌باشد، بوي آب قاعدتا ارتباط نزديكي با طعم آن دارد. عوامل مختلفي در ايجاد طعم و بوي آب موثر است. ازجمله اين عوامل جلبك‌ها، تجزيه گياهان آبزي، محصولات حاصل از كلرينه نمودن آب نظير كلر و فنل‌ها و آب‌هاي راكدي كه در انتهاي سيستم توزيع ساكن مي‌مانند.

كدورت آب

 پديده اي است كه ميزان زلال بودن يا شفافيت آن را مشخص مي‌كند و يكي از معيارهاي تعيين كيفيت ظاهري آب است. كدورت معمولا به علت وجود مواد معلّق در آب ايجاد مي‌شود. در برنامه هاي تهيه، تامين و توزيع آب بهداشتي معيار كدورت نيز مورد توجه است. و معمولا براي كدورت‌هاي قابل توجه از واحد J.T.U  براي سنجش استفاده مي‌شود و براي كدورت‌هاي پايين از واحد N.T.U  استفاده مي‌گردد.

آب خالص معمولا بي رنگ است. رنگ آب آلوده نشده مي‌تواند ناشي از مواد در حال گنديدگي زمين يا نمك‌هاي فلزي موجود در طبيعت (آهن و منگنز) باشد. آلاينده هاي صنعتي نيز مي‌توانند بوجود آورنده طيف وسيعي از رنگ‌ها در آب‌هاي پذيرنده باشند. رنگ آب معمولا با واحد هيزن كه معروف به مقياس پلاتين ـ كبالت است، بيان مي‌شود.

دماي آب

از آنجايي كه گوارايي آب مربوط به ميزان اكسيژن محلول در آن مي‌باشد هرقدر دماي آب بالاتر باشد ميزان حلاليّت اكسيژن محلول در آن كمتر خواهد بود لذا آب به اصطلاح گرم با دماي 20 درجه بالاتر اكسيژن كمتري در بر دارد و مورد رضايت مصرف كننده نيست در حالي كه آب با دماي بين 5 تا15 درجه سانتيگراد اكسيژن محلول بيشتري در خود دارد كه گوارا و مطلوب است البته دماي پايين تر از 5 درجه نيز براي نوشيدن مطلوب نيست.

غلظت يون هيدروژن در آب با معيار PH سنجيده مي‌شود. اين ويژگي يكي از مهم ترين خواص فيزيكو ـ شيميايي آب محسوب مي‌شود. زيرا گزينه بهينه در مورد بهسازي آب به PH آن بستگي دارد. در آب نزديك خلوص، غلظت يون‌هاي H+ و OH- خيلي كم و تقريبا نزديك به هم هستند، چنين آبي را خنثي گويند. كه PH  آن در 25 درجه سانتي گراد حدود 7 است. در شرايطي كه غلظت يون هيدروژن بيش از يون هيدروكسيل باشد PH كمتر از 7 و آب اسيدي است در صورتي كه غلظت يون هيدروكسيل بيش از يون هيدروژن باشد PH بيشتر از 7 و آب قليايي است.

تصفيه آب

كيفيت آب‌هاي مورد نياز براي مصارف خاص به ندرت با ويژگي‌هاي طبيعي آن‌ها مطابقت دارد. آب آشاميدني با ويژگي ذكر شده كه بايستي سالم وتميز باشد به طور طبيعي به مقدار كافي در دسترس نمي‌باشد. اكثر منابع آب از نظر كيفيت شيميايي و بيولوژيكي براي شرب مناسب نيستند و قبل از مصرف احتياج به يك سري عمليات دارند. چنين عملياتي كه به منظور متناسب سازي آب براي مصرف خاصش صورت مي‌گيرد تصفيه ناميده مي‌شود. تصفيه يا پالايش آب از نظر پزشكي و بهداشت اهميت زيادي دارد. از بين منابع آب، آب‌هاي سطحي ناخالصي‌هاي بيشتري در بر دارند تا آب‌هاي زيرزميني. پس اين قبيل منابع احتياج به بهسازي جدي دارند ليكن آب‌هاي زيرزميني از نظر كيفيت ميكروب شناختي براي حفظ سلامت، حداقل بايد ضدعفوني شوند و شايد برخي از آن‌ها به خاطر داشتن پاره اي عناصر شيميايي نظير آهن و منگنز احتياج به تصفيه بيشتري داشته باشند. بطور كلي عمليات بهسازي يا تصفيه آب به يكي از طرق زير صورت مي‌گيرد.

راه هاي بهسازي آب

بهسازي آب ممكن است به چند روش فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي يا بعضا تركيبي از اين روش‌ها انجام شود. در مجموع با در نظر گرفتن ميزان مصرف و شرايط موجود، اغلب تصفيه آب از طرق زير انجام مي‌شود:

الف) جوشاندن در سطح خانوار و گروه هاي محدود جمعيتي

 در اين روش جوشاندن حدود 5 دقيقه آب علاوه بر از بين بردن زيستوارك‌هاي بيماري‌زا سختي آب نيز تا حدودي كاهش مي‌يابد.

ب) انبار كردن آب

كه براي اجتماعات كوچك و بزرگ قابل اجرا است. آب در منبع اصلي در مخازن طبيعي يا مصنوعي براي مدتي نگهداري مي‌شود، جلوگيري از آلودگي بعدي بايستي مورد توجه باشد. انبار كردن آب به مقدار قابل ملاحظه اي ناخالصي‌هاي معلق آب را كاهش مي‌دهد. اين فرايند متابعت از روند طبيعي حذف آلودگي‌ها مي‌باشد. ذخيره نمودن آب براي مدتي، از چند ديدگاه مورد تامل است.

1) از نظر فيزيكي، كاهش مواد معلق از طريق ته نشيني كه مواد معلق موجود در آب در اثر قوه ثقل ته نشين مي‌شوند، تجربه نشان مي‌دهد در 24 ساعت اوليه حدود 90% ناخالصي‌هاي معلق ته نشين مي‌گردند. در نتيجه فرايند تصفيه درمراحل بعدي آسان تر مي‌شود.

2) از نظر شيميايي، در مدت ذخيره سازي آب ممكن است برخي تغييرات شيميايي و بيوشيميايي روي دهد. بيكربنات‌ها تجزيه شده و توليد انيدريك كربنيك نمايند، گازهاي سمي نظير آمونياك، هيدروژن، سولفوره و انيدريد كربنيك از آب خارج مي‌شوند. مواد آلي موجود در آب خام در اثر فعاليت‌هاي ميكروبي به كمك اكسيژن محلول در آب تجزيه و تثبيت مي‌شوند و در نتيجه، مواد آلي فساد پذير، به مواد معدني تبديل مي‌گردند.

3) از نظر زيست شناختي، موجودات زنده بيماريزاي موجود در آب خام در اثر عوامل مختلف رو به كاهش گذاشته و شمار قابل توجهي از آن‌ها نابود مي‌شوند. تجربه نشان مي‌دهد با انبار كردن آب رودخانه در مدت 7ـ5 روز اول تا 90% ميكروب‌ها %