سيستم هاي مهندسي تصفيه فاضلاب

فاضلاب چيست؟

همه جوامع هم به صورت مايع و هم به صورت جامد ، فضولات توليد مي کنند . بخش مايع اين فضولات  يا فاضلاب اساسا همان آب مصرفي جامعه است که در نتيجه کاربردهاي مختلف آلوده شده است.

در هر جامعه اي فاضلاب و آلاينده هاي هوا توليد مي شود و فاضلاب توليد شده ضرورتا مي بايست دوباره به آن  باز گردد. از نقطه نظر توليد ، فاضلاب به صورت ترکيبي از آب و يا هر مايع ديگر و مواد زائد موجود در آن که در مناطق مسکوني ،تجاري و يا صنعتي توليد مي شود تعريف مي شود . فاضلاب ها مقدار زيادي مواد خارجي دارند و فاضلاب خانگي از تهيه غذا ،نظافت منزل،شستشوي ترشحات و فضولات بدن ناشي مي گردد.عمليات صنعتي نيز باعث آلودگي آب مي شود زيرا برخي از محصولات اصلي و فرعي صنعتي بطور عمدي يا غير عمدي وارد آب مي گردد.

هرگاه  فاضلاب  تصفيه نشده تجمع پيدا کند ،تجزيه مواد ارگانيک موجود در آن منتهي به وضعيت آزار دهنده از جمله توليد گازهاي بد بو مي شود.بعلاوه فاضلاب تصفيه نشده حاوي تعداد زيادي ميکروارگانيسم هاي بيماري زا است که مي تواند در بدن انسان رشد کنند. فاضلاب همچنين حاوي مواد غذايي مناسب براي رشد گياهان بوده و ممکن است حاوي ترکيبات سمي و يا ترکيباتي با قابليت ايجاد سرطان نيز مي باشد . به دلايل فوق حذف سريع و بدون مشکل فاضلاب از منابع توليد کننده آن ،تصفيه ،آماده سازي جهت استفاده مجدد و يا دفع به محيط  ، امري ضروري به جهت سلامتي افراد و نيز محيط زيست است .

 اهميت دفع فاضلاب

الف) تامين شرايط بهداشتي براي زندگي مردم : فاضلابهاي شهري هميشه داراي ميكروبهاي گوناگوني مباشند كه قسمتي از آنها را ميكروبهاي بيماري زا تشكيل ميدهند.

 ورود فاضلاب تصفيه نشده به محيط زيست و منابع طبيعي آب مثل رودخانه ها و درياچه ها موجب آلوده شدن اين منابع به ميكروبهاي بيماري زا ميگردد و در اثر تماس انسان با اين منابع خطر گسترش اين بيماري ها بين مردم به وجود مي آيد

ب) پاك نگه داري محيط زيست : وارد نمودن فاضلابهاي تصفيه نشده به محيط زيست موجب آلودگي اين محيط شده كه علاوه بر خطرهاي مستقيم كه براي بهداشت مردم دارد،نتايج ديگري از قبيل ايجاد مناظر زشت ،بوهاي ناخوشايندو سرانجام توليد حشرات مخصوص مگس و پشه به همراه دارد كه اين حشرات خود وسيله اي براي جابجا شدن ميكروبهاي بيماري زا و آلوده سازي محيط زيست با اين ميكروبها مي باشند

ج) بازيابي فاضلاب : با توجه به اينكه مقدار نمكهاي معدني محلول در فاضلاب به مراتب كمتر از آب درياهاي آزاد ميباشد و فاضلاب جزو آبهاي شيرين ولي آلوده به حساب مي آيد.استفاده مجدد از فاضلاب تصفيه شده به جاي آب شيرين جهت آبياري زمينهاي كشاورزي به ارزانتر از شيرين سازي آب درياهاي شور است.

كاربرد ديگر فاضلاب تصفيه شده جهت آبياري و كشاورزي علاوه بر صرفه جويي در مصرف آب شيرين به علت وجود مواد كودي در فاضلاب تصفيه شده مي تواند منبع غذايي خوبي براي گياهان و تقويت زمين كشت باشد. به كار بردن فاضلاب خام و تصفيه نشده جهت آبياري كشاورزي مشكلات زيادي در بر دارد تا جايي كه استفاده از اينگونه فاضلابها را غير ممكن ميسازد. در هر صورت براي رسيدن به نتايج مطلوب در كاربرد مجدد فاضلاب در كشاورزي نياز به مطالعه و بررسي كامل دارد

انواع فاضلاب:

صنعتي: خواص آن بستگي به نوع صنعت دارد. فرايند تصفيه بسيار متغير مي باشد. بسياري از فرايندهاي مورد استفاده جهت تصفيه فاضلاب شهري در مورد فاضلاب صنعتي نيز استفاده مي شود.

شهري: حاوي آلاينده هاي بسياري است. ترکيب فاضلاب با فصل ممکن است تغيير کند که ناشي از استفاده مختلف آب مي باشد.

فاضلاب های سطحی : اين دسته از فاضلابها ، شامل آبهاي ناشي از بارندگي ، ذوب برف و يخ در معابر شهري مي باشد . اين آبها به دليل وجود آلودگي هوا ، محيط شهري از غلظت آلودگي خاص خود برخوردار است. البته به گروه مي توان آبهاي جاري در کانالها و جويها را اضافه کرد

اين گروههاي عمده باهم تفاوتهايي دارند که ناشي از رنگ ، بو، غلضت ، مواد خارجي موجود در فاضلاب و .... مي باشد .

مهم ترين اجزاي تشکيل دهنده فاضلاب :

جامدات معلق: عمدتاً شامل پسماندهاي غذايي، فضولات بدن انسان، کاغذ، پارچه و ذرات خاک مي باشد.

مواد آلي فاضلاب : عمدتاً شامل پروتئينها (40 تا 60 درصد)، کربوهيدراتها (25 تا 50 درصد) و ليپيدها (تقريباً 10درصد)

عوامل بيماريزا: انواع عوامل بيماريزا با منشأ آبي يافت مي شوند که شامل باکتريها، ويروسها، پرتوزوآ و انگلها مي باشند.

 روشهاي جمع آوري فاضلاب شهري

روشهاي جمع آوري فاضلاب شهري ‚که در 2 قالب سنتي ونوين قابل بررسي است

شيوه سنتي

شيوه سنتي يا روش متداول روشي است که بطور ثقلي آب مصرف شده را بطور صحيحي جمع آوري و به تصفيه خانه منتقل مي کند، که خود به 2 روش کانالهاي جدا ازهم و روش درهم تقسييم مي شود

در روش کانالهاي جدا از هم فاضلابهاي سطحي از طريق يک خط لوله مجزا و فاضلابهاي خانگي بوسيله لوله ديگر به تصفيه خانه انتقال داده مي شوند. در روش درهم ، فاضلابهاي خانگي و سطحي از طريق يک خط لوله به تصفيه خانه منتقل مي گردند

بر اساس تحقيقاتي که در دهه 1960 و 1970 بر روي وضعيت جمع آوري فاضلاب در جوامع کوچک انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که هزينه هاي سيستم ثقلي و يا متداول 4 برابر هزينه هاي تصفيه و دفع فاضلاب مي باشد. از اين رو جهت اجتناب از اين مسايل، سيستم جديد را پيشنهاد داده اند

روش هاي نوين

 روش سپتيک تانک ثقلي Septik Tank Effluent Gravity) { STEG })

در اين روش يک پيش تصفيه بر روي فاضلاب صورت مي گيرد و مشکلي جهت تامين سرعت خود شستشويي وجود ندارد چون مواد جاند معلق درشت در سپتيک تانک مانده و اختلالي در تامين سرعت خودشستشويي ايجاد نمي کنند. 200میلی مترو يا بالاتر انتخاب گردد در سپتیک تانک لازم نیست که قطر لوله ها 200 میلی متر باشد

اين روش براي جوامع کوچک کاربرد دارند و چون قطرها کوچک هستند، مي توان از لوله هاي پلاستيکي استفاده نمود زيرا خوردگي اين نوع لوله ها کمتر است و مشکل نشتاب وجود ندارد

فاضلاب بدون هيچ پيش تصفيه اي وارد شبکه جمع آوري شده و به صورت ثقلي به سمت تصفيه خانه حرکت مي کند. حداقل قطر لازم 150 تا 200 mm است. جهت جلوگيري از رسوب جامدات معلق، حداقل قطر 0.6متر بر ثانيه حفظ بايد گردد. جهت تميز کردن آنها وجود منهول الزاميست. بدليل آب بند نبودن کامل شبکه جمع آوري سنتي، يکي از مشکلات اصلي Infiltration يا نشتاب به داخل و Exfiltration يا نشتاب به خارج مي باشد. در اين روش قطر  و لوله هاي پلاستيکي مورد استفاده قرار مي گيرند

لوله هاي خروجي از منازل، در ابتدا وارد سپتيک تانک مي گردند. بدليل اينکه در اين حالت مواد جامد قابل ته نشيني وجود ندارد. سيستم با قطر کم و شيب کمتر قادر به انتقال فاضلاب خواهد بود. اين سيستم به دليل اينکه کاملا آب بند مي باشد، امکان نشتاب به داخل و يا خارج وجود ندارد. اين سيستم براي اولين بار در سال 1961 در استراليا و سپس در سال 1977 در آمريکا مورد استفاده واقع شد. عمق کارگذاري لوله ها در اين سيستم حدود0.9متر مي باشد

 روش سپتيک تانک با پمپ ( Septik Tank Effluent Pump )

اين روش، شامل شبکه تحت فشار مي باشد. در اين روش، سپتيک تانک مجهز به صافي و پمپ با فشار بالاست. فاضلاب خروجي توسط لوله هايي با قطر کم، که تحت فشار مي باشند، پمپاژ مي شود. شبکه جمع آوري فاضلاب اصلي نيز در اين روش تحت فشار مي باشد

قطر لوله هاي تخليه در اين سيستم 25تا38 mm است. قطر لوله هاي اصلي حداقل 50 mm مي باشد. مانند سيستم STEG مشکل نشتاب در اين سيستم نيز وجود ندارد. در اين سيستم شبکه در عمق بسيار کم گذارده مي شود و لوله ها داراي انعطاف کافي هستند، به همين دليل نياز به شيب دهي نيست..تنها مشکله مربوطه، زماني است که سطح آب زيرزميني بالاست و منطقه سنگلاخي است. اين سيستم اولين بار در سال 1968 و در آمريکا بکار برده شد

 Pressure Sever With Grinder Pump

اين سيستم شبيه روش دوم است ولي بجاي استفاده از پمپ ساده از پمپي استفاده مي شود که قدرت بيشتري دارد. در اين سيستم براي شبکه جمع آوري از سپتيک تانک استفاده نمي شود و بجاي آن از يک پمپ خردکننده براي خرد کردن جامدات استفاده مي شود. بنابراين مي توان از شبکه هايي با قطر کوچک استفاده کرد. مانند روش STEP اين شبکه نيز با قطر کم و عمق کارگذاري کم استفاده مي شود ولي در اين روش به دليل عدم استفاده از پيش تصفيه مقدار جامدات معلق، چربي و روغن بيشتر خواهد بود

 روش خلاء

در اين سيستم از شبکه اي استفاده مي گردد که تحت فشار منفي و خلا قرار دارد. در اين روش جايگزين نيز مانند حالت هاي قبلي، قطر لوله ها کم ، عمق کارگذاري شبکه نيز کم و شتاب نيز وجود ندارد

سيستم هاي تصفيه فاضلاب شهري:

تصفيه اوليه (فیزیکی) - تصفيه ثانويه (زیستی) - تصفيه ثالث (شیمیایی)

تصفيه اوليه:

هدف جداسازي مواد جامد از فاضلاب ورودي  و جدا کردن نخاله هاي بزرگ توسط غربالها و يا خرد کردن آنها با تجهيزات خرد کننده  ، جداسازي جامدهاي معدني در کانالهاي دانه گير و بيشتر جامدات معلق آلي با ته نشيني ، جداسازي تقريباً نيمي از جامدات معلق که تقريباً 30% BOD کل فاضلاب ورودي را تشکيل مي دهند.

طراحي تصفيه اوليه:

1) غربال کردن يا آشغال گيري: حذف جامدات درشت از فاضلاب ، غربالهاي درشت از ميله هاي عمودي به فاصله 1 سانتيمتر از يکديگر و غربالهاي ريز از سيمهاي بافته شده و يا صفحات سوراخدار تشکيل شده اند. مقدار جامدات حذف شده در غربال کردن به اندازه روزنه هاي غربال بستگي دارد. دفع در محل دفن بهداشتي زباله، خرد کردن و باز گردانيدن به جريان فاضلاب ، خاکسترسازي متداولترين عمليات دفع جهت جامدات غربال شده به شمار مي رود.

2) خرد کردن: مواد غربال شده گاهي پس از خرد کردن به جريان فاضلاب باز مي گردانند. خرد کننده معمولاً جامدات درشت را تا اندازه تقريبي 8 ميليمتر خرد مي کند و به فاضلاب بر مي گرداند. دستگاه هاي خرد کننده بايد جلوتر از دستگاههاي پمپاژ قرار بگيرند.

3) شن گيري يا حذف دانه : دانه يا grit شامل گونه ها و انواع مختلفي مانند جامدات معدني شامل نخاله ها، شن، گل و لاي، پوسته تخم مرغ، شيشه و خرده فلز و يا ترکيبات آلي سنگينتر و بزرگتر مانند تکه هاي استخوان، دانه ها و تفاله هاي چاي و قهوه مي باشد. از يک ميليون متر مکعب فاضلاب 15 متر مکعب دانه جدا مي شود. دانه هاي داراي مواد آلي يا در محل دفن بهداشتي دفع مي شوند و يا همراه با مواد غربال شده سوزانده و سپس دفع مي شوند.

4) اندازه گيري جريان : دانستن شدتهاي هيدروليکي جريان براي عملکرد بسياري از راکتورها در واحد تصفيه فاضلاب ضروري مي باشد. اندازه گيري شدت جريان جهت تخمين ظرفيت مورد نياز در آينده لازم مي باشد.

5) ته نشين سازي مقدماتي : عمليات واحدي است که براي تغليظ و جداسازي جامدات آلي معلق از فاضلاب طراحي مي شود. زماني که تصفيه اوليه کافي تلقي مي شود ته نشين سازي مقدماتي مهم ترين قسمت واحد تصفيه مي باشد. عملکرد اين بخش جهت کاهش بار آلودگي وارد شونده به جريانهاي طبيعي آب بسيار حساس مي باشد. اين عمل بدون افزايش منعقد کننده هاي شيميايي و اختلاط مکانيکي و يا عمليات لخته سازي مي باشد. مواد آلي اندکي از آب سنگينترند و ته نشين مي شوند و مواد سبکتر مانند روغنها در سطح فاضلاب شناور مي شوند. جداسازي کف توسط لجن روب و جداسازي مواد شناور توسط يک سر ريز کف انجام مي گيرد. ته نشين سازهاي اوليه يا به شکل مخازن مستطيل بلند و يا مخازن استوانه اي مي باشند.

 

تصفيه ثانويه سيستم هاي تصفيه فاضلاب شهري:

تبديل بيولوژيکي مواد آلي کلوئيدي و محلول به جرم زنده که بعداً به وسيله ته نشين سازي جدا مي شود. تماس بين ميکروارگانيسم ها و مواد آلي در اثر معلق بودن جرم زنده در فاضلاب و يا عبور فاضلاب از سطح جرم زنده چسبيده به سطوح جامد معروفترين سيستم جرم زنده معلق لجن فعال مي باشد.جرم زنده توليد شده توسط کاتابوليسم خود خوري و يا ساير ميکروارگانيسم ها قابل تجزيه مي باشد.

معمولاً تصفيه بيشتر لجن ثانوي توسط فرايندها بيولوژيکي بي هوازي صورت مي گيرد. محصولات نهايي گازي شکل، متان، دي اکسيد کربن و مايعات و جامدات بي اثر توليد مي شوند. متان داراي ارزش حرارتي است.مايعات با غلظت هاي بالاي ترکيبات آلي به واحد تصفيه بازگردانده مي شوند. جامدات با مقدار زيادي از ترکيبات معدني به عنوان تنظيم کننده مواد خاک و يا کود در زمينهاي کشاورزي مصرف مي شوند. بقيه جامدات را با سوزاندن و دفن بهداشتي دفع مي کنند.

گاهي تصفيه اوليه و ثانويه همراه با هم انجام مي شود. فاضلاب در حوضچه هاي اکسيداسيون ريخته مي شود و فاضلاب در سطح به طور هوازي و در عمق به صورت غيرهوازي تجزيه مي شود در سيستم لاگون هوادهي شده، اکسيژن در اثر هوادهي مکانيکي تأمين مي شود و تجزيه در کل عمق برکه به صورت هوازي مي باشد. در اغلب موارد تصفيه ثانويه جهت دستيابي به استانداردهاي جريان خروجي کافي مي باشد.

طراحي تصفيه ثانويه:

جريان خروجي از تصفيه اوليه هنوز داراي 40 تا 50 درصد از مواد جامدمعلق و تقريباً تمام مواد آلي و معدني محلول اوليه مي باشد. جهت حذف مواد آلي در تصفيه ثانويه از فرايندهاي فيزيکي، شيميايي و يا بيولوژيکي استفاده مي شود. در تصفيه بيولوژيکي مواد آلي فاضلاب به عنوان غذا توسط ميکرو ارگانيسم ها مصرف شده و به سلولهاي بيولوژيکي يا جرم زنده تبديل مي شود. ارگانيسم هايي که در سيستم هاي آبهاي شيرين طبيعي به تجزيه مواد آلي مي پردازند. ارگانيسم هاي دخالت کننده در تصفيه فاضلاب مي باشند. جداسازي جرم زنده تازه توليد شده از فاضلاب جهت تکميل فرايند تصفيه ضروري مي باشد.

لجن فعال: يک سيستم کشت ميکروبي معلق است که از اوايل قرن بيستم توجه و استفاده مي شود. لجن ته نشين شده حاوي ميکروارگانيسم هاي زنده و فعال مي باشد و به همين سبب لجن فعال ناميده مي شود. لجن فعال از نوع كشت ميكروبي معلق با لجن بازگشتي مي باشد وبه صورت اختلاط کامل يا جريان لوله اي مي باشد. فرآيند هوازي است و اکسيژن به وسيله تزريق هوا تأمين مي شود.

هوادهي لجن فعال : در فرايند لجن فعال سرعت مصرف اکسيژن هميشه از سرعت جايگزيني طبيعي آن بيشتر است. اکسيژن به طور مصنوعي در اثر هوادهي مايع مخلوط در راکتور بيولوژيکي تأمين مي شود. سرعت مصرف اکسيژن تابعي از خواص فاضلاب و راکتور مي باشد. تکنيک هاي هوادهي عبارتنداز: پخش کننده هاي هوا (ديفيوزر) براي تزريق هواي فشرده و همزنهاي مکانيکي براي اختلاط شديد جهت توزيع هوا در مايع و استفاده از هواي پخش شده در سيستم هاي جريان لوله اي و هواده هاي مکانيکي در سيستم هاي کاملاً مخلوط شده اند

برکه ها و لاگونها : در برکه ها که معمولاً کم عمق هستند، فاضلاب براي مدت نسبتاً طولاني جهت فرايند پالايش طبيعي و رسيدن به تصفيه مطلوب نگه داشته مي شود. در برکه ها حداقل قسمتي از سيستم بايد هوازي باشد. لاگونها حوضچه هايي هستند که اکسيژن آنها از طريق هوادهي مصنوعي تأمين مي شود. لاگونها معمولاً اختياري هستند و جامدات در قسمت کف ته نشين مي شود و به شکل بي هوازي تجزيه مي شوند. برکه ها و لاگونهاي اختياري راکتورهاي کاملاً بهم خورده، بدون جريان بازگشتي جرم زنده هستند و جامدات فاضلاب در نزديکي محل ورود جريان ته نشين مي شوند.

گندزدايي جريانهاي خروجي : ضرورتاً در مواردي که در بخش هايي از جريان خروجي ممکن است با انسان تماس يابد، انجام داده مي شود. فرايندهاي گندزدا مشابه با فرايندهاي گندزدايي در مورد آب آشاميدني مي باشد. اکسيد کننده هاي شيميايي مؤثرترين مواد گندزدا جهت فاضلاب مي باشند. پر مصرف ترين گندزدا کلر مي باشد. با وجود اينكه کلر با اجزاي مشخصي در فاضلاب ترکيب شده و ايجاد ترکيب هالوفرم مي نمايد بيش از ساير مواد گندزدا به مصرف مي رسد.

تصفيه و دفع لجن: جامدات غليظ جدا شده از فاضلاب داراي مواد زيان آور بسياري مي باشند و بايد به نحو مناسبي دفع شوند. تجهيزات دفن لجن 40 تا 60 درصد هزينه ساخت واحدهاي تصفيه فاضلاب را به خود اختصاص مي دهد. در مرحله اول بايد کميت و ماهيت لجن با توجه به خواص فاضلاب، ماهيت و بازدهي فرايندهاي تصفيه مشخص شود. معمولاً 70 درصد لجن را مواد آلي تشکيل مي دهد.اين عمل جهت كاهش حجم لجن مي باشد و در نهايت لجن به شكل مايع و يا نيمه جامد باقي مي ماند.

تغليظ لجن : با استفاده از روش هاي زير صورت مي گيرد :

روش هاي مکانيکي

فيلتراسيون خلاء

استفاده از سانتريفوژ

کاهش حجم به کمک تغليظ ثقلي که معمولاً غلظت را دو برابر کرده و حجم را نصف مي کند.

شناور سازي

هضم لجن : مهم ترين روش تثبيت لجن غليظ شده تجزيه بيولوژيکي مي باشد. درفرايند هضم ، جامدات تبديل به محصولات نهايي غير سلولي مي شوند. هضم لجن باعث کاهش حجم لجن تغليظ شده و خنثي سازي جامدات باقي مانده مي شود. هضم مي تواند به دو صورت هوازي و غيرهوازي صورت پذيرد.

دفع لجن : با استفاده از روش هاي زير صورت مي گيرد :

خشک کردن

خاکسترسازي

تخليه لجن در زمين با رعايت معيارهاي بهداشتي

تخليه لجن در خاکها به عنوان کود

تصفيه ثالث :

شامل جداسازي بهتر مواد جامد معلق و حذف مواد مغذي مي باشد.از فيلتراسيون جهت جداسازي جامدات معلق استفاده مي شود. حذف ترکيبات فسفر و نيتروژن به وسيله مجموعه اي از فرايندهاي فيزيکي، شيميايي و بيولوژيکي انجام مي شود.

تصفيه ثالث يا تصفيه پيشرفته فاضلاب:

هر گاه کيفيت جريان خروجي از تصفيه ثانويه منطبق با استانداردهاي جريان خروجي نباشد. تصفيه ثالث شامل حذف ترکيبات نيتروژن و فسفر، مواد مغذي رشد گياهي، جامدات معلق اضافي، نمکهاي معدني محلول و مواد آلي مقاوم ممکن است باشد. مهم ترين مواد مغذي معمولاً در برگيرنده ترکيبات نيتروژن و فسفر مي باشند.

حذف نيتروژن :

نيتروژن آمونياكي، احياء شده ترين تركيب نيتروژن يافت شونده در فاضلاب ها است.

متداول ترين فرايند ها جهت جداسازي آمونياك:

1) حذف آمونياك به روش هوادهي

2) نيتريفيكاسيون- دي نيتريفيكاسيون بيولوژيكي

حذف فسفر :

فسفر جز يي جدايي ناپذير از فاضلاب شهري است.به طور متوسط در حدود 10 ميلي گرم بر ليتر مي باشد.بيشتر به شكل پلي فسفات ها و ارتوفسفات ها هستند.روش اصلي جداسازي فسفر ترسيب شيميايي مي باشد.در اين روش در pH  هاي اندكي اسيدي ارتوفسفات ها با كاتيو ن هاي آهن يا آلومينيوم سه ظرفيتي واكنش داده و ايجاد رسوب مي نمايند.

دفع فاضلاب و استفاده مجدد از آن:

قسمت عمده فاضلابهاي تصفيه شده بايد دفع شوند. دريافت کننده هاي نهايي فاضلابهاي تصفيه شده: آبهاي سطحي و بسترهاي آب زيرزميني، سطح زمين و در برخي موارد اتمسفر محل هاي دفع يا تجهيزات مورد استفاده مجدد بايد در فاصلة مناسبي نسبت به واحد تصفيه فاضلاب قرار داشته باشند. معمولترين روش براي دفع فاضلاب رقيق نمودن آن در آبهاي سطحي است. از جريانهاي خروجي فاضلاب در کشاورزي و ايجاد فضاهاي سبز شهري در پارکها، زمينهاي گلف، کناره بزرگراهها و جاده هاي منتهي به فرودگاهها به نحو موفقيت آميزي استفاده شده است. ممکن است از جريانهاي خروجي تصفيه فاضلاب جهت مقاصد صنعتي استفاده شود. با توجه به کمبود آب آشاميدني، استفاده از فاضلاب تصفيه شده به عنوان بخشي از منبع آب آشاميدني اخيراً در بعضي کشورها بيشتر متداول شده است.

منبع : ”مهندسي محيط زيست“ نوشته پوي، روو، و چپانوگلاس، ترجمه دكتر محمد علي  كي نژاد و مهندس سيروس ابراهيمي، انتشارات دانشگاه صنعتي سهند



تاريخ : جمعه 28 مرداد1390 | 7:13 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

از دست این چینی های چشم بادامی ((ببر ها)) هم در امان نیستند نوع جدیدی از تجارت چینی ها و مشکلات ان  برای ...  

با وجود امضاي برنامه جهاني حفاظت از ببر؛ چين تجارت پوست ببر را قانوني اعلام کرد

جام جم انلاین : آژانس تحقيقاتي محيط زيست، EIA، از ايالات متحده آمريکا، انگلستان و همه کشورهايي که در پروژه جهاني حفاظت از ببر فعاليت مي کنند هشدار داده اند که چين بارديگر خريد و فروش پوست ببر را در اين کشور قانوني اعلام کرده است. اين در حالي است که فروش پوست ببر، متناقض با کنوانسيون جهاني تجارت گونه هاي در معرض خطر، سايتيس (CITES) است.

به گزارش جام جم انلاین و به نقل از سايت محيط زيستي مونگابي، بر اساس آن چه آژانس تحقيقاتي محيط زيست، EIA اعلام کرده است، دولت چين طرحي ارائه داده است که در آن اجازه قانوني استفاده از پوست ببر داده مي شود. چيني ها مي گويند که اين پوست ها از جاهايي مانند مزارع پرورش ببر تامين مي شود اما در هر حال مسوولان EIA مي گويند که اين طرح چندان شفاف نيست و تنها سرپوشي است براي فروش پوست ببرهايي که در طبيعت شکار شده اند.

آن ها معتقدند که اين اقدام چين نه تنها هيچ کمکي به حفاظت از اين جانور در معرض انقراض نمي کند بلکه دست قاچاقچيان پوست را بازتر مي کند.

اما اين اقدام عجيب دولت چين در حالي اتفاق مي افتد که اين کشور برنامه جهاني احياي ببر را امضا کرده است. اين برنامه قصد دارد تعداد ببرها را تا سال 2022 ميلادي دو برابر کند و براي اين منظور نيز 300 ميليون دلار در نظر گرفته شده است. با اين حال مسوولان مي گويند که اين اقدام «مسخره» چين، اين برنامه را تحت تاثير قرار مي دهد.

اخيرا مواردي براي فروش اينترنتي پوست ببر ديده شده است. يک پوست ببر 124 هزار دلار قيمت گذاري شده است. يک ببر تاکسيدرمي شده هم تا 700 هزار دلار قيمت گذاري شده است. به علاوه پوست پلنگ هم چيزي بين 100 هزار تا 300 هزار دلار ارزش گذاري شده است.

در حال حاضر برآورد کارشناسان جهاني حيات وحش نشان مي دهد که چيزي در حدود 3 هزار و 500 ببر در حيات وحش زندگي مي کنند. آنها مي گويند که در سال 1900 اين جمعيت 100 هزار ببر بوده است.

منبع : جام جم انلاین



تاريخ : جمعه 28 مرداد1390 | 4:27 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

21 مرداد، روز درياي خزر- نگاهي به کنوانسيون تهران

سبزپرس :21 مرداد ماه سال 1385، کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر (کنوانسيون تهران) براي پنج کشور ساحلي لازم‌الاجرا شد. اين پنج کشور جمهوري آذربايجان، جمهوري اسلامي ايران، جمهوري قزاقستان، جمهوري فدراتيو روسيه و ترکمنستان هستند. به همين دليل اين روز، توسط برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) به عنوان روز درياي خزر نامگذاري شده است.

به گزارش سبزپرس و به نقل از روابط عمومي اداره کل حفاظت محيط زيست گلستان، اولين کنفرانس با حضور کشورهاي عضو (CPOI) در تاريخ 2-4 خرداد ماه سال 1385 در کشور آذربايجان برگزار شد. در تاريخ 20-22 آّبان ماه سال 1387 دومين کنفرانس (CPOII) در کشور ايران برگزار شد و سومين کنفرانس (CPO3) در تاريخ 19-21 مرداد ماه سال 1390 در کشور قزاقستان برگزار شده است.

از جمله پروتکل هاي الحاقي به کنوانسيون تهران، پروتکل «آمادگي و همکاري منطقه اي در مقابله با سوانح آلودگي نفتي» با هدف مقابله با آلودگي هاي نفتي در اثر سوانح دريايي است. پروتکل ديگري که به اين کنوانسيون الحاق شده است، پروتکل «ارزيابي اثرات محيط زيستي فرامرزي» با هدف انجام مطالعات ارزيابي اثرات محيط زيستي پيش از اجراي طرح هاي بزرگ و با هدف پديد آمدن اثرات فرامرزي است. همچنين، پروتکل «آلودگي ناشي از منابع و فعاليته اي با منشا خشکي» با هدف کاهش آلودگي درياي خزرناشي از منابع مستقر در خشکي که بيشتر آلودگي ها از طريق رودخانه ها به دريا مي رسد از ديگر پروتکل هايي است که در اين کنوانسيون مطرح شد و مورد پذيرش قرار گرفت.

در نهايت، پروتکل «تنوع زيستي»  که با هدف حفاظت گونه اي و حفاظت از زيستگاهها در درياي خرز به تصويب حاضران رسيد.

همچنين، تدوين پروتکل «آبزيان درياي خزر» از مدتها قبل در دستور کار کنوانسيون  قرار گرفته و مورد موافقت همه کشورها به جز روسيه درآمده است.

در اين کنوانسيون کارگروه هاي علمي- تخصصي نيز برگزار شده است.

مهمترين اهداف اين کنوانسيون را توسعه مديريت منبع زنده آبزي بر پايه حفاظت اکوسيستمي، کاهش گونه هاي مهاجم و افزايش توليد مثل ماهيان درياي خزر را تشکيل مي دهد. از ديگر اهداف اين کنوانسيون، حفاظت از زيستگاه ها و افزايش مشارکت جوامع ساحلي در حفاظت از منابع آبزي درياي خزر است.

چهار کار گروه هاي فني – تخصصي در راستاي اهداف کنواسيون تشکيل شده است. کارگروه فني مديريت اکوسيستمي منابع آبزي، کارگروه فني تهيه فهرست مناطق تخم ريزي ماهيان و کارگروه فني تهيه فهرست و ارزيابي مناطق عبور ماهيان از جمله آنها هستند.

همچنين گروه کاري برنامه پايش محيط زيستي از ديگر مواردي است که براي اين کنوانسيون در نظر گرفته شده بود. 

از جمله رويکردهاي اين کارگروه، انتخاب نماينده اي به عنوان مشاور امور ساحل (Coastal Advisor)  در هر کشور که مسئوليت اصلي شان تقويت فعاليت هاي محيط زيستي گروه هاي مردمي و افزايش مشارکت عمومي در رابطه با حفاظت از محيط زيست درياي خزر است.

يکي از راه هاي تقويت مشارکت گروه هاي ذي نفع، اختصاص کمک هاي کوچک معادل و تسهيلات خرد محيط زيستي است.

درياچه اي با 130 ورودي طبيعي

به گزارش سبز پرس، درياي خزر بزرگترين درياچه جهان است. طول آن تقريبا  1200 کيلومتر است و عرض آن از  466 کيلومتر تا 204 کيلومترمتغير است. سطح آن حدود  27 متر پايين تر از سطح درياهاي آزاد ست که با نوسانات سطح آب درياي خزر اين عدد در طول زمان تغيير مي کند.

اين درياچه که به علت وسعت آن دريا نيز گفته مي شود داراي  قسمت کم عمق شمالي با عمق متوسط حدود 5 متر، قسمت مياني با عمق متوسط 190 متر و قسمت عميق جنوبي با عمق بيشينه 250 متراست که به دليل عمق زياد آب در بخش جنوبي يعني سواحل ايران بيشترين حجم آب (65.6 درصد) اين دريا در بخش جنوبي قرار دارد.

حدود 130 رود کوچک و بزگ به خزر مي ريزند. بزرگترين آنها رودخانه ولگا ست که از قسمت شمالي خزر به دريا مي ريزد. بيش از 90 درصد از آب هاي شيريني که به داخل خزر مي ريزند از سه رود ولگا (80 درصد)، کورا (6 درصد) و اورال (5 درصد) تامين مي شود و کمتر از 5 درصد آب درياي خزر از رودخانه هاي ايران تامين مي شود.

مهمترين رودخانه‌هاي منتهي به خزر ولگا، اورال، اترک، سولاک، سمور، کورا و سفيدرود هستند.

زيستگاه 300 گونه آبزي و يک پستاندار

تنوع زيستي درياي خزر ناشي از تاريخ طولاني و انزواي جغرافيايي آن است. تعداد جانوران آبزي بومي، که بيش از 300 گونه است، بسيار چشمگير است. اين دريا  داراي 114 گونه , 63 زيرگونه و 14 گونه از كمياب ترين ماهيان جهان است که تعدادي از آنها برا ي تخم ريزي از درياي خزر به رودخانه ها مهاجرت مي کنند. شناخته شده ترين گونه از اين ماهيان شش گونه و زير گونه ازماهي هاي خاوياري هستند، که از قرن ها قبل منبع اقتصادي با ارزشي محسوب مي شوند.

فک بومي درياي خزر تنها پستانداري است که در درياي خزر زندگي مي کند.

تالاب هاي ساحلي و گودال هاي کم عمق موقتي و دائمي که، بسياري از آن ها شورهستند، انواع گوناکوني از پرندگان را جذب مي کنند. در کل سال در درياي خزر و اطراف آن، پرندگان فراوانند، و شمار آنها طي فصول مهاجرت، بسيار افزايش مي يابد.

دريايي از مشکلات، پيش روي خزر

اما درياي خرز با همواره با مشکلاتي روبرو بوده است. نوسانات درياي خزر، استفاده بي‌رويه از منابع زير بستر دريا و آلودگي‌هاي آلي ناشي از آن و کاهش ذخاير ماهيان خاوياري از جمله اين موارد است.

همچنين، تهديدهاي تنوع زيستي، ورود گونه هاي مهاجم، بيماري «نکروز عصبي» ماهي «کفال طلايي» و فقدان تبادل آمار و اطلاعات و همکاري‌هاي علمي بين کشورهاي حاشيه درياي خزر از ديگر مشکلاتي است که در مسئله درياي خزر با آن روبرو هستيم.

به منظور کاهش تهديدات درياي خزراقدامات مهمي در سطح منطقه و توسط سازمان ملل و ارگان هاي بين المللي صورت گرفته است.

لازم الاجرا شدن کنوانسيون حفاظت محيط زيست درياي خزر براي کشورهاي ساحلي در سطح منطقه و اجراي فاز يک و دو برنامه محيط زيست درياي خزر از جمله اين اقدامات است.

مرکز ملي مطالعات و تحقيقات درياي خزر در سطح ملي به کنترل مستمر و منظم نوسانات درياي خزر و ارايه راهکارهاي لازم به منظور همزيستي مسالمت آميز با دريا دست زده است. اين مرکز شناسايي مناطق آسيب‌پذير ساحل در مقابل مخاطرات دريايي و ايجاد بانک اطلاعات آب و هواشناسي و داده‌هاي مورفولوژيک درياي خزررا نيز در دستور کار خود قرار داده است

از سوي ديگر، مرکز ملي مطالعات و تحقيقات درياي خزر، براي  احداث ايستگاه‌هاي دريايي به منظور تهيه داده‌هاي پايه پارامترهاي دريايي برنامه‌ريزي کرده است.

همچنين،  در تاريخ بيستم مردادماه 1390 با حضور وزراي محيط زيست کشورهاي حاشيه درياي خزر  پروتکل جلوگيري از آلودگي درياي خزر به امضاء رسيد.

منبع : سبزپرس



تاريخ : جمعه 28 مرداد1390 | 4:9 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

براي پنجمين سال متوالي: جشنواره يوز پلنگ آسيايي برگزار مي شود

سبز پرس : پنجمين جشنواره يوزپلنگ آسيايي 16 تا 18 شهريور ماه در کاخ موزه گلستان برگزار خواهد شد.

به گزارش سبزپرس، پنجمين جشنواره يوزپلنگ آسيايي از 16 تا 18 شهريورماه امسال با حضور تشکل ها و انجمن هاي حيات وحش و محيط زيست توسط انجمن يوزپلنگ ايراني در کاخ موزه گلستان برگزار مي شود.

ياسمن حسن بيگي، دبير اين جشنواره گفت: اين جشنواره اولين بار به پيشنهاد انجمن يوز پلنگ ايراني برگزار شد و امسال مجموعه فرهنگي کاخ گلستان از اين جشنواره حمايت کرده است. همچنين گروه صنعتي ايران خودرو به عنوان حامي ديگر اين برنامه اعلام آمادگي کرده است.

او افزود: در اين جشنواره، فعاليت هاي آموزشي، پخش فيلم، مسابقه، تئاتر ويژه کودک و نوجوان و آشناسازي مردم با فعاليت هاي حفاظت از يوزپلنگ در ايران براي مخاطبان اجرا خواهد شد.

حسن بيگي ادامه داد: از مزيت هاي جشنواره امسال به نسبت سال هاي قبل، مشارکت بخش ميراث فرهنگي و مديريت کاخ موزه گلستان در اين جشنواره است. چرا که يوزپلنگ به عنوان يک ميراث طبيعي، در کنار ميراث فرهنگي ما ارزشمند است و قرار گرفتن اين دو در کنار هم، جالب توجه است.

از پنج سال قبل، روز نهم شهريور ماه در ايران به نام «روز يوزپلنگ آسيايي» نام گذاري شده است و هر ساله به مناسبت اين روز، مراسمي برگزار مي شود. هدف از برگزاري اين برنامه، شناساندن يوزپلنگ به ايراني ها است.

در روز نهم شهريورماه 1373 سه توله يوز در اطراف شهر بافق مورد حمله افراد ناآگاه قرار گرفتند که دو توله جان دادند و توله سوم که ماده بود، پس از انتقال به تهران به مدت 9 سال با نام «ماريتا» در پارک پرديسان تهران زندگي کرد.

حضور ماريتا در پارک پرديسان باعث شد تا علاقه مندان زيادي براي حفاظت از آخرين بازمانده هاي يوزپلنگ در ايران فعاليت خود را آغاز کنند. همچنين در سال 1380 پروژه بين المللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي نيز با همکاري سازمان حفاظت محيط زيست و برنامه عمران ملل متحد آغاز به کار کرد.

منبع : سبزپرس



تاريخ : جمعه 28 مرداد1390 | 3:36 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

پسماندهاي فضايي

مقدمه :

از سال 1957 زماني که اتحاد جماهير شوروي موفق شد ماهواره اسپوتنيک1 را در مدار قرار دهد، آلودگي فضا به دست بشر آغاز شد. اين آلودگي، عمدتاً مربوط به قطعات رها شده در فضا، انفجارات خواسته يا ناخواسته و محموله‌هاي غيرقابل استفاده است. سطح فناوري پرتاب ماهواره‌ها در آغاز عصر فضا و عدم شناخت دقيق مهندسان و متخصصان نسبت به مخاطرات پسماندهاي فضايي، باعث شد كه در سال‌هاي اوج اين فعاليت‌ها حجم قابل توجه‌اي پسماند در مدارهاي گوناگون زمين رها شود. چند سالي كه از عصر فضا گذشت كم‌كم خطرات ناشي از پسماندهاي فضايي، خود را به اشكال مخاطره‌آميزي نشان دادند. در بررسي محموله‌هايي كه به زمين باز ‌مي‌گشتند، نشانه‌هايي از برخوردهاي كوچك و بزرگي ديده مي‌شد كه پاره‌اي از آنها بسيار خطرناك به نظر مي‌رسيدند. پس از آغاز راهپيمايي‌هاي فضايي، خطرات ناشي از برخورد پسماندهاي بسيار كوچكي كه مي‌توانست به راحتي پوشش نازك و حساس لباس فضانوردان را پاره كند، معضل ديگري بود كه آژانس‌هاي فضايي را به تحقيق و تفكر بيشتري وا‌داشت. اين موضوع در سال 1991، زماني كه دستكش يكي از فضانوردان شاتل فضايي آتلانتيس هنگام پياده‌نوردي فضايي و در اثر برخورد پسماند بسيار كوچكي پاره شد، اهميت ويژه‌اي يافت.

ماهيت پسماندهاي فضايي

فضاي اطراف زمين را اجرام سماوي و غيرسماوي، پلاسما، امواج الکترومغناطيسي و يون‌ها در بر‌گرفته است. ملموس‌ترين و فيزيكي‌ترين پديده‌اي كه در اطراف زمين مشاهده مي‌شود، مدارگردها هستند. در تعريف، مدارگردها اجسامي هستند با وزن، ابعاد و شكل ظاهري متفاوت كه با تبعيت از قوانين سه‌گانه كپلري به دور اجرام عظيم سماوي مي‌چرخند.

مدارگردهاي اطراف زمين را مي‌توان به دو گروه مدارگردهاي سماوي مانند ماه، سنگ‌هاي آسماني و غبارهاي بين‌سياره‌اي و مدارگردهاي دست ساز مانند ماهواره‌ها، ايستگاه‌ها و پسماندهاي فضايي تقسيم كرد. مدارگردهاي غير سماوي را مي‌توان در دو گروه اجرام قابل استفاده نظير ماهواره‌ها و اجرام غيرقابل استفاده نظير مراحل پاياني راکت‌هاي حامل و يا ماهواره‌هاي از کار افتاده تقسيم‌بندي نمود. پسماندهاي فضايي به اين گروه از مدارگردهاي ساخته دست بشر که غير قابل استفاده بوده و يا عمر مفيدشان به پايان رسيده باشد، گفته مي‌شوند. تخمين زده مي‌شود که در حال حاضر حدود 330 ميليون قطعه پسماند با ابعاد مختلف از قطر يک ميليمتر تا ماهواره‌هاي از کار افتاده چند صد کيلوگرمي در مدارهاي مختلف زمين سرگردان باشند.

اکثر پسماندهاي فضايي در دو منطقه عمده اطراف زمين انباشته شده‌اند. منطقه لئو يا محدوده کم‌ارتفاع مداري، اولين منطقه آلوده فضا شمرده مي‌شود. اين منطقه كه از ارتفاع 200 کيلومتري سطح زمين آغاز شده و تا حدود 2000 کيلومتري ادامه پيدا مي‌کند ميزبان بيشترين تعداد  ماهواره‌هاي هواشناسي و نظامي است. منطقه دوم، ناحيه کم ضخامت مدار زمين‌آهنگ يا ژئو در ارتفاع حدود 36000 کيلومتري زمين است که تقريبا تمامي ماهواره‌هاي مخابراتي و تلويزيوني در اين ناحيه واقع شده‌اند.

شناخت اين دو منطقه احتياج به روش‌هاي متفاوتي دارد. براي مثال، مطالعه اثر بازدارندگي جو و يا ناهمگوني شتاب جاذبه زمين که در مدارهاي لئو بسيار حياتي است، در مدارهاي ژئو اهميت چنداني ندارد؛ اما در مقابل، مطالعه اثر جاذبه خورشيد و ماه براي مدارگردهاي منطقه ژئو مهم است.

شكل 1- پراكندگي جمعيت پسماندها در اطراف زمين

اهميت موضوع پسماندهاي فضايي

مهم‌ترين دليل مطالعه پسماندهاي فضايي، خطراتي است كه وجود اين پسماندها براي ماموريت‌هاي فضايي به وجود مي‌آورند. سرعت مورد نياز براي قرار دادن جسمي در مدار زمين‌آهنگ به ارتفاع 36000 كيلومتر از سطح زمين، حدود 3 كيلومتر بر ثانيه است. اين سرعت با كاهش ارتفاع افزايش مي‌يابد تا جايي‌که سرعت لازم براي تزريق مدارگردي در مدار 200 کيلومتري از سطح زمين به حدود 8 كيلومتر بر ثانيه مي‌رسد.

برخورد حتي کوچک‌ترين شئ با سرعت‌هاي اشاره شده مي‌تواند براي پروازهاي سرنشين‌دار يا بي‌سرنشين تهديدي جدي به‌حساب آيد. به عبارتي، خطر اصلي پسماندهاي فضايي مربوط به انرژي جنبشي بسيار زياد آنها است که در اثر يک تصادم، رها شده و باعث ايجاد خسارت زيادي خواهد شد. برخورد ريزترين پسماند با سطح نازك و به شدت حساس لباس فضانورداني كه براي انجام مأموريت‌هاي فضايي، مجبور به راه‌پيمايي در اطراف سفينه خود مي‌شوند، مي‌تواند خطرات عمده‌اي براي آنها در‌بر‌داشته باشد. پسماندي به قطر فقط نيم ميليمتر قادر به سوراخ كردن لباس فضايي و خراشيدن پوست بدن فضانوردان خواهد شد. پسماندهاي بزرگ‌تر، حتماً خطرات بيشتري براي آنها خواهد داشت.

وضعيت ماهواره‌ها، علي‌رغم داشتن پوشش‌هاي مقاوم‌تر، بهتر نيست. برخورد يک پسماند فضايي کوچک با يک ماهواره و يا ايستگاه فضايي فعال مي‌تواند باعث از کار افتادن آنها شود و حتي در صورت بزرگ‌تر بودن پسماند، سبب متلاشي شدن ماهواره نيز خواهد شد. به عنوان مثال اگر پسماندي با قطر حدود 1 سانتي‌متر با سرعتي معادل 8 كيلومتر بر ثانيه، كه براي مدارهاي كم‌ارتفاع سرعت محتملي است، به ماهواره‌اي برخورد كند، انرژي‌اي معادل يك نارنجك دستي آزاد خواهد كرد. متاسفانه چنين پسماندهاي بسيار كوچكي قابل مشاهده، رهگيري و فهرست‌برداري نيستند و به‌طبع، نمي‌توان مسير آنها را حدس زد و از آنها دوري نمود. روي همين اصل گسترش تحقيقات براي بهبود طراحي، فرايند ساخت و استفاده از مواد جديد و ترکيبي در دستور کار تمامي دفاتر طراحي فضايي قرار دارد.

شكل 2- اين تصوير نمونه‌اي از برخورد پسماندهاي فضايي با صفحه خورشيدي تلسكوپ هابل را نشان مي‌دهد.

موضوع برخورد و تصادم با پسماندها خطرپذيري اقتصادي استفاده از فضا را به شدت افزايش داده و ادامه تحقيقات فضايي و سفرهاي اکتشافي را با بن‌بست مواجه خواهد کرد. به همين دليل براي آژانس‌هاي فضايي و صاحبان ماهواره‌هاي تجاري، علمي و نظامي بسيار مهم است که اطلاعات دقيق و جامعي از جمعيت، مشخصات و موقعيت پسماندها داشته باشند.

جمعيت و منابع توليد

از آغاز عصر فضا تا زمان حاضر، ميزان پسماندهاي فضايي ناشي از فعاليت‌هاي بشري براي کشف و استفاده تجاري، علمي و نظامي از فضا حدود 9000 قطعه فهرست شده است. پسماندهايي که در حال حاضر و به دليل محدوديت‌هاي ابزاري، مي‌توان فهرست كرد، پسماندهايي با قطر بيش از 10 سانتيمتر در محدوده کم‌ارتفاع مداري و با قطر بيش از يک متر در محدوده‌هاي مرتفع نظير مدارهاي زمين‌آهنگ هستند. طبق برآوردهاي آماري تعداد کل پسماندها بسيار بيشتر از اين رقم است. حدس زده مي‌شود که تاکنون حدود 330 ميليون قطعه پسماند با قطري بيش از يک ميليمتر در فضا رها شده باشند. منابع عمده آلوده‌كننده فضا را مي‌توان در 6 دسته مهم جا داد كه عبارتند از:

اشياي به‌جا مانده از مأموريت‌هاي فضايي؛ شناخته‌شده‌ترين پسماندها را ماهواره‌هاي از کار افتاده، اشياي به‌جا مانده از ماموريت‌هاي فضايي و قطعات پخش شده از تعداد بي‌شماري انفجار تشكيل مي‌دهد. اشياي به جا مانده از ماموريت‌هاي فضايي شامل کابل‌ها، فنرها، پيچها و محافظ‌هايي است که طي انجام مراحلي از ماموريت، مانند جدايش بلوک‌ها و شروع به کار حسگرها، دوربين‌ها و يا موتورها در فضا رها شده‌اند. در ضمن تخمين زده مي‌شود که حدود 40% پسماندهايي از اين قبيل در اثر انفجارات خواسته و يا ناخواسته در فضا توليد شده باشند.

تصادم‌هاي فضايي؛ تصادم‌هاي فضايي نيز اگرچه به ندرت رخ مي‌دهند، اما به دليل عدم کنترل بر آنها، بسيار مهم هستند. اهميت تصادم بين مدارگردها از دو جنبه قابل بررسي است. اهميت اول مربوط به دسته‌اي از تصادم‌ها است كه حداقل يكي از طرف‌هاي برخورد، مدارگرد فعالي مانند يك ماهواره باشد. اين نوع تصادم‌ها به دليل صدماتي كه مي‌تواند منجر به از كار افتادن مدارگردهاي فعال و يا شكست مأموريت‌هاي فضايي شود، مهم هستند. اهميت دوم تصادم‌هاي فضايي مربوط به بحث جاري يعني توليد پسماندهاي فضايي است. هنگامي‌كه دو مدارگرد با هم برخورد مي‌كنند، به احتمال قوي قطعات و يا تكه‌هايي از آنها جدا شده و با توجه به ميزان و نوع ضربه ناشي از برخورد، مسير مستقلي را در پيش مي‌گيرند. به اين ترتيب هر چند مجموع جرم پسماندها تغييري نمي‌كند اما جمعيت آنها افزايش مي‌يابد. با افزايش تعداد پسماندهاي فضايي در اطراف زمين، مي‌بايست منتظر افزايش تعداد چنين تصادفاتي باشيم. هم‌اكنون روزانه صدها گذر نزديك بين مدارگردهاي فهرست شده اتفاق مي‌افتد.

آلياژ نَك؛ بخش بسيار اندكي از پسماندهاي فضايي را قطرات فلز مايعي تشكيل مي‌دهد که شامل آلياژي از دو فلز قليايي سديم و پتاسيم است. از اين آلياژ ويژه كه نَك ناميده مي‌شود، به عنوان مايع خنک‌کننده در رآکتورهاي اتمي واقع در مدار استفاده مي‌شده است. نشت اين آلياژ فقط در محدوده سال‌هاي 1980 تا 1988 اتفاق افتاد و قطرات نشت‌شده قطري بين 100 ميکرومتر تا 5 سانتيمتر داشته‌اند.

خاكستر موتورهاي سوخت جامد؛ قسمت ديگري از پسماندهاي فضايي به دليل عملکرد موتورهاي سوخت جامد توليد شده‌اند. معمولا براي بهبود عملکرد اين‌گونه موتورها، کاهش ناپايداري اکسيداسيون و افزايش نيروي پيشران، در هنگام توليد سوخت حدود 18% ذرات ريز اکسيدآلومينيوم نيز به مخلوط سوخت اضافه مي‌شود. هنگامي‌كه موتورهاي سوخت جامد روشن است، اين مواد به شکل خاکستر و به قطر 50 ميکرومتر تا 3 سانتيمتر از دهانه موتور خارج شده و در مدار باقي مي‌مانند.

ذرات بسيار ريز؛ افزون بر غبار ريز ذرات آلومينيوم، دو گونه پسماندهاي فضايي ريزتري نيز وجود دارند. گونه اول، اجکتا نام دارد كه در اثر برخورد پسماندهاي کوچک با سطح ساير اجرام مداري به وجود مي‌آيد. گونه دوم، شامل ذرات و غبار رنگ يا ساير پوشش‌هاي مدارگردها نظير عايق‌هاي حرارتي است که در اثر خوردگي و يا مجاورت با اکسيژن و تابش مستقيم خورشيد، از سطح اصلي کنده شده و در فضا رها مي‌شوند.

سيم‌هاي مسي وست فورد نيدلز؛ آخرين گروه پسماندها، خوشه‌اي از سيم‌هاي مسي کوتاه و بلند است که در مدار 3600 کيلومتري زمين در حال حرکت هستند. اين خوشه حاصل دو آزمايش در قالب پروژه‌اي تحت عنوان "وست فورد نيدلز" مربوط به اوايل دهه 1960 است که به منظور استفاده از فضا براي امور مخابراتي شكل گرفته بود. هدف از پروژه اين بود که با ايجاد يک حلقه مسي در اطراف زمين، سطح مناسبي براي بازتاب امواج الکترومغناطيس به وجود آيد. طي اين عمليات، تعداد 480 ميليون دوقطبي مسي در دو مرحله در مدار زمين قرار گرفتند.

اهميت هر يك از موارد فوق، به درصد آلودگي آنها مربوط مي‌شود. روشن است كه كنترل و مطالعه روي منابع آلوده‌كننده‌اي كه درصد كمي از آلودگي كلي را به خود اختصاص مي‌دهند، در اولويت نخواهد بود. نمودار (1) سهم جمعيت هر گروه از منابع آلوده كننده فضا را به تفكيك نشان مي‌دهد. ملاحظه مي‌شود كه مدارگردهاي فعال و مفيدي كه هم‌اكنون مشغول ارايه خدمت هستند، فقط حدود 6% از كل جمعيت مدارگردهاي دست‌ساز را به خود اختصاص مي‌دهند. نمودار (2) نيز سهم جرم مدارگردهاي مختلف را از آغاز عصر فضا تا به امروز نشان مي‌دهد. ملاحظه مي‌شود كه پسماندهاي ناشي از فروپاشي هرچند سهم عمده‌اي از جمعيت پسماندهاي فضايي را شامل مي‌شوند اما سهم اندكي از جرم آنها را دربر مي‌گيرند.

نمودار 1- سهم جمعيت مدارگردهاي دست‌ساز

نمودار2- نمودار تفكيكي تغيير جرم مدارگردها بر حسب سال

فرسايش و فرو‌افتادن

فرسايش و فرو‌افتادن پسماندهاي فضايي كه عمدتاً ناشي از اثرات بازدارنده اتمسفر است، روش طبيعي کاهش پسماندها هستند. پسماندي که در مدارهاي کم‌ارتفاع به دور زمين مي‌چرخد، در اثر اغتشاشات ناشي از اتمسفر به طور مداوم انرژي جنبشي خود را از دست مي‌دهد و در نتيجه ارتفاع مداري آن کاهش مي‌يابد. چنين پسماندي افزون بر مقابله با نيروي بزرگ بازدارنده اتمسفر، به دليل سرعت زيادي كه دارد، آرام آرام داغ شده و مي‌سوزد. اگر پسماند کوچک باشد، در اثر فرسايش کاملا سوخته و قبل از برخورد با سطح زمين از بين مي‌رود. ولي اگر پسماند بزرگ باشد، بخش باقي‌مانده آن به زمين برخورد خواهد کرد. موضوع برخورد با زمين از دو جهت قابل تامل است: اول، مكان و زمان برخورد و دوم، پسماندي كه به زمين برخورد خواهد كرد. موضوع اول زماني اهميت مي‌يابد كه پسماند در شهرها، مراكز پرجمعيت و يا مجتمع‌هاي صنعتي حساس و ارزشمندي مانند پالايشگاه‌ها، سدها و يا نيروگاه‌هاي اتمي سقوط كند و اما اهميت موضوع دوم زماني آشكار مي‌شود كه پسماندهاي خطرناكي مانند راكتورهاي اتمي سفينه‌هاي فضايي و يا مخازن مملو از سوخت و مواد شيميايي خطرناك در ليست فروافتادن قرار مي‌گيرند. شكل (3) نمونه‌اي از يك پسماند فضايي فروافتاده را نشان مي‌دهد.

سه راه طبيعي براي فرسايش يا فروافتادن پسماندها مي‌شناسيم كه هر كدام از آنها به گونه‌اي با اثرات بازدارنده جو زمين در ارتباط هستند:

تغيير چگالي جو؛ اين موضوع، در مورد پسماندهايي كه در جو بسيار رقيق يا اندكي بالاتر از آن به دور زمين مي‌چرخند، اهميت دارد. چگالي اتمسفر در ارتفاع مشخصي از سطح زمين و در طول زمان، همواره ثابت نيست و به شدت به فعاليت‌هاي دوره‌اي خورشيد كه بازه‌اي يازده ساله دارد، وابسته است. در اوج فعاليت‌هاي خورشيدي كه تابش اشعه‌هاي ماوراءبنفش و گاما به شدت افزايش مي‌يابد، لايه‌هاي مختلف اتمسفر زمين به تناسب انرژي بيشتري دريافت كرده و افزايش حجم مي‌دهند. اين امر باعث مي‌شود چگالي اتمسفر در لايه‌هاي فوقاني به شدت افزايش يابد. افزايش چگالي اتمسفر در لايه‌هاي فوقاني باعث افزايش ميزان فرسايش و نيروي بازدارندگي خواهد شد كه اين موضوع باعث مي‌شود روند فرسايش و سقوط پسماندهاي اين منطقه در اوج فعاليت‌هاي خورشيدي شتاب بيشتري گيرد.

مدارهاي بيضي شكل بسيار كشيده؛ دومين عامل فرسايش يا فروافتادن پسماندها مربوط است به دسته‌اي از آنها كه در مدارهايي با تفاوت فاحش در ارتفاع نقاط اوج و حضيض مي‌چرخند و يا به عبارتي ديگر شکل مداري آنها بيضي بسيار کشيده است. اثر نيروهاي جاذبه ماه و خورشيد مخصوصا در حالت‌هاي خاصي نظير مقارنه باعث اختلالات کوچکي در مدارهاي اين دسته از پسماندها مي‌شود. از آنجا‌که در اين مدارها نقطه حضيض بسيار نزديک به محدوده جو غليظ است، كمترين اختلال در مدار امکان فرو رفتن مدارگرد در جو غليظ زمين را به شدت افزايش مي‌دهد. هر بار كه مدارگرد در مسير خود از لايه‌هاي غليظ جو عبور مي‌كند، بخشي از انرژي مداري خود را از دست داده و در نتيجه، ارتفاع مدار آن پايين‌تر آمده و فرايند فرسايش يا سقوط، سرعت بيشتري مي‌گيرد.

فشار تابشي خورشيد؛ آخرين عامل که اهميت کمتري نيز دارد نيروي ناشي از فشار تابشي خورشيد است. اثر اين نيرو بر مدارگردهاي بزرگ و سنگيني نظير ماهواره‌ها به قدري اندک است که مي‌توان آن را فراموش نمود. اما همين نيروي اندک روي پسماندهايي که نسبت سطح به جرم بزرگي دارند، تاثير قابل ملاحظه‌اي دارد که نمي‌توان از آن صرفنظر کرد. اين منبع انرژي به عنوان روش طبيعي دفع و فرسايش ذرات و غبارهايي نظير آنچه در مورد خروجي موتورهاي سوخت جامد و يا اجكتا گفته شد، بسيار مفيد است. فشار تابشي خورشيد در دوره‌هايي يازده ساله افزايش مي‌يابد و بيشترين حجم رانش پسماندهاي ريز به سمت جو غليظ در آن زمان صورت مي‌گيرد.

شكل 3- مخزن سوخت مرحله پاياني موشك "دلتاي دو". اين مخزن فولادي 200 كيلوگرمي به تاريخ 5 ژانويه 1997 در تگزاس سقوط كرد.

كميته مشاركت پسماندهاي فضايي

در حال حاضر، مجمعي بين‌المللي به نام کميته مشارکت پسماندهاي فضايي که با کوتاه واژه آي‌اِي‌دي‌سي شناخته مي‌شود، تحت نظر سازمان ملل متحد، رهبري فعاليت‌هايي را که در زمينه پسماندهاي فضايي صورت مي‌گيرد به عهده دارد. کميته مشارکت پسماندهاي فضايي، مجمعي بين‌المللي از نمايندگان دولت‌هاي عضو است كه وظيفه دارد يكپارچگي و هماهنگي لازم ميان فعاليت‌هاي پراكنده آژانس‌هاي فضايي، مراكز تحقيقاتي و دانشگاه‌هاي سراسر جهان در ارتباط با پسماندهاي فضايي را ايجاد كند.

هدف اصلي و اوليه از تشكيل چنين كميته‌اي تبادل اطلاعات اعضا در زمينه پسماندهاي فضايي است. تبادل اطلاعات فرصت مناسبي به دست مي‌دهد تا تحقيقات مشترك و بازبيني مراحل گوناگون فعاليت‌هاي در دست اقدام با سرعت بيشتر و به نحو بهتري صورت گيرد. اعضاي کميته مشارکت پسماندهاي فضايي در حال حاضر عبارتند از: آژانس فضايي ايتاليا، مركز ملي فضايي بريتانيا، مركز ملي مطالعات فضايي فرانسه، مركز ملي فضايي چين، مركز فضايي آلمان، آژانس فضايي اروپا، سازمان تحقيقات فضايي هند، آژانس ژاپني شناخت فضا، سازمان فضا و هوانوردي آمريكا، آژانس ملي فضايي اوكراين و در انتها، آژانس فضايي فدرال روسيه.

اين كميته از پنج گروه كاري تشكيل شده است كه هر كدام حوزه وسيعي از فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي را مديريت و نظارت مي‌نمايند.

- گروه مديريت؛

- كارگروه اندازه‌گيري‌ها؛

- كارگروه محيط و پايگاه داده‌ها؛

- كارگروه محافظت؛

- كارگروه كاهش و تخفيف.

مشاهده و اندازه‌گيري

اساساً اولين قدم براي مطالعه هر پديده و موضوعي، مشاهده مستقيم و دريافت اطلاعات از ماهيت و رفتار پديده است. مشاهده، ثبت و رهگيري پسماندهاي فضايي با دو مجموعه ابزار مستقر در زمين و يا شناور در فضا صورت مي‌گيرد.

براي اندازه‌گيري پسماندهاي فضايي يا بايد امواجي را كه از آنها دريافت مي‌كنيم، تبديل و مشاهده نماييم و يا نتايج حاصل از وجود آنها در مدار را روي بدنه محموله‌هاي فضايي آشكار سازيم. پسماندهاي فضايي از آنجا كه خود منبع تابش نيستند، فقط بخشي از امواج الكترومغناطيسي را كه به آنها مي‌رسد، بازتاب مي‌كنند. امواج الكترومغناطيسي طيف بسيار وسيعي از طول موج‌هاي بسيار كوچك تا بسيار بزرگ را در بر‌مي‌گيرند. اين امواج را با توجه به اندازه طول موج به هفت دسته‌ مختلف تقسيم‌بندي مي‌كنند كه شامل امواج گاما با طول موج‌هايي كوچك‌تر از 9-10 سانتيمتر تا امواج راديويي با طول موج بزرگ‌تر از 10 سانتيمتر را شامل مي‌شوند.

جوّ زمين فقط به محدوده امواج نور مرئي و راديويي اجازه عبور مي‌دهد. به همين دليل، براي مشاهده اجرام مدارگرد از روي زمين از دو روش رصد نوري و رصد راديويي استفاده مي‌کنند. برخي از مدارگردها نور خورشيد را به خوبي بازمي‌تابانند، اما بازتاب خوبي از امواج راديويي ندارند. در مقابل، مدارگردهايي وجود دارند که در برابر امواج مرئي بسيار تاريک هستند، اما امواج راديويي را به خوبي بازمي‌تابانند. به همين دليل است که مراکز علمي و نظامي مراقبت از فضا معمولا از هر دو روش براي کامل کردن و بهبود نتايج رصد استفاده مي‌کنند.

رصد پسماندها به دليل كوچك بودن، سرعت بسيار زياد و نزديك بودن آنها به ناظر، كار بسيار پيچيده و دقيقي است كه فقط با استفاده از ابزارهاي دقيق و پيشرفته رصدي امكان دارد. رصد و رهگيري يك پسماند 10 سانتيمتري كه با سرعت 8000 متر بر ثانيه و به فاصله 200 كيلومتري از ناظر، از پنجره ديد تلسكوپ‌ها عبور مي‌كند، كمتر از رصد سحابي دوردست و كم‌نوري در اعماق آسمان نيست. شكل (4) تصوير پسماندي 5/12 سانتيمتري را از دريچه چشم تلسكوپي با قطر سه متر نشان مي‌دهد.

شكل 4- پسماندي به قطر تقريبي 5/12 سانتيمتر را در ارتفاع 775 كيلومتري زمين

محيط و پايگاه داده‌ها

هدف اصلي از مشاهده پسماندهاي فضايي، افزون بر شناسايي آنها، به دست آوردن اطلاعاتي است تا بتوانيم به اين وسيله مسير و چگونگي حركت آينده پسماند را پيش‌بيني كنيم. با داشتن هفت متغير متفاوت مي‌توان با دقت مناسبي موقعيت مدارگردي را در زمان به‌خصوصي بعد از زمان ثبت اطلاعات مداري آن محاسبه نمود. اين مجموعه متغيرها را المان‌هاي كپلري مي‌نامند. يكي از اهداف رصد مدارگردها استخراج اين المان‌ها و به واسطه آنها تصحيح ضرايب بالستيك مدارگرد است.

در حال حاضر، اين المان‌ها در فرمت‌هاي گوناگون و با مراجع مختلفي براي مدارگردهايي كه شناسايي و فهرست شده‌اند، استخراج شده و در دسترس قرار گرفته‌اند. دو روش معمول براي ذخيره‌سازي اين المان‌ها وجود دارد. روش اول كه المان‌هاي دو خطي ناميده مي‌شود و با ناسا و نوراد مورد استفاده قرار مي‌گيرد و روش دوم كه آمست ناميده شده است و معمولاً با راديوآماتورها استفاده مي‌شود. روش المان‌هاي دو خطي مبتني بر كدنويسي است و براي استفاده در كامپيوترها طراحي شده است، اما روش آمست روشي توصيفي است كه بيشتر براي استفاده با افراد كاربرد دارد. ذخيره اطلاعات به روش آمست چند شكل دارد كه هر كدام با مرجعي منتشر مي‌شود.

با استفاده از المان‌هاي مداري كپلر مي‌توان يك مدار بيضي شكل حول زمين را مشخص كرد، موقعيت و وضعيت آن را نسبت به مرجع اينرسي توجيه نمود و موقعيت مدارگرد روي آن را براي زمان به‌خصوصي در آينده به دست آورد.

بعد از ثبت اطلاعات به دست آمده از روش‌هاي مشاهده مستقيم و غير مستقيم مي‌توان با استفاده از مدل‌هاي رياضي و آماري در مورد قسمتي از جمعيت پسماندها كه به دليل ضعف ابزار و روش‌ها قابل‌مشاهده و اندازه‌گيري نيستند، تخمين رياضي زد. با استفاده از روابط مداري، معادلات آماري و روش‌هاي رياضي مي‌توان مدل رياضي محيط پسماندي را شبيه‌سازي نمود، در مورد آينده آن پيش‌بيني‌هاي نسبتاً دقيقي انجام داد، خطرپذيري برخورد با پسماندها را براي مدارگردهاي مهمي نظير ايستگاه‌هاي فضايي و ماهواره‌هاي مخابراتي محاسبه كرد و در نهايت محاسبات مربوط به بازگشت پسماندها به زمين و فرسايش آنها در اتمسفر يا چگونگي برخورد آنها با سطح زمين را با دقت پيش‌بيني نمود.

از‌آنجايي‌كه با اين‌گونه نرم‌افزارها قادر به پيش‌بيني محيط پسماندي براي آينده خواهيم بود، مي‌توانيم ميزان تاثير اقدامات پيشگيرانه و برنامه‌هاي ارائه شده در جهت كاهش جمعيت پسماندها و يا كنترل آنها كه معمولا مستلزم سرمايه‌گزاري‌هاي هنگفت و بسيار پرهزينه است را قبل از اجرا بررسي كنيم.

برخورد و محافظت

از آنجاكه عمده‌ترين خطر ناشي از پسماندهاي فضايي، مربوط به برخورد آنها با مدارگردهاي مهمي مانند ماهواره‌هاي فعال و يا فضاپيماهاي سرنشين‌دار است، يكي از زمينه‌هاي مهم در تحقيقات مربوط به پسماندهاي فضايي، موضوع برخورد و اثرات ناشي از آن است. تحقيقات در اين زمينه در دو دسته تقسيم‌بندي مي‌شوند:

برخورد؛ دسته اول تحقيقاتي در مورد فيزيك برخورد، اثرات آن و شبيه‌سازي رياضي برخورد است. در اين دسته از تحقيقات انجام آزمايش‌هايي از برخورد سرعت بالا، ثبت اطلاعات در زمان برخورد و شبيه‌سازي برخورد در حالت‌هاي دوبعدي و سه‌بعدي در دستور كار قرار دارد.

مواد و محافظت؛ دسته دوم فعاليت‌ها مربوط به گسترش علم مواد و تغيير در طراحي سازه و بدنه ماهواره‌ها و فضاپيماها در جهت محافظت بيشتر از آنها است. استفاده از پوشش‌هاي چند لايه گاز-جامد و يا جامد-مايع-گاز-جامد در راستاي كاهش اثرات تخريبي برخوردها از اولين قدم‌هاي برداشته شده در اين مورد است. گسترش معلومات در جهت كاهش تخريب، ضربه‌پذيري، كاهش مواد جداشده و افزايش مقاومت لايه‌ها از ديگر اقدامات در اين مرحله است.

در راستاي محافظت از مدارگردهاي مهم، تحقيقات مربوط به شبيه‌سازي خطرپذيري برخورد و چگونگي آن نيز در فرايند طراحي مؤثر است.

كاهش جمعيت و تخفيف اثر

به منظور كاهش ميزان پسماندها و يا راندن آنها از مناطق و مدارهاي مهم و شلوغ به قسمت‌هايي از فضا كه اهميت كمتري دارند، قوانين، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هايي تهيه شده كه هدف از اجراي آنها بهبود عملكرد و روند پرتاب، فرايند تزريق در مدار -به گونه‌اي كه كمترين آلودگي توليد شود- چگونگي شروع و خاتمه ماموريت ماهواره‌ها و نحوه صحيح و اصولي انجام مانورهاي تغيير مداري است.

بازگرداندن آنچه به فضا برده مي‌شود، و يا طراحي فرايند پرتاب به گونه‌اي كه منجر به بازگشت طبيعي قطعات منفصل‌شده از راكت‌هاي محموله‌بر مي‌شود، مقدماتي‌ترين اقداماتي است كه آژانس‌هاي فضايي مي‌توانند رعايت نمايند. استانداردهايي در جهت طراحي بهينه ماهواره‌ها و يا مراحل پاياني راكت‌هاي محموله‌بر نوشته شده است تا از بروز انفجارات ناخواسته در آنها جلوگيري كند. خالي كردن مخازن سوخت و يا باتري‌هاي خالي‌نشده، از جمله اين قوانين هستند. داشتن راه‌حل اصولي و قابل انجام براي بازگرداندن و يا پارك كردن ماهواره‌هايي كه عمرشان به پايان مي‌رسد، مي‌بايستي از شروط اصلي تزريق آنها در مدارهاي مهمي مانند مدار زمين‌آهنگ باشد. نمودار (3) تخمين رشد جمعيت پسماندهاي فضايي را براي حالت‌هاي مختلف پيشگيرانه نشان مي‌دهد. همانطور كه ملاحظه مي‌شود در بهترين حالت نيز روند رشد جمعيت نرخي صعودي دارد.

 

نمودار 3- اين تصوير تخمين رشد جمعيت پسماندهاي فضايي را در چهار حالت و تا سال 2200 نشان مي‌دهد.

منبع : دانشنامه فضایی ایران



تاريخ : سه شنبه 18 مرداد1390 | 6:14 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

کنوانسيون بين المللي جلوگيري از آلودگي ناشي از کشتيها (مارپل) (MARPOL)

کنوانسيون بين المللي جلوگيري از آلودگي ناشي از کشتيها در سال 1973 با برگزاري کنفرانس بين المللي آلودگي دريا توسط IMO به تصويب رسيد و متعاقباً توسط پروتکل 1978 اصلاح گرديد. اين مقررات دربرگيرنده منابع گوناگون آلودگي ناشي از کشتيها بوده و هدف اصلي آن، حذف آلودگي عمدي محيط زيست دريا بوسيله نفت و ساير مواد مضر و کاهش تخليه چنين موادي بصورت عمدي و يا غيرعمدي، از طريق اعمال قوانين و مقررات بر کشتي ها و بنادر مي باشد.

کاربرد کنوانسيون:

1) در خصوص کشتي هايي که حق برافراشتن پرچم يک دولت عضو را داشته باشند.

2) در خصوص کشتي هايي که حق برافراشتن پرچم يک دولت عضو را ندارند ولي تحت نظر آنها بهره برداري مي گردند.

هرگونه تخلف از الزامات کنوانسيون ممنوع مي باشد و مجازات ها بايد تحت قوانين دستگاه اجرايي کشتي متخلف صورت پذيرد. همچنين هرگونه تخلف در منطقه تحت حاکميت هر دولت عضو ممنوع بوده و مجازات ها بايد تحت مقررات همان دولت عضو صورت پذيرد.

چنانچه تخليه و يا آلودگي رخ دهد، هر دولت عضو بايد مدارک و مستنداتي که نشان دهنده تخليه مواد مضر يا جرياني از مواد که حاوي چنين مواد مضري باشد که باعث تخلف از مفاد کنوانسيون گردد را جهت مرجع دريايي دولت صاحب پرچم کشتي تهيه و ارائه نمايد و هنگاميکه يک دولت عضو گزارشي مبني بر سانحه آلودگي دريافت نمود بايد بلافاصله مرجع دريايي کشتي آلوده کننده را از وقوع سانحه آلودگي مطلع نمايد. در صورتي که يک سانحه در بردارنده اثرات مضر مهمي براي محيط زيست باشد، دولتهاي عضو بايد به سانحه رسيدگي و متخلفين به دادگاه معرفي شده و مجازات ها بايد به اندازه کافي محکم باشند تا از وقوع مجدد تخلف جلوگيري نمايند.

ضمائم مارپل:

 I   مقررات براي جلوگيري از آلودگي ناشي از نفت

II  مقررات براي کنترل آلودگي توسط مواد مايع سمي بصورت فله

III  مقررات براي جلوگيري از آلودگي توسط مواد مضر بسته بندي شده          

 IV مقررات براي جلوگيري از آلودگي توسط فاضلاب کشتي ها

V  مقررات براي جلوگيري از آلودگي توسط از زباله کشتي ها

VI  مقررات براي جلوگيري از آلودگي هوا ناشي از کشتي

دولت جمهوري اسلامي ايران به سه ضميمه 1، 2 و 5 آن در سال 1381 و ضمايم 3،4 و 6 در سال 1388ملحق گرديده و بر اساس ضمائم کنوانسيون مارپل، بنادر بايد به تسهيلاتي در جهت دريافت مواد زائد از کشتيها مجهز شوند و مواد زائد مربوط به مواد نفتي و ضايعات نفتي، روغن سوخته و اسلاج، آب خن و زباله را از شناورها دريافت ميکند.

 

1 - مقررات براي جلوگيري از آلودگي ناشي از نفت

اين ضميمه در مورد همه تانکرهاي با ظرفيت ناخالص 150 تن و بالاتر و ساير کشتيها با ظرفيت ناخالص 400 تن و بيشتر اعمال مي گردد. تخليه مواد حاوي نفت به دريا در مناطق ويژه دريايي در هر شرايطي ممنوع و در ساير مناطق از محدوديتهايي برخوردار مي باشد.

کليه نفتکشهاي با ظرفيت ناخالص 150 تن و بيشتر و ساير کشتيهاي غيرنفتکش با ظرفيت 400 تن و بيشتر بايد "طرح اضطراري آلودگي نفتي بر روي کشتي" (SOPEP) داشته باشند.

2 - مقررات براي کنترل آلودگي توسط مواد مايع سمي بصورت فله

اين ضميمه براي کليه کشتيهايي که مايعات مضر بصورت فله را حمل ميکنند اعمال مي گردد. بر اساس اين ضميمه موادي که ممکن است باعث صدمه به محيط زيست دريايي گردند، تخليه آنها به دريا ممنوع و باقيمانده اين مواد بايد به بندر تحويل داده شود.

3 - مقررات براي جلوگيري از آلودگي توسط مواد مضر بسته بندي شده   

اين ضميمه براي کشتيهايي که حامل مواد مضر به شکل بسته بندي مي باشند اعمال مي گردد و مواد مضر به آن دسته اطلاق مي گردد که بر اساس مقررات حمل کالاهاي خطرناک از طريق دريا (IMDG code) خطرناک شناخته شده باشند. بر اساس اين ضميمه حمل و نقل مواد مضر ممنوع مي باشد مگر بر اساس شرايط معين شده مانند موارد بسته بندي، علامت گذاري، چسب زني، وجود اسناد و مدارک کافي، چيدمان کالا و محدوديت هاي ويژه در ارتباط با ايمني کشتي و حفاظت از جان افراد در دريا باشد.

4 - مقررات براي جلوگيري از آلودگي توسط فاضلاب کشتي ها

اين ضميمه در مورد کليه کشتيها با ظرفيت خالص 400 تن و بيشتر و قابليت حمل بيش از 15 نفر سرنشين اعمال مي گردد. بر اساس اين ضميمه کشتيها بايد داراي سيستم تصفيه فاضلاب و يا سيستم آسياب و ضدعفوني يا مخازن نگهداري فاضلاب باشند.

5 - مقررات براي جلوگيري از آلودگي ناشي از زباله کشتي ها

اين ضميمه در مورد کليه کشتيها، شناورها، سکوهاي حفاري ثابت و يا شناور اعمال شده و تخليه زباله به دريا ممنوع مي باشد. زباله به معني ، ضايعات شناور، پارچه و مواد بسته بندي، کاغذ، شيشه، فلزات و بطري، انواع مواد غذايي و پسمانده هاي خانگي و عملياتي کشتي به استثنا ماهي تازه که در اثر فعاليتهاي معمول کشتي توليد مي گردند و ميبايست که دفع شوند.

تخليه مواد ذيل در هر شرايطي به دريا ممنوع ميباشد:

- کليه مواد پلاستيکي

- مواد کاغذي – پارچه – بطري – زائدات کالاي کشتي – مواد شيشه اي

تخليه مواد غذايي در 12 مايلي نزديکترين ساحل مجاز است. زباله هاي آسياب شده چنانچه از 25 ميلي متر بزرگتر نباشند مي توان در 12 مايلي نزديکترين ساحل و تخته هاي زير کالاها با فاصله 25 مايلي از نزديکترين ساحل تخليه مي توان نمود. تخليه هر نوع زباله به غير از ضايعات غذايي در مناطق ويژه ممنوع مي باشد. تسهيلات دريافت زباله توسط بنادر بايد ارائه گردد و هر کشتي و يا شناور موظف به داشتن طرح مديريت زباله و دفتر ثبت زباله مي باشد.

6 - مقررات براي جلوگيري از آلودگي هوا ناشي از کشتي

ضميمه ششم شامل الزامات‌ کنترلي‌ درخصوص‌ مواد کاهنده‌ لايه ‌اوزن (اوزن‌شامل‌ هالونها و CFC)‌،اکسيدهاي‌ نيتروژن‌،اکسيدهاي‌ گوگرد،ترکيبات‌ معدني‌ فرار ناشي از بارگيري مواد نفتي، گازهاي ناشي از سوزاندن مواد در کوره ‌کشتي‌، تسهيلات ‌دريافت مواد زائد در بنادر ‌و کيفيت ‌سوخت‌ مصرفي کشتيها مي باشد و هر گونه‌ انتشارعمدي‌اين‌مواد ممنوع‌ ميباشد.

‌ضميمه (1)

1- تركيبات ارگانو هالوژنها.

2- جيوه و تركيبات آن.

3- كادميوم و تركيبات آن.

4- پلاستيكهاي پايدار و ديگر مواد تركيبي پايا، بطور نمونه، تور ماهيگيري و طنابهايي، كه ممكن است به صورت شناور يا معلق در دريا باقي بمانند‌بطوري كه با كشتيراني و ماهيگيري و ديگر استفاده‌هاي قانوني در دريا تداخل پيدا كنند.

5- نفت خام، نفت سياه، نفت سنگين ديزل و روغنهاي روان كننده، مايعات هيدروليكي و هر گونه مخلوطي كه داراي چنين موادي بوده و با هدف دفع،‌بارگيري شده باشند.

6- مواد زايد داراي راديواكتيويته بسيار قوي يا ساير مواد راديواكتيويته قوي كه بوسيله نهاد بين‌المللي ذيصلاح در اين زمينه - كه در حال حاضر آژانس‌بين‌المللي انرژي اتمي مي‌باشد- در زمينه‌هاي بهداشت عمومي، زيست شناسي و ديگر زمينه‌ها به عنوان مواد نامناسب براي دفع در دريا تعريف‌شده‌اند.

7- هرگونه مواد به هر شكل (‌به عنوان مثال جامد، مايع، نيمه مايع، گازها يا در حالت زنده) كه براي جنگهاي بيولوژيكي و شيميايي توليد شده است.

8- بندهاي بالاي اين ضميمه موادي را كه به سرعت از طريق روشهاي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي در دريا به مواد بي‌ضرر تبديل مي‌شوند در بر‌نمي‌گيرد، به شرط آنكه:

‌الف - جانداران دريايي خوراكي را نامطبوع ننمايد، يا

ب - موجبات تهديد سلامتي بشر يا حيوانات اهلي را فراهم ننمايند.

‌اگر ترديدي در بي‌ضرر بودن مواد وجود داشته باشد، روش مشورتي موضوع ماده (14) توسط اعضاي متعاهد رعايت خواهد شد.

9- اين ضميمه، آن دسته از مواد يا مواد ديگري (‌نظير لجن‌هاي فاضلاب و مواد حاصل از لايروبي) را كه داراي موادي باشند كه در بندهاي (1) تا(5)‌فوق به عنوان آلوده كننده جزيي به آنها اشاره شده است، شامل نمي‌شود. چنين مواد زايدي در صورت اقتضا مشمول مفاد مندرج در ضمايم (2)‌و(3)‌مي‌شود.

‌ضميمه (2)

‌موادي كه در زير جهت اهداف جز (‌الف) بند (1) ماده (6) مي‌آيند نياز به مراقبت ويژه دارند.

‌الف - زوايدي كه داراي مقادير مشخصي از موادي هستند كه به صورت زير فهرست شده‌اند:

‌آرسنيك

‌سرب

‌مس و تركيبات آنها

‌روي

‌تركيبات ارگانوسيليكن‌ها

‌سيانيدها

‌فولورايدها

‌حشره‌كش‌ها و مشتقات آنها كه در ضميمه (1) آورده نشده‌اند.

ب - در خصوص صدور مجوز جهت دفع مواد اسيدي و قليايي به مقدار فراوان، وجود احتمالي چنين موادي در بند (‌الف) بالا و مواد اضافه شده زير‌مورد بررسي و توجه قرار خواهد گرفت:

‌بريليوم

‌كروميوم

‌نيكل و تركيبات آنها

‌واناديوم

ج - كانتينرها، تراشه‌هاي فلزات و ديگر زوايدي كه به صورت انبوه قابليت غرق شدن در دريا را دارند و مي‌توانند بطور جدي مانعي براي ماهيگيري يا‌دريانوردي باشند.

‌د - زوايد راديواكتيو يا ساير مواد راديواكتيو كه در ضميمه (1) آورده نشده‌اند.‌اعضاي متعاهد بايد در صدور مجوزها براي دفع اين مواد توصيه‌هاي‌نهادهاي بين‌المللي ذيصلاح را در اين زمينه - كه در حال حاضر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مي‌باشد- مد نظر قرار دهند.

‌ضميمه (3)

‌مقرراتي كه در ايجاد معيارهاي راجع به صدور مجوزها براي دفع مواد زايد در دريا مورد توجه قرار مي‌گيرند، با در نظر گرفتن بند(2) ماده (4) شامل‌موارد ذيل مي‌باشد:

‌الف - مشخصات و تركيبات مواد:

1- مجموع مقادير و ميزان متوسط تركيب مواد دفع شده (‌بطور نمونه در هر سال)،

2- شكل مواد (‌براي مثال مواد جامد، لجن، مايع يا گازي)،

3- خواص: فيزيكي(‌براي مثال حلال بودن و وزن مخصوص مواد)، شيميايي و بيوشيميايي (‌براي نمونه: اكسيژن‌خواهي، مغذيها) واز نظر بيولوژيكي(‌براي مثال وجود ويروس‌ها، باكتري‌ها، انگلها و مخمرها)

4- ميزان سمي بودن،

5- پايداري، از نظر فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي،

6- ذخيره و تغيير شكل زيستي در مواد بيولوژيكي يا رسوبات، 7- حساسيت در مقابل تغييرات فيزيكي، شيميايي و بيوشيميايي و واكنش در محيط‌آبي با ديگر مواد آلي و غيرآلي قابل حل،

8- احتمال ايجاد آلودگي‌ها يا ديگر تغييراتي كه باعث كاهش در قابليت فروش منابع (‌ماهي، صدف و غيره) مي‌شود.

ب - ويژگيهاي محل دفع و روش ريختن مواد زايد:

1- محل (‌براي مثال هماهنگي منطقه دفع، عمق و مقدار فاصله از ساحل)، محل آن در رابطه با ديگر محل‌ها (‌ براي مثال مطلوبيت محل‌ها، محل‌تخم‌ريزي و پرورش ماهي و محلهاي ماهيگيري و منابع قابل بهره‌برداري).

2- شاخص ريختن مواد زايد در هر مرحله خاص (‌براي مثال، مقدار مواد در هر روز، هفته و ماه)

3- روش‌هاي بسته‌بندي در صورت لزوم.

4- رقيق‌سازي اوليه حاصل از روش پيشنهادي آزاد سازي مواد،

5- ويژگيهاي پراكنده‌سازي مواد (‌مانند تاثير جريانات آبي، جزر و مد، باد بر جابجايي عمودي و تركيب افقي مواد) ،

6- ويژگيهاي آبي (‌مانند درجه حرارت،PH ، ميزان شوري، طبقه‌بندي شاخصهاي اكسيژن در آلودگي، اكسيژن محلول، اكسيژن‌خواهي شيميايي،‌اكسيژن‌خواهي بيوشيميايي، نيتروژن موجود به شكل آلي و معدني از جمله آمونياك، مواد معلق و ديگر مغذي‌ها و باروري).

7- ويژگيهاي بستر و كف (‌مانند نقشه‌برداري، ويژگيهاي ژيولوژيكي و ژيوشيميايي و باروري بيولوژيكي)،

8- وجود و اثرات دفع‌هاي ديگري كه در منطقه دفع انجام شده است(‌مانند مطالعات زمينه‌اي فلزات سنگين و عناصر محتوي كربن آلي)،

9- اعضاي متعاهد بايد در خصوص صدور مجوز دفع، با درنظر گرفتن تنوع فصلها وجود يك ماخذ علمي مناسب را جهت ارزيابي نتايج چنين دفعي‌همانطوري كه در ضميمه (1) آمده است، مورد بررسي قرار دهند.

ج - ملاحظات و شرايط كلي:

1- اثرات احتمالي بر مطلوبيت محيط (‌مانند وجود ماده به هم تابيده يا شناور، تيرگي، بدبويي، بيرنگي و كف).

2- اثرات احتمالي بر زندگي جانوران دريايي، رشد ماهيها و ماهيهاي صدف‌دار (‌خرچنگ و ميگو)، انبارهاي ماهي و شيلات، كاشت و برداشت جلبك‌دريايي.

3- اثرات احتمالي بر ديگر استفاده‌هاي از دريا (‌آسيب وارد كردن بر كيفيت آب به دليل استفاده‌هاي صنعتي، خوردگي سازه‌ها در زير آب، اختلال در‌عمليات كشتي ناشي از مواد شناور در آب، اختلال در ماهيگيري و كشتيراني از طريق ريختن زوايد يا مواد جامد در كف دريا و حفاظت از مناطق داراي‌اهميت ويژه براي مقاصد علمي يا حفاظتي).

4- فراهم بودن عملي روشهاي جايگزين ساحلي تصفيه، دفع يا از ميان بردن يا تصفيه به منظور كاهش خطر مواد براي دفع در دريا.

منبع : مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی



تاريخ : سه شنبه 18 مرداد1390 | 5:17 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

كنوانسيون رامسر ( ميثاق بين المللي حفاظت از تالابها )

هر چند در حال حاضر عليرغم وجود ميثاقهاي بين المللي محيط زيستي، اکوسيستم هاي طبيعي و انسان ساخت با انواع مشکلات روبرو هستند ، ولي اگر همين تعداد محدود از توافق و قراردادهاي بين المللي زيست محيطي وجود نداشت عمل حفاظت و نگهداري از محيط زيست به مراتب مشكل تر از آنچه امروز با آن مواجه هستيم، مي بود.

قوانين و معاهدات بين المللي پايه اجرا و بعمل درآوردن اصول و قوائد زيست محيطي در سطح جهاني مي باشند. آنها نه تنها استانداردهاي جهاني را تعيين ميكنند بلكه صرف وجود آنها در صحنه جهاني اغلب دولتها را به امضا معاهدات و يا تدوين قوانين داخلي خود ترغيب مي کنند.

كنوانسيون رامسر قديمي ترين معاهده بين المللي، با تاکيد بر حفاظت از طبيعت در جهان است. آغاز آن در دوم ماه فوريه 1971 ( 13 بهمن 1349) در شهر ايراني رامسر بوده که كنوانسيون نام خود را از اين شهراقتباس کرده است. كنوانسيون رامسر در سال 1975 جنبه قانوني يافت. اين معاهده 158 كشور عضو را ملزم به تعيين و حفظ تالابهاي با اهميت بين المللي و تشويق به استفاده خردمندانه از آنها مي نمايد . بيش از 1700سايت با مساحت کل حدود 150 ميليون هکتار در حال حاضر در اين کنوانسيون به ثبت رسيده اند( آمار سال 2008).

گرچه نام رسمي كنوانسيون : “ كنوانسيون تالابهاي بين المللي بويژه به عنوان زيستگاه پرندگان آبزي “ يا به اختصار“ كنوانسيـون تالابهـا ( رامسـر، ايــران ، 1971) “ نوشتـه مي شـود، ولي به طور معمول به “ كنوانسيون رامسر “ شهرت دارد.

اين کنوانسيون بر حفاظت و بهره برداري معقول از تالابها به خصوص در جهت فراهم ساختن زيستگاهي براي پرندگان آبزي تأكيد مي كند. طي گذشت سالها، كنوانسيون گستره نگرش خود را چنان افزايش داده كه تمام ابعاد حفاظت و بهره برداري معقول و پايدار از تالابها را در بر مي گيرد و تالابها را در زمره اکوسيستمهايي مي داند که در حفاظت از تنوع زيستي و رفاه جامعه بشري اهميت فوق العاده اي دارند. به همين دليل بعدها کنوانسيون نام خود را به : "کنوانسيون حفاظت از تالابها " تغيير داد.

قدرت اثر هر معاهده فقط به اندازه ضعيف ترين عضو آن است. كنوانسيون رامسر نيز از اين موضوع مستثني نمي باشد. اگر قرار بر اين باشد كه تالابهاي در معرض تهديد جهان حفظ شوند, اعضاء فعلي بايست الزامات كنوانسيون را جدي تر بگيرند و كشورهاي بيشتري, بدون تاخير, به عضويت اين کنوانسيون در آيند.

كنوانسيون رامسر باعث دست آوردهاي قابل توجهي در حفاظت از تالابها شده است اما حفاظت و نگهداري، ايده ال هاي شكننده اي هستند و ما بايد دائما" هوشيار باشيم تا اطمينان حاصل كنيم كه تمام موافقتنامه ها، معاهدات، قوانين و كنوانسيون هاي زيست محيطي با شدت و حدت پيگيري شوند.

معيارهاي جديد كنوانسيون رامسر مربوط به شناسايي تالابهاي با اهميت بين المللي

گروه A از معيارها : مكانهاي شامل انواع تالاب شاخص، كمياب يا منحصر بفرد

معيار 1 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود که شامل نمونه اي طبيعي يا تقريبا" طبيعي از انواع تالابهاي شاخص، كمياب يا منحصر بفرد باشد که در جغرافياي زيستي مربوطه يافت مي شود.

گروه B از معيارها : مكانهاي داراي اهميت بين المللي براي حفظ تنوع زيستي.

معيارهاي در ارتباط با گونه ها و جوامع اكولوژيكي

معيار 2 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود که بتواند گونه هاي آسيب پذير يا در خطر انقراض يا در خطر انقراض بحراني و يا جوامع اكولوژيكي در معرض تهديد را پشتيباني كند.

معيار 3 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود که بتواند جمعيتهايي از گياه يا جانور كه براي حفظ تنوع زيستي يك منطقه جغرافيائي زيستي خاص اهميت دارند را پشتيباني كند.

معيار 4 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود اکر گونه هاي گياهي يا جانوري را پشتيباني كند كه در مرحله بحراني از چرخه زيستي خود قرار دارند و يا در طي شرايط نامساعد تأمين پناه نمايد.

- معيارهاي ويژه براساس پرندگان آبي

معيار 5 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود که بتواند دائما“ حداقل 20000 پرنده آبي را پشتيباني كند.

معيار 6 : تالابي بايد از نظر بين المللي با اهميت تلقي شود اگر دائما“ 1% افراد جمعيت يك گونه يا زيرگونه از پرندگان آبي را پشتيباني كند .

- معيارهاي ويژه براساس ماهيها

معيار 7 : تالابي از نظر بين المللي بااهميت تلقي مي شود اگر بتواند سهم قابل توجهي از زيرگونه، گونه يا خانواده، مراحل زيستي، ‌فعل و انفعال گونه ها و/يا جمعيت هايي از ماهيان بومي را پشتيباني كند كه نشانگر فوائد و يا ارزشهاي تالاب باشد و بنابراين در تنوع زيستي جهاني مؤثراست.

معيار 8 : تالابي بايد از نظر بين المللي بااهميت تلقي شود که بتواند براي ماهيان منبع مهم غذايي، ‌محل تخم ريزي، محل پرورش نوزادان و يا مسير مهاجرتي باشد كه نسل ماهي ها چه درحريم تالاب ويا محل ديگر به آن وابسته باشد.

معيارهاي قديم كنوانسيون رامسر مربوط به شناسايي تالابهاي با اهميت بين المللي

1 . معيارهاي مربوط به تالابهاي معرف و منحصر بفرد

يك تالاب حائز اهميت بين المللي شناخته مي شود اگر:

a – نمونه شاخص و به ويژه خوب از يك تالاب طبيعي يا تقريبا" طبيعي که معرف يک منطقه جغرافياي زيستي مناسب باشد.

b – نمونه شاخص و به ويژه خوب از يك تالاب طبيعي يا تقريبا" طبيعي بوده که در بيش از يك منطقه جغرافياي زيستي مشترک باشد.

c - به عنوان يك نمونه شاخص و به ويژه خوب از تالابي باشد كه نقش هيدرولوژيكي، بيولوژيکي يا اکولوژيکي اساسي در عملکرد طبيعي يک حوزه آبريز عمده رودخانه يا سيستم ساحلي ايفا كند، به خصوص هنگامي که در يک موقعيت فرامرزي قرار گرفته باشد.

d – نمونه اي از تيپ ويژه اي از تالاب كمياب يا غير متعارف در منطقه جغرافياي زيستي مربوطه باشد.

2 . معيارهاي عمومي بر اساس گياهان يا جانوران

يك تالاب در صورتي داراي اهميت بين المللي تلقي مي گردد که:

a - شامل مجموعه قابل توجهي از گونه ها يا زير گونه هاي نادر، ‌آسيب پذير يا در خطر انقراض از گياهان يا جانوران يا تعداد قابل ملاحظه اي از افراد يك يا چند گونه نادر، ‌آسيب پذير يا در خطر انقراض باشد. 

b - به واسطه كيفيت و خصوصيات خاص فون و فلور خود داراي ارزش ويژه اي براي نگهداري تنوع ژنتيكي و اكولوژيكي يك منطقه باشد. 

c - به عنوان زيستگاه گياهان يا جانوران در مرحله بحراني از چرخه زيستي آنها ارزش ويژه اي داشته باشد.

d - براي يک يا بيش از يک گونه يا جامعه گياه يا جانور آندميک(بومي) ارزش ويژه اي داشته باشد.

3 . معيار ويژه براساس پرندگان آبزي

يك تالاب در صورتي داراي اهميت بين المللي تلقي مي گردد که:

a - به طور منظم 20000 پرنده آبزي را در خود نگهداري كند.

b - به طور منظم تعداد قابل ملاحظه اي از افرادي كه متعلق به گروههاي ويژه پرندگان آبزي ،که شاخص ارزشها، حاصلخيزي يا تنوع تالاب باشد، را حمايت و نگهداري كند.

c - در شرايطي که داده هاي جمعيتي در دسترس باشد، به طور منظم 1 % افراد جمعيت يك گونه يا زيرگونه از پرندگان آبزي را حمايت و نگهداري كند.

4 . معيارهاي ويژه بر اساس ماهيان

يك تالاب در صورتي داراي اهميت بين المللي تلقي مي گردد که:

a - سهم قابل توجهي از زيرگونه، گونه يا خانواده، مراحل زيستنامه، ‌فعل و انفعال گونه ها و يا جمعيت هايي از ماهيان بومي را پشتيباني كند كه نشانگر فوائد و يا ارزشهاي تالاب هستند و بنابراين در تنوع زيستي جهاني موثرند.

b - بتواند براي ماهيان منبع مهم غذايي، ‌محل تخم ريزي، محل پرورش نوزادان و يا مسير مهاجرتي باشد، كه نسل ماهي ها چه درحريم تالاب ويا محل ديگر به آن وابسته باشد.

جدول تطبيق معيارهاي قديم شناسايي تالابهاي با اهميت بين المللي با معيارهاي جديد

معيار جديد معيار قديم

1 1a, 1b, 1d

2 2a,

3 2b

4 2c

5 3a

6 3c

7 4a

8 4b

انواع تالابها

انواع تالاب با توجه به تعريف کنوانسيون رامسر در جدول زير ارائه شده اند:

توضيح نوع کد

تالابهاي دريايي و ساحلي

در بيشتر موارد با عمق کمتر از شش متر در جذر پايين،

شامل خليجهاي دريايي و خورها

آبهاي دريايي كم عمق دائمي A

شامل بسترهاي کتانجک، بسترهاي چمن دريايي و علفزارهاي استوايي دريايي

بسترهاي دريايي زير جذر و مدي B

آبسنگهاي مرجاني C

شامل جزاير دور ازساحل صخره اي و پرتگاههاي دريايي

سواحل دريايي صخره اي D

شامل نواره هاي ساحلي دماغه ها و جزيركچه هاي شني: شامل شبكه هاي ماهور و تپه هاي خاکه زغال سنگ مرطوب

سواحل ماسه اي، قلوه سنگي يا سنگريزه اي E

آبهاي دائمي مصبها و شبکه هاي مصبي دلتاها آبهاي مصبيf

پهنه هاي گلي، ماسه اي يا شور بين جذر و مدي G

شامل نمکزارها، علفزارهاي شور، کفه هاي نمکي شامل علفزارهاي جذر و مدي آب شور و آب شيرين

ماندابهاي بين جذر و مدي H

شامل باتلاقهاي مانگرو و نيپاه و جنگلهاي باتلاقي آب شيرين جذر و مدي

تالابهاي مشجر بين جذر و مدي I

كولابهاي لب شور تا شور با حداقل يک اتصال به نسبت باريک به درياكولابهاي لب شور و شور ساحلي J

شامل کولابهاي دلتايي آب شيرين كولابهاي آب شيرين ساحلي K

غارهاي آهکي و ديگر سيستمهاي هيدرولوژيک زيرزميني، دريايي/ ساحلي Zk(a)

تالابهاي داخل خشكي

دلتاهاي درون خشكي دائمي L

شامل آبشارها

رودخانه ها ، نهر ها و حوزه هاي دائمي m

رودخانه هاي فصلي/ادواري/نامنظم، جويبارها و نهرها N

(بزرگتر از هشت هکتار) شامل درياچه هاي U شکل بزرگ درياچه هاي آب شيرين دائمي O

(بزرگتر از هشت هکتار)شامل درياچه هاي بوجود آمده در دشتهاي سيلابي درياچه هاي آب شيرين فصلي/ادواري P

درياچه هاي شور، لب شور و قليايي دائمي Q

درياچه ها و دشتهاي شور، لب شور و قليايي فصلي/ادواري R

ماندابها و حوضچه هاي شور، لب شور و قليايي دائمي Sp

ماندابها و حوضچه هاي شور، لب شور و قليايي فصلي/ادواري Ss

حوضچه ها (کوچکتر از هشت هکتار)، ماندابها و باتلاقها بر خاک معدني، داراي پوشش گياهي پديدار که در غالب فصل رشد بن در آب باشند

ماندابها و حوضچه هاي آب شيرين دائمي Tp

بر خاک معدني قرار داشته، شامل چالابها، لجنزارها، علفزارهاي تحت سيلابهاي فصلي و ماندابهاي جگن خيز ماندابها و حوضچه هاي آب شيرين فصلي/ادواري Ts

شامل بته يا مردابهاي باز، باتلاقها و لشاب زارها

پيت زارهاي( تورب زار) غير مشجر U

شامل علفزارهاي آلپيني، آبهاي موقت ناشي از ذوب يخها تالابهاي آلپيني Va

شامل حوضچه هاي تندرايي، آبهاي موقت ناشي از ذوب يخها تالابهاي تندرا Vt

باتلاقهاي درختچه اي، ماندابهاي آب شيرين با پوشش درختچه اي چيره، درختزار غان برروي خاکهاي معدني

تالابها ي با پوشش درختچه اي چيره W

شامل جنگلهاي باتلاقي أب شيرين، جنگلهاي در معرض سيلابهاي فصلي، باتلاقهاي مشجر برروي خاکهاي معدني

تالابهاي آب شيرين با پوشش درختي Xt

جنگلهاي باتلاقي پيت زاري

پيت زارها با پوشش جنگلي Xp

چشمه هاي آب شيرين و واحه ها Y

تالابهاي زمين گرمايي مشتمل بر بعضي از تالابهاي دشتهاي سيلابي Zg

داخل خشکي غارهاي آهکي و ديگر سيستمهاي هيدرولوژيک زيرزميني Zk(b)

تالابهاي مصنوعي

۱- مانند ماهي و ميگو استخرهاي پرورش آبزيان

۲ - (معمولا" کوچکتر از 8 هکتار) شامل استخرهاي کشاورزي و دامداري و مخازن کوچک استخرها

۳ - شامل كانالهاي أبياري و مزارع برنج اراضي تحت آبياري

۴ - شامل مراتع و علفزارهاي مرطوب برايمصارف گله داري يا تحت استفاده متمرکز اراضي كشاورزي تحت تاثير سيلابهاي فصلي

۵ - حوضچه هاي نمک، نمکزار ها و غيره سايتهاي بهره برداري نمك

۶ - (معمولا" بزرگتر از 8 هکتار) منابع و مخازن آب، آب بندهاو سدها مناطق ذخيره آب

۷ - گودالهاي برداشت رس و ماسه و حوضچه هاي کان کني. مكان هاي گودبرداري و حفاري

۸ - مزارع تصفيه فاضلاب، حوضچه هاي ته نشيني و هوادهي و غيره مناطق تصفيه فاضلاب

۹ - آبراهه ها، كانالهاي زهکشي و جوي ها

انسان ساخت غارهاي آهکي و ديگر سيستمهاي هيدرولوژيک زيرزميني Zk(c)

منبع : www.irandoe.org



تاريخ : سه شنبه 18 مرداد1390 | 5:3 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

جاده در زيستگاه يوزپلنگ نماينده مردم ابرکوه و خاتم در مجلس: احداث جاده امنيت حيات وحش را بالا مي برد

سبزپرس : نماينده مردم ابرکوه و خاتم در مجلس شوراي اسلامي، احداث جاده در محدوده امن منطقه حفاظت شده کوه بافق را باعث «بالا رفتن امنيت منطقه» دانست.

کاظم فرهمند، درباره احداث جاده سبزدشت به بافق موسوم به «گزو» به خبرنگار سبزپرس گفت: نزديک ترين گزينه براي دسترسي روستاهاي سبزدشت به بافق، همين جاده گزو است. تمايل مردم هم احداث همين جاده گزو است. قبلا قسمتي از آن هم آسفالت شده و اخيرا سازمان حفاظت محيط زيست موافقت کرده که اين جاده به شکل جاده خاکي احداث شود اما خودروها اجازه تردد از آن را نداشته باشند. چند روزي هم بولدوزرهايي که با پيگيري مردم به محل آمده بودند و کار مي کردند.

اين جاده از محدوده امن منطقه حفاظت شده کوه بافق که يکي از زيستگاه هاي مهم يوزپلنگ آسيايي در ايران است، مي گذرد.

فرهمند گفت: قبلا قسمتي از آن هم آسفالت شده و اخيرا سازمان حفاظت محيط زيست موافقت کرده که اين جاده به شکل جاده خاکي احداث شود اما خودروها اجازه تردد از آن را نداشته باشند. چند روزي هم بولدوزرهايي که با پيگيري مردم به محل آمده بودند و کار مي کردند.

او تصريح کرد: ما هنوز پيگيري براي مجوز احداث جاده از طريق سازمان حفاظت محيط زيست را انجام مي دهيم. دليل ما براي پيگيري احداث جاده گزو اين است که بافق از گرمترين شهرهاي ايران است و اين جاده دسترسي مردم به منطقه ييلاقي و خوش آب و هواي «سبزدشت» جنوب شرق اين شهر را امکان پذير مي کند.

نماينده مردم ابرکوه خاطرنشان کرد: از طرف ديگر احداث اين جاده، منطقه سبزدشت را از حالت «کم مهري» که اين چند ساله با آن مواجه بوده، خارج مي کند. اين منطقه ييلاقي است و با احداث جاده و رفت و آمدهايي که گردشگران به آن خواهند داشت، به رونق اقتصادي خواهد رسيد. همچنين اين جاده امکان دسترسي بافق به استان کرمان را نيز آسان تر خواهد کرد.

احداث جاده امنيت حيات وحش منطقه را افزايش مي دهد :

فرهمند افزود: دوستان سازمان حفاظت محيط زيست به يک نکته بي توجه هستند و آن امنيتي است که با احداث جاده براي حفاظت حيات وحش به وجود مي آيد. در حال حاضر از اين جاده ترددي صورت نمي گيرد و هر شکارچي متخلفي مي تواند مخفيانه وارد منطقه شود و شکار کند.

او ادامه داد: با احداث جاده و تردد بيشتر مردم از اين مسير، ديگر هيچکس نمي تواند مخفيانه وارد منطقه شود و اين مسئله امنيت حيات وحش را بالا مي برد.

با اين حال کارشناسان حيات وحش معتقدند که احداث جاده علاوه بر اينکه دسترسي شکارچيان را به منطقه آسان تر مي کند، باعث افزايش تلفات جاده اي حيات وحش نيز خواهد شد. از سال 1373 تا کنون 11 يوزپلنگ در جاده هاي ايران بر اثر تصادف با خودروهاي عبوري کشته شده اند.

فرهمند همچنين محور مواصلاتي روستاهاي گزستان و کوشک به بافق (جاده سيروس آباد) که هم اکنون منطقه سبزدشت را نيز به بافق متصل مي کند خطرناک دانست و گفت: جاده اي که در حال حاضر بين بافق و سبزدشت موجود است، به دليل پيچ هاي تند، خطرناک است. روستاهاي «کوشک» و «گزستان» در مسير جاده فعلي قرار گرفته اند. اهالي اين روستاها احساس مي کنند که با جاده فعلي، دسترسي آنها به شهر راحت تر است. به هر ترتيب اداره راه مي تواند در آينده جاده ديگري را هم براي دسترسي راحت تر کوشک و گزستان به بافق احداث کند.

او ادامه داد: يک سري مخالفت هايي با جاده سيروس آباد وجود دارد و نزديک ترين گزينه براي دسترسي اين روستاها به بافق، همين جاده گزو است. تمايل مردم هم احداث همين جاده گزو است.

اين نماينده مجلس در پاسخ به اينکه «شنيده مي شود اداره راه شهرستان هم تمايلي به احداث جاده گزو ندارد» گفت: اداره راه شهرستان علاقه مند به افزايش هزينه ها نيست و به همين دليل تمايلي به احداث جاده گزو نشان نداده است

منبع : سبزپرس



تاريخ : سه شنبه 18 مرداد1390 | 3:53 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

سبزپرس بررسي مي کند: ورمي کمپوست راهي براي کمک به محيط زيست روستاهاي گيلان

سبزپرس : معضل پسماندها در کشور ما آنقدر فراگير است که مختص منطقه خاصي نيست اما در برخي استان ها مانند گيلان با توجه به نوع الگو مصرف، تراکم جمعيت و محدود بودن گزينه هاي مديريت پسماند با توجه به اقليم منطقه، اين مشکل چشم گير تر رخ مي نمايد. اما نکته تامل بر انگيز اين است که گيلانيان روستا نشين که هم اين روزها متاثر از فرهنگ شهرنشيني مديريتي را که در گذشته ها براي پسماندهاي خانگي و کشاورزي خود داشتند اعمال نمي کنند و به اميد دهياران هستند تا زباله ها را جمع آوري کنند!

به گزارش سبزپرس، امسال براي نخستين بار، براي الگو سازي مديريت پسماندهاي خانگي در قالب پروژه مشاغل خانگي زنان روستايي، مديريت ترويج جهاد کشاورزي گيلان با دفتر امور زنان روستايي و عشايري وزارت جهاد کشاورزي قراردادي را براي الگو سازي و معرفي کود «ورمي کمپوست» به جامعه روستايي گيلان آغاز کردند.

«علي اصغر داداش پور» مدير هماهنگي امور ترويج و آموزش کشاورزي استان گيلان در گفتگو با سبزپرس تاکيد مي کند: آنچه ما در بخش ترويج دنبال مي کنيم استفاده از تمامي قابليت ها و هدايت آن براي بهره گيري از ظرفيت هاي بخشي کشاورزي براي رسيدن به توسعه پايدار، توليد محصول سالم و محصول ارگانيک با کاهش مصرف سموم و کود شيميايي و با وجود تمامي محدوديت هاي آب و خاک است.

وي مي گويد: براي اين کار ايجاد تعامل، همدلي، همراهي و هماهنگي با دستگاه هاي درون سازماني و برون سازماني يکي از مهمترين بخش هاي کار است.

داداش پور در تشريح «نگاه ترويج به مبحث پسماندهاي خانگي و کشاورزي» مي گويد: استفاده بي رويه و از سر عادت در مورد نهاده هاي کشاورزي، براي ما حجم انبوهي از پسماندها را به ارمغان آورده که مي توان با دو رويکرد به آن پرداخت. يکي آنکه پسماندها را تهديد و آلاينده محيط زيست و بهداشت بدانيم که گازهاي متصاعد از آن و شيرابه هاي حاصل شده از آن خاک و منابع ما را مسموم مي کند و رويکرد دوم آنکه آن را کالايي ارزان و در دسترس بدانيم که قابليت بازيابي و بازيافت دارند و در اثر اعمال مديريت، قابليت اشتغال زايي و باز گشت به چرخه توليد را دارند و براي ما محيط زيست پاک تر، بهداشت بيشتر و توليد محصول سالم را به ارمغان مي آورد.

وي ادامه مي دهد: ما با رويکرد دوم، توليد و استفاده از «ورمي کمپوست» را به عنوان يکي از راه هاي مديريت پسماندهاي کشاورزي و خانگي جامعه روستايي انتخاب کرديم. نخست به عنوان الگو با کمک زنان کشاورز گيلاني در يک دوره چهار ماهه از اسفند سال گذشته در سه روستاي «نرکه» در املش، «تازه آباد ليسه رود» در لنگرود و «سياهکلرود» در رودسر اجرايي کرديم.

به گفته داداش پور، هدف از اين برنامه استفاده بهينه از فضولات حيواني، زباله ها و پسماندهاي خانگي و پرورش کرم براي توليد کود کمپوست در ساير سايت ها بوده است.

وي در خصوص دستاورد چهارماهه زنان اين سه روستا که از همراهي مشاور طرح، شرکت هاي دانش بنيان مستقر در روستاها و نظارت مديريت جهاد کشاورزي شهرستانها برخوردار بودند، مي گويد: بانوان همراه اين پروژه در نهايت به کودي سبک، عاري از بذر علف هرز، داراي عناصر مغذي بالا، با قابليت نگهداري بالاي آب و مواد غذايي دست يافتند که به مراتب اثر بخش تر از کود شيميايي بود و براي انواع محصولات باغي، زراعي، زينتي و گلخانه اي کاربرد دارد.

اين مقام مسئول در پاسخ به اين پرسش که آيا برنامه اي براي توسعه فراگير ورمي کمپوست در استان گيلان وجود دارد گفت: در کنار اينکه ما ورمي کمپوست را به عنوان يکي از مشاغل خانگي روستايي که امکان توليد آن در جوار منازل وجودارد معرفي کرده ايم، با معرفي آن به اداره کل حفاظت محيط زيست گيلان و معاونت علوم پزشکي در صدديم تا برنامه اي براي اين کار تدوين کنيم.

وي معتقد است: با تدوين برنامه و تعريف مجوزهايي براي توليد ورمي کمپوست، شرکتهاي دانش بنيان که عموما بخش خصوصي و متشکل از فارغ التحصيلان بخش کشاورزي هستند ترغيب به توليد و تجاري سازي اين کود مناسب خواهند شد. از سوي ديگر توليد و پرورش کرم خاکي لازم براي توليد ورمي کمپوست نيز به عنوان فرصت جديدي پيش روي شاغلان و سرمايه گذاران بخش کشاورزي قرار داده مي شود.

در توليد ورمي کمپوست از نوعي کرم خاکي بنام   Eisenia Foetideaاستفاده مي شود. توليد ورمي کمپوست با دانش فني ساده، امکانات بسيار کم و حتي در فضاي کوچک يک متر مربعي نيز قابل اجرا است.

در پايان دوره چهارماهه تهيه اين کود، به اندازه 60 درصد وزن مواد اوليه مورد استفاده، کود مناسب در اختيار قرار مي گيرد. از سوي ديگر، تعداد کرم هاي خاکي نيز به دو برابر تعداد کرم هايي که در ابتدا مورد استفاده قرار گرفته اند، خواهد رسيد.

منبع : سبزپرس



تاريخ : سه شنبه 18 مرداد1390 | 3:49 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

همه جور سرقت و دزدی دیده بودیم بجز این نوع اش را ...

سرقت يک «گربه پالاس» از پارک پرديسان تهران

سبزپرس : يک گربه پالاس که به تازگي از استان اصفهان به تهران منتقل شده بود، شنبه شب از پارک پرديسان تهران ربوده شد.

به گزارش سبزپرس، يک گربه پالاس که پيش از اين از کاشان به تهران منتقل شده بود و در محوطه اي محصور در پارک پرديسان نگهداري مي شد، شنبه شب (8 مرداد) از محل نگهداري اش ربوده شد.

اين گربه تنها يک روز پيش از سرقت، به پارک پرديسان منتقل شده بود.

شنيده ها حکايت از آن دارد که سارق يا سارقان توانسته اند بدون شکستن قفل و يا اقدامات ديگر، به راحتي وارد محل نگهداري اين گربه شوند و آن را از محل خارج کنند.

از سوي ديگر گفته مي شود که در چند روز گذشته، دو «ايگوانا» نيز از همين محل به سرقت رفته است.

از حدود يکسال قبل، پارک پرديسان تهران بدون پيمانکار اداره مي شد و تنها دوماه از عقد قرارداد با پيمانکار جديد مي گذرد. پيش از اين و در غياب پيمانکار حيوانات اين پارک توسط يک دامپزشک مراقبت و نگهداري مي شدند و بخشي از غذاي مورد نياز حيوانات نيز از طريق جذب کمک هاي علاقه مندان تامين مي شد.

گربه پالاس يکي از هشت گونه گربه سان زنده ايران است که جثه بزرگتري نسبت به گربه خانگي دارد.

منبع : سبزپرس



تاريخ : چهارشنبه 12 مرداد1390 | 3:13 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

منطقه امن حيات وحش در بافق تخريب مي شود؟ يوزها در هراس از ساخت جاده در «دره گزو»

سبزپرس : منطقه حفاظت شده «بافق» يکي از پنج زيستگاه اصلي يوز پلنگ در کشور است، اما در حال حاضر تجهيزات ساخت جاده در بافق مستقر شده و قرار است به زودي وارد دره «گزو» از حساس ترين زيستگاههاي يوز در منطقه حفاظت شده شوند.

هومن جوکار کارشناس حيات وحش با بيان اين خبر به سبزپرس گفت: دره گزو «منطقه امن» است و بيشترين مشاهده يوز، به خصوص در فصولي که مادر به همراه توله هاست، در اين منطقه صورت گرفته و به طور متوسط ماهي يکبار عکس و فيلم از يوز تهيه شده است.

وي در مورد خطر جدي براي زيستگاه يوز هشدار داد و گفت: در صورت ساخته شدن جاده گزو بهترين زيستگاه حيات وحش در منطقه حفاظت شده بافق از بين مي رود و ديگر مامني براي يوز در منطقه وجود نخواهد داشت.

به گفته اين کارشناس «موسسه حيات وحش ميراث پارسيان»، راه قديمي که از ميان دره گزو مي گذرد يک راه ميان بر است که محيط بانان براي کنترل منطقه از آن استفاده مي کردند و قرار است به عنوان جاده ماشين رو در دست ساخت و ساز قرار گيرد.

وي در ادامه گفت يک مسير قديمي از شهر بافق به روستاي «دولت آباد» وجود دارد که با وجود طولاني تر بودن، گزينه مناسب تري براي مرمت است اما به علت فشار مردم روستاهاي شيطور و دولت آباد به فرمانداري در حال حاضر ماشين آلات ساخت جاده از ميان دره گزو در منطقه مستقر شده اند.

جوکار در ادامه گفت:دره گزو بهترين منطقه از زيستگاههاي حيات وحش بافق است که در سال 86 با همکاري مشترک سازمان محيط زيست و انجمن بين المللي حفاظت از حيات وحش  (WCS)  دو يوزپلنگ و دو پلنگ در اين منطقه زنده گيري شدند و گردنبد ماهواره هاي بر روي آنها نصب شد.

اين کارشناس حيات وحش در مورد اهميت اين دره پس از مطالعات کارشناسي گفت: پس از مطالعه کامل کليه زيستگاه هاي يوز، اين منطقه به عنوان بهترين زيستگاه براي زنده گيري يوزپلنگ و به عنوان منطقه امن شناسايي شده بود.

منبع : سبزپرس



تاريخ : جمعه 7 مرداد1390 | 6:1 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |

 

نماينده مردم اروميه در مجلس: نمک درياچه اروميه به زمين‌ هاي کشاورزي رسيد

سبزپرس : نماينده مردم اروميه در مجلس گفت: نمک به زمين‌هاي کشاورزي شهر اروميه واقع در آذربايجان غربي رسيده است، در حالي که اروميه قطب کشاورزي آذربايجان غربي است.

به گزارش سبزپرس و به نقل از خانه ملت، «سيد سلمان ذاکر» گفت: کشاورزي شهر اروميه در حال نابودي است و در صورتي مي‌توان از اين فاجعه جلوگيري کرد که سر و ساماني به وضعيت بحراني در ياچه اروميه بدهيم.

نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي تصريح کرد: 6 هزار هکتار ساحل نمک درياچه اروميه مي‌تواند سونامي را ايجاد کند که تمامي باغات و اراضي کشاورزي شهر اروميه را نابود کند.

ذاکر افزود: شهر اروميه در توليد محصولات کشاورزي نظير سيب وانگور ظرفيت بالايي دارد و اگر مشکلات درياچه اروميه برطرف شود و دولت حمايت لازم را از محصولات کشاورزي شهر اروميه را به عمل آورد، مي‌توانيم براي بسياري از جوانانمان اشتغال ايجاد کنيم.

به گفته وي، وضعيت توليد محصول سيب در اراضي کشاورزي و باغات شهر اروميه وضعيت مناسبي دارد، ولي متاسفانه محصول انگور شهر اروميه به علت سرمازدگي محصول وضعيت مطلوبي ندارد.

عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس اظهار اميدواري کرد که با يک برنامه‌ريزي کارآمد مي‌توانيم مشکلات درياچه اروميه را برطرف کنيم و اين امر موجب مي‌شود که صنعت کشاورزي و گردشگري شهر اروميه توسعه يابد.

به گزارش سبزپرس، کارشناسان و فعالان محيط زيست چند علت را براي وضعيت فعلي و خشک بخش هاي وسيعي از درياچه اروميه عنوان مي کنند. کاهش بارندگي ها، مديريت نادرست آب و ساخت سدهاي متعدد و همچنين گرما و تبخير زياد آب در منطقه از دلايلي است که آنها براي کاهش وسعت درياچه اروميه ذکر مي کنند.

رئيس سازمان حفاظت محيط زيست نيز روز گذشته اعلام کرد که سالانه بيش از سه ميليارد مترمکعب آب بايد به درياچه اروميه وارد شود که از طريق صرفه جويي در مصرف آب کشاورزي، انتقال حوضه به حوضه آب و همچنين عمليات بارورسازي ابرها بخش عمده اين ميزان آب تامين خواهد شد.

درياچه اروميه بزرگترين درياچه داخلي ايران است که از چند سال قبل، روند کاهش مساحت آن آغاز شده است.

کارشناسان پيش بيني کرده اند به دليل غلظت بالاي نمک در آن اين درياچه و باقيمانده نمک بر بستر خشک آن، به زودي طوفان هاي منطقه، باعث بروز پديده موسوم به «سونامي نمک» خواهد شد. اين پديده علاوه بر مخاطرات جديد که براي ساکنان استان هاي آذربايجان غربي، شرقي و کردستان خواهد داشت، باعث شورشدن خاک و کاهش شديد محصولات کشاورزي اين منطقه خواهد شد.

منبع : سبزپرس



تاريخ : جمعه 7 مرداد1390 | 5:58 قبل از ظهر | نویسنده : علی خادمی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.